|
|
| (۶۰۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
|
| | == فقه مقاومت == |
| ==معرفی و گزارش ساختار== | | [[فقه مقاومت]] یکی از عناوین و شاخه های فقه مضاف در باب فقه سیاسی و فقه اجتماعی میباشد. اگرچه در گذشته در ابواب فقه سنتی در باب جهاد و امر به معروف میتوان ردپایی از بحث دفاع و مقاومت دید ولی با توجه به موضوعات جدید جایگاه ویژهای در فقه معاصر پیدا کرده است. |
| کتاب طنز در آیینه فقه پژوهشی است با هدف تبیین احکام طنز در مقوله های فرهنگی و اجتماعی.
| |
| کتاب در سه بخش و چندین فصل تنظیم شده است. نویسنده در بخش اول، به بررسی مفهوم طنز و مفاهیم مشابه همچون (هزل، بذل، لطیفه..) و تاریخچه طنز پرداخته است. (ص........) در بخش دوم، در سیزده فصل طنز از منظر فقهی بررسی شده است. در بخش سوم، به استعارهها، کنایهها و تشبیهات در قرآن و روایات اشاره کرده و آنها را با طنز پیوند داده تا نشان دهد طنز چگونه میتواند در قالبهای قرآنی و روایی به کار رود.
| |
|
| |
|
| این کتاب در سال ۱۳۹۳ش و به همت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در در ۲۰۷ صفحه به چاپ رسیده است. نویسنده کتاب عزیز الله زارع آملی (زاده ۱۳۴۰) محقق و مدرس حوزه ی علمیه قم بوده و کتاب «دوجهان بینی اسلام و کمونیسم» ازجمله آثار علمی اوست.
| | امروزه نظام سلطه و استکبار جهانی برای فشار و استعمار و استثمار هرچه بیشتر کشورهای اسلامی انواع و اقسام فشارهای سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، رسانه ای، فرهنگی و... را بر آنها وارد کرده که به تناسب این گونه جنگهای ترکیبی و نامتقارن موضوعات مقاومت از جمله مقاومت سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و... شکل گرفته است که فقه مقاومت شامل همه آنهاست. |
|
| |
|
| ===روش شناسی===
| | فقه مقاومت وظیفه دولتهای اسلامی، آحاد مردم و جبهه های محور مقاومت در احکام وضعی و تکلیفی هر یک از این موضوعات فقه مقاومت و مسائل مرتبط با آن را در مواجهه با ظلم، استکبار، اشغالگری و هژمونی قدرتهای سلطهگر تبیین میکند. از جمله ادلهای که در باب فقه مقاومت مطرح میشود به قاعده نفی سبیل، [[قاعده وجوب إعداد قوه (بازدارندگی)]]، قاعده وجوب دفاع عن حیاض اسلام، قاعده حرمت اعانه بر إثم، [[قاعده لاضرر (منابع مطالعاتی)|قاعده لاضرر]] و... میتوان اشاره کرد. |
| نویسنده در این کتاب، احکام تکلیفی مربوط به طنز را با استناد به ادله اربعه فقهی قرآن، سنت، اجماع و عقل(ص۱۴۰)بررسی کرده است. وی تلاش کرده است با استفاده از روایات فقهی و اخلاقی، و همچنین تحلیل سند و دلالت آنها(۶۴-۷۶)، حکم الهی مربوط به هر موضوع را در حوزه طنز استخراج و بیان کند. وی از قواعد اصولی اصل برائت (ص۶۰)، باب تزاحم (ص۱۶۷) همچنین از قواعد عقلی وجوب دفع افسد به فاسد(ص۱۶۷) نیز بهره جسته است.
| |
| نویسنده در بعضی از فروعات فقهی با نگاه انتقادی به برخی تحلیل های فقهی صاحبان فتوی، نظرات آنان را نقد کرده و سعی کرده نظری جامع تر و دقیق تری ارائه دهد.
| |
|
| |
|
| | برخی معاصرین مقاومت را به ۱.مقاومت فردی: دفاع از جان، مال و ناموس |
| | ۲.مقاومت جمعی: مقابله با حاکم ظالم و مستبد ۳.مقاومت جمعی: مقابل با اشغال و نفوذ بیگانگان کافر بر سرزمینهای اسلامی، تقسیم کردهاند. |
|
| |
|
| ==جایگاه فقهی طنز== | | ==کتابها== |
| نویسنده در ابتدا روایات مرتبط با مزاح را به سه دسته کلی تقسیم میکند: جواز مزاح، نهی از مزاح بهطور مطلق و نهی از کثرت مزاح. پس از بررسی سندی و دلالتی هر یک از این روایات، نویسنده به جمعبندی و تحلیل آنها میپردازد. او با استفاده از تعلیلهایی که در روایات نهی از مزاح آمده، نتیجه میگیرد که مراد شارع از نهی در این روایات، نهی تنزیهی است و نه تحریمی. همچنین، با استناد به قرائن و شواهد موجود در متن روایات و بر اساس قاعده اصولی، روایات نهی را به نهی از کثرت مزاح تفسیر میکند و توضیح میدهد که آنچه کراهت دارد، کثرت مزاح است، نه خود مزاح. در ادامه، نویسنده با استناد به روایتی که بر کثرت مزاح در سفر دلالت دارد، حکم به عدم کراهت کثرت مزاح در سفر میدهد. (ص۶۳-۸۰)
| | === فارسی === |
| نویسنده در ادامه با استناد به روایات، به بررسی حکم شرعی خنده و کلام خندهآور پرداخته است. او سوال میکند که آیا خندیدن یا کلام و فعل خندهآور در اسلام حکم خاصی دارد؟
| | #فقه المقاومة(تقریرات درس خارج فقه آیتالله سیداحمد علمالهدی)، مرتضی فخارشاکری و سیدمهدی مرویانحسینی، مشهد، مدرسه علمیه عالی نواب، انتشارات صالحیه نواب، ۱۴۰۴ش. [https://www.gisoom.com/book/45045691/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ صفحات ابتدایی کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
| نویسنده در ابتدا با استناد به روایاتی که از خنداندن دیگران نهی کردهاند، دلالت این روایات را بررسی کرده و نتیجه میگیرد که این نهیها جنبه ارشادی دارند و نه مولوی. به عبارت دیگر، نهی از خندان دیگران به معنای تحریم نیست، بلکه نوعی توصیه است که نشان میدهد کثرت خندیدن ممکن است نکوهیده باشد. (ص۸۱-۸۷)
| | #پژوهشی تطبیقی در فقه مقاومت، [[محمدمهدى آصفى|آیتالله محمدمهدى آصفى]] به ترجمه علی کارشناس، قم، زمزم هدایت، ۱۳۹۵ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-book/%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b7%d8%a8%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa/ متن کتاب در کتابخانه فقه معاصر] |
| | ===عربی=== |
| | # فقه المقاومة دراسة مقارنة، احمد شفیعینیا، تهران، معاونت فرهنگی مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامی، ۱۴۳۲ق. [https://noorlib.ir/book/view/37644/%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9?pageNumber=9&viewType=html صفحات ابتدایی کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
| | # المبانی الفقهیة للمقاومة(مقاومة الاحتلال)، محمد مهدی آصفی، نجف اشرف، مجمع اهلبیت علیهم السلام، ۱۴۳۲ق. [https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=802647 متن کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
| | # فقه المقاومة المبانی الفقهیة للمقاومة(مقاومة الحکومات الظالمة)، محمدمهدى آصفى، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی(علیه السلام)، ۱۴۳۲ق. [https://noorlib.ir/book/view/35902/%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9-:-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C%D9%87-%D9%84%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9-(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B8%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A9)?pageNumber=2&viewType=pdf کتاب در کتابخانه مرکز نور] |
| | # فقه المقاومة دراسة فقهية مقارنة، محمدمهدى آصفى، تهران، معاونت فرهنگی مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامی، ۱۴۳۰ق. [https://lib.eshia.ir/12391/1/5 متن کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| | ==مقالهها== |
| | ===فارسی=== |
|
| |
|
| | # شناسایی و بازخوانی مستندات «حق بر مقاومت» در پرتو تحلیل ادله و مستندات شرعی، محمد زبده و محمدرضا حسینی و سید امیرمحمد ابوترابی و علی محمدیان، فصلنامه علمی مطالعات بین رشتهای دانشراهبردی، سال پانزدهم، شماره ۵۹، تابستان،۱۴۰۴ش. [https://smsnds.sndu.ac.ir/article_3648_860c2e2549fbaa44d4f108775be8184e.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| | # مبانی فقهی دفاع مشروع در مقاومت، مهدی بهرمند و نازی پورکریمی و سمانه کردستانی، [[فصلنامه تحقیقات کاربردی فقه و حقوق]]، سال ۴، شماره ۱، شماره ۵، بهار ۱۴۰۳ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d9%82%d9%87%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa/ متن مقاله در کتابخانه فقه معاصر] |
| | # نسبتسنجی قاعده فقهی «لاضرر» با نظریه مقاومت اسلامی، حسین آجورلو و علی قاسمی، فصلنامه علمی پژوهشهای انقلاب اسلامی، دوره ۱۳، شماره ۲، شماره پیاپی ۴۹، تابستان ۱۴۰۳ش.[https://www.roir.ir/article_196067_a0d58b67f38f8096e23a5d0b2f7c3de7.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی-حقوقی "حق بر مقاومت" و مبارزه با اشغالگر، محمد بشیر محمدی، سی و هشتمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی، ۱۴۰۳ش. [https://civilica.com/media/d/2302508.webp چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | #تبیین مبانی فقهی مقاومت در اندیشه آیتالله خامنهای، علی ملکی،دو فصلنامه پژوهشهای سیاست اسلامی، سال ۱۱، شماره ۲۳، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش.[https://ipr.isri.ac.ir/article_184598_c60253524a24135bcff845d293615537.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | #بررسی تطبیقی مقاومت در فقه سیاسی شیعه و اهل سنت، مهدی جعفری پناه و صالحه ملبوبی، [[دو فصلنامه فقه حکومتی]]، سال ۸، شماره ۱۵، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش. [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2335032/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8 صفحات ابتدایی را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی نظریۀ مقاومت در روابط بین الملل با تأکید بر آراء و اندیشههای حضرت آیتالله خامنهای(مدظله العالی)، محمدقیوم عرفانی و سیدمهدی محمدی، فصلنامۀ علمی پژوه نامه فقه و علوم اسلامی، دورۀ ۲، شمارۀ ۷، زمستان۱۴۰۲ش. [https://www.pajoohname.ir/article_204013_08f5e401ff803719390082e4948fac65.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # چیستی «راهبرد مقاومت» در اندیشه مقام معظم رهبری و تحلیل مبانی عقلی آن از منظر فقه سیاسی، مهدی درگاهی، [[فصلنامه حکومت اسلامی]]، سال ۲۸، شماره ۲، شماره ۱۰۸، تابستان۱۴۰۲ش. [https://iranjournals.nlai.ir/bitstream/handle/123456789/1040128/814ED49E8DE27CF5B3DB9A4177A272EF.pdf?sequence=1&isAllowed=y متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # فقه حکومتی و بسط گفتمان مقاومت فرهنگی، سید حنیف رضازاده و عابدین مومنی، فصلنامه پژوهشنامه فقه اجتماعی، سال ۱۱، شماره ۲۲، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%d9%81%d9%82%d9%87-%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%b3%d8%b7-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c/ متن مقاله در کتابخانه فقه معاصر] |
| | # نگاهی به گستره مقاومت و حدود عقب نشینی از منظر فقه سیاسی، محمدرسول فخره وسیداحسان رفیعی علوی، دو فصلنامه علمی "[[پژوهش نامه فقه اجتماعی|پژوهشنامه فقه اجتماعی]]"، سال دهم، شماره ۲، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.[https://sj.isu.ac.ir/article_76384_866f347aa27cc53d99287c788ca46c79.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # نظریۀ جهاد ذبّی در اندیشۀ [[آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی|آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی]] و نسبت آن با فقه مقاومت، محمد خسروی و سیدجواد حسینی خواه، مجله مطالعات فقه سیاست، شماره ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ش. [https://spj.markazfeqhi.com/article_704516_4b29d471ef8d084a0e20cbef7064a530.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مقاومت در قرآن، سلمان نگهبان و رحیم ابوالحسینی، اندیشه تقریب، سال شانزدهم، شماره دوم، تابستان، ۱۳۹۹ش. [https://taqribstudies.ir/publication/wp-content/uploads/2022/06/andish39-2.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # جایگاه اصل مقابله به مثل در مقاومت اسلامی، مهدی مقدادی داودی و سید جواد حسینی خواه، [[دو فصلنامه فقه و اجتهاد]]، سال۷، شماره ۱۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش. [http://mags.markazfeqhi.com/article_249452_d260d14ee3b97e6c78fba0a33284cfc1.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنّت، مولانا علی احمد سلامی، [[اندیشه تقریب]]، سال چهاردهم، شماره اول، بهار ۱۳۹۷ش. [https://taqribstudies.ir/publication/wp-content/uploads/2022/06/andish36-3.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی دیپلماسی مقاومت در برابر تحریمها در نظام جمهوری اسلامی ایران، حسین حاجی حسینی و محمد علی حسین زاده و احمد مرتاضی، [[فصلنامه پژوهشهای انقلاب اسلامی]]، سال ۶، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۹۶ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d9%82%d9%87%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%ad/ متن مقاله در کتابخانه فقه معاصر] |
| | # خوانشی انتقادی از انگاره تعارض قاعده «لاضرر» با مقاومت اسلامی از نگاه قرآن کریم، حسین علی یوسف زاده، [[فصلنامه حکومت اسلامی]]، سال ۲۵، شماره ۳، شماره ۹۷، پاییز ۱۳۹۵ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6-%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87/ متن مقاله در پایگاه فقه معاصر] |
| | # مبانی فقهی مقاومت مسلحانه، آیتالله محمدمهدی آصفی و ترجمه محمد غروی نائینی، اندیشه تقریب، شماره ۱۹، تابستان ۱۳۸۸ش. [https://taqribstudies.ir/publication/wp-content/uploads/2022/06/andish19-2.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| | ===عربی=== |
|
| |
|
| | # المبانی الفقهیة للمقاومة المسلحة، أسس و مبادی و مقومات، محمد مهدی آصفی، نشریه الثقلین، شماره ۶۲، تابستان ۱۴۳۰ق. [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/420363/%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C%D9%87-%D9%84%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%B3-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%82%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA صفحات ابتدایی مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| ===قاعده اصل برائت === | | ==پایاننامهها== |
| | ===فارسی=== |
|
| |
|
| در فصل اول، نویسنده قاعده برائت را بهعنوان اصل اولی در موارد مشکوک پذیرفته و بر اساس آن، در مواردی که شک در حرمت طنز وجود دارد، حکم به جواز آن میدهد. این استدلال بر اساس آیات، روایات و نیز قاعده «قبح عقاب بلا بیان» است. در صورتی که حکم حرام بودن طنز به وضوح ثابت نشود، بهطور پیشفرض میتوان آن را مجاز دانست. (ص ۵۹-۶۱)
| | # نسبت سنجی قاعده «لا ضرر» با نظریه مقاومت اسلامی، حسین آجورلو، کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده الهیات و ادیان، ۱۴۰۳ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/viewer/71d91d7a9d116f16e6d03cd7c43f4098?sample=1 صفحات ابتدایی را اینجا مطالعه کنید] |
| | # تحلیل فقهی مقاومت اسلامی در جنگ های ترکیبی، محمدرسول فخره، کارشناسی ارشد، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، ۱۴۰۲ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/15f4c0d1f7eb0168eb2f618756ee948e چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بین الملل، محمدقیوم عرفانی، دکتری تخصصی، جامعه المصطفی العالمیه، مجتمع آموزش عالی فقه - مدرسه عالی فقه تخصصی، ۱۴۰۱ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/e88ebb8c8b86b17af604f695e131589c چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مشروعیت مقاومت در حقوق بینالملل و فقه اسلامی، حیدر محمد حسین الخزاعی، کارشناسی ارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده حقوق، ۱۴۰۱ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/2c504a622e20272fe6185f256e75c8aa چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مطالعه تطبیقی جهاد و مقاومت از منظر فقه امامیه و شافعی، حاجی رحیمیفرد، کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور استان لرستان، مرکز پیام نور خرمآباد، ۱۴۰۱ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/f758ac3ba63a8b10fbebedb13fbdb108 چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # بررسی مبانی فقهی دفاع و مقاومت، علی قهرماننیا مغانلو، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماکو، گروه حقوق، ۱۴۰۰ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/1ee4642d97b24d0c40a92950d8a642bf چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مفهوم شناسی مقاومت و تبیین ساحتهای آن در فقه اسلامی،سید حنیف رضازاده، دکتری تخصصی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۴۰۰ش.[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/1f6e8a780d6c72acce42213355e17443 چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| | | ===عربی=== |
| ==مصادیق طنز== | | ==سایر منابع== |
| | | #نشست علمی، بررسی فقه مقاومت با تأکید بر دیدگاه امام شهید؛ از موضوعشناسی فرهنگی تا تربیت مقاومتی، ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ش. [https://riicj.com/news/9709/ متن نشست در سایت فقه معاصر] |
| نویسنده در ابتدا مصادیق طنز را در هر فصلی بیان می کند سپس با تعریف اجمالی و توضیحاتی، موضوع بحث را به خوبی تبیین کرده و با بیان ادله فقهی و بحث های سندی و محتوایی روایات به جمع بندی و بیان حکم الهی اکتفا میکند.
| | # نشست علمی، تأکید [[آیتالله سیدمجتبی نورمفیدی]] بر ضرورت بازخوانی فقه مقاومت در برابر تهدیدهای نوپدید، ۲۳ آذر ۱۴۰۴ش. [https://riicj.com/news/8235/ متن نشست در سایت فقه معاصر] |
| این مصادیق عبارتند از:
| | # سخنرانی آیتالله فاضل لنکرانی در نشست علمی جایگاه قاعده لاحرج و لاضرر در فقه مقاومت، ۱۷ آبان ۱۴۰۳ش.[https://fazellankarani.com/persian/news/26075/ متن بیانات را اینجا مطالعه کنید] |
|
| | # سخنرانی آیتالله فاضل لنکرانی در همایش فقه مقاومت،۵ آبان ۱۴۰۲ش. [https://fazellankarani.com/persian/lecture/25310/ متن بیانات را اینجا مطالعه کنید] |
| ===رابطه طنز و لهو=== | | # سخنرانی آیتالله فاضل لنکرانی در همايش نظریه جهاد ذبّی و نسبت آن با فقه مقاومت در [[مرکز فقهی ائمه اطهار(عليهم السلام)]]، ۱۳ آذر ۱۳۹۸ش. [https://fazellankarani.com/persian/news/22466/ متن بیانات را اینجا مطالعه کنید] |
| در فصل پنجم از بخش دوم، نویسنده درصدد این است که آیا طنز مصداقی از لهو است تا حرام محسوب شود؟
| | # اصول و مبانی «فقه مقاومت» از منظر آیتالله مکارم شیرازی، ۵ خرداد ۱۳۹۷ش. [https://makarem.ir/news/fa/News/Details/410251 متن را اینجا مطالعه کنید] |
| نویسنده با استناد به [[سوره لقمان آیه ۶]] و کلمات فقهای متعدد به حرام بودن لهو (مثل حرمت شکار لهوی و اتمام نماز در سفر) اشاره می کند. وی اشکال می کند: اگر این موارد به دلیل لهو بودن ممنوعاند، برنامههای سرگرمکننده رادیو و تلویزیون که ساعت ها وقت مردم را میگیرد، باید مصداق لهو حرام باشند (ص۱۰۶).
| |
| | |
| زارعی در پاسخ این مسأله می نویسد: اطلاق روایات لهو انصراف به قسم خاصی از لهو دارد و لهو بصورت مطلق حرام نیست. وی کلام شیخ انصاری و مرحوم خویی را مؤید بر این مطلب ذکر می کند. همچنین مولف با استناد به گفته شیخ انصاری، حرمت لهو مطلق را خلاف نظر مشهور و سیره متشرعه می داند. بنابر این تنها نوعی از لهو ممنوع است که انسان را از امور مهم باز دارد و فاقد هدف عقلایی و شرعی باشد. در مقابل، طنزی که برای آگاهیبخشی به جامعه یا نقد ناهنجاریهای اجتماعی به کار رود، از دایره لهو خارج بوده و جایز است (ص۱۰۷ - ۱۱۰).
| |
| | |
| ===مبالغه در ادبیات طنز=== | |
| | |
| نویسنده در توضیح این موضوع می نویسد: طنزپردازان گاهی برای اثرگذاری بیشتر، مشکلات ده درصدی جامعه را بهطور اغراقآمیز، هشتاد درصد به نمایش میگذارند. حال سؤال اساسی این است که اغراق در طنز بهعنوان دروغ محسوب میشود یا خیر؟ (ص۱۱۰).
| |
| وی با استناد به کلام شیخ انصاری در کتاب مکاسب محرمه و مرحوم خویی در کتاب مصباح الفقاهة و نیز کلام شیخ طبرسی و علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۸۱ سوره توبه (ان تسعغفر لهم سبعین مرة فلن یغفر الله لهم) نتیجه میگیرد: از دیدگاه فقهی، اغراق در بیان به ویژه در استفاده از اعداد، تشبیهات و استعارهها دروغ به حساب نمیآید.لذا اغراق در طنز متمایز از دروغ است و مشکل فقهی ندارد (ص۱۱۲- ۱۱۳).
| |
| | |
| ===طنز و اعانه بر مکروه===
| |
| | |
| نویسنده در فصل هفتم از بخش دوم می گوید: با توجه به اینکه خندیدن زیاد و قهقه کراهت دارد، آیا طنزی که موجب خندیدن زیاد و قهقهه شود از باب اعانه بر مکروه، مکروه نیز است؟ (ص115).
| |
| وی در این فصل، به نظر مرحوم خویی پرداخته و می نویسد: طبق نظر مرحوم خویی کمک به انجام کار حرام یا مکروه به خودی خود حرام نیست. ایشان دلایل قرآنی، عقلی و اجماع برای حرمت اعانه بر حرام یا مکروه را قبول ندارد.
| |
| نویسنده با استناد به عموم و اطلاق نهی در آیه «لاتعاونوا» و همچنین با استناد به کلام امام خمینی مبنی بر دلیل عقلی و نیز وجود روایات متعدد بر حرمت اعانت بر گناه حکم می دهد ص(116 - 118).
| |
| نویسنده معتقد است افزون بر ادله فوق، هدف اصلی طنز، انتقال پیام جدی و ارزشمند است و خنداندن صرفاً نتیجهای جانبی طنز است. در اعانت بر حرام و مکروه، قصد مدخلیت دارد. و چون قصد اصلی طنزپرداز، خنداندن نیست، این کمک به انجام مکروه محسوب نمیشود. البته اگر هدف طنزپرداز تنها خنداندن و ایجاد قهقهه باشد، از این جهت مکروه است (ص118- ۱۱۹).
| |
| | |
| === ظنز و ادخال سرور، خیرخواهی و امر به معروف===
| |
| در فصل هشتم، نویسنده به سه موضوع طنز و ادخال سرور، طنز و خیرخواهی، و طنز و امر به معروف میپردازد. ابتدا، او بررسی میکند که آیا طنزی که هدف آن ایجاد خندهای دلنشین و متعالی بدون امر حرام یا مکروه است، میتواند تحت عنوان «ادخال سرور در دل مؤمن» قرار گیرد و مستحب باشد. نویسنده استدلال میکند که روایات متعددی بر استحباب ایجاد سرور در دل مؤمنین تأکید دارند و به نقل روایات و بابی از کتاب کافی «باب ادخال السرور علی المؤمنین» اشاره میکند که شوخی و شاد کردن مؤمن را تأیید میکنند (ص۱۲۱-۱۲۳).
| |
| نویسنده کتابهایی همچون زهرالربیع (سیدنعمت الله جزایری)، خزائن(ملا احمد نرافی با تعلیقه علامه حسن زاده) را نام می برد که افزون بر مطالب دقیق علمی حاوی لطایف و فکاهی هاست که مصداق ادخال سرور در دل مؤمن می باشد (ص123).
| |
| | |
| نویسنده در ادامه به رابطه طنز و خیرخواهی پرداخته و هدف اصلی طنزپرداز را نصیحت و خیرخواهی برای جامعه معرفی میکند. او بیان میکند که خیرخواهی گاهی واجب و گاهی مستحب است. در این زمینه، به آیه (آل عمران/۱۰۴) و نیز روایاتی همچون «الدال علی الخیرکفاعله» اشاره میکند که بر اهمیت خیرخواهی تاکید دارند. همچنین به کلام شیخ انصاری اشاره کرده که به برخی روایات که به وجوب خیرخواهی دلالت دارند و کلمه «یجب» در روایت آمده، استناد کرده است. نویسنده با استناد به کلام امام خمینی در پاسخ به کلام شیخ انصاری، می نویسد: این روایات الزام شرعی ندارند، حتی اگر در آنها از کلمات وجوب استفاده شده باشد. در نهایت، نویسنده اذعان میکند که اگر تنها راه آموزش، تربیت و حل اختلافات میان مسلمانان از طریق طنز باشد، این طنز واجب میشود(ص۱۲۳ -۱۲۷).
| |
| | |
| در قسمت آخر این فصل، نویسنده به ارتباط طنز با امر به معروف و نهی از منکر میپردازد و می نویسد:اگر امکان امر و نهی مستقیم وجود نداشته باشد، اما طنز بتواند مردم را به انجام کارهای خوب و ترک کارهای بد تشویق کند، در این صورت طنز به نوعی مصداق امر به معروف و نهی از منکر میشود و واجب میشود.
| |
| نویسنده در پاسخ به اعتراضی بعضی ها مبنی بر اینکه طنز تنها به نقد اجتماعی و اخلاقی میپردازد و در آن امر به معروف یا نهی از منکر صریحی وجود ندارد، میگوید که اگرچه طنز بهطور مستقیم امر به معروف یا نهی از منکر نمیکند، اما اگر از طریق طنز بتوان مردم را به انجام کارهای نیک و ترک کارهای زشت ترغیب کرد، در این صورت طنز میتواند بهطور غیرمستقیم نقش امر به معروف و نهی از منکر را ایفا کند(ص۱۲۷-۱۲۹).
| |
| | |
| ===طنز و هتک حرمت نسبت به اشخاص===
| |
| در فصل نهم، نویسنده به بررسی طنز و مسائل حرام مرتبط با اشخاص پرداخته و با طرح سؤالی می نویسد: طنزی که منجر به هتک حرمت افراد شود چه حکمی دارد؟ وی دو دسته از افراد را معرفی میکند. در دسته اول افراد هستند که سوژه طنز قرار میگیرند و در دین حرمتی ندارند، مانند اهل بدعت، پیشوایان ظالم، و فاسقانی که فسق خود را آشکار میکنند. مصنف چهار روایات برای این دسته از افراد نقل می کند و با استنناد به آن روایات نتیجه میگیرد که طنز نسبت به این افراد اشکالی ندارد. ص..........................
| |
| در ادامه، نویسنده به دسته دوم میپردازد: افرادی که دارای آبرو و ویژگیهای عقیدتی سالم هستند، یعنی مؤمنان. او با استناد به آیات قرآن (احزاب/۵۸ و حج/۳۰) و روایات به عدم توهین و تحقیر مؤمن و نیز اطلاق ادله احترام مؤمن و کلام امام خمینی در مساله حرمة غیبت اشاره می کند و نتیجه میگیرد: اطلاق ادله آیات، روایات، اجماع و عقل، شامل احترام به مؤمن به ویژگیهای عقیدتی است (خواه راضی باشد و یا نباشد) لذا طنز قرار دادن مؤمن جایز نیست (ص۱۳۸ - ۱۴۴).
| |
| === طنز اقوام و اصناف===
| |
| | |
| در فصل دهم، نویسنده به موضوع طنز در مورد گروهها و اقوام مختلف میپردازد و سوال میکند که اگر صنفی مثل پزشکان، معلمان، یا طایفهای مثل ترکها یا لرها سوژه طنز قرار گیرند، حکم فقهی آن چیست؟ | |
| | |
| او با استناد به کلام شیخ انصاری توضیح میدهد که استفاده از الفاظ عمومی مانند «همه» یا «تمام» ممکن است حرام باشد، چون اهانت به کل یک صنف یا قوم محسوب میشود و باعث آزار مؤمنین میشود. سپس با استناد به کلام صاحب جواهر می نویسد:اگر از این الفاظ استفاده نشود و قرینه لبی باشد که نشاندهنده قصد اشاره به کل گروه نباشد، ممکن است اشکالی نداشته باشد. روایتی از امام باقر(ع) نیز مؤید این حکم ذکر کرده است.
| |
| نویسنده نتیجه میگیرد که در طنز درباره گروهها باید از لفظ «بعضی» استفاده شود تا اهانت کلی به همه افراد آن صنف یا طایفه محسوب نشود (ص۱۴۵ -۱۴۸).
| |
| | |
| === طنز و دوربین مخفی===
| |
| === طنز با احکام الهی===
| |
| | |
| | |
| | |
| | |
| ..............
| |
| | |
| ==مصلحت اهم در باب تزاحم==
| |
| | |
| در فصل یازدهم و دوازدهم، نویسنده به موضوع برخورد دو مصلحت در طنز میپردازد و بیان میکند که گاهی طنز درباره افراد یا جامعه با مصلحتهای دیگر در تعارض قرار میگیرد. از یک سو، مصلحت حفظ احترام مؤمنان و از سوی دیگر، مصلحت اصلاح جامعه اسلامی و رفع مشکلات وجود دارد. این تعارض میتواند منجر به هتک حرمت مؤمن یا تضعیف نظم اجتماعی شود.
| |
| | |
| نویسنده با استناد به قاعده اصولی باب تزاحم و روایات امر به معروف و کلام شیخ انصاری در این باب در پاسخ به این پرسش که کدام مصلحت باید اولویت داشته باشد، استدلال میکند که مصلحت عمومی جامعه اسلامی از اهمیت بیشتری برخوردار است و در مواردی که طنز به اصلاح جامعه کمک کند، حتی اگر شامل غیبت یا هتک حرمت باشد، ایرادی ندارد. در موارد تزاحم مصلحتها، حفظ مصلحت جامعه و اصلاح آن بر مصلحت فردی ارجحیت دارد.
| |
| | |
| در ادامه نویسنده به موضوع استماع (گوش کردن با اراده) و سماع (ناخواسته به گوش رسیدن) طنز حرام پرداخته و بررسی میکند که اگر طنزی مستلزم امری حرام مانند غیبت یا تحقیر باشد، و از باب تزاحم نباشد، آیا استماع آن حرام است یا خیر؟ او با استناد به روایات و آیه ۱۹ سوره نور، حکم به حرمت استماع چنین طنزی میدهد، حتی اگر شنونده یا بیننده نسبت به آن راضی باشند. اما اگر شنیدن طنز به دلیل دفاع از مؤمن لازم باشد، از باب تزاحم و ارجحیت مصلحت دفاع از مؤمن و نیز ادله روایی استماع آن جایز میشود. نویسنده همچنین به فتواهای امام خمینی و صاحب جواهر اشاره میکند که در صورت ضرورت دفاع از مؤمن، استماع و سماع طنز هتک حرمت جایز است و در غیر این صورت حرام است. | |
| | |
| == موضوعات مختلف==
| |
| در فصل سیزدهم، نویسنده به بررسی شش موضوع مرتبط با طنز پرداخته که عبارتند از:
| |
| طنز با دوربین مخفی، دوربین مخفی با رضایت، عدم هتک در جمع خواص و هتک در عرف، عدم رضایت شخص مورد طنز، تزاحم طنز با اخلاق اسلامی و تزاحم طنز با احکام الهی.
| |
| | |
| نویسنده در ابتدا به قرار دادن دوربین در بعضی مکان ها و فیلم برداری از عکس العمل مردم در هنجار و یا ناهنجاری های اجتماعی اشاره می کند با استناد به شمول آیه «و لاتجسسوا» حجرات/۱۲، نهی آیات و روایات در کشف عیوب مردم و اشاعه فحشا، حکم به حرمت می دهد (ص161 - 164).
| |
| | |
| او معتقد است اگر شخصی به ضبط و پخش رفتارهای خودش نیز راضی باشد اطلاق ادله احترام به مؤمن مانع این ضبط و پخش است و نظر امام خمینی را مؤید این حکم بیان می کند (ص۱۶۵).
| |
| | |
| نویسند در ادامه می نویسد: اگر طنز نسبت به بعضی افراد در بین خواص قباحت خودش را از دست بدهد و هتک صدق نکند ولی در میان مردم هتک بحساب بیاید این مورد تحت عنوان کبرای کلی (مبغوض بودن هتک در شرع مقدس) واقع میشود و رضایت شخص به کاریکاتورش نقشی ندارد و جایز نیست (ص۱۶۵).
| |
| اگر طنز طوری باشد که نزد عوام هتک تلقی نشود ولی شخصی که سوژه طنز است راضی نباشد بر اساس روایت نهی از ایذاء مؤمن حکم به حرمت می دهد (ص166)
| |
| | |
| مصنف در مورد دیگر به تزاحم طنز با اخلاق اسلامی اشاره میکند که اگر طنزپردازی برای نشان دادن زشتی های بدحجابی و بی حجابی، طنزی ارائه دهد و کلمات رکیکی بیان کند در صورتی که نقض غرض نباشد و هدف مقدس طنز تامین شود، این هدف مورد قبول بوده که مهمتر از زشتی رکاکت کلمات باشد بر مبنای دفع افسد به فاسد اشکالی ندارد (166).
| |
| | |
| مصنف در یک مورد دیگر تزاحم طنز با احکام الهی را بیان میکند که اگر در مقام طنز بعضی از احکام الهی عرفاً کم اهمیت جلوه کنند با استناد به آیه شریفه «تلک حدود الله فلاتعتدوها» (بقره /229) احکام الهی حدود مرز الهی هستند و نباید از آن تجاوز شود حکم به حرمت میدهد. (ص۱۶۶)
| |
| | |
| ==طنز در دسته تمثیلها، استعارهها و کنایههای قرآن==
| |
| نویسنده معتقد است که در قرآن کریم از زبان تمثیل، استعاره و کنایه بهوفور استفاده شده و طنز هم بهنوعی در همین دسته قرار میگیرد . بخش سوم کتاب به بررسی استعارهها، کنایهها و تشبیهات ظریف در قرآن و روایات پرداخته و به کاربرد زبان هنری برای انتقال پیامهای ارزشی اشاره دارد. نویسنده تأکید میکند که زبان طنز نباید صرفاً تند و انتقادی باشد؛ بلکه میتواند در قالب هنری به ترویج ارزشها و ارتقای اخلاق کمک کند. او مثالهایی از قرآن مانند داستان شکستن بتها توسط حضرت ابراهیم(ع) و آیههای مرتبط با کنایههای قرآنی، از جمله «بل فعله کبیرهم هذا»، «ان انکر الاصوات لصوت الحمیر» و «کمثل الحمار یحمل اسفارا» را ذکر کرده است (ص۱71 - ۱۸۰).
| |
| در بخش دیگری، نویسنده به طنز در روایات پرداخته و شوخیهای پیامبر (ص) و لطافت کلمات امام علی(ع) و برخی دیگر از ائمه اطهار(ع) را بهعنوان نمونههایی از طنز لطیف و ظریف در احادیث آورده است (ص۱۸۱- ۲۰۳). | |
| | |
| ==نقد کتاب==
| |
|
| |
| ۱- در برخی بخشها، شماره صفحات منابع بهطور کامل ذکر نشده است که نمونههای آن را میتوان در صفحات ۶۳، ۸۵، ۹۶، و ۱۵۲ مشاهده کرد. این نقص در آدرسدهی باعث کاهش انسجام و دقت علمی مطالب کتاب میشود.
| |
| | |
| ۲- ارجاعات به کتابهای کلینی بهطور دقیق و مطابق با عنوان اصلی اثر صورت نگرفته است. بهجای استفاده از عنوان صحیح الکافی، از عباراتی مانند «اصول کافی» استفاده شده که این اشکال در صفحات ۹۴، ۹۵ و ۹۸ مشاهده میشود. چنین ارجاعاتی ممکن است خواننده را در شناسایی منبع اصلی دچار ابهام کند.
| |
| | |
| ۳- علاوه بر این، در پاورقی کتاب، در برخی موارد تاریخ انتشار و چاپ کتابها ذکر شده است. ص۶۰، ص۸۹، ص۱۲۱، ص۱۸۷
| |
| | |
| ۴- در صفحه ۸۹، نویسنده روایتی را نقل کرده است، اما بدون ارائه سند و بررسی دقیق راویان، بهصورت کلی اعلام میکند: «روایت از نظر سند معتبر است.» این رویکرد، که بدون تحلیل سندی و رجالی انجام شده، نقصی در روش فقهی به شمار میآید و به اعتبار بحث آسیب میرساند.
| |
| | |
| ۵- در صفحه ۶۶، نویسنده با ارائه تحلیلی مفصل، روایت صالح بن عقبه را معتبر ارزیابی میکند. اما در صفحه ۱۲۲، بار دیگر به اختلافنظرهای موجود درباره این راوی اشاره کرده و بهگونهای بیان میکند که اعتبار رجالی او همچنان محل تردید است. این تناقض در تحلیل، خواننده را با ابهامی جدی در خصوص دیدگاه نویسنده مواجه میسازد. | |
| | |
| ۶- نویسنده در بررسی فقهی طنز، تلاش کرده به تحلیل سند روایات بپردازد، اما این روند در تمامی مباحث کتاب یکسان دنبال نشده است. در فصل سوم (صفحات ۸۰-۸۷)، به صحت سندی روایات توجهی نشده و تنها بر دلالت آنها تأکید شده است. از سوی دیگر، در فصل دوم (صفحات ۶۳-۶۹)، برخی روایات با تحلیل سندی مورد بررسی قرار گرفتهاند، اما در مواردی دیگر صرفاً بحث دلالی نه سندی مطرح شده است. این عدم هماهنگی در روش تحلیل روایات، انسجام مباحث فقهی را تحتالشعاع قرار داده و دستیابی به نتایج دقیق و قابل اتکا را دشوار کرده است.
| |
| | |
| ۷- نویسنده در فصل یازدهم، به موضوع تزاحم دو مصلحت در طنز پرداخته است (ص۱۴۹)، اما در فصل سیزدهم، دوباره به دو مورد مشابه، یعنی تزاحم طنز با اخلاق اسلامی (ص۱۶۶) و تزاحم با احکام الهی (ص۱۶۷)، اشاره کرده است. به نظر میرسد این عناوین، با توجه به اشتراک محتوایی، میتوانستند در یک فصل ادغام شوند. این تعدد و پراکندگی باعث کاهش انسجام مطالب شده و مخاطب را با تکرار موضوع مواجه میکند.
| |
| | |
| ۸-ادله نویسنده در ارائه بحث جامع نیست. در مواردی با استناد به آیات، روایات و کلمات فقها و در مواردی با ادله روایی و در بعضی دیگر بدون ذکر ادله به بیان حکم فقهی می پردازد.
| |