<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Hamzeahmadi</id>
	<title>دانشنامه فقه معاصر - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Hamzeahmadi"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/view/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Hamzeahmadi"/>
	<updated>2026-05-27T14:12:53Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.1</generator>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67062</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67062"/>
		<updated>2026-05-02T22:07:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مذاق شارع و قیاس */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، به شیوه و سبک قانون‌گذاری شارع اشاره دارد؛ بدین معنا که فقیه با تسلط بر مجموعه احکام و مواضع شرعی می‌کوشد این سبک را شناسایی کند و در مواردی که نصّ خاص یا دلیل عام در دست نیست، از آن برای استنباط حکم بهره گیرد. این مفهوم با تعبیرهای دیگری همچون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و نیز «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح یکی از اصطلاحات رایج در فقه معاصر شیعه است. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء این مفهوم را به‌کار گرفت و سپس صاحب جواهر آن را بسط داد. بعدها در آثار فقیهانی مانند [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله راه‌های دستیابی به مذاق شارع می‌توان به احاطه بر مجموعه احکام شرعی، به‌کارگیری شیوه اولویت، تحلیل نحوه بیان احکام در متون شرعی و گاه استناد به حکم عقل اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره حجیت مذاق شارع نیز گفته‌اند زمانی پذیرفته می‌شود که به قطع یا اطمینان منتهی گردد؛ اما اگر تنها ظن ایجاد کند، معتبر شمرده نمی‌شود. در این میان، علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر مبنای حجیت ظواهر توجیه کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاق شارع، در فرآیند استنباط حکم شرعی کارکردهای متعددی مانند سرایت دادن حکم به مواردی که نصّی دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات مختلف دارد. با این حال، برخی پژوهشگران از جمله [[سیدعباس نبوی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] این مفهوم را مبنایی شخصی و فاقد ضابطهٔ دقیق دانسته و آن را برای نظام‌سازی فقهی کافی نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، مذاق شارع در فقه معاصر شیعه مفهومی اثرگذار به شمار می‌آید و در استنباط احکام جدید نقش قابل توجهی دارد، هرچند درباره حدود، ضوابط و میزان حجیت آن دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و استحسان===&lt;br /&gt;
گروهی از محققان، برخی از تعاریفی که برای استحسان از سوی فقیهان اهل سنت ارائه شده را با مذاق شارع که در فقه شیعه مطرح شده شبیه می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه تعریفی که غزالی از استحسان ارائه کرده دلیلی است که در نفس مجتهد جای می‌گیرد و توانایی اظهار آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا بنا به تعریفی دیگر آن دلیلی که در نفس پدیدار شده از گردآوری قرائنی می‌باشد که از مجموع روایات به دست آمده و این می‌تواند برای مجتهد علم یا ظن ایجاد کند، ولی نمی‌تواند عبارتی دقیقاً معادل با آن در ادله بیابد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته محققان در تمایز بین این دو گفته‌اند که در مذاق شریعت فقیه به دنبال دستیابی به سبک و شیوه شارع در قانون‌گذاری است تا بتواند در موارد مشابه که خالی از نص است از این سبک بهره جسته و در استنباط حکم یا جعل قانون استفاده کند؛ ولی در استحسان فقیه به سبک و روش شارع در جعل قوانین کاری ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و قیاس===&lt;br /&gt;
بین مذاق شریعت و قیاس فرق است. مذاق شارع تنها با ملاحظه مجموع ادله به دست می‌آید و فقیه یا محقق نمی‌تواند به صرف بررسی بخشی از روایات مثلاً طهارت، مذاق را به دست بیاورد و براساس آن حکم کند. این در حالی است که قیاس وابسته به ملاحظه مجموع ادله نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی‌نسب، «تفاوت مذاق شارع با قیاس در استنباط فقهی»، سایت مباحثه: تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مورد دیگر این که در استنباط برپایه مذاق شریعت، ظن نوعی معتبر است؛ اما در قیاس، ظن شخصی فقیه اساس عمل و حکم قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی‌نسب، «تفاوت مذاق شارع با قیاس در استنباط فقهی»، سایت مباحثه: تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*علیشاهی، ابوالفضل، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شارع در فقه امامیه»، مطالعات اصول فقه امامیه، شماره ۱۵، بهار و تابستان ۱۴۰۰ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*غزالی، محمد بن محمد، المستصفی فی الاصول، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67061</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67061"/>
		<updated>2026-05-02T22:06:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، به شیوه و سبک قانون‌گذاری شارع اشاره دارد؛ بدین معنا که فقیه با تسلط بر مجموعه احکام و مواضع شرعی می‌کوشد این سبک را شناسایی کند و در مواردی که نصّ خاص یا دلیل عام در دست نیست، از آن برای استنباط حکم بهره گیرد. این مفهوم با تعبیرهای دیگری همچون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و نیز «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح یکی از اصطلاحات رایج در فقه معاصر شیعه است. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء این مفهوم را به‌کار گرفت و سپس صاحب جواهر آن را بسط داد. بعدها در آثار فقیهانی مانند [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله راه‌های دستیابی به مذاق شارع می‌توان به احاطه بر مجموعه احکام شرعی، به‌کارگیری شیوه اولویت، تحلیل نحوه بیان احکام در متون شرعی و گاه استناد به حکم عقل اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره حجیت مذاق شارع نیز گفته‌اند زمانی پذیرفته می‌شود که به قطع یا اطمینان منتهی گردد؛ اما اگر تنها ظن ایجاد کند، معتبر شمرده نمی‌شود. در این میان، علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر مبنای حجیت ظواهر توجیه کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاق شارع، در فرآیند استنباط حکم شرعی کارکردهای متعددی مانند سرایت دادن حکم به مواردی که نصّی دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات مختلف دارد. با این حال، برخی پژوهشگران از جمله [[سیدعباس نبوی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] این مفهوم را مبنایی شخصی و فاقد ضابطهٔ دقیق دانسته و آن را برای نظام‌سازی فقهی کافی نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، مذاق شارع در فقه معاصر شیعه مفهومی اثرگذار به شمار می‌آید و در استنباط احکام جدید نقش قابل توجهی دارد، هرچند درباره حدود، ضوابط و میزان حجیت آن دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و استحسان===&lt;br /&gt;
گروهی از محققان، برخی از تعاریفی که برای استحسان از سوی فقیهان اهل سنت ارائه شده را با مذاق شارع که در فقه شیعه مطرح شده شبیه می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه تعریفی که غزالی از استحسان ارائه کرده دلیلی است که در نفس مجتهد جای می‌گیرد و توانایی اظهار آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا بنا به تعریفی دیگر آن دلیلی که در نفس پدیدار شده از گردآوری قرائنی می‌باشد که از مجموع روایات به دست آمده و این می‌تواند برای مجتهد علم یا ظن ایجاد کند، ولی نمی‌تواند عبارتی دقیقاً معادل با آن در ادله بیابد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته محققان در تمایز بین این دو گفته‌اند که در مذاق شریعت فقیه به دنبال دستیابی به سبک و شیوه شارع در قانون‌گذاری است تا بتواند در موارد مشابه که خالی از نص است از این سبک بهره جسته و در استنباط حکم یا جعل قانون استفاده کند؛ ولی در استحسان فقیه به سبک و روش شارع در جعل قوانین کاری ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و قیاس===&lt;br /&gt;
بین مذاق شریعت و قیاس فرق است. مذاق شارع تنها با ملاحظه مجموع ادله به دست می‌آید و فقیه یا محقق نمی‌تواند به صرف بررسی بخشی از روایات مثلاً طهارت، مذاق را به دست بیاورد و براساس آن حکم کند. این در حالی است که قیاس وایسته به ملاحظه مجموع ادله نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی‌نسب، «تفاوت مذاق شارع با قیاس در استنباط فقهی»، سایت مباحثه: تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مورد دیگر این که در استنباط برپایه مذاق شریعت، ظن نوعی معتبر است؛ اما در قیاس، ظن شخصی فقیه اساس عمل و حکم قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی‌نسب، «تفاوت مذاق شارع با قیاس در استنباط فقهی»، سایت مباحثه: تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*علیشاهی، ابوالفضل، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شارع در فقه امامیه»، مطالعات اصول فقه امامیه، شماره ۱۵، بهار و تابستان ۱۴۰۰ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*غزالی، محمد بن محمد، المستصفی فی الاصول، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67060</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67060"/>
		<updated>2026-05-02T22:02:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، به شیوه و سبک قانون‌گذاری شارع اشاره دارد؛ بدین معنا که فقیه با تسلط بر مجموعه احکام و مواضع شرعی می‌کوشد این سبک را شناسایی کند و در مواردی که نصّ خاص یا دلیل عام در دست نیست، از آن برای استنباط حکم بهره گیرد. این مفهوم با تعبیرهای دیگری همچون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و نیز «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح یکی از اصطلاحات رایج در فقه معاصر شیعه است. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء این مفهوم را به‌کار گرفت و سپس صاحب جواهر آن را بسط داد. بعدها در آثار فقیهانی مانند [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله راه‌های دستیابی به مذاق شارع می‌توان به احاطه بر مجموعه احکام شرعی، به‌کارگیری شیوه اولویت، تحلیل نحوه بیان احکام در متون شرعی و گاه استناد به حکم عقل اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره حجیت مذاق شارع نیز گفته‌اند زمانی پذیرفته می‌شود که به قطع یا اطمینان منتهی گردد؛ اما اگر تنها ظن ایجاد کند، معتبر شمرده نمی‌شود. در این میان، علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر مبنای حجیت ظواهر توجیه کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاق شارع، در فرآیند استنباط حکم شرعی کارکردهای متعددی مانند سرایت دادن حکم به مواردی که نصّی دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات مختلف دارد. با این حال، برخی پژوهشگران از جمله [[سیدعباس نبوی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] این مفهوم را مبنایی شخصی و فاقد ضابطهٔ دقیق دانسته و آن را برای نظام‌سازی فقهی کافی نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، مذاق شارع در فقه معاصر شیعه مفهومی اثرگذار به شمار می‌آید و در استنباط احکام جدید نقش قابل توجهی دارد، هرچند درباره حدود، ضوابط و میزان حجیت آن دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و استحسان===&lt;br /&gt;
گروهی از محققان، برخی از تعاریفی که برای استحسان از سوی فقیهان اهل سنت ارائه شده را با مذاق شارع که در فقه شیعه مطرح شده شبیه می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه تعریفی که غزالی از استحسان ارائه کرده دلیلی است که در نفس مجتهد جای می‌گیرد و توانایی اظهار آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا بنا به تعریفی دیگر آن دلیلی که در نفس پدیدار شده از گردآوری قرائنی می‌باشد که از مجموع روایات به دست آمده و این می‌تواند برای مجتهد علم یا ظن ایجاد کند، ولی نمی‌تواند عبارتی دقیقاً معادل با آن در ادله بیابد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته محققان در تمایز بین این دو گفته‌اند که در مذاق شریعت فقیه به دنبال دستیابی به سبک و شیوه شارع در قانون‌گذاری است تا بتواند در موارد مشابه که خالی از نص است از این سبک بهره جسته و در استنباط حکم یا جعل قانون استفاده کند؛ ولی در استحسان فقیه به سبک و روش شارع در جعل قوانین کاری ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و قیاس===&lt;br /&gt;
بین مذاق شریعت و قیاس فرق است. مذاق شارع تنها با ملاحظه مجموع ادله به دست می‌آید و فقیه یا محقق نمی‌تواند به صرف بررسی بخشی از روایات مثلاً طهارت، مذاق را به دست بیاورد و براساس آن حکم کند. این در حالی است که قیاس وایسته به ملاحظه مجموع ادله نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی‌نسب، «تفاوت مذاق شارع با قیاس در استنباط فقهی»، سایت مباحثه: تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مورد دیگر این که در استنباط برپایه مذاق شریعت، ظن نوعی معتبر است؛ اما در قیاس، ظن شخصی فقیه اساس عمل و حکم قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی‌نسب، «تفاوت مذاق شارع با قیاس در استنباط فقهی»، سایت مباحثه: تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67059</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67059"/>
		<updated>2026-05-02T21:50:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مفهوم‌شناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، به شیوه و سبک قانون‌گذاری شارع اشاره دارد؛ بدین معنا که فقیه با تسلط بر مجموعه احکام و مواضع شرعی می‌کوشد این سبک را شناسایی کند و در مواردی که نصّ خاص یا دلیل عام در دست نیست، از آن برای استنباط حکم بهره گیرد. این مفهوم با تعبیرهای دیگری همچون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و نیز «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح یکی از اصطلاحات رایج در فقه معاصر شیعه است. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء این مفهوم را به‌کار گرفت و سپس صاحب جواهر آن را بسط داد. بعدها در آثار فقیهانی مانند [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله راه‌های دستیابی به مذاق شارع می‌توان به احاطه بر مجموعه احکام شرعی، به‌کارگیری شیوه اولویت، تحلیل نحوه بیان احکام در متون شرعی و گاه استناد به حکم عقل اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره حجیت مذاق شارع نیز گفته‌اند زمانی پذیرفته می‌شود که به قطع یا اطمینان منتهی گردد؛ اما اگر تنها ظن ایجاد کند، معتبر شمرده نمی‌شود. در این میان، علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر مبنای حجیت ظواهر توجیه کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاق شارع، در فرآیند استنباط حکم شرعی کارکردهای متعددی مانند سرایت دادن حکم به مواردی که نصّی دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات مختلف دارد. با این حال، برخی پژوهشگران از جمله [[سیدعباس نبوی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] این مفهوم را مبنایی شخصی و فاقد ضابطهٔ دقیق دانسته و آن را برای نظام‌سازی فقهی کافی نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، مذاق شارع در فقه معاصر شیعه مفهومی اثرگذار به شمار می‌آید و در استنباط احکام جدید نقش قابل توجهی دارد، هرچند درباره حدود، ضوابط و میزان حجیت آن دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و استحسان===&lt;br /&gt;
گروهی از محققان، برخی از تعاریفی که برای استحسان از سوی فقیهان اهل سنت ارائه شده را با مذاق شارع که در فقه شیعه مطرح شده شبیه می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه تعریفی که غزالی از استحسان ارائه کرده دلیلی است که در نفس مجتهد جای می‌گیرد و توانایی اظهار آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا بنا به تعریفی دیگر آن دلیلی که در نفس پدیدار شده از گردآوری قرائنی می‌باشد که از مجموع روایات به دست آمده و این می‌تواند برای مجتهد علم یا ظن ایجاد کند، ولی نمی‌تواند عبارتی دقیقاً معادل با آن در ادله بیابد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته محققان در تمایز بین این دو گفته‌اند که در مذاق شریعت فقیه به دنبال دستیابی به سبک و شیوه شارع در قانون‌گذاری است تا بتواند در موارد مشابه که خالی از نص است از این سبک بهره جسته و در استنباط حکم یا جعل قانون استفاده کند؛ ولی در استحسان فقیه به سبک و روش شارع در جعل قوانین کاری ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67058</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67058"/>
		<updated>2026-05-02T21:49:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، به شیوه و سبک قانون‌گذاری شارع اشاره دارد؛ بدین معنا که فقیه با تسلط بر مجموعه احکام و مواضع شرعی می‌کوشد این سبک را شناسایی کند و در مواردی که نصّ خاص یا دلیل عام در دست نیست، از آن برای استنباط حکم بهره گیرد. این مفهوم با تعبیرهای دیگری همچون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و نیز «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح یکی از اصطلاحات رایج در فقه معاصر شیعه است. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء این مفهوم را به‌کار گرفت و سپس صاحب جواهر آن را بسط داد. بعدها در آثار فقیهانی مانند [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله راه‌های دستیابی به مذاق شارع می‌توان به احاطه بر مجموعه احکام شرعی، به‌کارگیری شیوه اولویت، تحلیل نحوه بیان احکام در متون شرعی و گاه استناد به حکم عقل اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره حجیت مذاق شارع نیز گفته‌اند زمانی پذیرفته می‌شود که به قطع یا اطمینان منتهی گردد؛ اما اگر تنها ظن ایجاد کند، معتبر شمرده نمی‌شود. در این میان، علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر مبنای حجیت ظواهر توجیه کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاق شارع، در فرآیند استنباط حکم شرعی کارکردهای متعددی مانند سرایت دادن حکم به مواردی که نصّی دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات مختلف دارد. با این حال، برخی پژوهشگران از جمله [[سیدعباس نبوی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] این مفهوم را مبنایی شخصی و فاقد ضابطهٔ دقیق دانسته و آن را برای نظام‌سازی فقهی کافی نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، مذاق شارع در فقه معاصر شیعه مفهومی اثرگذار به شمار می‌آید و در استنباط احکام جدید نقش قابل توجهی دارد، هرچند درباره حدود، ضوابط و میزان حجیت آن دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط است به این که حکم به دست آمده از راه مذاق شارع، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و استحسان===&lt;br /&gt;
گروهی از محققان، برخی از تعاریفی که برای استحسان از سوی فقیهان اهل سنت ارائه شده را با مذاق شارع که در فقه شیعه مطرح شده شبیه می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه تعریفی که غزالی از استحسان ارائه کرده دلیلی است که در نفس مجتهد جای می‌گیرد و توانایی اظهار آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا بنا به تعریفی دیگر آن دلیلی که در نفس پدیدار شده از گردآوری قرائنی می‌باشد که از مجموع روایات به دست آمده و این می‌تواند برای مجتهد علم یا ظن ایجاد کند، ولی نمی‌تواند عبارتی دقیقاً معادل با آن در ادله بیابد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته محققان در تمایز بین این دو گفته‌اند که در مذاق شریعت فقیه به دنبال دستیابی به سبک و شیوه شارع در قانون‌گذاری است تا بتواند در موارد مشابه که خالی از نص است از این سبک بهره جسته و در استنباط حکم یا جعل قانون استفاده کند؛ ولی در استحسان فقیه به سبک و روش شارع در جعل قوانین کاری ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67057</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67057"/>
		<updated>2026-05-02T21:39:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، به شیوه و سبک قانون‌گذاری شارع اشاره دارد؛ بدین معنا که فقیه با تسلط بر مجموعه احکام و مواضع شرعی می‌کوشد این سبک را شناسایی کند و در مواردی که نصّ خاص یا دلیل عام در دست نیست، از آن برای استنباط حکم بهره گیرد. این مفهوم با تعبیرهای دیگری همچون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و نیز «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح یکی از اصطلاحات رایج در فقه معاصر شیعه است. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء این مفهوم را به‌کار گرفت و سپس صاحب جواهر آن را بسط داد. بعدها در آثار فقیهانی مانند [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله راه‌های دستیابی به مذاق شارع می‌توان به احاطه بر مجموعه احکام شرعی، به‌کارگیری شیوه اولویت، تحلیل نحوه بیان احکام در متون شرعی و گاه استناد به حکم عقل اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره حجیت مذاق شارع نیز گفته‌اند زمانی پذیرفته می‌شود که به قطع یا اطمینان منتهی گردد؛ اما اگر تنها ظن ایجاد کند، معتبر شمرده نمی‌شود. در این میان، علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر مبنای حجیت ظواهر توجیه کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاق شارع، در فرآیند استنباط حکم شرعی کارکردهای متعددی مانند سرایت دادن حکم به مواردی که نصّی دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات مختلف دارد. با این حال، برخی پژوهشگران از جمله [[سیدعباس نبوی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] این مفهوم را مبنایی شخصی و فاقد ضابطهٔ دقیق دانسته و آن را برای نظام‌سازی فقهی کافی نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، مذاق شارع در فقه معاصر شیعه مفهومی اثرگذار به شمار می‌آید و در استنباط احکام جدید نقش قابل توجهی دارد، هرچند درباره حدود، ضوابط و میزان حجیت آن دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط است به این که حکم به دست آمده از راه مذاق شارع، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و استحسان===&lt;br /&gt;
گروهی از محققان، برخی از تعاریفی که برای استحسان از سوی فقیهان اهل سنت ارائه شده را با مذاق شارع که در فقه شیعه مطرح شده شبیه می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه تعریفی که غزالی از استحسان ارائه کرده دلیلی است که در نفس مجتهد جای می‌گیرد و توانایی اظهار آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۷ق، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا بنا به تعریفی دیگر آن دلیلی که در نفس پدیدار شده از گردآوری قرائنی می‌باشد که از مجموع روایات به دست آمده و این می‌تواند برای مجتهد علم یا ظن ایجاد کند، ولی نمی‌تواند عبارتی دقیقاً معادل با آن در ادله بیابد.&amp;lt;ref&amp;gt;علیشاهی، «سنجش استحسان در اهل سنت با مذاق شریعت در فقه امامیه»، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67056</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67056"/>
		<updated>2026-05-02T20:51:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، به شیوه و سبک قانون‌گذاری شارع اشاره دارد؛ بدین معنا که فقیه با تسلط بر مجموعه احکام و مواضع شرعی می‌کوشد این سبک را شناسایی کند و در مواردی که نصّ خاص یا دلیل عام در دست نیست، از آن برای استنباط حکم بهره گیرد. این مفهوم با تعبیرهای دیگری همچون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و نیز «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح یکی از اصطلاحات رایج در فقه معاصر شیعه است. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء این مفهوم را به‌کار گرفت و سپس صاحب جواهر آن را بسط داد. بعدها در آثار فقیهانی مانند [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] مورد استفاده قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله راه‌های دستیابی به مذاق شارع می‌توان به احاطه بر مجموعه احکام شرعی، به‌کارگیری شیوه اولویت، تحلیل نحوه بیان احکام در متون شرعی و گاه استناد به حکم عقل اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره حجیت مذاق شارع نیز گفته‌اند زمانی پذیرفته می‌شود که به قطع یا اطمینان منتهی گردد؛ اما اگر تنها ظن ایجاد کند، معتبر شمرده نمی‌شود. در این میان، علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر مبنای حجیت ظواهر توجیه کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاق شارع، در فرآیند استنباط حکم شرعی کارکردهای متعددی مانند سرایت دادن حکم به مواردی که نصّی دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات مختلف دارد. با این حال، برخی پژوهشگران از جمله [[سیدعباس نبوی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] این مفهوم را مبنایی شخصی و فاقد ضابطهٔ دقیق دانسته و آن را برای نظام‌سازی فقهی کافی نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، مذاق شارع در فقه معاصر شیعه مفهومی اثرگذار به شمار می‌آید و در استنباط احکام جدید نقش قابل توجهی دارد، هرچند درباره حدود، ضوابط و میزان حجیت آن دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط است به این که حکم به دست آمده از راه مذاق شارع، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67055</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67055"/>
		<updated>2026-05-02T20:33:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط است به این که حکم به دست آمده از راه مذاق شارع، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67054</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=67054"/>
		<updated>2026-05-02T20:30:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط ست به این که حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[محمد عندلیبی|محمد عندلیب]]،‌ مدرس حوزه علمیه قم، یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66599</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66599"/>
		<updated>2026-04-21T10:10:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استعمالِ دُخانیات&#039;&#039;&#039;، تنفس دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو است. نخستین بار توتون یا تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شد و با رواج استعمال آن در میان مسلمانان، فقیهان نیز به بررسی حکم شرعی آن پرداختند. گروهی از فقیهان به حرمت، گروهی دیگر به جواز آن فتوا داده و گروهی نیز توقف کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قاعده لاضرر]] مهم‌ترین دلیلی است که قائلان به حرمت استعمال دخانیات به آن استناد کرده‌اند. آنان بر این نظرند که استعمال دخانیات برای سلامتی ضرر معتنا‌به در پی دارد و براساس قاعده لاضرر هر چه برای سلامتی ضرر داشته باشد، حرام است. این دلیل مورد نقد قائلان به جواز استعمال دخانیات قرار گرفته و گفته‌اند مفهوم ضرر، مفهوم ثابتی نیست و به مزاج‌های مختلف افراد، شرایط زمانی و مکانی و مقدار آن، بستگی دارد. از نظر این فقیهان، استعمال دخانیات، تنها برای برخی افراد ضرر دارد و فقط نسبت به آنان حرام است، لذا نمی‌توان حکم کلی صادر کرد و آن را برای همه حرام دانست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان معتقدند که هیچ نصی در خصوص حکم شرعی استعمال دخانیات وارد نشده است، با این وجود گروهی از آنان احتیاط کرده و گروهی دیگر با تمسک به اصل برائت و قاعده حلیت، به جواز آن فتوا داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تبیین مسئله و جایگاه آن==&lt;br /&gt;
استعمال دخانیات یا شُرب توتون، استنشاق دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو، به کمک وسایلی همچون سیگار، قلیان، چپق، پیپ یا امثال آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این اصطلاحات در ابواب فقهی نماز و روزه، بحث شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; فقهای مسلمان درباره حکم شرعی خرید و فروش آن  به‌طور مستقل بحث کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹؛ جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۹-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین درباره استعمال دخانیات از جهت ضرری بودن یا ضرری نبودن استعمال آن؛ هم در گذشته و هم در فقه معاصر به صورت مسئله‌ای مستقل، از آن بحث می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خوئی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ۳۶۰-۳۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تاریخچه و زمینه شکل‌گیری بحث===&lt;br /&gt;
به‌نقل از حر عاملی و برخی دیگر، توتون و تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; آغاز ورود دخانیات از غرب به کشورهای اسلامی را از سال‌های آخر قرن دهم هجری گزارش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین نقل شده است که نخستین بار توتون و تنباکو به امپراتوری عثمانی (ترکیه امروزی) در سال ۱۶۰۵م، از طریق قسطنطنیه، به دمشق در سال ۱۶۰۶م، به حجاز، مکه و کشور مصر در اواخر سال ۱۶۰۱م، وارد گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۲۴-۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنا به برخی گزارش‌ها، ورود دخانیات به کشور ایران از اوایل قرن ۱۱ هجری بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;فتح‌الله‌پور، «دخانیات»، ص۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از گسترش دخانیات در کشورهای اسلامی و شیوع استعمال آن در بین مسلمانان، فقها به بررسی حکم شرعی آن پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی آن را جایز و گروه دیگری آن را حرام اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناقشه اصولی و اخباری در حکم شرعی استعمال دخانیات===&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اصولیان و اخباریان در اثر اختلاف مبانی‌شان در شبهات حکمیه تحریمیه، در حکم شرعی استعمال دخانیات نیز اختلاف نظر دارند، به‌طوری که در برهه‌ای، حرمت استفاده از توتون و استعمال دخانیات نماد اخباری‌گری و جواز استعمال آن، نماد اندیشه اصولی به شمار می‌رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;عدالت‌نژاد، «دخانیات: مباحث فقهی»، ص۳۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به دیدگاه اصولیان، در شبهات حکمیه تحریمیه، یعنی در جایی که؛ اولاً مجتهد به اصل تکلیف در یک مسئله‌ای شک داشته باشد؛ ثانیاً منشأ شک، فقدان نص در آن مسئله، اجمال نص یا تعارض نصوص باشد و ثالثاً دوران امر بین حکم کلی حرمت و غیر وجوب باشد، اصل برائت جاری می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اخباریان در این شرایط به توقف یا احتیاط قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس، از آنجا که گفته می‌شود هیچ نص یا روایتی درباره استعمال دخانیات وارد نشده است،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این که حکم کلی آن، حرمت است یا اباحه و یا کراهت، شک و تردید وجود دارد که برخی اصولیان طبق مبنای خودشان به برائت قائل شده و آن را جایز دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴؛شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اخباریان به توقف و احتیاط در این مسئله روی آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ حر عاملی در فائده ۵۱ از کتاب الفوائد الطوسیة، به بحث درباره حکم استعمال دخانیات پرداخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  او در این بخش به ۱۲ دلیلی که فقهای شیعه برای اثبات حرمت استعمال دخانیات ذکر کرده‌اند، اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴-۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظریه حرمت استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
گروهی از فقهای مسلمان استعمال دخانیات را حرام اعلام کرده‌اند و برای اثبات حرمت آن به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مضر بودن دخانیات برای بدن===&lt;br /&gt;
بسیاری از فقهای مسلمان، استعمال دخانیات را با استناد به [[قاعده لاضرر]]، تنها در صورتی که ضرر مهم و قابل توجهی برای بدن داشته باشد، حرام دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اصولی، بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۲، ص۹۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; این فقیهان البته صرف عنوان دخانیات را حرام نمی‌دانند؛ بلکه از آن جهت که می‌تواند برای بدن ضرر معتنابه در برداشته باشد و پس از احراز ضرری بودن آن، به حرمت استعمال آن فتوا می‌دهند. برای نمونه بنا به فتوای [[سید علی حسینی سیستانی]]، استعمال مواد مخدر، سیگار و قلیان، در صورتی که دارای ضرر و زیان فوق‌العاده و مهمی باشد، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته برخی نیز به‌طور مطلق، فتوای به حرمت داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ص۲۲۴؛ علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه حر عاملی که از محدثان و اخباریان قرن دوازدهم هجری به‌شمار می‌رود، استدلال برخی از این فقهان را چنین بیان کرده است: همه کسانی که به استعمال دخانیات عادت دارند و همچنین پزشکان، از ضررهای ناشی از آن خبر داده‌اند و برپایه روایتی از امام صادق(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مضر بودن چیزی، علت حرمت آن چیز شمرده شده است، پس استعمال دخانیات حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان فقیهان معاصر شیعه (قرن پانزدهم هجری) نیز [[مکارم شیرازی]] با استناد به قاعده لاضرر، به‌طور مطلق، فتوای به حرمت استعمال دخانیات داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; او می‌گوید: پزشکان و اهل خبره اتفاق نظر دارند که استعمال دخانیات و سیگار ضررهای مهم و حیاتی برای بدن دارد&amp;lt;ref&amp;gt;علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و لذا مطابق قاعده لاضرر مشمول حکم حرمت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که گروهی از فقهای حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنابله، عبدالعزیز بن‌باز (درگذشت: ۱۴۲۰ق)، مفتی وهابی اهل عربستان، نیز با استناد به قاعده لاضرر، به حرمت استعمال دخانیات فتوا داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۲؛ الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نظر این فقیهان، برپایه این قاعده، استعمال دخانیات، بنا به گزارش متخصصان، ضرر مهم و قابل توجه برای بدن دارد و هر آنچه برای بدن ضرر دارد، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دخانیات از خبائث و استعمال آن افتادن در هلاکت است===&lt;br /&gt;
برخی عالمان با استناد به آیه «[[آیه ۱۵۷ سوره اعراف|وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ]]؛ و خداوند ناپاکی‌ها را حرام کرده است.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اعراف، آیه ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات را یکی از مصادیق این امور ناپاک در نظر گرفته و به حرمت آن نظر داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین گفته‌اند که استعمال دخانیات به سبب آن که موجب عارض شدن بیماری‌های زیادی می‌شود، نوعی افکندن خود در هلاکت است که خداوند بنا به [[آیه تهلکه]] از آن نهی کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استعمال دخانیات مخالف احتیاط است===&lt;br /&gt;
اخباری‌های شیعه و برخی فقیهان اهل سنت و جماعت|اهل سنت مانند محمد بن احمد علیش (درگذشت: ۱۲۹۹ق)، فقیه مالکی، به قاعده احتیاط برای حرمت استعمال دخانیات استناد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مطابق این قاعده برخی امور به‌طور واضح، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، برخی دیگر به‌طور واضح، واجب است که باید انجام داد و در برخی دیگر وجوب یا حرمت آن واضح نیست و نسبت به آن شبهه وجود دارد که برای نجات از افتادن در محرمات الهی، باید در آن‌ها توقف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; استعمال دخانیات از اموری است که نسبت به آن شبهه وجود دارد و توقف نکردن در آن موجب افتادن در محرمات الهی و هلاکت می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صرف هزینه برای دخانیات اسراف و تضییع مال است===&lt;br /&gt;
صرف هزینه برای استعمال دخانیات، اسراف و ضایع کردن مال است؛ چرا که نه‌تنها نفعی برای بدن ندارد، بلکه مضر نیز هست و بنا به آیه ۴۳ سوره غافر و برخی روایات،&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اسراف و ضایع کردن مال، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایز بودن استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
برخی فقیهان به جواز استعمال دخانیات فتوا داده‌اند و به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مناقشه در مضر بودن دخانیات برای همه بدن‌ها===&lt;br /&gt;
به‌گفته سید ابوالقاسم خوئی، مفهوم «ضرر» مفهوم مطلق و ثابتی نیست که حکم حرمت، ذاتی و غیر منفک از آن باشد؛ بلکه مفهومی غیر ثابت و نسبی است که به نسبت افراد و مزاج‌های مختلف‌شان، مقدار آن چیز که می‌گویند ضرر دارد و همچنین در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، تغییر می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;توحیدی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۷-۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات یکی از همین امور است که برخی فقها گفته‌اند ضرر آن غیر ثابت بوده و ممکن است تنها برای بعضی از بدن‌ها ضرر داشته و برای بعضی دیگر ضرر نداشته باشد و لذا نمی‌توان آن را تحت قاعده کلی درآورد و در همه موارد آن را حرام اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===توتون و تنباکو پاکیزه و حلال است===&lt;br /&gt;
هر آنچه در زمین است و از زمین می‌روید بنا به شهادت آیاتی همچون آیه «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا؛ او خدایی است که همه چیز در زمین را برای شما خلق کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا؛ از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است تناول کنید.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; حلال است؛ مگر آن که دلیل خاصی بر حرمت آن اقامه شود.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; توتون و تنباکو نیز یکی از چیزهایی است که مانند سایر گیاهان از زمین می‌روید و هیچ نص شرعی یا دلیل خاصی بر حرام بودن استفاده از آن وارد نشده، پس حلال و پاکیزه است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قاعده حلیت===&lt;br /&gt;
برای حرمت استعمال دخانیات هیچ نصی وارد نشده است و همه فقهای متقدم و متأخر شیعه، به‌نقل از سید نعمت‌الله جزایری، بر حلال‌بودن هر آنچه نصی بر حرمت آن وارد نشده، اجماع دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین استعمال دخانیات حرام نیست و مباح است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گزارش کتاب الموسوعة الفقهیة الکویتیة، موسوعه‌ای در فقه اهل سنت، برخی فقیهان اهل سنت با وارد کردن خدشه در ادله حرمت، به کراهت آن قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برپایه دیدگاه این فقیهان، اگر مضرات استعمال دخانیات ثابت شود، حرام است و اگر ثابت نشود، اصل بر حلیت آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برخی نیز گفته‌اند از آنجا که بیشتر مسلمانان به آن مبتلا هستند، برای دفع حرج از مسلمانان، بهتر است به حلیت آن فتوا داده شود و فتوای به حلیت به یسر و قاعده نفی حرج نزدیک‌تر است تا فتوای به حرمت.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکم استعمال دخانیات برای روزه‌دار==&lt;br /&gt;
بنا به نظر بیشتر فقها و مراجع تقلید، احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‌شود، خودداری کند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۶؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۳۳۵؛ اصولی و بنی‌هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج۱، ص۹۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیهان همچنین درباره حکم استعمال دخانیات در اماکن عمومی نیز سخن گفته‌اند. بنا به فتوای برخی از آنان کشیدن سیگار یا قلیان در اماکن عمومی و اجتماعات و یا وسایل نقلیه عمومی در صورتی که ضرر قابل توجه برای دیگران داشته باشد یا موجب آزار و اذیت دیگران شود، جایز نیست و در ملک شخص دیگری نیز، بدون رضایت وی جایز نمی­‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکارم شیرازی گفته است کشیدن سیگار در ادارات دولتی یا خصوصی که آن را ممنوع اعلام کرده‌اند، حتی اگر موجب آزار و اذیت دیگران نشود، جایز نیست و حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تبلیغ سیگار را از آن جهت که جزو کالاهای مضر محسوب می‌شود را حرام دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اصولی، احسان و محمدحسن بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۳ق.&lt;br /&gt;
*توحیدی، محمدعلی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*جزایری، سید نعمت‌الله، الانوار النعمانیة، بیروت، دار القارئ، ۱۴۲۹ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، وزارة الأوقاف و الشؤون الاسلامیة، ۱۴۱۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، الفوائد الطوسیة، قم، انتشارات محلاتی، ۱۴۲۳ق.&lt;br /&gt;
*رحیمی، مرتضی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، پژوهشنامه حلال، شماره ۱، اسفند ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
*خوئی، سید ابوالقاسم و میرزاجواد تبریزی، احکام جامع مسائل پزشکی، قم، دار الصدیقة الشهیدة(س)، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.&lt;br /&gt;
*سیستانی، سیدعلی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی، تاریخ بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
*شوکانی، محمد، ارشاد السائل الی دلائل المسائل، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۸ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم، مجمع الفكر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*طیار، عبدالله بن محمد و دیگران، الفقه المیسر، ریاض، بی‌نا، ۱۴۳۳ق.&lt;br /&gt;
*عبد السلام الطویلة، عبدالوهاب، فقه الاشربة و حدها، قاهره، دار السلام، ۱۴۰۶ق.&lt;br /&gt;
*عدالت‌نژاد، سعید، «دخانیات: مباحث فقهی»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*عقیق، احمد بن محمد، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، ریاض، دار المیمان، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیش، محمد بن احمد، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*فتح‌الله‌پور، پرویز، «دخانیات؛ گیاه‌شناسی، تاریخ و کاربرد»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*کرمی حنبلی، مرعی بن یوسف، تحقيق البرهان في شان الدخان الذي يشربه الناس الآن، بیروت، دار ابن‌حزم، ۱۴۲۱ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح محمد آخوندی و علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*وحید بهبهانی، محمدباقر، الرسائل الاصولیة، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66566</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66566"/>
		<updated>2026-04-20T22:29:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط ست به این که حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66565</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66565"/>
		<updated>2026-04-20T22:29:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط ست به این که حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66564</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66564"/>
		<updated>2026-04-20T22:27:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط ست به این که حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66563</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66563"/>
		<updated>2026-04-20T21:57:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقدهایی به مذاق شارع===&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66562</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=66562"/>
		<updated>2026-04-20T21:55:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66561</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66561"/>
		<updated>2026-04-20T21:49:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استعمالِ دُخانیات&#039;&#039;&#039;، تنفس دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو است. نخستین بار توتون یا تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شد و با رواج استعمال آن در میان مسلمانان، فقیهان نیز به بررسی حکم شرعی آن پرداختند. گروهی از فقیهان به حرمت، گروهی دیگر به جواز آن فتوا داده و گروهی نیز توقف کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قاعده لاضرر]] مهم‌ترین دلیلی است که قائلان به حرمت استعمال دخانیات به آن استناد کرده‌اند. آنان بر این نظرند که استعمال دخانیات برای سلامتی ضرر معتنا‌به در پی دارد و براساس قاعده لاضرر هر چه برای سلامتی ضرر داشته باشد، حرام است. این دلیل مورد نقد قائلان به جواز استعمال دخانیات قرار گرفته و گفته‌اند مفهوم ضرر، مفهوم ثابتی نیست و به مزاج‌های مختلف افراد، شرایط زمانی و مکانی و مقدار آن، بستگی دارد. از نظر این فقیهان، استعمال دخانیات، تنها برای برخی افراد ضرر دارد و فقط نسبت به آنان حرام است، لذا نمی‌توان حکم کلی صادر کرد و آن را برای همه حرام دانست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان معتقدند که هیچ نصی در خصوص حکم شرعی استعمال دخانیات وارد نشده است، با این وجود گروهی از آنان احتیاط کرده و گروهی دیگر با تمسک به اصل برائت و قاعده حلیت، به جواز آن فتوا داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تبیین مسئله و جایگاه آن==&lt;br /&gt;
استعمال دخانیات یا شُرب توتون، استنشاق دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو، به کمک وسایلی همچون سیگار، قلیان، چپق، پیپ یا امثال آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این اصطلاحات در ابواب فقهی نماز و روزه، بحث شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; فقهای مسلمان درباره حکم شرعی خرید و فروش آن  به‌طور مستقل بحث کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹؛ جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۹-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین درباره استعمال دخانیات از جهت ضرری بودن یا ضرری نبودن استعمال آن؛ هم در گذشته و هم در فقه معاصر به صورت مسئله‌ای مستقل، از آن بحث می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خوئی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ۳۶۰-۳۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تاریخچه و زمینه شکل‌گیری بحث===&lt;br /&gt;
به‌نقل از حر عاملی و برخی دیگر، توتون و تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; آغاز ورود دخانیات از غرب به کشورهای اسلامی را از سال‌های آخر قرن دهم هجری گزارش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین نقل شده است که نخستین بار توتون و تنباکو به امپراتوری عثمانی (ترکیه امروزی) در سال ۱۶۰۵م، از طریق قسطنطنیه، به دمشق در سال ۱۶۰۶م، به حجاز، مکه و کشور مصر در اواخر سال ۱۶۰۱م، وارد گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۲۴-۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنا به برخی گزارش‌ها، ورود دخانیات به کشور ایران از اوایل قرن ۱۱ هجری بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;فتح‌الله‌پور، «دخانیات»، ص۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از گسترش دخانیات در کشورهای اسلامی و شیوع استعمال آن در بین مسلمانان، فقها به بررسی حکم شرعی آن پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی آن را جایز و گروه دیگری آن را حرام اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناقشه اصولی و اخباری در حکم شرعی استعمال دخانیات===&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اصولیان و اخباریان در اثر اختلاف مبانی‌شان در شبهات حکمیه تحریمیه، در حکم شرعی استعمال دخانیات نیز اختلاف نظر دارند، به‌طوری که در برهه‌ای، حرمت استفاده از توتون و استعمال دخانیات نماد اخباری‌گری و جواز استعمال آن، نماد اندیشه اصولی به شمار می‌رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;عدالت‌نژاد، «دخانیات: مباحث فقهی»، ص۳۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به دیدگاه اصولیان، در شبهات حکمیه تحریمیه، یعنی در جایی که؛ اولاً مجتهد به اصل تکلیف در یک مسئله‌ای شک داشته باشد؛ ثانیاً منشأ شک، فقدان نص در آن مسئله، اجمال نص یا تعارض نصوص باشد و ثالثاً دوران امر بین حکم کلی حرمت و غیر وجوب باشد، اصل برائت جاری می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اخباریان در این شرایط به توقف یا احتیاط قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس، از آنجا که گفته می‌شود هیچ نص یا روایتی درباره استعمال دخانیات وارد نشده است،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این که حکم کلی آن، حرمت است یا اباحه و یا کراهت، شک و تردید وجود دارد که برخی اصولیان طبق مبنای خودشان به برائت قائل شده و آن را جایز دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴؛شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اخباریان به توقف و احتیاط در این مسئله روی آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ حر عاملی در فائده ۵۱ از کتاب الفوائد الطوسیة، به بحث درباره حکم استعمال دخانیات پرداخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  او در این بخش به ۱۲ دلیلی که فقهای شیعه برای اثبات حرمت استعمال دخانیات ذکر کرده‌اند، اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴-۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظریه حرمت استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
گروهی از فقهای مسلمان استعمال دخانیات را حرام اعلام کرده‌اند و برای اثبات حرمت آن به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مضر بودن دخانیات برای بدن===&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان، استعمال دخانیات را با استناد به [[قاعده لاضرر]]، تنها در صورتی که ضرر مهم و قابل توجهی برای بدن داشته باشد، حرام دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اصولی، بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۲، ص۹۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه بنا به فتوای [[سید علی حسینی سیستانی]]، استعمال مواد مخدر، سیگار و قلیان، در صورتی که دارای ضرر و زیان فوق‌العاده و مهمی باشد، حرام است؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته برخی نیز به‌طور مطلق، فتوای به حرمت داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ص۲۲۴؛ علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه حر عاملی که از محدثان و اخباریان قرن دوازدهم هجری به‌شمار می‌رود، استدلال برخی از این فقهان را چنین بیان کرده است: همه کسانی که به استعمال دخانیات عادت دارند و همچنین پزشکان، از ضررهای ناشی از آن خبر داده‌اند و برپایه روایتی از امام صادق(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مضر بودن چیزی، علت حرمت آن چیز شمرده شده است، پس استعمال دخانیات حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان فقیهان معاصر شیعه (قرن پانزدهم هجری) نیز [[مکارم شیرازی]] با استناد به قاعده لاضرر، به‌طور مطلق، فتوای به حرمت استعمال دخانیات داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; او می‌گوید: پزشکان و اهل خبره اتفاق نظر دارند که استعمال دخانیات و سیگار ضررهای مهم و حیاتی برای بدن دارد&amp;lt;ref&amp;gt;علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و لذا مطابق قاعده لاضرر مشمول حکم حرمت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که گروهی از فقهای حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنابله، عبدالعزیز بن‌باز (درگذشت: ۱۴۲۰ق)، مفتی وهابی اهل عربستان، نیز با استناد به قاعده لاضرر، به حرمت استعمال دخانیات فتوا داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۲؛ الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نظر این فقیهان، برپایه این قاعده، استعمال دخانیات، بنا به گزارش متخصصان، ضرر مهم و قابل توجه برای بدن دارد و هر آنچه برای بدن ضرر دارد، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دخانیات از خبائث و استعمال آن افتادن در هلاکت است===&lt;br /&gt;
برخی عالمان با استناد به آیه «[[آیه ۱۵۷ سوره اعراف|وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ]]؛ و خداوند ناپاکی‌ها را حرام کرده است.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اعراف، آیه ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات را یکی از مصادیق این امور ناپاک در نظر گرفته و به حرمت آن نظر داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین گفته‌اند که استعمال دخانیات به سبب آن که موجب عارض شدن بیماری‌های زیادی می‌شود، نوعی افکندن خود در هلاکت است که خداوند بنا به [[آیه تهلکه]] از آن نهی کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استعمال دخانیات مخالف احتیاط است===&lt;br /&gt;
اخباری‌های شیعه و برخی فقیهان اهل سنت و جماعت|اهل سنت مانند محمد بن احمد علیش (درگذشت: ۱۲۹۹ق)، فقیه مالکی، به قاعده احتیاط برای حرمت استعمال دخانیات استناد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مطابق این قاعده برخی امور به‌طور واضح، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، برخی دیگر به‌طور واضح، واجب است که باید انجام داد و در برخی دیگر وجوب یا حرمت آن واضح نیست و نسبت به آن شبهه وجود دارد که برای نجات از افتادن در محرمات الهی، باید در آن‌ها توقف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; استعمال دخانیات از اموری است که نسبت به آن شبهه وجود دارد و توقف نکردن در آن موجب افتادن در محرمات الهی و هلاکت می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صرف هزینه برای دخانیات اسراف و تضییع مال است===&lt;br /&gt;
صرف هزینه برای استعمال دخانیات، اسراف و ضایع کردن مال است؛ چرا که نه‌تنها نفعی برای بدن ندارد، بلکه مضر نیز هست و بنا به آیه ۴۳ سوره غافر و برخی روایات،&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اسراف و ضایع کردن مال، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایز بودن استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
برخی فقیهان به جواز استعمال دخانیات فتوا داده‌اند و به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مناقشه در مضر بودن دخانیات برای همه بدن‌ها===&lt;br /&gt;
به‌گفته سید ابوالقاسم خوئی، مفهوم «ضرر» مفهوم مطلق و ثابتی نیست که حکم حرمت، ذاتی و غیر منفک از آن باشد؛ بلکه مفهومی غیر ثابت و نسبی است که به نسبت افراد و مزاج‌های مختلف‌شان، مقدار آن چیز که می‌گویند ضرر دارد و همچنین در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، تغییر می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;توحیدی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۷-۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات یکی از همین امور است که برخی فقها گفته‌اند ضرر آن غیر ثابت بوده و ممکن است تنها برای بعضی از بدن‌ها ضرر داشته و برای بعضی دیگر ضرر نداشته باشد و لذا نمی‌توان آن را تحت قاعده کلی درآورد و در همه موارد آن را حرام اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===توتون و تنباکو پاکیزه و حلال است===&lt;br /&gt;
هر آنچه در زمین است و از زمین می‌روید بنا به شهادت آیاتی همچون آیه «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا؛ او خدایی است که همه چیز در زمین را برای شما خلق کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا؛ از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است تناول کنید.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; حلال است؛ مگر آن که دلیل خاصی بر حرمت آن اقامه شود.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; توتون و تنباکو نیز یکی از چیزهایی است که مانند سایر گیاهان از زمین می‌روید و هیچ نص شرعی یا دلیل خاصی بر حرام بودن استفاده از آن وارد نشده، پس حلال و پاکیزه است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قاعده حلیت===&lt;br /&gt;
برای حرمت استعمال دخانیات هیچ نصی وارد نشده است و همه فقهای متقدم و متأخر شیعه، به‌نقل از سید نعمت‌الله جزایری، بر حلال‌بودن هر آنچه نصی بر حرمت آن وارد نشده، اجماع دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین استعمال دخانیات حرام نیست و مباح است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گزارش کتاب الموسوعة الفقهیة الکویتیة، موسوعه‌ای در فقه اهل سنت، برخی فقیهان اهل سنت با وارد کردن خدشه در ادله حرمت، به کراهت آن قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برپایه دیدگاه این فقیهان، اگر مضرات استعمال دخانیات ثابت شود، حرام است و اگر ثابت نشود، اصل بر حلیت آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برخی نیز گفته‌اند از آنجا که بیشتر مسلمانان به آن مبتلا هستند، برای دفع حرج از مسلمانان، بهتر است به حلیت آن فتوا داده شود و فتوای به حلیت به یسر و قاعده نفی حرج نزدیک‌تر است تا فتوای به حرمت.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکم استعمال دخانیات برای روزه‌دار==&lt;br /&gt;
بنا به نظر بیشتر فقها و مراجع تقلید، احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‌شود، خودداری کند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۶؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۳۳۵؛ اصولی و بنی‌هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج۱، ص۹۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیهان همچنین درباره حکم استعمال دخانیات در اماکن عمومی نیز سخن گفته‌اند. بنا به فتوای برخی از آنان کشیدن سیگار یا قلیان در اماکن عمومی و اجتماعات و یا وسایل نقلیه عمومی در صورتی که ضرر قابل توجه برای دیگران داشته باشد یا موجب آزار و اذیت دیگران شود، جایز نیست و در ملک شخص دیگری نیز، بدون رضایت وی جایز نمی­‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکارم شیرازی گفته است کشیدن سیگار در ادارات دولتی یا خصوصی که آن را ممنوع اعلام کرده‌اند، حتی اگر موجب آزار و اذیت دیگران نشود، جایز نیست و حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تبلیغ سیگار را از آن جهت که جزو کالاهای مضر محسوب می‌شود را حرام دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اصولی، احسان و محمدحسن بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۳ق.&lt;br /&gt;
*توحیدی، محمدعلی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*جزایری، سید نعمت‌الله، الانوار النعمانیة، بیروت، دار القارئ، ۱۴۲۹ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، وزارة الأوقاف و الشؤون الاسلامیة، ۱۴۱۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، الفوائد الطوسیة، قم، انتشارات محلاتی، ۱۴۲۳ق.&lt;br /&gt;
*رحیمی، مرتضی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، پژوهشنامه حلال، شماره ۱، اسفند ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
*خوئی، سید ابوالقاسم و میرزاجواد تبریزی، احکام جامع مسائل پزشکی، قم، دار الصدیقة الشهیدة(س)، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.&lt;br /&gt;
*سیستانی، سیدعلی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی، تاریخ بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
*شوکانی، محمد، ارشاد السائل الی دلائل المسائل، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۸ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم، مجمع الفكر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*طیار، عبدالله بن محمد و دیگران، الفقه المیسر، ریاض، بی‌نا، ۱۴۳۳ق.&lt;br /&gt;
*عبد السلام الطویلة، عبدالوهاب، فقه الاشربة و حدها، قاهره، دار السلام، ۱۴۰۶ق.&lt;br /&gt;
*عدالت‌نژاد، سعید، «دخانیات: مباحث فقهی»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*عقیق، احمد بن محمد، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، ریاض، دار المیمان، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیش، محمد بن احمد، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*فتح‌الله‌پور، پرویز، «دخانیات؛ گیاه‌شناسی، تاریخ و کاربرد»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*کرمی حنبلی، مرعی بن یوسف، تحقيق البرهان في شان الدخان الذي يشربه الناس الآن، بیروت، دار ابن‌حزم، ۱۴۲۱ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح محمد آخوندی و علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*وحید بهبهانی، محمدباقر، الرسائل الاصولیة، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66560</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66560"/>
		<updated>2026-04-20T21:30:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مضر بودن دخانیات برای بدن */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استعمالِ دُخانیات&#039;&#039;&#039;، تنفس دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو است. نخستین بار توتون یا تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شد و با رواج استعمال آن در میان مسلمانان، فقیهان نیز به بررسی حکم شرعی آن پرداختند. گروهی از فقیهان به حرمت، گروهی دیگر به جواز آن فتوا داده و گروهی نیز توقف کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قاعده لاضرر]] مهم‌ترین دلیلی است که قائلان به حرمت استعمال دخانیات به آن استناد کرده‌اند. آنان بر این نظرند که استعمال دخانیات برای سلامتی ضرر معتنا‌به در پی دارد و براساس قاعده لاضرر هر چه برای سلامتی ضرر داشته باشد، حرام است. این دلیل مورد نقد قائلان به جواز استعمال دخانیات قرار گرفته و گفته‌اند مفهوم ضرر، مفهوم ثابتی نیست و به مزاج‌های مختلف افراد، شرایط زمانی و مکانی و مقدار آن، بستگی دارد. از نظر این فقیهان، استعمال دخانیات، تنها برای برخی افراد ضرر دارد و فقط نسبت به آنان حرام است، لذا نمی‌توان حکم کلی صادر کرد و آن را برای همه حرام دانست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان معتقدند که هیچ نصی در خصوص حکم شرعی استعمال دخانیات وارد نشده است، با این وجود گروهی از آنان احتیاط کرده و گروهی دیگر با تمسک به اصل برائت و قاعده حلیت، به جواز آن فتوا داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تبیین مسئله و جایگاه آن==&lt;br /&gt;
استعمال دخانیات یا شُرب توتون، استنشاق دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو، به کمک وسایلی همچون سیگار، قلیان، چپق، پیپ یا امثال آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این اصطلاحات در ابواب فقهی نماز و روزه، بحث شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; فقهای مسلمان درباره حکم شرعی خرید و فروش آن  به‌طور مستقل بحث کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹؛ جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۹-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین درباره استعمال دخانیات از جهت ضرری بودن یا ضرری نبودن استعمال آن؛ هم در گذشته و هم در فقه معاصر به صورت مسئله‌ای مستقل، از آن بحث می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خوئی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ۳۶۰-۳۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تاریخچه و زمینه شکل‌گیری بحث===&lt;br /&gt;
به‌نقل از حر عاملی و برخی دیگر، توتون و تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; آغاز ورود دخانیات از غرب به کشورهای اسلامی را از سال‌های آخر قرن دهم هجری گزارش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین نقل شده است که نخستین بار توتون و تنباکو به امپراتوری عثمانی (ترکیه امروزی) در سال ۱۶۰۵م، از طریق قسطنطنیه، به دمشق در سال ۱۶۰۶م، به حجاز، مکه و کشور مصر در اواخر سال ۱۶۰۱م، وارد گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۲۴-۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنا به برخی گزارش‌ها، ورود دخانیات به کشور ایران از اوایل قرن ۱۱ هجری بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;فتح‌الله‌پور، «دخانیات»، ص۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از گسترش دخانیات در کشورهای اسلامی و شیوع استعمال آن در بین مسلمانان، فقها به بررسی حکم شرعی آن پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی آن را جایز و گروه دیگری آن را حرام اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناقشه اصولی و اخباری در حکم شرعی استعمال دخانیات===&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اصولیان و اخباریان در اثر اختلاف مبانی‌شان در شبهات حکمیه تحریمیه، در حکم شرعی استعمال دخانیات نیز اختلاف نظر دارند، به‌طوری که در برهه‌ای، حرمت استفاده از توتون و استعمال دخانیات نماد اخباری‌گری و جواز استعمال آن، نماد اندیشه اصولی به شمار می‌رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;عدالت‌نژاد، «دخانیات: مباحث فقهی»، ص۳۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به دیدگاه اصولیان، در شبهات حکمیه تحریمیه، یعنی در جایی که؛ اولاً مجتهد به اصل تکلیف در یک مسئله‌ای شک داشته باشد؛ ثانیاً منشأ شک، فقدان نص در آن مسئله، اجمال نص یا تعارض نصوص باشد و ثالثاً دوران امر بین حکم کلی حرمت و غیر وجوب باشد، اصل برائت جاری می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اخباریان در این شرایط به توقف یا احتیاط قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس، از آنجا که گفته می‌شود هیچ نص یا روایتی درباره استعمال دخانیات وارد نشده است،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این که حکم کلی آن، حرمت است یا اباحه و یا کراهت، شک و تردید وجود دارد که برخی اصولیان طبق مبنای خودشان به برائت قائل شده و آن را جایز دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴؛شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اخباریان به توقف و احتیاط در این مسئله روی آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ حر عاملی در فائده ۵۱ از کتاب الفوائد الطوسیة، به بحث درباره حکم استعمال دخانیات پرداخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  او در این بخش به ۱۲ دلیلی که فقهای شیعه برای اثبات حرمت استعمال دخانیات ذکر کرده‌اند، اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴-۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظریه حرمت استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
گروهی از فقهای مسلمان استعمال دخانیات را حرام اعلام کرده‌اند و برای اثبات حرمت آن به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مضر بودن دخانیات برای بدن===&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان، استعمال دخانیات را با استناد به [[قاعده لاضرر]]، تنها در صورتی که ضرر مهم و قابل توجهی برای بدن داشته باشد، حرام دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اصولی، بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۲، ص۹۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه بنا به فتوای [[سید علی حسینی سیستانی]]، استعمال مواد مخدر، سیگار و قلیان، در صورتی که دارای ضرر و زیان فوق‌العاده و مهمی باشد، حرام است؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته برخی نیز به‌طور مطلق، فتوای به حرمت داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ص۲۲۴؛ علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه حر عاملی که از محدثان و اخباریان قرن دوازدهم هجری به‌شمار می‌رود، استدلال برخی از این فقهان را چنین بیان کرده است: همه کسانی که به استعمال دخانیات عادت دارند و همچنین پزشکان، از ضررهای ناشی از آن خبر داده‌اند و برپایه روایتی از امام صادق(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مضر بودن چیزی، علت حرمت آن چیز شمرده شده است، پس استعمال دخانیات حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان فقیهان معاصر شیعه (قرن پانزدهم هجری) نیز [[مکارم شیرازی]] با استناد به قاعده لاضرر، به‌طور مطلق، فتوای به حرمت استعمال دخانیات داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; او می‌گوید: پزشکان و اهل خبره اتفاق نظر دارند که استعمال دخانیات و سیگار ضررهای مهم و حیاتی برای بدن دارد&amp;lt;ref&amp;gt;علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و لذا مطابق قاعده لاضرر مشمول حکم حرمت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که گروهی از فقهای حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنابله، عبدالعزیز بن‌باز (درگذشت: ۱۴۲۰ق)، مفتی وهابی اهل عربستان، نیز با استناد به قاعده لاضرر، به حرمت استعمال دخانیات فتوا داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۲؛ الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نظر این فقیهان، برپایه این قاعده، استعمال دخانیات، بنا به گزارش متخصصان، ضرر مهم و قابل توجه برای بدن دارد و هر آنچه برای بدن ضرر دارد، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دخانیات از خبائث و استعمال آن افتادن در هلاکت است===&lt;br /&gt;
برخی عالمان مانند حر عاملی با استناد به آیه «[[آیه ۱۵۷ سوره اعراف|وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ]]؛ و خداوند ناپاکی‌ها را حرام کرده است.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اعراف، آیه ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات را یکی از مصادیق این امور ناپاک در نظر گرفته و به حرمت آن نظر داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین گفته‌اند که استعمال دخانیات به سبب آن که موجب عارض شدن بیماری‌های زیادی می‌شود، نوعی افکندن خود در هلاکت است که خداوند بنا به [[آیه تهلکه]] از آن نهی کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استعمال دخانیات مخالف احتیاط است===&lt;br /&gt;
اخباری‌های شیعه و برخی فقیهان اهل سنت و جماعت|اهل سنت مانند محمد بن احمد علیش (درگذشت: ۱۲۹۹ق)، فقیه مالکی، به قاعده احتیاط برای حرمت استعمال دخانیات استناد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مطابق این قاعده برخی امور به‌طور واضح، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، برخی دیگر به‌طور واضح، واجب است که باید انجام داد و در برخی دیگر وجوب یا حرمت آن واضح نیست و نسبت به آن شبهه وجود دارد که برای نجات از افتادن در محرمات الهی، باید در آن‌ها توقف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; استعمال دخانیات از اموری است که نسبت به آن شبهه وجود دارد و توقف نکردن در آن موجب افتادن در محرمات الهی و هلاکت می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صرف هزینه برای دخانیات اسراف و تضییع مال است===&lt;br /&gt;
صرف هزینه برای استعمال دخانیات، اسراف و ضایع کردن مال است؛ چرا که نه‌تنها نفعی برای بدن ندارد، بلکه مضر نیز هست و بنا به آیه ۴۳ سوره غافر و برخی روایات،&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اسراف و ضایع کردن مال، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایز بودن استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
برخی فقیهان به جواز استعمال دخانیات فتوا داده‌اند و به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مناقشه در مضر بودن دخانیات برای همه بدن‌ها===&lt;br /&gt;
به‌گفته سید ابوالقاسم خوئی، مفهوم «ضرر» مفهوم مطلق و ثابتی نیست که حکم حرمت، ذاتی و غیر منفک از آن باشد؛ بلکه مفهومی غیر ثابت و نسبی است که به نسبت افراد و مزاج‌های مختلف‌شان، مقدار آن چیز که می‌گویند ضرر دارد و همچنین در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، تغییر می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;توحیدی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۷-۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات یکی از همین امور است که برخی فقها گفته‌اند ضرر آن غیر ثابت بوده و ممکن است تنها برای بعضی از بدن‌ها ضرر داشته و برای بعضی دیگر ضرر نداشته باشد و لذا نمی‌توان آن را تحت قاعده کلی درآورد و در همه موارد آن را حرام اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===توتون و تنباکو پاکیزه و حلال است===&lt;br /&gt;
هر آنچه در زمین است و از زمین می‌روید بنا به شهادت آیاتی همچون آیه «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا؛ او خدایی است که همه چیز در زمین را برای شما خلق کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا؛ از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است تناول کنید.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; حلال است؛ مگر آن که دلیل خاصی بر حرمت آن اقامه شود.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; توتون و تنباکو نیز یکی از چیزهایی است که مانند سایر گیاهان از زمین می‌روید و هیچ نص شرعی یا دلیل خاصی بر حرام بودن استفاده از آن وارد نشده، پس حلال و پاکیزه است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قاعده حلیت===&lt;br /&gt;
برای حرمت استعمال دخانیات هیچ نصی وارد نشده است و همه فقهای متقدم و متأخر شیعه، به‌نقل از سید نعمت‌الله جزایری، بر حلال‌بودن هر آنچه نصی بر حرمت آن وارد نشده، اجماع دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین استعمال دخانیات حرام نیست و مباح است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گزارش کتاب الموسوعة الفقهیة الکویتیة، موسوعه‌ای در فقه اهل سنت، برخی فقیهان اهل سنت با وارد کردن خدشه در ادله حرمت، به کراهت آن قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برپایه دیدگاه این فقیهان، اگر مضرات استعمال دخانیات ثابت شود، حرام است و اگر ثابت نشود، اصل بر حلیت آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برخی نیز گفته‌اند از آنجا که بیشتر مسلمانان به آن مبتلا هستند، برای دفع حرج از مسلمانان، بهتر است به حلیت آن فتوا داده شود و فتوای به حلیت به یسر و قاعده نفی حرج نزدیک‌تر است تا فتوای به حرمت.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکم استعمال دخانیات برای روزه‌دار==&lt;br /&gt;
بنا به نظر بیشتر فقها و مراجع تقلید، احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‌شود، خودداری کند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۶؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۳۳۵؛ اصولی و بنی‌هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج۱، ص۹۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[رساله توضیح‌المسائل|رساله توضیح المسائل]] سیدموسی شبیری زنجانی چنین آمده است که سیگار کشیدن و استعمال سایر دخانیات به‌صورت آشکار در ماه رمضان، به‌گونه‌ای که بی‌احترامی به روزه به‌شمار آید، جایز نیست و چنان‌چه روزه‌دار در این ماه از دخانیات استفاده کند، بنا بر احتیاط در بقیه روز از کارهایی که روزه را باطل می‌کند، خودداری کند و روزه آن روز را نیز قضا کند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، توضیح المسائل، ۱۳۸۸ش، ص۳۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیهان همچنین درباره حکم استعمال دخانیات در اماکن عمومی نیز سخن گفته‌اند. بنا به فتوای برخی از آنان کشیدن سیگار یا قلیان در اماکن عمومی و اجتماعات و یا وسایل نقلیه عمومی در صورتی که ضرر قابل توجه برای دیگران داشته باشد یا موجب آزار و اذیت دیگران شود، جایز نیست و در ملک شخص دیگری نیز، بدون رضایت وی جایز نمی­‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکارم شیرازی گفته است کشیدن سیگار در ادارات دولتی یا خصوصی که آن را ممنوع اعلام کرده‌اند، حتی اگر موجب آزار و اذیت دیگران نشود، جایز نیست و حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تبلیغ سیگار را از آن جهت که جزو کالاهای مضر محسوب می‌شود را حرام دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اصولی، احسان و محمدحسن بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۳ق.&lt;br /&gt;
*توحیدی، محمدعلی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*جزایری، سید نعمت‌الله، الانوار النعمانیة، بیروت، دار القارئ، ۱۴۲۹ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، وزارة الأوقاف و الشؤون الاسلامیة، ۱۴۱۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، الفوائد الطوسیة، قم، انتشارات محلاتی، ۱۴۲۳ق.&lt;br /&gt;
*رحیمی، مرتضی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، پژوهشنامه حلال، شماره ۱، اسفند ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
*خوئی، سید ابوالقاسم و میرزاجواد تبریزی، احکام جامع مسائل پزشکی، قم، دار الصدیقة الشهیدة(س)، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.&lt;br /&gt;
*سیستانی، سیدعلی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی، تاریخ بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
*شوکانی، محمد، ارشاد السائل الی دلائل المسائل، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۸ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم، مجمع الفكر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*طیار، عبدالله بن محمد و دیگران، الفقه المیسر، ریاض، بی‌نا، ۱۴۳۳ق.&lt;br /&gt;
*عبد السلام الطویلة، عبدالوهاب، فقه الاشربة و حدها، قاهره، دار السلام، ۱۴۰۶ق.&lt;br /&gt;
*عدالت‌نژاد، سعید، «دخانیات: مباحث فقهی»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*عقیق، احمد بن محمد، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، ریاض، دار المیمان، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیش، محمد بن احمد، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*فتح‌الله‌پور، پرویز، «دخانیات؛ گیاه‌شناسی، تاریخ و کاربرد»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*کرمی حنبلی، مرعی بن یوسف، تحقيق البرهان في شان الدخان الذي يشربه الناس الآن، بیروت، دار ابن‌حزم، ۱۴۲۱ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح محمد آخوندی و علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*وحید بهبهانی، محمدباقر، الرسائل الاصولیة، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66559</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66559"/>
		<updated>2026-04-20T21:15:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استعمالِ دُخانیات&#039;&#039;&#039;، تنفس دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو است. نخستین بار توتون یا تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شد و با رواج استعمال آن در میان مسلمانان، فقیهان نیز به بررسی حکم شرعی آن پرداختند. گروهی از فقیهان به حرمت، گروهی دیگر به جواز آن فتوا داده و گروهی نیز توقف کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قاعده لاضرر]] مهم‌ترین دلیلی است که قائلان به حرمت استعمال دخانیات به آن استناد کرده‌اند. آنان بر این نظرند که استعمال دخانیات برای سلامتی ضرر معتنا‌به در پی دارد و براساس قاعده لاضرر هر چه برای سلامتی ضرر داشته باشد، حرام است. این دلیل مورد نقد قائلان به جواز استعمال دخانیات قرار گرفته و گفته‌اند مفهوم ضرر، مفهوم ثابتی نیست و به مزاج‌های مختلف افراد، شرایط زمانی و مکانی و مقدار آن، بستگی دارد. از نظر این فقیهان، استعمال دخانیات، تنها برای برخی افراد ضرر دارد و فقط نسبت به آنان حرام است، لذا نمی‌توان حکم کلی صادر کرد و آن را برای همه حرام دانست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان معتقدند که هیچ نصی در خصوص حکم شرعی استعمال دخانیات وارد نشده است، با این وجود گروهی از آنان احتیاط کرده و گروهی دیگر با تمسک به اصل برائت و قاعده حلیت، به جواز آن فتوا داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تبیین مسئله و جایگاه آن==&lt;br /&gt;
استعمال دخانیات یا شُرب توتون، استنشاق دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو، به کمک وسایلی همچون سیگار، قلیان، چپق، پیپ یا امثال آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این اصطلاحات در ابواب فقهی نماز و روزه، بحث شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; فقهای مسلمان درباره حکم شرعی خرید و فروش آن  به‌طور مستقل بحث کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹؛ جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۹-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین درباره استعمال دخانیات از جهت ضرری بودن یا ضرری نبودن استعمال آن؛ هم در گذشته و هم در فقه معاصر به صورت مسئله‌ای مستقل، از آن بحث می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خوئی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ۳۶۰-۳۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تاریخچه و زمینه شکل‌گیری بحث===&lt;br /&gt;
به‌نقل از حر عاملی و برخی دیگر، توتون و تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; آغاز ورود دخانیات از غرب به کشورهای اسلامی را از سال‌های آخر قرن دهم هجری گزارش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین نقل شده است که نخستین بار توتون و تنباکو به امپراتوری عثمانی (ترکیه امروزی) در سال ۱۶۰۵م، از طریق قسطنطنیه، به دمشق در سال ۱۶۰۶م، به حجاز، مکه و کشور مصر در اواخر سال ۱۶۰۱م، وارد گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۲۴-۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنا به برخی گزارش‌ها، ورود دخانیات به کشور ایران از اوایل قرن ۱۱ هجری بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;فتح‌الله‌پور، «دخانیات»، ص۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از گسترش دخانیات در کشورهای اسلامی و شیوع استعمال آن در بین مسلمانان، فقها به بررسی حکم شرعی آن پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی آن را جایز و گروه دیگری آن را حرام اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناقشه اصولی و اخباری در حکم شرعی استعمال دخانیات===&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اصولیان و اخباریان در اثر اختلاف مبانی‌شان در شبهات حکمیه تحریمیه، در حکم شرعی استعمال دخانیات نیز اختلاف نظر دارند، به‌طوری که در برهه‌ای، حرمت استفاده از توتون و استعمال دخانیات نماد اخباری‌گری و جواز استعمال آن، نماد اندیشه اصولی به شمار می‌رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;عدالت‌نژاد، «دخانیات: مباحث فقهی»، ص۳۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به دیدگاه اصولیان، در شبهات حکمیه تحریمیه، یعنی در جایی که؛ اولاً مجتهد به اصل تکلیف در یک مسئله‌ای شک داشته باشد؛ ثانیاً منشأ شک، فقدان نص در آن مسئله، اجمال نص یا تعارض نصوص باشد و ثالثاً دوران امر بین حکم کلی حرمت و غیر وجوب باشد، اصل برائت جاری می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اخباریان در این شرایط به توقف یا احتیاط قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس، از آنجا که گفته می‌شود هیچ نص یا روایتی درباره استعمال دخانیات وارد نشده است،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این که حکم کلی آن، حرمت است یا اباحه و یا کراهت، شک و تردید وجود دارد که برخی اصولیان طبق مبنای خودشان به برائت قائل شده و آن را جایز دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴؛شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اخباریان به توقف و احتیاط در این مسئله روی آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ حر عاملی در فائده ۵۱ از کتاب الفوائد الطوسیة، به بحث درباره حکم استعمال دخانیات پرداخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  او در این بخش به ۱۲ دلیلی که فقهای شیعه برای اثبات حرمت استعمال دخانیات ذکر کرده‌اند، اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴-۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظریه حرمت استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
گروهی از فقهای مسلمان استعمال دخانیات را حرام اعلام کرده‌اند و برای اثبات حرمت آن به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مضر بودن دخانیات برای بدن===&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان، استعمال دخانیات را با استناد به [[قاعده لاضرر]]، تنها در صورتی که ضرر مهم و قابل توجهی برای بدن داشته باشد، حرام دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اصولی، بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۲، ص۹۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه بنا به فتوای [[سید علی حسینی سیستانی]]، استعمال مواد مخدر، سیگار و قلیان، در صورتی که دارای ضرر و زیان فوق‌العاده و مهمی باشد، حرام است؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته برخی نیز به‌طور مطلق، فتوای به حرمت داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ص۲۲۴؛ علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه حر عاملی که از محدثان و اخباریان قرن دوازدهم هجری به‌شمار می‌رود، چنین استدلال کرده است که همه کسانی که به استعمال دخانیات عادت دارند و همچنین پزشکان، از ضررهای ناشی از آن خبر داده‌اند و برپایه روایتی از امام صادق(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مضر بودن چیزی، علت حرمت آن چیز شمرده شده است، پس استعمال دخانیات حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان فقیهان معاصر شیعه (قرن پانزدهم هجری) نیز [[مکارم شیرازی]] با استناد به قاعده لاضرر، به‌طور مطلق، فتوای به حرمت استعمال دخانیات داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; او می‌گوید: پزشکان و اهل خبره اتفاق نظر دارند که استعمال دخانیات و سیگار ضررهای مهم و حیاتی برای بدن دارد&amp;lt;ref&amp;gt;علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و لذا مطابق قاعده لاضرر مشمول حکم حرمت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که گروهی از فقهای حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنابله، عبدالعزیز بن‌باز (درگذشت: ۱۴۲۰ق)، مفتی وهابی اهل عربستان، نیز با استناد به قاعده لاضرر، به حرمت استعمال دخانیات فتوا داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۲؛ الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نظر این فقیهان، برپایه این قاعده، استعمال دخانیات، بنا به گزارش متخصصان، ضرر مهم و قابل توجه برای بدن دارد و هر آنچه برای بدن ضرر دارد، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دخانیات از خبائث و استعمال آن افتادن در هلاکت است===&lt;br /&gt;
برخی عالمان مانند حر عاملی با استناد به آیه «[[آیه ۱۵۷ سوره اعراف|وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ]]؛ و خداوند ناپاکی‌ها را حرام کرده است.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اعراف، آیه ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات را یکی از مصادیق این امور ناپاک در نظر گرفته و به حرمت آن نظر داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین گفته‌اند که استعمال دخانیات به سبب آن که موجب عارض شدن بیماری‌های زیادی می‌شود، نوعی افکندن خود در هلاکت است که خداوند بنا به [[آیه تهلکه]] از آن نهی کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استعمال دخانیات مخالف احتیاط است===&lt;br /&gt;
اخباری‌های شیعه و برخی فقیهان اهل سنت و جماعت|اهل سنت مانند محمد بن احمد علیش (درگذشت: ۱۲۹۹ق)، فقیه مالکی، به قاعده احتیاط برای حرمت استعمال دخانیات استناد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مطابق این قاعده برخی امور به‌طور واضح، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، برخی دیگر به‌طور واضح، واجب است که باید انجام داد و در برخی دیگر وجوب یا حرمت آن واضح نیست و نسبت به آن شبهه وجود دارد که برای نجات از افتادن در محرمات الهی، باید در آن‌ها توقف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; استعمال دخانیات از اموری است که نسبت به آن شبهه وجود دارد و توقف نکردن در آن موجب افتادن در محرمات الهی و هلاکت می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صرف هزینه برای دخانیات اسراف و تضییع مال است===&lt;br /&gt;
صرف هزینه برای استعمال دخانیات، اسراف و ضایع کردن مال است؛ چرا که نه‌تنها نفعی برای بدن ندارد، بلکه مضر نیز هست و بنا به آیه ۴۳ سوره غافر و برخی روایات،&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اسراف و ضایع کردن مال، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایز بودن استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
برخی فقیهان به جواز استعمال دخانیات فتوا داده‌اند و به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مناقشه در مضر بودن دخانیات برای همه بدن‌ها===&lt;br /&gt;
به‌گفته سید ابوالقاسم خوئی، مفهوم «ضرر» مفهوم مطلق و ثابتی نیست که حکم حرمت، ذاتی و غیر منفک از آن باشد؛ بلکه مفهومی غیر ثابت و نسبی است که به نسبت افراد و مزاج‌های مختلف‌شان، مقدار آن چیز که می‌گویند ضرر دارد و همچنین در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، تغییر می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;توحیدی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۷-۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات یکی از همین امور است که برخی فقها گفته‌اند ضرر آن غیر ثابت بوده و ممکن است تنها برای بعضی از بدن‌ها ضرر داشته و برای بعضی دیگر ضرر نداشته باشد و لذا نمی‌توان آن را تحت قاعده کلی درآورد و در همه موارد آن را حرام اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===توتون و تنباکو پاکیزه و حلال است===&lt;br /&gt;
هر آنچه در زمین است و از زمین می‌روید بنا به شهادت آیاتی همچون آیه «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا؛ او خدایی است که همه چیز در زمین را برای شما خلق کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا؛ از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است تناول کنید.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; حلال است؛ مگر آن که دلیل خاصی بر حرمت آن اقامه شود.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; توتون و تنباکو نیز یکی از چیزهایی است که مانند سایر گیاهان از زمین می‌روید و هیچ نص شرعی یا دلیل خاصی بر حرام بودن استفاده از آن وارد نشده، پس حلال و پاکیزه است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قاعده حلیت===&lt;br /&gt;
برای حرمت استعمال دخانیات هیچ نصی وارد نشده است و همه فقهای متقدم و متأخر شیعه، به‌نقل از سید نعمت‌الله جزایری، بر حلال‌بودن هر آنچه نصی بر حرمت آن وارد نشده، اجماع دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین استعمال دخانیات حرام نیست و مباح است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گزارش کتاب الموسوعة الفقهیة الکویتیة، موسوعه‌ای در فقه اهل سنت، برخی فقیهان اهل سنت با وارد کردن خدشه در ادله حرمت، به کراهت آن قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برپایه دیدگاه این فقیهان، اگر مضرات استعمال دخانیات ثابت شود، حرام است و اگر ثابت نشود، اصل بر حلیت آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برخی نیز گفته‌اند از آنجا که بیشتر مسلمانان به آن مبتلا هستند، برای دفع حرج از مسلمانان، بهتر است به حلیت آن فتوا داده شود و فتوای به حلیت به یسر و قاعده نفی حرج نزدیک‌تر است تا فتوای به حرمت.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکم استعمال دخانیات برای روزه‌دار==&lt;br /&gt;
بنا به نظر بیشتر فقها و مراجع تقلید، احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‌شود، خودداری کند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۶؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۳۳۵؛ اصولی و بنی‌هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج۱، ص۹۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[رساله توضیح‌المسائل|رساله توضیح المسائل]] سیدموسی شبیری زنجانی چنین آمده است که سیگار کشیدن و استعمال سایر دخانیات به‌صورت آشکار در ماه رمضان، به‌گونه‌ای که بی‌احترامی به روزه به‌شمار آید، جایز نیست و چنان‌چه روزه‌دار در این ماه از دخانیات استفاده کند، بنا بر احتیاط در بقیه روز از کارهایی که روزه را باطل می‌کند، خودداری کند و روزه آن روز را نیز قضا کند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، توضیح المسائل، ۱۳۸۸ش، ص۳۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیهان همچنین درباره حکم استعمال دخانیات در اماکن عمومی نیز سخن گفته‌اند. بنا به فتوای برخی از آنان کشیدن سیگار یا قلیان در اماکن عمومی و اجتماعات و یا وسایل نقلیه عمومی در صورتی که ضرر قابل توجه برای دیگران داشته باشد یا موجب آزار و اذیت دیگران شود، جایز نیست و در ملک شخص دیگری نیز، بدون رضایت وی جایز نمی­‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکارم شیرازی گفته است کشیدن سیگار در ادارات دولتی یا خصوصی که آن را ممنوع اعلام کرده‌اند، حتی اگر موجب آزار و اذیت دیگران نشود، جایز نیست و حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تبلیغ سیگار را از آن جهت که جزو کالاهای مضر محسوب می‌شود را حرام دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اصولی، احسان و محمدحسن بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۳ق.&lt;br /&gt;
*توحیدی، محمدعلی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*جزایری، سید نعمت‌الله، الانوار النعمانیة، بیروت، دار القارئ، ۱۴۲۹ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، وزارة الأوقاف و الشؤون الاسلامیة، ۱۴۱۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، الفوائد الطوسیة، قم، انتشارات محلاتی، ۱۴۲۳ق.&lt;br /&gt;
*رحیمی، مرتضی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، پژوهشنامه حلال، شماره ۱، اسفند ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
*خوئی، سید ابوالقاسم و میرزاجواد تبریزی، احکام جامع مسائل پزشکی، قم، دار الصدیقة الشهیدة(س)، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.&lt;br /&gt;
*سیستانی، سیدعلی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی، تاریخ بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
*شوکانی، محمد، ارشاد السائل الی دلائل المسائل، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۸ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم، مجمع الفكر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*طیار، عبدالله بن محمد و دیگران، الفقه المیسر، ریاض، بی‌نا، ۱۴۳۳ق.&lt;br /&gt;
*عبد السلام الطویلة، عبدالوهاب، فقه الاشربة و حدها، قاهره، دار السلام، ۱۴۰۶ق.&lt;br /&gt;
*عدالت‌نژاد، سعید، «دخانیات: مباحث فقهی»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*عقیق، احمد بن محمد، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، ریاض، دار المیمان، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیش، محمد بن احمد، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*فتح‌الله‌پور، پرویز، «دخانیات؛ گیاه‌شناسی، تاریخ و کاربرد»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*کرمی حنبلی، مرعی بن یوسف، تحقيق البرهان في شان الدخان الذي يشربه الناس الآن، بیروت، دار ابن‌حزم، ۱۴۲۱ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح محمد آخوندی و علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*وحید بهبهانی، محمدباقر، الرسائل الاصولیة، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66558</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=66558"/>
		<updated>2026-04-20T20:53:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استعمالِ دُخانیات&#039;&#039;&#039;، تنفس دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو است. نخستین بار توتون یا تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شد و با رواج استعمال آن در میان مسلمانان، فقیهان نیز به بررسی حکم شرعی آن پرداختند. گروهی از فقیهان به حرمت، گروهی دیگر به جواز آن فتوا داده و گروهی نیز توقف کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قاعده لاضرر]] مهم‌ترین دلیلی است که قائلان به حرمت استعمال دخانیات به آن استناد کرده‌اند. آنان بر این نظرند که استعمال دخانیات برای سلامتی ضرر معتنا‌به در پی دارد و براساس قاعده لاضرر هر چه برای سلامتی ضرر معتنا‌بهی داشته باشد، حرام است. این دلیل مورد نقد قائلان به جواز استعمال دخانیات قرار گرفته و گفته‌اند مفهوم ضرر، مفهوم ثابتی نیست و به مزاج‌های مختلف افراد، شرایط زمانی و مکانی و مقدار آن، بستگی دارد. از نظر این فقیهان، استعمال دخانیات، تنها برای برخی افراد ضرر دارد و فقط نسبت به آنان حرام است، لذا نمی‌توان حکم کلی صادر کرد و آن را برای همه حرام دانست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان معتقدند که هیچ نصی در خصوص حکم شرعی استعمال دخانیات وارد نشده است، با این وجود گروهی از آنان احتیاط کرده و گروهی دیگر با تمسک به اصل برائت و قاعده حلیت، به جواز آن فتوا داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تبیین مسئله و جایگاه آن==&lt;br /&gt;
استعمال دخانیات یا شُرب توتون، استنشاق دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو، به کمک وسایلی همچون سیگار، قلیان، چپق، پیپ یا امثال آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این اصطلاحات در ابواب فقهی نماز و روزه، بحث شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; فقهای مسلمان درباره حکم شرعی خرید و فروش آن  به‌طور مستقل بحث کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹؛ جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۹-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین درباره استعمال دخانیات از جهت ضرری بودن یا ضرری نبودن استعمال آن؛ هم در گذشته و هم در فقه معاصر به صورت مسئله‌ای مستقل، از آن بحث می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خوئی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ۳۶۰-۳۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تاریخچه و زمینه شکل‌گیری بحث===&lt;br /&gt;
حر عاملی و برخی دیگر، مدعی‌اند که توتون و تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; آغاز ورود دخانیات از غرب به کشورهای اسلامی را از سال‌های آخر قرن دهم هجری گزارش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین نقل شده است که نخستین بار توتون و تنباکو به امپراتوری عثمانی (ترکیه امروزی) در سال ۱۶۰۵م، از طریق قسطنطنیه، به دمشق در سال ۱۶۰۶م، به حجاز، مکه و کشور مصر در اواخر سال ۱۶۰۱م، وارد گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۲۴-۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنا به برخی گزارش‌ها، ورود دخانیات به کشور ایران از اوایل قرن ۱۱ هجری بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;فتح‌الله‌پور، «دخانیات»، ص۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از گسترش دخانیات در کشورهای اسلامی و شیوع استعمال آن در بین مسلمانان، فقها به بررسی حکم شرعی آن پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی آن را جایز و گروه دیگری آن را حرام اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناقشه اصولی و اخباری در حکم شرعی استعمال دخانیات===&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اصولیان و اخباریان در اثر اختلاف مبانی‌شان در شبهات حکمیه تحریمیه، در حکم شرعی استعمال دخانیات نیز اختلاف نظر دارند، به‌طوری که در برهه‌ای، حرمت استفاده از توتون و استعمال دخانیات نماد اخباری‌گری و جواز استعمال آن، نماد اندیشه اصولی به شمار می‌رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;عدالت‌نژاد، «دخانیات: مباحث فقهی»، ص۳۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به دیدگاه اصولیان، در شبهات حکمیه تحریمیه، یعنی در جایی که؛ اولاً مجتهد به اصل تکلیف در یک مسئله‌ای شک داشته باشد؛ ثانیاً منشأ شک، فقدان نص در آن مسئله، اجمال نص یا تعارض نصوص باشد و ثالثاً دوران امر بین حکم کلی حرمت و غیر وجوب باشد، اصل برائت جاری می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اخباریان در این شرایط به توقف یا احتیاط قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس، از آنجا که گفته می‌شود هیچ نص یا روایتی درباره استعمال دخانیات وارد نشده است،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این که حکم کلی آن، حرمت است یا اباحه و یا کراهت، شک و تردید وجود دارد که برخی اصولیان طبق مبنای خودشان به برائت قائل شده و آن را جایز دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴؛شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اخباریان به توقف و احتیاط در این مسئله روی آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ حر عاملی در فائده ۵۱ از کتاب الفوائد الطوسیة، به بحث درباره حکم استعمال دخانیات پرداخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  او در این بخش ۱۲ دلیل را برای اثبات حرمت استعمال دخانیات ذکر کرده&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴-۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و غیر از دلیل احتیاط به ادله فقهی دیگری نیز تمسک کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴-۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظریه حرمت استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
گروهی از فقهای مسلمان استعمال دخانیات را حرام اعلام کرده‌اند و برای اثبات حرمت آن به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مضر بودن دخانیات برای بدن===&lt;br /&gt;
فقهای مسلمان، استعمال دخانیات را با استناد به [[قاعده لاضرر]]، تنها در صورتی که ضرر مهم و قابل توجهی برای بدن داشته باشد، حرام دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اصولی، بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۲، ص۹۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه بنا به فتوای [[سید علی حسینی سیستانی]]، استعمال مواد مخدر، سیگار و قلیان، در صورتی که دارای ضرر و زیان فوق‌العاده و مهمی باشد، حرام است؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته برخی نیز به‌طور مطلق، فتوای به حرمت داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ص۲۲۴؛ علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه حر عاملی که از محدثان و اخباریان قرن دوازدهم هجری به‌شمار می‌رود، چنین استدلال کرده است که همه کسانی که به استعمال دخانیات عادت دارند و همچنین پزشکان، از ضررهای ناشی از آن خبر داده‌اند و برپایه روایتی از امام صادق(ع)&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مضر بودن چیزی، علت حرمت آن چیز شمرده شده است، پس استعمال دخانیات حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان فقیهان معاصر شیعه (قرن پانزدهم هجری) نیز [[مکارم شیرازی]] با استناد به قاعده لاضرر، به‌طور مطلق، فتوای به حرمت استعمال دخانیات داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; او می‌گوید: پزشکان و اهل خبره اتفاق نظر دارند که استعمال دخانیات و سیگار ضررهای مهم و حیاتی برای بدن دارد&amp;lt;ref&amp;gt;علیان‌نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و لذا مطابق قاعده لاضرر مشمول حکم حرمت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که گروهی از فقهای حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنابله، عبدالعزیز بن‌باز (درگذشت: ۱۴۲۰ق)، مفتی وهابی اهل عربستان، نیز با استناد به قاعده لاضرر، به حرمت استعمال دخانیات فتوا داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۲؛ الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نظر این فقیهان، برپایه این قاعده، استعمال دخانیات، بنا به گزارش متخصصان، ضرر مهم و قابل توجه برای بدن دارد و هر آنچه برای بدن ضرر دارد، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دخانیات از خبائث و استعمال آن افتادن در هلاکت است===&lt;br /&gt;
برخی عالمان مانند حر عاملی با استناد به آیه «[[آیه ۱۵۷ سوره اعراف|وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ]]؛ و خداوند ناپاکی‌ها را حرام کرده است.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اعراف، آیه ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات را یکی از مصادیق این امور ناپاک در نظر گرفته و به حرمت آن نظر داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین گفته‌اند که استعمال دخانیات به سبب آن که موجب عارض شدن بیماری‌های زیادی می‌شود، نوعی افکندن خود در هلاکت است که خداوند بنا به [[آیه تهلکه]] از آن نهی کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===استعمال دخانیات مخالف احتیاط است===&lt;br /&gt;
اخباری‌های شیعه و برخی فقیهان اهل سنت و جماعت|اهل سنت مانند محمد بن احمد علیش (درگذشت: ۱۲۹۹ق)، فقیه مالکی، به قاعده احتیاط برای حرمت استعمال دخانیات استناد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مطابق این قاعده برخی امور به‌طور واضح، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، برخی دیگر به‌طور واضح، واجب است که باید انجام داد و در برخی دیگر وجوب یا حرمت آن واضح نیست و نسبت به آن شبهه وجود دارد که برای نجات از افتادن در محرمات الهی، باید در آن‌ها توقف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; استعمال دخانیات از اموری است که نسبت به آن شبهه وجود دارد و توقف نکردن در آن موجب افتادن در محرمات الهی و هلاکت می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صرف هزینه برای دخانیات اسراف و تضییع مال است===&lt;br /&gt;
صرف هزینه برای استعمال دخانیات، اسراف و ضایع کردن مال است؛ چرا که نه‌تنها نفعی برای بدن ندارد، بلکه مضر نیز هست و بنا به آیه ۴۳ سوره غافر و برخی روایات،&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اسراف و ضایع کردن مال، حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایز بودن استعمال دخانیات==&lt;br /&gt;
برخی فقیهان به جواز استعمال دخانیات فتوا داده‌اند و به ادله زیر استناد کرده‌اند:&lt;br /&gt;
===مناقشه در مضر بودن دخانیات برای همه بدن‌ها===&lt;br /&gt;
به‌گفته سید ابوالقاسم خوئی، مفهوم «ضرر» مفهوم مطلق و ثابتی نیست که حکم حرمت، ذاتی و غیر منفک از آن باشد؛ بلکه مفهومی غیر ثابت و نسبی است که به نسبت افراد و مزاج‌های مختلف‌شان، مقدار آن چیز که می‌گویند ضرر دارد و همچنین در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، تغییر می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;توحیدی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۷-۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; دخانیات یکی از همین امور است که برخی فقها گفته‌اند ضرر آن غیر ثابت بوده و ممکن است تنها برای بعضی از بدن‌ها ضرر داشته و برای بعضی دیگر ضرر نداشته باشد و لذا نمی‌توان آن را تحت قاعده کلی درآورد و در همه موارد آن را حرام اعلام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===توتون و تنباکو پاکیزه و حلال است===&lt;br /&gt;
هر آنچه در زمین است و از زمین می‌روید بنا به شهادت آیاتی همچون آیه «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا؛ او خدایی است که همه چیز در زمین را برای شما خلق کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا؛ از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است تناول کنید.»،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; حلال است؛ مگر آن که دلیل خاصی بر حرمت آن اقامه شود.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; توتون و تنباکو نیز یکی از چیزهایی است که مانند سایر گیاهان از زمین می‌روید و هیچ نص شرعی یا دلیل خاصی بر حرام بودن استفاده از آن وارد نشده، پس حلال و پاکیزه است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قاعده حلیت===&lt;br /&gt;
برای حرمت استعمال دخانیات هیچ نصی وارد نشده است و همه فقهای متقدم و متأخر شیعه، به‌نقل از سید نعمت‌الله جزایری، بر حلال‌بودن هر آنچه نصی بر حرمت آن وارد نشده، اجماع دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین استعمال دخانیات حرام نیست و مباح است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گزارش کتاب الموسوعة الفقهیة الکویتیة، موسوعه‌ای در فقه اهل سنت، برخی فقیهان اهل سنت با وارد کردن خدشه در ادله حرمت، به کراهت آن قائل شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برپایه دیدگاه این فقیهان، اگر مضرات استعمال دخانیات ثابت شود، حرام است و اگر ثابت نشود، اصل بر حلیت آن است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برخی نیز گفته‌اند از آنجا که بیشتر مسلمانان به آن مبتلا هستند، برای دفع حرج از مسلمانان، بهتر است به حلیت آن فتوا داده شود و فتوای به حلیت به یسر و قاعده نفی حرج نزدیک‌تر است تا فتوای به حرمت.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکم استعمال دخانیات برای روزه‌دار==&lt;br /&gt;
بنا به نظر بیشتر فقها و مراجع تقلید، احتیاط واجب آن است که روزه‌دار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب می‌شود، خودداری کند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۶؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۳۳۵؛ اصولی و بنی‌هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج۱، ص۹۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[رساله توضیح‌المسائل|رساله توضیح المسائل]] سیدموسی شبیری زنجانی چنین آمده است که سیگار کشیدن و استعمال سایر دخانیات به‌صورت آشکار در ماه رمضان، به‌گونه‌ای که بی‌احترامی به روزه به‌شمار آید، جایز نیست و چنان‌چه روزه‌دار در این ماه از دخانیات استفاده کند، بنا بر احتیاط در بقیه روز از کارهایی که روزه را باطل می‌کند، خودداری کند و روزه آن روز را نیز قضا کند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، توضیح المسائل، ۱۳۸۸ش، ص۳۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیهان همچنین درباره حکم استعمال دخانیات در اماکن عمومی نیز سخن گفته‌اند. بنا به فتوای برخی از آنان کشیدن سیگار یا قلیان در اماکن عمومی و اجتماعات و یا وسایل نقلیه عمومی در صورتی که ضرر قابل توجه برای دیگران داشته باشد یا موجب آزار و اذیت دیگران شود، جایز نیست و در ملک شخص دیگری نیز، بدون رضایت وی جایز نمی­‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکارم شیرازی گفته است کشیدن سیگار در ادارات دولتی یا خصوصی که آن را ممنوع اعلام کرده‌اند، حتی اگر موجب آزار و اذیت دیگران نشود، جایز نیست و حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین تبلیغ سیگار را از آن جهت که جزو کالاهای مضر محسوب می‌شود را حرام دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اصولی، احسان و محمدحسن بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۳ق.&lt;br /&gt;
*توحیدی، محمدعلی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیت‌الله خویی)، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*جزایری، سید نعمت‌الله، الانوار النعمانیة، بیروت، دار القارئ، ۱۴۲۹ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، وزارة الأوقاف و الشؤون الاسلامیة، ۱۴۱۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، الفوائد الطوسیة، قم، انتشارات محلاتی، ۱۴۲۳ق.&lt;br /&gt;
*رحیمی، مرتضی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، پژوهشنامه حلال، شماره ۱، اسفند ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
*خوئی، سید ابوالقاسم و میرزاجواد تبریزی، احکام جامع مسائل پزشکی، قم، دار الصدیقة الشهیدة(س)، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.&lt;br /&gt;
*سیستانی، سیدعلی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی، تاریخ بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
*شوکانی، محمد، ارشاد السائل الی دلائل المسائل، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۸ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم، مجمع الفكر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*طیار، عبدالله بن محمد و دیگران، الفقه المیسر، ریاض، بی‌نا، ۱۴۳۳ق.&lt;br /&gt;
*عبد السلام الطویلة، عبدالوهاب، فقه الاشربة و حدها، قاهره، دار السلام، ۱۴۰۶ق.&lt;br /&gt;
*عدالت‌نژاد، سعید، «دخانیات: مباحث فقهی»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*عقیق، احمد بن محمد، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، ریاض، دار المیمان، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*علیش، محمد بن احمد، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*فتح‌الله‌پور، پرویز، «دخانیات؛ گیاه‌شناسی، تاریخ و کاربرد»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش.&lt;br /&gt;
*کرمی حنبلی، مرعی بن یوسف، تحقيق البرهان في شان الدخان الذي يشربه الناس الآن، بیروت، دار ابن‌حزم، ۱۴۲۱ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح محمد آخوندی و علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*وحید بهبهانی، محمدباقر، الرسائل الاصولیة، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65514</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65514"/>
		<updated>2026-02-23T19:58:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، سبک و روش قانون‌گذاری شارع است که فقیه با احاطه بر مجموعه احکام و مواضع شرعی، آن را کشف کرده و در موارد فقدان دلیل خاص یا عام، برای استنباط حکم به کار می‌گیرد. این مفهوم با تعابیری چون «مذاق شرع»، «ذوق شریعت»، «روح شریعت» و «مذاق اصحاب» نیز بیان شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح در فقه معاصر شیعه رواج یافته و به‌گفته [[حیدر حب‌الله]] در فقه اهل‌سنت سابقه ندارد. نخستین کاربرد آن را به سید محمدجواد حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامة نسبت داده‌اند. سپس توسط شیخ جعفر کاشف‌الغطاء و پس از او توسط صاحب جواهر در جواهرالکلام گسترش یافت و در آثار فقیهانی چون [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سیدمحسن حکیم]] و [[امام خمینی]] به کار رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احاطه بر مجموعه احکام، استفاده از روش اولویت، تحلیل شیوه بیان احکام و گاه استناد به حکم عقل، از راه‌های کشف و فهم مذاق شارع به شمار می‌روند. حجیت مذاق شارع نیز در صورتی پذیرفته می‌شود که موجب قطع و اطمینان گردد؛ اما اگر صرفاً ظن‌آور باشد، اعتبار ندارد. علی‌اکبر سیفی مازندرانی حجیت آن را بر پایه حجیت ظواهر پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاربردهای مذاق شارع در استنباط شامل سرایت حکم به موارد فاقد دلیل، تنقیح موضوع، و تعیین مراد از میان احتمالات است. با این حال، برخی مانند سیدعباس نبوی و ابوالقاسم علیدوست آن را مبنایی شخصی و غیرمنضبط دانسته و در نظام‌سازی فقهی ناکافی می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع، مذاق شارع مفهومی تأثیرگذار در فقه معاصر شیعه است که نقش مهمی در استنباط احکام جدید دارد، هرچند درباره حدود و حجیت آن اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65513</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65513"/>
		<updated>2026-02-23T19:45:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نبوی، سیدعباس، «فقه زمان و نظام‌سازی»، نشریه کیهان اندیشه، شماره ۶۷، مرداد و شهریور ۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65512</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65512"/>
		<updated>2026-02-23T19:39:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
* سبحانی، جعفر، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۵ق.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65511</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65511"/>
		<updated>2026-02-23T19:38:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65510</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65510"/>
		<updated>2026-02-23T19:37:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شبیری زنجانی، سیدموسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهشی رای‏ پرداز، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65509</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65509"/>
		<updated>2026-02-23T19:31:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65508</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65508"/>
		<updated>2026-02-23T19:29:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
* [https://eshia.ir/feqh/archive/text/seify/osool/1401/14020219/ «درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»]، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65507</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65507"/>
		<updated>2026-02-23T19:26:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* اهمیت و جایگاه در فقه معاصر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به  نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65506</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65506"/>
		<updated>2026-02-23T19:25:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*سبزواری، سید عبدالاعلی، نهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، قم، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65505</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65505"/>
		<updated>2026-02-23T19:22:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* منابع */ اصلاح نشانی وب&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*[https://mobahasah.ir/t/دو-کاربرد-مذاق-شارع-در-لسان-فقها-سیره-تشریعی-و- «دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»]، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت، تاریخ بازدید: ۳ اسفند ۱۴۰۴ش.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65504</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65504"/>
		<updated>2026-02-23T19:20:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مفهوم‌شناسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; مذاق شریعت&amp;lt;ref&amp;gt;سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۲۰، ص۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65503</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65503"/>
		<updated>2026-02-23T19:12:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که مقلدان، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به ودیعه و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65502</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65502"/>
		<updated>2026-02-23T19:11:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از کتاب و سنت و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت ازدواج با دو خواهر، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا زنا به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، نَسَب شرعی را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از امام صادق(ع) درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، کراهت مصطلح فقهی نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و حرام نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65501</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65501"/>
		<updated>2026-02-23T18:20:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، شارع راضی نیست که این شرایط در آن محقق نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65500</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65500"/>
		<updated>2026-02-23T18:11:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*به‌گفته خویی، عقل، ایمان، عدالت برای مرجع تقلید حدوثاً و بقائاً لازم است؛ چرا که مستفاد از مذاق شارع چنین است که وقتی لازم است که این شرایط در امام جماعت باشد، در زعامت و مرجعیت که پس از ولایت، والاترین مرتبه و جایگاه است، نیز حتماً باید این شرایط وجود داشته باشد.خویی،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65499</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65499"/>
		<updated>2026-02-23T18:00:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مذاق شارع و مقاصد شریعت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهری است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65498</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65498"/>
		<updated>2026-02-23T17:44:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سیدموسی شبیری زنجانی]]، در ارتباط با مراجعه به پزشک مرد از سوی زن بیماری که مضطر است گفته است متفاهم عرفی از دلیلی که مراجعه به پزشک مرد را برای زن مضطر تجویز نموده این است که برای پزشک نیز معالجه وی مجاز است؛ زیرا از این دلیل می‌توان دریافت که مذاق شارع این است که مردم به فشار و زحمت نیافتند، بدین معنا که در ایام متمادی دچار درد و بیماری نباشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شبیری زنجانی، کتاب النکاح، ۱۴۱۹ق، ص۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهر است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65497</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65497"/>
		<updated>2026-02-23T17:36:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع با برخی از مفاهیم مشابه آن که در فقه کاربرد دارد تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند که به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال گفته شده فرق بین آن دو جوهر است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65495</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65495"/>
		<updated>2026-02-22T21:18:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مذاق شارع و مقاصد شریعت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال تفاوت‌هایی بین این دو ذکر کرده‌اند. مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65494</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65494"/>
		<updated>2026-02-22T21:18:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مذاق شارع و مقاصد شریعت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال تفاوت‌هایی بین این دو ذکر کرده‌اند. مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۴۰-۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; که عمده‌اش طریق مناسبت احکام و مقاصد است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواهر باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65493</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65493"/>
		<updated>2026-02-22T21:10:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* حجیت مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال تفاوت‌هایی بین این دو ذکر کرده‌اند. مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، با توجه به آنچه بیان شد، هم در سعه و گستره نطاق با هم فرق دارند و هم در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت هستند. برای طرق استکشاف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده که عمده اش طریق مناسبت است. منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواره باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65492</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65492"/>
		<updated>2026-02-22T21:10:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* حجیت مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال تفاوت‌هایی بین این دو ذکر کرده‌اند. مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، با توجه به آنچه بیان شد، هم در سعه و گستره نطاق با هم فرق دارند و هم در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت هستند. برای طرق استکشاف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده که عمده اش طریق مناسبت است. منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواره باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65491</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65491"/>
		<updated>2026-02-22T21:06:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مذاق شارع و مقاصد شریعت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
در کتاب [[الفائق فی الاصول]]، [[مقاصد شریعت]] مانند مذاق از اموری به حساب آمده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال تفاوت‌هایی بین این دو ذکر کرده‌اند. مقاصد شریعت، اغراض و اهدافی است که در مرتبه تشریع حکم، داعیه شارع برای جعل احکام است، به‌طوری که احکام شرعیه مبتنی بر آن اهداف و اغراض است.&amp;lt;ref&amp;gt;سبحانی، اصول الفقه المقارن فیما لانص فیه، ۱۴۲۵ق، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اغراض گاهی از ظواهر لفظ استفاده می‌شود و گاهی حکم عقل و فهم عقلاء و گاهی نیز فهم ظنی و قرینه ظنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته سیفی مازندرانی، مذاق شارع و مقاصد شریعت، با توجه به آنچه بیان شد، هم در سعه و گستره نطاق با هم فرق دارند و هم در دلیل و طرق استکشاف با هم متفاوت هستند. برای طرق استکشاف مقاصد شریعت راه‌های مختلفی ذکر شده که عمده اش طریق مناسبت است. منظور از طریق مناسبت نیز این است که هرآنچه از نظر عقل و عقلای عالم و اهل عرف مناسب است، می‌تواند در سلسله جعل حکم قرار بگیرد؛ اعم از آن که مستند به ظواره باشد یا نباشد، حتی اگر عقل ظنی هم این مناسبت را تشخیص دهد در سلسله جعل حکم واقع می‌شود و از همین جا فرق بین مذاق شارع با آن آشکار می‌گردد؛ چرا که طریق کشف مذاق شارع تنها یک چیز است و آن هم ظواهر عرفی خطابات و عقل قطعی بدیهی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65490</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65490"/>
		<updated>2026-02-22T20:20:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شارع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65489</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65489"/>
		<updated>2026-02-22T19:42:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نقدهایی به مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین در مقاله مشترکی با محمد عشایری منفرد با عنوان «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، تمسک به مذاق شارع، را استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال دانسته است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65459</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65459"/>
		<updated>2026-02-22T06:05:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نقدهایی به مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین گفته‌اند تمسک به مذاق شارع، استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال است که اگرچه برای شخص استدلال‌کننده ممکن است اطمینان‌آور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیان‌ناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمی‌توان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65451</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65451"/>
		<updated>2026-02-22T05:52:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* نقدهایی به مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65446</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65446"/>
		<updated>2026-02-22T04:52:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. به‌گفته سیفی مازندرانی، در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) درباره خرید و فروش رطب در مقابل تمر سؤال شد و امام پرسید که آیا پس از خشک شدن، سبک‌تر می‌شود؟ آنان گفتند: بله و سپس امام در جواب‌شان گفت چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است؛ ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65445</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65445"/>
		<updated>2026-02-22T04:46:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مصلحت===&lt;br /&gt;
===مذاق شارع و تنقیح مناط قطعی===&lt;br /&gt;
بین مذاق شارع و [[تنقیح مناط|تنقیح مناط قطعی]] تفاوت است. در تنقیح ملاک قطعی، یک خطاب است که از بیان شارع، موضوع حکم استفاده می شود، که به صورت تصریح در آن خطاب نیامده ولی به دلالت تنبیه از خطاب فهمیده می شود. مثل آن روایتی که از خرید و فروش رطب در مقابل تمر سوال کردند و حضرت فرمودند که آیا پس از خشک شدن سبکتر می شود؟ آنها گفتند که بله، حضرت فرمودند که چنین بیعی ایراد دارد. از این روایت استفاده می شود که هر مکیل و موزونی همین طور است و اختصاصی به رطب و تمر ندارد. این یک ملاک خاص در موضوع خاص است ولی مذاق شارع از این قبیل نیست. مذاق شارع در جایی است که ملاک از مجموع چند روایت برداشت شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65441</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65441"/>
		<updated>2026-02-21T20:48:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* حجیت مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، قطع و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول ظن می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی‌اکبر سیفی مازندرانی]]،‌ حجیت مذاق شارع را از روی حجیت ظواهر پذیرفته است. او در جلسه درس خارج اصول در ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ش، گفته است مذاق شریعت، همان اراده تشریعی خداوند است که از ظواهر خطابات شرعیه استظهار شده است؛ هر ظاهری هم حجت است، بنابراین مذاق شارع هم حجت است، چون که از خطابات استظهار شده است. البته مستظهر از یک خطاب خاصی که در موضوع خاصی وارد شده باشد نیست؛ بلکه مستنظهر از مجموع خطابات است.&amp;lt;ref&amp;gt;«درس خارج اصول استاد علی‌اکبر سیفی مازندرانی: ﻿تعریف قاعده مذاق شارع»، سایت مدرسه فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مصلحت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65440</id>
		<title>کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://ency.feqhemoaser.com/fa/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Hamzeahmadi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%B3&amp;diff=65440"/>
		<updated>2026-02-21T20:36:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hamzeahmadi: /* راه‌های فهم و کشف مذاق شارع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;مَذاق شارع&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;مذاق شرع&#039;&#039;&#039;، روش فکری [[شارع]] است که [[مجتهد]] از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در [[احکام شرعی|احکام]] مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع را در مواردی که اظهارنظر نکرده کشف می‌کند. این اصطلاح در میان فقهای متأخر [[شیعه]] رواج دارد. گفته می‌شود که نخستین‌بار، [[سید محمدجواد عاملی|سید محمدجواد حسینی عاملی]] آن را با عنوان «مَذاق اصحاب» به کار برد و پس از او، [[محمدحسن نجفی|صاحب‌ْجواهر]] از آن استفاده کرد و به‌تدریج در ادبیات فقهی رواج یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاقِ شارع و کشف آن یکی از مسائل مهم و ضروری در استنباط [[احکام شرعی|حکم شرعی]]، به‌خصوص، در مسائل و احکام [[مسائل مستحدثه|مستحدثه]] است. اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] یا سایر [[ادله اربعه|ادله]] برای آن‌ها در دست نیست و همچنین تبیین موضوع حکم، از موارد پرکاربرد مذاق شارع در [[فقه]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای فهم مذاق شارع، آشنایی با احکام شرعی و مبانی و موضع‌گیری‌های شارع در مسائل مختلف، حائز اهمیت است. درباره حجیت آن نیز گفته‌اند اگر موجب [[حجیت قطع|قطع]] و اطمینان به حکم شرعی شود، حجت و معتبر است و چنانچه موجب حصول [[ظن]] شود، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی مانند «ذوق شریعت»، «مذاق مشهور»، «مذاق فقه» و «روح شریعت» نیز گاهی به جای «مذاق شارع» استفاده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی==&lt;br /&gt;
«مذاق شارع» سبک و روش فکری شارع است که مجتهد از مجموع مبانی و موضع‌گیری‌های او در احکام مختلف به دست می‌آورد و به وسیله آن، دیدگاه شارع در مواردی که اظهارنظر نکرده را کشف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابه تعریفی دیگر، به‌معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و همچنین فقدان عمومات و قواعد کلی به آن تمسک می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصطلاحاتی همچون «مذاق شرع»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵؛ امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۱۴؛ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ذوق شریعت»،&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق مشهور»،&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الاعظم، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق فقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «مذاق دین»،&amp;lt;ref&amp;gt;هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۴۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «مذاق اصحاب»&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اصطلاحاتی به شمار می‌روند که گاهی فقها به‌جای اصطلاح «مذاق شارع» به کار می‌برند. برخی فقیهان همچنین برای آن، اصطلاح «روح شریعت» را نیز به کار برده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد عندلیبی]]،‌ مدرس درس خارج، در جلسه روز ۱۹ دی ۱۴۰۱ش درس خارج اصول گفته است یکی از کاربرد‌های واژه «مذاق»،‌ به‌معنای سبک و سیاق شارع در تشریع احکام است و اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل دارد، می‌توان به‌جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;«دو کاربرد «مذاق شارع» در لسان فقها»، سایت مباحثه، تالار علمی فقاهت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه بحث از مذاق شارع==&lt;br /&gt;
اصطلاح «مذاق شارع» در میان فقهای معاصر شیعه رایج است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که در مسیر استنباط حکم شرعی، مورداستفاده فقیه قرار می‌گیرد، در برخی کتاب‌های جدید اصولی، موردتوجه اصولیان هم قرار گرفته و درباره شرایط حجیت و راه‌هایی کشف و دستیابی به آن بحث می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اصطلاح «مذاق شارع» در فقه اهل‌سنت نیست و سید محمدجواد حسینی عاملی، فقیه شیعه در قرن دوازدهم هجری، نخستین فقیهی است که در کتابش، با عنوان «مفتاح‌الکرامة»، به مذاق شارع با اصطلاح «مذاق اصحاب» اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از او شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم هجری، به نوعی معرفت اشاره کرده است که در ذهن مجتهد، با بهره‌گیری از ذوق سلیم و پس از جست‌وجو در مجموع ادله حاصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشف الغطاء، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان این معرفت را همان مذاق شارع دانسته‌اند که البته کاشف‌الغطاء به آن تصریح نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قادری، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس صاحبْ‌جواهر این اصطلاح را در «جواهرالکلام»،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۰۳ و ج۲، ص۳۲۹ و ج۱۵، ص۱۹۶ و ج۲۷، ص۲۱۷ و ج۳۰، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حد وسیعی به کار برد.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از او در میان فقیهان، به‌ویژه در آثار فقیهانی همچون [[آقا رضا همدانی|آقارضا همدانی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;همدانی، مصباح الفقیه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۲۵۳ و ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید ابوالقاسم خویی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵ و ۱۸۷ و ۲۰۰ و ۲۹۲ و ج۲۱، ص۳۴۵ و ج۳۰، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۴۲۴ و ج۴، ص۱۵۴ و ج۹، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۵۹&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۳ و ج۲، ص۵۴۴ و ج۳، ص۴۱۴ و ج۴، ص۲۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رواج یافته و موردتوجه قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و جایگاه در فقه معاصر==&lt;br /&gt;
در کتاب‌های اصولی متعارف که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شوند یا غیر از آن بحث مستقلی با عنوان «مذاق شارع» یا سایر عناوین مرتبط با آن تدوین نشده است و این اصطلاح تنها در ادبیات فقیهان، بدون آن که بحثی درباره معنا یا حجیت و محدوده آن صورت بگیرد، به کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در کتاب [[الفائق فی الاصول (کتاب)|الفائق فی الاصول]] که توسط گروهی از مدرسان درس خارج حوزه علمیه قم، زیر نظر [[محمدمهدی شب‌زنده‌دار]]، در سال ۱۳۹۷ش، به عنوان کتاب درسی حوزه‌های علمیه تدوین شد، فصلی به بحث درباره مذاق شرع، مفهوم‌شناسی، راه‌های کشف و حجیت آن اختصاص یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این کتاب، مذاق شارع، ذیل اموری از آن بحث شده است که به‌وسیله آن‌ها، حکم یک مسئلهٔ شرعی را که دلیل خاصی درباره آن وارد شده، به مسئلهٔ شرعی دیگری سرایت داده می‌شود که دلیل خاصی درباره آن نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود اسباب و راه‌های سرایت حکم، که مذاق شارع یکی از آن‌ها به شمار می‌رود، بسیار مورد نیاز فقها در مقام استنباط حکم شرعی، به‌ویژه در مسائل جدید شرعی است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحبْ‌جواهر درباره اهمیت فهم مذاق شارع گفته است که فهم و کشف مذاق شارع را نعمتی است که خداوند به کسی که بدان دست یافته، روزی داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مهدی مهریزی]]، نیز در مقدمه‌ای بر کتاب «کتابشناسی اصول فقه شیعه»، مسئله مذاق شارع و مسائلی از قبیل آن را از مسائلی دانسته که نقش کلیدی در استنباط حکم شرعی دارند و بحث درباره آن‌ها به‌جای مسائل کم‌فایده در علم اصول فقه را بایستهٔ توجه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;مهریزی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، ۱۳۷۳ش، ص۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های فهم و کشف مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از راه‌هایی که می‌توان به‌وسیله آن‌ها، به فهم و کشف مذاق شارع دست یافت، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
*فراگیری و احاطه‌ بر احکام شرعی، مبانی و موضع‌گیری‌های شارع:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای کشف مذاق شارع، مجتهد یا باید به همه احکام شرعی و موضع‌گیری‌های شارع در امور مختلف احاطه پیدا کند یا اگر می‌خواهد در مسئله خاصی، به مذاق شارع علم پیدا کند، باید در همان باب یا ابوابی در فقه که مسئله به آن تعلق دارد، به موضع‌گیری شارع تسلط داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اگر شارع درباره چیزی که یک حدِّ بالا و یک حد پایین دارد، نسبت به حد پایین آن، حکمی صادر کرده باشد، مذاق او را می‌توان از این حکم به دست آورد و به حد بالای آن چیز سرایت داد؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً یکی از شرایط تقلید از مرجع تقلید این است که عادل باشد؛ اما دلیل لفظی خاصی در دست نیست که عدالت فقط در همان آغاز تقلید شرط است یا اینکه باید استمرار نیز داشته باشد. برای همین، برخی با توجه به اینکه شارع عدالت را برای امام جماعت، هم در آغاز و هم در ادامه، شرط دانسته است، گفته‌اند از مذاق وی فهمیده می‌شود که برای مرجع تقلید نیز که امری مهم‌تر و حساس‌تر است، عدالت، هم در آغاز تقلید و هم در ادامه، باید شرط باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این روش در جهت کشف مذاق شارع، روش اولویت نیز گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فهم روش شارع در بیان شریعت؛&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، درباره حکم فاصله بین زن و مردی که به موازات هم به نماز ایستاده‌اند، روایات مختلفی وارد شده و هرکدام رعایت فاصله خاصی مانند یک وجب، یک ذراع و یک قدم را بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۲۳-۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محمد محقق داماد]] بر این نظر است که رعایت این فاصله‌ها نمی‌تواند واجب باشد. دلیل او این است که از سویی، فاصله‌های بیان‌شده غیرمنضبط و پراکنده‌اند؛ از سوی دیگر، از مذاق شارع در موارد وجوبی (همچون مقدار مسافت شرعی برای نماز و حد نصاب در زکات)، چنین به دست می‌آید که در احکام الزامی، چنین اختلاف و پراکندگی‌ای میان اسناد شرعی وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*دستیابی به مذاق شارع از راه حکم عقل:&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پاره‌ای از موارد استناد به مذاق شارع ریشه در حکم عقل دارد. برای نمونه سیدمحسن حکیم درباره وجوب انتقال زکات از شهری که مستحق و ذی‌حق در آن نیست به شهر دیگر برای رساندن آن به ذی‌حق گفته است در غیر صورت انتقال موجب ضایع شدن حق مستحق و ذی‌حق می‌شود که از مذاق شارع، حرمت آن فهمیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود حکمت‌نیا معتقد است این مذاق، از یک حکم کلی عقلی که همان حرمت ظلم است، استفاده می‌شود؛ زیرا ضایع نمودن حق صاحب حق، ظلم به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت‌نیا، «مذاق شریعت»، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حجیت مذاق شارع==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود مذاق شارع یا مذاق شرع، از جهت حجیت یا اعتبار به دو صورت است:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به سبب آن، [[قطع]] و اطمینان به حکم شرعی پیدا می‌شود که در این صورت حجت و معتبر است یا اینکه موجب حصول [[ظن]] می‌گردد که در این صورت، دلیلی بر حجیت و اعتبار آن وجود ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محدوده کاربرد مذاق شارع در فقه==&lt;br /&gt;
برخی از موارد کاربرد مذاق شارع در استنباط حکم شرعی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
*برای اثبات حکم در مواردی که دلیلی از [[قرآن|کتاب]] و [[سنت]] و یا سایر ادله در دست نیست؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین صورت که گاهی با کشف مذاق شارع، حکم موردی که دلیل شرعی برای آن اقامه شده، به موردی که فاقد دلیل شرعی است، سرایت داده می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه، [[سید ابوالقاسم خویی]] درباره حرمتِ افکندن دیگران در حرام گفته است فروختن روغن نجس به مسلمان، موجب افکندن او به حرام واقعی می‌شود؛ لذا در شریعت اسلام، به حرمت آن حکم شده است؛ ازهمین‌رو، از مذاق شارع استفاده می‌شود که به‌طور کلی افکندن دیگری در حرامِ واقعی حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;خویی، موسوعة الامام الخوئی، ۱۴۱۷ق، ج۳۵، ص۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تبیین و تنقیح موضوع حکم:&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاهی در موضوع حکم، ابهام و تردید وجود دارد و حدود آن مشخص نیست که با رجوع به مذاق شارع، آن موضوع روشن می‌شود؛&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای مثال، در مسئله حرمت [[ازدواج با دو خواهر]]، این بحث مطرح شده که اگر یکی از آن دو خواهر یا هردو از راه نامشروع یا [[زنا]] به دنیا آمده باشند، در اینکه آیا حرمت ازدواج با دو خواهر به‌طور هم‌زمان این مورد را نیز شامل می‌شود یا خیر،&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابهام وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید محسن طباطبائی حکیم|سیدمحسن حکیم]] بر این باور است که اگرچه شارع در موارد زنا، [[محرمیت نسبی|نَسَب شرعی]] را نفی کرده، اما از مذاق وی کشف می‌شود که در نکاح، نسب واقعی ملاک نیست؛ بلکه نسب عرفی ملاک است و لذا دو خواهری که یکی یا هردوی آن‌ها از راه نامشروع متولد شده‌اند، در عرف، خواهر محسوب می‌شوند و ازدواج هم‌زمان با آن‌ها حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم، مستمسک العروة، ۱۳۹۱ق، ج۱۴، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقیدکردن دلالت یک دلیل به یک معنا از میان احتمالات مختلف؛&amp;lt;ref&amp;gt;حب‌الله، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای نمونه برپایه حدیثی، از [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]] درباره حکم احتکار مواد غذایی سؤال شده و او در پاسخ گفته است: «اگر مواد غذایی فراوان باشد، اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد، به‌طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد.»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[کتاب البیع (کتاب)|کتاب البیع]] گفته است که منظور از کراهت در این روایت، [[مکروه|کراهت مصطلح فقهی]] نیست؛ چراکه با توجه به مذاق شارع، بسیار بعید به نظر می‌رسد احتکاری که موجب می‌شود مردم در مواد غذایی موردنیازشان در تنگنا باشند، عملی مکروه باشد و [[حرام]] نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۰۷-۶۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌هایی از استنباط حکم شرعی با تکیه بر مذاق شارع==&lt;br /&gt;
برخی از نظرات فقهی که فقها با استناد به مذاق شارع به آن دست یافته‌اند بدین بیان است:&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم خویی]]، با اتکا به مذاق شارع، مرد بودن را برای [[مرجع تقلید]] شرط دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او معتقد است از یک سو، مقام [[مرجع تقلید|مرجعیت]] اقتضا می‌کند که [[تقلید از مجتهد|مقلدان]]، به مرجع تقلید خودشان، در امور مختلف، بسیار رجوع کنند و از سویی دیگر، از مذاق شارع چنین بر می‌آید که از زنان، پرده‌نشینی و اشتغال به امور خانه را انتظار دارد و راضی نیست که خودشان را در معرض رجوع مقلدان یا نامحرمان قرار دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;غروی تبریزی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، ۱۴۱۰ق، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر فقها، اگر کسی مالی را نزد شخصی امانتدار، به [[ودیعه]] و امانت بگذارد و او آن مال را به‌صورت رایگان، برای صاحب مال محافظت کند، در صورتی که آن مال تلف شود و او در تلف‌شدن آن نقشی نداشته باشد ضامن مال نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; حال در خصوص اینکه آیا صاحب مال می‌تواند شرط کند در صورت اتلاف مال، نگهدارندهْ ضامن آن است یا خیر، صاحب‌جواهر گفته این شرط صحیح نیست و مخالف مذاق شارع است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۷، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از نظر برخی فقها، تلقیح زنان با نطفهٔ مرد بیگانه یا به عبارتی، گذاشتن اسپرم مرد بیگانه، بدون تماس و به‌صورت مستقیم در داخل رحم زن حرام است.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ناصر مکارم شیرازی]] در بخش مکاسب کتاب انوار الفقاهة، حرمت این عمل را از مذاق شارع در منع از اختلاط نسل‌ها برداشت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (المکاسب)، ۱۴۲۶ق، ص۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بنا به گفته مکارم شیرازی، برای اثبات پذیرش شهادت زنان به‌تنهایی و نه به ضمیمه شهادت مردان، در اموری که به زنان اختصاص دارد، اگر هیچ روایتی هم بر پذیرش شهادت آنان به‌تنهایی وجود نداشته باشد، در عین حال با استفاده از مذاق شارع می‌توان فهمید که شهادت آنان در این امور مختص به خودشان به‌تنهایی مشروع و مجاز است.&amp;lt;ref&amp;gt;مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش‌فرض‌های معتبربودن دلیل مذاق شارع ==&lt;br /&gt;
گفته می‌شود دست‌یافتن به حکم شرعی از طریق مذاق شارع مشروط به پذیرش سه پیش‌فرض است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شارع در همه‌جا و برای همه وقایع حکمی دارد؛&lt;br /&gt;
# طبیعتِ هر جاعل و قانون‌گذاری این است که خلاف مشرب و مذاق خودش حکم وضع نمی‌کند؛&lt;br /&gt;
# حکمی که از راه مذاق شارع به دست می‌آید، مانع یا مزاحم قوی‌تری برای آن وجود نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقایسه مذاق شرع با مفاهیم مشابه==&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مقاصد شریعت===&lt;br /&gt;
===مذاق شرع و مصلحت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقدهایی به مذاق شارع==&lt;br /&gt;
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظام‌سازی»، استناد به مذاق شارع در استنباط‌های شرعی را مانعی بر سر راه نظام‌سازی می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او بر این باور است که برای نظام‌سازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمی‌توان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظام‌سازی اختلاف ایجاد می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نبوی، «فقه زمان و نظام‌سازی»، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط می‌داند و بر این باور است که باید از استنباط‌های فقهی برچیده شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|۲}}&lt;br /&gt;
*اثنا عشری، حسین، «مقدمه»، در کتاب الفائق فی الاصول، تآلیف جمعی از نویسندگان، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*امام خمینی، سید روح‌الله، کتاب البیع، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مؤسسة النشر للحوزات العلمیة، چاپ هشتم، ۱۴۴۴ق.&lt;br /&gt;
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*جوادی آملی، عبدالله و محمد مؤمن، کتاب الصلاة (تقریرات درس سیدمحمد محقق داماد)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*حب‌الله، حیدر، [https://hobbollah.com/p/44755/الاجتهاد-المذاقي-أو-مذاق-الشارع-ومزاج «الاجتهاد المذاقی أو مذاق الشارع ومزاج الشریعة»]، الموقع الرسمی لحیدر حب‌الله، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ش.&lt;br /&gt;
* حسینی عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.&lt;br /&gt;
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.&lt;br /&gt;
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق.&lt;br /&gt;
*خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الامام الخوئی، قم، إحیاء آثار الإمام الخوئی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.&lt;br /&gt;
*طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.&lt;br /&gt;
*علوی، سیدهادل، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی)، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*علیدوست، ابوالقاسم و محمد عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، نشریه حقوق اسلامی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*غروی تبریزی، میرزاعلی، کتاب الاجتهاد و التقلید (تقریرات درس آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی)، قم، دار الهادی، ۱۴۱۰ق.&lt;br /&gt;
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۷ق.&lt;br /&gt;
*قادری، سید رضی، «مذاق شرع در کیفیت و اعتبار»، نشریه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.&lt;br /&gt;
*کاشف الغطاء، شیخ جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ۱۴۲۲ق.&lt;br /&gt;
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
*مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (المکاسب)، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۶ق.&lt;br /&gt;
*مهریزی، مهدی، کتابشناسی اصول فقه شیعه، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سال میلاد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم،  ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*همدانی، رضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث، ۱۳۷۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hamzeahmadi</name></author>
	</entry>
</feed>