کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخه‌ها

Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''فقه پزشکی''' شاخه‌ای از [[فقه]] است که به استنباط و تبیین حکام شرعی مرتبط با رویدادهای علم پزشکی، وظایف پزشکان و تکالیف بیماران می‌پردازد. مباحث آن در [[ابواب فقه|ابواب فقهی]] روزه، [[ازدواج|نکاح]]، [[قصاص]]، [[دیه انسان|دیات]] و [[مسائل مستحدثه]] مطرح می‌شود.
'''فقه پزشکی''' شاخه‌ای از [[فقه مضاف]] است که به استنباط و تبیین حکام شرعی مرتبط با رویدادهای علم پزشکی، وظایف پزشکان و تکالیف بیماران می‌پردازد. مباحث آن در ابواب فقه روزه، نکاح، قصاص، دیات و [[مسائل مستحدثه]] مطرح می‌شود.


فقها در استنباط احکام فقه پزشکی از همان [[ادله اربعه|ادله چهارگانه]] (قرآن، [[سنت]]، [[اجماع]] و [[عقل]]) بهره می‌گیرند. افزون بر این، از برخی [[قواعد فقهی]] نیز برای استنباط حکم شرعی مسائل پزشکی استفاده می‌شود. [[قاعده لاضرر]]، [[قاعده اتلاف|اتلاف]]، [[قاعده اذن|اذن]]، [[قاعده برائت|برائت]] و [[قاعده ضرورت|ضرورت]] از جمله قواعد پرکاربرد در این حوزه به‌شمار می‌رود.
فقها در استنباط احکام فقه پزشکی از همان ادله چهارگانه قرآن، سنت، اجماع و عقل بهره می‌گیرند. فقیهان اهل سنت علاوه بر این منابع از منابع دیگری مثل قیاس در استنباط مسائل فقه پزشکی بهره برده‌اند.
 
افزون بر این، از برخی [[قواعد فقهی]] نیز برای استنباط حکم شرعی مسائل پزشکی استفاده می‌شود. [[قاعده لاضرر]]، [[قاعده اتلاف|اتلاف]]، [[قاعده اذن|اذن]]، [[قاعده برائت|برائت]] و [[قاعده ضرورت|ضرورت]] از جمله قواعد پرکاربرد در این حوزه به‌شمار می‌رود.


مسائلی مانند [[سقط جنین]]، [[تلقیح مصنوعی]]، [[اتانازی]]، [[جراحی زیبایی]]، [[تغییر جنسیت]]، [[رحم اجاره‌ای]]، [[اهدای عضو]]، [[ضمان پزشک]] و [[لمس و نگاه پزشک]] از مهم‌ترین موضوعات فقه پزشکی محسوب می‌شود.
مسائلی مانند [[سقط جنین]]، [[تلقیح مصنوعی]]، [[اتانازی]]، [[جراحی زیبایی]]، [[تغییر جنسیت]]، [[رحم اجاره‌ای]]، [[اهدای عضو]]، [[ضمان پزشک]] و [[لمس و نگاه پزشک]] از مهم‌ترین موضوعات فقه پزشکی محسوب می‌شود.
خط ۱۲: خط ۱۴:


فقیهان همچنین در آثاری مانند رساله‌های توضیح‌المسائل و استفتائات، احکام مرتبط با مسائل پزشکی را بیان کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۴۳۵-۴۳۷.</ref> برخی نیز کتاب‌های مستقلی در این زمینه نوشته‌اند. «احکام پزشکان و بیماران» از [[محمد فاضل لنکرانی]] و «احکام پزشکی» از [[سید علی حسینی خامنه‌ای|سیدعلی خامنه‌ای]] از جمله این آثار هستند.<ref>فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۱۷-۲۱؛ خامنه‌ای، احکام پزشکی، ۱۳۹۵ش، ص۴.</ref>
فقیهان همچنین در آثاری مانند رساله‌های توضیح‌المسائل و استفتائات، احکام مرتبط با مسائل پزشکی را بیان کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۴۳۵-۴۳۷.</ref> برخی نیز کتاب‌های مستقلی در این زمینه نوشته‌اند. «احکام پزشکان و بیماران» از [[محمد فاضل لنکرانی]] و «احکام پزشکی» از [[سید علی حسینی خامنه‌ای|سیدعلی خامنه‌ای]] از جمله این آثار هستند.<ref>فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۱۷-۲۱؛ خامنه‌ای، احکام پزشکی، ۱۳۹۵ش، ص۴.</ref>
دروسی در همین زمینه از سوی عده‌ای از اساتید درس خارج فقه در حوزه علمیه قم برگزار شده و برخی از این دروس به‌صورت مکتوب چاپ گردیده است.<ref>قائنی، المبسوط مسائل طبية، ج۲، ص۱۱.</ref>
==تعریف==
==تعریف==
فقه پزشکی، علم به احکام شرعی پزشکی از روی ادله تفصیلی، قرآن، سنت، اجماع و عقل.<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ۱۳۹۹ش، ص۲۸.</ref>
فقه پزشکی، علم به احکام شرعی پزشکی از روی ادله تفصیلی، قرآن، سنت، اجماع و عقل، است؛<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ۱۳۹۹ش، ص۲۸.</ref> به‌عبارتی دیگر، شاخه‌ای از فقه است که به استنباط و تبیین احکامی می‌پردازد که با رویدادهای علم پزشکی، وظایف پزشکان و تکالیف بیماران مرتبط است.<ref>قاسمی، «فقه پزشکی، چیستی و چرایی»، ص۱۸۷.</ref>
===تفاوت با فقه درمان===
{{اصلی|فقه درمان}}
فقه پزشکی و فقه درمان هر دو از شاخه‌های فقه‌ به شمار می‌روند، ولی از نظر موضوع و قلمرو با یکدیگر تفاوت دارند. فقه پزشکی نسبت به فقه درمان، حوزه‌ای عام‌تر است که مسائل فقهی مرتبط با علم و حرفه پزشکی را در بر می‌گیرد؛ از جمله احکام مربوط به تشخیص بیماری، سقط جنین، پیوند اعضا، مرگ مغزی، شبیه‌سازی، رابطه پزشک و بیمار، مسئولیت‌های حرفه‌ای پزشکان و مسائل اخلاق پزشکی.<ref>برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الموسوعه الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص۳۹۵؛ جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲ و ج۴، ص۴۸۷.</ref>
 
در مقابل، فقه درمان حوزه‌ای محدودتر و متمرکز بر احکام شرعی مربوط به فرایند درمان و مراقبت از بیمار است و موضوعاتی مانند وجوب یا جواز درمان، حدود اختیارات درمانگر، رضایت بیمار، شیوه‌های درمانی مشروع، احکام داروها و اموری از همین دست مسائل را بررسی می‌کند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به قاسمی، فقه درمان، ۱۳۹۵ش، ص۳۵ و ۳۷ و ۵۹.</ref> 


فقه پزشکی در واقع، شاخه‌ای از فقه است که به استنباط و تبیین احکامی می‌پردازد که با رویدادهای علم پزشکی، وظایف پزشکان و تکالیف بیماران مرتبط است.<ref>قاسمی، «فقه پزشکی، چیستی و چرایی»، ص۱۸۷.</ref>
بر این اساس می‌توان گفت که نسبت فقه درمان با فقه پزشکی، نسبت خاص و عام است؛ به این معنا که فقهِ درمان، بخشی از فقه پزشکی به شمار می‌آید و عمدتاً بر مسائل مرتبط با درمان بیماری و معالجه تمرکز دارد، در حالی که فقه پزشکی علاوه بر درمان، همه ابعاد فقهی دانش و فعالیت‌های پزشکی را شامل می‌شود.


==منابع استنباط در فقه پزشکی==
==منابع استنباط در فقه پزشکی==
منابع استنباط در فقه پزشکی همان منابع کلی فقه است، اما با توجه به ویژگی‌های مسائل پزشکی، برخی از آنها نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند:
منابع استنباط در فقه پزشکی همان منابع کلی فقه است، اما با توجه به ویژگی‌های مسائل پزشکی، برخی از آنها نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند:


*قرآن: در فقه پزشکی، غالب مسائل به‌صورت جزئی در قرآن نیامده است، اما فقیهان به اصول و قواعدی استناد می‌کنند که از آیات قرآن به‌دست آمده است. برای نمونه، در مسئله عدم جواز [[جراحی زیبایی]] به [[آیه تغییر خلقت]] استناد شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> همچنین برای حرمت [[سقط جنین]] یا عدم جواز [[اتانازی]] به آیات [[آیه ۳۳ سوره اسراء|۳۳ سوره اسراء]] و [[آیه ۱۵۱ سوره انعام|۱۵۱ سوره انعام]] استناد می‌شود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۲، ص۸-۹؛ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۹، ص۱۱۲.</ref>
*قرآن: در فقه پزشکی، غالب مسائل به‌صورت جزئی در قرآن نیامده است، اما فقیهان به اصول و قواعدی استناد می‌کنند که از آیات قرآن به‌دست آمده است. برای نمونه، در مسئله عدم جواز [[جراحی زیبایی]] به [[آیه تغییر خلقت]] استناد شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> همچنین برای حرمت [[سقط جنین]] یا عدم جواز [[اتانازی]] به آیه ۳۳ سوره اسراء و آیه ۱۵۱ سوره انعام استناد می‌شود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۲، ص۸-۹؛ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۹، ص۱۱۲.</ref>


*سنت: [[شیخ حر عاملی|حر عاملی]] در [[وسائل الشیعة (کتاب)|وسائل الشیعه]] برخی از این روایات را در بابی با عنوان «باب جواز معالجه زن نامحرم توسط پزشک مرد در صورت ضرورت» گردآوری کرده است،<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۰، ص۲۳۳.</ref> و نیز برخی روایات مربوط به ضمان و مسئولیت پزشک را در بابی با عنوان «ضمان پزشک و دامپزشک» جمع‌آوری نموده است.<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۹، ص۲۶۰.</ref>
*سنت: شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه برخی از این روایات را در بابی با عنوان «باب جواز معالجه زن نامحرم توسط پزشک مرد در صورت ضرورت» گردآوری کرده است،<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۰، ص۲۳۳.</ref> و نیز برخی روایات مربوط به ضمان و مسئولیت پزشک را در بابی با عنوان «ضمان پزشک و دامپزشک» جمع‌آوری نموده است.<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۹، ص۲۶۰.</ref>


*اجماع: از دیگر ادله‌ای که در مباحث فقه پزشکی بدان استناد می‌شود، اجماع است.<ref>شهید ثانی، المسالک الافهام، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۳۲۷-۳۲۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۳، ص۴۶.</ref> برای نمونه، برخی فقیهان بر این نظرند که اگر به سبب عمل پزشک، اتلاف یا خسارتی به بیمار وارد شود، پزشک ضامن و مسئول است. آنان برای این حکم علاوه بر ادله دیگر، به اجماع نیز استناد کرده‌اند.<ref>شهید ثانی، المسالک الافهام، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۳۲۷-۳۲۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۳، ص۴۶.</ref>
*اجماع: از دیگر ادله‌ای که در مباحث فقه پزشکی بدان استناد می‌شود، اجماع است.<ref>شهید ثانی، المسالک الافهام، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۳۲۷-۳۲۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۳، ص۴۶.</ref> برای نمونه، برخی فقیهان بر این نظرند که اگر به سبب عمل پزشک، اتلاف یا خسارتی به بیمار وارد شود، پزشک ضامن و مسئول است. آنان برای این حکم علاوه بر ادله دیگر، به اجماع نیز استناد کرده‌اند.<ref>شهید ثانی، المسالک الافهام، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۳۲۷-۳۲۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۳، ص۴۶.</ref>


*عقل: دلیل عقلی یکی از ادله‌ای است که در فقه پزشکی، به‌ویژه در مسائل نوپدید، از سوی فقیهان به‌کار گرفته می‌شود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۴.</ref> برای نمونه، برخی فقیهان در جایی که وجود جنینی که هنوز روح در آن دمیده نشده برای سلامتی مادر خطرناک باشد، با استناد به قاعده عقلی [[قاعده اهم و مهم|اهم و مهم]]، [[سقط جنین]] را برای نجات جان مادر جایز دانسته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۴.</ref>
*عقل: دلیل عقلی یکی از ادله‌ای است که در فقه پزشکی، به‌ویژه در مسائل نوپدید، از سوی فقیهان به‌کار گرفته می‌شود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۴.</ref> برای نمونه، برخی فقیهان در جایی که وجود جنینی که هنوز روح در آن دمیده نشده برای سلامتی مادر خطرناک باشد، با استناد به قاعده عقلی [[قاعده اهم و مهم|اهم و مهم]]، [[سقط جنین]] را برای نجات جان مادر جایز دانسته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۴.</ref>
فقهای اهل سنت علاوه بر این ادله، برای استنباط احکام در فقه پزشکی به دلیل قیاس نیز استناد کرده‌اند. <ref>برای نمونه نگاه کنید به المختار الشنقیطی، احکام الجراحة الطبیة و الآثار المترتبة علیها، ص۱۷۵؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۲.</ref>


==قواعد فقهی پرکاربرد در فقه پزشکی==
==قواعد فقهی پرکاربرد در فقه پزشکی==
برخی از قواعد پرکاربرد در فقه پزشکی که به کمک آنها حکم شرعی استخراج می‌شود، به شرح زیر است:
برخی از قواعد پرکاربرد در فقه پزشکی که به کمک آنها حکم شرعی استخراج می‌شود، به شرح زیر است:
*قاعده لاضرر: از قواعد مهمی دانسته شده است که در ابواب و مسائل مختلف فقهی به کار می‌رود. از آنجا که در امور پزشکی نیز ضرر و زیان پیش می‌آید و موارد مختلف درمان یا ترک درمان با ضرر همراه است، این قاعده در فقه پزشکی اهمیت و کاربرد فراوانی یافته است.<ref>قاسمی، فقه پزشکی، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۳۲.</ref>
*'''قاعده لاضرر''': از قواعد مهمی دانسته شده است که در ابواب و مسائل مختلف فقهی به کار می‌رود. از آنجا که در امور پزشکی نیز ضرر و زیان پیش می‌آید و موارد مختلف درمان یا ترک درمان با ضرر همراه است، این قاعده در فقه پزشکی اهمیت و کاربرد فراوانی یافته است.<ref>قاسمی، فقه پزشکی، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۳۲.</ref>


*قاعده اتلاف: بر پایه این قاعده، اگر کسی مال شخص دیگری را بدون رضایت وی تلف کند، مسئول است و باید خسارت او را بپردازد.<ref>محقق داماد، قواعد فقه، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۰۹.</ref> در کاربرد این قاعده در فقه پزشکی، درباره مسئولیت پزشک در امر درمان گفته شده است که پزشک، مسئول اتلاف یا جَرحی است که به سبب فعل او به بیمار وارد می‌شود.<ref>منتظری، صدر طباطبایی، «واکاوی ادله و مبانی عدم مسئولیت پزشک در پرتو آموزه‌های فقه»، ص۲۰۰.</ref>
*'''قاعده اتلاف''': در کاربرد این قاعده در فقه پزشکی، درباره مسئولیت پزشک در امر درمان گفته شده است که پزشک، مسئول اتلاف یا جَرحی است که به سبب فعل او به بیمار وارد می‌شود.<ref>منتظری، صدر طباطبایی، «واکاوی ادله و مبانی عدم مسئولیت پزشک در پرتو آموزه‌های فقه»، ص۲۰۰.</ref>


*قاعده اذن: بر پایه این قاعده، دخل و تصرف در مال غیر به مجرد رضایت و اذن وی [[مباح|مجاز]] شمرده می‌شود،<ref>نراقی، عوائد الایام، ۱۳۷۵ش، ص۱۵.</ref> و یا برای کسی که به سبب تصرف وی خسارتی وارد می‌گردد، ضمان از عهده او برداشته می‌شود.<ref>اسماعیلی، امرایی، «بازتعریف قاعده اذن و آثار ناشی از آن»، ص۶.</ref> نمونه کاربرد این قاعده در فقه پزشکی آن است که اگر پزشک از بیمار یا اولیای او اذن درمان بگیرد و در روند درمان کوتاهی یا تعدّی صورت نگیرد، ولی درمان منجر به فوت یا خسارت جانی شود، پزشک مسئول یا ضامن نخواهد بود.<ref>شنقیطی، حکام الجراحة الطبیة و الأثار المترتبة علیها، ۱۴۱۵ق، ص۲۴۰-۲۴۲؛ سعدی و دیگران، «مبانی ضمانت و برائت پزشک در صورت ارتکاب خطا در فقه امامیه»، ص۱۱۳.</ref>
*'''قاعده اذن''': نمونه کاربرد این قاعده در فقه پزشکی آن است که اگر پزشک از بیمار یا اولیای او اذن درمان بگیرد و در روند درمان کوتاهی یا تعدّی صورت نگیرد، ولی درمان منجر به فوت یا خسارت جانی شود، پزشک مسئول یا ضامن نخواهد بود.<ref>شنقیطی، حکام الجراحة الطبیة و الأثار المترتبة علیها، ۱۴۱۵ق، ص۲۴۰-۲۴۲؛ سعدی و دیگران، «مبانی ضمانت و برائت پزشک در صورت ارتکاب خطا در فقه امامیه»، ص۱۱۳.</ref>


*قاعده برائت: بر مبنای این قاعده، در جایی که شک شود پزشک حاذق در صورت خطا در طبابت و فرآیند درمان ضامن است یا نه، گفته می‌شود اصل بر برائت ذمه اوست و ضمان از عهده او برداشته می‌شود.<ref>سعدی و دیگران، «مبانی ضمانت و برائت پزشک در صورت ارتکاب خطا در فقه امامیه»، ص۱۱۲.</ref>
*'''قاعده برائت''': بر مبنای این قاعده، در جایی که شک شود پزشک حاذق در صورت خطا در طبابت و فرآیند درمان ضامن است یا نه، گفته می‌شود اصل بر برائت ذمه اوست و ضمان از عهده او برداشته می‌شود.<ref>سعدی و دیگران، «مبانی ضمانت و برائت پزشک در صورت ارتکاب خطا در فقه امامیه»، ص۱۱۲.</ref>


*قاعده ضرورت: فقیهان برای جواز برخی درمان‌ها به این قاعده در فقه پزشکی استناد کرده‌اند. برای نمونه، نگاه به بدن نامحرم یا لمس آن در حین درمان توسط پزشک - اگر راهی جز آن نباشد و امر درمان بر آن متوقف باشد - فقیهان با استناد به قاعده ضرورت گفته‌اند در صورتی که به مقدار ضرورت اکتفا شود، جایز است و حرمت برداشته می‌شود.<ref>حق‌پناه، محمدزاده مزینان، «کاربست قاعده ضرورت و اضطرار در درمان بیمار توسط پزشک نامحرم»، ص۱۱.</ref>
*'''قاعده ضرورت''': در مسائل فقه پزشکی و [[فقه درمان]] گفته می‌شود، نگاه به بدن نامحرم یا لمس آن در حین درمان توسط پزشک، اگر راهی جز آن نباشد و امر درمان بر آن متوقف باشد، برپایه قاعده ضرورت در صورتی که به مقدار ضرورت اکتفا شود، جایز است و حرمت نگاه به بدن نامحرم و لمس آن برداشته می‌شود.<ref>حق‌پناه، محمدزاده مزینان، «کاربست قاعده ضرورت و اضطرار در درمان بیمار توسط پزشک نامحرم»، ص۱۱.</ref>


==مسائل فقه پزشکی==
==مسائل فقه پزشکی==
خط ۴۵: خط ۵۷:
===سقط جنین===
===سقط جنین===
{{اصلی|سقط جنین}}
{{اصلی|سقط جنین}}
سقط جنین یا اجهاض، به معنای انداختن جنین پیش از کامل شدن آن است.<ref>مؤسسه دائرةالمعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۴۸۷.</ref> این مسئله در ابواب [[ازدواج|نکاح]]، [[حد شرعی|حدود]]، [[قصاص]]، [[دیه انسان|دیات]]، [[ارث]] و نیز [[مسائل مستحدثه]] مورد بحث قرار گرفته است.<ref>مؤسسه دائرةالمعارف الفقه الاسلامی، الموسوعه الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص۳۹۵؛ مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۴۸۷.</ref> از نظر فقهای شیعه، سقط عمدی جنین، حرام است<ref>سیستانی، منهاج الصالحین، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۱۵.</ref> و در این حکم میان فقها اختلافی وجود ندارد.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف الفقه الاسلامی، الموسوعه الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص۳۹۴.</ref> حرمت سقط جنین تمامی مراحل جنین پس از انعقاد نطفه را در بر می‌گیرد<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۲۵۱؛ خویی، المسائل الشرعیه، مؤسسه الخوئی الاسلامیه، ج۲، ص۳۱۰؛ تبریزی، صراط النجاه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۳۲.</ref> و تفاوتی میان جنین مشروع یا نامشروع (ناشی از [[زنا]]) وجود ندارد.<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۲۵۱.</ref>
سقط جنین یا اجهاض، به معنای انداختن جنین پیش از کامل شدن آن است.<ref>مؤسسه دائرةالمعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۴۸۷.</ref> از نظر فقهای شیعه، سقط عمدی جنین، حرام است<ref>سیستانی، منهاج الصالحین، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۱۵.</ref> و در این حکم میان فقها اختلافی وجود ندارد.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف الفقه الاسلامی، الموسوعه الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص۳۹۴.</ref> حرمت سقط جنین تمامی مراحل جنین پس از انعقاد نطفه را در بر می‌گیرد<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۲۵۱؛ خویی، المسائل الشرعیه، مؤسسه الخوئی الاسلامیه، ج۲، ص۳۱۰؛ تبریزی، صراط النجاه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۳۲.</ref> و تفاوتی میان جنین مشروع یا نامشروع (ناشی از [[زنا]]) وجود ندارد.<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۲۵۱.</ref>


===تلقیح مصنوعی===
===تلقیح مصنوعی===
{{اصلی|تلقیح مصنوعی}}
{{اصلی|تلقیح مصنوعی}}
کاشت نطفه از غیرطریق آمیزش را تلقیح مصنوعی گویند که در فقه دارای احکام خاصی است.<ref>جمعی از نویسندگان،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۸، ص۷۴.</ref> در فقه پزشکی، هم از حکم تکلیفی این مسئله بحث می‌شود (اینکه آیا تلقیح مصنوعی عملی جایز است یا نه) و هم از حکم وضعی آن (اینکه فرزند متولدشده آیا به صاحب نطفه ملحق می‌شود یا نه).<ref>جمعی از نویسندگان،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲.</ref> بنابر دیدگاه فقها، بارورسازی با تزریق نطفه شوهر به رحم همسرش، یا ترکیب آن دو در خارج رحم و انتقال آن به داخل رحم همسر، جایز است.<ref>جمعی از نویسندگان،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲.</ref> همچنین بنابر دیدگاه مشهور فقها، کودک متولدشده به صاحب نطفه ملحق می‌شود.<ref>جمعی از نویسندگان،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲.</ref>
کاشت نطفه از غیرطریق آمیزش را تلقیح مصنوعی گویند که در فقه دارای احکام خاصی است.<ref>جمعی از نویسندگان،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۸، ص۷۴.</ref> در فقه پزشکی، از این مسئله بحث می‌شود که آیا تلقیح مصنوعی عملی جایز است یا خیر.<ref>جمعی از نویسندگان،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲.</ref> بنابر دیدگاه فقها، بارورسازی با تزریق نطفه شوهر به رحم همسرش، یا ترکیب آن دو در خارج رحم و انتقال آن به داخل رحم همسر، جایز است.<ref>جمعی از نویسندگان،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲.</ref>  


===شبیه‌سازی===
===شبیه‌سازی===
خط ۵۶: خط ۶۸:


===اتانازی===
===اتانازی===
{{اصلی|اتانازی}}
اتانازی به‌معنای پایان دادن به زندگی فرد با نیت رهایی او از درد و رنج طاقت‌فرسا یا بیماری لاعلاج است.<ref>خسروی، بازاندیشی قتل ترحم‌آمیز...، ص۲۰.</ref> دیدگاه فقهای شیعه درباره حکم تکلیفی اتانازی بر اساس تقسیم آن به فعال، منفعل و غیرمستقیم، مختلف است. برای نمونه، بیشتر فقیهان اتانازی فعال (که در آن شخصی مانند پزشک با آمپول یا داروی کشنده به زندگی پر درد و رنج بیمار پایان می‌دهد) را حرام اعلام کرده‌اند.<ref>منتظری، احکام پزشکی، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۲؛ فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۱۵۲؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۴۷۹؛ مکارم شیرازی، احکام پزشکی، ۱۴۲۹ق، ص۱۱۶؛ خویی و تبریزی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ص۲۸۰-۲۸۱، صافی گلپایگانی، استفتائات پزشکی، ۱۳۹۵ش، ص۱۰۰؛ علوی گرگانی، استفتائات پزشکی، ص۴۰؛ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ۱۳۹۵ش، ج۳، ص۳۰۵.</ref>
اتانازی به‌معنای پایان دادن به زندگی فرد با نیت رهایی او از درد و رنج طاقت‌فرسا یا بیماری لاعلاج است.<ref>خسروی، بازاندیشی قتل ترحم‌آمیز...، ص۲۰.</ref> دیدگاه فقهای شیعه درباره حکم تکلیفی اتانازی بر اساس تقسیم آن به فعال، منفعل و غیرمستقیم، مختلف است. برای نمونه، بیشتر فقیهان اتانازی فعال (که در آن شخصی مانند پزشک با آمپول یا داروی کشنده به زندگی پر درد و رنج بیمار پایان می‌دهد) را حرام اعلام کرده‌اند.<ref>منتظری، احکام پزشکی، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۲؛ فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۱۵۲؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۴۷۹؛ مکارم شیرازی، احکام پزشکی، ۱۴۲۹ق، ص۱۱۶؛ خویی و تبریزی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ص۲۸۰-۲۸۱، صافی گلپایگانی، استفتائات پزشکی، ۱۳۹۵ش، ص۱۰۰؛ علوی گرگانی، استفتائات پزشکی، ص۴۰؛ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ۱۳۹۵ش، ج۳، ص۳۰۵.</ref>


خط ۷۲: خط ۸۵:
===اهدای عضو===
===اهدای عضو===
{{اصلی|اهدای عضو}}
{{اصلی|اهدای عضو}}
اهدای عضو به‌معنای واگذاری و [[پیوند اعضا|پیوند اعضای بدن انسان]] به دیگری است.<ref>رضایی، مبانی فقهی اهدای عضو، ۱۳۹۵ش، ص۱۱-۲۳.</ref> گفته می‌شود برخی فقیهان شیعه، اهدای عضوی از بدن که جدا شدن آن ضرر مهمی ندارد (مانند قطعه‌ای از پوست یا یک کلیه در صورت سلامت کلیه دیگر) را [[مباح|جایز]] دانسته‌اند.<ref>ابریان شاهرودی، اهدای عضو و قلمرو مالکیت انسان بر اعضاء خویش از دیدگاه فقه، ۱۴۰۲ش، ص۸۵؛ رضایی، مبانی فقهی اهدای عضو، ۱۳۹۵ش، ص۱۷۴.</ref> درباره اهدای عضو بیماران مرگ مغزی نیز برخی فقها، در صورتی که هیچ احتمال بازگشتی برای این بیماران وجود نداشته باشد، آنان را در حکم مرگ طبیعی دانسته و اهدای بعضی از اعضای آنان را برای نجات جان مسلمانی دیگر جایز شمرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، «احکام شرعی مرتبط با مرگ مغزی»، مرکز پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی آیت الله مکارم شیرازی.</ref>
اهدای عضو به‌معنای واگذاری و [[پیوند اعضا|پیوند اعضای بدن انسان]] به دیگری است.<ref>رضایی، مبانی فقهی اهدای عضو، ۱۳۹۵ش، ص۱۱-۲۳.</ref> گفته می‌شود برخی فقیهان شیعه، اهدای عضوی از بدن که جدا شدن آن ضرر مهمی ندارد (مانند قطعه‌ای از پوست یا یک کلیه در صورت سلامت کلیه دیگر) را جایز دانسته‌اند.<ref>ابریان شاهرودی، اهدای عضو و قلمرو مالکیت انسان بر اعضاء خویش از دیدگاه فقه، ۱۴۰۲ش، ص۸۵؛ رضایی، مبانی فقهی اهدای عضو، ۱۳۹۵ش، ص۱۷۴.</ref> درباره اهدای عضو بیماران مرگ مغزی نیز برخی فقها، در صورتی که هیچ احتمال بازگشتی برای این بیماران وجود نداشته باشد، آنان را در حکم مرگ طبیعی دانسته و اهدای بعضی از اعضای آنان را برای نجات جان مسلمانی دیگر جایز شمرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، «احکام شرعی مرتبط با مرگ مغزی»، مرکز پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی آیت الله مکارم شیرازی.</ref>


===ضمان پزشک===
===ضمان پزشک===
خط ۸۰: خط ۹۳:
===لمس و نگاه پزشک===
===لمس و نگاه پزشک===
{{اصلی|لمس و نگاه پزشک}}
{{اصلی|لمس و نگاه پزشک}}
لمس و نگاه پزشک به بدن بیمار نامحرم از جمله مسائلی است که در ذیل مباحث فقه پزشکی دربارهٔ آن بحث شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref> از نظر فقها، برای پزشک جایز نیست به بدن بیمار نامحرم نگاه کند یا آن را لمس کند،<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref> مگر در جایی که درمان بدون نگاه و لمس ممکن نباشد که در این صورت به مقدار ضرورت جایز است و حرمت برداشته می‌شود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref>
لمس و نگاه پزشک به بدن بیمار نامحرم از جمله مسائلی است که هم در ذیل مباحث فقه پزشکی و هم در فقه درمان از آن بحث شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref> از نظر فقها، برای پزشک جایز نیست به بدن بیمار نامحرم نگاه کند یا آن را لمس کند،<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref> مگر در جایی که درمان بدون نگاه و لمس ممکن نباشد که در این صورت به مقدار ضرورت جایز است و حرمت برداشته می‌شود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref>


==کتابشناسی==
==کتابشناسی==
در موضوع فقه پزشکی آثار مختلفی در قالب کتاب و مقاله به رشتهٔ تحریر درآمده است. کتاب «دانشنامه فقه پزشکی» تألیف محمدعلی قاسمی یکی از این آثار است. این اثر در سه جلد از سوی انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) منتشر شده است. همچنین از این نویسنده آثار دیگری با عنوان «فقه درمان» و «آیات فقه پزشکی» تألیف شده است که از سوی انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) منتشر شده‌اند.
برخی از آثاری که در فقه اسلامی در موضوع و مسائل پزشکی به رشته تحریر درآمده به شرح زیر است:
*کتاب «المَبسوطُ فی فِقه المَسائلِ المُعاصِرة: المَسائلُ الطِبّیه»، از محمد محمدی قائنی، مدرس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم، یکی از این آثار است. این کتاب در دو جلد حاصل جلسات درس خارج فقه پزشکی در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) است.  
*کتاب «دانشنامه فقه پزشکی» تألیف محمدعلی قاسمی یکی از این آثار است. این اثر در سه جلد از سوی انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) منتشر شده است.  
*از همین نویسنده آثار دیگری با عنوان «فقه درمان» و «آیات فقه پزشکی» تألیف شده است که از سوی انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) منتشر شده‌اند.
*کتاب «الموسوعة الطبية الفقهية» از دیگر آثاری است که در فقه اهل سنت در زمینه مسائل پزشکی به قلم احمد محمد کنعان به رشته تحریر درآمده و در یک مجلد منتشر شده است.
 
==پانویس==
==پانویس==
{{پانوشت}}
{{پانویس|۲}}
==منابع==
==منابع==
{{منابع}}
{{منابع}}
*آخوندی، محمدمهدی و محمد راسخ،‌ «مقدمه»، در رحم جایگزین: بررسی رحم جایگزین از منظر: پزشکی، حقوقی، فقهی، اخلاقی-فلسفی، روانشناختی، تهران، سمت، ۱۳۸۷ش.
*آخوندی، محمدمهدی و محمد راسخ،‌ «مقدمه»، در رحم جایگزین: بررسی رحم جایگزین از منظر: پزشکی، حقوقی، فقهی، اخلاقی-فلسفی، روانشناختی، تهران، سمت، ۱۳۸۷ش.
*ابوشادی، انس عبدالفتاح، «التحول الجنسی بین الفقه و الطب و القانون»، مجلة الدرایة، شماره ۱۶، سال ۲۰۱۶م.
*ابوشادی، انس عبدالفتاح، «التحول الجنسی بین الفقه و الطب و القانون»، مجلة الدرایة، شماره ۱۶، سال ۲۰۱۶م.
خط ۱۴۰: خط ۱۵۸:
*منتظری، حسینعلی، دراسات فی المکاسب المحرمة، قم، نشر تفکر، ۱۴۱۵ق.
*منتظری، حسینعلی، دراسات فی المکاسب المحرمة، قم، نشر تفکر، ۱۴۱۵ق.
*نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
*نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
*نراقی، ملااحمد، عوائد الایام، قم، مرکز تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵ش.
{{پایان}}
{{پایان}}
{{مسائل مستحدثه فقه}}
[[رده:مسائل مستحدثه فقهی]]
[[رده:اصطلاحات فقهی]]
[[رده:مقاله‌های با درجه اهمیت ج]]
[[رده:مقاله‌های آماده ارزیابی]]