کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳: تفاوت میان نسخهها
Hamzeahmadi (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hamzeahmadi (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
نویسنده: حمزه احمدی | |||
'''تَقیه'''، پنهانکردن حق و اعتقاد یا همسویی ظاهری با مخالفان برای جلوگیری از ضرر دینی یا دنیوی است. | |||
در اندیشه شیعه، تقیه جایگاهی مهم کلامی و فقهی دارد و در شرایط تاریخیِ فشار و تهدید، وسیلهای برای حفظ جان، مال، عقیده و انسجام جامعه شیعی دانسته شده است. بااینحال، بر اساس دیدگاه آیتالله مکارم شیرازی، تقیه اختصاصی به شیعه ندارد و هر اقلیتی در صورت وجود تهدید جدی میتواند برای دفع ضرر به آن متوسل شود. | |||
تقیه از جهت انگیزه به تقیه خوفی، برای دفع ضرر جانی، مالی یا آبرویی، و تقیه مداراتی، برای حفظ وحدت، جلب محبت و کاهش دشمنی تقسیم میشود و تقسیمات دیگری مانند تقیه سیاسی، فقهی و اجتماعی نیز برای آن ذکر شده است. از نظر حکم تکلیفی، تقیه ممکن است واجب، مستحب، مکروه، مباح یا حرام باشد؛ ملاک اصلی، نوع و اهمیت مصلحت یا ضرر است. همچنین در برخی عبادات، عمل تقیهای از نظر حکم وضعی مجزی دانسته شده و در مواردی اختلافنظر فقیهان درباره اعاده یا قضا وجود دارد. | |||
مهمترین مستندات تقیه، قرآن، روایات، اجماع و عقلاند؛ آیه ۱۰۶ سوره نحل و ماجرای عمار بن یاسر از مهمترین شواهد قرآنی آن است. تقیه گاه با توریه نیز انجام میشود. در فقه اهل سنت نیز تقیه در شرایط ضرورت و به اندازه دفع ضرر، نزد بسیاری از عالمان جایز دانسته شده است. | |||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
تقیه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است.<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ۱۴۱۴ق، ص۱۳۷.</ref> به بیانی دیگر حفظ خود یا دیگران از صدمه یا ضرر از ناحیه شخص دیگری، به واسطه همسویی با او در گفتار و رفتار است.<ref>شیخ انصاری، مسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref> | تقیه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است.<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ۱۴۱۴ق، ص۱۳۷.</ref> به بیانی دیگر حفظ خود یا دیگران از صدمه یا ضرر از ناحیه شخص دیگری، به واسطه همسویی با او در گفتار و رفتار است.<ref>شیخ انصاری، مسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref> | ||