رأی اکثریت: تفاوت میان نسخهها
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{نویسنده | {{نویسنده | ||
|نویسنده = علیرضا صالحی | |نویسنده = علیرضا صالحی | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۰: | ||
== تبیین مسئله و جایگاه آن == | == تبیین مسئله و جایگاه آن == | ||
مراجعه به آرای عمومی و ترجیح رأی اکثریت در تصمیمگیریهای جمعی امروزه به یک ارزش جهانی تبدیل شده است؛<ref>امامی، «اعتبار عقلی رای اکثریت بر مبنای حق تعیین سرنوشت»، ص۱۰۵</ref> به صورتی که بسیاری از نظامهای سیاسی جهان، برای کسب مشروعیت، از عنوان [[دموکراسی]] که بر خواست و رأی اکثریت استوار است سود میبرند.<ref>فولادوند، خرد در سیاست، | مراجعه به آرای عمومی و ترجیح رأی اکثریت در تصمیمگیریهای جمعی امروزه به یک ارزش جهانی تبدیل شده است؛<ref>امامی، «اعتبار عقلی رای اکثریت بر مبنای حق تعیین سرنوشت»، ص۱۰۵</ref> به صورتی که بسیاری از نظامهای سیاسی جهان، برای کسب مشروعیت، از عنوان [[دموکراسی]] که بر خواست و رأی اکثریت استوار است سود میبرند.<ref>فولادوند، خرد در سیاست، ص۳۶۳.</ref> امروزه با گنجاندن واژه اکثریت در تعریف دموکراسی (رایجترین نوع حکومت در جهان) آن را نوعی از حکومت میدانند که مطابق با اصول حاکمیت مردم، برابری سیاسی، مشورت با همه مردم و حکومت اکثریت سازمان یافته است<ref>رنی، حکومت، آشنایی با علم سیاست، ص۱۳۸.</ref> و معمولا دموکراسی مترادف با حکومت اکثریت مردم تصویر میشود.<ref>ایوبی، اکثریت چگونه حکومت میکند، ص۱۱.</ref> به سخنی دیگر، منشأ قدرت و وضع قوانین در حکومتهای دموکراتیک رأی اکثر مردم است.<ref>عالم، تاریخ فلسفه سیاسی غرب، ص۱۲.</ref> افزون بر این، پذیرش حکومت مردمسالار در جوامع دینی اسلامی نیز بیش از پیش بر اهمیت مسئله رأی اکثریت افزوده است.<ref>صالحی، دموکراسی و اعتبار رأی اکثریت در اسلام، ص۶۰.</ref> | ||
در کشورهای بسیاری انتخاب نوع حکومت، [[قانون اساسی]]، مسئولان اجرایی حکومت، نمایندگان مجلس و ... و همچنین فرایند [[قانونگذاری]] و تصمیمسازی بر اساس رأی اکثریت صورت میگیرد.<ref>امامی، «اعتبار عقلی رای اکثریت بر مبنای حق تعیین سرنوشت»، ص۱۰۵؛ صالحی، دموکراسی و اعتبار رأی اکثریت در اسلام، | در کشورهای بسیاری انتخاب نوع حکومت، [[قانون اساسی]]، مسئولان اجرایی حکومت، نمایندگان مجلس و ... و همچنین فرایند [[قانونگذاری]] و تصمیمسازی بر اساس رأی اکثریت صورت میگیرد.<ref>امامی، «اعتبار عقلی رای اکثریت بر مبنای حق تعیین سرنوشت»، ص۱۰۵؛ صالحی، دموکراسی و اعتبار رأی اکثریت در اسلام، ص۶۳-۶۴.</ref> رأی اکثریت در کنار مواردی چون [[مشارکت سیاسی]]، [[تفکیک قوا]] (توزیع قدرت) و نظارت مردم بر عملکرد کارگزاران حکومتی از عناصر مهم یک [[نظام جمهوری]] یا نظام دموکراتیک محسوب میشود.<ref>شاکری و رجائی، «اعتبار و جایگاه رأی اکثریت در نظام سیاسی اسلام»، ص ۳۹۴؛ مرادی و موسیزاده، «مشروعیت جمهوریت در اسلام»، ص۹۸ </ref> | ||
===مفهومشناسی=== | ===مفهومشناسی=== | ||
رأی اکثریت یا اکثریت آرا (به انگلیسی: Majority vote و به عربی: أغلبية الأصوات) به عقیده، نظر، اندیشه، فکر، باور و تدبیر بیشتر افراد یک مجموعه، سازمان، نهاد یا افراد یک کشور تعریف شده است که در زبان، مذهب، نژاد و ... ویژگیهای مشترک داشته باشند.<ref>دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل رأی و اکثریت؛ عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل رأی و اکثریت؛ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه رأی و اکثریت.</ref> واژههای اکثریت و اقلیت معطوف به تعداد و کمّیت گروهها بدون در نظر گرفتن کیفیت آنها است. در آموزههای اسلامی واژه اقلیت برای اشاره به اهل کتاب در مقابل اکثریت مسلمان به کار رفته است، ولی امروزه این دو واژه بیشتر در رقابتهای سیاسی و فرایندهای قانونگذاری استفاده میشوند. گروهها و افرادی که حمایت نصف به اضافه یک شهروندان را به دست میآورند را اکثریت مطلق و رقیبان آنان را اقلیت مطلق مینامند. البته به طور معمول کسب اکثریت مطلق دشوار است، به همین دلیل دانشمندان واژه اکثریت نسبی را مطرح کردهاند که به معنای بزرگترین واحد گروه است بدون در نظر داشتن اینکه از نصف بیشتر باشد یا نه.<ref>صالحی، دموکراسی و اعتبار رأی اکثریت در اسلام، | رأی اکثریت یا اکثریت آرا (به انگلیسی: Majority vote و به عربی: أغلبية الأصوات) به عقیده، نظر، اندیشه، فکر، باور و تدبیر بیشتر افراد یک مجموعه، سازمان، نهاد یا افراد یک کشور تعریف شده است که در زبان، مذهب، نژاد و ... ویژگیهای مشترک داشته باشند.<ref>دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل رأی و اکثریت؛ عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل رأی و اکثریت؛ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه رأی و اکثریت.</ref> واژههای اکثریت و اقلیت معطوف به تعداد و کمّیت گروهها بدون در نظر گرفتن کیفیت آنها است. در آموزههای اسلامی واژه اقلیت برای اشاره به اهل کتاب در مقابل اکثریت مسلمان به کار رفته است، ولی امروزه این دو واژه بیشتر در رقابتهای سیاسی و فرایندهای قانونگذاری استفاده میشوند. گروهها و افرادی که حمایت نصف به اضافه یک شهروندان را به دست میآورند را اکثریت مطلق و رقیبان آنان را اقلیت مطلق مینامند. البته به طور معمول کسب اکثریت مطلق دشوار است، به همین دلیل دانشمندان واژه اکثریت نسبی را مطرح کردهاند که به معنای بزرگترین واحد گروه است بدون در نظر داشتن اینکه از نصف بیشتر باشد یا نه.<ref>صالحی، دموکراسی و اعتبار رأی اکثریت در اسلام، ص۶۱.</ref> | ||
=== جایگاه در فقه معاصر === | === جایگاه در فقه معاصر === | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۸: | ||
===بیاعتباری=== | ===بیاعتباری=== | ||
{{اصلی|عدم اعتبار رأی اکثریت در حکومت}} | {{اصلی|عدم اعتبار رأی اکثریت در حکومت}} | ||
فقهای قائل به بیاعتباری رأی اکثریت معتقدند که فقط حکومت، قانون و حاکمی مشروع است که شارع آن را تعیین کرده باشد؛ آنان اخذ به رأی اکثریت را بدعت میدانند.<ref>نوری، «رساله حرمت مشروطه»، ج۱، ص۱۰۶؛ تبریزی، «رساله کشف المراد»، ص ۱۳۲.</ref> به نظر این عده از نظریهپردازان، تقدیم بدون دلیل نظر عدهای از مردم، حتی اگر اکثریت باشند، بر نظر دیگران، اگرچه در اقلیت باشند، خلاف حکم عقل است.<ref>خرقانی، «»، ص۲۲۶ و ۲۴۰؛ حسینی تهرانی، ولایت فقیه در حکومت اسلامی، | فقهای قائل به بیاعتباری رأی اکثریت معتقدند که فقط حکومت، قانون و حاکمی مشروع است که شارع آن را تعیین کرده باشد؛ آنان اخذ به رأی اکثریت را بدعت میدانند.<ref>نوری، «رساله حرمت مشروطه»، ج۱، ص۱۰۶؛ تبریزی، «رساله کشف المراد»، ص ۱۳۲.</ref> به نظر این عده از نظریهپردازان، تقدیم بدون دلیل نظر عدهای از مردم، حتی اگر اکثریت باشند، بر نظر دیگران، اگرچه در اقلیت باشند، خلاف حکم عقل است.<ref>خرقانی، «»، ص۲۲۶ و ۲۴۰؛ حسینی تهرانی، ولایت فقیه در حکومت اسلامی، ج۳، ص۱۹۰-۱۹۲</ref> باورمندان به این نظر برای رد جایگاه رأی اکثریت در نظام سیاسی اسلام به آیاتی از قرآن که در مذمت اکثریت هستند استناد کردهاند.<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۱۰۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۲۸۱؛ موسوی خلخالی، الحاکمیة فی الاسلام، ص۱۱۱؛ حسینی تهرانی، ولایة الفقیه فی حکومة الاسلامیة، ج۳، ص۱۸۳-۱۸۴؛ مصباح یزدی، نظریه سیاسی اسلام، ص۲۸۲.</ref> استناد به برخی روایات مبنی بر ملزم نبودن معصومان(ع) به عمل طبق مشورت با دیگران<ref>برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۰۱.</ref> و حتی گاه عمل بر خلاف نظر مشاوران<ref>نهجالبلاغه، کلمه قصار ۳۲۱، ص۵۳۱.</ref> از دیگر دلایل قائلان به عدم اعتبار رأی اکثریت در مسائل حکومتی است.<ref>مرادی و موسیزاده، «مشروعیت جمهوریت در اسلام»، ص۱۰۳.</ref> | ||
===اعتبار=== | ===اعتبار=== | ||
{{اصلی|اعتبار رأی اکثریت در حکومت}} | {{اصلی|اعتبار رأی اکثریت در حکومت}} | ||
فقهای قائل به اعتبار رأی اکثریت در مسائل حکومتی معتقدند که مقبولیت و مشروعیت حکومت، حاکم و قوانین حکومتی و حتی فعلیت یافتن حاکمیت حاکم منوط به رضایت و رأی اکثریت است.<ref>امام خمینی، صحیفه امام، | فقهای قائل به اعتبار رأی اکثریت در مسائل حکومتی معتقدند که مقبولیت و مشروعیت حکومت، حاکم و قوانین حکومتی و حتی فعلیت یافتن حاکمیت حاکم منوط به رضایت و رأی اکثریت است.<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۴۵۹؛ منتظری، حکومت دینی و حقوق انسان، ص۳۷-۳۸.</ref> استناد به قاعده اصولی «[[قاعده اخذ به ترجیحات عند التعارض|اخذ به ترجیحات عند التعارض]]»،<ref>نائینی، تنبیه الامه، ص۱۱۵.</ref> [[قاعده قبح ترجیح مرجوح بر راجح]] (قبح ترجیح اقلیت بر اکثریت)<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۵۵۴؛ ج۱، ص۵۶۴.</ref> و طریقیت رأی اکثریت در نیل به [[مصلحت]] مردم<ref>دهخوارخانی، «رساله توضیح مرام»، ص۶۶۷</ref> دلایل عقلی مهمی هستند که این گروه از اندیشمندان به آنها استناد کردهاند. آنان با ایجاد پیوند میان رأی اکثریت و مفهوم [[شوری|شورا]]، که مشروعیت آن با نص قرآن ثابت شده،<ref>نائینی، تنبیه الامه، ص۱۱۶.</ref> و همچنین با تمسک به سیره پیامبر اسلام(ص) و حضرت علی(ع)، معتقدند در صورت اختلاف آرا در امور نوعی و با فرض تساوی مشروعیت طرفین، از باب ضرورت حفظ نظام، باید بر رأی اکثریت تکیه شود و دلیل شرعی وجوب تبعیت از رأی کثریت، همان ادله ناظر به [[وجوب حفظ نظام]] است.<ref>نائینی، تنبیه الامه، ص۱۱۶-۱۱۷؛ منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه، ج۱، ص۵۵۳-۵۵۴.</ref> | ||
این گروه از اندیشمندان برای اثبات مشروعیت رأی اکثریت به آیاتی از قرآن استناد کردهاند، از جمله آیات ناظر به مفهوم شوری مانند آیات [[آیه ۱۵۹ سوره آلعمران|۱۵۹ سوره آلعمران]] و [[آیه ۳۸ سوره شوری|۳۸ سوره شوری]] و همچنین آیات ناظر بر ولایت مؤمنان بر همدیگر.<ref>توبه، ۷۱.</ref> | این گروه از اندیشمندان<ref>معرفت، جامعه مدنی، ص۷۳-۷۵؛ صالحی نجفآبادی، ولایت فقیه حکومت صالحان، ص۲۷۸؛ اردبیلی، همپای انقلاب، ص۴۶۴-۴۶۵.</ref> برای اثبات مشروعیت رأی اکثریت به آیاتی از قرآن استناد کردهاند، از جمله آیات ناظر به مفهوم شوری مانند آیات [[آیه ۱۵۹ سوره آلعمران|۱۵۹ سوره آلعمران]] و [[آیه ۳۸ سوره شوری|۳۸ سوره شوری]] و همچنین آیات ناظر بر ولایت مؤمنان بر همدیگر.<ref>توبه، ۷۱.</ref> استناد به روایاتی از امام علی(ع) که فعلیت یافتن ولایت خود بر مردم را به رضایت و پذیرش همگان منوط کرده،<ref>ابن شهر آشوب، مناقب، ج۱، ص۲۲۵؛ امامی، «اعتباری رأی اکثریت در پرتو کتاب و سنت»، ص۷۱-۷۳.</ref> [[مقبوله عمر بن حنظله]]<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۶۸-۱۷۱.</ref> و روایت لزوم پیروی از سواد اعظم<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۷، ص۱۸۴.</ref> از دیگر دلایل نقلی این گروه از فقها هستند.<ref>مرادی و موسی زاده، «مشروعیت جمهوریت در اسلام»، ص۱۰۸؛ شاکری و رجائی، «اعتبار و جایگاه رأی اکثریت در نظام سیاسی اسلام»، ص۴۰۰.</ref> | ||
===اعتبار مشروط=== | ===اعتبار مشروط=== | ||
در مقابل دو دیدگاهِ اعتبار یا بیاعتباری، [[عبدالله جوادی آملی]]، از فقها و مفسران معاصر، با تفکیک میان تثبیت حق و تشخیص حق، به اعتبار مشروطِ رأی اکثریت معتقد است. به گفته او، در بینش اسلامی حقیقت از خداوند متعال نشئت میگیرد و تنها کلام الهی مرجع تعیین آن است؛ به همین دلیل پیروی از اکثریت، به معنای برگرفتن باورها و ارزشهای اخلاقی از آنان، نکوهش شده است.<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، | در مقابل دو دیدگاهِ اعتبار یا بیاعتباری، [[عبدالله جوادی آملی]]، از فقها و مفسران معاصر، با تفکیک میان تثبیت حق و تشخیص حق، به اعتبار مشروطِ رأی اکثریت معتقد است. به گفته او، در بینش اسلامی حقیقت از خداوند متعال نشئت میگیرد و تنها کلام الهی مرجع تعیین آن است؛ به همین دلیل پیروی از اکثریت، به معنای برگرفتن باورها و ارزشهای اخلاقی از آنان، نکوهش شده است.<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۹۰.</ref> به باور جوادی آملی، اکثریت فقط میتواند به شکل یک روش و قاعده تصمیمگیری برای حل منازعات اجتماعی استفاده شود و در مقام تشخیص حق کارساز باشد، نه در مقام تثبیت حق. توضیح اینکه حق را وحی الهی تبیین و تثبیت میکند و در مقام اجرای حق، زمانی که تشخیص حق دشوار باشد و صاحبنظران با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، رأی اکثریت معیار خواهد بود.<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۹۲.</ref> | ||
[[سید محمدصادق روحانی]]، از فقهای معاصر، نیز اعتبار رأی اکثریت را منوط به عدم علم حاکم به صلاح و فساد بعضی از امور حکومتی میداند. به نظر وی، رأی اکثریت در انتخاب حاکم اسلامی به هیچ وجه معتبر نیست<ref>روحانی، نظام حکومت در اسلام، | [[سید محمدصادق روحانی]]، از فقهای معاصر، نیز اعتبار رأی اکثریت را منوط به عدم علم حاکم به صلاح و فساد بعضی از امور حکومتی میداند. به نظر وی، رأی اکثریت در انتخاب حاکم اسلامی به هیچ وجه معتبر نیست<ref>روحانی، نظام حکومت در اسلام، ص۲۸-۳۱.</ref> و قانون نیز باید از طریق شارع و فرایند اجتهاد تصویب شود<ref>روحانی، نظام حکومت در اسلام، ص۶۹-۷۰.</ref> و فقط جایی که حکمی شرعی درباره امور عامه و مسائل اجتماعی و سیاسی وجود نداشته باشد و حاکم اسلامی نیز علم به صلاح یا فساد آن نداشته باشد، باید به تصمیم اکثریت کارشناسان عمل کند. او این شیوه را مطابق با سیره عقلا میداند که اسلام هم آن را تأیید کرده است.<ref>روحانی، نظام حکومت در اسلام، ص۷۰-۷۲.</ref> | ||
===تفکیک دیدگاههای موافقان و مخالفان بر اساس تفاوت در مبنا=== | ===تفکیک دیدگاههای موافقان و مخالفان بر اساس تفاوت در مبنا=== | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۱: | ||
* فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، قم، انتشارات امیر قلم، ۱۴۲۵ق. | * فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، قم، انتشارات امیر قلم، ۱۴۲۵ق. | ||
* فولادوند، عزت الله، خرد در سیاست، تهران، طرح نو، ۱۳۷۷ش. | * فولادوند، عزت الله، خرد در سیاست، تهران، طرح نو، ۱۳۷۷ش. | ||
* قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۳ش. | * قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۳ش. | ||
* قرضاوی، یوسف، فقه سیاسی، مترجم عبدالعزیز سلیمی، تهران، نشر احسان، ۱۳۹۰ش. | * قرضاوی، یوسف، فقه سیاسی، مترجم عبدالعزیز سلیمی، تهران، نشر احسان، ۱۳۹۰ش. | ||