المرأة، المفاهيم والحقوق (کتاب): تفاوت میان نسخهها
جز added Category:کتابهای احمد قبانچی using HotCat |
Alimirarab (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
'''المرأة، المفاهيم والحقوق: قراءة جديدة لقضايا المرأة في الخطاب الدينی''' عنوان پژوهشی در حوزه [[فقه زنان]] اثر احمد قبانچی است. نویسنده در این کتاب به نقد قرائت سنتی فقاهتی از جایگاه زن در اسلام میپردازد و در مقابل، رویکردی تجدیدی و عقلانی را ارائه میدهد. محور اصلی کتاب بر این ایده استوار است که بسیاری از احکام و مفاهیم رایج درباره زن، احکام تعبدی و جاودان نیستند؛ بلکه ریشه در فرهنگ، عرف و شرایط اجتماعی عصر نزول دارند. | '''المرأة، المفاهيم والحقوق: قراءة جديدة لقضايا المرأة في الخطاب الدينی''' عنوان پژوهشی در حوزه [[فقه زنان]] اثر احمد قبانچی است. نویسنده در این کتاب به نقد قرائت سنتی فقاهتی از جایگاه زن در اسلام میپردازد و در مقابل، رویکردی تجدیدی و عقلانی را ارائه میدهد. محور اصلی کتاب بر این ایده استوار است که بسیاری از احکام و مفاهیم رایج درباره زن، احکام تعبدی و جاودان نیستند؛ بلکه ریشه در فرهنگ، عرف و شرایط اجتماعی عصر نزول دارند. | ||
نویسنده با تفکیک میان «دین» (اصول ثابت قرآنی) و «شریعت» (قوانین متغیر تاریخی)، بسیاری از روایات و فتواهای مشهور را محصول فرهنگ مردسالار و شرایط زمانی خاص میداند که با روح قرآن و معیار عدالت عقلی در تضاد هستند. در نهایت، کتاب با بررسی مصادیقی چون [[قوامیت مردان بر زنان|قوامیت]]، [[دیه]]، [[ارث | نویسنده با تفکیک میان «دین» (اصول ثابت قرآنی) و «شریعت» (قوانین متغیر تاریخی)، بسیاری از روایات و فتواهای مشهور را محصول فرهنگ مردسالار و شرایط زمانی خاص میداند که با روح قرآن و معیار عدالت عقلی در تضاد هستند. در نهایت، کتاب با بررسی مصادیقی چون [[قوامیت مردان بر زنان|قوامیت]]، [[دیه]]، [[ارث زن|ارث]] و [[مناصب سیاسی زنان|مناصب سیاسی]]، نتیجه میگیرد که با تغییر شرایط، این احکام نیز برای تحقق عدالت واقعی، که مفهومی ثابت دارد؛ اما مصادیق آن در اقتضائات زمانی و مکانی متغیر است، قابل بازنگری و تغییرند و زن مسلمان از حقوق برابر با مرد در عرصههای انسانی، اجتماعی و حقوقی برخوردار است. | ||
== معرفی اجمالی و ساختار == | == معرفی اجمالی و ساختار == | ||
| خط ۱۵۱: | خط ۱۵۱: | ||
نویسنده همچنین استدلال رایج مبنی بر اینکه «طلاق در دست مرد است چون مرد عاقلتر است» را رد میکند. او معتقد است که در عمل، این زن است که به دلیل وابستگی عاطفی و فشارهای اجتماعی، بیشتر برای حفظ خانواده تلاش میکند (ص۲۸۸-۲۹۱). نویسنده با تفسیری جدید از حدیث مشهور «الطلاق بید من أخذ بالساق»، معتقد است این حدیث، حق طلاق را در اختیار «زوجین» قرار میدهد و آن را از دیگران (مانند پدر) سلب میکند، نه اینکه آن را به مرد منحصر کند (ص۲۹۱-۲۹۲). | نویسنده همچنین استدلال رایج مبنی بر اینکه «طلاق در دست مرد است چون مرد عاقلتر است» را رد میکند. او معتقد است که در عمل، این زن است که به دلیل وابستگی عاطفی و فشارهای اجتماعی، بیشتر برای حفظ خانواده تلاش میکند (ص۲۸۸-۲۹۱). نویسنده با تفسیری جدید از حدیث مشهور «الطلاق بید من أخذ بالساق»، معتقد است این حدیث، حق طلاق را در اختیار «زوجین» قرار میدهد و آن را از دیگران (مانند پدر) سلب میکند، نه اینکه آن را به مرد منحصر کند (ص۲۹۱-۲۹۲). | ||
او بر حق زن در | او بر حق زن در «[[طلاق خلع]]» تأکید کرده و با استناد به سیره پیامبر(ص) در ماجرای همسر ثابت بن قیس، بیان میکند اگر زن از زندگی با همسرش کراهت داشته باشد و مهریهاش را ببخشد، حاکم شرع موظف است حکم طلاق را جاری کند (ص۲۹۲). نویسنده با انتقاد از فتاوایی که حق طلاق زن را حتی در شرایط سخت محدود میکنند، این فتاوا را مخالف روح عدالت و [[قاعده لا حرج]] میداند (ص۲۹۳-۲۹۵). | ||
=== حضانت === | === حضانت === | ||
در مورد حضانت فرزند پس از طلاق، فتواهای مختلفی وجود دارد. فتوای مشهور این است که حضانت پسر تا دو سالگی و دختر تا هفت سالگی با مادر است. برخی فقها حضانت هر دو را تا هفت سالگی با مادر میدانند (ص۲۹۹-۳۰۱). نویسنده با بررسی روایات، فتوای مشهور (تفکیک میان پسر و دختر) را یک «جمع تبرّعی» و بدون شاهد روایی و عقلی میداند. او با جمع میان سه دسته روایات موجود (روایات دو سال، هفت سال و تا زمان ازدواج مادر)، به این نتیجه میرسد که قویترین و عادلانهترین قول، حق حضانت مادر تا هفت سالگی برای هر دو فرزند (پسر و دختر) است. این قول هم با روایات صحیحتر سازگار است، هم با نیازهای عاطفی و روانی کودک در این سنین و هم با عقل و عرف. پس از هفت سالگی، اولویت با پدر است، مگر اینکه مصلحت کودک چیز دیگری را ایجاب کند که در این صورت، تشخیص با دادگاه صالح است (ص۳۰۴-۳۱۵). | در مورد [[حضانت]] فرزند پس از طلاق، فتواهای مختلفی وجود دارد. فتوای مشهور این است که حضانت پسر تا دو سالگی و دختر تا هفت سالگی با مادر است. برخی فقها حضانت هر دو را تا هفت سالگی با مادر میدانند (ص۲۹۹-۳۰۱). نویسنده با بررسی روایات، فتوای مشهور (تفکیک میان پسر و دختر) را یک «جمع تبرّعی» و بدون شاهد روایی و عقلی میداند. او با جمع میان سه دسته روایات موجود (روایات دو سال، هفت سال و تا زمان ازدواج مادر)، به این نتیجه میرسد که قویترین و عادلانهترین قول، حق حضانت مادر تا هفت سالگی برای هر دو فرزند (پسر و دختر) است. این قول هم با روایات صحیحتر سازگار است، هم با نیازهای عاطفی و روانی کودک در این سنین و هم با عقل و عرف. پس از هفت سالگی، اولویت با پدر است، مگر اینکه مصلحت کودک چیز دیگری را ایجاب کند که در این صورت، تشخیص با دادگاه صالح است (ص۳۰۴-۳۱۵). | ||
به نظر نویسنده، شرط «اسلام» برای مادر جهت حضانت نیز مردود است. آیه | به نظر نویسنده، شرط «اسلام» برای مادر جهت حضانت نیز مردود است. [[آیه ۱۴۱ سوره نساء|آیه نفی سبیل]] که به آن استناد میشود، ناظر به سلطه و حکومت است، در حالی که حضانت، رابطه عاطفی و خدمتی است. علاوه بر این، کودک در سنین پایین درک درستی از عقاید ندارد که خطر انحراف او مطرح باشد (ص۳۱۷-۳۲۰). | ||
[[رده:مقالات کتابشناسی]] | [[رده:مقالات کتابشناسی]] | ||
[[رده:کتابهای فقه زنان]] | [[رده:کتابهای فقه زنان]] | ||
[[رده:کتابهای احمد قبانچی]] | [[رده:کتابهای احمد قبانچی]] | ||
[[en:Al-Mar'ah, al-Mafahim wa al-Huquq (Book)]] | |||