پرش به محتوا

کاربر:Sarfipour/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه فقه معاصر
Sarfipour (بحث | مشارکت‌ها)
اصلاح ارقام، اصلاح فاصلهٔ مجازی
برچسب: برگردانده‌شده
Sarfipour (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۳۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ambox
|style= background: #FFE4B5
|type=content
|image=[[پرونده:Writing.png|100px]]
|text= '''هشدار!''' این صفحه از روز [[۱۱]] [[فروردین]] [[۱۴۰۵]] در حال '''به‌روزسانی''' است.
{{سخ}}پس از نهایی‌شدن، این برچسب برداشته می‌شود.}}
{{نویسنده
{{نویسنده
|نویسنده = محمدحسین صرفی پور
|نویسنده = محمدحسین صرفی‌پور
|نویسنده۲ =  
|نویسنده۲ =  
|نویسنده۳ =  
|نویسنده۳ =  
خط ۸: خط ۱۵:
|ویراستار۳ =  
|ویراستار۳ =  
}}
}}
{{جعبه اطلاعات کتاب
{{جعبه اطلاعات اشخاص
| عنوان =بحوثٌ فقهیةٌ هامّةٌ
| شهرت = محمود هاشمی شاهرودی
| تصویر =Cover.jpg
| نام = محمود هاشمی شاهرودی
| اندازه تصویر =  
| تولد = ۱۳۲۷ش
| توضیح_تصویر =  
| مرگ = ۱۳۹۷ش
| نام‌های دیگر =  
| تصویر = سید محمود هاشمی شاهرودی.jpg
| نویسنده = ناصر مکارم شیرازی
| اندازه تصویر =
| تاریخ نگارش =  
| توضیح_تصویر =
| موضوع =
| جایگاه = مدرس حوزه علمیه، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای نگهبان
| سبک = اجتهادی
| مذهب = شیعه
| زبان = عربی
| ملیت = ایران / عراق
| ویراستار =  
| حوزه تخصصی = فقه و اصول، حقوق کیفری، فقه اقتصاد
| به تصحیح =  
| آثار در فقه معاصر = بحوث فی علم الاصول، قراءات فقهیة معاصرة، کتاب الزکاة
| به کوشش =  
| آراء = عدم اصالت زندان در فقه کیفری، نظریه شرکت در مالیت در زکات، ولایتی بودن زکات در غیر موارد نه‌گانه، مشروعیت سود مبتنی بر ریسک (الخراج بالضمان)، عدم تعلق خمس به تورم اسمی
| تصویرگر =
| استادان = محمدباقر صدر، ابوالقاسم خویی، روح‌الله خمینی
| طراح جلد =
| شاگردان =
| تعداد جلد =
| وب سایت = [https://hashemishahroudi.org/ hashemishahroudi.org]
| تعداد صفحات = ۵۹۲
| قطع = وزیری
| مجموعه =
| ترجمه به دیگر زبان‌ها =
| ناشر = مدرسة الامام علی بن ابی‌طالب(ع)
| محل نشر =قم
| تاریخ نشر = ۱۴۲۲ق
| نوبت چاپ = اول
| شمارگان = ۲۰۰۰
| شابک =
| نوع رسانه =
| وبسایت ناشر =
| نام کتاب = <!--  نام کتاب به زبان فارسی -->
| مترجم = <!-- مترجم به فارسی -->
| مشخصات نشر = <!-- مشخصات نشر در زبان فارسی -->
| نسخه الکترونیکی =
}}
}}
* '''چکیده'''
'''بحوثٌ فقهیةٌ هامّةٌ''' مجموعه مباحثی فقهی اثر ناصر مکارم شیرازی مرجع تقلید شیعه به زبان عربی است. این کتاب که حاصل دروس خارج مکارم شیرازی است به مسائل نوپدید و روزآمد پرداخته و به شیوه اجتهادی در حل مسائل کوشیده است. از ویژگی‌های این کتاب می‌توان به نوآوری در مسائل اجتهادی، ابراز نظریات جدید و بی سابقه و بررسی برخی مسائل نوپدید از زوایای جدید اشاره کرد.
==چارچوب مفهومی و معماری محتوا==
کتاب بحوثٌ فقهیةٌ هامّة اثر ناصر مکارم شیرازی در سال ۱۴۲۲ق (۱۳۸۰ش) توسط انتشارت مدرسة الامامعلی بن ابی‌طالب(ع) به زبان عربی به چاپ رسیده است. این کتاب که مجموعه ای پراکنده از دروس خارج فقه ناصر مکارم شیرازی می‌باشد کوشیده تا برخی مسائل روزآمد که در عصر حاضر مورد ابتلا و توجه نظر فقهاء می‌باشد را مورد بررسی قرار دهد.
=== ساختار ===
کتاب حاضر شامل ده بحث اصلی می‌باشد که بطور کلی در سه دسته بندی جای می‌گیرند:
*احکام عبادات و شرعیات فردی: که شامل سه بحث '''حکم الأضحية في العصر الحاضر'''، '''أحكام الغناء''' و '''العبادة في المناطق القطبية'''  می‌شود.
*احکام اجتماعی و فلسفه فقه اسلامی: که شامل پنج بحث '''جواز الإنشاء بالكتابة في العقود و الإيقاعات'''، '''حكم الخُمس في عصر الغيبة (عليه السلام)'''، '''فلسفة تنصيف دية النّساء'''، '''حجيّة علم القاضي''' و '''ضمان العاقلة و فلسفتها''' می‌شود.
*مسائل نوپدید و ولایت فقیه: که شامل دو بحث '''المسائل المستحدثة في الفقه الإسلامي''' و '''ولاية الفقيه و حدودها''' می‌شود.
نگارنده در ذیل مسائل مستحدثه به هشت مساله مستحدثه پرداخته که در سه دسته بندی قابل تقسیم اند:
*مسائل مرتبط با پزشکی و سلامت: که عبارتند از مسائلی چون '''مسألة تحديد النسل و تقليل المواليد'''، '''إسقاط الجنين'''، '''ضمان الطبيب لما يتلف بطبابته''' و '''حكم التشريح في الشريعة الإسلامية'''.
*مسائل مرتبط با فناوری و علوم مدرن: که عبارت است از مساله '''الترقيع و الزرع'''.
*مسائل مرتبط با اقتصاد و امور مالی: که عبارت است از مسائلی چون '''أحكام البنوك'''، '''أحكام المعاملات المصرفية''' و '''أحكام الأوراق المالية'''.
==احکام عبادات و شرعیات فردی==
===حکم قربانی حج در عصر حاضر===
اولین بحث از مباحث این کتاب به حکم قربانی حج در عصر حاضر می‌پردازد. نگارنده با آسیب‌شناسی وضعیت قربانی حج در عصر حاضر با توجه به مشاهدات خودش می‌پردازد و بیان می‌دارد که در بررسی خویش به این نتیجه رسیده که امروزه تکلیف قربانی در منی از حجاج ساقط شده و تنها بنابر احتیاط باید در وطن خویش یا جای دیگر عمل قربانی را در ماه ذی الحجه انجام دهند. (ص9-10) نگارنده برای این استنباط یک مقدمه و سپس چهار دلیل عمده ذکر می‌کند. در مقدمه نگارنده ابراز می‌دارد که در صورتی که گوشت قربانی به مستحق برسد حالت واجب همان است که در منی یا سرزمین مکه قربانی انجام شود یا در آنجا انجام و به خارج از منی منتقل شود اما در شرایطی که این مساله امکان پذیر نیست عمل قربانی از عهده حجاج ساقط است. (ص11)
====ادله بحث ====
نویسنده چهار دلیل عمده را برای اثبات نظر خویش ابراز می‌دارد که عبارتند از:
# '''آنچه در هَدی واجب است صرف خون ریختن نیست:''' نویسنده با بررسی آیات و روایات بحث و دفع شبهات موجود اثبات می‌کند که آنچه در قربانی حج مطرح است خون ریختن نیست بلکه اطعام فقراست که در شکل موجود در عصر حاضر رخ نمی‌دهد. (ص12-19)
#'''ادله اضحیه شامل مصادیق موجود در عصر حاضر نمی‌شوند:''' نویسنده با استناد به تاریخ و سیره معصومین(ع) اثبات می‌کند که شکل امروزین اضحیه از مسائل نوپدید است و در صدر اسلام به این شکل نبوده بلکه تمام قربانیان به مصارف خود می‌رسیده. (ص20-22)
#'''امروزه همه قربانیان خارج از منی ذبح می‌شوند:''' نویسنده بیان می‌دارد که امروزه همه قربانیان در محدوده ای خارج از آن محدوده شرعی منی ذبح می‌شوند و اگر به فرض دلایل پیشین را هم نپذیریم باز قربانی در عصر حاضر مطابق آنچه در شریعت آمده نیست. (ص23-28)
#'''حرمت اسراف و تبذیر:''' نویسنده پس از اثبات آنکه اسراف و تبذیر در شریعت اسلام حرامند بیان می‌دارد که وضعیت امروز اضحیه در حج که عمده گوسفندان دفن یا سوزانده می‌شوند مصداق اسراف و تبذیر است.(ص29-35)
===احکام غناء===
در این کتاب بحث غناء در سه مقام مورد بررسی قرار گرفته است.
====مقام اول: ادله حرمت غناء====
در این مقام نویسنده بیان می‌دارد که آیات غناء <ref>آیه ۳۰ سوره مبارکه حج، آیه ۷۲ سوره مبارکه فرقان و آیه ۶ سوره مبارکه لقمان</ref> دلالتی بر حرمت غناء ندارند و آنچه در این زمینه قابل استناد است روایات است(ص۵۲) که در شش دسته تقسیم می‌شوند:
#روایات دال بر اینکه غناء مصداق «زور» است.(ص۵۲)
#روایات دال بر اینکه غناء مصداق «لهو الحدیث» است.(ص۵۴)
#روایاتی که از نهی و اشمئزاز اهل بیت(ع) نسبت به غناء خبر می‌دهند.(ص۵۵)
#روایاتی که اجرت خواننده غناء را حلال نمی‌شمرند چون دارای منفعت محلله نبوده.(ص۵۸)
#روایات دال بر حرمت شنیدن غناء.(ص۵۹)
#روایات دال بر حرمت قرآن خواندن به شکل غناء.(ص۶۰)
در انتهای این مقام نگارنده هفت دلیل مخالفان حرمت مطلق غناء را نقل و نقد می‌کند(ص۶۲-۶۶) و در انتها بیان می‌کند که مخالفان تنها دو روایت صحیح السند و تام الدلاله نقل کرده‌اند لکن با وجود مخالفت اصحاب و روایات متعدد دال بر حرمت غناء نمی‌توان بر این دو روایت تکیه کرد.(ص۶۷)
====مقام دوم: معنا و حقیقت غناء====
نویسنده در این مقام بعد از آنکه حرمت مطلق غناء را در مقام اول پذیرفت، به تبیین مفهوم غناء می‌پردازد و هشت معنا برای غناء در میان فقهاء ذکر می‌کند(ص۶۸) لکن در آخر تعریف شیخ انصاری(ره) را می‌پذیرد که عبارت است از اینکه: «غناء الحان مناسب مجالس اهل فسق و گناه است»ص۷۰) و خود نیز بر این تعریف می‌افزاید که «غناء با ضرب آلات موسیقی و رقص و کف زدن مناسبت دارد ولو بالفعل اینها انجام نشوند».(ص۷۰)
====مقام سوم: استثنائات غناء====
در انتهای بحث نویسنده به آن مواردی که از حکم غناء استثناء می‌شوند می پردازد و به جز غنای در قرائت قرآن(ص۷۶) در مواردی همچون عروسی(ص۷۳-۷۴) و غناء در ایام عید و شادی(ص۷۴) جایز می‌داند و موارد دیگری را نیز همچون حداء(ص۷۵)، مرثیه خوانی(ص۷۵-۷۶) وهلهله(ص۷۷) که فقهاء ذکر کرده‌اند اصولا مصداق غناء نمی‌داند تا بشود بر استثناء شدن آن از حکم غناء بحث کرد.
===عبادت در مناطق قطبی===
سومین بحث کتاب به شبهه عدم امکان تطبیق احکام عبادی مانند نماز و روزه در مناطق قطبی، به دلیل طولانی بودن شب و روز (گاهی تا شش ماه)، و در نتیجه به چالش کشیده شدن «عالمیت دین اسلام» پاسخ می‌دهد.(ص۸۱-۸۳) نگارنده با رد این مسئله به عنوان یک «مشکل لاینحل»،(ص۸۲) ابتدا تبیین می‌کند که حتی در این مناطق نیز می‌توان با توجه به حرکت ظاهری خورشید و رسیدن آن به بالاترین و پایین‌ترین نقطه در افق، «ظهر شرعی» و «نیمه‌شب» را تشخیص داد.(ص۸۵-۸۷) سپس با استناد به این قاعده کلی فقهی که «اطلاقات احکام شرعی ناظر به افراد و مناطق متعارف (معتدله) است»، حکم ساکنان این مناطق را استنباط می‌کند.(ص۸۸) در نتیجه، وی معتقد است که مکلفان در این مناطق باید در اموری مانند طول مدت روزه و تعیین اوقاتی چون فجر و مغرب، به افق مناطق معتدله رجوع کرده و بر اساس آن عمل نمایند.(ص۹۰-۹۱)
==احکام اجتماعی و فلسفه فقه اسلامی==
===جواز انشاء به وسیله کتابت در عقود و ایقاعات===
این بحث رساله ای است که ظاهرا برخلاف دیگر مباحث از مکتوبات نویسنده بوده و نه القائات دروس خارج وی. وی در ابتدا به نظر مشهور فقها اشاره می‌کند که انشاء با کتابت را حتی نازل‌تر از اشاره شخص لال دانسته و آن را جایز نمی‌شمرند.(ص۹۷) در مقابل، نویسنده با اشاره به عرف امروز که قراردادهای مهم صرفاً با اسناد مکتوب و امضا منعقد می‌شود، نظر خود مبنی بر جواز مطلق انشاء با کتابت را مطرح می‌کند(ص۹۷) و بحث را در ضمن چند مقام پی می‌گیرد.
====مقامات اول تا چهارم:مبانی نظری و تبیین محل نزاع====
نگارنده پس از نقل اقوال پنج‌گانه در مسئله (از عدم کفایت مطلق تا جواز مطلق)،(ص۹۸-۱۰۱) به تبیین حقیقت «انشاء» می‌پردازد و آن را صرفاً یک اعتبار ذهنی یا لفظ خالی نمی‌داند، بلکه «ایجاد یک اعتبار عقلایی و قانونی به وسیله اسباب آن» تعریف می‌کند.(ص۱۰۲) بر این اساس، هر چیزی که در عرف عقلا دلالت بر این ایجادِ اعتبار کند، می‌تواند سبب انشاء باشد.(ص۱۰۶) وی استدلال می‌کند که در عصر حاضر، کتابت و امضای اسناد، نه تنها یکی از اسباب، بلکه روشن‌ترین و اصلی‌ترین مصداق انشاء در امور مهم است و این عمل خودِ «انشاء» است، نه صرفاً ثبت و ضبط یک عقد شفاهی.(ص۱۰۷-۱۰۸)
====مقام پنجم: ادله قول به عدم جواز====
در ادامه، نویسنده ادله قائلین به عدم جواز مانند «اجماع»،(ص۱۰۹) «اصل فساد در معاملات»،(ص۱۰۹) «توقیفی بودن اسباب شرعی»(ص۱۱۰) و روایت «انما یحلل الکلام و یحرم الکلام»(ص۱۱۰) را به تفصیل نقل و نقد می‌کند و آن‌ها را برای اثبات مدعا ناکافی می‌داند.
====مقام ششم: ادله قول به جواز====
در مقابل، برای اثبات جواز، به ادله‌ای چون «عمومات و اطلاقات ادله وجوب وفا به عقد»،(ص۱۱۸) «روایات دال بر جواز وصیت مکتوب»(ص۱۱۹) و «نص صحیح بر جواز طلاق غائب با کتابت»(ص۱۲۰) استناد می‌کند.
====تنبیه====
در پایان، وی ضمن تأکید بر اهتمام ویژه قرآن به کتابت (آیه دَین)،(ص۱۲۴) لزوم احتیاط در عقدی مانند نکاح و طلاق را به دلیل احتمال توقیفی بودن آن‌ها و دخالت‌های فراوان شارع در احکامشان، متذکر می‌شود.(ص۱۲۲-۱۲۳)
===حکم خمس در عصر غیبت===
در این بحث، نویسنده به معرکه آراء فقها درباره سرنوشت خمس (سهم سادات و سهم امام) در دوران غیبت می‌پردازد.(ص۱۲۹) وی پس از ذکر و نقد مختصر نُه قول مختلف از جمله «اباحه و اسقاط مطلق»،(ص۱۲۹) «دفن کردن»،(ص۱۳۰) «وصیت کردن به آن»(ص۱۳۰) و «اختصاص آن به سادات فقیر»،(ص۱۳۰) قول دهم را به عنوان نظر مختار خود برمی‌گزیند.(ص۱۳۱) طبق این نظر، سهم سادات به ایشان پرداخت می‌شود و سهم امام (ع) باید توسط نواب عام آن حضرت (فقهای جامع‌الشرایط) در اموری که موجب رضایت ایشان است، مانند حفظ حوزه‌های علمیه، نشر معارف اسلام و تقویت حکومت اسلامی، با رعایت اولویت‌ها هزینه شود.(ص۱۳۲-۱۳۳)
===فلسفه تنصیف دیه زنان===
در این بحث، نویسنده به شبهه نابرابری و بی‌عدالتی در حکم نصف بودن دیه زن نسبت به مرد پاسخ می‌دهد.(ص۱۳۷) وی پس از اثبات این حکم از طریق اجماع فقهای شیعه و سنی(ص۱۴۱-۱۴۲) و روایات متواتر،(ص۱۴۳-۱۴۴) تبیین می‌کند که دیه، بهای ارزش انسانی نیست، بلکه جبران خسارت اقتصادی ناشی از فقدان فرد برای خانواده و جامعه است.(ص۱۴۷-۱۴۸) از آنجا که به طور نوعی و غالب، نقش اقتصادی و مسئولیت مالی مردان در جامعه سنگین‌تر است، خلأ اقتصادی ناشی از فقدان آنان نیز بیشتر می‌باشد.(ص۱۵۲) لذا تفاوت در دیه، ناظر به این جنبه اقتصادی است و هیچ ارتباطی با ارزش و کرامت انسانی ندارد، زیرا در ابعاد معنوی و علمی، اسلام هیچ تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست.(ص۱۴۹-۱۵۱)
===حجیت علم قاضی===
این بحث با محوریت فتوای امام خمینی(ره) در تحریرالوسیله، به مسئله مهم و اختلافی «حجیت علم قاضی» می‌پردازد و نویسنده آن را در دو مقام اصلی بررسی می‌کند.


==== مقام اول: حجیت علم امام معصوم (ع) ====
'''سید محمود هاشمی شاهرودی''' (۱۳۲۷–۱۳۹۷ش)، فقیه و اصولی امامی، از شاگردان برجسته [[سید محمدباقر صدر]]، مدرس خارج فقه و اصول در قم، و از چهره‌های اثرگذار در پیوند میان فقه استدلالی و نهادهای تقنینی و قضایی جمهوری اسلامی ایران بود. او پس از تحصیل در حوزه علمیه نجف و حضور در درس‌های محمدباقر صدر، [[سید ابوالقاسم خویی]] و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|روح‌الله خمینی]]، در سال ۱۳۵۸ش به ایران مهاجرت کرد و در قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. هاشمی شاهرودی در کنار فعالیت علمی، در نهادهایی مانند [[شورای نگهبان]]، [[قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران|قوه قضائیه]] و [[مجمع تشخیص مصلحت نظام]] نیز مسئولیت داشت و مؤسسه [[دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع)]] را تأسیس کرد.<ref>زندگینامه رسمی، [https://hashemishahroudi.org/fa/page/1 پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی]</ref>
نویسنده در این مقام به صورت مختصر بیان می‌کند که در مورد قضاوت امام معصوم(ع) بر اساس علم شخصی، تقریباً هیچ اختلافی وجود ندارد و فقها بر جواز آن اجماع دارند. از آنجا که امام معصوم(ع) خود به وظایفش آگاه‌تر از هر کسی است و این بحث در عصر حاضر ثمره عملی چندانی ندارد، نویسنده به سرعت از آن عبور کرده و تمرکز اصلی را بر مقام بعدی قرار می‌دهد. (ص۱۶۶)
 
اهمیت هاشمی شاهرودی در [[فقه معاصر]]، به تلاش او برای تطبیق قواعد فقه امامیه بر مسائل نوپدید حقوقی، اقتصادی و حکمرانی بازمی‌گردد. در مباحث زکات، وی با طرح نظریه «شرکت در مالیت»، امکان پرداخت زکات از غیر جنس زکوی و با پول رایج را تبیین کرد و در بحث مالیه عمومی، میان زکات ثابت شرعی و امکان توسعه مصادیق آن از طریق حکم ولایی تفکیک نهاد.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲۲۱، ۳۰ آبان ۱۳۹۰؛ جلسه ۹۰، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹.</ref><ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۷۱، ۹ فروردین ۱۳۸۹؛ جلسه ۷۴، ۱۶ فروردین ۱۳۸۹؛ جلسه ۲۳۵، ۱۲ دی ۱۳۹۰.</ref> در فقه سیاسی و اجتماعی، او دایره تکفیر فقهی را مضیق دانسته و صرف انکار برخی ضروریات را، تا زمانی که به تکذیب رسالت بازنگردد، موجب خروج از اسلام نمی‌دانست.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹، ۱۹ مهر ۱۳۹۳؛ جلسه ۲۰، ۲۰ مهر ۱۳۹۳.</ref> در فقه جزا نیز با تفکیک میان «مقام ثبوتِ حکم کیفری» و «مقام اثبات و دادرسی»، اطلاق اعتبار علم شخصی قاضی را نقد کرد و بر لزوم پایبندی به ادله اثبات قضایی تأکید داشت.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''بایسته‌های فقه جزاء''، ج ۱، ص ۱۹ـ۲۲.</ref>
 
بخشی از بازتاب اندیشه‌های او در مطالعات فقه معاصر، در حوزه سیاست کیفری و اقتصاد اسلامی دیده می‌شود. در گزارش‌هایی درباره دیدگاه وی نسبت به زندان، او زندانِ گسترده در نظام حقوقی جدید را امری استثنایی در فقه اسلامی دانسته و بر کاهش حبس، اصلاح قوانین کیفری و نگاه تربیتی به زندانیان تأکید کرده است.<ref>پورهاشمی، سید عباس، «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم»، ''پگاه حوزه''، شماره ۱۳، خرداد ۱۳۸۰.</ref> همچنین برخی پژوهش‌های اقتصاد اسلامی، در تحلیل مشروعیت درآمد ناشی از ریسک و مخاطره، به مباحث او درباره قواعدی مانند «عدم استحقاق ربح ما لا یضمن» و نسبت میان ضمان و استحقاق سود استناد کرده‌اند.<ref>بکتاش، محمدکاظم، «مشروعیت درآمدزایی ریسک و مخاطره در بازارهای مالی از دیدگاه فقه امامیه»، ''معرفت اقتصادی اسلامی''، سال چهارم، شماره ۱، پیاپی ۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۱، ص ۱۱۵ـ۱۴۱.</ref>
 
== جایگاه در فقه معاصر ==
 
جایگاه هاشمی شاهرودی در فقه معاصر را می‌توان در چند محور گزارش کرد. نخست، او از معدود فقیهانی بود که هم در سنت آموزشی نجف و مکتب اصولی [[سید محمدباقر صدر]] پرورش یافت و هم در دوره پس از مهاجرت به ایران، درگیر مسائل عینی نظام تقنین، قضا و حکمرانی شد. این ترکیب سبب شد بخشی از مباحث فقهی او ناظر به پرسش‌هایی باشد که در فقه فردی و متون کلاسیک کمتر با صورت‌بندی جدید مطرح شده بود؛ مانند نسبت فقه با دولت، آیین دادرسی، سیاست کیفری، مالیه عمومی، پول اعتباری، بانکداری و قراردادهای نوپدید.<ref>زندگینامه رسمی، [https://hashemishahroudi.org/fa/page/1 پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی]</ref>
 
در حوزه فقه اقتصادی، هاشمی شاهرودی کوشید برخی ابواب سنتی مانند زکات، خمس، مضاربه و اجاره را در نسبت با مسائل اقتصاد جدید بازخوانی کند. مباحث او درباره زکات تنها به شرح فروعات عبادی محدود نیست، بلکه به موضوعاتی مانند مالکیت عمومی، اموال دولتی، هزینه‌های تولید، نصاب، پول رایج و امکان دخالت حکم ولایی در توسعه مصادیق زکات پیوند می‌خورد. از این جهت، فقه اقتصادی او را می‌توان تلاشی برای عبور از نگاه صرفاً فردی به احکام مالی و نزدیک کردن آن‌ها به بحث‌های مالیه عمومی و تنظیم اقتصادی دانست.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲، ۱۱ مهر ۱۳۸۸؛ جلسه ۱۵، ۵ مهر ۱۳۹۰؛ جلسه ۱۶، ۹ مهر ۱۳۹۰.</ref>
 
در حوزه فقه کیفری و قضایی، تجربه ده‌ساله ریاست قوه قضائیه و مباحث نظری او در ''بایسته‌های فقه جزاء'' جایگاه ویژه‌ای دارد. وی در بحث علم قاضی، میان حجیت شخصی علم و اعتبار قضایی آن تفکیک کرد و نشان داد که احکام کیفریِ ناظر به مجازات، لزوماً بیانگر شیوه اثبات جرم در دادگاه نیستند. این تفکیک میان حقوق ماهوی و آیین دادرسی، از نقاط مهم روش‌شناسی او در فقه جزایی معاصر به شمار می‌آید.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''بایسته‌های فقه جزاء''، ج ۱، ص ۱۶ـ۲۲.</ref> همچنین در سیاست کیفری، دیدگاه‌های منسوب به او درباره حبس‌زدایی، کاهش زندانیان و نگاه اصلاحی به مجازات‌ها، در پژوهش‌های مرتبط با زندان و فقه جزا مورد توجه قرار گرفته است.<ref>پورهاشمی، سید عباس، «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم»، ''پگاه حوزه''، شماره ۱۳، خرداد ۱۳۸۰.</ref>
 
در فقه اجتماعی و سیاسی، یکی از محورهای قابل توجه در اندیشه او، تحدید مرزهای تکفیر و تفکیک میان کفر فقهی و کفر کلامی است. بر اساس تقریرات درس خارج حج، او صرف انکار یک حکم ضروری را، بدون بازگشت آن به انکار رسالت، برای ترتب آثار حقوقی کفر کافی نمی‌دانست. این رویکرد در فضای فقه معاصر، با مباحثی مانند حقوق شهروندی مسلمانان، همزیستی مذاهب اسلامی و نقد جریان‌های تکفیری ارتباط پیدا می‌کند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹، ۱۹ مهر ۱۳۹۳؛ جلسه ۲۰، ۲۰ مهر ۱۳۹۳؛ جلسه ۲۲، ۲۲ مهر ۱۳۹۳.</ref>
 
از نظر روش‌شناسی، هاشمی شاهرودی ادامه‌دهنده و شارح بخشی از مکتب اصولی شهید صدر به شمار می‌آید. تقریر درس‌های اصولی صدر در ''بحوث فی علم الأصول'' و آثار تکمیلی او در اصول، نشان‌دهنده نقش وی در انتقال و بسط این مکتب است. در فقه نیز ویژگی روش او، استفاده از قواعد اصولی و فقهی برای تحلیل مسائل جدید، توجه به قرائن عرفی و لبّی، تفکیک ساحت‌های مختلف حکم شرعی و پرهیز از تعمیم‌های شتاب‌زده در تطبیق نصوص بر موضوعات نوپدید است.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''بحوث فی علم الأصول''، تقریر درس‌های اصول سید محمدباقر صدر.</ref><ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''أضواء و آراء''.</ref>
 
== زندگی‌نامه علمی و اجرایی ==
 
سید محمود هاشمی شاهرودی در ۲۴ مرداد ۱۳۲۷ش، برابر با ذی‌القعده ۱۳۶۷ق، در نجف به دنیا آمد. پدر او، سید علی حسینی شاهرودی، از مدرسان حوزه علمیه نجف بود.<ref>زندگینامه رسمی، [https://hashemishahroudi.org/fa/page/1 پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی]</ref> وی پس از تحصیلات ابتدایی در مدرسه علوی نجف، وارد حوزه علمیه شد و دروس مقدمات و سطح را نزد استادانی مانند [[نورالدین اشکوری]] و [[محمدباقر حکیم]] گذراند. مهم‌ترین مرحله شکل‌گیری شخصیت علمی او، حضور در درس‌های [[سید محمدباقر صدر]] بود؛ هاشمی شاهرودی از شاگردان نزدیک صدر و از تقریرکنندگان مباحث اصولی او به‌شمار می‌رفت. او همچنین در درس‌های خارج [[سید ابوالقاسم خویی]] و در مقطعی در درس‌های [[سید روح‌الله موسوی خمینی|روح‌الله خمینی]] در نجف شرکت کرد.<ref>همان</ref>
 
هاشمی شاهرودی در سال ۱۹۷۴م در جریان فشارهای حزب بعث عراق بر حوزه نجف بازداشت شد و پس از تشدید فشارهای سیاسی، در سال ۱۳۵۸ش به ایران مهاجرت کرد. وی پس از استقرار در قم، به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و این فعالیت را تا پایان عمر ادامه داد.<ref>همان</ref>
 
بخشی از اهمیت هاشمی شاهرودی در فقه معاصر، به پیوند میان فعالیت علمی او و حضور در نهادهای تقنینی و قضایی جمهوری اسلامی بازمی‌گردد. او در دوره‌هایی فقیه [[شورای نگهبان]] بود و در تطبیق مصوبات مجلس با موازین شرعی مشارکت داشت. همچنین در سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ش ریاست [[قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران|قوه قضائیه]] را بر عهده داشت؛ دوره‌ای که زمینه مواجهه مستقیم او با مسائل اجرای فقه در نظام قضایی، از جمله آیین دادرسی، سیاست کیفری، حبس‌زدایی و کیفرزدایی را فراهم کرد. وی پس از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی، به ریاست [[مجمع تشخیص مصلحت نظام]] منصوب شد. از دیگر فعالیت‌های علمی او، تأسیس مؤسسه [[دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع)]] بود که با هدف تدوین پژوهش‌های تخصصی فقهی و سامان‌دهی مباحث فقهی، از جمله مسائل نوپدید، شکل گرفت.<ref>همان</ref>
 
== آثار و مکتوبات ==
 
آثار منتشرشده از سید محمود هاشمی شاهرودی را می‌توان در چند محور گزارش کرد: آثار اصولی و تقریرات مکتب شهید صدر، آثار فقه استدلالی، نوشته‌های مرتبط با فقه معاصر و اقتصاد اسلامی، مباحث فقه جزا و قضا، و آثار دانشنامه‌ای و فرهنگ‌نگارانه فقهی.
 
بخشی از آثار او در امتداد مکتب اصولی [[سید محمدباقر صدر]] شکل گرفته است. مهم‌ترین اثر در این زمینه، ''بحوث فی علم الأصول'' است که تقریر درس‌های اصول فقه محمدباقر صدر به شمار می‌رود و در چند جلد منتشر شده است. این اثر در انتقال و تبیین مبانی اصولی مکتب صدر، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند حجیت، تعارض ادله، مباحث الفاظ و اصول عملیه، نقش مهمی داشته است. آثاری مانند ''أضواء و آراء'' و ''تعارض الأدلة الشرعیة'' نیز در همین حوزه قرار می‌گیرند و نشان‌دهنده اهتمام او به شرح، تکمیل و تحلیل مبانی اصولی استاد خود هستند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''بحوث فی علم الأصول''، تقریر درس‌های اصول سید محمدباقر صدر.</ref><ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''أضواء و آراء''.</ref>
 
دسته دیگری از آثار او به فقه استدلالی اختصاص دارد و غالباً در امتداد درس‌های خارج فقه وی تنظیم شده است. آثاری مانند ''کتاب الزکاة''، ''کتاب الخمس''، ''کتاب الإجارة''، ''کتاب المضاربة'' و ''بحوث فی الفقه الزراعی'' در این گروه قرار می‌گیرند. اهمیت این آثار تنها در شرح ابواب سنتی فقه نیست، بلکه در بسیاری از موارد، مباحث آن‌ها با مسائل نوپدید اقتصادی و اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند؛ برای نمونه، مباحث زکات و خمس در آثار او با موضوعاتی مانند مالیه عمومی، مالکیت دولتی، هزینه‌های تولید، پول اعتباری و کاهش ارزش پول پیوند خورده است.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''کتاب الزکاة''.</ref><ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''کتاب الخمس''.</ref><ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''کتاب المضاربة''.</ref>
 
آثار مرتبط با فقه معاصر، بخش شاخصی از مکتوبات هاشمی شاهرودی را تشکیل می‌دهد. مجموعه ''قراءات فقهیة معاصرة'' و نیز ''قراءات فقهیة معاصرة فی العبادات و المعاملات'' مشتمل بر مقالات و پژوهش‌هایی است که به تطبیق قواعد فقهی بر مسائل نوپدید می‌پردازد. در این مجموعه‌ها و مقالاتی مانند «احکام فقهی کاهش ارزش پول»، «پیش‌بها یا بیعانه» و مباحث مربوط به بازارهای مالی، وی کوشیده است موضوعاتی مانند پول اعتباری، تورم، ضمان کاهش ارزش پول، ریسک، مضاربه و قراردادهای جدید را در چارچوب قواعد فقه معاملات تحلیل کند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''قراءات فقهیة معاصرة''.</ref><ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، «احکام فقهی کاهش ارزش پول».</ref>
 
بخش دیگری از نوشته‌ها و دیدگاه‌های او در حوزه فقه جزا و قضا قرار دارد. کتاب ''بایسته‌های فقه جزاء'' از مهم‌ترین آثار فارسی منتسب به دیدگاه‌های او در این زمینه است و در آن مسائلی مانند ادله اثبات جرم، علم قاضی، حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و نسبت میان قواعد فقه جزایی و نظام قضایی معاصر بررسی شده است. همچنین مقالاتی مانند «اختیار ولی امر در عفو کیفرها»، «استقلال در استیفای قصاص»، «آنچه بزهکار افزون بر دیه باید بپردازد»، «حکم بی‌حس کردن اعضاء هنگام اجرای کیفرهای جسمانی» و «امام علی(ع) و اصول قضاوت» نشان‌دهنده توجه او به مسائل عینی نظام کیفری و آیین دادرسی در دولت معاصر است.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، ''بایسته‌های فقه جزاء''، ج ۱.</ref>
 
هاشمی شاهرودی در حوزه دانشنامه‌نگاری و سامان‌دهی منابع فقهی نیز نقش داشت. تأسیس مؤسسه [[دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع)]] از مهم‌ترین اقدامات علمی او در این زمینه بود. آثاری مانند ''المعجم الفقهی لکتب الشیخ الطوسی''، ''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)''، ''موسوعة الفقه الإسلامی المقارن''، ''درآمدی بر فرهنگ فقه مطابق با اهل‌بیت(ع)'' و ''نظرة فی موسوعة الفقه الإسلامی طبقاً لمذهب أهل‌البیت(ع)'' در پیوند با همین رویکرد قابل ارزیابی‌اند؛ رویکردی که هدف آن تنظیم، طبقه‌بندی و عرضه فقه امامیه در قالبی قابل مراجعه برای پژوهش‌های تخصصی و تطبیقی بود.<ref>زندگینامه رسمی، [https://hashemishahroudi.org/fa/page/1 پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی]</ref>
== مبانی ==
در علم اصول، هاشمی شاهرودی توسعه‌دهنده مبانی مکتب [[سید محمدباقر صدر]] است. رویکرد وی در فهم روایات، بسترساز پویایی فقه معاصر است:
 
=== ۱. مبانی استنباط در اقتصاد کلان ===
* '''استقلال هندسه فقهی از مفاهیم مدرن غربی:''' وی در مواجهه با مفاهیم اقتصاد مدرن، از همسان‌سازیِ تقلیل‌گرایانه وجوهات شرعی با مفاهیمی چون «[[مالیات بر درآمد]]» پرهیز می‌کند. وی استدلال می‌کند که هندسه زکات هویتی مستقل از خمس دارد و نباید لزوماً آن را محدود به مالیات بر «سود و مازاد درآمد» دانست؛ بدین ترتیب استقلال ساختار اقتصادی فقه حفظ می‌گردد.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۵ (۵ مهر ۱۳۹۰).</ref>
* '''تکیه بر قرائن لُبّی و ارتکازی:''' وی در مباحث اقتصادی، سیره متشرعه و [[اجماع]] را صرفاً یک دلیل مستقل نمی‌بیند، بلکه آن‌ها را به عنوان یک «قرینه لُبّی و ارتکازی» در ذهن متشرعه زمان صدور روایت می‌داند که می‌تواند موجب اجمال یا تقیید در اطلاقات نصوص شرعی شود.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۵ (۵ مهر ۱۳۹۰).</ref>
* '''اعمال دقیق قواعد تعارض (دوران بین اقل و اکثر):''' در گره‌های استنباطی اقتصاد اسلامی (مانند تعارض ظواهر ادله در کسر هزینه‌ها)، وی با ارجاع مسأله به قواعدی نظیر «دوران مخصص بین اقل و اکثر»، معتقد است باید به قدر متیقن بسنده کرد و در موارد مشکوک به عمومات بازگشت.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۶ (۹ مهر ۱۳۹۰).</ref>
 
=== ۲. مبانی معناشناختی و رجال‌پژوهی ===
* '''تفکیک «کفر فقهی» از «کفر کلامی»:''' در مواجهه با روایاتی که تارک فریضه یا مرتکب گناه را «کافر» خوانده‌اند، وی مبنای ظریف زبانی دارد: کاربرد واژه «کفر» در لسان روایات لزوماً به معنای سلب هویت حقوقی فرد در دنیا (کفر فقهی) نیست، بلکه در بسیاری موارد به معنای «کفر جحود» یا بیانگر تشدید عذاب اخروی (کفر کلامی) است. لذا نمی‌توان با تمسک به اطلاق این واژه، آثار سنگین مدنی را بر افراد بار کرد.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹ (۱۹ مهر ۱۳۹۳) و جلسه ۲۲ (۲۲ مهر ۱۳۹۳).</ref>
* '''حکومت کلام معصوم بر جرح و تعدیل رجالیون:''' وی در [[علم رجال]] مبنای بدیعی در حل تعارض شهادت‌ها دارد. در تقابل میان تضعیفِ یک راوی توسط علمای رجال (مانند [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]]) و توثیقِ همان راوی در یک روایت معتبر از معصوم، مشهور رجالیون قائل به تساقطِ دو شهادت هستند. اما هاشمی شاهرودی استدلال می‌کند که چون میان این دو «تکاذب» وجود ندارد (زیرا ممکن است رجالی از واقعیتِ پنهانی که امام می‌دانسته بی‌خبر باشد)، روایتِ مستند به معصوم، بر شهادت و استنباطِ عالم رجالی «حکومت» داشته و راوی ثقه محسوب می‌شود.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۲۶ (۲۶ مهر ۱۳۹۳).</ref>
 
=== ۳. معرفت‌شناسی حقوقی و تفکیک نظامات قانونی ===
* '''تفکیک «مقام ثبوت» (ماهیتِ قانون) از «مقام اثبات» (آیین دادرسی):''' یکی از مهم‌ترین مبانی استنباطی وی، تفکیک قاطع میان خطاباتِ ناظر به «حقوق ماهوی» و «حقوق شکلی» است. وی در نقد استدلال به آیات قرآن برای اثباتِ اعتبارِ علم قاضی، تصریح می‌کند که این آیات صرفاً در «مقام تقنین مجازات» (تعیین جرم و کیفر در واقع) هستند و به هیچ وجه ناظر به «مقام اثبات و چگونگیِ اجرای قانون در دادگاه» نیستند. این مبنای اصولی مانع از آن می‌شود که احکامِ کلیِ قرآن، جایگزینِ قوانینِ دقیقِ آیین دادرسی شوند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۱۹-۲۰.</ref>
* '''نفی ملازمات عقلیِ باطل در استنباط حقوقی (کشف دور منطقی):''' وی در روش‌شناسی فقهی خود، به شدت با استدلال‌های دوری و استحسانی مقابله می‌کند. به عنوان نمونه، در ردِ این استدلال که «اگر قاضی به علم خود عمل نکند، مرتکب فسق شده است»، اثبات می‌کند که این یک «دور باطل» است؛ زیرا گناهکار بودن قاضی، فرعِ بر این است که از پیش در قانون، «اعتبار و حجیت علم قاضی» اثبات شده باشد. این دقت منطقی، مانع از تولید قواعدِ حقوقی بر پایه پیش‌فرض‌های اثبات‌نشده می‌گردد.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۲۱-۲۲.</ref>
== آراء و اندیشه‌های فقهی ==
بخش عمده‌ای از نوآوری‌های علمی سید محمود هاشمی شاهرودی، متمرکز بر «[[فقه معاصر]]» و پاسخ به نیازهای حقوقی، کیفری و اقتصادی جهان مدرن است. آراء وی مبتنی بر استنطاق از مبانی اصولی و تطبیق دقیق قواعد فقهی بر موضوعات مستحدثه و نظام‌سازی است:
 
=== ۱. رویکرد نظام‌ساز در فقه زکات و مالیه عمومی ===
یکی از شاخصه‌های آراء فقهی هاشمی شاهرودی، گذار از نگاه فردگرایانه به احکام مالیِ اسلام و بازخوانی آن‌ها در قامت «مالیه عمومی» و «نظام مالیاتی» است. بخشی از تدریس‌های خارج فقه وی به زکات اختصاص داشته که در آن خوانش‌های نوینی برای اقتصاد کلان ارائه داده است:
* '''حفظ پایه مالیاتی (عدم کسر مؤنه از نصاب):''' در اقتصاد کشاورزی مدرن که هزینه‌های تولید بسیار بالاست، وی برخلاف فتوای مشهور و سید یزدی در ''العروة الوثقی''، معتقد است هزینه‌های تولید از «حد نصاب» زکات کسر نمی‌شود، بلکه تنها از مقدار «فریضه» (سهم زکات) مستثنی می‌گردد. این رأی مبتکرانه سبب می‌شود «پایه مالیاتی»  در اقتصاد اسلامی گسترده بماند و مشمولان زکات تقلیل نیابند، در حالی که همزمان عدالت برای تولیدکننده نیز رعایت می‌شود.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسات ۱۶ تا ۱۸ (مهر ۱۳۹۰).</ref>
* '''مضیق دانستن دایره مؤنه:''' برخلاف فقهای پیشین که استهلاک ابزارآلات و لباس را نیز جزء هزینه‌های قابل کسر می‌دانستند، وی با رویکردی نزدیک به حسابداری مدرن، مرز دقیقی میان «هزینه‌های مستقیم تولید» و مفاهیمی چون «استهلاک سرمایه» یا «عدم‌النفع» رسم کرده و تنها هزینه‌های قطعی را قابل کسر می‌داند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۷ (۱۱ مهر ۱۳۹۰).</ref>
* '''نظریه «شرکت در مالیت»:''' مشهور فقیهان امامیه، تعلق [[زکات]] به اموال را به نحو «اشاعه در عین» یا «کلی فی المعین» می‌دانند. هاشمی شاهرودی هر دو مبنا را رد کرده و نظریه «[[شرکت در مالیت]]» را اثبات می‌کند. بر این اساس، آنچه متعلق حق فقراست، «مالیت و ارزش» مال زکوی است؛ لذا مالک شرعاً مجاز است زکات را از غیر جنس زکوی و از طریق پرداخت پول رایج (اسکناس) بپردازد.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲۲۱ (۳۰ آبان ۱۳۹۰) و جلسه ۹۰ (۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹).</ref>
* '''توسعه زکات از طریق «حکم ولایتی»:''' در مواجهه با تعارض روایات درباره محصور بودن زکات در موارد نه‌گانه، وی استدلال می‌کند که بخشی از روایاتِ مُثبِت (مانند وضع زکات بر اسب)، نه بیانگر حکم ثابت شرعی، بلکه «حکم حکومتی و ولایتی» بوده‌اند. وی تعیین مصادیق جدید زکات را بر اساس مقتضیات اقتصاد جامعه، از شئون ولی‌امر می‌داند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۷۱ (۹ فروردین ۱۳۸۹)، جلسه ۷۴ (۱۶ فروردین ۱۳۸۹) و جلسه ۲۳۵ (۱۲ دی ۱۳۹۰).</ref>
* '''عدم تعلق زکات به اموال عمومی:''' وی مالکیت خصوصی را شرط تعلق زکات دانسته و اموال عمومی، اراضی خراج، [[انفال]] و بودجه نهادهای دولتی و شهرداری‌ها را تخصصاً از شمول ادله زکات خارج می‌داند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲ (۱۱ مهر ۱۳۸۸).</ref>
 
=== ۲. تضییق مرزهای تکفیر ===
یکی از چالش‌های بنیادین فقه معاصر در عرصه سیاسی و اجتماعی، پدیده «[[تکفیر]]» و تعیین مرزهای خروج از دین ([[ارتداد]]) است. هاشمی شاهرودی در مبحث «حج» و در بررسی حکمِ «منکر ضروریات دین»، آراء مهمی در نقد مبانی تکفیر و صیانت از [[حقوق شهروندی]] مسلمانان ارائه می‌دهد:
* '''مخالفت با تکفیر خودکار در انکار ضروریات:''' بر اساس فتوای مشهور فقها، کسی که یکی از ضروریات دین را انکار کند، کافر محسوب می‌شود. هاشمی شاهرودی این کبرای کلی را رد کرده و استدلال می‌کند که صرفِ «انکار یک حکم ضروری»، موضوع احکام کفر نیست. از منظر وی، آثار حقوقی و مدنیِ اسلام (نظیر حق حیات، مالکیت و جواز نکاح) بر عنوانِ اثباتیِ «انتحال و اقرار ظاهری به شهادتین» استوار است و تا زمانی که انکار یک حکم، مستلزم تکذیب صریح رسالت پیامبر نباشد، فرد از هویت حقوقی اسلام خارج نمی‌شود.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹ (۱۹ مهر ۱۳۹۳) و جلسه ۲۰ (۲۰ مهر ۱۳۹۳).</ref>
* '''حفظ هویت اسلامی در برابر انکار ضروریاتِ مذهبی:''' وی با تفکیک میان ضروری دین و ضروری مذهب، تصریح می‌کند که انکار احکامی که از مسلمات یک مذهب خاص است (مانند مسأله امامت در مذهب امامیه)، موجب خروج از «نحله اسلام» نمی‌شود. این رأی، پشتوانه فقهیِ مستحکمی برای [[تقریب مذاهب اسلامی]] و همزیستی مسالمت‌آمیز فرقه‌های اسلامی در دولت‌های مدرن فراهم می‌آورد.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۲۰ (۲۰ مهر ۱۳۹۳).</ref>
* '''مقابله فقهی با جریان‌های تکفیری:''' وی با اشاره به بدعت‌ها و جریان‌های سلفی و تکفیری، وظیفه فقه معاصر و نظام جمهوری اسلامی را تبیین «فقه مقارن» و دفاع مستدل از مرزهای اسلام اصیل در برابر تقلیل‌گرایی و خروج‌سازی‌های کاذب می‌داند.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱ (۱ مهر ۱۳۹۳).</ref>
 
=== ۳. محدودسازی مرجعیت علم قاضی ===
یکی از چالش‌های پیاده‌سازی فقه کیفری در دوران معاصر، مسأله «اعتبار علم قاضی» و خطرِ صدورِ احکام سلیقه‌ای در دادگاه‌هاست. هاشمی شاهرودی در مباحث فقه جزاء، با رویکردی انتقادی به ادله سنتی، دامنه اختیارات قاضی در صدور حکم متکی بر علم شخصی (بدون استناد به ادله عینی نظیر اقرار و بینه) را به شدت مضیق می‌کند:
* '''نقد اجماع ادعایی و تفکیک قاضی معصوم و غیرمعصوم:''' در حالی که برخی فقها بر جواز صدور حکم بر اساس علمِ شخصی قاضی ادعای اجماع کرده‌اند، هاشمی شاهرودی با بازخوانی آرای قدما (نظیر [[شیخ طوسی]] و [[ابن حمزه طوسی|ابن‌حمزه]]) اثبات می‌کند که نه‌تنها اجماع روشنی در این زمینه وجود ندارد، بلکه در فقه اصیل امامیه میان «قاضی معصوم» و «قاضی غیرمعصوم» تفکیک قائل شده‌اند. بر این اساس، قاضی غیرمعصوم، به ویژه در حقوق کیفری و [[حدود (اسلام)|حدود]]، نمی‌تواند صرفاً با استناد به علم خود و بدون طی شدن رویه‌های دادرسی، اقدام به صدور و اجرای حکم نماید.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۱۶-۱۹.</ref>
* '''نفی اولویت علم قاضی بر ادله عینی:''' وی در پاسخ به استدلالی که علم قاضی را قوی‌تر از شهادت شهود ([[بینه]]) می‌داند، تحلیلی مدرن از جایگاه حقوق عمومی ارائه می‌دهد. از منظر وی، علم قاضی تنها برای شخص خودش حجیت ذاتی دارد، اما در مقام قضاوت که نفوذ حکم بر جامعه مطرح است، علم یک فرد لزوماً قوی‌تر از رویه‌های اثباتیِ عینی نیست و شارع برای حفظ انسجام حقوقی، به علم شخصی یک نفر بسنده نکرده است.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۲۱.</ref>
* '''تفکیک وظایف شرعی فردی از اختیارات قضایی:''' وی این استدلال که «قاضی اگر علم به وقوع جرم داشته باشد، از باب نهی از منکر باید حکم صادر کند» را رد می‌کند. از منظر وی، وظیفه «امر به معروف و نهی از منکر» تکلیفی شرعی و کاملاً بیگانه از «جواز صدور حکم قضایی الزام‌آور» است و نمی‌توان تکالیف فردی قاضی را دستاویزی برای توسعه اختیارات حاکمیتی او در دادگاه قرار داد.<ref>هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۲۲.</ref>
 
== پژوهش‌ها درباره اندیشه‌های او ==
 
پژوهش‌های منتشرشده درباره اندیشه‌های هاشمی شاهرودی بیشتر به صورت موضوع‌محور و در پیوند با حوزه‌هایی مانند فقه جزا، سیاست کیفری، زندان، اقتصاد اسلامی و بازارهای مالی انجام شده است. این پژوهش‌ها غالباً به جای بررسی جامع شخصیت فقهی او، یکی از آرای وی را در نسبت با مسائل معاصر تحلیل کرده‌اند.
 
یکی از نمونه‌های این دست پژوهش‌ها، مقاله «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم» نوشته سید عباس پورهاشمی است. نویسنده در این مقاله، دیدگاه‌های هاشمی شاهرودی درباره زندان را در کنار نقدهای [[میشل فوکو]] بر پیدایش زندان در تمدن مدرن بررسی کرده است. در این مقاله، هاشمی شاهرودی از منظر فقه اسلامی، زندان گسترده و رایج در نظام‌های حقوقی جدید را امری استثنایی و نه یک مجازات اصلی دانسته و بر کاهش زندانیان، اصلاح قوانین کیفری، پرهیز قضات از صدور حکم حبس مگر در موارد ضروری، و تغییر نگاه به برخی مصادیق جرم تأکید کرده است. به گزارش این پژوهش، در نگاه هاشمی شاهرودی، زندان در فقه اسلامی بیشتر جنبه پیشگیرانه و اضطراری دارد و نباید به ابزار اصلی مجازات و انتقام تبدیل شود.<ref>پورهاشمی، سید عباس، «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم»، ''پگاه حوزه''، شماره ۱۳، خرداد ۱۳۸۰.</ref>
 
در حوزه اقتصاد اسلامی نیز برخی پژوهش‌ها به آرای هاشمی شاهرودی در زمینه فقه معاملات و بازارهای مالی استناد کرده‌اند. محمدکاظم بکتاش در مقاله «مشروعیت درآمدزایی ریسک و مخاطره در بازارهای مالی از دیدگاه فقه امامیه»، با استفاده از روش کشفی شهید صدر، مسئله مشروعیت درآمد ناشی از پذیرش ریسک را بررسی کرده است. این مقاله در تحلیل قواعدی مانند «الخراج بالضمان»، «من له الغنم فعلیه الغرم» و «عدم استحقاق ربح ما لا یضمن»، به مباحث هاشمی شاهرودی درباره نسبت میان ضمان، پذیرش مخاطره و استحقاق سود ارجاع می‌دهد. بر اساس این گزارش، هاشمی شاهرودی در تحلیل قاعده «عدم استحقاق ربح ما لا یضمن»، سود مشروع را در مواردی می‌پذیرد که شخص، ریسک و ضمان مال را نیز بر عهده گرفته باشد؛ مبنایی که در تحلیل فقهی قراردادهای مالی جدید، مضاربه، ضمانت‌نامه‌ها و ابزارهای مالی اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.<ref>بکتاش، محمدکاظم، «مشروعیت درآمدزایی ریسک و مخاطره در بازارهای مالی از دیدگاه فقه امامیه»، ''معرفت اقتصادی اسلامی''، سال چهارم، شماره ۱، پیاپی ۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۱، ص ۱۱۵ـ۱۴۱.</ref>
 
این دست پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بازتاب اندیشه‌های فقهی هاشمی شاهرودی، بیش از آنکه در قالب تک‌نگاری‌های مستقل درباره شخصیت علمی او باشد، در مطالعات مسئله‌محورِ فقه معاصر دیده می‌شود؛ به‌ویژه در مباحثی مانند حبس‌زدایی، سیاست کیفری، ضمان، ریسک، درآمدزایی در بازارهای مالی و نسبت فقه سنتی با نهادهای حقوقی و اقتصادی جدید.
 
 


==== مقام دوم: حجیت علم قاضی غیر معصوم ====
== پانویس‌ها ==
این مقام، محل اصلی نزاع و تفصیل بحث است. نویسنده پس از بیان مقدماتی چون تفاوت «علم طریقی» و «علم موضوعی»،(ص۱۶۸) استدلال می‌کند که در باب قضا، علم از نوع «موضوعی» است؛ یعنی باید از طُرُق معینی که شارع مشخص کرده (مانند بیّنه و یمین) حاصل شود.(ص۱۶۹) لذا استدلال‌های کلی قائلین به جواز مطلق، مانند لزوم حکم به «قسط و عدل»،(ص۱۶۹-۱۷۰) را کافی نمی‌داند، زیرا این ادله به کیفیت و طریق رسیدن به آن عدل اشاره‌ای ندارند.نویسنده با بررسی دقیق روایات متعدد، به ویژه قضایای امیرالمؤمنین(ع)، به قول «تفصیل» به عنوان نظر مختار می‌رسد.(ص۱۸۵) بر این اساس:
{{پانویس}}
*علم حجت: علمی که از مبادی حسی (مانند مشاهده مستقیم) یا قریب به حس (مانند قرائن قطعی که برای هر ناظری علم‌آور است) حاصل شود، برای قاضی حجت است و می‌تواند بر اساس آن حکم کند.(ص۱۸۵)
== منابع ==
*علم غیر حجت: علمی که صرفاً از مبادی حدسی و تراکم ظنون و امارات غیرقطعی (مانند تحلیل‌های روانشناختی یا شواهد غیرمستقیم) برای قاضی حاصل می‌شود، اعتباری در مقام صدور حکم ندارد.
{{منابع}}
این تفکیک، هم با سیره معصومین(ع) سازگارتر است و هم از مفاسدی چون اتهام به قضات و انحراف از مسیر عدالت جلوگیری می‌کند.(ص۱۸۶)
* بکتاش، محمدکاظم. (۱۳۹۱). [https://ensani.ir/fa/article/332459/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%D9%88-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8 مشروعیت درآمدزایی «ریسک و مخاطره» در بازارهای مالی از دیدگاه فقه امامیه]. مجله معرفت اقتصادی اسلامی، سال چهارم، شماره اول.
===ضمان عاقله و فلسفه آن===
*
این بحث، تقریر ابوالقاسم علیان‌نژادی از درس خارج فقه مکارم شیرازی است که به تبیین و تحلیل حکم «ضمان عاقله» می‌پردازد.
* پورهاشمی، سید عباس. (۱۳۸۵). [https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3814/7398/92114/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B_%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%86%D9%87_%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D9%BE%D8%B3%D8%AA_%D زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم]. مجله حقوق کیفری.
==== طرح مسئله ====
*  
در ابتدای بحث، حکم مورد نظر بر اساس منابع فقهی اینگونه تبیین می‌شود که مطابق با اجماع فقهای اسلامی (شیعه و سنی) و روایات متواتر، در «قتل خطأ محض»، مسئولیت پرداخت دیه بر عهده شخص قاتل نیست، بلکه بر عهده‌ی «عاقله» (خویشاوندان ذکورِ پدریِ او) قرار دارد.(ص۲۰۹-۲۱۰) سپس شبهه اصلی که در متن به آن پرداخته می‌شود، مطرح می‌گردد: این حکم چگونه با قاعده عقلیِ «مسئولیت فردی» و نصّ قرآنیِ «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» سازگار است؟ (ص۲۱۰)
* موسوی بجنوردی، سید محمد. [https://www.jlj.ir/article_239768.html نقش اسکناس در نظام حقوقی اسلام]. فصلنامه متین.
پیش از پاسخ دادن به این سوال نویسنده در مقدمه ای ضمن جایز و مفید دانستنِ جستجوی فلسفه احکام،(ص۲۱۸-۲۲۱) تأکید می‌کند که این حکمت‌ها ناظر به مصلحتِ غالب افراد است، اما خودِ حکم شرعی برای حفظ نظم و جلوگیری از هرج‌ومرج، به طور کلی و فراگیر حتی بر موارد استثنائی نیز جاری می‌شود.(ص۲۲۲-۲۲۴)
*  
==== فلسفه ضمان عاقله در پاسخ کتاب ====
* هاشمی شاهرودی، سید محمود. (۱۳۷۴). [https://lib.eshia.ir/10242/2/48 فقه اهل بیت. شماره ۲]. قم: مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی.
در پاسخ به شبهه مذکور، نویسنده استدلال می‌کند که فلسفه این حکم، یک تدبیر اجتماعی و حمایتی است.(ص۲۲۵) محور اصلی استدلال وی بر این مبنا استوار است که ضمان عاقله، نوعی «بیمه خانوادگی و تأمین اجتماعی الزامی» از سوی شارع است.(ص۲۲۶)
*
توضیح آنکه، همان‌طور که در نظام بیمه امروزی، اعضا با پرداخت حق بیمه‌های جزئی، فرد خسارت‌دیده را در برابر حوادث سنگین مالی حمایت می‌کنند، در این سیستم نیز خویشاوندان با مشارکت در پرداخت دیه، از عضوی از خانواده خود که ناخواسته و به صورت غیرعمدی مرتکب قتل شده، حمایت کرده و او را از خطر ورشکستگی و فروپاشی اقتصادی نجات می‌دهند.(ص۲۲۶-۲۲۷)
* هاشمی شاهرودی، سید محمود. (۱۴۲۳ق). [https://lib.eshia.ir/12036/1/0 قراءات فقهیة معاصرة]. قم: مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی.
بر این اساس، از دیدگاه نویسنده، این حکم یک مسئولیت مالی و مدنیِ متقابل است، نه یک مجازات کیفری.(ص۲۲۷-۲۲۸) در نتیجه، با آیه شریفه که ناظر به عدم انتقال «گناه» (وزر) و «عقوبت اخروی» است، تعارضی ندارد.(ص۲۲۵) در پایان متن نیز به برخی از شروط اجرای این حکم، مانند لزوم اثبات قتل از طریق بیّنه (و نه صرفاً اقرار) و همچنین شرط توانایی مالی عاقله، اشاره می‌شود.(ص۲۲۸-۲۲۹)
*
==مسائل نوپدید و ولایت فقیه==
* هاشمی شاهرودی، سید محمود. [https://hashemishahroudi.org/fa/lessons متن پیاده‌شده دروس خارج فقه (کتاب الزکاة)]. جلسات متعدد (مستندات درون‌متنی). مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی.
===مسائل نوپدید در فقه اسلامی===
* هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، ''بایسته های فقه جزاء''، تهران، میزان، ۱۳۷۸ش.
این بحث دارای دو مقدمه است.
{{پایان}}
====مقدمه اول====
در این مقدمه، نویسنده ابتدا «مسائل مستحدثه» را تعریف می‌کند به موضوعاتی که یا سابقاً وجود نداشته‌اند (مانند اسکناس) یا ماهیت و قیودشان تغییر کرده است (مانند خون که امروزه ارزش مالی دارد).(ص۲۳۳) سپس لزوم پرداختن به این مسائل را با دو دلیل تبیین می‌کند:
#دگرگونی و تحول دائمی جهان مادی و زندگی بشر.(ص۲۳۴)
#ویژگی خاتمیت و جهان‌شمولی دین اسلام. از آنجا که اسلام دینی کامل و ابدی برای همه زمان‌ها و مکان‌هاست، باید بتواند پاسخگوی نیازهای نوظهور در تمام عرصه‌ها، از پزشکی و عبادات گرفته تا اقتصاد و حقوق، باشد.(ص۲۳۵)
====مقدمه دوم====
در این مقدمه، نویسنده به بیان پنج اصل کلی برای استنباط احکام مسائل نوپدید می‌پردازد. ابتدا به تفاوت روش اجتهاد شیعه و اهل سنت اشاره می‌کند؛ شیعه با تکیه بر عمومات و قواعد کلی برگرفته از کتاب و سنت قطعی به دنبال «کشف» حکم است، در حالی که اهل سنت از ابزارهایی چون قیاس و استحسان برای «جعل» حکم در موارد فاقد نص استفاده می‌کنند.(ص۲۴۶-۲۵۷) سپس به نقش «زمان و مکان» در تغییر موضوعات و به تبع آن، تغییر احکام (و نه نسخ آنها) می‌پردازد(ص۲۴۸-۲۵۳) و در نهایت بر شمولیت اطلاقات و عمومات و نقش کلیدی «عناوین ثانویه» (مانند ضرورت و حرج) در حل معضلات فقهی جدید تأکید می‌کند.(ص۲۵۷-۲۵۸)
====تنبیه====
پیش از شروع بحث در مصادیق مسائل مستحدثه نویسنده ضمن تمایز بین عناوین ثانویه موقت (مبتنی بر ضرورت) و دائمی،(ص۲۶۵) بر لزوم پرهیز از افراط و تفریط در اعمال آنها تأکید می‌کند.(ص۲۶۵) در پایان، میان احکام کلی فتوایی (اولی و ثانوی) و احکام جزئی قضایی و ولایی که تطبیق آن احکام کلی هستند، تفکیک قائل می‌شود.(ص۲۶۶-۲۶۷)
====مسائل مرتبط با پزشکی و سلامت====
=====مساله تحدید نسل و کاهش فرزندآوری=====
نویسنده با بررسی ادله رجحان کثرت فرزند(ص۲۷۶-۲۷۸) و ادله موافقان تحدید نسل،(ص۲۷۸-۲۸۱) قائل به تفصیل می‌شود.(ص۲۷۸) از دیدگاه او، در شرایطی که افزایش جمعیت منجر به فقر، جهل و ضعف جامعه اسلامی گردد، موضوع حکم تغییر کرده و تحدید نسل جایز،(ص۲۸۳) بلکه گاهی واجب می‌شود.(ص۲۸۳) با این حال، استفاده از روش‌های حرام (مانند سقط جنین یا عقیم‌سازی دائمی) جایز نیست.(ص۲۸۳-۲۸۴)
=====سقط جنین=====
نویسنده حکم اولیه سقط جنین را حرام قطعی و از مصادیق ظلم فاحش می‌داند که بر اساس ادله اربعه ثابت شده و موجب دیه است (که مقدار آن بر حسب مراحل رشد جنین متفاوت است).(ص۲۸۶-۲۸۷) با این حال، اسقاط آن تحت عناوین ثانویه، مانند ضرورت حفظ جان مادر،(ص۲۹۹) به ویژه قبل از ولوج روح، جایز شمرده می‌شود.(ص۳۰۰)
=====ضمان طبیب در خطای پزشکی=====
نویسنده با بررسی ادله،(ص۳۰۴-۳۰۵) اصل را بر ضمان طبیب در برابر خسارات ناشی از درمان می‌داند، مگر آنکه از بیمار یا ولی او برائت گرفته باشد.(ص۳۰۴) این ضمان در صورتی است که پزشک حاذق نباشد یا کوتاهی کند.(ص۳۰۵) اما اگر با وجود مهارت و رعایت اصول متعارف، خسارتی به دلیل عوارض نادر دارو یا شرایط خاص بیمار رخ دهد، ضمان منتفی است.(ص۳۱۱)
=====تشریح جسد=====
نویسنده حکم اولیه تشریح جسد مسلمان را به دلیل حرمت مثله کردن و هتک حرمت میت، حرام می‌داند.(ص۳۱۶) اما به عنوان حکم ثانوی و در صورت ضرورت، مانند یادگیری علم پزشکی برای نجات جان انسان‌ها(ص۳۲۱) و عدم دسترسی به جسد غیرمسلمان،(ص۳۲۱) آن را با رعایت شروطی جایز می‌شمارد؛(ص۳۲۱) در این حالت، دیه نیز ساقط است.(ص۳۲۱)
====مسائل مرتبط با فناوری و علوم مدرن====
=====پیوند و کاشت عضو=====
این بحث در سه مقام تنظیم شده است:
======مقام اول: اقسام پیوند و کاشت======
پیوند و کاشت به تقسیم می‌شود:(ص۳۲۷)
*پیوند از بدن خود شخص به بخش دیگر بدنش
* از انسان دیگر (زنده یا میت، مسلمان یا کافر) به دیگری
* از حیوان به انسان
*استفاده از اعضای مصنوعی
هدف از این عمل نیز متفاوت است:
* گاهی برای حفظ حیات (مانند قلب)
* گاهی برای اعضای مهم غیرحیاتی (چشم)
* گاهی برای امور تجملی
======مقام دوم: حکم جواز و حرمت======
*حکم اولیه: اخذ عضو از میت مسلمان به دلیل هتک حرمت و تعلق دیه، به عنوان اولی جایز نیست.(ص۳۲۸) اما اخذ عضو از فرد زنده با رضایت او، یا از غیرمسلمان (چه زنده و چه میت)، حرمت اولیه‌ای ندارد.(ص۳۲۸)
*حکم ثانوی: در صورتی که نجات جان مسلمانی متوقف بر پیوند عضو باشد، به دلیل ضرورت و قاعده اهم و مهم، این کار جایز است.(ص۳۲۸-۳۲۹) همچنین برای اعضای مهمی چون چشم، به دلیل ارجحیت حفظ سلامت فرد زنده بر حفظ بدن میت، اخذ عضو جایز است.(ص۳۲۹) در امور تجملی، جواز منوط به رسیدن به حد عسر و حرج شدید است.(ص۳۲۹)
======مقام سوم: احکام فرعی مترتب بر پیوند======
*'''بیع اعضا:''' هرچند عضو جدا شده در حکم میته است، اما به دلیل وجود منافع حیاتی و حلال در عصر حاضر، بیع آن جایز شمرده می‌شود.(ص۳۲۹)
*'''طهارت و نجاست:''' عضو پیوندی پس از اتصال و حیات یافتن در بدن جدید، به دلیل تبدل موضوع، از حکم میته خارج شده و طاهر است.(ص۳۳۲)
*'''دیه:''' در صورت اخذ عضو با رضایت در زمان حیات یا به دلیل ضرورت شرعی، دیه‌ای ثابت نمی‌شود، زیرا مصداق جنایت نیست.(ص۳۳۱)
*'''وصیت:''' وصیت به اهدای عضو نافذ است و در این صورت، بر گیرنده، عوضی واجب نیست.(ص۳۳۴)
*'''پیوند بین مسلمان و کافر:''' پیوند عضو از کافر به مسلمان جایز بوده و عضو پس از پیوند، حکم بدن مسلمان را یافته و طاهر است.(ص۳۳۵)
====مسائل مرتبط با اقتصاد و امور مالی====
=====بانک=====
در این بحث نویسنده ضمن ضروری دانستن بانک‌ها،(ص۳۲۹) ماهیت سپرده‌های جاری و پس‌انداز را «قرض» و سپرده‌های ثابت را «مضاربه» می‌داند.(ص۳۴۴) وی با رد دیدگاه «مجهول‌المالک» بودن اموال دولتی،(ص۳۴۷-۳۴۹) بر اساس بنای عقلا و جلوگیری از اختلال نظام، مالکیت شخصیت‌های حقوقی (حکومت‌ها) را اثبات کرده و معاملات با آن‌ها را صحیح می‌شمارد.(ص۳۴۷-۳۵۰)
======معاملات بانکی======
در این بحث نویسنده سود و جوایز متعلق به حساب‌های جاری و پس‌انداز را تنها در صورتی حلال می‌داند که تعهدی یک‌جانبه از سوی بانک و نه یک شرط ضمن عقد باشد تا از ربای قرضی خارج شود.(ص۳۵۲-۳۵۳) حساب قرض‌الحسنه را نیز مشروع می‌شمارد.(ص۳۵۳) برای تصحیح سپرده‌های ثابت که سود معین دارند، راهکار تطبیق آن بر عقد «مضاربه» را مطرح می‌کند.(ص۳۵۶-۳۵۸) در نهایت، وام‌های ربوی بانکی نیز باید در قالب عقود شرعی جایگزین مانند مشارکت و بیع، با قصد جدی انجام شوند تا از حرمت ربا خارج گردند.(ص۳۵۹)
======پول======
در این بحث نویسنده با تفکیک ماهیت پول،(ص۳۶۲-۳۶۳) ارزش پول‌های کاغذی را «اعتباری» و وابسته به دولت می‌داند،(ص۳۶۳) برخلاف طلا و نقره که ارزش «ذاتی» دارند.(ص۳۶۲) بر این اساس، احکام متفاوتی را نتیجه می‌گیرد:
*'''ربا:''' ربای قرضی در پول کاغذی جاری است، اما ربای معاوضی (به دلیل معدود بودن و نه موزون بودن) در آن راه ندارد.(ص۳۶۶)
*'''زکات:''' زکات به آن تعلق نمی‌گیرد، زیرا ادله، منحصر در اجناس نُه‌گانه (از جمله طلا و نقره مسکوک) است.(ص۳۶۹)
*'''مضاربه:''' مضاربه با پول‌های رایج، به عنوان یک «عقد مستحدث» که مشمول عموم «أوفوا بالعقود» است، صحیح می‌باشد.(ص۳۶۸)
*'''تورم و قدرت خرید:''' در ادای دیون و تعهدات مالی بلندمدت، ملاک اصلی «قدرت خرید» پول در زمان پرداخت است، نه «ارزش اسمی» آن.(ص۳۷۴) پرداخت ارزش اسمی پس از تورم شدید، از نظر عرفی و شرعی ادای دین محسوب نمی‌شود.(ص۳۷۵-۳۷۶)
===ولایت فقیه===
====مناصب فقیه====
نویسنده سه منصب اصلی برای فقیه بیان می‌کند: #'''منصب افتاء''' که وظیفه صدور احکام شرعی برای مقلدین است.(ص۳۹۲-۳۹۵)
# '''منصب قضاوت''' برای حل و فصل اختلافات و اجرای عدالت.(ص۳۹۷-۳۹۸)
#'''منصب ولایت''' که شامل امور حکومتی و تدبیر جامعه، از جمله مسائل سیاسی و اجتماعی می‌شود و بالاترین مرتبه آن مختص معصومین(ع) است.(ص۳۹۹)
====اختیارات ولی فقیه====
در این بحث ابتدا نویسنده مقدمه ای در تحلیل بیانات فقهاء پیرامون ولایت فقیه مطرح می‌کند و سپس به اختیارات هفت‌گانه فقیه می‌پردازد.
=====مقدمه: نگاهی نو به دیدگاه فقهاء پیرامون ولایت فقیه=====
از منظر نویسنده، برخی فقها مانند صاحب جواهر، ولایت عامه فقیه را در همه امور حکومتی و اجتماعی، حتی در عصر غیبت، ضروری و مسلم می‌دانند.(ص۴۰۲) در مقابل، شیخ انصاری ولایت فقیه را در امور عامه و نظم جامعه پذیرفته، اما ولایت مطلقه بر اموال و نفوس را انکار می‌کند.(ص۴۰۳-۴۰۴) نراقی(ص۴۰۷) و بروجردی(ص۴۰۷) نیز بر ولایت عامه فقیه در امور لازم و حیاتی تاکید دارند، در حالی که برخی مانند صاحب حدائق در عمومات ولایت فقیه، تردید کرده‌اند.(ص۴۰۸)
=====اختیار اول: ولایت بر ایتام و غائب=====
در این بخش نویسنده اذعان می‌کند که ولایت فقیه بر ایتام و غایب، شامل تصرف در امور مالی و نگهداری از فرزندان صغیر، مجنون، سفیه و مفلس است.(ص۴۱۰) این ولایت، طبق نظر فقها، در صورت نبود پدر و جد پدری، برای حاکم شرع ثابت است و از مسلمات فقه به شمار می‌رود.(ص۴۱۱) هدف از این ولایت، حفظ اموال و جلوگیری از هرج و مرج است.(ص۴۱۲)
=====اختیار دوم: حق تصرف در خمس، زکات و مانند آن=====
نویسنده با اشاره به اقوال مختلف،(ص۴۱۵) واجب‌بودن پرداخت زکات و خمس (سهم امام) به فقیه در عصر غیبت را، به‌ویژه در صورت تشکیل حکومت اسلامی و بسط ید فقیه، قوی‌تر می‌داند.(ص۴۱۶-۴۲۰) وی معتقد است خمس و زکات منابع مالی حکومت اسلامی هستند که باید در مصارف عامه و مورد رضایت امام زمان (عج) صرف شوند و فقیه متکفل این امر است.(ص۴۲۳-۴۲۴)
=====اختیار سوم: اقامه حدود شرعی=====
نویسنده با استناد به اجماع فقها و ادله عقلی و نقلی،(ص۴۲۷) اجرای حدود را در عصر غیبت بر عهده فقهای عادل می‌داند و آن را برای حفظ نظم اجتماعی و جلوگیری از فساد، ضروری می‌شمارد.(ص۴۲۸-۴۲۹) این امر، حتی در صورت عدم حضور امام (عج)، قابل تعطیلی نیست و از وظایف مهم فقیه محسوب می‌شود.(ص۴۲۹)
=====اختیار چهارم: اقامه فریضه امر به معروف و نهی از منکر=====
در نگاه نویسنده این فریضه دارای مراتب مختلفی از قلب تا دست است.(ص۴۳۲) نویسنده معتقد است که مراتب شدیدتر امر به معروف و نهی از منکر (مانند ضرب و جرح و قتل)، تنها با اذن امام یا نایب او (فقیه) جایز است(ص۴۳۳) زیرا مداخله افراد عادی در این امور می‌تواند منجر به هرج و مرج و مفاسد بزرگ‌تر شود و فقیه است که صلاحیت تشخیص و اجرای صحیح آن را دارد.(ص۴۴۰)
=====اختیار پنجم: حکومت داری=====
نویسنده بر ضرورت حکومت برای جامعه انسانی تأکید می‌کند(ص۴۴۳-۴۴۹) و با استناد به ادله عقلی، سیره معصومین و روایات، اثبات می‌کند که فقیه جامع‌الشرایط برای تصدی این منصب از همه سزاوارتر است.(۴۵۰-۴۷۰) حدود این ولایت، شامل رعایت مصالح امت،(ص۴۸۷) لزوم مشورت با کارشناسان و متخصصان،(ص۴۹۲-۴۹۴) و پایبندی کامل به احکام شرعی (اولیه و ثانویه) است،(ص۴۹۸-۵۰۰) نه استبداد رأی.
=====اختیار ششم: ولایت تشریعی=====
نویسنده به صراحت بیان می‌کند که فقیه هیچ‌گونه ولایت تشریعی (قانون‌گذاری) ندارد.(ص۵۱۴) تشریع فقط از آن خداست و دین اسلام کامل و جامع است.(ص۵۱۵) وظیفه فقیه، تنها کشف احکام الهی از منابع شرعی و اجرای آن‌هاست.(ص۵۱۵) احکام ولایتی فقیه، صرفاً جنبه اجرایی و کاربردی دارند و در طول احکام اولیه و ثانویه قرار می‌گیرند، نه در عرض آن‌ها.(ص۵۲۴)
=====ولایت بر مال و جان و حدود آن=====
نویسنده تاکید می‌کند که ولایت فقیه بر اموال و نفوس، مطلق و نامحدود نیست.(ص۵۵۴) این ولایت صرفاً در راستای حفظ مصالح عمومی جامعه اسلامی و اجرای احکام شرعی است و فقیه حق ندارد بدون ضابطه شرعی در مال و جان افراد تصرف کند.(ص۵۵۴-۵۵۵) او این ولایت را مشابه ولایت امامان معصوم در امور حکومتی می‌داند که همواره در جهت صلاح امت بوده است.(ص۵۵۴-۵۵۵)
==مبانی فقهی نویسنده==
===جامعیت و کمال شریعت و عدم خلأ قانون‌گذاری===
نویسنده قویاً معتقد است که دین اسلام کامل و جامع است و خداوند برای تمامی نیازهای بشر تا روز قیامت حکم شرعی قرار داده است. لذا هیچ خلأ قانونی وجود ندارد که بشر نیاز به قانون‌گذاری جدید داشته باشد. وظیفه فقیه، صرفاً کشف و استنباط این احکام الهی است.(ص۲۷۰)
===نقش عناوین ثانویه در پویایی فقه===
با وجود ثبات احکام اولیه، شریعت اسلام از طریق قواعد و عناوین ثانویه مانند «ضرورت»، «ضرر»، «حرج» و «تقیه» انعطاف‌پذیری لازم را برای تطبیق بر شرایط متغیر فراهم می‌آورد. این عناوین، احکام اولیه را به طور موقت تغییر می‌دهند و فقیه از این طریق معضلات نوپدید را حل می‌کند.(ص۵۰۲)
===ضرورت و کارکرد حکومت اسلامی===
نویسنده تأکید می‌کند که تشکیل حکومت و وجود حاکم برای نظم و صلاح جامعه انسانی امری ضروری است. این ضرورت نه تنها عقلی است، بلکه از نظر شرعی نیز برای اجرای احکام اسلامی نظیر جهاد، حدود، قضاوت و جمع‌آوری مالیات حیاتی است، چرا که اسلام دین جامعی برای اداره دنیا و آخرت است.(ص۴۴۴ و ۴۴۸)
===ولایت مقید به مصالح امت و حدود شرعی===
ولایت فقیه، ولایتی مطلق و نامحدود نیست و محدود به رعایت مصالح عالیه امت اسلامی و چارچوب‌های شرعی است. فقیه نمی‌تواند بر اساس رأی شخصی خود یا بدون مشورت با اهل خبره تصمیم‌گیری کند. وظیفه او اجرای احکام الهی و حفظ کرامت و عزت مردم است.(ص۴۴۴ و ۵۵۲)
===نصب الهی ولی و عدم اعتبار انتخاب مردمی===
نویسنده معتقد است که منصب ولایت (چه برای پیامبر و ائمه و چه برای فقیه در عصر غیبت) از جانب خداوند است و با نصب الهی محقق می‌شود، نه با انتخاب یا بیعت مردمی. بیعت تنها تعهد اطاعت از ولی منصوب است و به معنای انتخاب او برای تصدی منصب نیست.(ص۴۷۲)

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۰۸

محمود هاشمی شاهرودی
ناممحمود هاشمی شاهرودی
عمر۱۳۲۷ش - ۱۳۹۷ش
جایگاهمدرس حوزه علمیه، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای نگهبان
مذهبشیعه
ملیتایران / عراق
حوزه تخصصیفقه و اصول، حقوق کیفری، فقه اقتصاد
آثار در فقه معاصربحوث فی علم الاصول، قراءات فقهیة معاصرة، کتاب الزکاة
آراءعدم اصالت زندان در فقه کیفری، نظریه شرکت در مالیت در زکات، ولایتی بودن زکات در غیر موارد نه‌گانه، مشروعیت سود مبتنی بر ریسک (الخراج بالضمان)، عدم تعلق خمس به تورم اسمی
استادانمحمدباقر صدر، ابوالقاسم خویی، روح‌الله خمینی
وب سایتhashemishahroudi.org

سید محمود هاشمی شاهرودی (۱۳۲۷–۱۳۹۷ش)، فقیه و اصولی امامی، از شاگردان برجسته سید محمدباقر صدر، مدرس خارج فقه و اصول در قم، و از چهره‌های اثرگذار در پیوند میان فقه استدلالی و نهادهای تقنینی و قضایی جمهوری اسلامی ایران بود. او پس از تحصیل در حوزه علمیه نجف و حضور در درس‌های محمدباقر صدر، سید ابوالقاسم خویی و روح‌الله خمینی، در سال ۱۳۵۸ش به ایران مهاجرت کرد و در قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. هاشمی شاهرودی در کنار فعالیت علمی، در نهادهایی مانند شورای نگهبان، قوه قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مسئولیت داشت و مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع) را تأسیس کرد.[۱]

اهمیت هاشمی شاهرودی در فقه معاصر، به تلاش او برای تطبیق قواعد فقه امامیه بر مسائل نوپدید حقوقی، اقتصادی و حکمرانی بازمی‌گردد. در مباحث زکات، وی با طرح نظریه «شرکت در مالیت»، امکان پرداخت زکات از غیر جنس زکوی و با پول رایج را تبیین کرد و در بحث مالیه عمومی، میان زکات ثابت شرعی و امکان توسعه مصادیق آن از طریق حکم ولایی تفکیک نهاد.[۲][۳] در فقه سیاسی و اجتماعی، او دایره تکفیر فقهی را مضیق دانسته و صرف انکار برخی ضروریات را، تا زمانی که به تکذیب رسالت بازنگردد، موجب خروج از اسلام نمی‌دانست.[۴] در فقه جزا نیز با تفکیک میان «مقام ثبوتِ حکم کیفری» و «مقام اثبات و دادرسی»، اطلاق اعتبار علم شخصی قاضی را نقد کرد و بر لزوم پایبندی به ادله اثبات قضایی تأکید داشت.[۵]

بخشی از بازتاب اندیشه‌های او در مطالعات فقه معاصر، در حوزه سیاست کیفری و اقتصاد اسلامی دیده می‌شود. در گزارش‌هایی درباره دیدگاه وی نسبت به زندان، او زندانِ گسترده در نظام حقوقی جدید را امری استثنایی در فقه اسلامی دانسته و بر کاهش حبس، اصلاح قوانین کیفری و نگاه تربیتی به زندانیان تأکید کرده است.[۶] همچنین برخی پژوهش‌های اقتصاد اسلامی، در تحلیل مشروعیت درآمد ناشی از ریسک و مخاطره، به مباحث او درباره قواعدی مانند «عدم استحقاق ربح ما لا یضمن» و نسبت میان ضمان و استحقاق سود استناد کرده‌اند.[۷]

جایگاه در فقه معاصر

جایگاه هاشمی شاهرودی در فقه معاصر را می‌توان در چند محور گزارش کرد. نخست، او از معدود فقیهانی بود که هم در سنت آموزشی نجف و مکتب اصولی سید محمدباقر صدر پرورش یافت و هم در دوره پس از مهاجرت به ایران، درگیر مسائل عینی نظام تقنین، قضا و حکمرانی شد. این ترکیب سبب شد بخشی از مباحث فقهی او ناظر به پرسش‌هایی باشد که در فقه فردی و متون کلاسیک کمتر با صورت‌بندی جدید مطرح شده بود؛ مانند نسبت فقه با دولت، آیین دادرسی، سیاست کیفری، مالیه عمومی، پول اعتباری، بانکداری و قراردادهای نوپدید.[۸]

در حوزه فقه اقتصادی، هاشمی شاهرودی کوشید برخی ابواب سنتی مانند زکات، خمس، مضاربه و اجاره را در نسبت با مسائل اقتصاد جدید بازخوانی کند. مباحث او درباره زکات تنها به شرح فروعات عبادی محدود نیست، بلکه به موضوعاتی مانند مالکیت عمومی، اموال دولتی، هزینه‌های تولید، نصاب، پول رایج و امکان دخالت حکم ولایی در توسعه مصادیق زکات پیوند می‌خورد. از این جهت، فقه اقتصادی او را می‌توان تلاشی برای عبور از نگاه صرفاً فردی به احکام مالی و نزدیک کردن آن‌ها به بحث‌های مالیه عمومی و تنظیم اقتصادی دانست.[۹]

در حوزه فقه کیفری و قضایی، تجربه ده‌ساله ریاست قوه قضائیه و مباحث نظری او در بایسته‌های فقه جزاء جایگاه ویژه‌ای دارد. وی در بحث علم قاضی، میان حجیت شخصی علم و اعتبار قضایی آن تفکیک کرد و نشان داد که احکام کیفریِ ناظر به مجازات، لزوماً بیانگر شیوه اثبات جرم در دادگاه نیستند. این تفکیک میان حقوق ماهوی و آیین دادرسی، از نقاط مهم روش‌شناسی او در فقه جزایی معاصر به شمار می‌آید.[۱۰] همچنین در سیاست کیفری، دیدگاه‌های منسوب به او درباره حبس‌زدایی، کاهش زندانیان و نگاه اصلاحی به مجازات‌ها، در پژوهش‌های مرتبط با زندان و فقه جزا مورد توجه قرار گرفته است.[۱۱]

در فقه اجتماعی و سیاسی، یکی از محورهای قابل توجه در اندیشه او، تحدید مرزهای تکفیر و تفکیک میان کفر فقهی و کفر کلامی است. بر اساس تقریرات درس خارج حج، او صرف انکار یک حکم ضروری را، بدون بازگشت آن به انکار رسالت، برای ترتب آثار حقوقی کفر کافی نمی‌دانست. این رویکرد در فضای فقه معاصر، با مباحثی مانند حقوق شهروندی مسلمانان، همزیستی مذاهب اسلامی و نقد جریان‌های تکفیری ارتباط پیدا می‌کند.[۱۲]

از نظر روش‌شناسی، هاشمی شاهرودی ادامه‌دهنده و شارح بخشی از مکتب اصولی شهید صدر به شمار می‌آید. تقریر درس‌های اصولی صدر در بحوث فی علم الأصول و آثار تکمیلی او در اصول، نشان‌دهنده نقش وی در انتقال و بسط این مکتب است. در فقه نیز ویژگی روش او، استفاده از قواعد اصولی و فقهی برای تحلیل مسائل جدید، توجه به قرائن عرفی و لبّی، تفکیک ساحت‌های مختلف حکم شرعی و پرهیز از تعمیم‌های شتاب‌زده در تطبیق نصوص بر موضوعات نوپدید است.[۱۳][۱۴]

زندگی‌نامه علمی و اجرایی

سید محمود هاشمی شاهرودی در ۲۴ مرداد ۱۳۲۷ش، برابر با ذی‌القعده ۱۳۶۷ق، در نجف به دنیا آمد. پدر او، سید علی حسینی شاهرودی، از مدرسان حوزه علمیه نجف بود.[۱۵] وی پس از تحصیلات ابتدایی در مدرسه علوی نجف، وارد حوزه علمیه شد و دروس مقدمات و سطح را نزد استادانی مانند نورالدین اشکوری و محمدباقر حکیم گذراند. مهم‌ترین مرحله شکل‌گیری شخصیت علمی او، حضور در درس‌های سید محمدباقر صدر بود؛ هاشمی شاهرودی از شاگردان نزدیک صدر و از تقریرکنندگان مباحث اصولی او به‌شمار می‌رفت. او همچنین در درس‌های خارج سید ابوالقاسم خویی و در مقطعی در درس‌های روح‌الله خمینی در نجف شرکت کرد.[۱۶]

هاشمی شاهرودی در سال ۱۹۷۴م در جریان فشارهای حزب بعث عراق بر حوزه نجف بازداشت شد و پس از تشدید فشارهای سیاسی، در سال ۱۳۵۸ش به ایران مهاجرت کرد. وی پس از استقرار در قم، به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و این فعالیت را تا پایان عمر ادامه داد.[۱۷]

بخشی از اهمیت هاشمی شاهرودی در فقه معاصر، به پیوند میان فعالیت علمی او و حضور در نهادهای تقنینی و قضایی جمهوری اسلامی بازمی‌گردد. او در دوره‌هایی فقیه شورای نگهبان بود و در تطبیق مصوبات مجلس با موازین شرعی مشارکت داشت. همچنین در سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ش ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشت؛ دوره‌ای که زمینه مواجهه مستقیم او با مسائل اجرای فقه در نظام قضایی، از جمله آیین دادرسی، سیاست کیفری، حبس‌زدایی و کیفرزدایی را فراهم کرد. وی پس از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی، به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد. از دیگر فعالیت‌های علمی او، تأسیس مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع) بود که با هدف تدوین پژوهش‌های تخصصی فقهی و سامان‌دهی مباحث فقهی، از جمله مسائل نوپدید، شکل گرفت.[۱۸]

آثار و مکتوبات

آثار منتشرشده از سید محمود هاشمی شاهرودی را می‌توان در چند محور گزارش کرد: آثار اصولی و تقریرات مکتب شهید صدر، آثار فقه استدلالی، نوشته‌های مرتبط با فقه معاصر و اقتصاد اسلامی، مباحث فقه جزا و قضا، و آثار دانشنامه‌ای و فرهنگ‌نگارانه فقهی.

بخشی از آثار او در امتداد مکتب اصولی سید محمدباقر صدر شکل گرفته است. مهم‌ترین اثر در این زمینه، بحوث فی علم الأصول است که تقریر درس‌های اصول فقه محمدباقر صدر به شمار می‌رود و در چند جلد منتشر شده است. این اثر در انتقال و تبیین مبانی اصولی مکتب صدر، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند حجیت، تعارض ادله، مباحث الفاظ و اصول عملیه، نقش مهمی داشته است. آثاری مانند أضواء و آراء و تعارض الأدلة الشرعیة نیز در همین حوزه قرار می‌گیرند و نشان‌دهنده اهتمام او به شرح، تکمیل و تحلیل مبانی اصولی استاد خود هستند.[۱۹][۲۰]

دسته دیگری از آثار او به فقه استدلالی اختصاص دارد و غالباً در امتداد درس‌های خارج فقه وی تنظیم شده است. آثاری مانند کتاب الزکاة، کتاب الخمس، کتاب الإجارة، کتاب المضاربة و بحوث فی الفقه الزراعی در این گروه قرار می‌گیرند. اهمیت این آثار تنها در شرح ابواب سنتی فقه نیست، بلکه در بسیاری از موارد، مباحث آن‌ها با مسائل نوپدید اقتصادی و اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند؛ برای نمونه، مباحث زکات و خمس در آثار او با موضوعاتی مانند مالیه عمومی، مالکیت دولتی، هزینه‌های تولید، پول اعتباری و کاهش ارزش پول پیوند خورده است.[۲۱][۲۲][۲۳]

آثار مرتبط با فقه معاصر، بخش شاخصی از مکتوبات هاشمی شاهرودی را تشکیل می‌دهد. مجموعه قراءات فقهیة معاصرة و نیز قراءات فقهیة معاصرة فی العبادات و المعاملات مشتمل بر مقالات و پژوهش‌هایی است که به تطبیق قواعد فقهی بر مسائل نوپدید می‌پردازد. در این مجموعه‌ها و مقالاتی مانند «احکام فقهی کاهش ارزش پول»، «پیش‌بها یا بیعانه» و مباحث مربوط به بازارهای مالی، وی کوشیده است موضوعاتی مانند پول اعتباری، تورم، ضمان کاهش ارزش پول، ریسک، مضاربه و قراردادهای جدید را در چارچوب قواعد فقه معاملات تحلیل کند.[۲۴][۲۵]

بخش دیگری از نوشته‌ها و دیدگاه‌های او در حوزه فقه جزا و قضا قرار دارد. کتاب بایسته‌های فقه جزاء از مهم‌ترین آثار فارسی منتسب به دیدگاه‌های او در این زمینه است و در آن مسائلی مانند ادله اثبات جرم، علم قاضی، حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و نسبت میان قواعد فقه جزایی و نظام قضایی معاصر بررسی شده است. همچنین مقالاتی مانند «اختیار ولی امر در عفو کیفرها»، «استقلال در استیفای قصاص»، «آنچه بزهکار افزون بر دیه باید بپردازد»، «حکم بی‌حس کردن اعضاء هنگام اجرای کیفرهای جسمانی» و «امام علی(ع) و اصول قضاوت» نشان‌دهنده توجه او به مسائل عینی نظام کیفری و آیین دادرسی در دولت معاصر است.[۲۶]

هاشمی شاهرودی در حوزه دانشنامه‌نگاری و سامان‌دهی منابع فقهی نیز نقش داشت. تأسیس مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع) از مهم‌ترین اقدامات علمی او در این زمینه بود. آثاری مانند المعجم الفقهی لکتب الشیخ الطوسی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، موسوعة الفقه الإسلامی المقارن، درآمدی بر فرهنگ فقه مطابق با اهل‌بیت(ع) و نظرة فی موسوعة الفقه الإسلامی طبقاً لمذهب أهل‌البیت(ع) در پیوند با همین رویکرد قابل ارزیابی‌اند؛ رویکردی که هدف آن تنظیم، طبقه‌بندی و عرضه فقه امامیه در قالبی قابل مراجعه برای پژوهش‌های تخصصی و تطبیقی بود.[۲۷]

مبانی

در علم اصول، هاشمی شاهرودی توسعه‌دهنده مبانی مکتب سید محمدباقر صدر است. رویکرد وی در فهم روایات، بسترساز پویایی فقه معاصر است:

۱. مبانی استنباط در اقتصاد کلان

  • استقلال هندسه فقهی از مفاهیم مدرن غربی: وی در مواجهه با مفاهیم اقتصاد مدرن، از همسان‌سازیِ تقلیل‌گرایانه وجوهات شرعی با مفاهیمی چون «مالیات بر درآمد» پرهیز می‌کند. وی استدلال می‌کند که هندسه زکات هویتی مستقل از خمس دارد و نباید لزوماً آن را محدود به مالیات بر «سود و مازاد درآمد» دانست؛ بدین ترتیب استقلال ساختار اقتصادی فقه حفظ می‌گردد.[۲۸]
  • تکیه بر قرائن لُبّی و ارتکازی: وی در مباحث اقتصادی، سیره متشرعه و اجماع را صرفاً یک دلیل مستقل نمی‌بیند، بلکه آن‌ها را به عنوان یک «قرینه لُبّی و ارتکازی» در ذهن متشرعه زمان صدور روایت می‌داند که می‌تواند موجب اجمال یا تقیید در اطلاقات نصوص شرعی شود.[۲۹]
  • اعمال دقیق قواعد تعارض (دوران بین اقل و اکثر): در گره‌های استنباطی اقتصاد اسلامی (مانند تعارض ظواهر ادله در کسر هزینه‌ها)، وی با ارجاع مسأله به قواعدی نظیر «دوران مخصص بین اقل و اکثر»، معتقد است باید به قدر متیقن بسنده کرد و در موارد مشکوک به عمومات بازگشت.[۳۰]

۲. مبانی معناشناختی و رجال‌پژوهی

  • تفکیک «کفر فقهی» از «کفر کلامی»: در مواجهه با روایاتی که تارک فریضه یا مرتکب گناه را «کافر» خوانده‌اند، وی مبنای ظریف زبانی دارد: کاربرد واژه «کفر» در لسان روایات لزوماً به معنای سلب هویت حقوقی فرد در دنیا (کفر فقهی) نیست، بلکه در بسیاری موارد به معنای «کفر جحود» یا بیانگر تشدید عذاب اخروی (کفر کلامی) است. لذا نمی‌توان با تمسک به اطلاق این واژه، آثار سنگین مدنی را بر افراد بار کرد.[۳۱]
  • حکومت کلام معصوم بر جرح و تعدیل رجالیون: وی در علم رجال مبنای بدیعی در حل تعارض شهادت‌ها دارد. در تقابل میان تضعیفِ یک راوی توسط علمای رجال (مانند نجاشی) و توثیقِ همان راوی در یک روایت معتبر از معصوم، مشهور رجالیون قائل به تساقطِ دو شهادت هستند. اما هاشمی شاهرودی استدلال می‌کند که چون میان این دو «تکاذب» وجود ندارد (زیرا ممکن است رجالی از واقعیتِ پنهانی که امام می‌دانسته بی‌خبر باشد)، روایتِ مستند به معصوم، بر شهادت و استنباطِ عالم رجالی «حکومت» داشته و راوی ثقه محسوب می‌شود.[۳۲]

۳. معرفت‌شناسی حقوقی و تفکیک نظامات قانونی

  • تفکیک «مقام ثبوت» (ماهیتِ قانون) از «مقام اثبات» (آیین دادرسی): یکی از مهم‌ترین مبانی استنباطی وی، تفکیک قاطع میان خطاباتِ ناظر به «حقوق ماهوی» و «حقوق شکلی» است. وی در نقد استدلال به آیات قرآن برای اثباتِ اعتبارِ علم قاضی، تصریح می‌کند که این آیات صرفاً در «مقام تقنین مجازات» (تعیین جرم و کیفر در واقع) هستند و به هیچ وجه ناظر به «مقام اثبات و چگونگیِ اجرای قانون در دادگاه» نیستند. این مبنای اصولی مانع از آن می‌شود که احکامِ کلیِ قرآن، جایگزینِ قوانینِ دقیقِ آیین دادرسی شوند.[۳۳]
  • نفی ملازمات عقلیِ باطل در استنباط حقوقی (کشف دور منطقی): وی در روش‌شناسی فقهی خود، به شدت با استدلال‌های دوری و استحسانی مقابله می‌کند. به عنوان نمونه، در ردِ این استدلال که «اگر قاضی به علم خود عمل نکند، مرتکب فسق شده است»، اثبات می‌کند که این یک «دور باطل» است؛ زیرا گناهکار بودن قاضی، فرعِ بر این است که از پیش در قانون، «اعتبار و حجیت علم قاضی» اثبات شده باشد. این دقت منطقی، مانع از تولید قواعدِ حقوقی بر پایه پیش‌فرض‌های اثبات‌نشده می‌گردد.[۳۴]

آراء و اندیشه‌های فقهی

بخش عمده‌ای از نوآوری‌های علمی سید محمود هاشمی شاهرودی، متمرکز بر «فقه معاصر» و پاسخ به نیازهای حقوقی، کیفری و اقتصادی جهان مدرن است. آراء وی مبتنی بر استنطاق از مبانی اصولی و تطبیق دقیق قواعد فقهی بر موضوعات مستحدثه و نظام‌سازی است:

۱. رویکرد نظام‌ساز در فقه زکات و مالیه عمومی

یکی از شاخصه‌های آراء فقهی هاشمی شاهرودی، گذار از نگاه فردگرایانه به احکام مالیِ اسلام و بازخوانی آن‌ها در قامت «مالیه عمومی» و «نظام مالیاتی» است. بخشی از تدریس‌های خارج فقه وی به زکات اختصاص داشته که در آن خوانش‌های نوینی برای اقتصاد کلان ارائه داده است:

  • حفظ پایه مالیاتی (عدم کسر مؤنه از نصاب): در اقتصاد کشاورزی مدرن که هزینه‌های تولید بسیار بالاست، وی برخلاف فتوای مشهور و سید یزدی در العروة الوثقی، معتقد است هزینه‌های تولید از «حد نصاب» زکات کسر نمی‌شود، بلکه تنها از مقدار «فریضه» (سهم زکات) مستثنی می‌گردد. این رأی مبتکرانه سبب می‌شود «پایه مالیاتی» در اقتصاد اسلامی گسترده بماند و مشمولان زکات تقلیل نیابند، در حالی که همزمان عدالت برای تولیدکننده نیز رعایت می‌شود.[۳۵]
  • مضیق دانستن دایره مؤنه: برخلاف فقهای پیشین که استهلاک ابزارآلات و لباس را نیز جزء هزینه‌های قابل کسر می‌دانستند، وی با رویکردی نزدیک به حسابداری مدرن، مرز دقیقی میان «هزینه‌های مستقیم تولید» و مفاهیمی چون «استهلاک سرمایه» یا «عدم‌النفع» رسم کرده و تنها هزینه‌های قطعی را قابل کسر می‌داند.[۳۶]
  • نظریه «شرکت در مالیت»: مشهور فقیهان امامیه، تعلق زکات به اموال را به نحو «اشاعه در عین» یا «کلی فی المعین» می‌دانند. هاشمی شاهرودی هر دو مبنا را رد کرده و نظریه «شرکت در مالیت» را اثبات می‌کند. بر این اساس، آنچه متعلق حق فقراست، «مالیت و ارزش» مال زکوی است؛ لذا مالک شرعاً مجاز است زکات را از غیر جنس زکوی و از طریق پرداخت پول رایج (اسکناس) بپردازد.[۳۷]
  • توسعه زکات از طریق «حکم ولایتی»: در مواجهه با تعارض روایات درباره محصور بودن زکات در موارد نه‌گانه، وی استدلال می‌کند که بخشی از روایاتِ مُثبِت (مانند وضع زکات بر اسب)، نه بیانگر حکم ثابت شرعی، بلکه «حکم حکومتی و ولایتی» بوده‌اند. وی تعیین مصادیق جدید زکات را بر اساس مقتضیات اقتصاد جامعه، از شئون ولی‌امر می‌داند.[۳۸]
  • عدم تعلق زکات به اموال عمومی: وی مالکیت خصوصی را شرط تعلق زکات دانسته و اموال عمومی، اراضی خراج، انفال و بودجه نهادهای دولتی و شهرداری‌ها را تخصصاً از شمول ادله زکات خارج می‌داند.[۳۹]

۲. تضییق مرزهای تکفیر

یکی از چالش‌های بنیادین فقه معاصر در عرصه سیاسی و اجتماعی، پدیده «تکفیر» و تعیین مرزهای خروج از دین (ارتداد) است. هاشمی شاهرودی در مبحث «حج» و در بررسی حکمِ «منکر ضروریات دین»، آراء مهمی در نقد مبانی تکفیر و صیانت از حقوق شهروندی مسلمانان ارائه می‌دهد:

  • مخالفت با تکفیر خودکار در انکار ضروریات: بر اساس فتوای مشهور فقها، کسی که یکی از ضروریات دین را انکار کند، کافر محسوب می‌شود. هاشمی شاهرودی این کبرای کلی را رد کرده و استدلال می‌کند که صرفِ «انکار یک حکم ضروری»، موضوع احکام کفر نیست. از منظر وی، آثار حقوقی و مدنیِ اسلام (نظیر حق حیات، مالکیت و جواز نکاح) بر عنوانِ اثباتیِ «انتحال و اقرار ظاهری به شهادتین» استوار است و تا زمانی که انکار یک حکم، مستلزم تکذیب صریح رسالت پیامبر نباشد، فرد از هویت حقوقی اسلام خارج نمی‌شود.[۴۰]
  • حفظ هویت اسلامی در برابر انکار ضروریاتِ مذهبی: وی با تفکیک میان ضروری دین و ضروری مذهب، تصریح می‌کند که انکار احکامی که از مسلمات یک مذهب خاص است (مانند مسأله امامت در مذهب امامیه)، موجب خروج از «نحله اسلام» نمی‌شود. این رأی، پشتوانه فقهیِ مستحکمی برای تقریب مذاهب اسلامی و همزیستی مسالمت‌آمیز فرقه‌های اسلامی در دولت‌های مدرن فراهم می‌آورد.[۴۱]
  • مقابله فقهی با جریان‌های تکفیری: وی با اشاره به بدعت‌ها و جریان‌های سلفی و تکفیری، وظیفه فقه معاصر و نظام جمهوری اسلامی را تبیین «فقه مقارن» و دفاع مستدل از مرزهای اسلام اصیل در برابر تقلیل‌گرایی و خروج‌سازی‌های کاذب می‌داند.[۴۲]

۳. محدودسازی مرجعیت علم قاضی

یکی از چالش‌های پیاده‌سازی فقه کیفری در دوران معاصر، مسأله «اعتبار علم قاضی» و خطرِ صدورِ احکام سلیقه‌ای در دادگاه‌هاست. هاشمی شاهرودی در مباحث فقه جزاء، با رویکردی انتقادی به ادله سنتی، دامنه اختیارات قاضی در صدور حکم متکی بر علم شخصی (بدون استناد به ادله عینی نظیر اقرار و بینه) را به شدت مضیق می‌کند:

  • نقد اجماع ادعایی و تفکیک قاضی معصوم و غیرمعصوم: در حالی که برخی فقها بر جواز صدور حکم بر اساس علمِ شخصی قاضی ادعای اجماع کرده‌اند، هاشمی شاهرودی با بازخوانی آرای قدما (نظیر شیخ طوسی و ابن‌حمزه) اثبات می‌کند که نه‌تنها اجماع روشنی در این زمینه وجود ندارد، بلکه در فقه اصیل امامیه میان «قاضی معصوم» و «قاضی غیرمعصوم» تفکیک قائل شده‌اند. بر این اساس، قاضی غیرمعصوم، به ویژه در حقوق کیفری و حدود، نمی‌تواند صرفاً با استناد به علم خود و بدون طی شدن رویه‌های دادرسی، اقدام به صدور و اجرای حکم نماید.[۴۳]
  • نفی اولویت علم قاضی بر ادله عینی: وی در پاسخ به استدلالی که علم قاضی را قوی‌تر از شهادت شهود (بینه) می‌داند، تحلیلی مدرن از جایگاه حقوق عمومی ارائه می‌دهد. از منظر وی، علم قاضی تنها برای شخص خودش حجیت ذاتی دارد، اما در مقام قضاوت که نفوذ حکم بر جامعه مطرح است، علم یک فرد لزوماً قوی‌تر از رویه‌های اثباتیِ عینی نیست و شارع برای حفظ انسجام حقوقی، به علم شخصی یک نفر بسنده نکرده است.[۴۴]
  • تفکیک وظایف شرعی فردی از اختیارات قضایی: وی این استدلال که «قاضی اگر علم به وقوع جرم داشته باشد، از باب نهی از منکر باید حکم صادر کند» را رد می‌کند. از منظر وی، وظیفه «امر به معروف و نهی از منکر» تکلیفی شرعی و کاملاً بیگانه از «جواز صدور حکم قضایی الزام‌آور» است و نمی‌توان تکالیف فردی قاضی را دستاویزی برای توسعه اختیارات حاکمیتی او در دادگاه قرار داد.[۴۵]

پژوهش‌ها درباره اندیشه‌های او

پژوهش‌های منتشرشده درباره اندیشه‌های هاشمی شاهرودی بیشتر به صورت موضوع‌محور و در پیوند با حوزه‌هایی مانند فقه جزا، سیاست کیفری، زندان، اقتصاد اسلامی و بازارهای مالی انجام شده است. این پژوهش‌ها غالباً به جای بررسی جامع شخصیت فقهی او، یکی از آرای وی را در نسبت با مسائل معاصر تحلیل کرده‌اند.

یکی از نمونه‌های این دست پژوهش‌ها، مقاله «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم» نوشته سید عباس پورهاشمی است. نویسنده در این مقاله، دیدگاه‌های هاشمی شاهرودی درباره زندان را در کنار نقدهای میشل فوکو بر پیدایش زندان در تمدن مدرن بررسی کرده است. در این مقاله، هاشمی شاهرودی از منظر فقه اسلامی، زندان گسترده و رایج در نظام‌های حقوقی جدید را امری استثنایی و نه یک مجازات اصلی دانسته و بر کاهش زندانیان، اصلاح قوانین کیفری، پرهیز قضات از صدور حکم حبس مگر در موارد ضروری، و تغییر نگاه به برخی مصادیق جرم تأکید کرده است. به گزارش این پژوهش، در نگاه هاشمی شاهرودی، زندان در فقه اسلامی بیشتر جنبه پیشگیرانه و اضطراری دارد و نباید به ابزار اصلی مجازات و انتقام تبدیل شود.[۴۶]

در حوزه اقتصاد اسلامی نیز برخی پژوهش‌ها به آرای هاشمی شاهرودی در زمینه فقه معاملات و بازارهای مالی استناد کرده‌اند. محمدکاظم بکتاش در مقاله «مشروعیت درآمدزایی ریسک و مخاطره در بازارهای مالی از دیدگاه فقه امامیه»، با استفاده از روش کشفی شهید صدر، مسئله مشروعیت درآمد ناشی از پذیرش ریسک را بررسی کرده است. این مقاله در تحلیل قواعدی مانند «الخراج بالضمان»، «من له الغنم فعلیه الغرم» و «عدم استحقاق ربح ما لا یضمن»، به مباحث هاشمی شاهرودی درباره نسبت میان ضمان، پذیرش مخاطره و استحقاق سود ارجاع می‌دهد. بر اساس این گزارش، هاشمی شاهرودی در تحلیل قاعده «عدم استحقاق ربح ما لا یضمن»، سود مشروع را در مواردی می‌پذیرد که شخص، ریسک و ضمان مال را نیز بر عهده گرفته باشد؛ مبنایی که در تحلیل فقهی قراردادهای مالی جدید، مضاربه، ضمانت‌نامه‌ها و ابزارهای مالی اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.[۴۷]

این دست پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بازتاب اندیشه‌های فقهی هاشمی شاهرودی، بیش از آنکه در قالب تک‌نگاری‌های مستقل درباره شخصیت علمی او باشد، در مطالعات مسئله‌محورِ فقه معاصر دیده می‌شود؛ به‌ویژه در مباحثی مانند حبس‌زدایی، سیاست کیفری، ضمان، ریسک، درآمدزایی در بازارهای مالی و نسبت فقه سنتی با نهادهای حقوقی و اقتصادی جدید.


پانویس‌ها

  1. زندگینامه رسمی، پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی
  2. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲۲۱، ۳۰ آبان ۱۳۹۰؛ جلسه ۹۰، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹.
  3. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۷۱، ۹ فروردین ۱۳۸۹؛ جلسه ۷۴، ۱۶ فروردین ۱۳۸۹؛ جلسه ۲۳۵، ۱۲ دی ۱۳۹۰.
  4. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹، ۱۹ مهر ۱۳۹۳؛ جلسه ۲۰، ۲۰ مهر ۱۳۹۳.
  5. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۱۹ـ۲۲.
  6. پورهاشمی، سید عباس، «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم»، پگاه حوزه، شماره ۱۳، خرداد ۱۳۸۰.
  7. بکتاش، محمدکاظم، «مشروعیت درآمدزایی ریسک و مخاطره در بازارهای مالی از دیدگاه فقه امامیه»، معرفت اقتصادی اسلامی، سال چهارم، شماره ۱، پیاپی ۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۱، ص ۱۱۵ـ۱۴۱.
  8. زندگینامه رسمی، پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی
  9. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲، ۱۱ مهر ۱۳۸۸؛ جلسه ۱۵، ۵ مهر ۱۳۹۰؛ جلسه ۱۶، ۹ مهر ۱۳۹۰.
  10. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۱۶ـ۲۲.
  11. پورهاشمی، سید عباس، «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم»، پگاه حوزه، شماره ۱۳، خرداد ۱۳۸۰.
  12. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹، ۱۹ مهر ۱۳۹۳؛ جلسه ۲۰، ۲۰ مهر ۱۳۹۳؛ جلسه ۲۲، ۲۲ مهر ۱۳۹۳.
  13. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بحوث فی علم الأصول، تقریر درس‌های اصول سید محمدباقر صدر.
  14. هاشمی شاهرودی، سید محمود، أضواء و آراء.
  15. زندگینامه رسمی، پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی
  16. همان
  17. همان
  18. همان
  19. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بحوث فی علم الأصول، تقریر درس‌های اصول سید محمدباقر صدر.
  20. هاشمی شاهرودی، سید محمود، أضواء و آراء.
  21. هاشمی شاهرودی، سید محمود، کتاب الزکاة.
  22. هاشمی شاهرودی، سید محمود، کتاب الخمس.
  23. هاشمی شاهرودی، سید محمود، کتاب المضاربة.
  24. هاشمی شاهرودی، سید محمود، قراءات فقهیة معاصرة.
  25. هاشمی شاهرودی، سید محمود، «احکام فقهی کاهش ارزش پول».
  26. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱.
  27. زندگینامه رسمی، پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمود هاشمی شاهرودی
  28. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۵ (۵ مهر ۱۳۹۰).
  29. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۵ (۵ مهر ۱۳۹۰).
  30. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۶ (۹ مهر ۱۳۹۰).
  31. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹ (۱۹ مهر ۱۳۹۳) و جلسه ۲۲ (۲۲ مهر ۱۳۹۳).
  32. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۲۶ (۲۶ مهر ۱۳۹۳).
  33. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۱۹-۲۰.
  34. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۲۱-۲۲.
  35. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسات ۱۶ تا ۱۸ (مهر ۱۳۹۰).
  36. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۱۷ (۱۱ مهر ۱۳۹۰).
  37. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲۲۱ (۳۰ آبان ۱۳۹۰) و جلسه ۹۰ (۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹).
  38. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۷۱ (۹ فروردین ۱۳۸۹)، جلسه ۷۴ (۱۶ فروردین ۱۳۸۹) و جلسه ۲۳۵ (۱۲ دی ۱۳۹۰).
  39. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (زکات)، جلسه ۲ (۱۱ مهر ۱۳۸۸).
  40. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱۹ (۱۹ مهر ۱۳۹۳) و جلسه ۲۰ (۲۰ مهر ۱۳۹۳).
  41. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۲۰ (۲۰ مهر ۱۳۹۳).
  42. هاشمی شاهرودی، سید محمود، درس خارج فقه (حج)، جلسه ۱ (۱ مهر ۱۳۹۳).
  43. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۱۶-۱۹.
  44. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۲۱.
  45. هاشمی شاهرودی، سید محمود، بایسته‌های فقه جزاء، ج ۱، ص ۲۲.
  46. پورهاشمی، سید عباس، «زندان؛ چشم‌اندازی از دریچه اسلام و پست‌مدرنیسم»، پگاه حوزه، شماره ۱۳، خرداد ۱۳۸۰.
  47. بکتاش، محمدکاظم، «مشروعیت درآمدزایی ریسک و مخاطره در بازارهای مالی از دیدگاه فقه امامیه»، معرفت اقتصادی اسلامی، سال چهارم، شماره ۱، پیاپی ۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۱، ص ۱۱۵ـ۱۴۱.

منابع