|
|
| (۲۰۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| فلما مضى علي بن أبي طالب رضي الله عنه إلى سبيل الله اجتمع الناس إلى ابنه الحسن، فبايعوه و رضوا به و بأخيه الحسين من بعده.<ref>الفتوح،ج4،ص:283
| | == فقه مقاومت == |
| | [[فقه مقاومت]] یکی از عناوین و شاخه های فقه مضاف در باب فقه سیاسی و فقه اجتماعی میباشد. اگرچه در گذشته در ابواب فقه سنتی در باب جهاد و امر به معروف میتوان ردپایی از بحث دفاع و مقاومت دید ولی با توجه به موضوعات جدید جایگاه ویژهای در فقه معاصر پیدا کرده است. |
|
| |
|
| كتاب الفتوح، أبو محمد أحمد بن اعثم الكوفى (م 314)، تحقيق على شيرى، بيروت، دارالأضواء، ط الأولى، 1411/91</ref> امام مجتبى عليه السّلام حاضر به پذيرش اين شرط نشده و فرمود: با آنها بيعت مىكند به اين شرط كه با هر كس جنگيد بجنگند و با هر كس به مسالمت برخورد كرد، با مسالمت برخورد كنند. فبكى الناس ثم بايعوه، و كانت بيعته التي أخذ على الناس أن يحاربوا من حارب، و يسالموا من سالم<ref>أنسابالأشراف،ج3،ص:29(چاپزكار،ج3،ص:279)</ref> امام در نخستین اقدام نامه ای برای معاویه می نویسد<ref>آدرس
| | امروزه نظام سلطه و استکبار جهانی برای فشار و استعمار و استثمار هرچه بیشتر کشورهای اسلامی انواع و اقسام فشارهای سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، رسانه ای، فرهنگی و... را بر آنها وارد کرده که به تناسب این گونه جنگهای ترکیبی و نامتقارن موضوعات مقاومت از جمله مقاومت سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و... شکل گرفته است که فقه مقاومت شامل همه آنهاست. |
|
| |
|
| </ref> اما این نامه نگاری های نتیجه ای نداشت و معاویه پس از دسیسه هایی <ref>الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج2، ص: 9</ref> با سپاهی از یاران خود برای جنگ با امام(ع) حرکت کرد.<ref>مقاتلالطالبيين،ص:69</ref> جعفریان، امام می دانست كه معاويه كسى نيست كه تسليم اين نامهها شود، مهم آن بود كه نامههاى امام به عنوان يك سند در تاريخ باقى مانده و استدلالهاى دو طرف را در مورد مشروعيت خودشان نشان دهد.<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:138</ref> امام(ع) سپاهی متشکل از دوازده هزار نفر به فرماندهی عبیدالله بن عباس به جنگ با معاویه فرستاد<ref>مقاتلالطالبيين،ص:71</ref>دينورى مىگويد: معاويه سپاهى را به فرماندهى عبد الله بن عامر بن كريز به سوى انبار فرستاد تا از آنجا به سوى مدائن پيشروى كند. امام كه وضع را چنين ديد خود عازم مدائن شد و چون به ساباط رسيد از ياران خود سستى و بىرغبتى به جنگ مشاهده فرمود، همانجا اردو زد و خطبه ای خواند<ref>الأخبارالطوال،ص:216</ref> به گفته جعفریان همه مورخان همچون دينورى، بلاذرى و ابو الفرج اصفهانى- و حتى شيخ مفيد كه اخبار خود را از اصفهانى گرفته- گفتهاند كه امام در سخنان خود به گونهاى سخن گفت كه بوى صلح مىداد. به همين دليل خوارج بر بر او حمله ور شدند و یارانش مردم را از او دور کردند.<ref> حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:143</ref> حضرت به سمت مداین حرکت کرد که در هنگام حرکت مردی از خوارج در دشنه ای در ران حضرت(ع) فرو برد و حضرت(ع) را زخمی کرد و لذا حضرت(ع)با زخمی سنگین وارد مداین شد<ref>الأخبارالطوال،ص:21۷</ref> جعفریان در صحت این نقل تردید کرده و با استناد به تاریخ یعقوبی می نویسد: معاویه مغيرة بن شعبه و عبد الله بن عامر را به ساباط فرستاد تا درباره صلح با امام سخن بگويند. وقتى آنها (دست خالى) از نزد امام بيرون آمدند، زير لب (و طبعا براى تحريك خوارج) به گونهاى كه مردم بشنوند مىگفتند: خدا به وسيله فرزند پيامبر خون مردم را حفظ كرده فتنه را بواسطه او آرام كرد و صلح را پذيرفت. به گفته یعقوبی، با اين سخن سپاه مضطرب شده و مردم در راستگويى آنان ترديد نكردند.<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:143</ref> بنابر این حادثه مدائن نيز برخاسته از توطئه معاويه و فرماندهان وى و در رأس آنها فرد فاسقى چون مغيرة بن شعبه بوده است.<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:143</ref>
| | فقه مقاومت وظیفه دولتهای اسلامی، آحاد مردم و جبهه های محور مقاومت در احکام وضعی و تکلیفی هر یک از این موضوعات فقه مقاومت و مسائل مرتبط با آن را در مواجهه با ظلم، استکبار، اشغالگری و هژمونی قدرتهای سلطهگر تبیین میکند. از جمله ادلهای که در باب فقه مقاومت مطرح میشود به قاعده نفی سبیل، [[قاعده وجوب إعداد قوه (بازدارندگی)]]، قاعده وجوب دفاع عن حیاض اسلام، قاعده حرمت اعانه بر إثم، [[قاعده لاضرر (منابع مطالعاتی)|قاعده لاضرر]] و... میتوان اشاره کرد. |
|
| |
|
| لشگر عبیدالله بن عباس در مقابل سپاه معاویه قرار گرفت و بخاطر دور بودن امام از سپاه عبیدالله، معاویه، عبد الرحمن بن سمره را نزد عبيد الله فرستاد، او با سوگند دروغین ادعا کرد که امام حسن (ع) صلح را پذیرفته است و با وعده پاداش فراوان، عبیدالله بن عباس را به خود جذب کرد.<ref>أنسابالأشراف،ج3،ص:37(چاپزكار،ج3،ص:283) </ref> با رفتن عبيد الله، قريب دو سوم سپاه عراق به معاويه پيوست<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:144</ref> و قیس جانشین عبیدالله بن عباس شد اما معاویه نتوانست او را بفریبد.<ref>أنسابالأشراف،ج3،ص:38(چاپزكار،ج3،ص:283)</ref> به گفته جعفریان، سياستى كه معاويه از آن بهره كافى برد، استفاده از شايعاتى بود كه خود آنها را در سه منطقه كوفه، ساباط و ميدان جنگ منتشر مىكرد تا جایی که كوفيان گمان مىكردند كه كار تمام شده است.<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:145</ref> به گفته یعقوبی مورخ معاویه افرادی را به لگشرگاه امام می فرستاد تا بگويد كه قيس بن سعد صلح را پذيرفته است. از سوى ديگر، كسانى را به لشكر قيس مىفرستاد تا بگويند حسن با معاويه صلح كرده است.<ref>تاريخاليعقوبى،ج2،ص:215</ref> کوفیان گمان کردند که کار تمام شده است<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:146</ref> اشراف عراق كه احتمال پيروزى معاويه را قوى دانستند، به معاويه ملحق شده و بيعت میکردند<ref>أنسابالأشراف،ج3،ص:39(چاپزكار،ج3،ص:284) و الفتوح،ج4،ص:289</ref> وخبر الحاق اشراف با نامه قیس به دست امام حسن(ع) رسید و حضرت با سخنرانی خود به مذمت یارانش پرداخت.<ref>الفتوح،ج4،ص:289</ref>گروه فراوانى از اشراف عراق به معاويه پيوسته و حتى گفته بودند كه حاضرند حسن را دست بسته به او تحويل دهند<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:146</ref>
| | برخی معاصرین مقاومت را به ۱.مقاومت فردی: دفاع از جان، مال و ناموس |
| == معاويه و درخواست صلح ==
| | ۲.مقاومت جمعی: مقابله با حاکم ظالم و مستبد ۳.مقاومت جمعی: مقابل با اشغال و نفوذ بیگانگان کافر بر سرزمینهای اسلامی، تقسیم کردهاند. |
| پژوهشگر تاریخ رسول جعفریان در تحلیل صلح امام(ع) می نویسد: معاویه بخاطر تصرف بی دردسر عراق اصرار داشت که امام راضی به کناره گیری از حکومت شود لذا با فرستادن گروهی به ساباط مدائن و ملاقات حضرت سعی کرد تا امام(ع) را راضی به صلح کند که حضرت حاضر نشد همچنین نامه ها نخست امام به معاویه تسلیم و تهدید به جنگ با معاویه بود. در نقلی دیگر امام(ع) در سخنرانی خود به صراحت اعلام کرد که معاویه صلح خواسته که هیچ عزتی در آن نیست و اگر برای جنگ آماده هستید من در کنار شما هستم و اگر حیات را بخواهید بگویید تا صلح او را قبول کنم. همچنین معاویه با فرستادن جاسوسانی در میان سپاه مقدم امام(ع) شایعاتی را درباره صلح منتشر کردند كه امام(ع) با نامه نگارى به معاويه درخواست صلح كرده است، چرا شما جان خود را به خطر مىاندازيد؟ چنین شایعاتی بعدها به صورت نقلهاى تاريخى در آمده و واقعيات را دگرگون كرده است و سبب شد تا مورخان اظهار كنند كه خود امام(ع)، صلح را پيشنهاد كرده است.<ref>حيات فكرى و سياسى ائمه، جعفريان ،ص:147</ref>
| |
|
| |
|
| ==دلایل پذیرش صلح== | | ==کتابها== |
| در مورخان دلایلی مختلفی برای پذیرش صلح در منابع تاریخی ذکر کرده اند که عبارتند از: | | === فارسی === |
| | #فقه المقاومة(تقریرات درس خارج فقه آیتالله سیداحمد علمالهدی)، مرتضی فخارشاکری و سیدمهدی مرویانحسینی، مشهد، مدرسه علمیه عالی نواب، انتشارات صالحیه نواب، ۱۴۰۴ش. [https://www.gisoom.com/book/45045691/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ صفحات ابتدایی کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
| | #پژوهشی تطبیقی در فقه مقاومت، [[محمدمهدى آصفى|آیتالله محمدمهدى آصفى]] به ترجمه علی کارشناس، قم، زمزم هدایت، ۱۳۹۵ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-book/%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b7%d8%a8%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa/ متن کتاب در کتابخانه فقه معاصر] |
| | ===عربی=== |
| | # فقه المقاومة دراسة مقارنة، احمد شفیعینیا، تهران، معاونت فرهنگی مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامی، ۱۴۳۲ق. [https://noorlib.ir/book/view/37644/%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9?pageNumber=9&viewType=html صفحات ابتدایی کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
| | # المبانی الفقهیة للمقاومة(مقاومة الاحتلال)، محمد مهدی آصفی، نجف اشرف، مجمع اهلبیت علیهم السلام، ۱۴۳۲ق. [https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=802647 متن کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
| | # فقه المقاومة المبانی الفقهیة للمقاومة(مقاومة الحکومات الظالمة)، محمدمهدى آصفى، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی(علیه السلام)، ۱۴۳۲ق. [https://noorlib.ir/book/view/35902/%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9-:-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C%D9%87-%D9%84%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9-(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B8%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A9)?pageNumber=2&viewType=pdf کتاب در کتابخانه مرکز نور] |
| | # فقه المقاومة دراسة فقهية مقارنة، محمدمهدى آصفى، تهران، معاونت فرهنگی مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامی، ۱۴۳۰ق. [https://lib.eshia.ir/12391/1/5 متن کتاب را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| حفظ جان خود و خانواده<ref>الإحتجاج، ج2 ؛ ص290، نرم افزار</ref>
| | ==مقالهها== |
| | ===فارسی=== |
|
| |
|
| عزت در صلح بهتر بهتر از کشته شدن و یا اسیر شدن<ref>الإحتجاج، ج2 ؛ ص290، نرم افزار</ref>
| | # شناسایی و بازخوانی مستندات «حق بر مقاومت» در پرتو تحلیل ادله و مستندات شرعی، محمد زبده و محمدرضا حسینی و سید امیرمحمد ابوترابی و علی محمدیان، فصلنامه علمی مطالعات بین رشتهای دانشراهبردی، سال پانزدهم، شماره ۵۹، تابستان،۱۴۰۴ش. [https://smsnds.sndu.ac.ir/article_3648_860c2e2549fbaa44d4f108775be8184e.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| دینوری در اخبار الطوال از علی بن محمد بن بشیر همدانی نقل کرده که امام حسن(ع) حفظ جان شیعیان و کوتاهی یاران از جنگ با معاویه صلح را قبول کرد<ref>اخبارالطوال، ص220</ref>
| | # مبانی فقهی دفاع مشروع در مقاومت، مهدی بهرمند و نازی پورکریمی و سمانه کردستانی، [[فصلنامه تحقیقات کاربردی فقه و حقوق]]، سال ۴، شماره ۱، شماره ۵، بهار ۱۴۰۳ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d9%82%d9%87%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa/ متن مقاله در کتابخانه فقه معاصر] |
| | # نسبتسنجی قاعده فقهی «لاضرر» با نظریه مقاومت اسلامی، حسین آجورلو و علی قاسمی، فصلنامه علمی پژوهشهای انقلاب اسلامی، دوره ۱۳، شماره ۲، شماره پیاپی ۴۹، تابستان ۱۴۰۳ش.[https://www.roir.ir/article_196067_a0d58b67f38f8096e23a5d0b2f7c3de7.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی-حقوقی "حق بر مقاومت" و مبارزه با اشغالگر، محمد بشیر محمدی، سی و هشتمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی، ۱۴۰۳ش. [https://civilica.com/media/d/2302508.webp چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | #تبیین مبانی فقهی مقاومت در اندیشه آیتالله خامنهای، علی ملکی،دو فصلنامه پژوهشهای سیاست اسلامی، سال ۱۱، شماره ۲۳، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش.[https://ipr.isri.ac.ir/article_184598_c60253524a24135bcff845d293615537.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | #بررسی تطبیقی مقاومت در فقه سیاسی شیعه و اهل سنت، مهدی جعفری پناه و صالحه ملبوبی، [[دو فصلنامه فقه حکومتی]]، سال ۸، شماره ۱۵، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش. [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2335032/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8 صفحات ابتدایی را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی نظریۀ مقاومت در روابط بین الملل با تأکید بر آراء و اندیشههای حضرت آیتالله خامنهای(مدظله العالی)، محمدقیوم عرفانی و سیدمهدی محمدی، فصلنامۀ علمی پژوه نامه فقه و علوم اسلامی، دورۀ ۲، شمارۀ ۷، زمستان۱۴۰۲ش. [https://www.pajoohname.ir/article_204013_08f5e401ff803719390082e4948fac65.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # چیستی «راهبرد مقاومت» در اندیشه مقام معظم رهبری و تحلیل مبانی عقلی آن از منظر فقه سیاسی، مهدی درگاهی، [[فصلنامه حکومت اسلامی]]، سال ۲۸، شماره ۲، شماره ۱۰۸، تابستان۱۴۰۲ش. [https://iranjournals.nlai.ir/bitstream/handle/123456789/1040128/814ED49E8DE27CF5B3DB9A4177A272EF.pdf?sequence=1&isAllowed=y متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # فقه حکومتی و بسط گفتمان مقاومت فرهنگی، سید حنیف رضازاده و عابدین مومنی، فصلنامه پژوهشنامه فقه اجتماعی، سال ۱۱، شماره ۲۲، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%d9%81%d9%82%d9%87-%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%b3%d8%b7-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c/ متن مقاله در کتابخانه فقه معاصر] |
| | # نگاهی به گستره مقاومت و حدود عقب نشینی از منظر فقه سیاسی، محمدرسول فخره وسیداحسان رفیعی علوی، دو فصلنامه علمی "[[پژوهش نامه فقه اجتماعی|پژوهشنامه فقه اجتماعی]]"، سال دهم، شماره ۲، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.[https://sj.isu.ac.ir/article_76384_866f347aa27cc53d99287c788ca46c79.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # نظریۀ جهاد ذبّی در اندیشۀ [[آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی|آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی]] و نسبت آن با فقه مقاومت، محمد خسروی و سیدجواد حسینی خواه، مجله مطالعات فقه سیاست، شماره ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ش. [https://spj.markazfeqhi.com/article_704516_4b29d471ef8d084a0e20cbef7064a530.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مقاومت در قرآن، سلمان نگهبان و رحیم ابوالحسینی، اندیشه تقریب، سال شانزدهم، شماره دوم، تابستان، ۱۳۹۹ش. [https://taqribstudies.ir/publication/wp-content/uploads/2022/06/andish39-2.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # جایگاه اصل مقابله به مثل در مقاومت اسلامی، مهدی مقدادی داودی و سید جواد حسینی خواه، [[دو فصلنامه فقه و اجتهاد]]، سال۷، شماره ۱۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش. [http://mags.markazfeqhi.com/article_249452_d260d14ee3b97e6c78fba0a33284cfc1.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنّت، مولانا علی احمد سلامی، [[اندیشه تقریب]]، سال چهاردهم، شماره اول، بهار ۱۳۹۷ش. [https://taqribstudies.ir/publication/wp-content/uploads/2022/06/andish36-3.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مبانی فقهی دیپلماسی مقاومت در برابر تحریمها در نظام جمهوری اسلامی ایران، حسین حاجی حسینی و محمد علی حسین زاده و احمد مرتاضی، [[فصلنامه پژوهشهای انقلاب اسلامی]]، سال ۶، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۹۶ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d9%82%d9%87%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%ad/ متن مقاله در کتابخانه فقه معاصر] |
| | # خوانشی انتقادی از انگاره تعارض قاعده «لاضرر» با مقاومت اسلامی از نگاه قرآن کریم، حسین علی یوسف زاده، [[فصلنامه حکومت اسلامی]]، سال ۲۵، شماره ۳، شماره ۹۷، پاییز ۱۳۹۵ش. [https://digilib.feqhemoaser.com/persian-articles/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6-%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87/ متن مقاله در پایگاه فقه معاصر] |
| | # مبانی فقهی مقاومت مسلحانه، آیتالله محمدمهدی آصفی و ترجمه محمد غروی نائینی، اندیشه تقریب، شماره ۱۹، تابستان ۱۳۸۸ش. [https://taqribstudies.ir/publication/wp-content/uploads/2022/06/andish19-2.pdf متن مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| حفظ دین<ref>تاريخ دمشق، ج13، ص280. فایل صلح </ref>
| | ===عربی=== |
|
| |
|
| حفظ جان شیعیان (لَمَا تُرِكَ مِنْ شِيعَتِنَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَحَدٌ إِلَّا قُتِلَ) <ref>علل الشرائع، ج1، ص: 211 نرم افزار</ref>
| | # المبانی الفقهیة للمقاومة المسلحة، أسس و مبادی و مقومات، محمد مهدی آصفی، نشریه الثقلین، شماره ۶۲، تابستان ۱۴۳۰ق. [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/420363/%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C%D9%87-%D9%84%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%B3-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%82%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA صفحات ابتدایی مقاله را اینجا مطالعه کنید] |
| ---- | |
|
| |
|
| | ==پایاننامهها== |
| | ===فارسی=== |
|
| |
|
| | # نسبت سنجی قاعده «لا ضرر» با نظریه مقاومت اسلامی، حسین آجورلو، کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده الهیات و ادیان، ۱۴۰۳ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/viewer/71d91d7a9d116f16e6d03cd7c43f4098?sample=1 صفحات ابتدایی را اینجا مطالعه کنید] |
| | # تحلیل فقهی مقاومت اسلامی در جنگ های ترکیبی، محمدرسول فخره، کارشناسی ارشد، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، ۱۴۰۲ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/15f4c0d1f7eb0168eb2f618756ee948e چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # استلزامات فقهی نظریه مقاومت در روابط بین الملل، محمدقیوم عرفانی، دکتری تخصصی، جامعه المصطفی العالمیه، مجتمع آموزش عالی فقه - مدرسه عالی فقه تخصصی، ۱۴۰۱ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/e88ebb8c8b86b17af604f695e131589c چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مشروعیت مقاومت در حقوق بینالملل و فقه اسلامی، حیدر محمد حسین الخزاعی، کارشناسی ارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده حقوق، ۱۴۰۱ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/2c504a622e20272fe6185f256e75c8aa چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مطالعه تطبیقی جهاد و مقاومت از منظر فقه امامیه و شافعی، حاجی رحیمیفرد، کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور استان لرستان، مرکز پیام نور خرمآباد، ۱۴۰۱ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/f758ac3ba63a8b10fbebedb13fbdb108 چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # بررسی مبانی فقهی دفاع و مقاومت، علی قهرماننیا مغانلو، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماکو، گروه حقوق، ۱۴۰۰ش. [https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/1ee4642d97b24d0c40a92950d8a642bf چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
| | # مفهوم شناسی مقاومت و تبیین ساحتهای آن در فقه اسلامی،سید حنیف رضازاده، دکتری تخصصی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۴۰۰ش.[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/1f6e8a780d6c72acce42213355e17443 چکیده را اینجا مطالعه کنید] |
|
| |
|
| حَدَّثَنَا الْمُظَفَّرُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ الْمُظَفَّرِ الْعَلَوِيُّ السَّمَرْقَنْدِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا جَبْرَئِيلُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْبَغْدَادِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّيْرَفِيُّ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ سَدِيرِ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَقِيصَا قَالَ: لَمَّا صَالَحَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ8 مُعَاوِيَةَ بْنَ أَبِي سُفْيَانَ دَخَلَ عَلَيْهِ النَّاسُ فَلَامَهُ بَعْضُهُمْ عَلَى بَيْعَتِهِ فَقَالَ 7 وَيْحَكُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِي عَمِلْتُ خَيْرٌ لِشِيعَتِي مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِي إِمَامُكُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَيْكُمْ وَ أَحَدُ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ 9 عَلَيَّ قَالُوا بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ 7 لَمَّا خَرَقَ السَّفِينَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ كَانَ ذَلِكَ سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِيَ عَلَيْهِ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِي ذَلِكَ وَ كَانَ ذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ حِكْمَةً وَ صَوَاباً أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِي يُصَلِّي رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ 8 خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْنِ7 ابْنِ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ يُطِيلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِي غَيْبَتِهِ ثُمَّ يُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِي صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ذَلِكَ لِيُعْلَمَ Gأَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[4]F
| | ===عربی=== |
| | | ==سایر منابع== |
| | | #نشست علمی، بررسی فقه مقاومت با تأکید بر دیدگاه امام شهید؛ از موضوعشناسی فرهنگی تا تربیت مقاومتی، ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ش. [https://riicj.com/news/9709/ متن نشست در سایت فقه معاصر] |
| قالوا: و كان أول من لقى الحسن بن على رضى الله عنه، فندمه على ما صنع، و دعاه الى رد الحرب حجر بن عدى، فقال له يا بن رسول الله، لوددت انى مت قبل ما رايت، أخرجتنا من العدل الى الجور، فتركنا الحق الذى كنا عليه، و دخلنا في الباطل الذى كنا نهرب منه، و أعطينا الدنية من أنفسنا، و قبلنا الخسيسة التي لم تلق بنا. فاشتد على الحسن رضى الله عنه كلام حجر، فقال له انى رايت هوى عظم الناس في الصلح، و كرهوا الحرب، فلم أحب ان احملهم على ما يكرهون، فصالحت بقيا على شيعتنا خاصه من القتل، فرايت دفع هذه الحروب الى يوم ما، فان الله كل يوم هو في شان.[5]
| | # نشست علمی، تأکید [[آیتالله سیدمجتبی نورمفیدی]] بر ضرورت بازخوانی فقه مقاومت در برابر تهدیدهای نوپدید، ۲۳ آذر ۱۴۰۴ش. [https://riicj.com/news/8235/ متن نشست در سایت فقه معاصر] |
| | | # سخنرانی آیتالله فاضل لنکرانی در نشست علمی جایگاه قاعده لاحرج و لاضرر در فقه مقاومت، ۱۷ آبان ۱۴۰۳ش.[https://fazellankarani.com/persian/news/26075/ متن بیانات را اینجا مطالعه کنید] |
| | | # سخنرانی آیتالله فاضل لنکرانی در همایش فقه مقاومت،۵ آبان ۱۴۰۲ش. [https://fazellankarani.com/persian/lecture/25310/ متن بیانات را اینجا مطالعه کنید] |
| قام المسيب بن نجبة الفزاري إلى الحسن بن علي فقال: لا و الله جعلني الله فداك، ما ينقضي تعجبي منك، كيف بايعت معاوية و معك أربعون ألف سيف، ثم لم تأخذ لنفسك و لا لأهل بيتك و لا لشيعتك منه عهدا و ميثاقا في عقد طاهر، لكنه أعطاك أمرا بينك و بينه ثم إنه تكلم بما قد سمعت، و الله ما أراد بهذا الكلام أحدا سواك. فقال له الحسن: صدقت يا مسيب! قد كان ذلك فما ترى الآن؟ فقال: أرى و الله أن ترجع إلى ما كنت عليه و تنقض هذه البيعة، فقد نقض ما كان بينك و بينه! قال: و نظر الحسن بن علي إلى معاوية و إلى ما قد نزل به من الخوف و الجزع، فجعل يسكن الناس حتى سكنوا، ثم قال للمسيب: يا مسيب! إن الغدر لا يليق بنا و لا خير فيه، و لو أني أردت بما فعلت الدنيا لم يكن معاوية بأصبر مني على اللقاء. و لا أثبت عند الوغاء، و لا أقوى على المحاربة إذا استقرت الهيجاء، و لكني أردت بذلك صلاحكم و كفّ بعضكم عن بعض، فارضوا بقضاء الله و سلموا الأمر للّه حتى يستريح بر و يستراح من فاجر.[6]
| | # سخنرانی آیتالله فاضل لنکرانی در همايش نظریه جهاد ذبّی و نسبت آن با فقه مقاومت در [[مرکز فقهی ائمه اطهار(عليهم السلام)]]، ۱۳ آذر ۱۳۹۸ش. [https://fazellankarani.com/persian/news/22466/ متن بیانات را اینجا مطالعه کنید] |
| | | # اصول و مبانی «فقه مقاومت» از منظر آیتالله مکارم شیرازی، ۵ خرداد ۱۳۹۷ش. [https://makarem.ir/news/fa/News/Details/410251 متن را اینجا مطالعه کنید] |
| | |
| قال: أخبرنا علي بن محمد. عن إبراهيم بن محمد. عن زيد بن أسلم. قال: دخل رجل على الحسن بالمدينة و في يده صحيفة فقال: ما هذه؟ قال: من معاوية يعد فيها و يتوعد. قال: قد كنت على النصف منه. قال: أجل و لكني خشيت أن يأتي يوم القيامة سبعون ألفا أو ثمانون ألفا أو أكثر من ذلك و أقل كلهم تنضح أوداجهم دما كلهم يستعدي الله فيما هريق دمه.[7]
| |
| | |
| | |
| الإمامة و السياسة: أنه لما تمت البيعة لمعاوية بالعراق، و انصرف راجعا إلى الشام، أتاه سليمان بن صرد، و كان غائبا عن الكوفة. فدخل على الحسن، فقال: السلام عليك يا مذل المؤمنين، فقال الحسن: و عليك السلام، اجلس. للَّه أبوك، ... فتكلم الحسن، فحمد الله، ثم قال: ... أما قولك: يا مذلّ المؤمنين، فو الله لأن تذلوا و تعافوا أحب إليّ من أن تعزوا و تقتلوا، فإن رد الله علينا حقنا في عافية قبلنا، و سألنا الله العون على أمره، و إن صرفه عنا رضينا، و سألنا الله أن يبارك في صرفه عنا، فليكن كل رجل منكم حلسا من أحلاس بيته، ما دام معاوية حيا، فإن يهلك و نحن و أنتم أحياء، سألنا الله العزيمة على رشدنا، و المعونة على أمرنا، و أن لا يكلنا إلى أنفسنا، فإن الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون.[8]
| |
| | |
| | |
| قالوا: و لما أراد الحسن المسير من المدائن إلى الكوفة- حين جاءه ابن عامر، و ابن سمرة بكتاب الصلح و قد أعطاه منه معاوية ما أراد- خطب فقال في خطبته: «و عسى أن تكرهوا شيئا و يجعل الله فيه خيرا كثيرا». و سار إلى الكوفة. فلقي معاوية بالكوفة، فبايعه و بايعه عمرو بن سلمة الهمداني، فقال له معاوية: يا حسن- أو يا (أ) با محمد- قم فاعتذر!!! فأبي فأقسم عليه، فقام فحمد الله و أثنى عليه ثم قال: «إن أكيس الكيس التقى، و أحمق الحمق الفجور. أيها الناس إنكم لو طلبتم بين جابلق و جابرس رجلا جدّه رسول الله صلى الله عليه و سلم ما وجدتموه غيري و غير أخي الحسين، و إن الله قد هداكم بأولنا محمد، و إن معاوية نازعني حقا هو لي فتركته لصلاح الأمة و حقن دمائها، و قد بايعتموني على أن تسالموا من سالمت، و قد رأيت أن أسالمه و قد بايعته، و رأيت أن ما حقن الدماء خير مما سفكها، و أردت صلاحكم و أن يكون ما صنعت حجة على من كان يتمنى هذا الأمر، «و إن أدري لعله فتنة لكم و متاع إلى حين». ثم سكت و تفرق الناس.[9]
| |
| | |
| | |
| حدثني عباس بن هشام، عن أبيه عن أبي مخنف، عن أبي الكنود: عبد الرحمان بن عبيد قال: لما بايع الحسن بن علي معاوية أقبلت الشيعة تتلاقى بإظهار الأسف و الحسرة على ترك القتال، فخرجوا إليه بعد سنين من يوم بايع معاوية، فقال له سليمان ابن صرد الخزاعي: ما ينقضي تعجبنا من بيعتك معاوية و معك أربعون ألف مقاتل من أهل الكوفة كلهم يأخذ العطاء، و هم على أبواب منازلهم و معهم مثلهم من أبنائهم و أتباعهم سوى شيعتك من أهل البصرة و أهل الحجاز، ثم لم تأخذ لنفسك ثقة في العقد، و لا حظا من العطية فلو كنت إذا فعلت ما فعلت أشهدت على معاوية وجوه أهل المشرق و المغرب، و كتبت عليه كتابا بأن الأمر لك بعده، كان الأمر علينا أيسر! و لكنه أعطاك شيئا بينك و بينه ثم لم يف به، ثم لم يلبث أن قال على رؤس الناس: إني كنت شرطت شروطا و وعدت عدة إرادة لإطفاء نار الحرب، و مداراة لقطع هذه الفتنة، فأما إذا جمع الله لنا الكلمة و الألفة، و آمنّا من الفرقة فإن ذلك تحت قدمي!!! فو الله ما أغيرني بذلك إلا ما كان بينك و بينه و قد نقض، فإذا شئت فأعد الحرب جذعة، و ائذن لي في تقدمك إلى الكوفة فأخرج عنها عامله و أظهر خلعه و ننبذ إليه على سواء إن الله لا يحب الخائنين. و تكلم الباقون بمثل كلام سليمان. فقال الحسن: أنتم شيعتنا و أهل مودتنا، فلو كنت بالجزم في أمر الدنيا أعمل، و لسلطانها أربض و ألحب ما كان معاوية بأبأس مني بأسا، و لا أشد شكيمة و لا أمضي عزيمة، و لكني أرى غير ما رأيتم و ما أردت فيما فعلت إلا حقن الدماء، فارضوا بقضاء الله و سلموا لأمره و الزموا بيوتكم و أمسكوا- أو قال: كفوا- أيديكم حتى يستريح برّ أو يستراح من فاجر.[10]
| |
| | |
| | |
| مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: وَ اللَّهِ لَلَّذِي صَنَعَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع كَانَ خَيْراً لِهَذِهِ الْأُمَّةِ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ اللَّهِ لَقَدْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ- أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ[11] إِنَّمَا هِيَ طَاعَةُ الْإِمَامِ[12] وَ طَلَبُوا الْقِتَالَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ مَعَ الْحُسَيْنِ ع- قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ ... نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ[13] أَرَادُوا تَأْخِيرَ ذَلِكَ إِلَى الْقَائِمِ ع.[14]
| |
| | |
| [1]. اخبارالطوال، ص220
| |
| | |
| [2]. تاريخ دمشق، ج13، ص280. | |
| | |
| [3]. علل الشرائع ؛ ج1 ؛ ص211، بحار الأنوار، ج44، ص 1.
| |
| | |
| [4] . كمال الدين، ج1 ؛ ص315. | |
| | |
| [5]. الأخبارالطوال، ص 220. | |
| | |
| [6]. الفتوح،ج4،ص 294؛
| |
| | |
| [7]. الطبقات الكبرى، خامسة1، ص 332، ح 290؛ تاریخ دمشق، ج 13، ص 281.
| |
| | |
| [8]. الإمامة و السياسة، ج1، ص185 – 188.
| |
| | |
| [9]. أنساب الأشراف، ج3، ص 42، رقم 50؛ الفتوح، ج4، ص 293؛ ر.ک: الطبقات الكبرى، خامسة1، ص329؛ تاريخالطبري، ج5، ص 162. | |
| | |
| [10]. أنساب الأشراف، ج3، ص 49، رقم 57؛ بحار الأنوار، ج44، ص 29.
| |
| | |
| [11]. النساء: 77.
| |
| | |
| [12]. أي الغرض و المقصود في الآية طاعة الامام الذي ينهى عن القتال لعدم كونه مأمورا به و يامر بالصلاة و الزكاة و سائر أبواب البر و الحال ان أصحاب الحسن كانوا بهذه الآية مأمورين باطاعة امامهم في ترك القتال فلم يرضوا به و طلبوا القتال.( آت)
| |
| | |
| [13]. مأخوذ من الآية السبعة و السبعين في سورة النساء و الآية الأربعة و الأربعين في سورة إبراهيم. | |
| | |
| [14]. الكافي، ج8 ؛ ص330، ح 506؛ تفسير العياشي، ج1، ص 258؛ بحار الأنوار ، ج44 ؛ ص25.
| |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| == منابع ==
| |