عورتانگاری زنان: تفاوت میان نسخهها
Mkhaghanif (بحث | مشارکتها) |
Mkhaghanif (بحث | مشارکتها) جز ←منابع |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
=== خانهنشینی و پرهیز از حضور اجتماعی === | === خانهنشینی و پرهیز از حضور اجتماعی === | ||
بر مبنای دستور «وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیوتِ»، حضور اجتماعی زنان در نگاه فقیهان امری نامطلوب تلقی شده است. استدلال این است که چون زن عورت است و آشکارشدن عورت موجب حیا و ننگ است، پس ظهور زن نیز موجب حیاست. برخی با صراحت بیان داشتهاند که باید تا حد امکان زنان در خانه بمانند و بلکه از سخنگفتن با آنان (حتی سلامکردن) پرهیز شود تا «عَیّ» (ناتوانی در سخن) و جهل آنان آشکار نشود.<ref>مجلسی، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۸، ص۱۰۶.</ref> بر همین اساس، بسیاری فقیهان | بر مبنای دستور «وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیوتِ»، حضور اجتماعی زنان در نگاه فقیهان امری نامطلوب تلقی شده است. استدلال این است که چون زن عورت است و آشکارشدن عورت موجب حیا و ننگ است، پس ظهور زن نیز موجب حیاست. برخی با صراحت بیان داشتهاند که باید تا حد امکان زنان در خانه بمانند و بلکه از سخنگفتن با آنان (حتی سلامکردن) پرهیز شود تا «عَیّ» (ناتوانی در سخن) و جهل آنان آشکار نشود.<ref>مجلسی، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۸، ص۱۰۶.</ref> بر همین اساس، بسیاری فقیهان ازجمله [[سید محمدکاظم طباطبایی یزدی|صاحب عروه]] فتوا به «استحباب حبس زن در خانه» دادهاند.<ref>یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۴۹۰.</ref> فقهای دیگر نیز ذیل این فتوا، یکی از ادله اصلی را روایاتِ عورتبودن زن برشمردهاند.<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، ج۲۴، ص۲۶؛ ابوالقاسم خویی و جواد تبریزی، صراط النجاة فی أجوبة الاستفتاءات، ج۸، ص۲۲۱.</ref> | ||
=== ممنوعیت از تصدی مرجعیت و قضاوت === | === ممنوعیت از تصدی مرجعیت و قضاوت === | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
=== خانهنشینی عقوبت زنان بدکار === | === خانهنشینی عقوبت زنان بدکار === | ||
یکی از استدلالهای منتقدان عورتانگاری زنان آن است که اگر قرار باشد تمام زنان به حکم عورتبودن در خانه بمانند، دیگر حبس در خانه دیگر نمیتواند عقوبتی خاص برای گناهکاران باشد.<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.</ref> در حالی که قرآن حبس در خانه را به عنوان «مجازات» برای زنان مرتکب فحشا (زنا) تعیین کرده است: «[[آیه ۱۵ سوره نساء|فَأَمْسِکوهُنَّ فِی الْبُیوتِ]]». آیتالله مکارم شیرازی از مراجع معاصر نیز با اشاره به مفاسدِ حبس زن در خانه (مانند بداخلاقی، جهل به احکام و احساس حقارت که منجر به جذبشدن به عقاید باطل میشود)، به فتوای مشهور استحباب حبس حاشیه زده و رعایت اعتدال را اولویت دانسته است.<ref> | یکی از استدلالهای منتقدان عورتانگاری زنان آن است که اگر قرار باشد تمام زنان به حکم عورتبودن در خانه بمانند، دیگر حبس در خانه دیگر نمیتواند عقوبتی خاص برای گناهکاران باشد.<ref>طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.</ref> در حالی که قرآن حبس در خانه را به عنوان «مجازات» برای زنان مرتکب فحشا (زنا) تعیین کرده است: «[[آیه ۱۵ سوره نساء|فَأَمْسِکوهُنَّ فِی الْبُیوتِ]]». آیتالله مکارم شیرازی از مراجع معاصر نیز با اشاره به مفاسدِ حبس زن در خانه (مانند بداخلاقی، جهل به احکام و احساس حقارت که منجر به جذبشدن به عقاید باطل میشود)، به فتوای مشهور استحباب حبس حاشیه زده و رعایت اعتدال را اولویت دانسته است.<ref>مکارم شیرازی، الحاشیه علی العروة الوثقی ، ج۲، ص۷۵۵.</ref> | ||
== رویکرد تاریخی و قضیه خارجیه به روایات == | == رویکرد تاریخی و قضیه خارجیه به روایات == | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
* قرآن کریم. | * قرآن کریم. | ||
* آلعصفور، حسین بن محمد، الأنوار اللوامع في شرح مفاتیح الشرائع، قم، مجمع البحوث العلمیه، بیتا. | * آلعصفور، حسین بن محمد، الأنوار اللوامع في شرح مفاتیح الشرائع، قم، مجمع البحوث العلمیه، بیتا. | ||
* ابنبراج، عبدالعزیز بن نحریر، المهذب، جعفر سبحانی تبریزی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۰۶. | * ابنبراج، عبدالعزیز بن نحریر، المهذب، جعفر سبحانی تبریزی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۰۶. | ||
* ابنحمزه، محمد بن علی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، محمد حسون و محمود مرعشی، مکتبة آیةالله العظمی المرعشي النجفي، بیتا. | * ابنحمزه، محمد بن علی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، محمد حسون و محمود مرعشی، مکتبة آیةالله العظمی المرعشي النجفي، بیتا. | ||
* ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، الکافي في الفقه، رضا استادی، اصفهان، مکتبة الإمام أميرالمؤمنين علي (ع) العامة، | * ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، الکافي في الفقه، رضا استادی، اصفهان، مکتبة الإمام أميرالمؤمنين علي (ع) العامة، ۱۴۰۳ق. | ||
* بحرالعلوم، محمدمهدی بن مرتضی، الدرة النجفية، بیروت، دار الزهراء، | * اشتهاردی، علی پناه، مدارک العروة تهران، دار الأسوة، ۱۴۱۷ق. | ||
* بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، | * بحرالعلوم، محمدمهدی بن مرتضی، الدرة النجفية، بیروت، دار الزهراء، ۱۴۰۶ق. | ||
* بروجردی، حسین، تبیان الصلاة، علی صافی گلپایگانی و محمد صمدی بهبهانی، قم، گنج عرفان، | * بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۰۵ق. | ||
* بروجردی، سید حسین، تبیان الصلاة، تقریر: علی صافی گلپایگانی و محمد صمدی بهبهانی، قم، گنج عرفان، ۱۴۲۶ق. | |||
* خویی، سید ابوالقاسم، و تبریزی، جواد، صراط النجاة في أجوبة الاستفتاءات، قم، دار الصديقة الشهيدة(ع)، ۱۳۸۳ش. | |||
* خویی، ابوالقاسم، و تبریزی، جواد، صراط النجاة في أجوبة الاستفتاءات، قم، دار الصديقة الشهيدة(ع)، | * راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، صفوان عدنان داوودی، بیروت، دار الشامیة، ۱۴۱۲ق. | ||
* راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، صفوان عدنان داوودی، بیروت، دار الشامیة، | * ریعان، معصومه، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، حدیثپژوهی، شماره ۳۳، شهریور ۱۴۰۴ش. | ||
* زمخشری، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، بیروت، دار الکتاب العربي، ۱۴۰۷ق. | |||
* ریعان، معصومه، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، حدیثپژوهی، شماره ۳۳، | * سبزواری، سید عبد الأعلی، مهذب الاحکام، قم، موسسه المنار، ۱۴۱۳ق. | ||
* زمخشری، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، بیروت، دار الکتاب العربي، | * شجریان، مهدی، مسئله عفاف، قم، نشر طه. ۱۴۰۳ش. | ||
* سبزواری، سید عبد الأعلی، مهذب الاحکام، قم، موسسه المنار، | |||
* شجریان، مهدی، مسئله عفاف، | |||
* شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة في فقه الإمامیة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۷. | * شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة في فقه الإمامیة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۷. | ||
* شهید ثانی، زینالدین بن علی، رسائل الشهید الثاني، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، بیتا. | * شهید ثانی، زینالدین بن علی، رسائل الشهید الثاني، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، بیتا. | ||
* صافی گلپایگانی، علی، ذخیرة العقبی في شرح العروة الوثقی، گنج عرفان، بیتا. | |||
* صانعی، یوسف، [https://saanei.xyz/?view=01,02,09,2916,0 «احکام نگاهکردن، حجاب و پوشش»، تارنمای آیتالله یوسف صانعی]. | * صانعی، یوسف، [https://saanei.xyz/?view=01,02,09,2916,0 «احکام نگاهکردن، حجاب و پوشش»، تارنمای آیتالله یوسف صانعی]. | ||
* صدر، محمد باقر، بحوث في علم الأصول، محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامي، | * صدر، سید محمد باقر، بحوث في علم الأصول، سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامي، ۱۴۱۷ق. | ||
* طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۸ق. | |||
* طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان، بیروت، دار المعرفة، | * طریحی، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۵ش. | ||
* طریحی، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين، تهران، مرتضوی، | * طیبی، ناهید، صفری، نعمت الله، و مهریزی، مهدی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی، ۱۴، ش. ۸، بهار و تابستان۱۴۰۰ش. | ||
* طیبی، ناهید، صفری، نعمت الله، و مهریزی، مهدی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی، ۱۴، ش. ۸، | * علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، ۱۴۱۲ق. | ||
* علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، | * علامه حلى، حسن بن يوسف، أجوبة المسائل المُهَنّائية، قم: چاپخانه خيام، ۱۴۰۱ق. | ||
* علامه | * فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، قم: نشر هجرت، ۱۴۱۰ق. | ||
* فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، قم: نشر هجرت، | |||
* کدیور، محسن، [https://kadivar.com/10843/ «تأملی در مسئله حجاب، تارنمای محسن کدیور]. | * کدیور، محسن، [https://kadivar.com/10843/ «تأملی در مسئله حجاب، تارنمای محسن کدیور]. | ||
* کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم، مؤسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث، | * کدیور، محسن، [https://kadivar.com/9449/ تأملی در مسئله حجاب۲، تارنمای محسن کدیور]. | ||
* کلینی، محمد بن یعقوب، الکافي، علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیة، | * کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم، مؤسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق. | ||
* مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الإسلامیة، | * کلینی، محمد بن یعقوب، الکافي، علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق. | ||
* مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین في شرح من لا یحضره الفقیه، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، | * مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۴ق. | ||
* مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، | * مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین في شرح من لا یحضره الفقیه، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، ۱۴۰۶ق. | ||
* مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش. | |||
* مکارم شیرازی، ناصر، | * مکارم شیرازی، ناصر، حاشیه علی العروة الوثقی، در العروة الوثقی مع تعلیقات عدة من الفقهاء العظام، قم، مدرسة الامام علی بن ابیطالب، ۱۴۲۸ق. | ||
* نیرومند، نفیسه؛ رفعت، محسن و ژیان، فاطمه، «تحلیل انتقادی عبارت «صَوتُ المَرأةَ عورَة» به مثابهٔ حدیث و قاعدهای فقهي»، پژوهشهای فقهی، دوره ۱۹، شماره ۴، | * نیرومند، نفیسه؛ رفعت، محسن و ژیان، فاطمه، «تحلیل انتقادی عبارت «صَوتُ المَرأةَ عورَة» به مثابهٔ حدیث و قاعدهای فقهي»، پژوهشهای فقهی، دوره ۱۹، شماره ۴، زمستان ۱۴۰۲ش. | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۷
- چکیده
عورتانگاری زنان دیدگاه مشهور فقیهان و مستند به روایاتی چند است که زن را به مثابه عورت تلقی میکند. بر این اساس، حکم به لزوم پوشش حداکثری (گاهی شامل وجه و کفین)، استحباب خانهنشینی، ممنوعیت تصدی مناصب اجتماعی، ممنوعیت قضاوت و ممنوعیت آوازخوانی زنان داده شده است. در مقابل، دیدگاه دوم شامل نقدهای برخی نویسندگان معاصر است که با تردید در صدور روایات و تکیه بر تعارض آنها با روح کلی قرآن کریم اعتبار این گزاره را نپذیرفتهاند. در نگاه این گروه قرآن حضور اجتماعی زنان را تأیید میکند، جایگاه زنان را تکریم کرده و عقوبت خانهنشینی را مختص به زنان بدکار کرده است. این گروه با واکاوی تاریخی و استناد به استثنای کنیزان، حکم مذکور را بر فرض صدور نه یک حقیقت ذاتی (قضیه حقیقیه)، بلکه حکمی ناظر به شرایط فرهنگی عصر صدور و قضیه خارجیه میدانند که ماهیتی موقت و متناسب با عرف زمانه داشتهاند.
جایگاه عورتانگاری زنان در فقه
مسئله جایگاه اجتماعی زن و حدود شرعی حضور او، از مباحث چالشبرانگیز در اندیشه اسلامی است. در این میان آموزه «عورتبودن زنان» در برخی متون روایی و فقهی، مبنای احکامی قرار گرفته است که کانون آنها مستوری زنان است، نظیر ممنوعیت تصدی مناصب اجتماعی و قضائی و استحباب خانهنشینی زنان. بر این اساس پذیرش یا رد این آموزه، تأثیری بنیادین در تفسیر حدود مشارکت زنان در جامعه دارد.
وجوب و گستره حجاب زنان
نخستین نتیجه پذیرش عورتبودن زنان، اثبات وجوب حجاب شرعی است که برخی فقیهان علاوه بر ادله دیگر به عورتبودن زنان نیز استناد کردهاند.[۱] علاوه بر اصل وجوب حجاب، برخی فقیهان با تکیه بر اطلاق این روایات و اینکه تمام بدن زن عورت دانسته شده،[۲] معتقدند این حکم بدون هیچ استثنائی شامل تمام بدن میشود. آنان با استناد به روایات اهلسنت که جسد زن را بدون استثنا عورت دانستهاند، بر لزوم پوشش حتی در ناحیه صورت و دستها (وجه و کفین) تأکید میورزند.[۳] در این میان، برخی فقها فراتر از نص، عورتبودن مطلقِ زن را قاعدهای «فطری و عقلایی» دانستهاند. از نظر آنان، هر انسان باغیرتی با مراجعه به وجدان خود درمییابد که «اصالت عورتبودن» (أصالة العورتیة) در زن یک قاعده است و قانون حجاب برای هر صاحب فطرت سالمی که به حفظ آبرو توجه دارد، امری وجدانی است.[۴] در مقابل، بسیاری فقیهان با جمع دیگر ادله، صورت و دستها[۵] و موی کنیزان[۶] را از دایره عورت خارج دانستهاند.
خانهنشینی و پرهیز از حضور اجتماعی
بر مبنای دستور «وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیوتِ»، حضور اجتماعی زنان در نگاه فقیهان امری نامطلوب تلقی شده است. استدلال این است که چون زن عورت است و آشکارشدن عورت موجب حیا و ننگ است، پس ظهور زن نیز موجب حیاست. برخی با صراحت بیان داشتهاند که باید تا حد امکان زنان در خانه بمانند و بلکه از سخنگفتن با آنان (حتی سلامکردن) پرهیز شود تا «عَیّ» (ناتوانی در سخن) و جهل آنان آشکار نشود.[۷] بر همین اساس، بسیاری فقیهان ازجمله صاحب عروه فتوا به «استحباب حبس زن در خانه» دادهاند.[۸] فقهای دیگر نیز ذیل این فتوا، یکی از ادله اصلی را روایاتِ عورتبودن زن برشمردهاند.[۹]
ممنوعیت از تصدی مرجعیت و قضاوت
ثمره دیگر عورتانگاری زنان، عدم جواز تصدی مناصب اجتماعی و دینیای است که مستلزم حضور در اجتماع باشد. استدلال فقهی بر این پایه استوار است که شخصی که «عورت» توصیف شده و دستور به پنهانکردن او داده شده است، چگونه میتواند متصدی فتوا، مرجعیت و قضاوت شود؟ چرا که این امور ذاتاً نیازمند ملاقات با مردم و پاسخگویی به حوادث واقعه است و چنین جایگاهی با وضعیت ترسیمشده برای زن (مستوری مطلق) سازگار نیست.[۱۰]
حرمت آوازخوانی
برخی فقیهان دایره عورتبودن را به صدا نیز گسترش دادهاند. به اعتقاد آنان، مقتضای عورتبودن، «وجوب تستّر» است و این پوشیدگی در هر چیزی متناسب با آن است؛ همانطور که بدن باید از نگاه پوشیده شود، صدا نیز باید از گوش نامحرم پوشیده بماند. بنابراین صرفنظر از حرمت غنا، نفسِ شنواندن صدا به مردان (إسماع صوت) به دلیل عورتبودن زن ممنوعیت پیدا میکند.[۱۱]
دیدگاه مشهور فقیهان؛ زن بهمثابه عورت
عورتبودن زنان مورد پذیرش مشهور فقیهان است و یوسف صانعی(درگذشته ۱۳۹۹ش) نیز که به فتاوای نادر در مورد زنان مشهور است آن را پذیرفته است،[۱۲]
مستندات روایی
در منابع روایی شیعه، توصیف زن به «عورت» سابقهای دیرینه دارد. گاهی با تاکید زنان عورت دانسته شدهاند: «إِنَّمَا هُنَّ عَوْرَةٌ»[۱۳] ، گاهی این نکته گزارش شده است که در تلقی رایج اصحاب پیامبر(ص) و از جمله امام علی(ع) زنان عورت شمرده شدهاند[۱۴] و گاهی بر این امر تاکید شده که عورتبودن زن امری مستمر تا زمان مرگ آنان است.[۱۵] در منابع اهلسنت با تعابیری همچون «النساء عورة» و اینکه جسد و بدن زن عورت است، مواجهیم.[۱۶] در منابع شیعی نیز روایات دیگری وجود دارد،[۱۷] از جمله از امام صادق(ع) به نقل از امیرالمؤمنین(ع) و پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که میفرماید: «النِّسَاءُ عَیٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عیهُنَّ بِالسُّکوتِ، وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیوتِ؛ زنان ناتوان از سخن گفتن و عورت هستند؛ درنتیجه ناتوانی آنها از سخن گفتن را با سکوت بپوشانید و عورتبودن آنها را با خانه پنهان کنید».[۱۸] برخی فقیهان تصریح کردهاند که حتی در صورت ضعف سند این روایات، به دلیل عملکردن فقیهان به مضمون آنها، مورد قبول هستند.[۱۹]
مفهومشناسی
عورت به اندام تناسلی انسان و نیز هرآنچه نسبت به آن حیا وجود دارد، اطلاق میشود.[۲۰] از نظر لغوی، «عورت» مفهومی عام دارد و به هر چیزی اطلاق میشود که آشکارشدن آن موجب ننگ، عار و حیا باشد.[۲۱] اندام جنسی تنها یکی از مصادیق این مفهوم است، نه تمام معنای آن؛ چنانکه در قرآن کریم خانههایی که دارای نواقص و نیازمندی به حفظ هستند نیز عورت نامیده شدهاند: «اِنَّ بُیوتَنا عَوْرَةٌ». اکثر فقیهان عورت را به همین معنای عام لغوی در نظر گرفتهاند. بر این اساس، مصداق عورت در مردان محدود به اندام خاصی است، اما در زنان این مصداق گسترش یافته و شامل «کل بدن» و تمامی جسد میشود.[۲۲]
آیتالله بروجردی معتقد است واژه عورت در معنای اندام تناسلی وضع شده و به همین معنا در روایات مدنظر به کار رفته است و اطلاق آن بر زنان، از باب «تشبیه» است، ولی برای مبالغه و بلاغت بیشتر، ادات تشبیه حذف شده است. بروجردی معتقد است روشنترین ویژگی و خاصیت عرفی و شرعی آلت تناسلی (عورت)، زشتیِ نمایانکردن آن و وجود پوشیده نگاهداشتن آن است؛ زیرا نمایان ساختن آلت تناسلی موجب تحریک شهوت و انجام رفتارهای ناشایست میشود. و از این تشبیه بلیغانه روشن میشود که اثر مذکور در زنان نیز وجود دارد.[۲۳] بروجردی بر همین اساس پوشاندن صورت و دستها را نیز بر زنان لازم دانسته است.[۲۴]
ادعای ضعف سندی روایات عورتشماری زنان
ادعا شده که حدیث «زن عورت است» هیچ مستند معتبر روائی ندارد.[۲۵] به اعتقاد برخی نویسندگان انتساب این سخن به پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت با چالش مواجه است. این روایت در صحیح بخاری و مسلم وجود ندارد و تنها «تِرمذی» آن را به پیامبر نسبت داده و سند آن را بسط داده است. پیش از او، عبدالرزاق صنعانی و ابن ابیشیبه این مضمون را نقل کردهاند، اما آن را به عنوان سخن و دیدگاه «عبدالله بن مسعود» ثبت کردهاند، نه سخن پیامبر(ص).[۲۶]
گفتهاند عورتانگاری زنان ریشه در فرهنگ ایران باستان و متون عبری (تورات) داشته است که وارد فرهنگ عربی شده است. در ایران باستان و متون یهودی، پنهان کردن زن و اطلاق واژه عورت به معنای شرمگاه یا محل نفوذ به کار میرفته است.[۲۷] بر اساس برخی پژوهشهای انجامشده نیز همه روایات اهلسنت در این زمینه دارای ضعف سند هستند و در منابع شیعی نیز از میان پنج روایت موجود، تنها یک روایت «حسن» شمرده میشود و باقی ضعیف هستند.[۲۸]
برخی نیز به صورت خاص به نقد تعبیر «صوت المرأة عورة» پرداخته و آن را فاقد اصالت روایی در منابع کهن شیعی شمردهاند؛ توضیح اینکه این عبارت در هیچیک از منابع روایی متقدم شیعه یافت نمیشود و نخستین بار علامه حلی،[۲۹] آن را با واژه «رُوی» نقل کرده است.[۳۰]
مخالفت روایات عورتشماری زن با قرآن
برخی نویسندگان معاصر بر این باورند که مضمون روایت «زن عورت است»، با روح حاکم بر قرآن و اصول مسلّم آن در تعارض است. این تعارض با تکیه بر قاعده «عرضه حدیث بر قرآن»، تبیین شده است که روایات فراوانی را شاهد آن میدانند.[۳۱] در همین راستا فقیهان تصریح میکنند که حتی اگر روایتی صحیحالسند و صریحالدلاله باشد اما با کتاب خدا منافات داشته باشد، واجب است کنار گذاشته شود.[۳۲] شهید صدر نیز معتقد است روایاتی که با «روح عمومی قرآن» و طبیعت قوانین آن سازگار نیستند و نظیری در قرآن ندارند، حجت نیستند.[۳۳]
حضور اجتماعی زنان در قرآن
به گفته برخی نویسندگان قرآن کریم حضور اجتماعی زنان را تأیید کرده است، برای نمونه از بیعت زنان با پیامبر (ص) سخن میگوید،[۳۴] برای زنان همانند مردان، حق کسب و بهرهمندی از درآمد را به رسمیت شناخته است،[۳۵] داستان ملکه سبا را نقل و تقریر میکند که دارای «تخت عظیم» و پادشاهی گسترده بوده است[۳۶] و شأن نزول آیه ۵۹ سوره احزاب، نشان میدهد که زنان در صدر اسلام در اجتماع حضور داشتهاند و حتی زمانی که مورد آزار خیابانی قرار گرفتند، دستور به خانهنشینی داده نشد، بلکه حکم به اصلاح پوشش آنان تعلق گرفت.[۳۷] در حالی که روایات عورتانگاری زنان را محکوم به تستر، حبس و خانهنشینی میکند.
تکریم شخصیت زن در قرآن
مخالفان عورتانگاری زنان، این روایات را با توصیفات قرآن از زنان ناسازگار دیدهاند؛ زیرا توصیفات قرآن جنبه مثبت و مدحگونه دارد[۳۸] و زن و مرد را در امکان بندگی و پاداش الهی همتراز میداند[۳۹] و از زنان با تعابیری همچون «مایه آرامش»[۴۰] و «لباس»[۴۱] یاد میکند که پوشاننده عیب و مایه زینت است، نه مایه عار.[۴۲] ولی واژه «عورت» از ماده «عار» گرفته شده و متضمن معنای نقص و شرم است.
کاربرد واژه عورت در قرآن
اشکال دیگری که به روایات عورتانگاری زنان وارد کردهاند ناسازگاری آن با کاربرد واژه عورت در قرآن است. در آیه ۳۱ سوره نور، از کودکانی سخن به میان آمده که بر عورتهای زنان آگاهی ندارند (لَمْ یظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ). برخی مفسران در اینجا عورت را به معنای اندام جنسی یا امور جنسی دانستهاند.[۴۳] نکته مهم از نظر منتقدان این است که اضافه شدن «عورت» به «نساء» نشان میدهد که زن و عورت دو حقیقت متمایز هستند؛ اگر تمام بدن زن عورت بود، باید از تعبیر «العورات» استفاده میشد نه «عورات النساء».[۴۴]
خانهنشینی عقوبت زنان بدکار
یکی از استدلالهای منتقدان عورتانگاری زنان آن است که اگر قرار باشد تمام زنان به حکم عورتبودن در خانه بمانند، دیگر حبس در خانه دیگر نمیتواند عقوبتی خاص برای گناهکاران باشد.[۴۵] در حالی که قرآن حبس در خانه را به عنوان «مجازات» برای زنان مرتکب فحشا (زنا) تعیین کرده است: «فَأَمْسِکوهُنَّ فِی الْبُیوتِ». آیتالله مکارم شیرازی از مراجع معاصر نیز با اشاره به مفاسدِ حبس زن در خانه (مانند بداخلاقی، جهل به احکام و احساس حقارت که منجر به جذبشدن به عقاید باطل میشود)، به فتوای مشهور استحباب حبس حاشیه زده و رعایت اعتدال را اولویت دانسته است.[۴۶]
رویکرد تاریخی و قضیه خارجیه به روایات
منتقدان بر این باورند که حتی اگر صدور روایات عورتانگاری پذیرفته شود، این گزارهها قضیه حقیقیه و بیانگر یک حکم دائمی برای طبیعت زن نیستند، بلکه ناظر به شرایط خاص زمانی و مکانی و فرهنگی عصر صدور و قضیه خارجیه بودهاند.[۴۷] این مدعا را با شواهدی مثل واکاوی مفهوم «عی»، توهینآمیزی این روایات و استثنای کنیزان همراه کردهاند.
واکاوی مفهوم «عِی»
در روایت حسنی که بیش از دیگر روایات محل بحث است، زنان به «عِی» نیز توصیف شدهاند که به معنای ناتوانی از سخن گفتن شایسته است.[۴۸] از نظر منتقدان، این توصیف نمیتواند ناظر به طبیعت زن باشد؛ زیرا اولاً مثالهای نقض فراوانی از زنان سخنور در تاریخ وجود دارد و ثانیاً پژوهشهای علمی و روانشناختی نشان میدهد که تواناییهای کلامی و زبانی زنان غالباً برتر از مردان است. بنابراین انتساب «عِی» به زنان در روایت، اشاره به محرومیت فرهنگی و تاریخی زنان آن عصر بوده است، نه ناتوانی ذاتی آنان. به همین قرینه، «عورتبودن» نیز امری فرهنگی و تاریخی است.[۴۹]
بار معنایی منفی و توهینآمیز
برخی با تکیه بر بررسیهای لغوی معتقدند ریشه واژه «عورت» بر «چیزی که آشکارشدن آن زشت است» دلالت دارد.[۵۰] در نتیجه چون نمیتوان توهین به نیمی از جامعه انسانی را به پیامبر(ص) نسبت داد، باید گفت اگر این سخن صادر شده باشد، توصیفی موقت و متناسب با عرف آن زمان بوده است که حضور زن مایه ننگ تلقی میشد و پیامبر برای حفظ آبروی آنان چنین کلامی فرمودند.[۵۱]
استثنای کنیزان
به گفته برخی از نویسندگان یکی از شواهد بر اینکه عورتبودن مربوط به طبیعت زن نیست، حکم فقهی کنیزان است. به اجماع فقیهان، سر و موی کنیزان و حتی بدن آنها (در برخی اقوال) عورت نیست و پوشاندن آن وجوب ندارد.[۵۲]و اگر «عورتبودن» ذاتیِ جنس زن بود، نباید میان زن آزاد و کنیز تفاوتی وجود میداشت. همین استثنای کنیزان و زنان غیرمسلمان نشان میدهد که حکم عورتبودن و وجوب پوشش کامل، مسئلهای اجتماعی و مرتبط با «شأن و جایگاه» در آن دوران بوده است، نه حقیقتی تکوینی درباره تمام زنان.[۵۳]
پانویس
- ↑ ر.ک: مجلسی، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ص۱۳۹.
- ↑ بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۲-۲۵۳.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ج۵، ص۲۳۲.
- ↑ بحرالعلوم، الدرة النجفیة، ص۱۰۵؛ کرکی، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج۲، ص۹۶.
- ↑ آلعصفور، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع، ج۱۰، ص۳۸۲-۳۸۳.
- ↑ مجلسی، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۸، ص۱۰۶.
- ↑ یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۴۹۰.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ج۲۴، ص۲۶؛ ابوالقاسم خویی و جواد تبریزی، صراط النجاة فی أجوبة الاستفتاءات، ج۸، ص۲۲۱.
- ↑ صافی گلپایگانی، ذخیرة العقبی، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۴.
- ↑ اشتهاردی، مدارک العروة، ج۱۵، ص۱۲۸.
- ↑ صانعی، «احکام نگاهکردن، حجاب و پوشش»
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۱.
- ↑ کوفی، الجعفريات – الأشعثيات، ص۹۵.
- ↑ منسوب به امام رضا(ع)، صحيفة الرضا، ص۷۰.
- ↑ بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۱.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۲۰، ص۶۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۳۵.
- ↑ بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۱.
- ↑ فراهیدی، كتاب العين، ج۲، ص۲۳۷.
- ↑ طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۴۱۶؛ راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۵۹۵
- ↑ حلبی، الکافی فی الفقه، ص۱۳۹؛ ابنحمزه، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، ص۸۹؛ ابنبراج، المهذب، ج۱، ص۸۴؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، ج۷، ص۷؛ بحرالعلوم، الدرة النجفیة، ص۱۰۵.
- ↑ بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۱-۲۵۳.
- ↑ بروجردی، تبیان الصلاة، ج۳، ص۲۵۲.
- ↑ کدیور، «تأملی در مسئله حجاب».
- ↑ ریعان، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، ص۱۱۵-۱۱۷.
- ↑ ریعان، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، ص۱۱۱-۱۱۲.
- ↑ طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص۱۰۵.
- ↑ علامه حلی، أجوبة المسائل المهنائية، ص۴۰.
- ↑ نیرومند، رفعت و ژیان، «تحلیل انتقادی عبارت «صَوتُُ المَرأة َعورَة» به مثابۀ حدیث و قاعدهای فقهي»، ص۳۱۲-۳۱۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۹.
- ↑ علامه حلی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۳، ص۳۰؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، ج۱۰، ص۴۵-۴۶.
- ↑ صدر، بحوث فی علم الأصول، ج۷، ص۳۳۳-۳۳۴.
- ↑ ممتحنه، ۱۲.
- ↑ نساء، ۳۲.
- ↑ نمل، ۲۳.
- ↑ شجریان، مسئله عفاف، ص۲۲۰-۲۲۶.
- ↑ طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.
- ↑ احزاب، ۳۵؛ نحل، ۹۷.
- ↑ روم، ۲۱.
- ↑ بقره، ۱۸۷.
- ↑ شجریان، مسئله عفاف، ص۲۲۶-۲۲۸.
- ↑ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۲۳۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۱۸.
- ↑ طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.
- ↑ طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۴.
- ↑ مکارم شیرازی، الحاشیه علی العروة الوثقی ، ج۲، ص۷۵۵.
- ↑ کدیور، «تأملی در مسئله حجاب۲».
- ↑ مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج۲۰، ص۳۷۳.
- ↑ طیبی، صفری و مهریزی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، ص ۱۱۶.
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۲۶۰.
- ↑ شجریان، مسئله عفاف، ص۲۳۵-۲۳۷.
- ↑ شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة، ج۱، ص۱۴۷؛ شهید ثانی، رسائل الشهید الثانی، ج۲، ص۷۳۵؛ ؛ آلعصفور، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع، ج۱۰، ص۳۸۲.
- ↑ شجریان، مسئله عفاف، ص۲۳۸-۲۳۹.
منابع
- قرآن کریم.
- آلعصفور، حسین بن محمد، الأنوار اللوامع في شرح مفاتیح الشرائع، قم، مجمع البحوث العلمیه، بیتا.
- ابنبراج، عبدالعزیز بن نحریر، المهذب، جعفر سبحانی تبریزی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۰۶.
- ابنحمزه، محمد بن علی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، محمد حسون و محمود مرعشی، مکتبة آیةالله العظمی المرعشي النجفي، بیتا.
- ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، الکافي في الفقه، رضا استادی، اصفهان، مکتبة الإمام أميرالمؤمنين علي (ع) العامة، ۱۴۰۳ق.
- اشتهاردی، علی پناه، مدارک العروة تهران، دار الأسوة، ۱۴۱۷ق.
- بحرالعلوم، محمدمهدی بن مرتضی، الدرة النجفية، بیروت، دار الزهراء، ۱۴۰۶ق.
- بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۰۵ق.
- بروجردی، سید حسین، تبیان الصلاة، تقریر: علی صافی گلپایگانی و محمد صمدی بهبهانی، قم، گنج عرفان، ۱۴۲۶ق.
- خویی، سید ابوالقاسم، و تبریزی، جواد، صراط النجاة في أجوبة الاستفتاءات، قم، دار الصديقة الشهيدة(ع)، ۱۳۸۳ش.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، صفوان عدنان داوودی، بیروت، دار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
- ریعان، معصومه، «اعتبارسنجی و تاریخگذاری روایت «المرأة عَورَة» در منابع روایی»، حدیثپژوهی، شماره ۳۳، شهریور ۱۴۰۴ش.
- زمخشری، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، بیروت، دار الکتاب العربي، ۱۴۰۷ق.
- سبزواری، سید عبد الأعلی، مهذب الاحکام، قم، موسسه المنار، ۱۴۱۳ق.
- شجریان، مهدی، مسئله عفاف، قم، نشر طه. ۱۴۰۳ش.
- شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة في فقه الإمامیة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۷.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، رسائل الشهید الثاني، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، بیتا.
- صافی گلپایگانی، علی، ذخیرة العقبی في شرح العروة الوثقی، گنج عرفان، بیتا.
- صانعی، یوسف، «احکام نگاهکردن، حجاب و پوشش»، تارنمای آیتالله یوسف صانعی.
- صدر، سید محمد باقر، بحوث في علم الأصول، سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامي، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۸ق.
- طریحی، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۵ش.
- طیبی، ناهید، صفری، نعمت الله، و مهریزی، مهدی، «رابطه روایت «النساء عیّ و عورة» و وجوب حجاب شرعی تا قرن پنجم»، پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی، ۱۴، ش. ۸، بهار و تابستان۱۴۰۰ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، ۱۴۱۲ق.
- علامه حلى، حسن بن يوسف، أجوبة المسائل المُهَنّائية، قم: چاپخانه خيام، ۱۴۰۱ق.
- فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، قم: نشر هجرت، ۱۴۱۰ق.
- کدیور، محسن، «تأملی در مسئله حجاب، تارنمای محسن کدیور.
- کدیور، محسن، تأملی در مسئله حجاب۲، تارنمای محسن کدیور.
- کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم، مؤسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافي، علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۴ق.
- مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین في شرح من لا یحضره الفقیه، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، ۱۴۰۶ق.
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، حاشیه علی العروة الوثقی، در العروة الوثقی مع تعلیقات عدة من الفقهاء العظام، قم، مدرسة الامام علی بن ابیطالب، ۱۴۲۸ق.
- نیرومند، نفیسه؛ رفعت، محسن و ژیان، فاطمه، «تحلیل انتقادی عبارت «صَوتُ المَرأةَ عورَة» به مثابهٔ حدیث و قاعدهای فقهي»، پژوهشهای فقهی، دوره ۱۹، شماره ۴، زمستان ۱۴۰۲ش.