کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
Hasanejraei (بحث | مشارکتها) اصلاح: ناتمام |
Hamzeahmadi (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۴۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''فقه درمان'''، شاخهای از فقه مضاف است که به تبیین احکام شرعی مرتبط با تشخیص، درمان، پیشگیری، مراقبت و مداخلات پزشکی، همچنین حقوق و تکالیف بیمار، پزشک و سایر عوامل درمان میپردازد. | ||
فقه درمان، با تمرکز بر فرایند درمان، موضوعاتی همچون مشروعیت و حکم تکلیفی درمان، وجوب درمان در موارد تهدید جان و همچنین مسائلی از قبیل درمان با محرمات، رضایت و اذن بیمار، مسئولیت و ضمان پزشک، معاینه و لمس بیمار نامحرم و غیره را با بهرهگیری از قرآن، سنت، اجماع، عقل و قواعدی مانند لاضرر، اضطرار، لاحرج و اتلاف، بررسی میکند. | |||
درباره فقه درمان و مسائل مختلف آن، مقالات و کتابهای متعددی نگارش یافته است. کتاب [[الفقه و مسائل طبیة (کتاب)|الفقه و مسائل طبیة]] از [[محمدآصف محسنی]] و کتاب [[فقه درمان (کتاب)|فقه درمان]] از محمدعلی قاسمی، از جمله این آثار به شمار میروند. | |||
==مفهومشناسی== | |||
فقه درمان، شاخهای از فقه است که به استنباط و تبیین احکام شرعی مربوط به تشخیص، درمان، پیشگیری، مراقبت و مداخلات پزشکی، و نیز حقوق و تکالیف بیمار، پزشک و سایر عوامل درمان، بر پایه ادله شرعی میپردازد. | |||
== | |||
== | ==اهمیت و جایگاه== | ||
درمان و معالجه از نیازهای اساسی زندگی بشر به شمار میآید. انسان به اقتضای فطرت و سرشت خویش، همواره در پی رفع ضعفها، کاستیها و رنجهای جسمی و روحی خود بوده و هرگاه به بیماری یا آسیبی گرفتار شده، با بهرهگیری از امکانات و شیوههای گوناگون، در جستوجوی بهبود و بازیابی سلامت برآمده است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵.</ref> | |||
با این حال، پرسشی که مطرح میشود این است که آیا درمان در همه موارد امری مطلوب و مورد تأیید شرع است؟ و آیا در برخی شرایط، اقدام به درمان از حد استحباب فراتر رفته و به یک تکلیف شرعی و واجب تبدیل میشود؟ و این که برای درمان چه حدود و شرایطی در شریعت در نظر گرفته شده است؟<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵.</ref> | |||
گفته میشود شریعت اسلام با توجه به نیاز فطری انسان به حفظ سلامت، نه تنها اصل درمان را مشروع دانسته، بلکه در موارد متعددی مسلمانان را به معالجه و بهرهگیری از شیوههای درمانی تشویق کرده است. این رویکرد در روایات فراوانی از اهلبیت(ع) بازتاب یافته و نشاندهنده جایگاه ویژه سلامت و درمان در آموزههای اسلامی است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref> | |||
افزون بر روایات متعدد درباره طب و شیوههای درمان، برخی از اصحاب ائمه(ع) نیز آثار مستقلی در حوزه پزشکی و درمان تألیف کردهاند.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref> از مهمترین منابع در این زمینه، کتاب «الفصول المهمة فی أصول الأئمة» اثر شیخ حر عاملی، میدانند که با گردآوری روایات مرتبط با طب و درمان، مشروعیت و اهمیت معالجه را تبیین کرده است.<ref>حر عاملی، الفصول المهمة في أصول الأئمة، ج۳، ص۱۵.</ref> | |||
== | ==تفاوت با فقه پزشکی== | ||
{{اصلی|فقه پزشکی}} | |||
فقه پزشکی و فقه درمان هر دو از شاخههای فقه به شمار میروند، ولی از نظر موضوع و قلمرو با یکدیگر تفاوت دارند. فقه پزشکی نسبت به فقه درمان، حوزهای عامتر است که مسائل فقهی مرتبط با علم و حرفه پزشکی را در بر میگیرد؛ از جمله احکام مربوط به تشخیص بیماری، سقط جنین، پیوند اعضا، مرگ مغزی، شبیهسازی، رابطه پزشک و بیمار، مسئولیتهای حرفهای پزشکان و مسائل اخلاق پزشکی.<ref>برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الموسوعه الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص۳۹۵؛ جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲ و ج۴، ص۴۸۷.</ref> | |||
در مقابل، فقه درمان حوزهای محدودتر و متمرکز بر احکام شرعی مربوط به فرایند درمان و مراقبت از بیمار است و موضوعاتی مانند وجوب یا جواز درمان، حدود اختیارات درمانگر، رضایت بیمار، شیوههای درمانی مشروع، احکام داروها و اموری از همین دست مسائل را بررسی میکند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به قاسمی، فقه درمان، ۱۳۹۵ش، ص۳۵ و ۳۷ و ۵۹.</ref> | |||
بر این اساس میتوان گفت که نسبت فقه درمان با فقه پزشکی، نسبت خاص و عام است؛ به این معنا که فقهِ درمان، بخشی از فقه پزشکی به شمار میآید و عمدتاً بر مسائل مرتبط با درمان بیماری و معالجه تمرکز دارد، در حالی که فقه پزشکی علاوه بر درمان، همه ابعاد فقهی دانش و فعالیتهای پزشکی را شامل میشود. | |||
==مشروعیت درمان== | |||
فقیهان براساس روایات، چنین استنباط میکنند که اصل اولیه در فقه اسلامی، مشروعیت و مطلوب بودن درمان است و هرگونه منع از درمان، نیازمند دلیل خاص خواهد بود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref> بهگفته [[محمدآصف محسنی]]، جواز درمان از امور واضح و مورد تسالم فقها است.<ref>محسنی قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۹.</ref> برخی از ادلهای که فقها برای اثبات مشروعیت و جواز درمان به آن استناد کردهاند به شرح زیر است:<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref> | |||
*در برخی روایات به صراحت درباره مشروع بودن درمان و خوردن دارو از معصوم سؤال شده است و در جواب گفته شده هیچ اشکالی در امر درمان نیست و برای آن شفا و خیر و برکت در نظر گرفته شده است.<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۹۴؛ حر عاملی، الفصول المهمة، ج۳، ص۲۲.</ref> | |||
*وجوب عقلی و شرعی دفع ضرر از بدن ایجاب میکند که بیمار برای درمان خود از بیماری اقدام کند و لذا اصل درمان هم عقلاً و هم شرعاً جایز است.<ref>حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.</ref> | |||
*بهگفته حسینی عاملی، صاحب مفتاحالکرامة، برخی فقیهان درباره جواز و مشروعیت درمان، ادعای اجماع کردهاند.<ref>حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.</ref> | |||
===وجوب درمان=== | |||
برخی فقیهان بر این نظرند که اگر زندگی بیمار متوقف بر درمان باشد، بر او واجب است که به درمان اقدام نماید و بر کسی نیز که اطلاعی از درمان و امور پزشکی دارد واجب است که به درمان بپردازد.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۵۰؛ خوانساری، جامع المدارک، ج۷، ص۳۲۲.</ref> ادلهای که این فقیهان به آن استناد جستهاند به شرح زیر است: | |||
*روایت ابان بن تغلب به نقل از امام صادق(ع) که در آن چنین آمده است، کسی که درمان و شفای مجروح را ترک میکند با کسی که جراحت را ایجاد کرده شریک است، چرا که هر دو فساد بیمار و عدم بهبودی او را میخواهند.<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۴۵.</ref> | |||
*روایتی که صاحب مفتاحالکرامة، آن را چنین گزارش کرده است که حضرت موسی(ع) بیمار شد و گروهی از بنیاسرائیل به عیادت وی رفتند و نسخهای برای درمان او تجویز کردند. پس از آن به موسی(ع) وحی شد که به آن نسخه عمل کند تا شفا یابد.<ref>حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.</ref> | |||
*قاعده کلی وجوب حفظ جان مسلمان اقتضا میکند که هرگاه ترک درمان موجب به خطر افتادن جان انسان شود، اقدام به درمان واجب باشد؛ زیرا حفظ جان از واجبات قطعی شرع است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۱۲-۲۱۴.</ref> | |||
==حکم تکلیفی اقدام و عدم اقدام پزشک به درمان== | |||
حکم تکلیفی اقدام پزشک به درمان بیمار یا عدم اقدام وی به وضعیت و شرایط بیمار بستگی دارد. براین اساس، بر بنا به فتوای فقیهان، بر پزشک واجب است که به درمان بیماری که در معرض مرگ قرار دارد، مبادرت ورزد. این وجوب از نوع وجوب کفایی و وجوب فوری است و فرقی ندارد بیماری یا مرضی که بیمار را در معرض مرگ قرار داده، بیماری کوچکی باشد یا بیماری پر خطر.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۱۵-۲۱۶.</ref> | |||
برخی فقیهان نیز بر این نظرند، در مواردی که بیمار در معرض مرگ نیست و یا بیماری از نوع بیماریهای کوچک و کمخطر است، مبادرت بههه درمان بر پزشک واجب نیست.<ref>شیرازی، ایصال الطالب الی المکاسب، ج۴، ص۹۳.</ref> | |||
==منابع استنباط در فقه درمان== | |||
برخی منابعی که در فقه درمان مورد استفاده قرار میگیرد به شرح زیر است: | |||
*'''قرآن''': در فقه درمان، غالب مسائل بهصورت جزئی در قرآن نیامده است، اما فقیهان به اصول و قواعدی استناد میکنند که از آیات قرآن بهدست آمده است. برای مثال، در مسئله جواز و حلیت استفاده از محرمات در فرآیند درمان به آیه حرمت القای در تهلکه استناد شده است که برپایه آن گفته میشود، عدم درمان بیماریای که جز با استفاده از حرام قابل درمان نیست، از مصادیق القای در تهلکه است که در قرآن از آن نهی شده است.<ref>احمدپور، «درمان با محرمات»، ص۵۰.</ref> | |||
*'''سنت''': شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه برخی از این روایات را در بابی با عنوان «باب جواز معالجه زن نامحرم توسط پزشک مرد در صورت ضرورت» گردآوری کرده است،<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۰، ص۲۳۳.</ref> و نیز برخی روایات مربوط به ضمان و مسئولیت پزشک را در بابی با عنوان «ضمان پزشک و دامپزشک» جمعآوری نموده است.<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۹، ص۲۶۰.</ref> علاوه بر آن در کتابی با عنوان «الفصول المهمة فی أصول الأئمة»، به گردآوری روایاتی پرداخته است که با درمان و اهمیت و مشروعیت آن مرتبط است.<ref>حر عاملی، الفصول المهمة في أصول الأئمة، ج۳، ص۱۵.</ref> | |||
*'''اجماع''': از دیگر ادلهای که در مباحث فقه درمان بدان استناد میشود، اجماع است.<ref>شهید ثانی، المسالک الافهام، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۳۲۷-۳۲۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۳، ص۴۶.</ref> برای مثال، فقیهان بر این عقیدهاند که بهرغم حاذق بودن پزشک در کار خود و رعایت ضوابط فنی پزشکی، چنانچه از بیمار برائت اخذ نشده باشد، پزشک ضمان تلف خواهد بود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۱۹.</ref> یکی از ادلهای که این فقیهان بدان استناد کردهاند دلیل اجماع است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۲۱.</ref> | |||
*'''عقل''': دلیل عقلی یکی از ادلهای است که در فقه پزشکی، بهویژه در مسائل نوپدید، از سوی فقیهان بهکار گرفته میشود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۴.</ref> برخی محققان، برای حلیت و جواز حرامدرمانی یا درمان به کمک محرمات به دلیل عقلی استناد کردهاند؛ بدین صورت که دفع ضرر بزرگی مانند بیمارهایی که منجر به مرگ و ضرر جبرانناپذیر میشود، عقلاً لازم است و اگر چنین بیماریهایی جز با حرامدرمانی دفع نمیگردند، پس حرامدرمانی به حکم عقل جایز و مشروع میگردد.<ref>رضایی، رستمی قفسآبادی، «انحصار در حرامگرایی با وجود جایگزین حلال از منظر فقهای شیعه و اهلسنت»، ص۱۰.</ref> | |||
==== | ==قواعد فقهی پرکاربرد در فقه درمان== | ||
گفته میشود | برخی از قواعدی که در فقه درمان به کار رفته به شرح زیر است: | ||
*'''قاعده لاضرر''': از مهمترین قواعدی که در ابواب مختلف فقهی، بهویژه در فقه درمان و فقه پزشکی به آن استناد شده، قاعده لاضرر است. برای مثال در خصوص عدم ضمان پزشک در حین درمان، گفته میشود بهرغم این که مشهور فقها بر ضمان پزشک حاذق مأذون در فساد و عیت در فرآیند درمان فتوا دادهاند، ولی برخی فقیهان با استناد به قاده لاضرر به عدم ضمان پزشک، فتوا صادر کردهاند.<ref>عدنانی، «قاعده فقهی لاضرر و کاربرد آن در فقه پزشکی»، ص۷۳.</ref> | |||
*'''قاعده اضطرار''': بسیاری از احکامی که در حالت عادی در فقه مجاز نیست، به کمک قاعده ضرورت و اضطرار جایز میگردد. از جمله در فقه درمان گفته میشود بیمار میتواند به پزشک از جنس مخالف در صورتی ضرورت و اضطرار مراجعه کند و مورد درمان قرار بگیرد.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۰۰.</ref> همچنین گفته میشود در موقعیتی که درمان جز با استفاده از دارویی حرام محقق نمیشود، به استناد قاعده ضرورت و اضطرار استعمال آن دارو مجاز میگردد.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۴۴.</ref> | |||
*'''قاعده عسر و حرج''': یکی از نمونههای استفاده از قاعده عسر و حرج در فقه درمان این است که گفته میشود بر پایه این قاعده، اگر درمان بیماری متوقف بر مصرف داروی حرام باشد و جایگزین مباح و مؤثری وجود نداشته باشد و ترک آن موجب مشقت شدید، آسیب جدی یا به خطر افتادن سلامت بیمار شود، حرمت اولیه مصرف آن دارو به موجب قاعده لاحرج مرتفع میشود.<ref>رضایی و دیگران، «مشروعیت درمانگری به غیر حلال با تأکید بر قاعده المشقة تجلب التیسیر»، ص۴-۵.</ref> | |||
*'''قاعده اتلاف''': در فقه درمان، قاعده اتلاف یکی از مبانی مسئولیت پزشک به شمار میرود. اگر پزشک در جریان تشخیص یا درمان، مستقیماً موجب تلف جان بیمار یا آسیب به یکی از اعضای او شود، مطابق این قاعده، اصل اولی بر ضمان او است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۳۲ و ۲۲۱.</ref> | |||
از | ==مسائل فقه درمان== | ||
برخی از مسائل فقه درمان به شرح زیر است: | |||
===درمان با محرمات=== | |||
{{اصلی|درمان با محرمات}} | |||
از آنجا که دلیل تحریم استفاده از محرمات مطلق است و همه موارد را از جمله بیماری و استفاده بیمار از محرمات را نیز در بر میگیرد، برای خروج از این حرمت به دلیل نیاز است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۴۳.</ref> برخی فقها با استناد به ادله و قواعدی مانند قاعده اضطرار، حرمت القای نفس در تهلکه و حرمت قتل نفس، قاعده عسر و حرج و دلهای از همین قبیل در صدد رفع حرمت استفاده از محرمات در فرآیند درمان، برای شرایط و در موقعیتهای خاصی بر آمدهاند.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۴۳ و ۲۸۰؛ احمدپور، «درمان با محرمات»، ص۴۳ و ۴۶.</ref> | |||
===رضایت بیمار و اذن در درمان=== | |||
{{اصلی|رضایت و اذن بیمار در درمان}} | |||
در فقه اسلامی، اصل بر حرمت تصرف در جسم و جان دیگری بدون اذن اوست؛ ازاینرو، انجام هرگونه اقدام تشخیصی یا درمانی، جز در موارد استثنایی مانند فوریتهای پزشکی یا فقدان اهلیت تصمیمگیری، منوط به رضایت آگاهانه بیمار یا ولیّ قانونی او است.<ref>عامری، همتی، «نقد مبانی فقهی-حقوقی لزوم اخذ برائت از بیماری برای سلب مسئولیت از پزشک»، ص۶۴-۶۵.</ref> | |||
===مسئولیت و ضمان پزشک=== | |||
{{اصلی|ضمان پزشک}} | |||
مسئولیت قانونی پزشک در برابر بیمار در جریان فرآیند معالجه و درمان را ضمان پزشک گویند.<ref>فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۱۸۷.</ref> درباره مسئولیت پزشک گفته میشود چند حالت قابل تصور است: پزشک آگاه به مسائل پزشکی است یا ناآگاه و جاهل؛ نیز مقصر است یا غیر مقصر؛ و نیز مأذون است یا غیر مأذون.<ref>حسینپور، موسوی، «ضمان پزشک از منظر فقه امامیه»، ص۱۰۱.</ref> بود و نبود هر یک از این حالات در مسئولیت یا عدم مسئولیت پزشک تأثیر دارد.<ref>حسینپور، موسوی، «ضمان پزشک از منظر فقه امامیه»، ص۱۰۱.</ref> | |||
===معاینه و لمس پزشک=== | |||
{{اصلی|معاینه و لمس پزشک}} | |||
لمس و نگاه پزشک به بدن بیمار نامحرم از جمله مسائلی است که در ذیل مباحث فقه پزشکی دربارهٔ آن بحث شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref> از نظر فقها، برای پزشک جایز نیست به بدن بیمار نامحرم نگاه کند یا آن را لمس کند،<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref> مگر در جایی که درمان بدون نگاه و لمس ممکن نباشد که در این صورت به مقدار ضرورت جایز است و حرمت برداشته میشود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.</ref> | |||
===حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی بیمار=== | |||
{{اصلی|حفظ حریم خصوصی بیمار}} | |||
== | حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی بیمار از سوی پزشک یکی از مسائلی که از سوی فقیهان مورد بررسی قرار گرفته است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۱۶۸.</ref> از نظر برخی فقیهان افشای اسرار مؤمن فینفسه حرام است<ref>نصراللهینیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.</ref> و درباره افشای اسرار بیمار از سوی پزشک برخی فقیهان گفتهاند چنانچه افشاء سر، عرفاً سبب تنقیص بیمار مومن شناخته شدهای گردد، یا موجب ایذاء او شود حرام است؛ مگر آنکه مصلحت اهمی آن را اقتضا نماید.<ref>نصراللهینیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.</ref> | ||
==کتابشناسی== | |||
آثار مختلفی در زمینه فقه درمان و مسائل آن نگارش یافته است. برخی از این آثار عبارتند از: | |||
*کتاب «الفقه و مسائل طبیة»: نوشته محمدآصف محسنی قندهاری. نویسنده در این اثر با استناد به منابعی مانند روایات و قواعد فقهی، به بررسی استدلالی برخی مسائل فقه درمان پرداخته است. این اثر در سه مجلد و به زبان عربی از سوی انتشارات بوستان کتاب چاپ و منتشر شده است. | |||
*کتاب «فقه درمان»: نوشته محمدعلی قاسمی. این اثر به فارسی است و ضمن بررسی مشروعیت درمان از نظر فقهی، به بررسی برخی مسائل فقه درمان که مورد ابتلای پزشکان و بیماران است پرداخته است. کتاب حاضر در ۴۳۸ صفحه از سوی انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) چاپ و منتشر شده است. | |||
از نظر | |||
== | |||
* کتاب | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس|۲}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع|۲}} | |||
* | *احمدپور، اکبر، «درمان با محرمات»، مطالعات اسلامی: فقه و اصول، شماره پیاپی ۹۷، تابستان ۱۳۹۳ش. | ||
*جمعی از نویسندگان، الموسوعه الفقهیه، قم، مؤسسه دایرةالمعارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۳ق. | |||
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق دیدگاه اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه فارسی، ۱۳۸۷ش. | |||
*حر عاملی، حسن بن محمد، وسائل الشیعه، تصحیح سید محمدرضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۶ق. | |||
* | *حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمة في أصول الأئمة، قم، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(ع)، ۱۳۷۶ش. | ||
*حسینی عاملی، سید محمدجواد، مفتاح الکرامة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا. | |||
* | *حسینپور، خسرو و فضلاله موسوی، «ضمان پزشک از منظر فقه امامیه»، نشریه تحقیقات حقوق بینالمللی، شماره ۳۶، تابستان ۱۳۹۶ش. | ||
*خوانساری، سیداحمد، جامع المدارک، تهران، مکتبة الصدوق، چاپ دوم، ۱۳۵۵ش. | |||
* | *رضایی، الهام و دیگران، «مشروعیت درمانگری به غیر حلال با تأکید بر قاعده المشقة تجلب التیسیر»، حقوق پزشکی، شماره ۵۸، سال ۱۴۰۲ش. | ||
*رضایی، الهام و علیرضا رستمی قفسآبادی، «انحصار در حرامگرایی با وجود جایگزین حلال از منظر فقهای شیعه و اهلسنت»، حقوق پزشکی، شماره ۵۷، سال ۱۴۰۱ش. | |||
*شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۴۲۳ق. | |||
* حر عاملی، محمد بن | *شیرازی، سیدمحمد، ایصال الطالب الی المکاسب، قم، مؤسسه کتابسرای أعلمی، ۱۳۸۲ش. | ||
* | *عامری، پرویز و زینب همتی، «نقد مبانی فقهی-حقوقی لزوم اخذ برائت از بیماری برای سلب مسئولیت از پزشک»، مطالعات حقوقی، دانشگاه شیراز، دوره هفتم، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۴ش. | ||
* | *عدنانی، محمد، «قاعده فقهی لاضرر و کاربرد آن در فقه پزشکی»، پژوهشنامه فقهی، شماره ال، پاییز و زمستان ۱۳۹۲ش. | ||
* | *فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۲۷ق. | ||
* | *قاسمی، محمدعلی، فقه درمان، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۳۹۵ش. | ||
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق. | |||
* | *محسنی قندهاری، محمد آصف، الفقه و مسائل طبیة، قم، انتشارات یاران، ۱۴۰۵ق. | ||
*نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء تراث العربی، ۱۳۶۲ش. | |||
* | *نصراللهینیا، عمار، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، فقه و فقاهت، سال اول، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش. | ||
* | |||
* | |||
* | |||
* فاضل لنکرانی، محمد، احکام | |||
* قاسمی، محمدعلی، | |||
* کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، | |||
* | |||
* نجفی، | |||
* | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۵۷
فقه درمان، شاخهای از فقه مضاف است که به تبیین احکام شرعی مرتبط با تشخیص، درمان، پیشگیری، مراقبت و مداخلات پزشکی، همچنین حقوق و تکالیف بیمار، پزشک و سایر عوامل درمان میپردازد.
فقه درمان، با تمرکز بر فرایند درمان، موضوعاتی همچون مشروعیت و حکم تکلیفی درمان، وجوب درمان در موارد تهدید جان و همچنین مسائلی از قبیل درمان با محرمات، رضایت و اذن بیمار، مسئولیت و ضمان پزشک، معاینه و لمس بیمار نامحرم و غیره را با بهرهگیری از قرآن، سنت، اجماع، عقل و قواعدی مانند لاضرر، اضطرار، لاحرج و اتلاف، بررسی میکند.
درباره فقه درمان و مسائل مختلف آن، مقالات و کتابهای متعددی نگارش یافته است. کتاب الفقه و مسائل طبیة از محمدآصف محسنی و کتاب فقه درمان از محمدعلی قاسمی، از جمله این آثار به شمار میروند.
مفهومشناسی
فقه درمان، شاخهای از فقه است که به استنباط و تبیین احکام شرعی مربوط به تشخیص، درمان، پیشگیری، مراقبت و مداخلات پزشکی، و نیز حقوق و تکالیف بیمار، پزشک و سایر عوامل درمان، بر پایه ادله شرعی میپردازد.
اهمیت و جایگاه
درمان و معالجه از نیازهای اساسی زندگی بشر به شمار میآید. انسان به اقتضای فطرت و سرشت خویش، همواره در پی رفع ضعفها، کاستیها و رنجهای جسمی و روحی خود بوده و هرگاه به بیماری یا آسیبی گرفتار شده، با بهرهگیری از امکانات و شیوههای گوناگون، در جستوجوی بهبود و بازیابی سلامت برآمده است.[۱]
با این حال، پرسشی که مطرح میشود این است که آیا درمان در همه موارد امری مطلوب و مورد تأیید شرع است؟ و آیا در برخی شرایط، اقدام به درمان از حد استحباب فراتر رفته و به یک تکلیف شرعی و واجب تبدیل میشود؟ و این که برای درمان چه حدود و شرایطی در شریعت در نظر گرفته شده است؟[۲]
گفته میشود شریعت اسلام با توجه به نیاز فطری انسان به حفظ سلامت، نه تنها اصل درمان را مشروع دانسته، بلکه در موارد متعددی مسلمانان را به معالجه و بهرهگیری از شیوههای درمانی تشویق کرده است. این رویکرد در روایات فراوانی از اهلبیت(ع) بازتاب یافته و نشاندهنده جایگاه ویژه سلامت و درمان در آموزههای اسلامی است.[۳]
افزون بر روایات متعدد درباره طب و شیوههای درمان، برخی از اصحاب ائمه(ع) نیز آثار مستقلی در حوزه پزشکی و درمان تألیف کردهاند.[۴] از مهمترین منابع در این زمینه، کتاب «الفصول المهمة فی أصول الأئمة» اثر شیخ حر عاملی، میدانند که با گردآوری روایات مرتبط با طب و درمان، مشروعیت و اهمیت معالجه را تبیین کرده است.[۵]
تفاوت با فقه پزشکی
فقه پزشکی و فقه درمان هر دو از شاخههای فقه به شمار میروند، ولی از نظر موضوع و قلمرو با یکدیگر تفاوت دارند. فقه پزشکی نسبت به فقه درمان، حوزهای عامتر است که مسائل فقهی مرتبط با علم و حرفه پزشکی را در بر میگیرد؛ از جمله احکام مربوط به تشخیص بیماری، سقط جنین، پیوند اعضا، مرگ مغزی، شبیهسازی، رابطه پزشک و بیمار، مسئولیتهای حرفهای پزشکان و مسائل اخلاق پزشکی.[۶]
در مقابل، فقه درمان حوزهای محدودتر و متمرکز بر احکام شرعی مربوط به فرایند درمان و مراقبت از بیمار است و موضوعاتی مانند وجوب یا جواز درمان، حدود اختیارات درمانگر، رضایت بیمار، شیوههای درمانی مشروع، احکام داروها و اموری از همین دست مسائل را بررسی میکند.[۷]
بر این اساس میتوان گفت که نسبت فقه درمان با فقه پزشکی، نسبت خاص و عام است؛ به این معنا که فقهِ درمان، بخشی از فقه پزشکی به شمار میآید و عمدتاً بر مسائل مرتبط با درمان بیماری و معالجه تمرکز دارد، در حالی که فقه پزشکی علاوه بر درمان، همه ابعاد فقهی دانش و فعالیتهای پزشکی را شامل میشود.
مشروعیت درمان
فقیهان براساس روایات، چنین استنباط میکنند که اصل اولیه در فقه اسلامی، مشروعیت و مطلوب بودن درمان است و هرگونه منع از درمان، نیازمند دلیل خاص خواهد بود.[۸] بهگفته محمدآصف محسنی، جواز درمان از امور واضح و مورد تسالم فقها است.[۹] برخی از ادلهای که فقها برای اثبات مشروعیت و جواز درمان به آن استناد کردهاند به شرح زیر است:[۱۰]
- در برخی روایات به صراحت درباره مشروع بودن درمان و خوردن دارو از معصوم سؤال شده است و در جواب گفته شده هیچ اشکالی در امر درمان نیست و برای آن شفا و خیر و برکت در نظر گرفته شده است.[۱۱]
- وجوب عقلی و شرعی دفع ضرر از بدن ایجاب میکند که بیمار برای درمان خود از بیماری اقدام کند و لذا اصل درمان هم عقلاً و هم شرعاً جایز است.[۱۲]
- بهگفته حسینی عاملی، صاحب مفتاحالکرامة، برخی فقیهان درباره جواز و مشروعیت درمان، ادعای اجماع کردهاند.[۱۳]
وجوب درمان
برخی فقیهان بر این نظرند که اگر زندگی بیمار متوقف بر درمان باشد، بر او واجب است که به درمان اقدام نماید و بر کسی نیز که اطلاعی از درمان و امور پزشکی دارد واجب است که به درمان بپردازد.[۱۴] ادلهای که این فقیهان به آن استناد جستهاند به شرح زیر است:
- روایت ابان بن تغلب به نقل از امام صادق(ع) که در آن چنین آمده است، کسی که درمان و شفای مجروح را ترک میکند با کسی که جراحت را ایجاد کرده شریک است، چرا که هر دو فساد بیمار و عدم بهبودی او را میخواهند.[۱۵]
- روایتی که صاحب مفتاحالکرامة، آن را چنین گزارش کرده است که حضرت موسی(ع) بیمار شد و گروهی از بنیاسرائیل به عیادت وی رفتند و نسخهای برای درمان او تجویز کردند. پس از آن به موسی(ع) وحی شد که به آن نسخه عمل کند تا شفا یابد.[۱۶]
- قاعده کلی وجوب حفظ جان مسلمان اقتضا میکند که هرگاه ترک درمان موجب به خطر افتادن جان انسان شود، اقدام به درمان واجب باشد؛ زیرا حفظ جان از واجبات قطعی شرع است.[۱۷]
حکم تکلیفی اقدام و عدم اقدام پزشک به درمان
حکم تکلیفی اقدام پزشک به درمان بیمار یا عدم اقدام وی به وضعیت و شرایط بیمار بستگی دارد. براین اساس، بر بنا به فتوای فقیهان، بر پزشک واجب است که به درمان بیماری که در معرض مرگ قرار دارد، مبادرت ورزد. این وجوب از نوع وجوب کفایی و وجوب فوری است و فرقی ندارد بیماری یا مرضی که بیمار را در معرض مرگ قرار داده، بیماری کوچکی باشد یا بیماری پر خطر.[۱۸]
برخی فقیهان نیز بر این نظرند، در مواردی که بیمار در معرض مرگ نیست و یا بیماری از نوع بیماریهای کوچک و کمخطر است، مبادرت بههه درمان بر پزشک واجب نیست.[۱۹]
منابع استنباط در فقه درمان
برخی منابعی که در فقه درمان مورد استفاده قرار میگیرد به شرح زیر است:
- قرآن: در فقه درمان، غالب مسائل بهصورت جزئی در قرآن نیامده است، اما فقیهان به اصول و قواعدی استناد میکنند که از آیات قرآن بهدست آمده است. برای مثال، در مسئله جواز و حلیت استفاده از محرمات در فرآیند درمان به آیه حرمت القای در تهلکه استناد شده است که برپایه آن گفته میشود، عدم درمان بیماریای که جز با استفاده از حرام قابل درمان نیست، از مصادیق القای در تهلکه است که در قرآن از آن نهی شده است.[۲۰]
- سنت: شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه برخی از این روایات را در بابی با عنوان «باب جواز معالجه زن نامحرم توسط پزشک مرد در صورت ضرورت» گردآوری کرده است،[۲۱] و نیز برخی روایات مربوط به ضمان و مسئولیت پزشک را در بابی با عنوان «ضمان پزشک و دامپزشک» جمعآوری نموده است.[۲۲] علاوه بر آن در کتابی با عنوان «الفصول المهمة فی أصول الأئمة»، به گردآوری روایاتی پرداخته است که با درمان و اهمیت و مشروعیت آن مرتبط است.[۲۳]
- اجماع: از دیگر ادلهای که در مباحث فقه درمان بدان استناد میشود، اجماع است.[۲۴] برای مثال، فقیهان بر این عقیدهاند که بهرغم حاذق بودن پزشک در کار خود و رعایت ضوابط فنی پزشکی، چنانچه از بیمار برائت اخذ نشده باشد، پزشک ضمان تلف خواهد بود.[۲۵] یکی از ادلهای که این فقیهان بدان استناد کردهاند دلیل اجماع است.[۲۶]
- عقل: دلیل عقلی یکی از ادلهای است که در فقه پزشکی، بهویژه در مسائل نوپدید، از سوی فقیهان بهکار گرفته میشود.[۲۷] برخی محققان، برای حلیت و جواز حرامدرمانی یا درمان به کمک محرمات به دلیل عقلی استناد کردهاند؛ بدین صورت که دفع ضرر بزرگی مانند بیمارهایی که منجر به مرگ و ضرر جبرانناپذیر میشود، عقلاً لازم است و اگر چنین بیماریهایی جز با حرامدرمانی دفع نمیگردند، پس حرامدرمانی به حکم عقل جایز و مشروع میگردد.[۲۸]
قواعد فقهی پرکاربرد در فقه درمان
برخی از قواعدی که در فقه درمان به کار رفته به شرح زیر است:
- قاعده لاضرر: از مهمترین قواعدی که در ابواب مختلف فقهی، بهویژه در فقه درمان و فقه پزشکی به آن استناد شده، قاعده لاضرر است. برای مثال در خصوص عدم ضمان پزشک در حین درمان، گفته میشود بهرغم این که مشهور فقها بر ضمان پزشک حاذق مأذون در فساد و عیت در فرآیند درمان فتوا دادهاند، ولی برخی فقیهان با استناد به قاده لاضرر به عدم ضمان پزشک، فتوا صادر کردهاند.[۲۹]
- قاعده اضطرار: بسیاری از احکامی که در حالت عادی در فقه مجاز نیست، به کمک قاعده ضرورت و اضطرار جایز میگردد. از جمله در فقه درمان گفته میشود بیمار میتواند به پزشک از جنس مخالف در صورتی ضرورت و اضطرار مراجعه کند و مورد درمان قرار بگیرد.[۳۰] همچنین گفته میشود در موقعیتی که درمان جز با استفاده از دارویی حرام محقق نمیشود، به استناد قاعده ضرورت و اضطرار استعمال آن دارو مجاز میگردد.[۳۱]
- قاعده عسر و حرج: یکی از نمونههای استفاده از قاعده عسر و حرج در فقه درمان این است که گفته میشود بر پایه این قاعده، اگر درمان بیماری متوقف بر مصرف داروی حرام باشد و جایگزین مباح و مؤثری وجود نداشته باشد و ترک آن موجب مشقت شدید، آسیب جدی یا به خطر افتادن سلامت بیمار شود، حرمت اولیه مصرف آن دارو به موجب قاعده لاحرج مرتفع میشود.[۳۲]
- قاعده اتلاف: در فقه درمان، قاعده اتلاف یکی از مبانی مسئولیت پزشک به شمار میرود. اگر پزشک در جریان تشخیص یا درمان، مستقیماً موجب تلف جان بیمار یا آسیب به یکی از اعضای او شود، مطابق این قاعده، اصل اولی بر ضمان او است.[۳۳]
مسائل فقه درمان
برخی از مسائل فقه درمان به شرح زیر است:
درمان با محرمات
از آنجا که دلیل تحریم استفاده از محرمات مطلق است و همه موارد را از جمله بیماری و استفاده بیمار از محرمات را نیز در بر میگیرد، برای خروج از این حرمت به دلیل نیاز است.[۳۴] برخی فقها با استناد به ادله و قواعدی مانند قاعده اضطرار، حرمت القای نفس در تهلکه و حرمت قتل نفس، قاعده عسر و حرج و دلهای از همین قبیل در صدد رفع حرمت استفاده از محرمات در فرآیند درمان، برای شرایط و در موقعیتهای خاصی بر آمدهاند.[۳۵]
رضایت بیمار و اذن در درمان
در فقه اسلامی، اصل بر حرمت تصرف در جسم و جان دیگری بدون اذن اوست؛ ازاینرو، انجام هرگونه اقدام تشخیصی یا درمانی، جز در موارد استثنایی مانند فوریتهای پزشکی یا فقدان اهلیت تصمیمگیری، منوط به رضایت آگاهانه بیمار یا ولیّ قانونی او است.[۳۶]
مسئولیت و ضمان پزشک
مسئولیت قانونی پزشک در برابر بیمار در جریان فرآیند معالجه و درمان را ضمان پزشک گویند.[۳۷] درباره مسئولیت پزشک گفته میشود چند حالت قابل تصور است: پزشک آگاه به مسائل پزشکی است یا ناآگاه و جاهل؛ نیز مقصر است یا غیر مقصر؛ و نیز مأذون است یا غیر مأذون.[۳۸] بود و نبود هر یک از این حالات در مسئولیت یا عدم مسئولیت پزشک تأثیر دارد.[۳۹]
معاینه و لمس پزشک
لمس و نگاه پزشک به بدن بیمار نامحرم از جمله مسائلی است که در ذیل مباحث فقه پزشکی دربارهٔ آن بحث شده است.[۴۰] از نظر فقها، برای پزشک جایز نیست به بدن بیمار نامحرم نگاه کند یا آن را لمس کند،[۴۱] مگر در جایی که درمان بدون نگاه و لمس ممکن نباشد که در این صورت به مقدار ضرورت جایز است و حرمت برداشته میشود.[۴۲]
حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی بیمار
حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی بیمار از سوی پزشک یکی از مسائلی که از سوی فقیهان مورد بررسی قرار گرفته است.[۴۳] از نظر برخی فقیهان افشای اسرار مؤمن فینفسه حرام است[۴۴] و درباره افشای اسرار بیمار از سوی پزشک برخی فقیهان گفتهاند چنانچه افشاء سر، عرفاً سبب تنقیص بیمار مومن شناخته شدهای گردد، یا موجب ایذاء او شود حرام است؛ مگر آنکه مصلحت اهمی آن را اقتضا نماید.[۴۵]
کتابشناسی
آثار مختلفی در زمینه فقه درمان و مسائل آن نگارش یافته است. برخی از این آثار عبارتند از:
- کتاب «الفقه و مسائل طبیة»: نوشته محمدآصف محسنی قندهاری. نویسنده در این اثر با استناد به منابعی مانند روایات و قواعد فقهی، به بررسی استدلالی برخی مسائل فقه درمان پرداخته است. این اثر در سه مجلد و به زبان عربی از سوی انتشارات بوستان کتاب چاپ و منتشر شده است.
- کتاب «فقه درمان»: نوشته محمدعلی قاسمی. این اثر به فارسی است و ضمن بررسی مشروعیت درمان از نظر فقهی، به بررسی برخی مسائل فقه درمان که مورد ابتلای پزشکان و بیماران است پرداخته است. کتاب حاضر در ۴۳۸ صفحه از سوی انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) چاپ و منتشر شده است.
پانویس
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.
- ↑ حر عاملی، الفصول المهمة في أصول الأئمة، ج۳، ص۱۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به جمعی از نویسندگان، الموسوعه الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۵، ص۳۹۵؛ جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲ و ج۴، ص۴۸۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به قاسمی، فقه درمان، ۱۳۹۵ش، ص۳۵ و ۳۷ و ۵۹.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.
- ↑ محسنی قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۹.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۹۴؛ حر عاملی، الفصول المهمة، ج۳، ص۲۲.
- ↑ حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.
- ↑ حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۵۰؛ خوانساری، جامع المدارک، ج۷، ص۳۲۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۴۵.
- ↑ حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۱۲-۲۱۴.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۱۵-۲۱۶.
- ↑ شیرازی، ایصال الطالب الی المکاسب، ج۴، ص۹۳.
- ↑ احمدپور، «درمان با محرمات»، ص۵۰.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۰، ص۲۳۳.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۹، ص۲۶۰.
- ↑ حر عاملی، الفصول المهمة في أصول الأئمة، ج۳، ص۱۵.
- ↑ شهید ثانی، المسالک الافهام، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۳۲۷-۳۲۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۳، ص۴۶.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۱۹.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۲۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۴.
- ↑ رضایی، رستمی قفسآبادی، «انحصار در حرامگرایی با وجود جایگزین حلال از منظر فقهای شیعه و اهلسنت»، ص۱۰.
- ↑ عدنانی، «قاعده فقهی لاضرر و کاربرد آن در فقه پزشکی»، ص۷۳.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۱۰۰.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۴۴.
- ↑ رضایی و دیگران، «مشروعیت درمانگری به غیر حلال با تأکید بر قاعده المشقة تجلب التیسیر»، ص۴-۵.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۱۳۲ و ۲۲۱.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۴۳.
- ↑ قاسمی، فقه درمان، ص۲۴۳ و ۲۸۰؛ احمدپور، «درمان با محرمات»، ص۴۳ و ۴۶.
- ↑ عامری، همتی، «نقد مبانی فقهی-حقوقی لزوم اخذ برائت از بیماری برای سلب مسئولیت از پزشک»، ص۶۴-۶۵.
- ↑ فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۱۸۷.
- ↑ حسینپور، موسوی، «ضمان پزشک از منظر فقه امامیه»، ص۱۰۱.
- ↑ حسینپور، موسوی، «ضمان پزشک از منظر فقه امامیه»، ص۱۰۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به فاضل لنکرانی، احکام پزشکان و بیماران، ۱۴۲۷ق، ص۴۳-۴۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به محسنی قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۱۶۸.
- ↑ نصراللهینیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.
- ↑ نصراللهینیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.
منابع
- احمدپور، اکبر، «درمان با محرمات»، مطالعات اسلامی: فقه و اصول، شماره پیاپی ۹۷، تابستان ۱۳۹۳ش.
- جمعی از نویسندگان، الموسوعه الفقهیه، قم، مؤسسه دایرةالمعارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۳ق.
- جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق دیدگاه اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه فارسی، ۱۳۸۷ش.
- حر عاملی، حسن بن محمد، وسائل الشیعه، تصحیح سید محمدرضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۶ق.
- حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمة في أصول الأئمة، قم، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(ع)، ۱۳۷۶ش.
- حسینی عاملی، سید محمدجواد، مفتاح الکرامة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- حسینپور، خسرو و فضلاله موسوی، «ضمان پزشک از منظر فقه امامیه»، نشریه تحقیقات حقوق بینالمللی، شماره ۳۶، تابستان ۱۳۹۶ش.
- خوانساری، سیداحمد، جامع المدارک، تهران، مکتبة الصدوق، چاپ دوم، ۱۳۵۵ش.
- رضایی، الهام و دیگران، «مشروعیت درمانگری به غیر حلال با تأکید بر قاعده المشقة تجلب التیسیر»، حقوق پزشکی، شماره ۵۸، سال ۱۴۰۲ش.
- رضایی، الهام و علیرضا رستمی قفسآبادی، «انحصار در حرامگرایی با وجود جایگزین حلال از منظر فقهای شیعه و اهلسنت»، حقوق پزشکی، شماره ۵۷، سال ۱۴۰۱ش.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۴۲۳ق.
- شیرازی، سیدمحمد، ایصال الطالب الی المکاسب، قم، مؤسسه کتابسرای أعلمی، ۱۳۸۲ش.
- عامری، پرویز و زینب همتی، «نقد مبانی فقهی-حقوقی لزوم اخذ برائت از بیماری برای سلب مسئولیت از پزشک»، مطالعات حقوقی، دانشگاه شیراز، دوره هفتم، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۴ش.
- عدنانی، محمد، «قاعده فقهی لاضرر و کاربرد آن در فقه پزشکی»، پژوهشنامه فقهی، شماره ال، پاییز و زمستان ۱۳۹۲ش.
- فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۲۷ق.
- قاسمی، محمدعلی، فقه درمان، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۳۹۵ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- محسنی قندهاری، محمد آصف، الفقه و مسائل طبیة، قم، انتشارات یاران، ۱۴۰۵ق.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء تراث العربی، ۱۳۶۲ش.
- نصراللهینیا، عمار، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، فقه و فقاهت، سال اول، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش.