فقه معاصر:پیشنویس عورتانگاری زنان: تفاوت میان نسخهها
Mkhaghanif (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
Mkhaghanif (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
== جایگاه عورتانگاری زنان در فقه == | == جایگاه عورتانگاری زنان در فقه == | ||
مسئله جایگاه اجتماعی زن و حدود شرعی حضور او، از مباحث چالشبرانگیز در اندیشه اسلامی است. در این میان آموزه | مسئله جایگاه اجتماعی زن و حدود شرعی حضور او، از مباحث چالشبرانگیز در اندیشه اسلامی است. در این میان آموزه «عورتبودن زنان» در برخی متون روایی و فقهی، مبنای احکامی قرار گرفته است که کانون آنها مستوری زنان است، نظیر ممنوعیت تصدی مناصب اجتماعی و قضائی و استحباب خانهنشینی زنان. بر این اساس پذیرش یا رد این آموزه، تأثیری بنیادین در تفسیر حدود مشارکت زنان در جامعه دارد. | ||
=== وجوب و گستره حجاب زنان === | === وجوب و گستره حجاب زنان === | ||
نخستین نتیجه پذیرش عورتبودن زنان، اثبات وجوب حجاب شرعی | نخستین نتیجه پذیرش عورتبودن زنان، اثبات وجوب حجاب شرعی است که برخی فقیهان علاوه بر ادله دیگر به عورتبودن زنان نیز استناد کردهاند.<ref>ر.ک: مجلسی، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج۸، ص۱۰۶.</ref> علاوه بر اصل وجوب حجاب، برخی فقیهان با تکیه بر اطلاق این روایات و اینکه تمام بدن زن عورت دانسته شده،<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ص۱۳۹.</ref> معتقدند این حکم بدون هیچ استثنائی شامل تمام بدن میشود. آنان با استناد به روایات اهلسنت که جسد زن را بدون استثنا عورت دانستهاند، بر لزوم پوشش حتی در ناحیه صورت و دستها (وجه و کفین) تأکید میورزند.<ref>بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref> در این میان، برخی فقها فراتر از نص، عورتبودن مطلقِ زن را قاعدهای «فطری و عقلایی» دانستهاند. از نظر آنان، هر انسان باغیرتی با مراجعه به وجدان خود درمییابد که «اصالت عورتبودن» (أصالة العورتیة) در زن یک قاعده است و قانون حجاب برای هر صاحب فطرت سالمی که به حفظ آبرو توجه دارد، امری وجدانی است.<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، ج۵، ص۲۳۲.</ref> در مقابل، بسیاری فقیهان با جمع دیگر ادله، صورت و دستها<ref>بحرالعلوم، الدرة النجفیة، ص۱۰۵؛ کرکی، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج۲، ص۹۶.</ref> و موی کنیزان<ref>آلعصفور، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع، ج۱۰، ص۳۸۲-۳۸۳.</ref> را از دایره عورت خارج دانستهاند. | ||
علاوه بر اصل وجوب حجاب، برخی فقیهان با تکیه بر اطلاق این روایات و اینکه تمام بدن زن عورت دانسته شده،<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ص۱۳۹.</ref> معتقدند این حکم شامل تمام بدن میشود | |||
=== خانهنشینی و پرهیز از حضور اجتماعی === | === خانهنشینی و پرهیز از حضور اجتماعی === | ||
بر مبنای دستور «وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیوتِ»، حضور اجتماعی زنان در نگاه فقیهان امری نامطلوب تلقی شده است. استدلال این است که چون زن عورت است و | بر مبنای دستور «وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیوتِ»، حضور اجتماعی زنان در نگاه فقیهان امری نامطلوب تلقی شده است. استدلال این است که چون زن عورت است و آشکارشدن عورت موجب حیا و ننگ است، پس ظهور زن نیز موجب حیاست. برخی با صراحت بیان داشتهاند که باید تا حد امکان زنان در خانه بمانند و بلکه از سخنگفتن با آنان (حتی سلامکردن) پرهیز شود تا «عَیّ» (ناتوانی در سخن) و جهل آنان آشکار نشود.<ref>مجلسی، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۸، ص۱۰۶.</ref> بر همین اساس، بسیاری فقیهان از حمله [[سید محمدکاظم طباطبایی یزدی|صاحب عروه]] فتوا به «استحباب حبس زن در خانه» دادهاند.<ref>یزدی، العروة الوثقی ، ج۵، ص۴۹۰.</ref> فقهای دیگر نیز ذیل این فتوا، یکی از ادله اصلی را روایاتِ عورتبودن زن برشمردهاند.<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، ج۲۴، ص۲۶؛ ابوالقاسم خویی و جواد تبریزی، صراط النجاة فی أجوبة الاستفتاءات، ج۸، ص۲۲۱.</ref> | ||
=== ممنوعیت از تصدی مرجعیت و قضاوت === | === ممنوعیت از تصدی مرجعیت و قضاوت === | ||
ثمره دیگر | ثمره دیگر عورتانگاری زنان، عدم جواز تصدی مناصب اجتماعی و دینیای است که مستلزم حضور در اجتماع باشد. استدلال فقهی بر این پایه استوار است که شخصی که «عورت» توصیف شده و دستور به پنهانکردن او داده شده است، چگونه میتواند متصدی فتوا، مرجعیت و قضاوت شود؟ چرا که این امور ذاتاً نیازمند ملاقات با مردم و پاسخگویی به حوادث واقعه است و چنین جایگاهی با وضعیت ترسیمشده برای زن (مستوری مطلق) سازگار نیست.<ref>یزدی، ذخیرة العقبی فی شرح العروة الوثقی، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۴.</ref> | ||
=== حرمت آوازخوانی === | === حرمت آوازخوانی === | ||
برخی فقیهان دایره | برخی فقیهان دایره عورتبودن را به صدا نیز گسترش دادهاند. به اعتقاد آنان، مقتضای عورتبودن، «وجوب تستّر» است و این پوشیدگی در هر چیزی متناسب با آن است؛ همانطور که بدن باید از نگاه پوشیده شود، صدا نیز باید از گوش نامحرم پوشیده بماند. بنابراین صرفنظر از حرمت [[غنا]]، نفسِ [[خوانندگی زنان|شنواندن صدا به مردان]] (إسماع صوت) به دلیل عورتبودن زن ممنوعیت پیدا میکند.<ref>اشتهاردی، مدارک العروة، ج۱۵، ص۱۲۸.</ref> | ||
== دیدگاه مشهور فقیهان؛ زن بهمثابه عورت == | == دیدگاه مشهور فقیهان؛ زن بهمثابه عورت == | ||
عورتبودن زنان مورد پذیرش مشهور فقیهان است و [[یوسف صانعی]](درگذشته ۱۳۹۹ش) که به فتاوای نادر در مورد زنان مشهور است نیز آن را پذیرفته است،<ref>صانعی، «[https://saanei.xyz/?view=01,02,09,2916,0 احکام نگاهکردن، حجاب و پوشش]»</ref> | |||
=== تبیین مفهوم عورت و مستندات روایی === | === تبیین مفهوم عورت و مستندات روایی === | ||
در منابع روایی شیعه، توصیف زن به «عورت» سابقهای دیرینه دارد. گاهی با تاکید زنان عورت دانسته شدهاند: «إِنَّمَا هُنَّ عَوْرَةٌ»<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۱.</ref> ، گاهی این نکته گزارش شده است که در تلقی رایج اصحاب پیامبر(ص) و از جمله امام علی(ع) زنان عورت شمرده شدهاند<ref>کوفی، الجعفريات – الأشعثيات، ص۹۵.</ref> و گاهی بر این امر تاکید شده که | در منابع روایی شیعه، توصیف زن به «عورت» سابقهای دیرینه دارد. گاهی با تاکید زنان عورت دانسته شدهاند: «إِنَّمَا هُنَّ عَوْرَةٌ»<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۱.</ref> ، گاهی این نکته گزارش شده است که در تلقی رایج اصحاب پیامبر(ص) و از جمله امام علی(ع) زنان عورت شمرده شدهاند<ref>کوفی، الجعفريات – الأشعثيات، ص۹۵.</ref> و گاهی بر این امر تاکید شده که عورتبودن زن امری مستمر تا زمان مرگ آنان است.<ref>منسوب به امام رضا(ع)، صحيفة الرضا، ص۷۰.</ref> در منابع اهلسنت با تعابیری همچون «النساء عورة» و اینکه جسد و بدن زن عورت است، مواجهیم.<ref>بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۱.</ref> در منابع شیعی نیز روایات دیگری وجود دارد،<ref>حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۲۰، ص۶۶.</ref> از جمله از امام صادق(ع) به نقل از امیرالمؤمنین(ع) و پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که میفرماید: «النِّسَاءُ عَیٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عیهُنَّ بِالسُّکوتِ، وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیوتِ؛ زنان ناتوان از سخن گفتن و عورت هستند؛ درنتیجه ناتوانی آنها از سخن گفتن را با سکوت بپوشانید و عورتبودن آنها را با خانه پنهان کنید».<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۳۵.</ref> | ||
برخی فقیهان تصریح کردهاند که حتی در صورت ضعف سند این روایات، به دلیل عمل کردن فقیهان به مضمون آنها، مورد قبول هستند.<ref>بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۱.</ref> عورت به اندام تناسلی انسان و نیز هرآنچه نسبت به آن حیا وجود دارد، اطلاق میشود.<ref>فراهیدی، كتاب العين، ج۲، ص۲۳۷.</ref> از نظر لغوی، «عورت» مفهومی عام دارد و به هر چیزی اطلاق میشود که آشکار شدن آن موجب ننگ، عار و حیا باشد.<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۴۱۶؛ راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۵۹۵</ref> اندام جنسی تنها یکی از مصادیق این مفهوم است، نه تمام معنای آن؛ چنانکه در قرآن کریم خانههایی که دارای نواقص و نیازمندی به حفظ هستند نیز عورت نامیده شدهاند: «[[آیه ۱۳ سوره احزاب|اِنَّ بُیوتَنا عَوْرَةٌ]]». اکثر فقیهان عورت را به همین معنای عام لغوی در نظر گرفتهاند. بر این اساس، مصداق عورت در مردان محدود به اندام خاصی است، اما در زنان این مصداق گسترش یافته و شامل «کل بدن» و تمامی جسد میشود.<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ص۱۳۹؛ ابنحمزه، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، ص۸۹؛ ابنبراج، المهذب، ج۱، ص۸۴؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، ج۷، ص۷؛ بحرالعلوم، الدرة النجفیة، ص۱۰۵.</ref> | برخی فقیهان تصریح کردهاند که حتی در صورت ضعف سند این روایات، به دلیل عمل کردن فقیهان به مضمون آنها، مورد قبول هستند.<ref>بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۱.</ref> عورت به اندام تناسلی انسان و نیز هرآنچه نسبت به آن حیا وجود دارد، اطلاق میشود.<ref>فراهیدی، كتاب العين، ج۲، ص۲۳۷.</ref> از نظر لغوی، «عورت» مفهومی عام دارد و به هر چیزی اطلاق میشود که آشکار شدن آن موجب ننگ، عار و حیا باشد.<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۴۱۶؛ راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۵۹۵</ref> اندام جنسی تنها یکی از مصادیق این مفهوم است، نه تمام معنای آن؛ چنانکه در قرآن کریم خانههایی که دارای نواقص و نیازمندی به حفظ هستند نیز عورت نامیده شدهاند: «[[آیه ۱۳ سوره احزاب|اِنَّ بُیوتَنا عَوْرَةٌ]]». اکثر فقیهان عورت را به همین معنای عام لغوی در نظر گرفتهاند. بر این اساس، مصداق عورت در مردان محدود به اندام خاصی است، اما در زنان این مصداق گسترش یافته و شامل «کل بدن» و تمامی جسد میشود.<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ص۱۳۹؛ ابنحمزه، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، ص۸۹؛ ابنبراج، المهذب، ج۱، ص۸۴؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، ج۷، ص۷؛ بحرالعلوم، الدرة النجفیة، ص۱۰۵.</ref> | ||
== دیدگاههای انتقادی معاصر == | == دیدگاههای انتقادی معاصر == | ||
برخی نویسندگان معاصر دیدگاههای انتقادی مختلفی درباره عورتانگاری زنان منتشر کردهاند. این نقدها در سه سطح قابل تبیین است: نخست اشکالات سندی روایات، دوم مخالفت مضمونی آنها با قرآن و در آخر تامل در دلالت روایات بر فرض صدور. | |||
=== ضعف سندی روایات عورتشماری زنان === | === ضعف سندی روایات عورتشماری زنان === | ||
ادعا شده که حدیث «زن عورت است» هیچ مستند معتبر روائی ندارد.<ref>کدیور، https://kadivar.com/10843/</ref> به اعتقاد برخی نویسندگان انتساب این سخن به پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت با چالش مواجه است. این روایت در صحیح بخاری و مسلم وجود ندارد و تنها «تِرمذی» آن را به پیامبر نسبت داده و سند آن را بسط داده است. پیش از او، عبدالرزاق صنعانی و ابن ابیشیبه این مضمون را نقل کردهاند، اما آن را به عنوان سخن و دیدگاه «عبدالله بن مسعود» ثبت کردهاند، نه سخن پیامبر(ص).<ref>ریعان، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، ص۱۱۵-۱۱۷.</ref> عورتانگاری زنان ریشه در فرهنگ ایران باستان و متون عبری (تورات) داشته است که وارد فرهنگ عربی شده است. در ایران باستان و متون یهودی، پنهان کردن زن و اطلاق واژه عورت به معنای شرمگاه یا محل نفوذ به کار میرفته است.<ref>ریعان، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> بر اساس برخی پژوهشهای انجامشده نیز همه روایات اهلسنت در این زمینه دارای ضعف سند هستند و در منابع شیعی نیز از میان پنج روایت موجود، تنها یک روایت «حسن» شمرده میشود و باقی ضعیف هستند.<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص۱۰۵.</ref> برخی نیز به صورت خاص به نقد تعبیر «صوت المرأة عورة» پرداخته و آن را فاقد اصالت روایی در منابع کهن شیعی شمردهاند؛ توضیح اینکه این عبارت در هیچیک از منابع روایی متقدم شیعه یافت نمیشود و نخستین بار علامه حلی،<ref>علامه حلی، أجوبة المسائل المهنائية، ص۴۰.</ref> آن را با | ادعا شده که حدیث «زن عورت است» هیچ مستند معتبر روائی ندارد.<ref>کدیور، «[https://kadivar.com/10843/ تأملی در مسئله حجاب]».</ref> به اعتقاد برخی نویسندگان انتساب این سخن به پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت با چالش مواجه است. این روایت در صحیح بخاری و مسلم وجود ندارد و تنها «تِرمذی» آن را به پیامبر نسبت داده و سند آن را بسط داده است. پیش از او، عبدالرزاق صنعانی و ابن ابیشیبه این مضمون را نقل کردهاند، اما آن را به عنوان سخن و دیدگاه «عبدالله بن مسعود» ثبت کردهاند، نه سخن پیامبر(ص).<ref>ریعان، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، ص۱۱۵-۱۱۷.</ref> عورتانگاری زنان ریشه در فرهنگ ایران باستان و متون عبری (تورات) داشته است که وارد فرهنگ عربی شده است. در ایران باستان و متون یهودی، پنهان کردن زن و اطلاق واژه عورت به معنای شرمگاه یا محل نفوذ به کار میرفته است.<ref>ریعان، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> بر اساس برخی پژوهشهای انجامشده نیز همه روایات اهلسنت در این زمینه دارای ضعف سند هستند و در منابع شیعی نیز از میان پنج روایت موجود، تنها یک روایت «حسن» شمرده میشود و باقی ضعیف هستند.<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص۱۰۵.</ref> برخی نیز به صورت خاص به نقد تعبیر «صوت المرأة عورة» پرداخته و آن را فاقد اصالت روایی در منابع کهن شیعی شمردهاند؛ توضیح اینکه این عبارت در هیچیک از منابع روایی متقدم شیعه یافت نمیشود و نخستین بار علامه حلی،<ref>علامه حلی، أجوبة المسائل المهنائية، ص۴۰.</ref> آن را با واژه «رُوی» نقل کرده است.<ref>نیرومند، رفعت و ژیان، «تحلیل انتقادی عبارت «صَوتُُ المَرأة َعورَة» به مثابۀ حدیث و قاعدهای فقهي»، ص۳۱۲-۳۱۳.</ref> | ||
=== نقد استنادات لغوی === | === نقد استنادات لغوی === | ||
گذشت که عورت به معنای کلی هر امری است که نمایان شدن آن موجب شرم است، اما آیتالله بروجردی در این خصوص نگاه متفاوتی دارد. از منظر او، واژه عورت در معنای اندام تناسلی وضع شده و به همین معنا در روایات مدنظر به کار رفته است و اطلاق آن بر زنان، از باب «تشبیه» است. استدلال ایشان چنین است: گاهی گفته میشود «زید مانند شیر است» و گاهی برای مبالغه و بلاغت بیشتر، ادات تشبیه حذف شده و گفته میشود «زید شیر است». در اینجا نیز وقتی گفته میشود «زن عورت است»، مقصود این نیست که ماهیت زن حقیقتاً اندام تناسلی است؛ بلکه مقصود تشبیهی بلیغانه است. وجه شبه در این تشبیه چیست؟ ایشان معتقدند: «روشنترین ویژگی و خاصیت عرفی و شرعی آلت تناسلی (عورت)، | گذشت که عورت به معنای کلی هر امری است که نمایان شدن آن موجب شرم است، اما آیتالله بروجردی در این خصوص نگاه متفاوتی دارد. از منظر او، واژه عورت در معنای اندام تناسلی وضع شده و به همین معنا در روایات مدنظر به کار رفته است و اطلاق آن بر زنان، از باب «تشبیه» است. استدلال ایشان چنین است: گاهی گفته میشود «زید مانند شیر است» و گاهی برای مبالغه و بلاغت بیشتر، ادات تشبیه حذف شده و گفته میشود «زید شیر است». در اینجا نیز وقتی گفته میشود «زن عورت است»، مقصود این نیست که ماهیت زن حقیقتاً اندام تناسلی است؛ بلکه مقصود تشبیهی بلیغانه است. وجه شبه در این تشبیه چیست؟ ایشان معتقدند: «روشنترین ویژگی و خاصیت عرفی و شرعی آلت تناسلی (عورت)، زشتی نمایانکردن آن و وجود پوشیده نگاهداشتن آن است؛ زیرا نمایان ساختن آلت تناسلی موجب تحریک شهوت و انجام رفتارهای ناشایست میشود. درنتیجه از طریق این تشبیه بلیغانه درمییابیم که اثر مذکور در زنان ـ که مشبه هستند ـ نیز وجود دارد».<ref>بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۱-۲۵۳.</ref> نسبت به این دیدگاه سه انتقاد مطرح شده است:<ref>شجریان، مسئله عفاف، ص۲۱۴.</ref> نخست آنکه معنای لغوی «عورت» مفهومی عام (آنچه مایه شرم است) دارد و آلت تناسلی تنها یک مصداق آن است، لذا نباید مفهوم را به این مصداق خاص تقلیل داد. دوم آنکه تشبیه زن به آلت تناسلی، نهتنها بلاغت ندارد، بلکه توهینآمیز و دور از شأن شارع مقدس است که از زن با تعابیر لطیف و محترمانهای مثل ریحانه یاد کرده است.<ref>شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ج۱، ص۴۱۷.</ref> سوم آنکه وجهشبه (تحریکآمیزی) در این قیاس ناتمام است؛ زیرا مفسده و قبحِ آشکار شدنِ اندامی مانند مو یا دست زنان، هرگز با برهنگیِ اندام جنسی برابر نیست. | ||
=== مخالفت روایات عورتشماری زن با قرآن === | === مخالفت روایات عورتشماری زن با قرآن === | ||
بر اساس قاعده «عرضه حدیث بر قرآن»، که روایات فراوانی نیز شاهد بر آن هستند،<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۹.</ref> هر روایتی که مخالف کتاب خدا باشد، مردود است. در همین راستا فقیهان تصریح میکنند که حتی اگر روایتی صحیحالسند و صریحالدلاله باشد اما با کتاب خدا منافات داشته باشد، واجب است کنار گذاشته شود.<ref>علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۳، ص۳۰؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، ج۱۰، ص۴۵-۴۶.</ref> شهید صدر نیز معتقد است روایاتی که با «روح عمومی قرآن» و طبیعت قوانین آن سازگار نیستند و نظیری در قرآن ندارند، حجت نیستند.<ref>صدر، بحوث فی علم الأصول، ج۷، ص۳۳۳-۳۳۴.</ref> به هر روی برخی نویسندگان معاصر بر این باورند که مضمون روایت «زن عورت است»، با روح حاکم بر قرآن و اصول مسلم آن در تعارض است. این تعارض از جهات مختلفی تبیین شده است: | بر اساس قاعده «عرضه حدیث بر قرآن»، که روایات فراوانی نیز شاهد بر آن هستند،<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۹.</ref> هر روایتی که مخالف کتاب خدا باشد، مردود است. در همین راستا فقیهان تصریح میکنند که حتی اگر روایتی صحیحالسند و صریحالدلاله باشد اما با کتاب خدا منافات داشته باشد، واجب است کنار گذاشته شود.<ref>علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۳، ص۳۰؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، ج۱۰، ص۴۵-۴۶.</ref> شهید صدر نیز معتقد است روایاتی که با «روح عمومی قرآن» و طبیعت قوانین آن سازگار نیستند و نظیری در قرآن ندارند، حجت نیستند.<ref>صدر، بحوث فی علم الأصول، ج۷، ص۳۳۳-۳۳۴.</ref> به هر روی برخی نویسندگان معاصر بر این باورند که مضمون روایت «زن عورت است»، با روح حاکم بر قرآن و اصول مسلم آن در تعارض است. این تعارض از جهات مختلفی تبیین شده است: | ||
الف) حضور اجتماعی زنان در قرآن: هرچند در مضمون این روایات زن به دلیل | الف) حضور اجتماعی زنان در قرآن: هرچند در مضمون این روایات زن به دلیل عورتبودن محکوم به تستر، حبس و خانهنشینی است، اما قرآن کریم در مواردی حضور اجتماعی زنان را تأیید کرده است، برای نمونه از بیعت زنان با پیامبر (ص) سخن میگوید،<ref>ممتحنه، ۱۲.</ref> برای زنان همانند مردان، حق کسب و بهرهمندی از درآمد را به رسمیت شناخته است،<ref>نساء، ۳۲.</ref> داستان ملکه سبا را نقل و تقریر میکند که دارای «تخت عظیم» و پادشاهی گسترده بوده است<ref>نمل، ۲۳.</ref> و در [[آیه ۵۹ سوره احزاب]]، مطابق شأن نزول آن، نشان میدهد که زنان در صدر اسلام در اجتماع حضور داشتهاند و حتی زمانی که مورد آزار خیابانی قرار گرفتند، دستور به خانهنشینی داده نشد، بلکه حکم به اصلاح پوشش آنان تعلق گرفت.<ref>شجریان، مسئله عفاف، ص۲۲۰-۲۲۶.</ref> | ||
ب) تکریم شخصیت زن در قرآن: توصیفات قرآن از زنان جنبه مثبت و مدح گونه دارد و با عورت شمردن آنها ناسازگار است.<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.</ref> واژه «عورت» از ماده «عار» گرفته شده و متضمن معنای نقص و شرم است. گفته شده است که اطلاق این واژه بر زنان، با تکریم قرآنی زن سازگار نیست؛ زیرا قرآن زن و مرد را در امکان بندگی و پاداش الهی همتراز میداند<ref>احزاب، ۳۵؛ نحل، ۹۷.</ref> و از زنان با تعابیری همچون «مایه آرامش»<ref>روم، ۲۱.</ref> و «لباس»<ref>بقره، ۱۸۷.</ref> یاد میکند. لباس پوشاننده عیب و مایه زینت است، نه مایه عار.<ref>شجریان، مسئله عفاف، ص۲۲۶-۲۲۸.</ref> | ب) تکریم شخصیت زن در قرآن: توصیفات قرآن از زنان جنبه مثبت و مدح گونه دارد و با عورت شمردن آنها ناسازگار است.<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.</ref> واژه «عورت» از ماده «عار» گرفته شده و متضمن معنای نقص و شرم است. گفته شده است که اطلاق این واژه بر زنان، با تکریم قرآنی زن سازگار نیست؛ زیرا قرآن زن و مرد را در امکان بندگی و پاداش الهی همتراز میداند<ref>احزاب، ۳۵؛ نحل، ۹۷.</ref> و از زنان با تعابیری همچون «مایه آرامش»<ref>روم، ۲۱.</ref> و «لباس»<ref>بقره، ۱۸۷.</ref> یاد میکند. لباس پوشاننده عیب و مایه زینت است، نه مایه عار.<ref>شجریان، مسئله عفاف، ص۲۲۶-۲۲۸.</ref> | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۳: | ||
ج) کاربرد واژه عورت در مورد زنان: در قرآن در [[آیه ۳۱ سوره نور]]، از کودکانی سخن به میان آمده که بر عورتهای زنان آگاهی ندارند (لَمْ یظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ). برخی مفسران در اینجا عورت را به معنای اندام جنسی یا امور جنسی دانستهاند.<ref>زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۲۳۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۱۸.</ref> نکته مهم از نظر منتقدان این است که اضافه شدن «عورت» به «نساء» نشان میدهد که زن و عورت دو حقیقت متمایز هستند؛ یعنی عورت چیزی است که «مالِ» زنان است، نه اینکه خودِ زن عورت باشد. اگر تمام بدن زن عورت بود، باید از تعبیر «العورات» استفاده میشد نه «عورات النساء».<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.</ref> | ج) کاربرد واژه عورت در مورد زنان: در قرآن در [[آیه ۳۱ سوره نور]]، از کودکانی سخن به میان آمده که بر عورتهای زنان آگاهی ندارند (لَمْ یظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ). برخی مفسران در اینجا عورت را به معنای اندام جنسی یا امور جنسی دانستهاند.<ref>زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۲۳۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۱۸.</ref> نکته مهم از نظر منتقدان این است که اضافه شدن «عورت» به «نساء» نشان میدهد که زن و عورت دو حقیقت متمایز هستند؛ یعنی عورت چیزی است که «مالِ» زنان است، نه اینکه خودِ زن عورت باشد. اگر تمام بدن زن عورت بود، باید از تعبیر «العورات» استفاده میشد نه «عورات النساء».<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.</ref> | ||
د) خانهنشینی عقوبت زنان بدکار: قرآن کریم حبس در خانه را به عنوان «مجازات» برای زنان مرتکب فحشا (زنا) تعیین کرده است: «[[آیه ۱۵ سوره نساء|فَأَمْسِکوهُنَّ فِی الْبُیوتِ]]». استدلال منتقدان این است که اگر قرار باشد تمام زنان به حکم | د) خانهنشینی عقوبت زنان بدکار: قرآن کریم حبس در خانه را به عنوان «مجازات» برای زنان مرتکب فحشا (زنا) تعیین کرده است: «[[آیه ۱۵ سوره نساء|فَأَمْسِکوهُنَّ فِی الْبُیوتِ]]». استدلال منتقدان این است که اگر قرار باشد تمام زنان به حکم عورتبودن در خانه بمانند، حبس در خانه دیگر نمیتواند عقوبتی خاص برای گناهکاران باشد.<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.</ref> برخی مراجع معاصر نیز با اشاره به مفاسدِ حبس زن در خانه (مانند بداخلاقی، جهل به احکام و احساس حقارت که منجر به جذب شدن به عقاید باطل میشود)، به فتوای مشهور استحباب حبس حاشیه زده و رعایت اعتدال را اولویت دانستهاند.<ref>محمد کاظم یزدی، العروة الوثقی (حاشیه مکارم)، ج۲، ص۷۵۵.</ref> | ||
=== رویکرد تاریخی و قضیه خارجیه به روایت === | === رویکرد تاریخی و قضیه خارجیه به روایت === | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۲: | ||
ب) بار معنایی منفی و توهینآمیز: برخی نویسندگان تلاش کردهاند برای دفاع از روایات، مفهوم عورت را از معنای منفی آن تخلیه کرده و آن را به معانی چون «ظرافت»، «لزوم حمایت» یا «حریم خصوصی» تفسیر کنند،<ref>مسلم خلفی، «باز نگرشی درون دینی به حجاب»، ص۱۲۷-۱۲۸؛ زهره رجبیان، «بررسی متن شناختی روایت النساء عی و عورة»، ص۱۶۶.</ref> اما در مقابل گفته شده است که بررسیهای لغوی نشان میدهد ریشه این واژه همچنان بر «چیزی که آشکار شدن آن زشت است» دلالت دارد.<ref>مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۲۶۰.</ref> در نتیجه چون نمیتوان توهین به نیمی از جامعه انسانی را به پیامبر (ص) نسبت داد، باید گفت اگر این سخن صادر شده باشد، توصیفی موقت و متناسب با عرف آن زمان بوده است؛ زمانی که حضور زن مایه ننگ تلقی میشد و پیامبر برای حفظ آبروی آنان چنین کلامی فرمودند.<ref>شجریان، مسئله عفاف، ص۲۳۵-۲۳۷.</ref> | ب) بار معنایی منفی و توهینآمیز: برخی نویسندگان تلاش کردهاند برای دفاع از روایات، مفهوم عورت را از معنای منفی آن تخلیه کرده و آن را به معانی چون «ظرافت»، «لزوم حمایت» یا «حریم خصوصی» تفسیر کنند،<ref>مسلم خلفی، «باز نگرشی درون دینی به حجاب»، ص۱۲۷-۱۲۸؛ زهره رجبیان، «بررسی متن شناختی روایت النساء عی و عورة»، ص۱۶۶.</ref> اما در مقابل گفته شده است که بررسیهای لغوی نشان میدهد ریشه این واژه همچنان بر «چیزی که آشکار شدن آن زشت است» دلالت دارد.<ref>مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۲۶۰.</ref> در نتیجه چون نمیتوان توهین به نیمی از جامعه انسانی را به پیامبر (ص) نسبت داد، باید گفت اگر این سخن صادر شده باشد، توصیفی موقت و متناسب با عرف آن زمان بوده است؛ زمانی که حضور زن مایه ننگ تلقی میشد و پیامبر برای حفظ آبروی آنان چنین کلامی فرمودند.<ref>شجریان، مسئله عفاف، ص۲۳۵-۲۳۷.</ref> | ||
ج) استثنای کنیزان: نقض ذاتی بودن عورت یکی از شواهد بر اینکه | ج) استثنای کنیزان: نقض ذاتی بودن عورت یکی از شواهد بر اینکه عورتبودن مربوط به طبیعت زن نیست، حکم فقهی کنیزان است. به اجماع فقیهان، سر و موی کنیزان و حتی بدن آنها (در برخی اقوال) عورت نیست و پوشاندن آن وجوب ندارد.<ref>شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة، ج۱، ص۱۴۷؛ شهید ثانی، رسائل الشهید الثانی، ج۲، ص۷۳۵؛ ؛ آلعصفور، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع، ج۱۰، ص۳۸۲.</ref> استدلال منتقدان این است: اگر «عورتبودن» ذاتیِ جنس زن بود، نباید میان زن آزاد و کنیز تفاوتی وجود میداشت. استثنا شدن کنیزان و زنان غیرمسلمان نشان میدهد که حکم عورتبودن و وجوب پوشش کامل، مسئلهای اجتماعی و مرتبط با «شأن و جایگاه» در آن دوران بوده است، نه حقیقتی تکوینی درباره تمام زنان.<ref>شجریان، مسئله عفاف، ص۲۳۸-۲۳۹.</ref> | ||
== جمعبندی == | == جمعبندی == | ||
واکاوی گزاره فقهی «المرأة عورة» نشاندهنده دو مسیر متفاوت در استنباط احکام حوزه زنان است. در مسیر نخست، فقیهان با پذیرش ظاهر روایات | واکاوی گزاره فقهی «المرأة عورة» نشاندهنده دو مسیر متفاوت در استنباط احکام حوزه زنان است. در مسیر نخست، فقیهان با پذیرش ظاهر روایات عورتبودن را وصفی برای جنس زن دانستهاند. ثمره این نگاه، شکلگیری منظومهای از احکام نظیر توصیه به پردهنشینی و منع از مرجعیت و قضاوت بوده است. در سوی دیگر، دیدگاههای انتقادی معاصر با بازخوانی اسناد و دلالتها، تصویر متفاوتی ارائه میدهند. این منتقدان با ابزار «عرضه حدیث بر قرآن» و برجسته کردن تعارض این روایات با اصولی همچون کرامت انسانی زن و تأیید فعالیتهای اجتماعی آنان در قرآن، انتساب این حکم به شارع را نفی میکنند. افزون بر این، با تحلیل تاریخی و اشاره به تفاوت حکم زنان آزاد و کنیزان، بر این باورند که حتی بر فرض صدور، این دستورات ماهیتی موقت و متناسب با عرف زمانه داشتهاند و بیانگر وصف ذاتی زنان نیستند. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۳: | ||
* شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة في فقه الإمامیة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۷. | * شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة في فقه الإمامیة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۷. | ||
* شهید ثانی، زینالدین بن علی، رسائل الشهید الثاني، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، بیتا. | * شهید ثانی، زینالدین بن علی، رسائل الشهید الثاني، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، بیتا. | ||
* | * صانعی، یوسف، [https://saanei.xyz/?view=01,02,09,2916,0 «احکام نگاهکردن، حجاب و پوشش»، تارنمای آیتالله یوسف صانعی]. | ||
* صدر، محمد باقر، بحوث في علم الأصول، محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامي، ۱۴۱۷. | * صدر، محمد باقر، بحوث في علم الأصول، محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامي، ۱۴۱۷. | ||
* طباطبایی، محمد حسین، المیزان في تفسیر القرآن، قم، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ۱۴۱۷. | * طباطبایی، محمد حسین، المیزان في تفسیر القرآن، قم، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ۱۴۱۷. | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۱: | ||
* علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، ۱۴۱۲. | * علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، ۱۴۱۲. | ||
* علامه حلّى، حسن بن يوسف، أجوبة المسائل المُهَنّائية، قم: چاپخانه خيام، ۱۴۰۱. | * علامه حلّى، حسن بن يوسف، أجوبة المسائل المُهَنّائية، قم: چاپخانه خيام، ۱۴۰۱. | ||
* فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، قم: نشر هجرت، ۱۴۱۰. | |||
* کدیور، محسن، [https://kadivar.com/10843/ «تأملی در مسئله حجاب، تارنمای محسن کدیور]. | |||
* کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم، مؤسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۴. | * کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم، مؤسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۴. | ||
* کلینی، محمد بن یعقوب، الکافي، علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷. | * کلینی، محمد بن یعقوب، الکافي، علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷. | ||