کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''فقه درمان'''، شاخه‌ای از فقه مضاف است که به تبیین احکام شرعی مرتبط با تشخیص، درمان، پیشگیری، مراقبت و مداخلات پزشکی، همچنین حقوق و تکالیف بیمار، پزشک و سایر عوامل درمان می‌پردازد.
فقه درمان، با تمرکز بر فرایند درمان، موضوعاتی همچون مشروعیت و حکم تکلیفی درمان، وجوب درمان در موارد تهدید جان و همچنین مسائلی از قبیل درمان با محرمات، رضایت و اذن بیمار، مسئولیت و ضمان پزشک، معاینه و لمس بیمار نامحرم و غیره را با بهره‌گیری از قرآن، سنت، اجماع، عقل و قواعدی مانند لاضرر، اضطرار، لاحرج و اتلاف، بررسی می‌کند.
درباره فقه درمان و مسائل مختلف آن، مقالات و کتاب‌های متعددی نگارش یافته است. کتاب [[الفقه و مسائل طبیة (کتاب)|الفقه و مسائل طبیة]] از [[محمدآصف محسنی]] و کتاب [[فقه درمان (کتاب)|فقه درمان]] از محمدعلی قاسمی، از جمله این آثار به شمار می‌روند.
==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==
فقه درمان، شاخه‌ای از فقه است که به استنباط و تبیین احکام شرعی مربوط به تشخیص، درمان، پیشگیری، مراقبت و مداخلات پزشکی، و نیز حقوق و تکالیف بیمار، پزشک و سایر عوامل درمان، بر پایه ادله شرعی می‌پردازد.
فقه درمان، شاخه‌ای از فقه است که به استنباط و تبیین احکام شرعی مربوط به تشخیص، درمان، پیشگیری، مراقبت و مداخلات پزشکی، و نیز حقوق و تکالیف بیمار، پزشک و سایر عوامل درمان، بر پایه ادله شرعی می‌پردازد.
خط ۱۹: خط ۲۴:
بر این اساس می‌توان گفت که نسبت فقه درمان با فقه پزشکی، نسبت خاص و عام است؛ به این معنا که فقهِ درمان، بخشی از فقه پزشکی به شمار می‌آید و عمدتاً بر مسائل مرتبط با درمان بیماری و معالجه تمرکز دارد، در حالی که فقه پزشکی علاوه بر درمان، همه ابعاد فقهی دانش و فعالیت‌های پزشکی را شامل می‌شود.
بر این اساس می‌توان گفت که نسبت فقه درمان با فقه پزشکی، نسبت خاص و عام است؛ به این معنا که فقهِ درمان، بخشی از فقه پزشکی به شمار می‌آید و عمدتاً بر مسائل مرتبط با درمان بیماری و معالجه تمرکز دارد، در حالی که فقه پزشکی علاوه بر درمان، همه ابعاد فقهی دانش و فعالیت‌های پزشکی را شامل می‌شود.
==مشروعیت درمان==
==مشروعیت درمان==
فقیهان براساس روایات، چنین استنباط می‌کنند که اصل اولیه در فقه اسلامی، مشروعیت و مطلوب بودن درمان است و هرگونه منع از درمان، نیازمند دلیل خاص خواهد بود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref> برخی از ادله‌ای که فقها برای اثبات مشروعیت و جواز درمان به آن استناد کرده‌اند به شرح زیر است:<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref>  
فقیهان براساس روایات، چنین استنباط می‌کنند که اصل اولیه در فقه اسلامی، مشروعیت و مطلوب بودن درمان است و هرگونه منع از درمان، نیازمند دلیل خاص خواهد بود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref> به‌گفته [[محمدآصف محسنی]]، جواز درمان از امور واضح و مورد تسالم فقها است.<ref>محسنی قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۹.</ref> برخی از ادله‌ای که فقها برای اثبات مشروعیت و جواز درمان به آن استناد کرده‌اند به شرح زیر است:<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref>  
*در برخی روایات به صراحت درباره مشروع بودن درمان و خوردن دارو از معصوم سؤال شده است و در جواب گفته شده هیچ اشکالی در امر درمان نیست و برای آن شفا و خیر و برکت در نظر گرفته شده است.<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۹۴؛ حر عاملی، الفصول المهمة، ج۳، ص۲۲.</ref>
*در برخی روایات به صراحت درباره مشروع بودن درمان و خوردن دارو از معصوم سؤال شده است و در جواب گفته شده هیچ اشکالی در امر درمان نیست و برای آن شفا و خیر و برکت در نظر گرفته شده است.<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۹۴؛ حر عاملی، الفصول المهمة، ج۳، ص۲۲.</ref>
*وجوب عقلی و شرعی دفع ضرر از بدن ایجاب می‌کند که بیمار برای درمان خود از بیماری اقدام کند و لذا اصل درمان هم عقلاً و هم شرعاً جایز است.<ref>حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.</ref>
*وجوب عقلی و شرعی دفع ضرر از بدن ایجاب می‌کند که بیمار برای درمان خود از بیماری اقدام کند و لذا اصل درمان هم عقلاً و هم شرعاً جایز است.<ref>حسینی عاملی، مفتاح الکرامة، ج۱۰، ص۲۷۰.</ref>
خط ۴۵: خط ۵۰:
برخی از قواعدی که در فقه درمان به کار رفته به شرح زیر است:
برخی از قواعدی که در فقه درمان به کار رفته به شرح زیر است:
*'''قاعده لاضرر''': از مهم‌ترین قواعدی که در ابواب مختلف فقهی، به‌ویژه در فقه درمان و فقه پزشکی به آن استناد شده، قاعده لاضرر است. برای مثال در خصوص عدم ضمان پزشک در حین درمان، گفته می‌شود به‌رغم این که مشهور فقها بر ضمان پزشک حاذق مأذون در فساد و عیت در فرآیند درمان فتوا داده‌اند، ولی برخی فقیهان با استناد به قاده لاضرر به عدم ضمان پزشک، فتوا صادر کرده‌اند.<ref>عدنانی، «قاعده فقهی لاضرر و کاربرد آن در فقه پزشکی»، ص۷۳.</ref>
*'''قاعده لاضرر''': از مهم‌ترین قواعدی که در ابواب مختلف فقهی، به‌ویژه در فقه درمان و فقه پزشکی به آن استناد شده، قاعده لاضرر است. برای مثال در خصوص عدم ضمان پزشک در حین درمان، گفته می‌شود به‌رغم این که مشهور فقها بر ضمان پزشک حاذق مأذون در فساد و عیت در فرآیند درمان فتوا داده‌اند، ولی برخی فقیهان با استناد به قاده لاضرر به عدم ضمان پزشک، فتوا صادر کرده‌اند.<ref>عدنانی، «قاعده فقهی لاضرر و کاربرد آن در فقه پزشکی»، ص۷۳.</ref>
*'''قاعده اضطرار''':  
*'''قاعده اضطرار''': بسیاری از احکامی که در حالت عادی در فقه مجاز نیست، به کمک قاعده ضرورت و اضطرار جایز می‌گردد. از جمله در فقه درمان گفته می‌شود بیمار می‌تواند به‌ پزشک از جنس مخالف در صورتی ضرورت و اضطرار مراجعه کند و مورد درمان قرار بگیرد.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۰۰.</ref> همچنین گفته می‌شود در موقعیتی که درمان جز با استفاده از دارویی حرام محقق نمی‌شود، به استناد قاعده ضرورت و اضطرار استعمال آن دارو مجاز می‌گردد.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۴۴.</ref>
*'''قاعده لاحرج''':  
*'''قاعده عسر و حرج''': یکی از نمونه‌های استفاده از قاعده عسر و حرج در فقه درمان این است که گفته می‌شود بر پایه این قاعده، اگر درمان بیماری متوقف بر مصرف داروی حرام باشد و جایگزین مباح و مؤثری وجود نداشته باشد و ترک آن موجب مشقت شدید، آسیب جدی یا به خطر افتادن سلامت بیمار شود، حرمت اولیه مصرف آن دارو به موجب قاعده لاحرج مرتفع می‌شود.<ref>رضایی و دیگران، «مشروعیت درمانگری به غیر حلال با تأکید بر قاعده المشقة تجلب التیسیر»، ص۴-۵.</ref>
*'''قاعده المشقة تجلب التیسر''':
*'''قاعده اتلاف''': در فقه درمان، قاعده اتلاف یکی از مبانی مسئولیت پزشک به شمار می‌رود. اگر پزشک در جریان تشخیص یا درمان، مستقیماً موجب تلف جان بیمار یا آسیب به یکی از اعضای او شود، مطابق این قاعده، اصل اولی بر ضمان او است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۳۲ و ۲۲۱.</ref>


==مسائل فقه درمان==
==مسائل فقه درمان==
خط ۶۸: خط ۷۳:
حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی بیمار از سوی پزشک یکی از مسائلی که از سوی فقیهان مورد بررسی قرار گرفته است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۱۶۸.</ref> از نظر برخی فقیهان افشای اسرار مؤمن فی‌نفسه حرام است<ref>نصراللهی‌نیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.</ref> و درباره افشای اسرار بیمار از سوی پزشک برخی فقیهان گفته‌اند چنان‌چه افشاء سر، عرفاً سبب تنقیص بیمار مومن شناخته شده‌ای گردد، یا موجب ایذاء او شود حرام است؛ مگر آنکه مصلحت اهمی آن را اقتضا نماید.<ref>نصراللهی‌نیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.</ref>
حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی بیمار از سوی پزشک یکی از مسائلی که از سوی فقیهان مورد بررسی قرار گرفته است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به محسنی قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۱۶۸.</ref> از نظر برخی فقیهان افشای اسرار مؤمن فی‌نفسه حرام است<ref>نصراللهی‌نیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.</ref> و درباره افشای اسرار بیمار از سوی پزشک برخی فقیهان گفته‌اند چنان‌چه افشاء سر، عرفاً سبب تنقیص بیمار مومن شناخته شده‌ای گردد، یا موجب ایذاء او شود حرام است؛ مگر آنکه مصلحت اهمی آن را اقتضا نماید.<ref>نصراللهی‌نیا، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، ص۸۰.</ref>
==کتاب‌شناسی==
==کتاب‌شناسی==
آثار مختلفی در زمینه فقه درمان و مسائل آن نگارش یافته است. برخی از این آثار عبارتند از:
*کتاب «الفقه و مسائل طبیة»: نوشته محمدآصف محسنی قندهاری. نویسنده در این اثر با استناد به منابعی مانند روایات و قواعد فقهی، به بررسی استدلالی برخی مسائل فقه درمان پرداخته است. این اثر در سه مجلد و به زبان عربی از سوی انتشارات بوستان کتاب چاپ و منتشر شده است.
*کتاب «فقه درمان»: نوشته محمدعلی قاسمی. این اثر به فارسی است و ضمن بررسی مشروعیت درمان از نظر فقهی، به بررسی برخی مسائل فقه درمان که مورد ابتلای پزشکان و بیماران است پرداخته است. کتاب حاضر در ۴۳۸ صفحه از سوی انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) چاپ و منتشر شده است.
==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
==منابع==
==منابع==
{{منابع|۲}}
{{منابع|۲}}
*احمدپور، اکبر، «درمان با محرمات»، مطالعات اسلامی: فقه و اصول، شماره پیاپی ۹۷، تابستان ۱۳۹۳ش.
*جمعی از نویسندگان، الموسوعه الفقهیه، قم، مؤسسه دایرةالمعارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۳ق.
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق دیدگاه اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه فارسی، ۱۳۸۷ش.
*حر عاملی، حسن بن محمد، وسائل الشیعه، تصحیح سید محمدرضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۶ق.
*حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمة في أصول الأئمة، قم، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(ع)، ۱۳۷۶ش.
*حسینی عاملی، سید محمدجواد، مفتاح الکرامة، بیروت،  دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
*حسین‌پور، خسرو و فضل‌اله موسوی، «ضمان پزشک از منظر فقه امامیه»، نشریه تحقیقات حقوق بین‌المللی، شماره ۳۶، تابستان ۱۳۹۶ش.
*خوانساری، سیداحمد، جامع المدارک، تهران، مکتبة الصدوق، چاپ دوم، ۱۳۵۵ش.
*رضایی، الهام  و دیگران، «مشروعیت درمانگری به غیر حلال با تأکید بر قاعده المشقة تجلب التیسیر»، حقوق پزشکی، شماره ۵۸، سال ۱۴۰۲ش.
*رضایی، الهام و علیرضا رستمی قفس‌آبادی، «انحصار در حرام‌گرایی با وجود جایگزین حلال از منظر فقهای شیعه و اهل‌سنت»، حقوق پزشکی، شماره ۵۷، سال ۱۴۰۱ش.
*شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۴۲۳ق.
*شیرازی، سیدمحمد، ایصال الطالب الی المکاسب، قم، مؤسسه کتابسرای أعلمی، ۱۳۸۲ش.
*عامری، پرویز و زینب همتی، «نقد مبانی فقهی-حقوقی لزوم اخذ برائت از بیماری برای سلب مسئولیت از پزشک»، مطالعات حقوقی، دانشگاه شیراز، دوره هفتم، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۴ش.
*عدنانی، محمد، «قاعده فقهی لاضرر و کاربرد آن در فقه پزشکی»، پژوهشنامه فقهی، شماره ال، پاییز و زمستان ۱۳۹۲ش.
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام پزشکان و بیماران، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۲۷ق.
*قاسمی، محمدعلی، فقه درمان، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۳۹۵ش.
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
*محسنی قندهاری، محمد آصف، الفقه و مسائل طبیة، قم، انتشارات یاران، ۱۴۰۵ق.
*نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء تراث العربی، ۱۳۶۲ش.
*نصراللهی‌نیا، عمار، «اندیشه فقهی حکم افشای اسرار بیماران در فقه مقارن»، فقه و فقاهت، سال اول، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش.