فلسفه فقه: تفاوت میان نسخه‌ها

Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش}}
{{نویسنده
{{نویسنده
|نویسنده = محمدعلی سلطان‌مرادی
|نویسنده = محمدعلی سلطان‌مرادی
خط ۷۹: خط ۷۸:
===تاریخمندی و ثابت و متغیر در فقه===
===تاریخمندی و ثابت و متغیر در فقه===
{{اصلی|تاریخمندی احکام}}
{{اصلی|تاریخمندی احکام}}
لازمه بررسی ثبات و تغییر در احکام دینی (که از مبانی دین‌شناسانه فقه است)، پاسخ به این پرسش‌ها است: آیا تمامی احکام اسلامْ ثابت‌اند؟ معیار تفکیک احکام متغیر از ثابت چیست؟ آیا [[نقش زمان و مکان در اجتهاد|دو عنصر زمان و مکان]] تأثیری در استنباط احکام شرعی دارد؟ از سوی دیگر، آیا مخاطبِ نصوص فقهی تنها جامعه آن روزگار بوده است؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۴۸.</ref> آیا شرایط جامعه و احوال حاکم در تفسیر نصوص دینی تأثیرگذار است؟
لازمه بررسی ثبات و تغییر احکام دینی، که از مبانی دین‌شناسانه فقه است، پاسخ به این پرسش‌ها است: آیا تمام احکام اسلام ثابت‌اند؟ معیار تفکیک احکام متغیر از ثابت چیست؟ آیا [[نقش زمان و مکان در اجتهاد|دو عنصر زمان و مکان]] تأثیری در استنباط احکام شرعی دارند؟ از سوی دیگر، آیا مخاطبِ نصوص فقهی فقط جامعه آن روزگار بوده است؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۴۸.</ref> آیا شرایط جامعه و احوال حاکم در تفسیر نصوص دینی تأثیرگذار است؟


گروهی معتقد به تاریخمندی احکام هستند، اما دیدگاه‌های سنتی که منکر مبانی مدرن تاریخمندی است، دلالت صریح برخی آیات و روایات، برآمدن احکام فقهی از قضایای حقیقیه و اطلاق مقامی احکام را دلیل جاودانگی آنها می‌داند.<ref>قدردان قراملکی، جاودانگی شریعت و ملاک‌های آن، ص۱۰۷.</ref> با این حال هم‌ایشان ذیل بحث از [[احکام ثابت و متغیر]] تلاش کرده‌اند پاره‌ای از تغییرات ضروری در احکام فقهی را تبیین کنند و در واقع پذیرفته‌اند که همه آنچه در آثار فقهی آمده فراتاریخی نیست، بلکه برخی احکام ناظر به زمان و مکان معینی است.<ref>ایازی، ملاکات احکام و شیوه‌های استکشاف آن، ص۳۱۱.</ref> در همین ارتباط، فقیهان [[مکتب فقهی قم]] می‌کوشند عوامل تاریخی کشف مراد حقیقی شارع را ذیل مباحثی که از قبل در فقه مرسوم بوده، همچون قرائن حالیه و مقالیه تنقیح کنند.<ref>مکارم شیرازی، دایرةالمعارف فقه مقارن، ج۱، ص۲۷۲.</ref>
گروهی معتقد به [[تاریخمندی احکام]] هستند، اما دیدگاه‌های سنتی که مبانی مدرن تاریخمندی را انکار می‌کنند، دلالت صریح برخی آیات و روایات، برآمدن احکام فقهی از قضایای حقیقیه و اطلاق مقامی احکام را دلیل جاودانگی آن‌ها می‌دانند.<ref>قدردان قراملکی، جاودانگی شریعت و ملاک‌های آن، ص۱۰۷.</ref> با این حال هم‌ایشان ذیل بحث از [[احکام ثابت و متغیر]] کوشیده‌اند پاره‌ای از تغییرات ضروری در احکام فقهی را تبیین کنند و در واقع پذیرفته‌اند که همه آنچه در آثار فقهی آمده فراتاریخی نیست، بلکه برخی احکام ناظر به زمان و مکان معیّنی هستند.<ref>ایازی، ملاکات احکام و شیوه‌های استکشاف آن، ص۳۱۱.</ref> در همین باره، فقیهان [[مکتب فقهی قم]] می‌کوشند عوامل تاریخی کشف مراد حقیقی شارع را ذیل مباحثی که از قبل در فقه مرسوم بوده، همچون قرائن حالیه و مقالیه تنقیح کنند.<ref>مکارم شیرازی، دایرةالمعارف فقه مقارن، ج۱، ص۲۷۲.</ref>


مباحثی مثل تقسیم آموزه‌های دینی به [[ذاتی و عرضی در دین|ذاتی و عرضی]]، یا گوهر و صدف دین نیز در راستای تاریخمندی احکام است و پذیرش هر یک از این تبیین‌ها منجر به تقسیم احکام فقهی به ثابت و متغیر خواهد بود.
مباحثی مثل تقسیم آموزه‌های دینی به [[ذاتی و عرضی در دین|ذاتی و عرضی]]، یا گوهر و صدف دین نیز همسو با تاریخمندی احکام است و پذیرش هر یک از این تبیین‌ها منجر به تقسیم احکام فقهی به ثابت و متغیر خواهد شد.


===نظام‌مندی و غایتمندی فقه===
===نظام‌مندی و غایتمندی فقه===
همچون بحث‌هایی که درباره «اصول فقه» درگرفته است؛<ref>ن.ک: شفیعی، اصول فقه رویکردها و روش‌ها، ص ۱۱۵.</ref> فلسفه فقه می‌پرسد که آیا فقه علم است یا فن. نگرش غیرنظام‌مند (فنی) به فقه، آن را مجموعه‌ای از قضایای شرعی می‌داند و اجتهاد را به مجموعه فعالیت‌های اجتهادی فقیهان (مجموعه بحث‌ها، گفت‌و گوها، استدلال‌ها و رد و اثبات‌ها) فرو می‌کاهد.<ref> علیدوست، فلسفه فقه احکام.</ref> اما نگاه نظام‌مند به فقه، آن را نه فقط مجموعه‌ای از قضایا، بلکه دانشی ذیل یک صورت علمی می‌بیند. پیش‌فرض گرفتن این صورت علمی برای فقه مبنای تصمیم‌گیری درباره این خواهد بود که فقه دانشی منسجم و نظام‌مند برای تعیین احکام اجتماعی و بنابراین جزو علوم اجتماعی است<ref>خسروپناه و رجبی، گستره و روش شناسی فقه الاجتماع، ص۶۶.</ref>یا با توجه به شباهت‌های فراوان و ذاتی آن با علومی همچون «نظریه حقوقی»، می‌توان آن را به مثابه علمی انسانی بازشناخت. اما آنچه عموماً «نظام‌مندی فقه» خوانده می‌شود جامعیت و پوشش دادن تمام شئون زندگی مکلف (فقه فردی، اجتماعی، سیاسی و...) است. این برداشت، به طور پنهان مبتنی بر پاسخ مثبت به این پرسش است که آیا احکام فقهی با هم ارتباط نظام‌مند دارند؟ آیا می‌توان به ملاکی برای تعیین حوزۀ نفوذ احکام فقهی و همچنین اولویت‌بندی آنها رسید یا خیر؟
همچون بحث‌هایی که درباره «اصول فقه» درگرفته است،<ref>ن.ک: شفیعی، اصول فقه رویکردها و روش‌ها، ص ۱۱۵.</ref> فلسفه فقه می‌پرسد که آیا فقه علم است یا فن. نگرش غیرنظام‌مند (فنی) به فقه آن را مجموعه‌ای از قضایای شرعی می‌داند و اجتهاد را به مجموعه فعالیت‌های اجتهادی فقیهان (مجموعه بحث‌ها، گفت‌وگوها، استدلال‌ها و رد و اثبات‌ها) فرو می‌کاهد.<ref> علیدوست، فلسفه فقه احکام.</ref> اما نگاه نظام‌مند به فقه آن را نه‌فقط مجموعه‌ای از قضایا، بلکه دانشی ذیل یک صورت علمی می‌بیند. پیش‌فرض گرفتن این صورت علمی برای فقه مبنای تصمیم‌گیری درباره این خواهد بود که فقه دانشی منسجم و نظام‌مند برای تعیین احکام اجتماعی و بنابراین جزو علوم اجتماعی است<ref>خسروپناه و رجبی، گستره و روش شناسی فقه الاجتماع، ص۶۶.</ref> یا با توجه به شباهت‌های فراوان و ذاتی آن با علومی چون «نظریه حقوقی»، می‌توان آن را به‌مثابه علمی انسانی بازشناخت. آنچه عموماً «[[نظام‌مندی فقه]]» خوانده می‌شود جامعیت و پوشش دادن تمام شئون زندگی مکلف (فقه فردی، اجتماعی، سیاسی و...) است. این برداشت، به طور پنهان، مبتنی بر این است که قائل باشیم احکام فقهی با هم ارتباط نظام‌مند دارند و می‌توان به ملاکی برای تعیین حوزه نفوذ احکام فقهی و همچنین اولویت‌بندی آن‌ها رسید.


نظام‌مندی و غایتمندی به‌گونه‌ای‌ با هم ملازم‌اند. از این رو ذیل پرسش از نظام‌مندی فقه این سوال مطرح است که آیا اساساً فقه هدف و غایتی دارد و اگر چنین است آن غایت چیست. مبنای دین‌شناسانه عموم فقیهان آن است که غایت اسلام به‌مثابه نظامی فکری، تعیین سعادت انسان است.<ref>شهابی، ادوار فقه، ص۱۹.</ref> بر اساس این نگرش، اجتهاد فقهی تلاش روشمند برای فهم دین و احکام شرعی زندگی انسان است. بر این اساس فقه به‌عنوان یکی از شاخه‌های اجتهاد دینی، در پیوند جدی با اجتهاد کلامی و اخلاقی اسلام است.<ref>مخلصی، نگاهی به تلاشهای احیاگرانه شهید صدر.</ref>
نظام‌مندی و غایتمندی به‌گونه‌ای‌ با هم ملازم‌اند؛ ازاین‌رو ذیل پرسش از نظام‌مندی فقه، این سؤال مطرح است که آیا اساساً فقه هدف و غایتی دارد و اگر چنین است آن غایت چیست. مبنای دین‌شناسانه عموم فقیهان آن است که غایت اسلام، به‌مثابه نظامی فکری، تعیین سعادت انسان است.<ref>شهابی، ادوار فقه، ص۱۹.</ref> بر اساس این نگرش، اجتهاد فقهی تلاشی روشمند برای فهم دین و احکام شرعی زندگی انسان است و فقه، به‌عنوان یکی از شاخه‌های اجتهاد دینی، پیوندی جدی با اجتهاد کلامی و اخلاقی اسلام دارد.<ref>مخلصی، نگاهی به تلاشهای احیاگرانه شهید صدر.</ref>


==مبانی روش‌شناختی==
==مبانی روش‌شناختی==
مسائل روش‌شناختی فقه همگی ذیل این پرسش‌ها شکل می‌گیرد که منابع چهارگانه فقه، یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل، هر یک چه ویژگی‌هایی دارند، درجه اعتبار آنها تا کجاست، نسبت این منابع با هم چیست، و آیا هیچ‌یک بر دیگری تقدم دارد؟ شیوه فهم متون و نصوص دینی و فقهی چیست؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۲.</ref> دیگر اینکه چه ارتباطی میان نتایج رجوع به عرف، یا تحقیق بر اساس روش‌های علمی (از جمله زبان‌شناسی) برای کشف اراده شارع و روش استنباط احکام وجود دارد که باعث شده علم فقه آن را بپذیرد یا رد کند؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۳.</ref>
همه [[روش‌شناسی فقه|مسائل روش‌شناختی فقه]] ذیل این پرسش‌ها شکل می‌گیرند: هر یک از منابع چهارگانه فقه، یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل، چه ویژگی‌هایی دارند؟ درجه اعتبار آن‌ها چقدر است؟ نسبت این منابع با هم چیست؟ آیا هیچ‌یک بر دیگری تقدم دارد؟ شیوه فهم متون و نصوص دینی و فقهی چیست؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۲.</ref> چه ارتباطی میان نتایج [[رجوع به عرف]] یا تحقیق بر اساس روش‌های علمی (از جمله زبان‌شناسی) برای کشف اراده شارع و روش استنباط احکام وجود دارد که باعث شده علم فقه آن را بپذیرد یا رد کند؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۳.</ref>


===حجیت دلیل عقلی===
===حجیت دلیل عقلی===
بحث اساسی در جایگاه عقل در فقه، درباره قرار گرفتن احکام مستقل عقل عملی (مستقلات عقلیه) به‌عنوان مبادی تصدیقی فقه (کبرای قضایای فقهی) و تبعیت احکام شرعی از مصالح و مفاسد واقعی است. این مباحثه ذیل بحثی با عنوان «ملازمه یا عدم ملازمه بین حکم عقل و شرع» ([[قانون ملازمه]]) و همچنین امکان [[کشف ملاکات احکام]] مطرح بوده است.
بحث اساسی در جایگاه عقل در فقه، درباره قرار گرفتن احکام مستقل عقل عملی (مستقلات عقلیه) به‌عنوان مبادی تصدیقی فقه (کبرای قضایای فقهی) و تبعیت احکام شرعی از مصالح و مفاسد واقعی است. این مباحث ذیل بحثی با عنوان «ملازمه یا عدم ملازمه بین حکم عقل و شرع» ([[قانون ملازمه]]) و همچنین امکان [[کشف ملاکات احکام]] مطرح بوده است.


===حجیت منابع متنی===
===حجیت منابع متنی===
تفاوت باورها در مسئله تحریف و عدم تحریف قرآن، حجیت یا عدم حجیت منابع حدیثی کهن از جمله کتب اربعه و نیز نگاه به اجماع و گستره شناخت عقلی انسان، زمینه‌ساز تفاوت فتواها و شکل‌گیری رویکردهای فقهی متعدد شده است. شکل‌گیری دو رویکرد بنیادینِ اخباری و اصولی، مکتب‌های فقهی قم و نجف، یا جریان‌ موسوم به روشنفکری یا نواندیشی دینی، ناشی از تفاوت پاسخ‌ها به پرسش‌های مذکور است؛ اصولیان روش فهم خود را بر بنیان‌های عقلی بنا می‌کنند، اخباریان منبع اصلی احکام را منحصر در روایات می‌دانند، و گذشته از بی‌اعتباری دلایل عقلی، ظواهر قرآن را نیز فقط با تأیید خاص روایات معتبر می‌شمارند.<ref>موسوی، «ویژگی‌های روش استنباط...»، ص۲۴۵.</ref>
تفاوت باورها درباره [[تحریف و عدم تحریف قرآن]]، حجیت یا عدم [[حجیت منابع حدیثی کهن]]، از جمله کتب اربعه، و نیز نگاه به اجماع و گستره شناخت عقلی انسان زمینه‌ساز تفاوت فتواها و شکل‌گیری رویکردهای فقهی متعدد شده است. شکل‌گیری دو رویکرد بنیادینِ اخباری و اصولی، [[مکتب فقهی قم|مکتب‌های فقهی قم]] و [[مکتب فقهی نجف|نجف]]، یا جریان‌ موسوم به روشنفکری یا [[نواندیشی دینی]]، ناشی از تفاوت پاسخ‌ها به پرسش‌های مذکور است. اصولیان روش فهم خود را بر بنیان‌های عقلی بنا می‌کنند؛ اخباریان منبع اصلی احکام را منحصر در روایات می‌دانند و گذشته از اعتقاد به بی‌اعتباری دلایل عقلی، ظواهر قرآن را نیز فقط با تأیید خاص روایات معتبر می‌شمارند.<ref>موسوی، «ویژگی‌های روش استنباط...»، ص۲۴۵.</ref>


===فقه ظاهری و فقه مقاصدی===
===فقه ظاهری و فقه مقاصدی===
{{اصلی|فقه مقاصدی}}
{{اصلی|فقه مقاصدی}}
مسئله گروهی از فقیهان معاصر این است که آیا می‌توان با استفاده از روش‌های غیرظاهرگرا همچون [[روح شریعت]]، [[مذاق شریعت]]، و [[مقاصد الشریعة]] به حکم شرعی رسید یا خیر. کارکرد این روش‌ها برای گذر از قشر منابع فقهی و رسیدن به خواسته واقعی شارع است. تردید اساسی درباره «مذاق شریعت» این است که کنار گذاشتن استنباط لفظی از منابع، روشی نامعتبر در فقه شیعه است؛ از جمله ارتکازات نامعتبر<ref>عشایری منفرد، «چیستی مذاق شریعت و آسیب شناسی فقهی آن»، ص۱۱۹.</ref> و [[استحسان]].<ref>علیشاهی قلعه‌جوقی، «سنجش استحسان در اهل سنت...»، ص۷۴.</ref> تحدید ماهیت این روش‌ها و سنجش اعتبار و انطباق آنها با واقع به‌ عهده فلسفه فقه است.
مسئله گروهی از فقیهان معاصر این است که آیا می‌توان با استفاده از روش‌های غیرظاهرگرا همچون [[روح شریعت]]، [[مذاق شریعت]]، و [[مقاصد الشریعة]] به حکم شرعی رسید یا خیر. کارکرد این روش‌ها برای گذر از پوسته منابع فقهی و رسیدن به خواسته واقعی شارع است. تردید اساسی درباره «مذاق شریعت» این است که کنار گذاشتن استنباط لفظی از منابع، روشی نامعتبر در فقه شیعه است، از جمله ارتکازات نامعتبر<ref>عشایری منفرد، «چیستی مذاق شریعت و آسیب شناسی فقهی آن»، ص۱۱۹.</ref> و [[استحسان]].<ref>علیشاهی قلعه‌جوقی، «سنجش استحسان در اهل سنت...»، ص۷۴.</ref> تحدید ماهیت این روش‌ها و سنجش اعتبار و انطباق آن‌ها با واقع بر عهده فلسفه فقه است.


==مبانی معرفت‌شناختی==
==مبانی معرفت‌شناختی==
در مبانی معرفت‌شناختی فقه، فیلسوف فقه در پی روشن کردن این نکته است که آیا یقین پیدا کردن به احکام شرعی ممکن است؟ اگر ممکن نیست آیا می‌توان با ظن و گمان به احکام دست یافت؟ حد و مرز هر یک از ظن و یقین در فقه کجاست؟ نظریه‌های انسداد و انفتاح باب علم و علمی در کتاب‌های اصول فقه، نشانگر پاسخ‌هایی است که فقیهان به این پرسش‌ها داده‌اند.  
در مبانی معرفت‌شناختی فقه، فیلسوف فقه در پی روشن کردن این نکته است که آیا یقین پیدا کردن به احکام شرعی ممکن است یا نه. اگر ممکن نیست، آیا می‌توان با ظن و گمان به احکام دست یافت؟ حد و مرز هر یک از ظن و یقین در فقه کجا است؟ نظریه‌های انسداد و انفتاح باب علم و علمی در کتاب‌های اصول فقه نشانگر پاسخ‌هایی هستند که فقیهان به این پرسش‌ها داده‌اند.  


بر همین مبنا فلسفه فقه از این می‌پرسد که آیا انسداد باب علم نوعی شکاکیتِ محدود به حساب می‌آید یا خیر.<ref>طالقانی، معرفت‌شناسی علم فقه.</ref> همچنین بسیاری از مباحث هرمنوتیک کلاسیک، مثل تأثیر شرایط صدور روایات یا تأثیر شیوه زندگی فقیه در فهم او از ادله را نیز می‌توان جزئی از معرفت‌شناسی فقه دانست؛ چنانکه تأثیرپذیری فقه از سایر علوم بشری که در پی [[نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت]] مطرح شد را می‌توان جزو مبانی معرفت‌شناختی فقه قلمداد کرد. مؤثرترین بحث در مبانی معرفت‌شناختی فقه، بررسی امکان شناخت ملاکات احکام است که پیوستگی روشنی با فقه مقاصدی و ملاکی دارد. مجموع این پرسش‌ها می‌تواند مبنایی برای مفهومی کردن مجادلاتی همچون «حجیت‌گرایی»، «واقع‌گرایی»، «مقاصد‌گرایی» یا «ملاک‌گرایی» باشد.
بر همین مبنا، فلسفه فقه از این می‌پرسد که آیا انسداد باب علم نوعی شکاکیتِ محدود به حساب می‌آید یا خیر.<ref>طالقانی، معرفت‌شناسی علم فقه.</ref> همچنین بسیاری از مباحث هرمنوتیک کلاسیک مثل تأثیر شرایط صدور روایات یا تأثیر شیوه زندگی فقیه در فهم او از ادله را نیز می‌توان جزئی از [[معرفت‌شناسی فقه]] دانست؛ چنانکه تأثیرپذیری فقه از دیگر علوم بشری که در پی [[نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت]] مطرح شد را می‌توان جزو مبانی معرفت‌شناختی فقه قلمداد کرد. مؤثرترین بحث در مبانی معرفت‌شناختی فقه، بررسی امکان شناخت [[ملاکات احکام]] است که پیوستگی روشنی با فقه مقاصدی و ملاکی دارد. مجموع این پرسش‌ها می‌تواند مبنایی برای مفهومی کردن مجادلاتی همچون «[[حجیت‌گرایی]]»، «[[واقع‌گرایی]]»، «[[مقاصد‌گرایی]]» یا «[[ملاک‌گرایی]]» باشد.


===امکان شناخت ملاکات احکام===
===امکان شناخت ملاکات احکام===
در بحث از امکان کشف ملاکات احکام، نظر هر فقیه پیوند وثیقی با مبنای کلامی<ref>ایزدپور، عقل و کشف ملاکات احکام، ص۱۲۷-۱۴۴.</ref> و معرفت‌شناختی او دارد. مخالفان عقل‌گرایی منبع بودن عقل را نمی‌پذیرند.<ref>سید مرتضی، الذريعة، ج۱، ص۴۳۵؛ غروی اصفهانی، نهايةالدراية، ج۲، ص۳۲۴.</ref> برخی پیروی افعال خداوند از اغراض را مخالف برخی آیات<ref>نساء، ۱۶۰؛ نساء: ۴۷؛ بقره: ۲۱۹.</ref> و روایاتی خوانده‌اند که تصریح بر عدم دسترسی عقل به ملاکات شرعی دارند.<ref>عابدی، مصلحت در فقه، ص۱۷۲-۱۷۶.</ref> آنان منبع بودن عقل را همچنین خلاف عقیده حکمای مسلمان<ref>سهروردی، حکمة الاشراق، ص۱۳۶ و ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۶، ص۳۶۶ به نقل از عابدی، مصلحت در فقه، ص۱۷۲-۱۷۶.</ref> و به‌معنای برتری داشتن خیر اعلی بر خداوند خوانده‌اند، و در مقابل، فقیهان عقل‌گرا با رد استدلال‌های نقل‌گرایان پذیرفته‌اند که حکم شرعی به‌مثابه فعل اختیاری خداوند ضرورتاً تابع غرض صالح است و ترجیح بلامرجح در فعل اختیاری خدا پذیرفته نیست. از سوی دیگر کسانی به عقل به‌عنوان کاشفِ حکم شرع می‌نگرند و باور دارند که بدون توجه به مصلحت احکام، امکان کشف حکم در مسائل جدید وجود ندارد.<ref>محقق اصفهانی، نهایة، ج۲، ص۳۲۷-۳۲۸، ۴۶۸، ۶۴۲ به نقل از: عرب‌صالحی، کارکردهای عقل عملی در فقه، ص۱۱۵.</ref>
در بحث از امکان کشف ملاکات احکام، نظر هر فقیه پیوند وثیقی با مبنای کلامی<ref>ایزدپور، عقل و کشف ملاکات احکام، ص۱۲۷-۱۴۴.</ref> و معرفت‌شناختی او دارد. مخالفان عقل‌گرایی منبع بودن عقل را نمی‌پذیرند.<ref>سید مرتضی، الذريعة، ج۱، ص۴۳۵؛ غروی اصفهانی، نهايةالدراية، ج۲، ص۳۲۴.</ref> برخی پیروی افعال خداوند از اغراض را مخالف برخی آیات<ref>نساء، ۱۶۰؛ نساء: ۴۷؛ بقره: ۲۱۹.</ref> و روایاتی خوانده‌اند که بر عدم دسترسی عقل به ملاکات شرعی تصریح دارند.<ref>عابدی، مصلحت در فقه، ص۱۷۲-۱۷۶.</ref> آنان منبع بودن عقل را همچنین خلاف عقیده حکمای مسلمان<ref>سهروردی، حکمة الاشراق، ص۱۳۶ و ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۶، ص۳۶۶ به نقل از عابدی، مصلحت در فقه، ص۱۷۲-۱۷۶.</ref> و به‌معنای برتری داشتن خیر اعلا بر خداوند خوانده‌اند. در مقابل، فقیهان عقل‌گرا با رد استدلال‌های نقل‌گرایان، پذیرفته‌اند که حکم شرعی، به‌مثابه فعل اختیاری خداوند، ضرورتاً تابع غرض صالح است و ترجیح بلامرجح در فعل اختیاری خدا پذیرفته نیست. از سوی دیگر، کسانی عقل را کاشفِ حکم شرع می‌دانند و باور دارند که بدون توجه به [[مصلحت احکام]]، امکان کشف حکم در مسائل جدید وجود ندارد.<ref>محقق اصفهانی، نهایة، ج۲، ص۳۲۷-۳۲۸، ۴۶۸، ۶۴۲ به نقل از: عرب‌صالحی، کارکردهای عقل عملی در فقه، ص۱۱۵.</ref>


==مبانی متن‌شناختی فقه==
==مبانی متن‌شناختی فقه==
نگاه فقیه به چیستی متن و نیز تعریف او از ويژگی‌های خاص دو متن اصلی دین (قرآن و حدیث) سازنده مبانی متن‌شناسانه در اجتهاد است. مسیر فقه از متن دینی تا فتوا روشن می‌سازد که چه ویژگی‌هایی متون حاکی از گفته‌ها و افعال معصومان را جزو مستندات فقهی قرار می‌دهد.<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۳.</ref> این ویژگی‌ها در فقه سنتی بیان شده است: همچون در مقام بیان بودن، اختیاری بودن، و تقیه‌ای نبودن.<ref>مرادی گلستانی، راد، ضوابط کارآمدی فعل معصوم در استنباط آموزه‌های دینی، ص۷۶-۸۲.</ref> پرسش‌های طرح شده در این زمینه عبارتند از: چه چیزی این ویژگی‌ها را به معیار تمایزگذاری اقوال و افعال شرعی از اقوال و افعال معمولی تبدیل کرده است؟ ادبیات متون دینی عرفی است یا دقیق؟ عرفی انگاشتن متون دینی ممکن است باعث تردید در اعتبار اصل‌هایی همچون اطلاق و عموم شود.  
نگاه فقیه به چیستی متن و نیز تعریف او از ويژگی‌های خاص دو متن اصلی دین (قرآن و حدیث) سازنده مبانی متن‌شناسانه در اجتهاد است. مسیر فقه از متن دینی تا فتوا روشن می‌سازد که چه ویژگی‌هایی متون حاکی از گفته‌ها و افعال معصومان را جزو مستندات فقهی قرار می‌دهد.<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۳.</ref> این ویژگی‌ها، همچون در مقام بیان بودن، اختیاری بودن و تقیه‌ای نبودن، در فقه سنتی بیان شده‌اند.<ref>مرادی گلستانی، راد، ضوابط کارآمدی فعل معصوم در استنباط آموزه‌های دینی، ص۷۶-۸۲.</ref> پرسش‌های طرح شده در این زمینه چنین‌اند: چه چیزی این ویژگی‌ها را به معیار تمایزگذاری اقوال و افعال شرعی از اقوال و افعال معمولی تبدیل کرده است؟ ادبیات متون دینی عرفی است یا دقیق؟ عرفی انگاشتن متون دینی ممکن است باعث تردید در اعتبار اصل‌هایی همچون اطلاق و عموم شود.  


=== تاریخی بودن متن===
=== تاریخی بودن متن===
پرسش دیگر، در ارتباط تاریخمندی احکام و مبانی متن‌شناسانه فقه است؛ آیا باید شرایط جامعه مخاطب احکام در فهم و تفسیر نصوص دینی در نظر داشت؟ آیا ممکن است کلامی خارج از بافت زبانی مخاطبان مباشرش معنا‌دار باشد یا نه؟ تاریخی‌نگران معتقدند دلالت واژگان نصوص، هر چند با منشأ الهی، لزوماً وابسته به بافت زبانی مخاطبان مباشر آن است. بدین ترتیب انکار تاریخمندی مفاهیم دین، دلالت‌های خاص نصوص را از بین می‌برد.<ref>ایازی، تاریخمندی در نصوص دینی، ص۶۵.</ref> در مقابل، به‌گفتهٔ موافقانِ جاودانگی نصوص و با استناد به باور دیرینه مسلمانان درباره صدور الفاظ قرآن از جانب خداوند و جاودانه بودن آن،<ref>معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۷۴.</ref> بازتاب یافتن عناصر باطل فرهنگ جاهلی در قرآن، با حكمت خداوند منافات دارد.<ref>گلی، نقد و بررسی دیدگاه نصر حامد ابوزید...، ص۵۷-۵۸.</ref>
پرسش دیگر درباره [[تاریخمندی احکام]] و مبانی متن‌شناسانه فقه است. آیا در فهم و تفسیر نصوص دینی باید شرایط جامعه مخاطب احکام را در نظر داشت؟ آیا ممکن است کلامی خارج از بافت زبانی مخاطبان مباشرش معنا‌دار باشد؟ تاریخی‌نگران معتقدند دلالت واژگان نصوص، هرچند با منشأ الهی، لزوماً وابسته به بافت زبانی مخاطبان مباشر آن است. به این ترتیب، انکار تاریخمندی مفاهیم دین دلالت‌های خاص نصوص را از بین می‌برد.<ref>ایازی، تاریخمندی در نصوص دینی، ص۶۵.</ref> در مقابل، به گفته موافقانِ جاودانگی نصوص و با استناد به باور دیرینه مسلمانان درباره صدور الفاظ قرآن از جانب خداوند و جاودانه بودن آن،<ref>معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۷۴.</ref> بازتاب یافتن عناصر باطل فرهنگ جاهلی در قرآن با حكمت خداوند منافات دارد.<ref>گلی، نقد و بررسی دیدگاه نصر حامد ابوزید...، ص۵۷-۵۸.</ref>


===هرمنوتیک و فقه===
===هرمنوتیک و فقه===
{{اصلی|هرمنوتیک و فقه}}
{{اصلی|هرمنوتیک و فقه}}
بر اساس آموزه‌های هرمنوتیکی، هر مخاطبی بر اساس خصوصیات زمانی و مکانی و با پیش‌فرض‌هایی با متن روبه‌رو می‌شود و در نتیجه، علاوه بر اینکه مخاطبان مختلف درک متفاوتی از یک متن دارند، هیچ یک از آن ادراکات نیز لزوماً با آنچه گوینده در نظر داشته از هر جهت منطبق نمی‌گردد. بنابراین پرسش اصلی هرمنوتیک یا دانش تفسیر متون آن است که با توجه به «فاصله میان گوینده و مخاطب» ضابطه تفهیم و تفاهم در متون تفسیرپذیر، به‌خصوص در متون دینی که دیرینگی دارند، چیست؟ بدین ترتیب به‌نسبت شدت اختلاف شرایط و تأثیر پیش‌فرض‌ها، پرسش مذکور نیز جدی‌تر می‌گردد و به همین نسبت پاسخ‌ها نیز نوسان می‌یابند.<ref>طاهری، بررسی انتقادی مقایسه اصول فقه اسلامی و بینش هرمنوتیکی، ص۴۲۴.</ref>
بر اساس آموزه‌های هرمنوتیکی، هر مخاطبی بر اساس خصوصیات زمانی و مکانی و با پیش‌فرض‌هایی با متن روبه‌رو می‌شود و در نتیجه، علاوه بر اینکه مخاطبان مختلف درک متفاوتی از یک متن دارند، هیچ یک از آن ادراکات نیز لزوماً از هر جهت با آنچه گوینده در نظر داشته منطبق نمی‌شود. بنابراین پرسش اصلی هرمنوتیک یا دانش تفسیر متون آن است که با توجه به «فاصله میان گوینده و مخاطب» ضابطه تفهیم و تفاهم در متون تفسیرپذیر، به‌خصوص در متون دینی که دیرینگی دارند، چیست؟ به این ترتیب به‌نسبت شدت اختلاف شرایط و تأثیر پیش‌فرض‌ها، پرسش مذکور نیز جدی‌تر می‌شود و به همین نسبت پاسخ‌ها نیز نوسان می‌یابند.<ref>طاهری، بررسی انتقادی مقایسه اصول فقه اسلامی و بینش هرمنوتیکی، ص۴۲۴.</ref>


جریان اصلی فقه شیعه خود را رویکردی «غیرتفسیرگرا» یا متمرکز بر کشف دلالت ظاهری متن می‌داند که به‌دنبال «مدلول الفاظ » است، نه «اراده متکلم»، در حالی که «تفسیرگرایان» به‌دنبال کشف مراد گوینده هستند؛<ref>طاهری، بررسی انتقادی رابطه اصول فقه اسلامی و هرمنوتیک، ص۱۲۰.</ref> از نظر تفسیرگرایان، فقیه در استنباط احکام نیازمند تفسیر واژگان، گزاره‌ها و قضایای مطرح شده در متون دینی است. هرمنوتیک کلاسیک دارای شباهت‌های متعددی با اصول فقه است؛ از جمله مؤلف‌محوری نیت‌خوانانه، عینیت‌گرایی، اصالت عدم نقل معنا و تبعیت تفسیر متون از قواعد عمومی فهم مثل اصالت حقیقت.<ref>آزاد و دیگران.</ref>
جریان اصلی فقه شیعه خود را رویکردی «غیرتفسیرگرا» یا متمرکز بر کشف دلالت ظاهری متن می‌داند که به‌دنبال «مدلول الفاظ » است، نه «اراده متکلم»، در حالی که «تفسیرگرایان» به‌دنبال کشف مراد گوینده هستند.<ref>طاهری، بررسی انتقادی رابطه اصول فقه اسلامی و هرمنوتیک، ص۱۲۰.</ref> از نظر تفسیرگرایان، فقیه در استنباط احکام نیازمند تفسیر واژگان، گزاره‌ها و قضایای مطرح‌شده در متون دینی است. هرمنوتیک کلاسیک دارای شباهت‌های متعددی با اصول فقه است؛ از جمله مؤلف‌محوری نیت‌خوانانه، عینیت‌گرایی، اصالت عدم نقل معنا و تبعیت تفسیر متون از قواعد عمومی فهم مثل [[اصالت حقیقت]].<ref>آزاد و دیگران.</ref>


==نسبت فقه و سایر علوم==
==نسبت فقه و سایر علوم==
خط ۱۲۷: خط ۱۲۶:
===فقه و حقوق===
===فقه و حقوق===
{{اصلی|فقه و حقوق|فقه و حقوق بشر}}
{{اصلی|فقه و حقوق|فقه و حقوق بشر}}
یکی از مسائل فلسفه فقه، تعیین نسبت و رابطه فقه و حقوق به نحو تساوی، تباین یا عموم و خصوص است. مسائلی که در این باره طرح می‌شود، عبارتند از: نسبت حکم شرعی و قانون، نسبت موضوع علم فقه و علوم حقوقی و نسبت گستره احکام فقهی و موضوعات حقوقی.<ref>گرجی، رابطه فقه و حقوق، ص۲۱.</ref> همچنین اینکه چنانچه این دو علم دارای ماهیتی متباین باشند، آیا می‌توان احکام شرعی را مبنای قوانین قرار داد؟ نسبت میان فقه و حقوق‌بشر نیز پرسش‌هایی تازه در برابر فقیهان قرار داده است که می‌تواند موضوع پژوهش فلسفی باشد.
یکی از مسائل فلسفه فقه، تعیین نسبت و رابطه فقه و حقوق به نحو تساوی، تباین یا عموم و خصوص است. مسائلی که در این باره طرح می‌شوند، عبارت‌اند از: نسبت حکم شرعی و قانون، نسبت موضوع علم فقه و علوم حقوقی و نسبت گستره احکام فقهی و موضوعات حقوقی.<ref>گرجی، رابطه فقه و حقوق، ص۲۱.</ref> همچنین اینکه چنانچه این دو علم دارای ماهیتی متباین باشند، آیا می‌توان احکام شرعی را مبنای قوانین قرار داد؟ نسبت میان فقه و حقوق بشر نیز پرسش‌هایی تازه در برابر فقیهان قرار داده است که می‌تواند موضوع پژوهش فلسفی باشد.


===اخلاق و فقه===
===اخلاق و فقه===
{{اصلی|فقه و اخلاق}}
{{اصلی|فقه و اخلاق}}
فلسفه فقه رابطه فقه و اخلاق را از دو منظر بررسی می‌کند: نخست بررسی رابطه احکام اخلاقی عقل و احکام شرعی، و دیگری بررسی فقه به‌مثابه نظام هنجاری در برابر اخلاق (به‌مثابه نظام هنجاری دیگر)؛ در این راستا، عقل‌گرایان (عدلیه) و نظریه‌پردازان نظریه فرمان الاهی (اشاعره) در برابر هم قرار می‌گیرند که اولی معتقد به تابعیت شریعت از اخلاق، و دومی در پی انکار آن است. <ref>فنایی و نوجوان، نقش اخلاق در قانون از منظر فلسفه فقه و فلسفه حقوق، ص۲۸۷-۲۸۹</ref>
فلسفه فقه رابطه فقه و اخلاق را از دو منظر بررسی می‌کند: بررسی رابطه احکام اخلاقی عقل و احکام شرعی و بررسی فقه به‌مثابه نظام هنجاری در برابر اخلاق (به‌مثابه نظام هنجاری دیگر). عقل‌گرایان (عدلیه) و نظریه‌پردازان نظریه فرمان الاهی (اشاعره) در برابر هم قرار می‌گیرند که اولی معتقد به تابعیت شریعت از اخلاق است و دومی در پی انکار آن. <ref>فنایی و نوجوان، نقش اخلاق در قانون از منظر فلسفه فقه و فلسفه حقوق، ص۲۸۷-۲۸۹</ref>


==پیشینه، منابع و صاحب‌نظران فلسفه فقه==
==پیشینه، منابع و صاحب‌نظران فلسفه فقه==
[[پرونده:فلسفه فقه.jpg|بندانگشتی|مجموعه مقالات فلسفه فقه به کوشش حسینعلی بای|250px|]]
[[پرونده:فلسفه فقه.jpg|بندانگشتی|مجموعه مقالات فلسفه فقه به کوشش حسینعلی بای|250px|]]


«فلسفه فقه» اصطلاحی متأخر و مربوط به نیمه دوم قرن چهاردهم شمسی است. به نظر می‌رسد مقاله [[مهدی مهریزی]] با عنوان «فلسفه فقه» در «یادنامه خاتمی» که سال ۱۳۷۶ منتشر شده، و مصاحبه [[فصلنامه نقد و نظر]] با مصطفی ملکیان، [[علی عابدی شاهرودی]]، [[سید مصطفی محقق داماد]] و [[صادق آملی لاریجانی]] با عنوان [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/13777?useraccept=false «فلسفه فقه در نظرخواهی از دانشوران»] از اولین تلاش‌های مکتوب در این زمینه است. مدلول اصطلاح فلسفه فقه دچار ابهام بوده است و بخش بزرگی از پژوهش‌ها ذیل عنوان «فلسفه فقه» صرف پرسش از چیستی فلسفه فقه شده، و از همین رو این رشته از دانش شاخه‌ای تحقق‌نیافته و فاقد هویت متمایز دانسته شده است.<ref>توحیدی اقدم و سلیمانی بهبهانی، چیستی فلسفه فقه، ص۵-۸.</ref> در دهه‌های اخیر بسیاری از پژوهشگران فقه به مسائلی پرداخته‌اند که به این حوزه مربوط می‌شود؛ از جمله: [[ابوالقاسم علیدوست]]، [[سعید ضیائی‌فر]]، [[سید محمدعلی ایازی]]، [[ابوالقاسم فنایی]]، [[محمدابراهیم جناتی]]، سید محسن موسوی گرگانی، [[محمد مجتهد شبستری]] و [[احمد عابدی]].
«فلسفه فقه» اصطلاحی متأخر و مربوط به نیمه دوم قرن چهاردهم شمسی است. به نظر می‌رسد مقاله [[مهدی مهریزی]] با عنوان «فلسفه فقه» در «یادنامه خاتمی» که سال ۱۳۷۶ش منتشر شده و مصاحبه [[فصلنامه نقد و نظر]] با مصطفی ملکیان، [[علی عابدی شاهرودی]]، [[سید مصطفی محقق داماد]] و [[صادق آملی لاریجانی]] با عنوان [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/13777?useraccept=false «فلسفه فقه در نظرخواهی از دانشوران»] از اولین تلاش‌های مکتوب در این زمینه است. مدلول اصطلاح فلسفه فقه دچار ابهام بوده و بخش بزرگی از پژوهش‌ها ذیل عنوان «فلسفه فقه» صرف پرسش از چیستی فلسفه فقه شده است؛ از همین رو این رشته از دانش شاخه‌ای تحقق‌نیافته و فاقد هویت متمایز دانسته شده است.<ref>توحیدی اقدم و سلیمانی بهبهانی، چیستی فلسفه فقه، ص۵-۸.</ref> در دهه‌های اخیر بسیاری از پژوهشگران فقه به دنبال مسائلی بوده‌اند که به این حوزه مربوط می‌شوند؛ از جمله [[ابوالقاسم علیدوست]]، [[سعید ضیائی‌فر]]، [[سید محمدعلی ایازی]]، [[ابوالقاسم فنایی]]، [[محمدابراهیم جناتی]]، سید محسن موسوی گرگانی، [[محمد مجتهد شبستری]] و [[احمد عابدی]].


===منابع مهم===
===منابع مهم===
مهمترین [[منابع مطالعاتی فلسفه فقه]] که با همین عنوان در زبان فارسی منتشر شده‌، عبارتند از:  
مهمترین [[منابع مطالعاتی فلسفه فقه]] که با همین عنوان در زبان فارسی منتشر شده‌‌اند، عبارت‌اند از:  
* [https://poiict.ir/product/فلسفه-فقه-ـ-جلد-اول «فلسفه فقه»]: مجموعه‌ای دوجلدی از مقالاتی به‌انتخاب حسینعلی بای.
* [https://poiict.ir/product/فلسفه-فقه-ـ-جلد-اول «فلسفه فقه»]: مجموعه‌ای دوجلدی از مقالاتی به‌انتخاب حسینعلی بای.
* [https://poiict.ir/product/گفتاری-در-فلسفه-فقه-اثر-جمعی-از-محققان «گفتاری در فلسفه فقه»] به‌کوشش علی محمدی جورکویه، مجموعه‌ای از چند گفتار از پژوهشگران حوزه فقه و فلسفه اسلامی.
* [https://poiict.ir/product/گفتاری-در-فلسفه-فقه-اثر-جمعی-از-محققان «گفتاری در فلسفه فقه»] به‌کوشش علی محمدی جورکویه، مجموعه‌ای از چند گفتار از پژوهشگران حوزه فقه و فلسفه اسلامی.
* [https://poiict.ir/product/فلسفه-اصول-فقه «پیرامون فلسفه اصول فقه: با نگاهی بر آرای آیت‌الله العظمی شیخ محمدحسین غروی اصفهانی»] اثری از مسعود فیاضی. * [https://rihu.ac.ir/fa/book/28963/فلسفه-علم-فقه «فلسفه علم فقه»]، اثری تألیفی از سعید ضیائی‌فر که فقه را از سه جهتِ موضوع و قلمرو، اهداف و مبانی کلامی آن بررسی کرده است.  
* [https://poiict.ir/product/فلسفه-اصول-فقه «پیرامون فلسفه اصول فقه: با نگاهی بر آرای آیت‌الله العظمی شیخ محمدحسین غروی اصفهانی»] اثری از مسعود فیاضی.
* [https://rihu.ac.ir/fa/book/28963/فلسفه-علم-فقه «فلسفه علم فقه»]، اثری تألیفی از سعید ضیائی‌فر که فقه را از سه جهتِ موضوع و قلمرو، اهداف و مبانی کلامی بررسی کرده است.
* [[فصلنامه قبسات]] [http://qabasat.iict.ac.ir/issue_2818_2855.html شماره ۳۲ (۱۳۸۳ش)] خود را با عنوان ویژه‌نامه فلسفه فقه منتشر کرده است.  
* [[فصلنامه قبسات]] [http://qabasat.iict.ac.ir/issue_2818_2855.html شماره ۳۲ (۱۳۸۳ش)] خود را با عنوان ویژه‌نامه فلسفه فقه منتشر کرده است.  
* «گفت‌وگوهای فلسفه فقه» نام اثری است که در گفتگو با علی عابدی شاهرودی، ناصر کاتوزیان، صادق آملی لاریجانی، محمد مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان چاپ شده است. بخشی از این گفتگوها پیشتر در [[فصلنامه نقد و نظر]] منتشر شده بود.
* «گفت‌وگوهای فلسفه فقه» نام اثری است که در گفت‌وگو با علی عابدی شاهرودی، ناصر کاتوزیان، صادق آملی لاریجانی، محمد مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان چاپ شده است. بخشی از این گفت‌وگوها پیش‌تر در [[فصلنامه نقد و نظر]] منتشر شده بود.


==پانویس==
==پانویس==