پرش به محتوا

کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه فقه معاصر
Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''مُجسمه‌سازی''' از موضوعات فقه هنر و یکی از مسائل مورد بحث نزد فقهای متقدم است که به جهت ابتلای آن در جوامع اسلامی معاصر، امروزه مورد توجه فقها قرار گرفته است. مجسمه‌سازی شاخه‌ای از هنرهای تجسمی است که به بازنمایی اشیاء واقعی یا خیالی با مواد جامد نظیر چوب، سنگ و فلز در سه بُعد می‌پردازد. در آثار فقهی فقهای شیعه بخش مستقلی با عنوان مجسمه‌سازی اختصاص داده نشده است و مباحث مربوط به آن در ضمن ابواب فقهی صلواة و متاجر بحث شده است.
'''تَقیه''' خودداری از اظهار عقیده و پنهان داشتن آن یا انجام دادن کاری بر خلاف عقیده قلبی خود در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است. شیعیان بیش از سایر پیروان مذاهب اسلامی در التزام به روش تقیه شهرت یافته‌اند. علت این گرایش را فشارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و...دانسته‌اند که همواره در طول تاریخ از سوی مخالفان به آنان وارد می‌شده است.
بیشتر فقهای شیعه و اهل سنت، به حرمت ساخت مجسمه موجودات جاندار (ذی روح) نظیر انسان و حیوان، با توجه به دلیل اجماع و روایات فتوا داده‌اند. درباره حکم فقهی خرید و فروش و نگهداری مجسمه نیز اگرچه بیشتر فقها رأی به جواز داده‌اند؛ اما برخی این موارد را نیز محل اشکال دانسته‌اند.
فقها با توجه به روایات، اموری چون: «حکایت‌گری»، «تشبه به خالق» و «تعظیم و پرستش» را به عنوان ملاک‌هایی برای حکم حرمت مجسمه‌سازی در نظر گرفته‌اند. برخی فقهای معاصر حرمت مجسمه‌سازی را منوط به وجود این ملاک‌ها دانسته‌اند؛ به‌طوری که اگر این ملاک‌ها تحقق یابد مجسمه‌سازی حرام است و در صورت فقدان این ملاک‌ها، حرام نیست.


==تبیین مسئله و جایگاه آن==
تقیه اقسامی دارد و فقهای شیعه با توجه به آیات قرآن، روایات معصومین(ع)، دلیل اجماع و عقل، احکام تکلیفی و وضعی برای آن بیان کرده‌اند. از نظر آنان در جایی که اظهار عقیده نزد مخالفان برای جان، مال و آبروی فرد یا افراد دیگر ضرر دارد و فرد به حصول این ضرر علم و یا حتی ظن دارد، به اندازه‌ای که ضرر دفع می‌شود، تقیه واجب است. تقیه همچنین در برخی موارد و با توجه به شرایط خاصی می‌تواند مستحب، مکروه، مباح و حرام نیز باشد.
مجسمه‌سازی یکی از مسائلی است که درباره حکم شرعی آن بحث‌هایی در میان فقها صورت گرفته و در ادبیات فقها-در مقابل نقاشی-طراحی و ساختن شکل یا صورت در سه بُعد است؛ به طوری که اگر بر آن نور بتابد سایه آن تشکیل می‌شود<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۵۴.</ref> و در اصطلاح هنری شاخه‌ای از هنرهای تجسمی است که به بازنمایی اشیاء واقعی یا خیالی با مواد جامد نظیر چوب، سنگ، فلز در سه بُعد می‌پردازد.<ref>کارتر، دانشنامه زیبایی‌شناسی: مجسمه‌سازی، ۱۳۸۶ش، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref>


===جایگاه مسئله در فقه معاصر===
گفته می‌شود بیشتر فقهای اهل سنت نیز تقیه را در جایی که خوف از وارد آمدن ضرر جانی و حتی مالی وجود داشته باشد، به مقدار دفع ضرر جایز دانسته‌ و برای مشروعیت آن به آیاتی از قرآن و سنت استناد کرده‌اند.
مجسمه‌سازی در فقه معاصر به عنوان یکی از مسائل مهم و مورد ابتلا در جوامع مسلمین، مورد توجه فقها قرار گرفته است.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۴۲.</ref> برخی از اموری که امروزه با مجسمه‌سازی مرتبط است عبارتند از:
==مفهوم‌شناسی==
*مجسمه‌سازی به عنوان یک هنر از موضوعات فقه هنر است و علاوه بر این که ابزاری برای بیان حقایق و مسائل اجتماعی است، می‌تواند به عنوان یک ابزار مهم برای ترویج مفاهیم دینی و مقابله با تبلیغات ضد دینی دشمنان اسلام، ایفای نقش کند.<ref>فاضل لنکرانی، موضوعات و ملاکات در فقه هنر، ص۲۷.</ref>
تقیه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است.<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ۱۴۱۴ق، ص۱۳۷.</ref> به بیانی دیگر حفظ خود یا دیگران از صدمه یا ضرر از ناحیه شخص دیگری، به واسطه همسویی با او در گفتار و رفتار است.<ref>شیخ انصاری، مسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref>
*برای بزرگداشت شخصیت‌های ملی، مذهبی و فرهنگی جوامع اسلامی مورد استفاده واقع می‌شود.<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۲۳۹.</ref>
*یکی از مصادیق و موارد مجسمه‌سازی، ساخت ربات‌های کامپیوتری است که به عنوان یکی از تکنولوژی‌های پیچیده و مهم، مورد نیاز جوامع اسلامی است.<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۱۶۸.</ref>
*عروسک‌سازی برای بازی کودکان یا استفاده‌های دیگر که امروزه شیوع آن در همه جوامع و به ویژه جوامع اسلامی بر کسی پوشیده نیست.<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۱۶۸.</ref>
*ساخت مجسمه انسان و اعضای بدن او به جهت استفاده آن برای تعلیم دانشجویان پزشکی به جای تشریح بدن.<ref>فیاض، الاستفتائات الشرعیة، ۱۴۳۴ق، ج۱، ص۱۰۹.</ref>


این امور و موارد شبیه آن امروزه از ضروریات زندگی انسان‌ها است و بر فقیه لازم است که با توجه به مقتضیات زمان و نیازها و ضرورت‌های جامعه اسلامی، در مقام استنباط حکم شرعی به این امور توجه داشته باشد.<ref>فاضل لنکرانی، موضوعات و ملاکات در فقه هنر، ص۲۷.</ref>
تقیه در لغت از ماده «وَقی» و به معنای حفظ کردن، نگاه داشتن و پنهان نمودن از آزار و اذیت است.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «وقی».</ref>


==تاریخچه و زمینه شکل‌گیری==
==اهمیت تقیه==
پیدایش مجسمه‌سازی به عنوان یک فن و هنر، تقریباً مقارن با تاریخ پیدایش بشر است.<ref>حسینی، «فقه و هنرهای تصویری و تجسمی»، ص۲۸.</ref> گفته می‌شود پیدایش مجسمه‌سازی و رواج آن علاوه بر ذوق‌های روحی و هنری، به انگیزه‌ها و اغراض دیگری نظیر ساختن بت و برای پرستش بوده است.<ref>علیدوست، «فقه هنر: در دو نگاه جامع و تعینات موردی»، ص۵۲.</ref> علامه مجلسی روایاتی را در باب بت‌پرستی بررسی کرده است که به رواج مجسمه‌سازی به انگیزه بت‌پرستی در امت‌های سابق، به‌ویژه جهان عرب پیش از ظهور اسلام، اشاره دارند.<ref>علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۲۵۰-۲۵۴.</ref> به گفته برخی مورخین: پیش از ظهور اسلام، دور تا دور دیوار کعبه به عدد روزهای سال مجسمه‌هایی برای پرستش نصب بوده است.<ref>دوانی، تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت، ۱۳۸۹ش، ص۲۹.</ref> در چنین فضایی و با ظهور اسلام روایاتی از پیامبر(ص) در ممنوعیت مجسمه‌سازی صادر شد و به دستور او (پس از فتح مکه) مجسمه‌ها و بت‌های اطراف کعبه منهدم گردید.<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، مکتبة محمد علی صبیح، ج۴، ص۸۷۴.</ref> مجسمه‌سازی و نقاشی با عناوین «تصویر»، «صورت» و «تمثال» در منابع روایی شیعه و اهل سنت وارد شده است <ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۷۴-۱۷۶؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۶۵؛ بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۳۶.</ref> و به عنوان یکی از افعال اختیاری انسان، مشمول حکم فقهی بوده و از مسائلی است که فقها درباره آن بحث کرده‌اند.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۱۸.</ref> به گفته علیرضا اعرافی، بحث از حرمت و حکم شرعی مجسمه‌سازی اولین بار از سوی شیخ مفید در کلمات فقها مطرح شد.<ref>عابدین‌زاده، مجسمه و نقاشی: تقریرات درس آیت الله اعرافی، ۱۳۹۰ش، ص۲۴.</ref> در منابع فقهی شیعه باب مستقلی به مجسمه‌سازی اختصاص داده نشده است و احکام مربوط به آن در ضمن ابواب فقهی طهارت (احکام دفن و آداب آن)، نماز (لباس و مکان نمازگزار و احکام مساجد) و متاجر (کسب‌های حرام) بررسی شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۸، ص۳۸۳-۳۹۴.</ref> شیخ انصاری در «کتاب المکاسب» بخشی را به بررسی حکم فقهی مجسمه‌سازی و احکام مربوط به کسب درآمد از طریق آن، ذیل عنوان کلی «اموری که اکتساب به واسطه آنها ذاتاً حرام است»، اختصاص داده است.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۳.</ref> به واسطه تدریس این کتاب و شروح و تعلیقاتی که بر آن زده شده است، بحث از حکم فقهی مجسمه‌سازی وارد کلمات فقهای معاصر شد.<ref>برای نمونه نگاه کنید به توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهة: تقریرات درس مکاسب آیت الله خویی، ج۱، ص۳۵۳؛ خمینی، المکاسب المحرمة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۶۸؛ منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمة، ج۲، ص۵۴۱.</ref>
گفته می‌شود تقیه از معتقدات کلامی و فقهی شیعه و یکی از مهم‌ترین عواملی است که شیعیان به‌وسیله آن توانسته‌اند به حفظ مکتب و عقایدشان در طول تاریخ بپردازند.<ref>سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۲۹.</ref> به شهادت منابع تاریخی، مذهب تشیع در طول حیات خود از جنبه‌های گوناگون اجتماعی و فرهنگی و سیاسی سخت در تنگنا و مضیقه بوده است؛ به‌طوری که همواره در طول تاریخ، ابراز عقیده در میان مخالفان، ضررها و خسارات‌های جانی و مالی فراوانی برای آنان به‌دنبال داشته است و از همین رو امامان شیعه برای حفظ جان خود و شیعیان و جلوگیری از پراکندگی و اضمحلال جامعه شیعه، تقیه را لازم می‌دانستند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۱۱، ص۴۳-۴۷؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۲۴-۴۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>


==رویکردها و نظرات در فقه شیعه==
در برخی منابع روایی شیعه، روایاتی با تعابیری همچون «لا دین لمن لا تقیة له؛ دین ندارد کسی که تقیه ندارد» نقل شده است<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۴-۲۰۶.</ref> که بیان‌کننده اهمیت تقیه نزد امامان معصوم(ع) و پیروان آنان است.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۶.</ref>
دیدگاه فقها درباره احکام مربوط به مجسمه‌سازی در موضوعات زیر قابل بررسی است:
===مجسمه‌سازی===
دیدگاه فقها درباره حکم فقهی مجسمه‌سازی با توجه به تفکیک مجسمه موجودات جاندار (ذی روح) نظیر انسان و حیوان از موجودات و اشیاء غیر جاندار به شرح زیر است:
====مجسمه موجودات جاندار====
فقها درباره ساخت مجسمه موجودات جاندار نظیر انسان و حیوان دو دسته‌اند:
*'''قائلین به حرمت:''' بنا به ادعای شیخ انصاری فقهای شیعه در حرمت ساخت مجسمه اشیاء و موجودات جاندار اتفاق نظر دارند<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۸۳.</ref> و بنا به گفته سید ابوالقاسم خویی در حرمت مجسمه‌سازی موجودات جاندار، میان فقهای شیعه و اهل سنت اختلافی نیست.<ref>توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهة، ج۱، ص۳۵۳.</ref>
از میان فقهای معاصر فقیهانی چون سید ابوالقاسم خویی،<ref>خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۲ق، ص۲۶۲.</ref> سید علی سیستانی،<ref>سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۳.</ref> سید روح الله خمینی،<ref>خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۴۹۶.</ref> محمد اسحاق فیاض،<ref>فیاض، الاستفتائات الشرعیة، ۱۴۳۴ق، ج۲، ص۱۳.</ref> سیدموسی شبیری زنجانی،<ref>شبیری زنجانی، توضیح المسائل، ۱۳۸۴ش، ص۸۰.</ref> ناصر مکارم شیرازی،<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و لطف الله صافی گلپایگانی،<ref>صافی گلپایگانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۴ق، ص۴۰۹.</ref> ساختن مجسمه موجودات جاندار (ذی روح) مانند انسان و حیوان را حرام دانسته‌اند. برخی فقها مواردی را از حکم حرمت در ساختن مجسمه موجودات جاندار استثناء کرده‌اند که عبارتند از:
۱-مکارم شیرازی اموری را از حکم کلی حرمت مجسمه‌سازی موجودات جاندار استثناء کرده است که عبارتند از:
*نقوش برجسته‌ای که در گچ‌کاری، کنده‌کاری، قلم‌زنی و مانند آنها دیده می‌شود؛
*عروسک‌ها و آن چه جنبه بازیچه دارد؛
*مجسمه‌هایی که برای فریب دشمن ساخته می شود و در مناطقی گذاشته می‌شود و از نظر جنگی ضرورت دارد؛
*مجسمه‌هایی که از قطعات متعددی تشکیل یافته و در پزشکی برای آموزش مسائل مختلف به کار می‌رود و در بسیاری از موارد جانشین تشریح بدن انسان‌ها می‌گردد؛
*ربات‌های کامپیوتری که جنبه سرگرمی و تفریح ندارد؛ بلکه در نیازهای زندگی بشری از آنها استفاده می‌شود.<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۱۶۸.</ref>


۲-بنا به نظر سید روح الله خمینی اگر مجسمه به وسیله دستگاه ساخته شود حرام نیست؛ زیرا ادله حرمت مجسمه‌سازی فقط شامل مواردی می‌شود که شخص مباشرتاً و با دست خود به مجسمه‌سازی اقدام نماید.<ref>خمینی، المکاسب المحرمة، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۷۷.</ref>
به گفته [[ناصر مکارم شیرازی|آیت‌الله مکارم شیرازی]]، تقیه منحصر در مذهب تشیع نیست.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.</ref> او بر این باور است که هر فرد یا اقلیتی در هر دوره تاریخی یا هر جای عالم که به مخالفان و دشمنان متعصب مبتلا باشد؛ به صورتی که آشکار کردن عقیده، ضررهای جانی یا مالی برای خودش یا اطرافیان وی داشته و این اظهار عقیده، اهمیتش کمتر از حفظ جان و مال باشد، به حکم فطرت دست به تقیه و کتمان عقیده می‌زند.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.</ref>


۳-بنا به نظر فقیهانی چون خویی، صافی گلپایگانی و جعفر سبحانی ساخت مجسمه غیر کامل یا نیم‌تنه انسان و سایر حیوانات جایز است.<ref>توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهة، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۶۹؛ صافی گلپایگانی، جامع الاحکام، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۰۷؛ یعقوبی اصفهانی، المواهب فی تحریر احکام المکاسب، ۱۴۱۲۴ق، ص۳۹۹.</ref> البته صافی گلپایگانی ساخت مجسمه‌ای که مشتمل بر اعضای رئیسه مانند سر و صورت و سینه باشد را محل اشکال دانسته و بر این نظر است که ساختن مجسمه دست و پا یا سر و صورت تنها اشکال ندارد. <ref>صافی گلپایگانی، جامع الاحکام، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۰۸.</ref> و جعفر سبحانی اگر مجسمه‌ساز از ابتدا نیت کرده باشد که مجسمه نیم‌تنه یا ناقص بسازد را بدون اشکال دانسته است.<ref>یعقوبی اصفهانی، المواهب فی تحریر احکام المکاسب، ۱۴۲۴ق، ص۳۹۹.</ref> به گفته سید ابوالقاسم خویی دلیل این حکم آن است که مرجع در تشخیصِ تحقق مجسمه انسان یا حیوان در خارج، صدق عرفی است و عرف فقط پیکره‌ای که تام الاعضاء باشد را مجسمه انسان یا حیوان تلقی می‌کند؛ بنابراین ادله حرمت مجسمه‌سازی فقط مجسمه‌ای را که عرفاً تام الاعضاء و جوارح باشد را شامل می‌شود.<ref>توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهة، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۶۹.</ref>
در برخی روایاتی که از امامان معصوم(ع) نقل شده، عمل به تقیه به بعضی از انبیای الهی، پیش از پیامبر اسلام(ص) مانند شیث (پیامبر)،<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۴۱۹.</ref> حضرت ابراهیم،<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸.</ref> حضرت یوسف<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۳۸.</ref> و اصحاب کهف<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۴۲۹ و ج۱۴، ص۴۲۵-۴۲۶.</ref> نسبت داده شده است.


*'''قائلین به جواز:''' برخی از فقها ساختن مجسمه به طور کلی، حتی مجسمه موجودات جاندار (ذی روح) (مشروط به آن که برای غیر پرستش باشد) را جایز دانسته‌اند. دیدگاه آنها به شرح زیر است:
شهید اول، احادیث نقل‌شده از امامان معصوم(ع) را مملو از بیانات تقیه‌ای دانسته و تقیه را از مهم‌ترین عوامل [[اختلاف حدیث|اختلاف احادیث]] بر شمرده است.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> از همین رو گفته می‌شود فهم موارد تقیه در روایات، نقش بسزایی در استنباط دقیق‌تر احکام و مسائل شرعی دارد.<ref>طاهری اصفهانی، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۹.</ref>
*بنا به نظر شیخ جواد تبریزی ساختن مجسمه موجودات جاندار و غیر جاندار جایز است، اگر چه احتیاط مستحب در ترک آن است.<ref>تبریزی، توضیح المسائل، ۱۳۸۲ش، ص۳۵۸.</ref>
===جایگاه===
*به گفته حسینعلی منتظری نهی از مجسمه‌سازی و نظایر آن در روایات به این علت بوده است که در آن زمان‌ها برای پرستش غیر خدا و شریک قرار دادن برای او ساخته می‌شده است؛ بنابراین چنان‌چه بدین منظور ساخته نشود و فقط جنبه هنری و فرهنگی داشته باشد، اشکال ندارد و در حقیقت از مواردی است که موضوع حکم به کلی تغییر یافته است.<ref>منتظری، رساله استفتائات، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۳۲۵.</ref>
تقیه از موضوعاتی است که در دانش فقه مورد بررسی قرار گرفته و در ابواب فقهی طهارت، صلاة، صوم، حج و [[امر به معروف و نهی از منکر]] از آن به‌مناسبت سخن رفته است.<ref>دایرة المعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۸۵.</ref> در کتاب‌های مربوط به قواعد فقهی، به عنوان یک قاعده از آن یاد شده و برخی فقها رساله‌های مستقلی در آن نگاشته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۴۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۶؛ صدر، ماوراء الفقه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۰۸.</ref>
*سیدعلی خامنه‌ای نیز ساخت مجسمه موجودات جاندار را بدون اشکال دانسته و بر این نظر است که خرید و فروش و نگهداری و حتی ارائه آنها در نمایشگاه نیز اشکال ندارد.<ref>خامنه‌ای، رساله اجوبة الاستفتائات، ۱۳۸۸ش، ص۴۰۵.</ref>
*محمدابراهیم جناتی مجسمه‌سازی را از فنون و هنرهای ارزشمند دانسته و بر این نظر است: امروزه مجسمه‌سازی در جمهوری اسلامی ایران که هیچ‌گونه انگیزه ناپسند و شرک‌آلود در آن وجود ندارد به عنوان یک هنر گران‌قدر، عملی جایز به شمار می‌رود.<ref>جناتی، «نظریه اجتهاد تفریعی و تطبیقی»، ص۳۸.</ref>
*بنا به فتوای یوسف صانعی مجسمه‌سازی فی‌نفسه مانعی ندارد و اگر برای اغراض عقلایی باشد، عملی جایز است.<ref>[http://saanei.org/index.php?view=01,02,48,157,0 «مجسمه سازی و هنرهای تجسمی»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله العظمی صانعی.]</ref>
*بنا به دیدگاه محمدجواد مَغنیّه اگر مجسمه‌سازی برای اهداف نامشروعی نظیر تقرب جستن به خدا مانند بت‌ها، تشبه به خالق و رقابت با او در خلقتش و یا هر چیزی که موجب افتادن در شرک نباشد و صرفا به خاطر اغراض عقلایی مانند هنر و زیبایی، گرامی‌داشت و یا اشاره به شکوه و بزرگداشت تمدن‌ها و تاریخ آنها باشد، اشکالی ندارد.<ref>مغنیه، فلسفات اسلامیه، ۱۹۹۳م، ص۹۲۱.</ref> او همچنین معتقد است که فتوای به حرمت مجسمه‌سازی هیچ مدرک و مستندی جز احتیاط و بیم از گرفتار شدن در دام شرک ندارد.<ref>مغنیه، فلسفات اسلامیه، ۱۹۹۳م، ص۹۲۱.</ref>


====مجسمه موجودات غیر جاندار====
با آنکه لفظ تقیه به این صورت در قرآن نیامده؛ اما برخی از آیات به محتوای آن اشاره دارند<ref>برای نمونه نگاه کنید به سوره نحل، آیه ۱۰۶؛ سوره غافر، آیه ۲۸.</ref> و عالمان مسلمان برای اثبات مشروعیت آن، به این آیات استناد می‌کنند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۱۵۳.</ref> در منابع روایی شیعه، روایات زیادی از امامان معصوم(ع) درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref> شیخ کلینی در کتاب الکافی بخشی را به روایات تقیه با عنوان «باب التقیة» اختصاص داده و ۲۳ روایت گردآوری کرده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰.</ref> حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه دوازده باب را به روایات مربوط به تقیه اختصاص داده و در مجموع ۱۴۶ روایت را در احکام مختلف تقیه گردآوری کرده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref>  
بنا به گفته سید ابوالقاسم خویی در میان فقهای شیعه سوای موجودات جاندار، کسی به حرمت مجسمه‌سازی موجودات غیر جاندار قائل نشده است.<ref>توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهة، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۵۵.</ref> البته فقیهانی مانند جعفر سبحانی معتقدند که اطلاق کلام ابو صلاح حلبی<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۴۰۳ق، ص۲۸۱.</ref> و ابن براج،<ref>ابن براج، المهذب، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۳۴۴.</ref> ظهور در حرمت ساخت مجسمه موجودات غیر جاندار نیز دارد.<ref>یعقوبی اصفهانی، المواهب فی تحریر مکاسب المحرمة، ۱۴۲۴ق، ص۳۷۷.</ref>


===از بین بردن مجسمه===
همچنین در برخی از منابع روایی اهل سنت به صورت پراکنده روایاتی درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>
به گفته علیرضا اعرافی اگرچه از کلمات فقهای متقدم به حرمت نگهداری از مجسمه و وجوب محو آن تصریح نشده است؛ اما از ظاهر کلام برخی از آنها این احکام استفاده می‌شود.<ref>عابدین‌زاده، نقاشی و مجسمه‌سازی: تقریرات درس آیت الله علیرضا اعرافی، ۱۳۹۰ش، ص۵۵۲.</ref> ادله‌ای که برای وجوب محو مجسمه‌ و حرمت ابقاء آن می‌توان بدان استناد جست عبارتند از:
 
*همان‌طور که ایجاد مجسمه نزد شارع مبغوضیت دارد، وجود مجسمه و بقای آن نیز مبغوضیت دارد، بنابراین آنچه بر حرمت مجسمه‌سازی دلالت دارد بر وجوب محو آن نیز دلالت می‌کند.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۳۸.</ref>
==اقسام تقیه==
*وجود روایاتی که در آنها به شکستن مجسمه‌ها امر شده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۱۳، ص۲۳۳.</ref>
تقیه از لحاظ انگیزه و هدف تقیه‌کننده به دو نوع است:<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.</ref>
شیخ انصاری در انتقاد به دلیل اول معتقد است با توجه به روایات فقط ایجاد مجسمه از نظر شارع ممنوع است، اما وجود و بقای آن در نزد شارع مبغوضیت ندارد تا نتیجه گرفته شود که محو و از بین بردن آن واجب باشد.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۳.</ref> همچنین محمد فاضل لنکرانی بر این نظر است که هیچ ملازمه‌ای بین حرمت مجسمه‌سازی و وجوب محو مجسمه وجود ندارد؛ ضمن این‌که ما هیچ دلیل مستقلی برای وجوب محو و از بین بردن مجسمه در دست نداریم.<ref>فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعه: المکاسب المحرمه، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۷-۱۵۸.</ref> اما روایاتی که در آن به شکستن مجسمه امر شده است، بنا به نظر فقهایی مانند سید محمدصادق روحانی و فاضل لنکرانی، ناظر به مواردی است که از مجسمه‌ها به عنوان بت، برای تعظیم و پرستش استفاده شود.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۴۰؛ فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعه: المکاسب المحرمه، ۱۳۸۵ش، ص۱۴۲.
===تقیه خوفی===
</ref>
تقیه کردن در برابر مخالفان، در جایی که بیم وارد آمدن ضرر جانی، مالی یا آبرویی وجود دارد.<ref>امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۷.</ref> تقیه خوفی نیز یا اکراهی است که در آن شخص را با تهدید اکراه می‌کنند که چیزی برخلاف اعتقاداتش مانند کفر، بر زبان جاری کند<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۴.</ref> و یا کتمانی است که در آن شخص برای حفظ جان خودش یا اطرافیانش مجبور می‌شود، اعتقادش را پنهان کند.<ref>امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۹۲.</ref> تقیه عمار یاسر در برابر مشرکان قریش برای نجات جانش را از نوع تقیه اکراهی<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ۳۹۵.</ref> و تقیه [[مؤمن آل فرعون]] در برابر فرعونیان و تقیه اصحاب کهف که برای نجات جانشان، عقایدشان را پنهان کردند را از نمونه‌های تقیه کتمانی بر شمرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری آیت‌الله مکارم شیرازی)، ۱۳۹۰ش، ص۶۱-۶۵.</ref>
===تقیه مداراتی===
این نوع تقیه که به آن تقیه تحبیبی نیز گفته می‌شود،<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.</ref> به معنای پنهان نمودن عقاید برای مصالحی همچون حفظ وحدت، جلب محبت و دوستی و دفع کینه و دشمنی و به طور کلی اموری که اهمیت آن‌ها بیشتر از اظهار عقاید است.<ref>امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.</ref> برخی فقیهان شیعه، با استناد به روایاتی از امامان معصوم(ع)<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۴۳۰.</ref>
 
شرکت کردن در مجالس اهل سنت (نه به جهت حفظ جان) مانند شرکت در نماز جماعت با آنان (به ویژه در موسم حج)، عیادت کردن از بیماران‌شان، شرکت جستن در مراسم تشییع جنازه آنان و امور اجتماعی از این قبیل را که موجب حفظ وحدت، حفظ شوکت و عزت مسلمانان، رفع کدورت‌ها و سوء ظن‌ها می‌شود را نمونه‌هایی از تقیه مداراتی یا تحبیبی دانسته‌اند.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۵۶-۵۷؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۳؛ مکارم شیرازی، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری آیت‌الله مکارم شیرازی)، ۱۳۹۰ش، ص۵۶-۵۷.</ref>
===دیگر اقسام===
برای تقیه، تقسیمات دیگری ذکر شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷-۱۰؛ فاضل هرندی، «تقیه سیاسی»، ص۹۸.</ref> [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[الرسائل العشرة (کتاب)|الرسائل العشرة]] به اعتبار «فرد تقیه‌کننده»، «فردی که در مقابل او تقیه می‌شود» و «موضوع مورد تقیه» تقسیماتی برای تقیه ذکر کرده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷-۱۰.</ref>
 
برخی نیز تقیه را بر اساس موقعیت و شرایط تقیه‌کننده به سه نوع تقیه سیاسی (تقیه در برابر قدرت‌های سیاسی حاکم)، تقیه فقهی (تقیه در بیان احکام) و تقیه اجتماعی (تقیه در برابر مردم در اجتماع و معاشرت با آنان) تقسیم کرده‌اند.<ref>سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۳۵.</ref>
 
==حکم تکلیفی تقیه==
تقیه براساس حکم تکلیفی آن به پنج دسته تقسیم می‌شود:<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۱۱۸؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۹.</ref>
===تقیه واجب===
از نظر فقهای شیعه اگر اظهار عقیده نزد مخالفان برای جان، مال و آبروی فرد یا افراد دیگر ضرر دارد و فرد به حصول این ضرر علم و یا حتی ظن دارد، به اندازه‌ای که ضرر دفع می‌شود، تقیه واجب است. <ref>شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۳۵؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷.</ref> معیار در تقیه واجب این است که چیزی که به‌وسیله تقیه حفظ می‌شود، حفظ آن واجب و ضایع کردنش حرام باشد.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۱؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۹۴.</ref>
===تقیه مستحب===
در جایی که ترک تقیه موجب وارد آمدن ضرر فوری نمی‌شود؛ اما بیم آن وجود دارد که در آینده و به تدریج ضرری حاصل شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴.</ref> از نظر برخی فقهای شیعه، تقیه مداراتی از مصادیق تقیه مستحب است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref> شیخ انصاری، تقیه مستحبی را فقط در مواردی که در روایات به آن تصریح شده مانند معاشرت با اهل سنت، عیادت از بیمارانشان، نماز خواندن در مساجد و شرکت در تشییع جنازه آنان را شامل دانسته و سایر اموری که خارج از محدوده روایات است مانند مذمت بزرگان شیعه در جهت ایجاد دوستی با آن‌ها و کارهایی از این قبیل را جایز ندانسته است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
===تقیه مکروه===
تقیه‌ای است که ترک آن و تحمل ضرر، بهتر از انجام آن است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref> به گفته شهید اول تقیه مکروه، تقیه در یک کار مستحبی است که انجام آن نه دارای ضرر فوری است و نه در آینده، ضرری بر آن مترتب می‌شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref>
===تقیه مباح===
تقیه‌ای که انجام و ترک آن با هم تفاوتی ندارند.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۳۷.</ref> به گفته شیخ انصاری تقیه‌ای است که با آن ضرری دفع می‌شود که بود و نبود آن ضرر، از نظر شارع مساوی است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
===تقیه حرام===
در جایی است که ترک تقیه هیچ ضرری (نه ضرر فوری و نه ضرری در آینده) در پی نداشته باشد.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> همچنین فقیهان شیعه با توجه به روایات، مصادیقی برای تقیه حرام ذکر کرده‌اند:<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵.</ref>
#در جایی که تقیه موجب فساد در دین و وارد شدن [[بدعت]] در آن شود، تقیه حرام است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۷-۴۰۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۶.</ref>  
#بنا به دیدگاه مشهور فقهای شیعه،<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۵.</ref> تقیه در جایی که موجب ریختن خون دیگران شود، حرام است. مانند جایی که شخصی را به اکراه وادار کنند که مؤمنی را بکشد، وگرنه خودش کشته می‌شود، در این صورت کشتن آن شخص به بهانه تقیه و حفظ جان خود، جایز نیست.<ref>خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۲۰-۲۱؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۹؛ کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۷.</ref>
#در روایاتی از تقیه در اموری مانند [[شراب‌خواری]]، مسح بر خُفَّيْن و متعه حج نهی شده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۱۰۱.</ref> برخی فقیهان بر این باورند که اگر عمل به این موارد با حفظ جان تداخل داشته باشد، در این صورت تقیه حرام نیست؛ بلکه لازم است.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> [[سید محمدصادق روحانی]] بر این نظر است که تقیه در اموری همچون شراب‌خواری بر پیشوایان دین (حتی اگر جان‌شان در خطر باشد) حرام است؛ زیرا عمل به آن‌ها موجب فساد در دین و تضعیف اعتقادات مسلمانان می‌شود.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۱۰.</ref>
 
==حکم وضعی تقیه==
از جمله مسائلی که فقها درباره [[احکام وضعی|حکم وضعی]] تقیه به بررسی آن پرداخته‌اند این است که در عبادیات آیا با عمل تقیه‌ای، دستور و امر شارع انجام شده است یا این که عمل از روی تقیه کفایت نمی‌کند و پس از خارج شدن از موقعیت تقیه‌ای، آن عمل باید اعاده (انجام دوباره عمل) یا قضا شود؟<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۶.</ref> برای مثال عمل به [[تکتف]] (گذاشتن کف دست روی پشت دست دیگر در نماز) نزد اهل سنت مستحب است و نزد شیعه جایز نیست.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۱، ص۱۵.</ref> اگر مکلف از روی تقیه در نمازش چنین عمل کند، آیا در غیر حالت تقیه باید آن نماز را اعاده یا قضا کند؟<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص</ref>
 
بنا به دیدگاه فقهای شیعه با عمل تقیه‌ای، دستور شارع انجام شده است و دیگر نیازی به اعاده در وقت یا قضای آن، خارج از وقت نیست.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۷؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۴.</ref> البته محقق کرکی (فقیه شیعه در قرن دهم هجری و صاحب کتاب فقهی جامع المقاصد) معتقد است فقط آن دسته از اعمالی که در روایات تقیه صراحتاً به آن اشاره شده مانند نماز با تکتف یا شستن پاها در وضو، در صورت خروج از حالت تقیه، نیازی به اعاده یا قضای آن‌ها نیست و سایر اعمال که در روایات به‌طور صریح نیامده‌اند، باید اعاده و قضا شوند.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۲.</ref>
 
==ادله و مستندات==
فقهای شیعه برای اثبات جواز تقیه به ادله زیر استناد کرده‌اند:
===قرآن===
مهم‌ترین آیه‌ای که فقها برای جواز تقیه بدان استناد کرده‌اند، [[آیه ۱۰۶ سوره نمل]] است.<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۲؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۶.</ref>
بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت درباره شأن نزول این آیه گفته‌اند که درباره عمار بن یاسر نازل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref>
 
عمار بن یاسر زیر شکنجه مشرکان مجبور شد کلماتی در برائت از اسلام و پیامبر(ص) بر زبان جاری کند، عده‌ای گمان کردند که عمار [[کفر|کافر]] شده است. وقتی داستان عمار به پیامبر رسید، فرمود عمار از سر تا پا سرشار از ایمان است و توحید با گوشت و خون او درآمیخته است. پس از آن که عمار گریان به‌سوی پیامبر آمد پیامبر او را تسلی داد و به او سفارش کرد که اگر بار دیگر در تنگنا قرار گرفت، دوباره می‌تواند اظهار برائت کند.<ref>شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref>
 
فقها همچنین به آیه ۲۸ سوره غافر و آیه ۲۸ سوره آل‌عمران برای جواز تقیه استناد کرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۴؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۷.</ref>


==دلایل==
فقها برای بیان حکم شرعی مجسمه‌سازی به روایات و دلیل اجماع استناد کرده‌اند.
===روایات===
===روایات===
مهم‌ترین دلیلی که فقها برای بررسی حکم مجسمه‌سازی به آن استناد کرده‌اند، روایات است.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۴۱.</ref> خویی روایاتی که درباره حرمت مجسمه‌سازی موجودات جاندار از شیعه و اهل سنت وارد شده را مستفیض دانسته است.<ref>توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهة، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۵۹.</ref> سید محمدصادق روحانی این روایات را به چهار دسته کلی تقسیم کرده است:
به گفته [[سید محمدصادق روحانی]] و [[ناصر مکارم شیرازی]] روایاتی که بر جواز عمل به تقیه دلالت می‌کنند، متواتر هستند.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref> این روایات به چند دسته‌ زیر تقسیم شده‌اند:
*روایاتی که بر حرمت تصویر به طور مطلق؛ اعم از این که مجسمه باشد یا نقاشی و مربوط به موجودات جاندار باشد یا غیر جاندار، دلالت می‌کنند. مانند روایت محمد بن مسلم از امام صادق(ع) که به طور مطلق از عمل تصویر (مجسمه‌سازی و نقاشی) نهی کرده است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۱۸؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۱۰.</ref>
*روایاتی که دلالت می‌کنند بر این که تقیه سپر مؤمن و محافظ اوست؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۲۷، ص۸۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref>
*روایاتی که فقط بر نهی از مجسمه‌سازی دلالت دارند؛ اعم از این که مجسمه موجودات جاندار باشد یا غیر جاندار.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۱۸.</ref>
*روایاتی که با تعبیر «لا دین لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.» و تعابیری از این قبیل وارد شده است؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۸.</ref>
*روایاتی که فقط ظهور در حرمت تصاویر موجودات جاندار دارند؛ چه مجسمه باشد و چه مجسمه نباشد. مانند روایت صدوق به نقل از امام صادق(ع) که پیامبر(ص) از مجسمه‌سازی و همچنین نقاشی کردن حیوان بر انگشتر نهی می‌کرده است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۲۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۹۷.</ref>
*روایاتی که در آن تقیه از بزرگترین فرایض و از محبوب‌ترین چیزها نزد خداوند و اولیائش، دانسته شده است؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۶-۲۰۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۹.</ref>
*روایاتی که فقط دلالت بر حرمت مجسمه‌سازی موجودات جاندار دارند. مانند صحیحة محمد بن مسلم از امام صادق(ع) که در آن فقط به ساخت تمثال یا مجسمه موجودات غیر جاندار مانند درخت، خورشید و ماه و موارد شبیه آن، اجازه داده شده است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۲۱؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷،ص۲۹۶.</ref>
*روایاتی که حاکی از آن است که برخی از انبیای الهی گذشته نیز به تقیه عمل می‌کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸-۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۱.</ref>
بنا به نظر سید روح الله خمینی دسته دیگری از روایات وجود دارد که به جهت تناسب حکم و موضوع بر ساختن بت یا مجسمه‌هایی که برای عبادت به کار می‌روند، دلالت دارند.<ref>خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۶۹.</ref> مانند روایاتی که مجسمه‌سازی را از کارهای قبیحی دانسته که برای انجام‌دهنده آن شدیدترین عذاب‌ها در نظر گرفته است.<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۱۳، ص۲۱۰.</ref> بنا به نظر خمینی وعده‌های عذاب در این روایات به اندازه‌ای شدید است که با صرف مجسمه‌سازی یا نقاشی مناسبت ندارد و مجسمه‌سازی از نظر شدت قبح از گناهان کبیره‌ای نظیر کشتن انسان به ناحق و لواط و... بالاتر نیست، بنابراین به نظر می‌رسد، منظور از مجسمه‌سازی در این دسته روایات، مجسمه‌هایی است که به عنوان بت برای پرستش استفاده می‌شوند.<ref>خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۶۹.</ref>
 
علاوه بر این روایات، فقها از روایاتی مانند روایات لاضرر، روایات برائت و سب (روایاتی که در جواز اظهار برائت و سب نسبت به پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) برای تقیه و حفظ جان، وارد شده) و [[حدیث رفع]] برای اثبات مشروعیت و جواز عمل به تقیه استفاده کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به روحانی، فقه الصادق، ج۱۱، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۹-۴۰۵.</ref>
 
===اجماع===
===اجماع===
فقهایی مانند محقق کرکی، محقق اردبیلی و سید علی طباطبایی (صاحب ریاض المسائل) برای حرمت ساختن مجسمه موجودات جاندار، ادعای اجماع کرده‌اند.<ref>کرکی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۲۳؛ اردبیلی، مجمع الفائدة و البیان، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۵۴؛ طباطبایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۲ق، ج۸، ص۵۸.</ref> به گفته منتظری اولین کسی که برای این مسئله ادعای اجماع کرده، محقق کرکی بوده و از میان فقهای متقدم کسی بر این مسئله ادعای اجماع نکرده است.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۵۷.</ref>
محقق کرکی برای جواز عمل به تقیه، ادعای اجماع کرده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۱.</ref> [[سیدحسن موسوی بجنوردی]] (فقیه شیعه و صاحب کتاب القواعد الفقهیة) گفته است که این اجماع، مدرکی است و [[اجماع مدرکی]]، دلیل مستقلی غیر از روایات محسوب نمی‌شود.<ref>موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۵۵.</ref>
البته اجماع مذکور از سوی فقیهانی چون: سید تقی طباطبایی قمی و منتظری مورد انتقاد واقع شده است. آنها این اجماع را مدرکی و یا محتمل المدرک دانسته و بر این نظرند که محتمل است مدرک فتوای فقها در مسئله حرمت مجسمه‌سازی، روایات زیادی باشد که از طریق شیعه و سنی وارد شده است و بنابراین اجماع به عنوان دلیل مستقلی برای این مسئله محسوب نمی‌شود.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۶۹؛ طباطبایی قمی، عمده المطالب فی التعلیق علی المکاسب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۶۷.</ref>


==ملاکات حکم حرمت مجسمه‌سازی==
===عقل===
برخی فقها با بررسی روایات، برای حرمت مجسمه‌سازی به مسئله ملاک و فلسفه حکم اشاره کرده‌اند. به عنوان نمونه: شیخ انصاری حرمت مجسمه‌سازی را به دو امر مشروط کرده است:
تقیه از موارد تقدیم فعل اهم بر فعل مهم است.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.</ref> مقدم کردن فعل اهم بر فعل مهم، عقلاً لازم است؛ بدین بیان که هرگاه مکلف در یک زمان دو تکلیف داشته باشد و هم‌زمان نتواند هر دو را انجام دهد، به حکم عقل، عملی که اهمیت و مصلحت بیشتری دارد را باید انجام دهد.<ref>صدر، دروس فی علم الاصول، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۲۳۴.</ref> دفع ضرر و حفظ جان از تکالیفی است که بر اموری همچون اظهار عقیده، عقلاً رجحان دارد، پس تقیه در جهت دفع ضرر و حفظ جان عقلاً واجب است.<ref>فاضل مقداد، اللوامع اللهیه، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۷.</ref>
*مجسمه ساخته‌شده، اعجاب برانگیز باشد به گونه‌ای که نظر بیننده را جلب و تحسین او را برانگیزاند.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۸.</ref> به گفته سید محمدصادق روحانی در هیچ‌یک از ادله شرعی و به‌ویژه روایات، چنین چیزی ثابت نشده است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۲۳۰.</ref>
*مجسمه‌سازی به قصد حکایت یا همانندی با فعل خداوند و تشبه به او باشد.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۹.</ref>
برخی فقها ساختن مجسمه به قصد پرستش و تعظیم آن و همچنین همانندی و تشبه به بت‌پرستان و مشرکان را نیز از ملاکات تحریم مجسمه‌سازی محسوب کرده‌اند. <ref>جناتی، «نظریه اجتهاد تفریعی و تطبیقی»، ص۳۸؛ حسینی، «جواز مجسمه‌سازی و نقاشی»، ص۲۱۳.</ref>
بنا به دیدگاه محمدجواد فاضل لنکرانی مجسمه‌سازی یکی از موضوعات فقه هنر است و فقه هنر در ذیل فقه اجتماعی (نه فقه فردی) است و چون بخش عمده فقه اجتماعی غیر تعبدی است، پس ملاکات احکام آن بایستی استخراج و براساس آن نظردهی شود.<ref>فاضل لنکرانی، موضوعات و ملاکات در فقه هنر، ص۲۷.</ref> او همچنین معتقد است برخی از عناوین موجود در روایات به صورت استقلالی مد نظر شارع نبوده و ذیل عنوان دیگری به نام «عنوان مافوق» واقع شده است که این عنوان مافوق برای شارع موضوعیت دارد. به عنوان نمونه مجسمه‌سازی فی نفسه حرمتی ندارد و اگر ذیل عناوینی چون «لهو الحدیث» یا «اضلال عن سبیل الله» قرار گیرد، حرام خواهد بود.<ref>فاضل لنکرانی، موضوعات و ملاکات در فقه هنر، ص۲۸-۲۹.</ref>
بر این اساس می‌توان گفت آن دسته از فقیهانی که در حکم مجسمه‌سازی موجودات جاندار قائل به حرمت شده‌اند، صرفاً عناوینی که در لسان ادله وارد شده را موضوع حکم قرار داده و آن را غرض شارع دانسته‌اند و بیشتر فقهایی که به جواز مجسمه‌سازی قائلند، عناوین موجود در ادله را استقلالی ندانسته و عناوین کلی‌تری نظیر «اضلال عن سبیل الله» و ملاکاتی چون «بت‌پرستی»، «حکایت‌گری و تشبه به فعل خالق» یا «تشبه به مشرکان» را در نظر گرفته‌‌اند و در صورت فقدان این عناوین و ملاکات به جواز مجسمه‌سازی فتوا داده‌اند.


==سایر مسائل==
==رابطه تقیه با توریه==
در کنار بحث از حکم شرعی مجسمه‌سازی، فقها به بررسی حکم شرعی مسائلی نظیر «نگهداری و خرید و فروش مجسمه» و «از بین بردن مجسمه» نیز پرداخته‌اند:
[[توریه]] بدین معناست که گوینده از گفتن یک لفظ، معنایی اراده می‌کند که اگرچه مطابق واقع است؛ اما هدف از گفتن لفظ این است که شنونده خلاف آن معنی را بفهمد.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۷.</ref> گاهی تقیه در قالب توریه انجام می‌شود و گفته می‌شود بهترین نوع تقیه است و تا جایی که امکان دارد، تقیه‌کننده بهتر است توریه کند.<ref>گلستانه اصفهانی، منهج الیقین، ۱۳۸۸ش، ص۸۳.</ref>  
===نگهداری و خرید و فروش مجسمه===
اکثر فقها خرید و فروش و نگهداری مجسمه حتی مجسمه موجودات جاندار را جایز دانسته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۲ق، ص۳۵۶؛ توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهه، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۸۲؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۳؛ خمینی، توضیح المسائل، ۱۳۷۲ش، ص۲۷۵؛ وحید خراسانی، توضیح المسائل، ۱۴۲۱ق، ص۵۸۲؛ فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، ۱۳۷۴ش، ص۳۹۵؛ شبیری زنجانی، توضیح المسائل، ۱۳۸۴ش، ص۸۰.</ref> به گفته خویی ادله موجود فقط بر حرمت مجسمه‌سازی دلالت دارند و دلیلی بر حرمت نگهداری و خرید و فروش آن وجود ندارد.<ref>توحیدی تبریزی، مصباح الفقاهه، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۴۰.</ref> از میان فقهای معاصر فقیهانی چون: صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی، خرید و فروش و نگهداری مجسمه موجودات جاندار و کسب درآمد و دریافت اجرت بابت ساختن آنها را نیز حرام دانسته‌اند.<ref>صافی گلپایگانی، هدایة العباد، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۹۲؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۵۹.</ref> شیخ انصاری نگهداری و خرید و فروش مجسمه جانداران را مکروه دانسته است.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۷.</ref>


==سایر فرقه‌های اسلامی==
برای نمونه در داستان برادران حضرت یوسف که برای گرفتن گندم نزد وی آمده بودند، مطابق آیات قرآن وقتی یوسف بارشان را بست، برای آن که برادرش بنیامین را نزد خودش نگه دارد، جام سلطنتی را مخفیانه در بار او گذاشت و به سخنگویش گفت فریاد بزند که شما کاروانیان دزد هستید.<ref>سوره یوسف، آیه ۷۰.</ref> به گفته برخی مفسران حضرت یوسف در اینجا برای رسیدن به مصلحتی تقیه کرد و دست به توریه زد، بدین معنا که مقصود او این نبود که پیمانه را دزدیده‌اید؛ بلکه شما برادران، یوسف را از پدرش دزدیده‌اید و به چاه انداختید.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۲۳؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۶۸.</ref>
مطابق دیدگاه مذاهب چهارگانه اهل سنت؛ یعنی مالکی، شافعی، حنفی و حنبلی، ساختن مجسمه موجودات جاندار (ذی روح) مانند انسان و حیوان حرام است.<ref>جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۰-۴۱.
</ref>


==منابع مطالعاتی==
==دیدگاه اهل سنت==
مجسمه‌سازی در آثار و متون فقهی معاصر به دو صورت ارائه شده است:
در کتاب [[الموسوعة الفقهیة الکویتیة]] (موسوعه‌ای در موضوع فقه اهل سنت در ۴۵ مجلد) چنین آمده است که از نظر اکثر عالمان اهل سنت، در مواقع ضرورت؛ یعنی در جایی که خوف از کشته‌شدن و آزار و اذیت و به طور کلی ضرر زیاد وجود داشته باشد، به مقدار دفع ضرر، تقیه جایز است.<ref>جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.</ref>


۱-در برخی آثار در ضمن دیگر مباحث فقهی مطرح شده است. برخی از این آثار عبارتند از:
آن‌ها برای اثبات جواز و مشروعیت تقیه علاوه بر آیاتی همچون آیه ۲۸ [[سوره آل‌عمران|سوره آل عمران]] و [[آیه ۱۰۶ سوره نحل]]<ref>جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.</ref> به روایات نیز استناد کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>
*کتاب المکاسب: تألیف شیخ انصاری. او در ذیل بخشی با عنوان «اموری که اکتساب به واسطه آنها ذاتاً حرام است» به بررسی حکم فقهی مجسمه‌سازی پرداخته است.
 
*مصباح الفقاهة: این اثر محصول درس خارج فقه سید ابوالقاسم خویی با محوریت کتاب المکاسب شیخ انصاری است که به دست محمدعلی توحیدی تبریزی تقریر شده است. خویی در این کتاب به تفصیل حکم فقهی مجسمه‌سازی را بررسی کرده است.
وهابیت و زیدیه از فرقه‌هایی در جهان اسلام به شمار می‌روند که گفته می‌شود با تقیه مخالف هستند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۶۸ و ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۱۹؛ الهی ظهیر الباکستانی، الشیعة و التشیع، ۱۴۱۵ق، ص۸۸؛ مشکور، مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، آستان قدس رضوی، ص۲۱۸.</ref>
*المکاسب المحرمه: نوشته سید روح الله خمینی در موضوع کسب‌های حرام است که در دو جلد نگارش یافته است. او در این کتاب ذیل عنوان «اکتساب با اموری که ذاتاً حرام است» احکام مربوط به مجسمه‌سازی را بررسی کرده است.
==تک‌نگاری==
*دراسات فی المکاسب المحرمة: نوشته حسینعلی منتظری و شرح مکاسب محرمه کتاب المکاسب شیخ انصاری است. منتظری در این کتاب مسئله حکم شرعی مجسمه‌سازی را مطرح کرده و به تفصیل به بررسی ادله این مسئله پرداخته است.
رساله و کتاب‌هایی در موضوع تقیه به رشته نگارش درآمده که برخی از آن‌ها عبارتند از:
*فقه الصادق: اثر سید محمدصادق روحانی و شرحی مبسوط بر کتاب «تبصرة المتعلمین» علامه حلی است که در ۲۶ جلد نگارش یافته است. روحانی در بخش متاجر این کتاب به نحو مبسوط به بحث درباره حکم فقهی مجسمه‌سازی پرداخته است.
*'''رسالة فی التقیة:''' اثری مختصر درباره حکم فقهی تقیه از محقق کرکی است که در کتابی با عنوان «رسائل المحقق الکرکی» تدوین شده است. رسائل المحقق الکرکی، سه مجلد است و رساله تقیه در جلد دوم این اثر چاپ شده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۴۹.</ref>
*المواهب فی تحریر مکاسب المحرمه: مجموعه دروس فقهی با موضوع مکاسب محرمه جعفر سبحانی است که به دست سیف الله یعقوبی اصفهانی تحریر و تدوین یافته است. سبحانی در این اثر به بررسی ادله حکم فقهی مجسمه‌سازی پرداخته است.  
*'''رسالة فی التقیه:''' نوشته شیخ انصاری درباره حکم فقهی تقیه است. این رساله به همراه چند رساله دیگر از شیخ انصاری در کتابی با عنوان «رسائل فقهیة» به چاپ رسیده است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref>
۲-تک‌نگاری‌ها:
*'''التقیة:''' رساله‌ای در بیان احکام فقهی تقیه به قلم [[امام خمینی]]. نویسنده این رساله را پس از تدریس آن (پس از بحث تقیه در وضو و مسح بر خفین) در سال ۱۳۷۳ق، تحریر کرده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۱.</ref> این رساله به همراه چند رساله‌ دیگر در کتابی با عنوان [[الرسائل العشرة (کتاب)|الرسائل العشرة]] در یک جلد چاپ شده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷.</ref>
*مجسمه‌سازی و نقاشی: درس خارج فقه علیرضا اعرافی با موضوع مجسمه‌سازی و نقاشی است که به قلم علیرضا عابدین‌زاده تقریر یافته است.
*'''تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی:''' نوشته ثامرهاشم العمیدی، به زبان عربی است. نویسنده در این کتاب به بررسی دیدگاه فقیهان مشهور [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] درباره تقیه پرداخته است. او بر این باور است که این فقیهان نیز تقیه را جایز دانسته و برای جواز آن به ادله‌ای از قرآن و سنت استناد کرده‌اند. این کتاب توسط محمدصادق عارف به فارسی ترجمه شده است.<ref>حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۱۲-۱۳.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
==منابع==
==منابع==
*ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۶ق.
{{منابع|۲}}
*ابن هشام، الحمیری، السیرة النبویة، قاهره، مكتبة محمد علی صییح، بی‌تا.
*روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق، قم، انتشارات دار الفکر، ۱۴۱۳ق.
*احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۶ق.
*محقق کرکی، نور الدین علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، بی‌تا.
*الهامی، رضا، «بررسی حکم فقهی مجسمه‌سازی»، مقالات و بررسی‌ها، شماره ۷۲، زمستان ۱۳۸۱ش.
*ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، بی‌تا.
*بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، دمشق، دار طوق النجاة، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
*دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی، قم، دایرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
*تبریزی، میرزا جواد، توضیح المسائل، قم، انتشارات هجرت، ۱۳۸۲ش.
*شیخ مفید، محمد بن نعمان، تصحیح الاعتقادات الامامیة، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
*توحیدی تبریزی، محمدعلی، مصباح الفقاهة: تقریرات درس آیت الله خویی، قم، انتشارات داوری، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
*ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
*جزیری، عبد الرحمن، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
*مکارم شیرازی، ناصر، القواعد الفقهیة، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ سوم، ۱۳۷۰ش.
*جناتی، محمد ابراهیم، «نظریه اجتهاد تفریعی و تطبیقی»، علوم سیاسی، شماره ۲۱، ۱۳۸۲ش.
*موسوی بجنوردی، سیدحسن، القواعد الفقهیة، قم، نشر الهادی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، چاپ سوم، ۱۴۱۶ق.
*طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
*حسینی، احمد، «جواز مجسمه‌سازی و نقاشی»، مجله فقه، شماره ۴ و ۵، تابستان و پاییز ۱۳۷۴ش.
*طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۶۳ش.
*حسینی، احمد، «فقه و هنرهای تصویری و تجسمی»، مجله فقه، شماره ۴ و ۵، تابستان و پاییز ۱۳۷۴ش.
*علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
*حلبی، ابوصلاح، الکافی فی الفقه، اصفهان، مكتبة الإمام أمير المؤمنين عليه السلام، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۳ق.
*خامنه‌ای، سید علی، رساله اجوبة الاستفتائات، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۸۸ش.
*سلطانی رنانی، مهدی، [https://ebookshia.com/books/view/925/امام+صادق+(ع)+و+مساله+تقیه «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»]، فرهنگ کوثر، شماره ۵۸، سال ۱۳۸۳ش.
*خمینی، روح الله، المکاسب المحرمه، قم، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
*امام خمینی، سید روح‌الله، المکاسب المحرمه، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۱۵ق.
*خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، نجف، دار الکتب العلمیة، ۱۳۹۰ق.
*مکارم شیرازی، ناصر، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی)، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۹۰ش.
*خمینی، روح الله، توضیح المسائل، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ نهم، ۱۳۷۲ش.
*خویی، سید ابوالقاسم، توضیح المسائل، قم، انتشارات مهر، ۱۴۱۲ق.
*دوانی، علی، تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت، قم، دفتر انتشارات اسلامی،
*روحانی، محمدصادق، فقه الصادق، قم، مدرسه امام صادق (ع۱۴۱۲ق.
*یعقوبی اصفهانی، سیف الله، المواهب فی تحریر احکام المکاسب، قم، مؤسسه امام صادق (ع)، ۱۴۲۴ق.
*سیستانی، سیدعلی، توضیح المسائل، قم، انتشارات مهر، ۱۴۱۵ق.
*شبیری زنجانی، موسی، توضیح المسائل، قم، مؤسسه تحقیقاتی ولاء، ۱۳۸۴ش.
*شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، انتشارات باقری، ۱۴۱۵ق.
*شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم، كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
*صافی گلپایگانی، لطف الله، توضیح المسائل، انتشارات مهر، ۱۴۱۴ق.
*صافی گلپایگانی، لطف الله، هدایة العباد، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۶ق.
*صافی گلپایگانی، جامع الاحکام، قم، دفتر تنظیم و نشر آثار آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، ۱۳۸۵ش.
*طباطبایی قمی، سیدتقی، عمده المطالب فی التعلیق علی المکاسب، قم، انتشارات محلاتی، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
*طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
*عابدین‌زاده، احمد، مجسمه و نقاشی: تقریرات درس خارج علیرضا اعرافی، قم، مؤسسه اشراق و عرفان، ۱۳۹۰ش.
*علامه حلی، یوسف بن مطهر، مختلف الشیعه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
*علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
*علیدوست، ابوالقاسم، «فقه هنر: در دو نگاه جامع و تعینات موردی»، قبسات، شماره ۷۸، زمستان ۱۳۹۴ش.
*فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعه: المکاسب المحرمه، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
*فاضل لنکرانی، محمد، توضیح المسائل، قم، انتشارات مهر، چاپ هفتم، ۱۳۷۴ش.
*فاضل لنکرانی، محمدجواد، «موضوعات و ملاکات در فقه هنر»، فصلنامه الهیات هنر، شماره ۱۰، پاییز ۱۳۹۶ش.
*«فتاوای منتخب»، پایگاه اطلاع‌رسانی مرجع عالیقدر آیت الله جناتی.
*فیاض، محمد اسحاق، الاستفتائات الشرعیه، بی‌جا، الکلمة الطیبة، چاپ اول، ۱۴۳۴ق.
*کارتر، کرتیس. ال، دانشنامه زیبایی‌شناسی: مجسمه‌سازی، تهران، انتشارات فرهنگستان هنر، چاپ سوم، ۱۳۸۶ش.
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
*«مجسمه سازی و هنرهای تجسمی»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله العظمی صانعی.
*شیخ انصاری، مرتضی، رسائل فقهیة، قم، انتشارات باقری، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
*مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
*شیخ مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
*محقق اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البیان، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۳ق.
*شهید اول، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد، قم، مکتبة المفید، بی‌تا.
*محقق سبزواری، محمد باقر بن محمد مؤمن، کفایة الاحکام، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۸۱ش.
*طاهری اصفهانی، سید جلال‌الدین، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، اصفهان، انتشارات مبارک، ۱۳۸۲ش.
*محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
*سبحانی، جعفر، سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
*مغنیه، محمدجواد، فلسفات اسلامیه، بیروت، چاپ ششم، ۱۹۹۳م.
*مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۹۴ش.
*مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
*نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
*منتظری، حسینعلی، دراسات فی المکاسب المحرمة، قم، نشر تفکر، ۱۴۱۵ق.
*شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
*منتظری، حسینعلی، رساله استفتائات، تهران، نشر تفکر، ۱۳۷۳ش.
*قرطبی، شمس الدین، تفسیر القرطبی، قاهره، دار الکتب المصریة، ۱۳۸۴ق.
*نجفی، شیخ محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء تراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
*بیضاوی، عبد الله بن عمر، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، بیروت، احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
*نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق.
*صدر، سیدمحمد، ماوراء الفقه، بی‌جا، المحبین للطباعة و النشر، ۱۴۰۶ق.
*وحید خراسانی، حسین، توضیح المسائل، ۱۴۲۱قم، مدرسه باقر العلوم (ع۱۴۲۱ق.
*ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
*صدر، سید محمدباقر، دروس فی علم الاصول، قم، انتشارات دار الصدر، ۱۴۲۹ق.
*فاضل مقداد، مقداد ابن عبدالله، اللوامع اللهیة، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.
*فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
*بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دمشق، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
*هیثمی، نور الدین علی بن ابی‌بکر، کشف الاستار، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول،  ۱۳۹۹ق.
*طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
*حبیب العمیدی، ثامرهاشم، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۷ش.
*نوری، سیدحسین، [https://www.sid.ir/paper/525377/fa#downloadbottom «نقد دیدگاه ابن‌تیمیه در باب تقیه»]، پژوهشنامه کلام، شماره ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۹۸ش.
*ابن‌تیمیه، تقی‌الدین ابوالعباس، منهاج السنة النبویة فی نقض كلام الشیعة القدریة، عربستان سعودی، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
*القفاری، ناصر بن عبدالله، اصول المذهب الشیعة الاثنی العشریة (عرض و نقدعربستان سعودی، دار النشر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
*مشکور، محمدجواد و کاظم مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، بی‌تا.
*الهی ظهیر الباکستانی، احسان، الشیعة و التشیع، لاهور، ادارة ترجمان السنة، ۱۴۱۵ق.
*شیخ صدوق، محمد بن علی، الاعتقادات، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۴۲

تَقیه خودداری از اظهار عقیده و پنهان داشتن آن یا انجام دادن کاری بر خلاف عقیده قلبی خود در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است. شیعیان بیش از سایر پیروان مذاهب اسلامی در التزام به روش تقیه شهرت یافته‌اند. علت این گرایش را فشارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و...دانسته‌اند که همواره در طول تاریخ از سوی مخالفان به آنان وارد می‌شده است.

تقیه اقسامی دارد و فقهای شیعه با توجه به آیات قرآن، روایات معصومین(ع)، دلیل اجماع و عقل، احکام تکلیفی و وضعی برای آن بیان کرده‌اند. از نظر آنان در جایی که اظهار عقیده نزد مخالفان برای جان، مال و آبروی فرد یا افراد دیگر ضرر دارد و فرد به حصول این ضرر علم و یا حتی ظن دارد، به اندازه‌ای که ضرر دفع می‌شود، تقیه واجب است. تقیه همچنین در برخی موارد و با توجه به شرایط خاصی می‌تواند مستحب، مکروه، مباح و حرام نیز باشد.

گفته می‌شود بیشتر فقهای اهل سنت نیز تقیه را در جایی که خوف از وارد آمدن ضرر جانی و حتی مالی وجود داشته باشد، به مقدار دفع ضرر جایز دانسته‌ و برای مشروعیت آن به آیاتی از قرآن و سنت استناد کرده‌اند.

مفهوم‌شناسی

تقیه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است.[۱] به بیانی دیگر حفظ خود یا دیگران از صدمه یا ضرر از ناحیه شخص دیگری، به واسطه همسویی با او در گفتار و رفتار است.[۲]

تقیه در لغت از ماده «وَقی» و به معنای حفظ کردن، نگاه داشتن و پنهان نمودن از آزار و اذیت است.[۳]

اهمیت تقیه

گفته می‌شود تقیه از معتقدات کلامی و فقهی شیعه و یکی از مهم‌ترین عواملی است که شیعیان به‌وسیله آن توانسته‌اند به حفظ مکتب و عقایدشان در طول تاریخ بپردازند.[۴] به شهادت منابع تاریخی، مذهب تشیع در طول حیات خود از جنبه‌های گوناگون اجتماعی و فرهنگی و سیاسی سخت در تنگنا و مضیقه بوده است؛ به‌طوری که همواره در طول تاریخ، ابراز عقیده در میان مخالفان، ضررها و خسارات‌های جانی و مالی فراوانی برای آنان به‌دنبال داشته است و از همین رو امامان شیعه برای حفظ جان خود و شیعیان و جلوگیری از پراکندگی و اضمحلال جامعه شیعه، تقیه را لازم می‌دانستند.[۵]

در برخی منابع روایی شیعه، روایاتی با تعابیری همچون «لا دین لمن لا تقیة له؛ دین ندارد کسی که تقیه ندارد» نقل شده است[۶] که بیان‌کننده اهمیت تقیه نزد امامان معصوم(ع) و پیروان آنان است.[۷]

به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی، تقیه منحصر در مذهب تشیع نیست.[۸] او بر این باور است که هر فرد یا اقلیتی در هر دوره تاریخی یا هر جای عالم که به مخالفان و دشمنان متعصب مبتلا باشد؛ به صورتی که آشکار کردن عقیده، ضررهای جانی یا مالی برای خودش یا اطرافیان وی داشته و این اظهار عقیده، اهمیتش کمتر از حفظ جان و مال باشد، به حکم فطرت دست به تقیه و کتمان عقیده می‌زند.[۹]

در برخی روایاتی که از امامان معصوم(ع) نقل شده، عمل به تقیه به بعضی از انبیای الهی، پیش از پیامبر اسلام(ص) مانند شیث (پیامبر)،[۱۰] حضرت ابراهیم،[۱۱] حضرت یوسف[۱۲] و اصحاب کهف[۱۳] نسبت داده شده است.

شهید اول، احادیث نقل‌شده از امامان معصوم(ع) را مملو از بیانات تقیه‌ای دانسته و تقیه را از مهم‌ترین عوامل اختلاف احادیث بر شمرده است.[۱۴] از همین رو گفته می‌شود فهم موارد تقیه در روایات، نقش بسزایی در استنباط دقیق‌تر احکام و مسائل شرعی دارد.[۱۵]

جایگاه

تقیه از موضوعاتی است که در دانش فقه مورد بررسی قرار گرفته و در ابواب فقهی طهارت، صلاة، صوم، حج و امر به معروف و نهی از منکر از آن به‌مناسبت سخن رفته است.[۱۶] در کتاب‌های مربوط به قواعد فقهی، به عنوان یک قاعده از آن یاد شده و برخی فقها رساله‌های مستقلی در آن نگاشته‌اند.[۱۷]

با آنکه لفظ تقیه به این صورت در قرآن نیامده؛ اما برخی از آیات به محتوای آن اشاره دارند[۱۸] و عالمان مسلمان برای اثبات مشروعیت آن، به این آیات استناد می‌کنند.[۱۹] در منابع روایی شیعه، روایات زیادی از امامان معصوم(ع) درباره تقیه نقل شده است.[۲۰] شیخ کلینی در کتاب الکافی بخشی را به روایات تقیه با عنوان «باب التقیة» اختصاص داده و ۲۳ روایت گردآوری کرده است.[۲۱] حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه دوازده باب را به روایات مربوط به تقیه اختصاص داده و در مجموع ۱۴۶ روایت را در احکام مختلف تقیه گردآوری کرده است.[۲۲]

همچنین در برخی از منابع روایی اهل سنت به صورت پراکنده روایاتی درباره تقیه نقل شده است.[۲۳]

اقسام تقیه

تقیه از لحاظ انگیزه و هدف تقیه‌کننده به دو نوع است:[۲۴]

تقیه خوفی

تقیه کردن در برابر مخالفان، در جایی که بیم وارد آمدن ضرر جانی، مالی یا آبرویی وجود دارد.[۲۵] تقیه خوفی نیز یا اکراهی است که در آن شخص را با تهدید اکراه می‌کنند که چیزی برخلاف اعتقاداتش مانند کفر، بر زبان جاری کند[۲۶] و یا کتمانی است که در آن شخص برای حفظ جان خودش یا اطرافیانش مجبور می‌شود، اعتقادش را پنهان کند.[۲۷] تقیه عمار یاسر در برابر مشرکان قریش برای نجات جانش را از نوع تقیه اکراهی[۲۸] و تقیه مؤمن آل فرعون در برابر فرعونیان و تقیه اصحاب کهف که برای نجات جانشان، عقایدشان را پنهان کردند را از نمونه‌های تقیه کتمانی بر شمرده‌اند.[۲۹]

تقیه مداراتی

این نوع تقیه که به آن تقیه تحبیبی نیز گفته می‌شود،[۳۰] به معنای پنهان نمودن عقاید برای مصالحی همچون حفظ وحدت، جلب محبت و دوستی و دفع کینه و دشمنی و به طور کلی اموری که اهمیت آن‌ها بیشتر از اظهار عقاید است.[۳۱] برخی فقیهان شیعه، با استناد به روایاتی از امامان معصوم(ع)[۳۲]

شرکت کردن در مجالس اهل سنت (نه به جهت حفظ جان) مانند شرکت در نماز جماعت با آنان (به ویژه در موسم حج)، عیادت کردن از بیماران‌شان، شرکت جستن در مراسم تشییع جنازه آنان و امور اجتماعی از این قبیل را که موجب حفظ وحدت، حفظ شوکت و عزت مسلمانان، رفع کدورت‌ها و سوء ظن‌ها می‌شود را نمونه‌هایی از تقیه مداراتی یا تحبیبی دانسته‌اند.[۳۳]

دیگر اقسام

برای تقیه، تقسیمات دیگری ذکر شده است.[۳۴] امام خمینی در الرسائل العشرة به اعتبار «فرد تقیه‌کننده»، «فردی که در مقابل او تقیه می‌شود» و «موضوع مورد تقیه» تقسیماتی برای تقیه ذکر کرده است.[۳۵]

برخی نیز تقیه را بر اساس موقعیت و شرایط تقیه‌کننده به سه نوع تقیه سیاسی (تقیه در برابر قدرت‌های سیاسی حاکم)، تقیه فقهی (تقیه در بیان احکام) و تقیه اجتماعی (تقیه در برابر مردم در اجتماع و معاشرت با آنان) تقسیم کرده‌اند.[۳۶]

حکم تکلیفی تقیه

تقیه براساس حکم تکلیفی آن به پنج دسته تقسیم می‌شود:[۳۷]

تقیه واجب

از نظر فقهای شیعه اگر اظهار عقیده نزد مخالفان برای جان، مال و آبروی فرد یا افراد دیگر ضرر دارد و فرد به حصول این ضرر علم و یا حتی ظن دارد، به اندازه‌ای که ضرر دفع می‌شود، تقیه واجب است. [۳۸] معیار در تقیه واجب این است که چیزی که به‌وسیله تقیه حفظ می‌شود، حفظ آن واجب و ضایع کردنش حرام باشد.[۳۹]

تقیه مستحب

در جایی که ترک تقیه موجب وارد آمدن ضرر فوری نمی‌شود؛ اما بیم آن وجود دارد که در آینده و به تدریج ضرری حاصل شود.[۴۰] از نظر برخی فقهای شیعه، تقیه مداراتی از مصادیق تقیه مستحب است.[۴۱] شیخ انصاری، تقیه مستحبی را فقط در مواردی که در روایات به آن تصریح شده مانند معاشرت با اهل سنت، عیادت از بیمارانشان، نماز خواندن در مساجد و شرکت در تشییع جنازه آنان را شامل دانسته و سایر اموری که خارج از محدوده روایات است مانند مذمت بزرگان شیعه در جهت ایجاد دوستی با آن‌ها و کارهایی از این قبیل را جایز ندانسته است.[۴۲]

تقیه مکروه

تقیه‌ای است که ترک آن و تحمل ضرر، بهتر از انجام آن است.[۴۳] به گفته شهید اول تقیه مکروه، تقیه در یک کار مستحبی است که انجام آن نه دارای ضرر فوری است و نه در آینده، ضرری بر آن مترتب می‌شود.[۴۴]

تقیه مباح

تقیه‌ای که انجام و ترک آن با هم تفاوتی ندارند.[۴۵] به گفته شیخ انصاری تقیه‌ای است که با آن ضرری دفع می‌شود که بود و نبود آن ضرر، از نظر شارع مساوی است.[۴۶]

تقیه حرام

در جایی است که ترک تقیه هیچ ضرری (نه ضرر فوری و نه ضرری در آینده) در پی نداشته باشد.[۴۷] همچنین فقیهان شیعه با توجه به روایات، مصادیقی برای تقیه حرام ذکر کرده‌اند:[۴۸]

  1. در جایی که تقیه موجب فساد در دین و وارد شدن بدعت در آن شود، تقیه حرام است.[۴۹]
  2. بنا به دیدگاه مشهور فقهای شیعه،[۵۰] تقیه در جایی که موجب ریختن خون دیگران شود، حرام است. مانند جایی که شخصی را به اکراه وادار کنند که مؤمنی را بکشد، وگرنه خودش کشته می‌شود، در این صورت کشتن آن شخص به بهانه تقیه و حفظ جان خود، جایز نیست.[۵۱]
  3. در روایاتی از تقیه در اموری مانند شراب‌خواری، مسح بر خُفَّيْن و متعه حج نهی شده است.[۵۲] برخی فقیهان بر این باورند که اگر عمل به این موارد با حفظ جان تداخل داشته باشد، در این صورت تقیه حرام نیست؛ بلکه لازم است.[۵۳] سید محمدصادق روحانی بر این نظر است که تقیه در اموری همچون شراب‌خواری بر پیشوایان دین (حتی اگر جان‌شان در خطر باشد) حرام است؛ زیرا عمل به آن‌ها موجب فساد در دین و تضعیف اعتقادات مسلمانان می‌شود.[۵۴]

حکم وضعی تقیه

از جمله مسائلی که فقها درباره حکم وضعی تقیه به بررسی آن پرداخته‌اند این است که در عبادیات آیا با عمل تقیه‌ای، دستور و امر شارع انجام شده است یا این که عمل از روی تقیه کفایت نمی‌کند و پس از خارج شدن از موقعیت تقیه‌ای، آن عمل باید اعاده (انجام دوباره عمل) یا قضا شود؟[۵۵] برای مثال عمل به تکتف (گذاشتن کف دست روی پشت دست دیگر در نماز) نزد اهل سنت مستحب است و نزد شیعه جایز نیست.[۵۶] اگر مکلف از روی تقیه در نمازش چنین عمل کند، آیا در غیر حالت تقیه باید آن نماز را اعاده یا قضا کند؟[۵۷]

بنا به دیدگاه فقهای شیعه با عمل تقیه‌ای، دستور شارع انجام شده است و دیگر نیازی به اعاده در وقت یا قضای آن، خارج از وقت نیست.[۵۸] البته محقق کرکی (فقیه شیعه در قرن دهم هجری و صاحب کتاب فقهی جامع المقاصد) معتقد است فقط آن دسته از اعمالی که در روایات تقیه صراحتاً به آن اشاره شده مانند نماز با تکتف یا شستن پاها در وضو، در صورت خروج از حالت تقیه، نیازی به اعاده یا قضای آن‌ها نیست و سایر اعمال که در روایات به‌طور صریح نیامده‌اند، باید اعاده و قضا شوند.[۵۹]

ادله و مستندات

فقهای شیعه برای اثبات جواز تقیه به ادله زیر استناد کرده‌اند:

قرآن

مهم‌ترین آیه‌ای که فقها برای جواز تقیه بدان استناد کرده‌اند، آیه ۱۰۶ سوره نمل است.[۶۰] بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت درباره شأن نزول این آیه گفته‌اند که درباره عمار بن یاسر نازل شده است.[۶۱]

عمار بن یاسر زیر شکنجه مشرکان مجبور شد کلماتی در برائت از اسلام و پیامبر(ص) بر زبان جاری کند، عده‌ای گمان کردند که عمار کافر شده است. وقتی داستان عمار به پیامبر رسید، فرمود عمار از سر تا پا سرشار از ایمان است و توحید با گوشت و خون او درآمیخته است. پس از آن که عمار گریان به‌سوی پیامبر آمد پیامبر او را تسلی داد و به او سفارش کرد که اگر بار دیگر در تنگنا قرار گرفت، دوباره می‌تواند اظهار برائت کند.[۶۲]

فقها همچنین به آیه ۲۸ سوره غافر و آیه ۲۸ سوره آل‌عمران برای جواز تقیه استناد کرده‌اند.[۶۳]

روایات

به گفته سید محمدصادق روحانی و ناصر مکارم شیرازی روایاتی که بر جواز عمل به تقیه دلالت می‌کنند، متواتر هستند.[۶۴] این روایات به چند دسته‌ زیر تقسیم شده‌اند:

  • روایاتی که دلالت می‌کنند بر این که تقیه سپر مؤمن و محافظ اوست؛[۶۵]
  • روایاتی که با تعبیر «لا دین لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.» و تعابیری از این قبیل وارد شده است؛[۶۶]
  • روایاتی که در آن تقیه از بزرگترین فرایض و از محبوب‌ترین چیزها نزد خداوند و اولیائش، دانسته شده است؛[۶۷]
  • روایاتی که حاکی از آن است که برخی از انبیای الهی گذشته نیز به تقیه عمل می‌کرده‌اند.[۶۸]

علاوه بر این روایات، فقها از روایاتی مانند روایات لاضرر، روایات برائت و سب (روایاتی که در جواز اظهار برائت و سب نسبت به پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) برای تقیه و حفظ جان، وارد شده) و حدیث رفع برای اثبات مشروعیت و جواز عمل به تقیه استفاده کرده‌اند.[۶۹]

اجماع

محقق کرکی برای جواز عمل به تقیه، ادعای اجماع کرده است.[۷۰] سیدحسن موسوی بجنوردی (فقیه شیعه و صاحب کتاب القواعد الفقهیة) گفته است که این اجماع، مدرکی است و اجماع مدرکی، دلیل مستقلی غیر از روایات محسوب نمی‌شود.[۷۱]

عقل

تقیه از موارد تقدیم فعل اهم بر فعل مهم است.[۷۲] مقدم کردن فعل اهم بر فعل مهم، عقلاً لازم است؛ بدین بیان که هرگاه مکلف در یک زمان دو تکلیف داشته باشد و هم‌زمان نتواند هر دو را انجام دهد، به حکم عقل، عملی که اهمیت و مصلحت بیشتری دارد را باید انجام دهد.[۷۳] دفع ضرر و حفظ جان از تکالیفی است که بر اموری همچون اظهار عقیده، عقلاً رجحان دارد، پس تقیه در جهت دفع ضرر و حفظ جان عقلاً واجب است.[۷۴]

رابطه تقیه با توریه

توریه بدین معناست که گوینده از گفتن یک لفظ، معنایی اراده می‌کند که اگرچه مطابق واقع است؛ اما هدف از گفتن لفظ این است که شنونده خلاف آن معنی را بفهمد.[۷۵] گاهی تقیه در قالب توریه انجام می‌شود و گفته می‌شود بهترین نوع تقیه است و تا جایی که امکان دارد، تقیه‌کننده بهتر است توریه کند.[۷۶]

برای نمونه در داستان برادران حضرت یوسف که برای گرفتن گندم نزد وی آمده بودند، مطابق آیات قرآن وقتی یوسف بارشان را بست، برای آن که برادرش بنیامین را نزد خودش نگه دارد، جام سلطنتی را مخفیانه در بار او گذاشت و به سخنگویش گفت فریاد بزند که شما کاروانیان دزد هستید.[۷۷] به گفته برخی مفسران حضرت یوسف در اینجا برای رسیدن به مصلحتی تقیه کرد و دست به توریه زد، بدین معنا که مقصود او این نبود که پیمانه را دزدیده‌اید؛ بلکه شما برادران، یوسف را از پدرش دزدیده‌اید و به چاه انداختید.[۷۸]

دیدگاه اهل سنت

در کتاب الموسوعة الفقهیة الکویتیة (موسوعه‌ای در موضوع فقه اهل سنت در ۴۵ مجلد) چنین آمده است که از نظر اکثر عالمان اهل سنت، در مواقع ضرورت؛ یعنی در جایی که خوف از کشته‌شدن و آزار و اذیت و به طور کلی ضرر زیاد وجود داشته باشد، به مقدار دفع ضرر، تقیه جایز است.[۷۹]

آن‌ها برای اثبات جواز و مشروعیت تقیه علاوه بر آیاتی همچون آیه ۲۸ سوره آل عمران و آیه ۱۰۶ سوره نحل[۸۰] به روایات نیز استناد کرده‌اند.[۸۱]

وهابیت و زیدیه از فرقه‌هایی در جهان اسلام به شمار می‌روند که گفته می‌شود با تقیه مخالف هستند.[۸۲]

تک‌نگاری

رساله و کتاب‌هایی در موضوع تقیه به رشته نگارش درآمده که برخی از آن‌ها عبارتند از:

  • رسالة فی التقیة: اثری مختصر درباره حکم فقهی تقیه از محقق کرکی است که در کتابی با عنوان «رسائل المحقق الکرکی» تدوین شده است. رسائل المحقق الکرکی، سه مجلد است و رساله تقیه در جلد دوم این اثر چاپ شده است.[۸۳]
  • رسالة فی التقیه: نوشته شیخ انصاری درباره حکم فقهی تقیه است. این رساله به همراه چند رساله دیگر از شیخ انصاری در کتابی با عنوان «رسائل فقهیة» به چاپ رسیده است.[۸۴]
  • التقیة: رساله‌ای در بیان احکام فقهی تقیه به قلم امام خمینی. نویسنده این رساله را پس از تدریس آن (پس از بحث تقیه در وضو و مسح بر خفین) در سال ۱۳۷۳ق، تحریر کرده است.[۸۵] این رساله به همراه چند رساله‌ دیگر در کتابی با عنوان الرسائل العشرة در یک جلد چاپ شده است.[۸۶]
  • تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی: نوشته ثامرهاشم العمیدی، به زبان عربی است. نویسنده در این کتاب به بررسی دیدگاه فقیهان مشهور مذاهب چهارگانه اهل سنت درباره تقیه پرداخته است. او بر این باور است که این فقیهان نیز تقیه را جایز دانسته و برای جواز آن به ادله‌ای از قرآن و سنت استناد کرده‌اند. این کتاب توسط محمدصادق عارف به فارسی ترجمه شده است.[۸۷]

پانویس

  1. شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ۱۴۱۴ق، ص۱۳۷.
  2. شیخ انصاری، مسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.
  3. ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «وقی».
  4. سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۲۹.
  5. برای نمونه نگاه کنید به ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۱۱، ص۴۳-۴۷؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۲۴-۴۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۷-۴۰۸.
  6. برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۴-۲۰۶.
  7. سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۶.
  8. مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.
  9. مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.
  10. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۴۱۹.
  11. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸.
  12. طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۳۸.
  13. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۴۲۹ و ج۱۴، ص۴۲۵-۴۲۶.
  14. شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.
  15. طاهری اصفهانی، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۹.
  16. دایرة المعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۸۵.
  17. برای نمونه نگاه کنید به بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۴۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۶؛ صدر، ماوراء الفقه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۰۸.
  18. برای نمونه نگاه کنید به سوره نحل، آیه ۱۰۶؛ سوره غافر، آیه ۲۸.
  19. برای نمونه نگاه کنید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۱۵۳.
  20. برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.
  21. کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰.
  22. برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.
  23. برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.
  24. مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.
  25. امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۷.
  26. روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۴.
  27. امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۹۲.
  28. روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ۳۹۵.
  29. مکارم شیرازی، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری آیت‌الله مکارم شیرازی)، ۱۳۹۰ش، ص۶۱-۶۵.
  30. مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.
  31. امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.
  32. کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۴۳۰.
  33. امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۵۶-۵۷؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۳؛ مکارم شیرازی، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری آیت‌الله مکارم شیرازی)، ۱۳۹۰ش، ص۵۶-۵۷.
  34. برای نمونه نگاه کنید به امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷-۱۰؛ فاضل هرندی، «تقیه سیاسی»، ص۹۸.
  35. امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷-۱۰.
  36. سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۳۵.
  37. شیخ مفید، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۱۱۸؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۹.
  38. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۳۵؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷.
  39. مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۱؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۹۴.
  40. شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴.
  41. شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۱-۴۵۲.
  42. شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.
  43. شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.
  44. شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.
  45. مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۳۷.
  46. شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.
  47. شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.
  48. مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵.
  49. روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۷-۴۰۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۶.
  50. روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۵.
  51. خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۲۰-۲۱؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۹؛ کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۷.
  52. کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۱۰۱.
  53. مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۱-۱۱۲.
  54. روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۱۰.
  55. شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۶.
  56. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۱، ص۱۵.
  57. برای نمونه نگاه کنید به شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص
  58. شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۷؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۴.
  59. محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۲.
  60. مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۲؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۶.
  61. برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.
  62. شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.
  63. مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۴؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۷.
  64. روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.
  65. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۲۷، ص۸۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.
  66. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۸.
  67. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۶-۲۰۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۹.
  68. برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸-۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۱.
  69. برای نمونه نگاه کنید به روحانی، فقه الصادق، ج۱۱، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۹-۴۰۵.
  70. محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۱.
  71. موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۵۵.
  72. مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.
  73. صدر، دروس فی علم الاصول، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۲۳۴.
  74. فاضل مقداد، اللوامع اللهیه، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۷.
  75. شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۷.
  76. گلستانه اصفهانی، منهج الیقین، ۱۳۸۸ش، ص۸۳.
  77. سوره یوسف، آیه ۷۰.
  78. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۲۳؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۶۸.
  79. جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.
  80. جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.
  81. برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.
  82. برای نمونه نگاه کنید به ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۶۸ و ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۱۹؛ الهی ظهیر الباکستانی، الشیعة و التشیع، ۱۴۱۵ق، ص۸۸؛ مشکور، مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، آستان قدس رضوی، ص۲۱۸.
  83. محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۴۹.
  84. شیخ انصاری، رسائل فهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.
  85. امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۱.
  86. امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷.
  87. حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۱۲-۱۳.

منابع

  • روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق، قم، انتشارات دار الفکر، ۱۴۱۳ق.
  • محقق کرکی، نور الدین علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، بی‌تا.
  • ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، بی‌تا.
  • دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی، قم، دایرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • شیخ مفید، محمد بن نعمان، تصحیح الاعتقادات الامامیة، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، القواعد الفقهیة، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ سوم، ۱۳۷۰ش.
  • موسوی بجنوردی، سیدحسن، القواعد الفقهیة، قم، نشر الهادی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۶۳ش.
  • علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۳ق.
  • سلطانی رنانی، مهدی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، فرهنگ کوثر، شماره ۵۸، سال ۱۳۸۳ش.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، المکاسب المحرمه، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۱۵ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی)، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۹۰ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • شیخ انصاری، مرتضی، رسائل فقهیة، قم، انتشارات باقری، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد، قم، مکتبة المفید، بی‌تا.
  • طاهری اصفهانی، سید جلال‌الدین، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، اصفهان، انتشارات مبارک، ۱۳۸۲ش.
  • سبحانی، جعفر، سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
  • مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۹۴ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • قرطبی، شمس الدین، تفسیر القرطبی، قاهره، دار الکتب المصریة، ۱۳۸۴ق.
  • بیضاوی، عبد الله بن عمر، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، بیروت، احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • صدر، سیدمحمد، ماوراء الفقه، بی‌جا، المحبین للطباعة و النشر، ۱۴۰۶ق.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
  • صدر، سید محمدباقر، دروس فی علم الاصول، قم، انتشارات دار الصدر، ۱۴۲۹ق.
  • فاضل مقداد، مقداد ابن عبدالله، اللوامع اللهیة، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دمشق، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
  • هیثمی، نور الدین علی بن ابی‌بکر، کشف الاستار، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، ۱۳۹۹ق.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • حبیب العمیدی، ثامرهاشم، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • نوری، سیدحسین، «نقد دیدگاه ابن‌تیمیه در باب تقیه»، پژوهشنامه کلام، شماره ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۹۸ش.
  • ابن‌تیمیه، تقی‌الدین ابوالعباس، منهاج السنة النبویة فی نقض كلام الشیعة القدریة، عربستان سعودی، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
  • القفاری، ناصر بن عبدالله، اصول المذهب الشیعة الاثنی العشریة (عرض و نقد)، عربستان سعودی، دار النشر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • مشکور، محمدجواد و کاظم مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، بی‌تا.
  • الهی ظهیر الباکستانی، احسان، الشیعة و التشیع، لاهور، ادارة ترجمان السنة، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، الاعتقادات، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.