کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳: تفاوت میان نسخه‌ها

Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''اُتانازی''' به معنای پایان دادن به زندگی فرد به درخواست خودش و به دست دیگری و با نیت رهایی او از درد و رنج طاقت‌فرسا یا یک بیماری لاعلاج است و یا به معنای کشتن عمدی یک بیمار به دلیل ترحم و از روی دلسوزی، به وسیله به کار بردن یک ماده کشنده یا ترک مراقبت‌های لازم و ضروری، است. اتانازی یا از طرف بیمار اتفاق می‌افتد که از نظر فقها خودکشی محسوب می‌شود و یا از طرف پزشک یا شخص دیگری است که به دو قسم فعال یا منفعل تقسیم می‌شود.  
'''تَقیه''' خودداری از اظهار عقیده و پنهان داشتن آن یا انجام دادن کاری بر خلاف عقیده قلبی خود در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است. شیعیان بیش از سایر پیروان مذاهب اسلامی در التزام به روش تقیه شهرت یافته‌اند. علت این گرایش را فشارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و...دانسته‌اند که همواره در طول تاریخ از سوی مخالفان به آنان وارد می‌شده است.


منظور از اتانازی فعال این است که پزشک یا شخص دیگری به قتل بیماری که امیدی به درمان وی نیست و از بیماریش رنج می‌برد، از روی ترحم اقدام کند. به نظر فقهای معاصر مسلمان، این نوع اتانازی حرام است و با انجام آن حق قصاص یا دیه برای وارث متوفی ثابت می‌شود. اتانازی منفعل به معنای ترک درمان بیماری است که امیدی به درمان او نیست. از نظر بسیاری از فقها این قسم اتانازی نیز حرام است، اما در این که به واسطه آن قصاص یا دیه نیز ثابت می‌شود، میان فقها اختلاف نظر وجود دارد.
تقیه اقسامی دارد و فقهای شیعه با توجه به آیات قرآن، روایات معصومین(ع)، دلیل اجماع و عقل، احکام تکلیفی و وضعی برای آن بیان کرده‌اند. از نظر آنان در جایی که اظهار عقیده نزد مخالفان برای جان، مال و آبروی فرد یا افراد دیگر ضرر دارد و فرد به حصول این ضرر علم و یا حتی ظن دارد، به اندازه‌ای که ضرر دفع می‌شود، تقیه واجب است. تقیه همچنین در برخی موارد و با توجه به شرایط خاصی می‌تواند مستحب، مکروه، مباح و حرام نیز باشد.
بنا به نظر فقها رضایت بیمار به فعل اتانازی، حرمت آن را رفع نمی‌کند، اما در ثبوت حق قصاص یا دیه در صورتی که بیمار به انجام اتانازی اذن بدهد، اختلاف نظر وجود دارد.
==تبیین مسئله و جایگاه آن==
«اُتانازی» با تلفظ‌های گوناگون ریشه‌ای یونانی دارد<ref>Biggs, Euthanasia: Death with dignity and the Law, 2001, p12</ref> و در زبان فارسی به «مرگ خوب»، «مرگ آسان»، «بهْ‌مرگی»، «قتل از روی ترحم»، و مانند آن ترجمه شده است.<ref>خسروی، بازاندیشی قتل ترحم آمیز (اتانازی) در فقه اسلامی و حقوق موضوعه، ۱۳۹۷ش، ص۱۷.</ref> این عبارت در اصطلاح به معنای پایان دادن به زندگی فرد، با نیت رهایی او از درد و رنج طاقت‌فرسا یا یک بیماری لاعلاج است. این عمل می‌تواند به دست خود فرد یا درخواست خودش و به دست دیگری باشد. چنان‌که ممکن است دیگری  از روی دلسوزی و ترحم به کشتن یک بیمار اقدام کند، یا مراقبت‌های لازم و ضروری را ترک کند تا فرد از دنیا برود.<ref>خسروی، بازاندیشی قتل ترحم‌آمیز (اتانازی) در فقه و حقوق اسلامی، ص۲۰.</ref>
===اقسام اتانازی===
اتانازی در یک تقسیم‌بندی به دو دسته تقسیم می‌شود:
*'''اتانازی مستقیم:''' که با اقدام به وسیله شخص دیگری غیر از خود بیمار مانند پزشک است<ref>صادقی، «بررسی فقهی و حقوقی اتانازی، ص۱۰۳.</ref> و این خود به دو نوع اتانازی مستقیم فعال و منفعل تقسیم می‌شود:
# '''اتانازی مستقیم فعال:''' شخصی مانند پزشک با آمپول یا تجویز داروی کشنده به زندگی پر درد و رنج بیمار، پایان می‌دهد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ۱۳۹۵ش، ج۳، ص۳۲۳.</ref>
# '''اتانازی مستقیم منفعل:''' از ادامه معالجه و زنده‌نگه داشتن بیمار لاعلاجی که درد می‌کشد، خودداری می‌شود؛ یعنی از درمان‌هایی که برای حفظ حیات بیمار لازم و ضروری است، صرف نظر می‌شود.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ۱۳۹۵ش، ج۳، ص۳۲۳.</ref>
*'''اتانازی غیر مستقیم:''' داروهایی در دسترس بیمار گذاشته می‌شود تا او به دست خود و شخصاً به زندگی پرمحنت خود پایان بدهد<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ۱۳۹۵ش، ج۳، ص۳۲۳.</ref> و یا به بیمار داروهای تجویز می‌شود که پیامد و عوارض مصرف آن، مرگ بیمار را به دنبال دارد.<ref>پارساپور و دیگران، «اتانازی، تبیین و تحلیل اخلاقی»، ص۳.</ref>


هر کدام از این اقسام یا به صورت داوطلبانه، با رضایت آگاهانه بیمار و بر اساس تقاضای صریح او است یا این که به صورت غیر داوطلبانه و بدون تقاضای بیمار، به سبب عدم صلاحیت او در تصمیم‌گیری بر اثر عواملی چون بیهوشی و کما، صورت می‌گیرد.<ref>پارساپور و دیگران، «اتانازی، تبیین و تحلیل اخلاقی»، ص۳.</ref>
گفته می‌شود بیشتر فقهای اهل سنت نیز تقیه را در جایی که خوف از وارد آمدن ضرر جانی و حتی مالی وجود داشته باشد، به مقدار دفع ضرر جایز دانسته‌ و برای مشروعیت آن به آیاتی از قرآن و سنت استناد کرده‌اند.
==مفهوم‌شناسی==
تقیه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است.<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ۱۴۱۴ق، ص۱۳۷.</ref> به بیانی دیگر حفظ خود یا دیگران از صدمه یا ضرر از ناحیه شخص دیگری، به واسطه همسویی با او در گفتار و رفتار است.<ref>شیخ انصاری، مسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref>


گفتنی است که بحث فقهی درباره اتانازی خارج از بحث بیماران مرگ مغزی است. یک فقیه ممکن است خارج کردن دستگاه از بیماری که دچار مرگ مغزی شده و یا بیماری که به کما رفته است و هیچ امیدی به علاج و برگشت وی به حالت طبیعی نباشد، را جایز بداند؛ اما همان فقیه اتانازی منفعل؛ یعنی ترک درمان از روی ترحم، نسبت به بیماری که از بیماریش رنج می‌برد و امیدی به علاج او نیست، را حرام بداند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۷۹-۴۸۰؛ خویی تبریزی، احکام جامع مسائل پزشکی، ص۲۸۰؛ خویی، فقه الاعذار الشرعیة و المسائل الطبیة، ص۱۹۸.</ref> به نظر می‌رسد فرق این دو در وجود و عدم حیات مستقر است. در بیماران مرگ مغزی یا بیمارانی که در کما هستند و امیدی به برگشت آنان به حالت طبیعی عادتاً نیست، حیات مستقر وجود ندارد؛ اما در بیمارانی که از یک بیماری لاعلاج رنج می‌برند، حیات مستقر وجود دارد. منظور از حیات مستقر در فقه، در خصوص انسان، امکان بقای درک، نطق و حرکت اختیاری است.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۵۸.</ref>
تقیه در لغت از ماده «وَقی» و به معنای حفظ کردن، نگاه داشتن و پنهان نمودن از آزار و اذیت است.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «وقی».</ref>


===تاریخچه و جایگاه مسئله در فقه معاصر===
==اهمیت تقیه==
گفته می‌شود واژه اتانازی برای اولین بار از سوی فرانسیس بیکن، فیلسوف انگلیسی قرن ۱۶ میلادی، در مقاله‌ای با عنوان «پیشرفت دانش» با مطرح کردن مرگ بدون رنج، وارد فرهنگ پزشکی شد.<ref>Vecchio and other, Brief history of Euthanasia and the contribution of medical and surgical ethics to the cultural debat, P 185.</ref> پس از آن در نیمه اول قرن بیستم توماس مور، حقوق‌دان و فیلسوف انگلیسی، در کتابش با عنوان «آرمانشهر» این واژه را به کار برد و انجام این فعل را در بیماران صعب‌العلاجی که رنج می‌برند؛ مشروط به اجازه قضات و کشیش‌ها، مشروع دانست.<ref>Vecchio and other, Brief history of Euthanasia and the contribution of medical and surgical ethics to the cultural debat, P 185.</ref> از آن پس و به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم بحث‌ها و تألیفات در این زمینه اوج گرفت و امروزه به عنوان یکی از مباحث مهم و چالش‌برانگیز در حوزه اخلاق و حقوق پزشکی است.<ref>افضلی، مرزبندی، «اتانازی در تاریخ پزشکی»، ص۶۷.</ref>
گفته می‌شود تقیه از معتقدات کلامی و فقهی شیعه و یکی از مهم‌ترین عواملی است که شیعیان به‌وسیله آن توانسته‌اند به حفظ مکتب و عقایدشان در طول تاریخ بپردازند.<ref>سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۲۹.</ref> به شهادت منابع تاریخی، مذهب تشیع در طول حیات خود از جنبه‌های گوناگون اجتماعی و فرهنگی و سیاسی سخت در تنگنا و مضیقه بوده است؛ به‌طوری که همواره در طول تاریخ، ابراز عقیده در میان مخالفان، ضررها و خسارات‌های جانی و مالی فراوانی برای آنان به‌دنبال داشته است و از همین رو امامان شیعه برای حفظ جان خود و شیعیان و جلوگیری از پراکندگی و اضمحلال جامعه شیعه، تقیه را لازم می‌دانستند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۱۱، ص۴۳-۴۷؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۲۴-۴۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>


اگرچه درباره مباحث مرتبط با این موضوع در آثار فقهی گذشته، در ابواب فقهی قصاص و دیه و در ضمن مسائلی مانند «ممنوع بودن قتل نفس»<ref>محقق حلی، شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۰.</ref> و «جایز نبودن کشتن کسی که خودش رضایت به آن داشته باشد»،<ref>محقق حلی، شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۵.</ref> مسأله اجهاز{{یادداشت|تیر خلاص زدن به مجروح دشمن کافر که پیش از اتمام جنگ به دست مسلمانان اسیر شده است. (جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ج۱، ص۲۸۴)}} که در باب جهاد از آن سخن رفته<ref>جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ج۱، ص۲۸۴.</ref> و مسائلی از این دست، مورد توجه بوده است؛ اما درباره احکام خود مسأله اتانازی بحثی صورت نگرفته است و این مسأله، از مسائل نوظهور در حیطه فقه پزشکی است که امروزه مورد توجه فقهای معاصر قرار گرفته و در پاسخ به استفتائات مختلف، به بررسی این مسأله پرداخته‌اند.<ref>العماری، بن حمی، القتل الرحیم: دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة و القانون الوضعی، ص۹.</ref>
در برخی منابع روایی شیعه، روایاتی با تعابیری همچون «لا دین لمن لا تقیة له؛ دین ندارد کسی که تقیه ندارد» نقل شده است<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۴-۲۰۶.</ref> که بیان‌کننده اهمیت تقیه نزد امامان معصوم(ع) و پیروان آنان است.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۶.</ref>


==حکم تکلیفی و دلایل آن==
به گفته [[ناصر مکارم شیرازی|آیت‌الله مکارم شیرازی]]، تقیه منحصر در مذهب تشیع نیست.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.</ref> او بر این باور است که هر فرد یا اقلیتی در هر دوره تاریخی یا هر جای عالم که به مخالفان و دشمنان متعصب مبتلا باشد؛ به صورتی که آشکار کردن عقیده، ضررهای جانی یا مالی برای خودش یا اطرافیان وی داشته و این اظهار عقیده، اهمیتش کمتر از حفظ جان و مال باشد، به حکم فطرت دست به تقیه و کتمان عقیده می‌زند.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.</ref>
===دیدگاه فقهای شیعه===
دیدگاه فقهای شیعه درباره حکم تکلیفی اتانازی براساس تقسیم آن به فعال، منفعل و غیر مستقیم مختلف است:
*'''حکم اتانازی فعال:''' گفته می‌شود فقهای معاصر شیعه در حرمت اتانازی فعال؛ یعنی نوعی مرگ ترحم‌آمیز که با اقدام پزشک انجام می‌پذیرد، اتفاق نظر دارند.<ref>منتظری، احکام پزشکی، ص۱۲۲؛ فاضل لنکرانی، احکام ببیماران و پزشکان، ص۱۵۲؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۷۹؛ مکارم شیرازی، احکام پزشکی، ص۱۱۶؛ خویی، تبریزی، احکام جامع مسایل پزشکی، ص۲۸۰-۲۸۱، صافی گلپایگانی، استفتائات پزشکی، ص۱۰۰؛ علوی گرگانی، استفتائات پزشکی، ص۴۰؛ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۳، ص۳۰۵.</ref>
*'''حکم اتانازی منفعل:''' بسیاری از فقها همچنین اتانازی منفعل؛ یعنی ترک و خودداری از معالجه بیمار لاعلاجی که از بیماریش رنج می‌کشد را حرام دانسته‌اند.<ref>صافی گلپایگانی، استفتائات پزشکی، ص۱۰۰؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۷۹؛ منتظری، احکام پزشکی، ص۱۲۲.</ref> میرزاجواد تبریزی ادامه درمان در این شرایط را واجب ندانسته است.<ref>خویی، تبریزی، احکام جامع مسایل پزشکی، ص۲۸۱.</ref> برخی فقها در شرایط خاصی ترک و خودداری از معالجه را جایز دانسته‌اند: به عنوان نمونه ناصر مکارم شیرازی در جواب به استفتائی که در آن فردی بر اثر تصادف ۱۲ سال است که به کما رفته و یا بیماری که پس از عمل جراحی مدت طولانی است که به هوش نیامده، گفته است: اگر بازگشت بیمار به حال طبیعی عادتاً امکان نداشته باشد، دست کشیدن از معالجه وی جایز است.<ref>[https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=21&catid=46873 «پایان دادن به زندگی بیمارانی که سال‌ها بیهوش هستند»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی.]</ref> سیدعلی خامنه‌ای حفظ بیمار محتضری که امیدی به درمانش نیست و تأخیر در مرگ او را واجب ندانسته و لذا بنا به نظر او خودداری از مداوای این بیمار حرام نیست و مانعی ندارد.<ref>[https://www.leader.ir/fa/book/64/%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C «احکام اتانازی (قتل از روی ترحم)»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری.]</ref> سید ابوالقاسم خویی نیز ادامه درمان و زنده نگه داشتن بیماری که مرگ مغزی شده و پزشکان از ادامه حیات او بدون کمک دستگا‌ه‌های احیا، ناامید شده‌اند را واجب ندانسته است.<ref>خویی، فقه الاعذار الشرعیة و المسائل الطبیة، ص۱۹۸.</ref> ممکن است گفته شود که جواز ترک درمان از سوی پزشکان در جواب‌هایی که به این استفتائات داده شده، به سبب این باشد که در همه این موارد بیمار دارای حیات غیر مستقر بوده است و اگر بیمار دارای حیات مستقر باشد، ترک درمان جایز نیست.
*'''حکم اتانازی غیر مستقیم:''' بنا به نظر فقیهانی چون: حسینعلی منتظری و محمد فاضل لنکرانی تسریع در مرگ بیمار اگر به دست خود بیمار انجام شود، خودکشی محسوب شده و حرام است.<ref>منتظری، احکام پزشکی، ص۱۲۳؛ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۳، ص۳۰۳.</ref>


گفتنی است که در همه موارد مذکور، بنا به نظر فقها اذن و رضایت بیمار به انجام اتانازی، اثری در تغییر حکم تکلیفی؛ یعنی حکم حرمت ایجاد نمی‌کند.<ref>فاضل لنکرانی، احکام بیماران و پزشکان، ص۱۵۲؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۷۹.
در برخی روایاتی که از امامان معصوم(ع) نقل شده، عمل به تقیه به بعضی از انبیای الهی، پیش از پیامبر اسلام(ص) مانند شیث (پیامبر)،<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۴۱۹.</ref> حضرت ابراهیم،<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸.</ref> حضرت یوسف<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۳۸.</ref> و اصحاب کهف<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۴۲۹ و ج۱۴، ص۴۲۵-۴۲۶.</ref> نسبت داده شده است.
</ref>


===ادله===
شهید اول، احادیث نقل‌شده از امامان معصوم(ع) را مملو از بیانات تقیه‌ای دانسته و تقیه را از مهم‌ترین عوامل [[اختلاف حدیث|اختلاف احادیث]] بر شمرده است.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> از همین رو گفته می‌شود فهم موارد تقیه در روایات، نقش بسزایی در استنباط دقیق‌تر احکام و مسائل شرعی دارد.<ref>طاهری اصفهانی، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۹.</ref>
===جایگاه===
تقیه از موضوعاتی است که در دانش فقه مورد بررسی قرار گرفته و در ابواب فقهی طهارت، صلاة، صوم، حج و [[امر به معروف و نهی از منکر]] از آن به‌مناسبت سخن رفته است.<ref>دایرة المعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۸۵.</ref> در کتاب‌های مربوط به قواعد فقهی، به عنوان یک قاعده از آن یاد شده و برخی فقها رساله‌های مستقلی در آن نگاشته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۴۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۶؛ صدر، ماوراء الفقه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۰۸.</ref>


ادله‌ای که فقهای شیعه برای اثبات حکم حرمت اتانازی به آن استدلال کرده‌اند به تفصیل زیر است:
با آنکه لفظ تقیه به این صورت در قرآن نیامده؛ اما برخی از آیات به محتوای آن اشاره دارند<ref>برای نمونه نگاه کنید به سوره نحل، آیه ۱۰۶؛ سوره غافر، آیه ۲۸.</ref> و عالمان مسلمان برای اثبات مشروعیت آن، به این آیات استناد می‌کنند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۱۵۳.</ref> در منابع روایی شیعه، روایات زیادی از امامان معصوم(ع) درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref> شیخ کلینی در کتاب الکافی بخشی را به روایات تقیه با عنوان «باب التقیة» اختصاص داده و ۲۳ روایت گردآوری کرده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰.</ref> حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه دوازده باب را به روایات مربوط به تقیه اختصاص داده و در مجموع ۱۴۶ روایت را در احکام مختلف تقیه گردآوری کرده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref>


'''اتانازی مستقیم (فعال و منفعل)'''
همچنین در برخی از منابع روایی اهل سنت به صورت پراکنده روایاتی درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>


فقیهان برای حرمت اتانازی فعال و حتی فقیهانی که قائل به حرمت اتانازی منفعل هستند، به اطلاقات ادله حرمت قتل نفس از آیات و روایات و ادله وجوب انقاذ نفس محترم از هلاک تمسک کرده‌اند:<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۷۹؛ مرتضوی، قتل از روی ترحم (اتانازی) در آینه فقه، ص۹۲.</ref>  
==اقسام تقیه==
* آیات ۱۵۱ سوره انعام، ۳۳ سوره اسراء و ۹۳ سوره نساء، از قتل نفس از روی عمد و به ناحق، نهی کرده اند و نهی در این آیات دلالت بر حرمت می‌کند،<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۸-۹.</ref> قتل از روی ترحم (اتانازی) نیز از مصادیق قتل عمد بوده، پس حرام است.<ref>مرتضوی، قتل از روی ترحم (اتانازی) در آینه فقه، ص۵۲؛ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۳، ص۳۰۶.</ref>
تقیه از لحاظ انگیزه و هدف تقیه‌کننده به دو نوع است:<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.</ref>
* در کتاب وسائل الشیعه بابی با عنوان «تحریم القتل ظلماً: باب حرمت قتل نفس از روی ظلم و به ناحق» آمده و ذیل آن ۲۰ روایت ذکر شده است.<ref>حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۲۹، ص۹.</ref> فقها از این روایات بر حرمت قتل نفس استدلال کرده‌اند.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۹-۱۰.</ref> اتانازی نیز به نوعی قتل نفس به ناحق بوده، پس حرام است.<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۷۹.</ref>
===تقیه خوفی===
*از آیه «و من أحياها فكأنما أحيا الناس جميعا؛ هرکس انسانی را از مرگ نجات دهد، انگار به همه مردم زندگی بخشیده است.»<ref>سوره مائده، آیه ۳۲.</ref> و همچنین از روایاتی که ذیل آن آمده و بر نجات جان دیگران از هلاکت توصیه کرده،<ref>حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۱۸۶-۱۸۷.</ref> بر وجوب انقاذ و نجات جان انسان‌ها استدلال شده است.<ref>علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱۷، ص۳۰۹؛ علامه حلی، منتهی المطلب، ج۳، ص۲۵.</ref> بر این اساس نجات جان بیماری که از بیماریش رنج می‌کشد واجب و ترک آن حرام است. پس اتانازی منفعل که ترک درمان و ترک نجات جان انسان به شمار می‌رود، حرام است.
تقیه کردن در برابر مخالفان، در جایی که بیم وارد آمدن ضرر جانی، مالی یا آبرویی وجود دارد.<ref>امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۷.</ref> تقیه خوفی نیز یا اکراهی است که در آن شخص را با تهدید اکراه می‌کنند که چیزی برخلاف اعتقاداتش مانند کفر، بر زبان جاری کند<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۴.</ref> و یا کتمانی است که در آن شخص برای حفظ جان خودش یا اطرافیانش مجبور می‌شود، اعتقادش را پنهان کند.<ref>امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۹۲.</ref> تقیه عمار یاسر در برابر مشرکان قریش برای نجات جانش را از نوع تقیه اکراهی<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ۳۹۵.</ref> و تقیه [[مؤمن آل فرعون]] در برابر فرعونیان و تقیه اصحاب کهف که برای نجات جانشان، عقایدشان را پنهان کردند را از نمونه‌های تقیه کتمانی بر شمرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری آیت‌الله مکارم شیرازی)، ۱۳۹۰ش، ص۶۱-۶۵.</ref>
===تقیه مداراتی===
این نوع تقیه که به آن تقیه تحبیبی نیز گفته می‌شود،<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.</ref> به معنای پنهان نمودن عقاید برای مصالحی همچون حفظ وحدت، جلب محبت و دوستی و دفع کینه و دشمنی و به طور کلی اموری که اهمیت آن‌ها بیشتر از اظهار عقاید است.<ref>امام خمینی، المکاسب المحرمه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۶؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۰.</ref> برخی فقیهان شیعه، با استناد به روایاتی از امامان معصوم(ع)<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۴۳۰.</ref>  


'''اتانازی غیر مستقیم'''
شرکت کردن در مجالس اهل سنت (نه به جهت حفظ جان) مانند شرکت در نماز جماعت با آنان (به ویژه در موسم حج)، عیادت کردن از بیماران‌شان، شرکت جستن در مراسم تشییع جنازه آنان و امور اجتماعی از این قبیل را که موجب حفظ وحدت، حفظ شوکت و عزت مسلمانان، رفع کدورت‌ها و سوء ظن‌ها می‌شود را نمونه‌هایی از تقیه مداراتی یا تحبیبی دانسته‌اند.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۵۶-۵۷؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۳؛ مکارم شیرازی، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری آیت‌الله مکارم شیرازی)، ۱۳۹۰ش، ص۵۶-۵۷.</ref>
===دیگر اقسام===
برای تقیه، تقسیمات دیگری ذکر شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷-۱۰؛ فاضل هرندی، «تقیه سیاسی»، ص۹۸.</ref> [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] در [[الرسائل العشرة (کتاب)|الرسائل العشرة]] به اعتبار «فرد تقیه‌کننده»، «فردی که در مقابل او تقیه می‌شود» و «موضوع مورد تقیه» تقسیماتی برای تقیه ذکر کرده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷-۱۰.</ref>


برای حرمت اتانازی غیر مستقیم به ادله حرمت خودکشی در آیات و روایات و وجوب حفظ نفس تمسک شده است:<ref>مرتضوی، قتل ترحم (اتانازی) در آینه فقه، ص۴۷.</ref>
برخی نیز تقیه را بر اساس موقعیت و شرایط تقیه‌کننده به سه نوع تقیه سیاسی (تقیه در برابر قدرت‌های سیاسی حاکم)، تقیه فقهی (تقیه در بیان احکام) و تقیه اجتماعی (تقیه در برابر مردم در اجتماع و معاشرت با آنان) تقسیم کرده‌اند.<ref>سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۳۵.</ref>
*از نظر فقیهان، آیه تهلکه<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۵.</ref> و آیه «و لا تقتلوا انفسکم إن الله کان بکم رحیماً»<ref>سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> و همچنین برخی روایات<ref>حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۳۷۹.</ref> بر حرمت خودکشی و انتحار دلالت می‌کنند.<ref>محقق اردبیلی، زبدة البیان، ص۴۲۸؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۲۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۵۶؛ مرتضوی، قتل از روی ترحم (اتانازی) در آینه فقه، ص۴۷ و ص۵۳.</ref> بر این اساس، اتانازی غیر مستقیم که بیمار صعب العلاج برای رهایی از درد و رنج شخصاً به آن اقدام می‌کند، خودکشی محسوب می‌شود و حرام است.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۳، ص۳۰۶.</ref>
*ادله‌ای که بر حرمت خودکشی دلالت دارند به نحو دلالت التزامی بر وجوب حفظ نفس نیز دلالت می‌کنند.<ref>سلطانی، کراچیان ثانی، «اثبات فقهی و حقوقی قاعده لزوم حفظ نفس»، ص۹۶.</ref> ضمن آنکه بنا به نظر برخی فقها، وجوب حفظ نفس از مستقلات عقلیه‌ای است که عقل به تنهایی می‌تواند به لزوم آن حکم کند؛ به‌طوری که کشف از حکم خدای متعال را هم به دنبال داشته باشد.<ref>[https://www.irna.ir/news/83715766/فاضل-لنکرانی-حفظ-جان-از-اهم-واجبات-است فاضل لنکرانی، «حفظ جان از اهم واجبات است»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.]</ref>


===دیدگاه فقهای اهل سنت===
==حکم تکلیفی تقیه==
دیدگاه فقهای اهل سنت نیز با توجه به اقسام مختلف اتانازی، متفاوت است:
تقیه براساس حکم تکلیفی آن به پنج دسته تقسیم می‌شود:<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۱۱۸؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۹.</ref>
===تقیه واجب===
از نظر فقهای شیعه اگر اظهار عقیده نزد مخالفان برای جان، مال و آبروی فرد یا افراد دیگر ضرر دارد و فرد به حصول این ضرر علم و یا حتی ظن دارد، به اندازه‌ای که ضرر دفع می‌شود، تقیه واجب است. <ref>شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۳۵؛ شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷.</ref> معیار در تقیه واجب این است که چیزی که به‌وسیله تقیه حفظ می‌شود، حفظ آن واجب و ضایع کردنش حرام باشد.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۱؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۹۴.</ref>
===تقیه مستحب===
در جایی که ترک تقیه موجب وارد آمدن ضرر فوری نمی‌شود؛ اما بیم آن وجود دارد که در آینده و به تدریج ضرری حاصل شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴.</ref> از نظر برخی فقهای شیعه، تقیه مداراتی از مصادیق تقیه مستحب است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref> شیخ انصاری، تقیه مستحبی را فقط در مواردی که در روایات به آن تصریح شده مانند معاشرت با اهل سنت، عیادت از بیمارانشان، نماز خواندن در مساجد و شرکت در تشییع جنازه آنان را شامل دانسته و سایر اموری که خارج از محدوده روایات است مانند مذمت بزرگان شیعه در جهت ایجاد دوستی با آن‌ها و کارهایی از این قبیل را جایز ندانسته است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
===تقیه مکروه===
تقیه‌ای است که ترک آن و تحمل ضرر، بهتر از انجام آن است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref> به گفته شهید اول تقیه مکروه، تقیه در یک کار مستحبی است که انجام آن نه دارای ضرر فوری است و نه در آینده، ضرری بر آن مترتب می‌شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref>
===تقیه مباح===
تقیه‌ای که انجام و ترک آن با هم تفاوتی ندارند.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۳۷.</ref> به گفته شیخ انصاری تقیه‌ای است که با آن ضرری دفع می‌شود که بود و نبود آن ضرر، از نظر شارع مساوی است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
===تقیه حرام===
در جایی است که ترک تقیه هیچ ضرری (نه ضرر فوری و نه ضرری در آینده) در پی نداشته باشد.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> همچنین فقیهان شیعه با توجه به روایات، مصادیقی برای تقیه حرام ذکر کرده‌اند:<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵.</ref>
#در جایی که تقیه موجب فساد در دین و وارد شدن [[بدعت]] در آن شود، تقیه حرام است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۷-۴۰۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۶.</ref>
#بنا به دیدگاه مشهور فقهای شیعه،<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۵.</ref> تقیه در جایی که موجب ریختن خون دیگران شود، حرام است. مانند جایی که شخصی را به اکراه وادار کنند که مؤمنی را بکشد، وگرنه خودش کشته می‌شود، در این صورت کشتن آن شخص به بهانه تقیه و حفظ جان خود، جایز نیست.<ref>خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۲۰-۲۱؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۹؛ کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۷.</ref>
#در روایاتی از تقیه در اموری مانند [[شراب‌خواری]]، مسح بر خُفَّيْن و متعه حج نهی شده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۱۰۱.</ref> برخی فقیهان بر این باورند که اگر عمل به این موارد با حفظ جان تداخل داشته باشد، در این صورت تقیه حرام نیست؛ بلکه لازم است.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> [[سید محمدصادق روحانی]] بر این نظر است که تقیه در اموری همچون شراب‌خواری بر پیشوایان دین (حتی اگر جان‌شان در خطر باشد) حرام است؛ زیرا عمل به آن‌ها موجب فساد در دین و تضعیف اعتقادات مسلمانان می‌شود.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۱۰.</ref>


*'''اتانازی فعال:''' همه علمای اهل سنت به حرمت خودکشی برای رهایی از درد و رنج بیماری، همچنین اتانازی فعال و ایجاد سبب تسریع مرگ بیمار، حکم کرده‌اند.<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۳۶؛ مرتضوی، قتل از روی ترحم (اتانازی) در آینه فقه، ص۱۱۸.</ref> بنا به فتوای «لجنه فتوایی الازهر» در مصر: کشتن فردی که بیمار است-هر نوع بیماری و مرضی که داشته باشدـبه خاطر منع از انتقال بیماریش به دیگران یا به دلیل ناامیدی از شفا و بهبودی او، جایز نیست و قتل از روی عدوان محسوب می‌شود. همچنین بر بیمار حرام است که خودش را بکشد و اذن بیمار، کار حرام را حلال نمی‌کند؛ زیرا او بر نفس و روح خود تملکی ندارد که به دیگران اجازه کشتن خودش را بدهد.<ref>العماری، بن حمی، القتل الرحیم: دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة و القانون الوضعی، ص۵۸.</ref> بنا به فتوای شیخ جاد الحق (مفتی بزرگ مصر و شیخ الازهر در سال ۱۴۰۲ق) کشتن بیمار برای رهایی از درد و رنج ناشی از بیماری، حرام است.<ref>زبار، عبد الاوی، القتل الرحیم بین التحریم و الاباحة، ص۸۰.</ref>
==حکم وضعی تقیه==
از جمله مسائلی که فقها درباره [[احکام وضعی|حکم وضعی]] تقیه به بررسی آن پرداخته‌اند این است که در عبادیات آیا با عمل تقیه‌ای، دستور و امر شارع انجام شده است یا این که عمل از روی تقیه کفایت نمی‌کند و پس از خارج شدن از موقعیت تقیه‌ای، آن عمل باید اعاده (انجام دوباره عمل) یا قضا شود؟<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۶.</ref> برای مثال عمل به [[تکتف]] (گذاشتن کف دست روی پشت دست دیگر در نماز) نزد اهل سنت مستحب است و نزد شیعه جایز نیست.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۱، ص۱۵.</ref> اگر مکلف از روی تقیه در نمازش چنین عمل کند، آیا در غیر حالت تقیه باید آن نماز را اعاده یا قضا کند؟<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص</ref>


*'''اتانازی منفعل:''' اتانازی منفعل یا ترک معالجه و ادامه درمان به دلیل ناامیدی از بهبودی یا از طرف بیمار است و یا از طرف پزشک و درباره هر دو صورت، میان فقیهان اختلاف نظر وجود دارد:<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۴۰.</ref>
بنا به دیدگاه فقهای شیعه با عمل تقیه‌ای، دستور شارع انجام شده است و دیگر نیازی به اعاده در وقت یا قضای آن، خارج از وقت نیست.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۷؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۴.</ref> البته محقق کرکی (فقیه شیعه در قرن دهم هجری و صاحب کتاب فقهی جامع المقاصد) معتقد است فقط آن دسته از اعمالی که در روایات تقیه صراحتاً به آن اشاره شده مانند نماز با تکتف یا شستن پاها در وضو، در صورت خروج از حالت تقیه، نیازی به اعاده یا قضای آن‌ها نیست و سایر اعمال که در روایات به‌طور صریح نیامده‌اند، باید اعاده و قضا شوند.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۲.</ref>
# بنا به نظر برخی فقیهان حنفی، شافعی، حنبلی و ظاهریه، درمان و مداوای از بیماری واجب است.<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۴۱.</ref>
# به گفته برخی فقهای مالکی، مداوای از بیماری مطلقاً مباح است.<ref>ابن عبد البر، الکافی فی فقه اهل المدینه، ج۲، ص۱۱۴۲.</ref>
# برخی از فقهای حنفی، مالکی و شافعی مداوا و درمان را مستحب دانسته‌اند.<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۴۱.</ref>
# از نظر برخی فقهای حنبلی مداوا و درمان واجب نیست و ترک آن از روی توکل اولی است.<ref>الحجاوی، الاقناع فی فقه الامام احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۱۰؛ بهوتی، کشف القناع عن متن الاقناع، ج۲، ص۷۶.</ref>
بنا به فتوای «مجمع الفقه الاسلامی» احکام مداوا و معالجه با توجه به اختلاف افراد و حالات آنان، مختلف است. برای شخصی که ترک مداوا و درمان موجب مرگ وی، تلف شدن یکی از اعضای بدنش و انتقال بیماری به دیگران شود، درمان و مداوا کردن واجب است و برای بیماری که هیچ‌یک از این آثار مذکور را نداشته باشد، حتی اگر بیماری موجب ضعف بدن او شود، مداوا و درمان مستحب است.<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۴۸.</ref> بر این اساس گفته می‌شود اتانازی منفعل یا ترک درمان اگر از سوی خود بیمار باشد و منجر به مرگ وی شود حرام است؛ اما اگر از سوی پزشک باشد اختلاف نظر است. اگر اصل مداوا و درمان واجب باشد، پس بر پزشک واجب است که درمان را ادامه دهد و اتانازی منفعل بر وی حرام است، اما اگر گفته شود مداوا و درمان واجب نیست، بلکه مستحب یا مباح است، در این صورت اتانازی منفعل از سوی پزشک جایز است.<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۴۹.</ref>


===ادله===
==ادله و مستندات==
ادله‌ای که فقهای اهل سنت برای حرمت اتانازی به آن استناد کرده‌اند به شرح زیر است:
فقهای شیعه برای اثبات جواز تقیه به ادله زیر استناد کرده‌اند:
===قرآن===
مهم‌ترین آیه‌ای که فقها برای جواز تقیه بدان استناد کرده‌اند، [[آیه ۱۰۶ سوره نمل]] است.<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۲؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۶.</ref>
بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت درباره شأن نزول این آیه گفته‌اند که درباره عمار بن یاسر نازل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref>


'''قرآن'''
عمار بن یاسر زیر شکنجه مشرکان مجبور شد کلماتی در برائت از اسلام و پیامبر(ص) بر زبان جاری کند، عده‌ای گمان کردند که عمار [[کفر|کافر]] شده است. وقتی داستان عمار به پیامبر رسید، فرمود عمار از سر تا پا سرشار از ایمان است و توحید با گوشت و خون او درآمیخته است. پس از آن که عمار گریان به‌سوی پیامبر آمد پیامبر او را تسلی داد و به او سفارش کرد که اگر بار دیگر در تنگنا قرار گرفت، دوباره می‌تواند اظهار برائت کند.<ref>شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref>


برخی از آیاتی که فقهای اهل سنت براساس آن به حرمت اتانازی فتوا داده‌اند عبارتند از:
فقها همچنین به آیه ۲۸ سوره غافر و آیه ۲۸ سوره آل‌عمران برای جواز تقیه استناد کرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۴؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۷.</ref>
*آیاتی مانند آیه ۱۵۱ سوره انعام، آیه ۳۳ سوره اسراء و آیه ۹۳ سوره نساء که بر حرمت قتل نفس از روی عدوان و به ناحق دلالت می‌کنند.<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۳۳.</ref>
*آیات ۱۹۵ سوره بقره و ۲۹ سوره نساء که بر حرمت خودکشی و انتحار دلالت می کنند.<ref>العماری، بن حمی، القتل الرحیم: دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة و القانون الوضعی، ص۵۵.</ref>
*بر اساس آیات ۱۷۹ سوره بقره و ۴۵ سوره مائده، تشریع قصاص به خاطر اهمیت حفظ نفوس بشری در جوامع، نزد شارع است.<ref>العماری، بن حمی، القتل الرحیم: دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة و القانون الوضعی، ص۵۵.</ref>
*آیه ۱۷۳ سوره بقره که بر اباحه محظورت در مواقع ضرورت دلالت می‌کند، به خاطر اهمیت جان انسان نزد شارع و حفظ و نجات آن از هلاکت است.<ref>عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۳۲.</ref>
*آیه ۸۷ سوره یوسف از ناامید شدن از رحمت الهی نهی کرده است. کشتن بیمار به دلیل ناامیدی از شفا و بهبودی او، اگرچه فی نفسه در شرع حرام است، به نوعی ناامیدی از رحمت خداوند و شک در قدرت خداوند نیز به شمار می‌رود که از این جهت نیز حرام است.<ref>زبار، عبد الاوی، القتل الرحیم بین التحریم و الاباحة، ص۷۹.</ref>


'''سنت نبوی'''
===روایات===
به گفته [[سید محمدصادق روحانی]] و [[ناصر مکارم شیرازی]] روایاتی که بر جواز عمل به تقیه دلالت می‌کنند، متواتر هستند.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref> این روایات به چند دسته‌ زیر تقسیم شده‌اند:
*روایاتی که دلالت می‌کنند بر این که تقیه سپر مؤمن و محافظ اوست؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۲۷، ص۸۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref>
*روایاتی که با تعبیر «لا دین لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.» و تعابیری از این قبیل وارد شده است؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۸.</ref>
*روایاتی که در آن تقیه از بزرگترین فرایض و از محبوب‌ترین چیزها نزد خداوند و اولیائش، دانسته شده است؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۶-۲۰۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۹.</ref>
*روایاتی که حاکی از آن است که برخی از انبیای الهی گذشته نیز به تقیه عمل می‌کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸-۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۱.</ref>


برخی از روایاتی که بر مبنای آنها به حرمت اتانازی استدلال شده است عبارتند از:
علاوه بر این روایات، فقها از روایاتی مانند روایات لاضرر، روایات برائت و سب (روایاتی که در جواز اظهار برائت و سب نسبت به پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) برای تقیه و حفظ جان، وارد شده) و [[حدیث رفع]] برای اثبات مشروعیت و جواز عمل به تقیه استفاده کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به روحانی، فقه الصادق، ج۱۱، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۹-۴۰۵.</ref>
*روایاتی از پیامبر(ص) که از کشتن نفس محترم به ناحق و همچنین از خودکشی نهی کرده است و نهی دلالت بر حرمت می‌کند.<ref>بخاری، صحیح بخاری، ج۴، ص۷۲؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۰۳؛ زبار، عبد الاوی، القتل الرحیم بین التحریم و الاباحة، ص۷۸.</ref>
* روایاتی که در آن از آرزوی مرگ کردن به خاطر بیماری یا رنج، نهی کرده است.<ref>مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۰۶۴؛ زبار، عبد الاوی، القتل الرحیم بین التحریم و الاباحة، ص۷۹؛ عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۳۴.</ref>


'''سیره صحابه'''
===اجماع===
محقق کرکی برای جواز عمل به تقیه، ادعای اجماع کرده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۱.</ref> [[سیدحسن موسوی بجنوردی]] (فقیه شیعه و صاحب کتاب القواعد الفقهیة) گفته است که این اجماع، مدرکی است و [[اجماع مدرکی]]، دلیل مستقلی غیر از روایات محسوب نمی‌شود.<ref>موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۵۵.</ref>


برخی از صحابه در بعضی جنگ‌ها بر اثر صدمات و جراحات، شدیداً مجروح می‌شدند و با آنکه همراه درد شدیدی بوده است، تا آخرین لحظات عمرشان درد را تحمل می‌کردند و اساساً به فکر آنها خطور نمی‌کرد که برای رهایی از این درد و رنج خودکشی کنند یا به دیگران اذن بدهند که آنان را بکشند.<ref>زبار، عبد الاوی، القتل الرحیم بین التحریم و الاباحة، ص۸۰.</ref>
===عقل===
تقیه از موارد تقدیم فعل اهم بر فعل مهم است.<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۸.</ref> مقدم کردن فعل اهم بر فعل مهم، عقلاً لازم است؛ بدین بیان که هرگاه مکلف در یک زمان دو تکلیف داشته باشد و هم‌زمان نتواند هر دو را انجام دهد، به حکم عقل، عملی که اهمیت و مصلحت بیشتری دارد را باید انجام دهد.<ref>صدر، دروس فی علم الاصول، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۲۳۴.</ref> دفع ضرر و حفظ جان از تکالیفی است که بر اموری همچون اظهار عقیده، عقلاً رجحان دارد، پس تقیه در جهت دفع ضرر و حفظ جان عقلاً واجب است.<ref>فاضل مقداد، اللوامع اللهیه، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۷.</ref>


==حکم وضعی و دلایل آن==
==رابطه تقیه با توریه==
===دیدگاه فقهای شیعه===
[[توریه]] بدین معناست که گوینده از گفتن یک لفظ، معنایی اراده می‌کند که اگرچه مطابق واقع است؛ اما هدف از گفتن لفظ این است که شنونده خلاف آن معنی را بفهمد.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۷.</ref> گاهی تقیه در قالب توریه انجام می‌شود و گفته می‌شود بهترین نوع تقیه است و تا جایی که امکان دارد، تقیه‌کننده بهتر است توریه کند.<ref>گلستانه اصفهانی، منهج الیقین، ۱۳۸۸ش، ص۸۳.</ref>  
حکم وضعی یعنی ضمان به قصاص و دیه برای انجام‌دهنده اتانازی، در برخی فروع مورد اختلاف فقیهان است:
====اذن یا عدم اذن بیمار====
در حکم وضعی اتانازی با توجه به اذن و رضایت بیمار از انجام آن یا عدم  اذن و رضایت وی، میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. یک مسأله‌ای که در فقه شیعه از قبل مطرح بوده و الان با این مسأله قابل تطبیق است این است که اگر کسی به دیگری بگوید: «مرا بکش و اگرنه تو را می‌کشم» آیا می‌تواند او را بکشد؟ و اگر کشت آیا قصاص یا دیه بر او ثابت می‌شود؟<ref>انصاری، «قتل از روی ترحم»، ص۱۳۳.</ref> دو دیدگاه در این مسأله وجود دارد:
# '''سقوط حق قصاص و دیه:''' بنا به نظر فقیهانی همچون: محقق حلی، شهید ثانی، صاحب‌جواهر، سید عبدالاعلی سبزواری و سید روح‌الله خمینی، چون که مقتول به قتل خودش اذن و رضایت داده، پس حق قصاص و دیه را با این اذن اسقاط نموده و وارث نمی‌تواند قصاص یا دیه را مطالبه کند.<ref>محقق حلی، شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۵؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۵۴؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۵، ص۸۹؛ سبزواری، مهذب الاحکام، ج۲۸، ص۱۹۹؛ خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۸۹.</ref> از نظر صاحب جواهر اگر در شمول ادله ثبوت قصاص و دیه نسبت به این مورد شک داشته باشیم، اصالة البرائة را جاری می‌کنیم و یا گفته می‌شود که در این مورد، شبهه دارئه وجود دارد؛ یعنی همان‌طور که وجود شبهه در حدود، موجب برداشتن حد می‌شود، در این مورد نیز وجود شبهه، اسقاط‌کننده حق قصاص و دیه است.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۵۴.</ref>
# '''عدم سقوط حق قصاص و دیه:''' بنا به نظر فقیهانی همچون سید ابوالقاسم خویی، میرزاجواد تبریزی و جعفر سبحانی با وجود رضایت و اذن مقتول از قتل خودش، حق قصاص و دیه ساقط نمی‌شود.<ref>خویی، مبانی تکملة المنهاج، ج۴۲، ص۱۸؛ تبریزی، تنقیح مبانی الاحکام (قصاص شرایع الاسلام )، ص۴۷-۴۸؛ سبحانی، احكام القصاص في الشريعة الاسلامية الغراء، ص۹۳.</ref> زیرا برخلاف آنچه در اموال جاری می‌شود، انسان بر اتلاف خودش تسلط ندارد تا اذن وی به اتلاف خودش موجب اسقاط ضمان باشد، پس عمومات ادله قصاص این مورد را نیز شامل می‌شود.<ref>خویی، مبانی تکملة المنهاج، ج۴۲، ص۱۸؛ تبریزی، تنقیح مبانی الاحکام (قصاص شرایع الاسلام )، ص۴۷-۴۸؛ سبحانی، احكام القصاص في الشريعة الاسلامية الغراء، ص۹۳.</ref> سید محمدصادق روحانی در نقد این دیدگاه گفته است: اتلاف نفس محترم دو حیثیت دارد: یکی حق خداوند متعال و حکم وی به عدم جواز اتلاف نفس است و دیگری حق انسان‌ها و ثبوت قصاص و دیه است. دیدگاه فقیهانی چون خویی، تبریزی و سبحانی در مورد حیثیت اول؛ یعنی حق خداوند متعال درست است؛ اما درباره حیثیت دوم درست نیست؛ زیرا به ضرورت وجدان و با توجه به سیره عقلائیه در می‌یابیم که انسان‌ مالک جان خود، اعضا و اعمال خودش است و لذا با اذن و رضایت به اتلاف و قتل خودش، حق قصاص و دیه ساقط می‌شود.<ref>روحانی، فقه الصادق، ج۲۶، ص۳۴.</ref>


====اتانازی منفعل====
برای نمونه در داستان برادران حضرت یوسف که برای گرفتن گندم نزد وی آمده بودند، مطابق آیات قرآن وقتی یوسف بارشان را بست، برای آن که برادرش بنیامین را نزد خودش نگه دارد، جام سلطنتی را مخفیانه در بار او گذاشت و به سخنگویش گفت فریاد بزند که شما کاروانیان دزد هستید.<ref>سوره یوسف، آیه ۷۰.</ref> به گفته برخی مفسران حضرت یوسف در اینجا برای رسیدن به مصلحتی تقیه کرد و دست به توریه زد، بدین معنا که مقصود او این نبود که پیمانه را دزدیده‌اید؛ بلکه شما برادران، یوسف را از پدرش دزدیده‌اید و به چاه انداختید.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۲۳؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۶۸.</ref>
بررسی حکم وضعی اتانازی منفعل یا ترک معالجه و درمان بیماری که از بیماریش رنج می‌برد به این امر بستگی دارد که کدام یک از عناوین «حرمت قتل نفس» یا «وجوب انقاذ نفس محترم» بر آن صدق می‌کند.<ref>انصاری قمی، «قتل از روی ترحم»، ص۱۳۸.</ref> بنا به گفته محمدرضا انصاری قمی (از محققین و مدرسین حوزه علمیه قم) از نظر عرفی مسأله تحت عنوان «وجوب انقاذ نفس محترم» قرار می‌گیرد؛ زیرا این شخص عمل ازهاق نفس یا قتل از وی سر نزده؛ بلکه صرفاً بیمار را از مرگ نجات نداده است<ref>انصاری قمی، «قتل از روی ترحم»، ص۱۳۸.</ref> و بنا به نظر فقیهانی همچون علامه حلی و صاحب‌جواهر هر کس انسانی را در حال هلاکت ببیند و او را نجات ندهد؛ در حالی که توانایی نجات او را دارد؛ اگرچه شخص گناه مرتکب شده است، ولی ضمان-قصاص یا دیه-بر عهده وی نیست. <ref>علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۵، ص۵۵۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۱۵۳.</ref> بر این اساس اگر پزشک، بیماری را معالجه نکند و در اثر ترک معالجه، بیمار بمیرد؛ اگرچه پزشک ترک واجب کرده و گناه مرتکب شده است، ولی ضامن نیست و وارث متوفی حق قصاص یا دیه ندارد.<ref>انصاری قمی، «قتل از روی ترحم»، ص۱۴۱.</ref>


====اتانازی فعال====
==دیدگاه اهل سنت==
اگر پزشک یا شخص دیگری، بیمار لاعلاجی که از بیماریش رنج می‌برد را بدون اذن او و از روی عمد، حتی اگر به قصد شفقت و ترحم بکشد، همه عناصر قتل عمد را دارد و مرتکب قتل عمد شده است و این مورد مشمول اطلاقات و عمومات ثبوت حق قصاص یا دیه برای ولی مقتول، می‌شود.<ref>صافی گلپایگانی، استفتائات پزشکی، ص۱۰۰؛ انصاری قمی، «قتل از روی ترحم»، ص۱۳۸.</ref>
در کتاب [[الموسوعة الفقهیة الکویتیة]] (موسوعه‌ای در موضوع فقه اهل سنت در ۴۵ مجلد) چنین آمده است که از نظر اکثر عالمان اهل سنت، در مواقع ضرورت؛ یعنی در جایی که خوف از کشته‌شدن و آزار و اذیت و به طور کلی ضرر زیاد وجود داشته باشد، به مقدار دفع ضرر، تقیه جایز است.<ref>جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.</ref>  
===دیدگاه فقهای اهل سنت===
به گفته محمد ابو زهره (فقیه مصری قرن چهاردم هجری): اکثر فقهای اهل سنت، کشتن بیمار از روی ترحم را از مصادیق قتل عمد دانسته‌اند که به موجب آن قصاص ثابت می‌شود.<ref>ابو زهره، الجریمة و العقوبة فی الفقه، ص۳۸۹.</ref> البته برخی از فقها بر این نظرند که اذن بیمار ساقط‌کننده قصاص و نه دیه است؛ چرا که شبهه وجود دارد و شبهه ساقط‌کننده قصاص است.<ref>ابو زهره، الجریمة و العقوبة فی الفقه، ص۳۸۹.</ref> برخی دیگر بر این نظرند که اذن بیمار نه تنها قصاص را ساقط می‌کند؛ بلکه ساقط‌کننده دیه نیز هست؛ زیرا مریضِ مقتول با اذنش، از خون خود گذشته و لذا دیه ساقط می‌شود.<ref>ابو زهره، الجریمة و العقوبة فی الفقه، ص۳۸۹.</ref>


==منابع مطالعاتی==
آن‌ها برای اثبات جواز و مشروعیت تقیه علاوه بر آیاتی همچون آیه ۲۸ [[سوره آل‌عمران|سوره آل عمران]] و [[آیه ۱۰۶ سوره نحل]]<ref>جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.</ref> به روایات نیز استناد کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>
برخی از منابع مطالعاتی در فقه شیعه و اهل سنت عبارتند از:
 
*کتاب «قتل از روی ترحم (اتانازی) در آینه فقه»: نوشته سید محسن مرتضوی. نویسنده در این کتاب پس از مفهوم‌شناسی اصطلاح اتانازی، بیان اقسام و تاریخچه بحث از آن، به بررسی حکم فقهی این مسأله در فقه شیعه و اهل سنت پرداخته است. کتاب حاضر در ۱۴۳ صفحه از سوی انتشارات مؤسسه امام خمینی به چاپ رسیده است.
وهابیت و زیدیه از فرقه‌هایی در جهان اسلام به شمار می‌روند که گفته می‌شود با تقیه مخالف هستند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۶۸ و ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۱۹؛ الهی ظهیر الباکستانی، الشیعة و التشیع، ۱۴۱۵ق، ص۸۸؛ مشکور، مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، آستان قدس رضوی، ص۲۱۸.</ref>
*کتاب «بازاندیشی قتل ترحم‌آمیز (اتانازی) در فقه اسلامی و حقوق موضوعه»: نوشته کاظم خسروی. نویسنده در این کتاب ابتدا به بررسی مفهوم اتانازی و بیان تاریخچه‌ای از بحث درباره آن پرداخته، سپس مبانی حقوقی و فقهی این مسأله را بررسی کرده است. این کتاب در ۱۱۶ صفحه از سوی انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی به چاپ رسیده است.
==تک‌نگاری==
*مقاله «قتل از روی ترحم»: نوشته محمدعلی انصاری قمی. نویسنده در این مقاله به بررسی حکم تکلیفی و حکم وضعی اتانازی در فقه شیعه پرداخته است. این مقاله در شماره ۴۳ مجله «فقه اهل بیت(ع)» در پاییز ۱۳۸۴ش، چاپ شده است.
رساله و کتاب‌هایی در موضوع تقیه به رشته نگارش درآمده که برخی از آن‌ها عبارتند از:
*کتاب «القتل الرحیم: دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة و القانون الوضعی»: متن پایان‌نامه است که به صورت کتاب چاپ شده و نوشته کلثوم العماری و سعیدة بن حمی است. نویسندگان در این پژوهش پس از بررسی کلیاتی درباره تعریف اتانازی، اقسام و تاریخچه بحث از آن، به بررسی حکم فقهی این مسأله از دیدگاه فقه اهل سنت و تطبیق آن با قانون وضع‌شده در کشور الجزایر پرداخته‌اند.
*'''رسالة فی التقیة:''' اثری مختصر درباره حکم فقهی تقیه از محقق کرکی است که در کتابی با عنوان «رسائل المحقق الکرکی» تدوین شده است. رسائل المحقق الکرکی، سه مجلد است و رساله تقیه در جلد دوم این اثر چاپ شده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۴۹.</ref>
*'''رسالة فی التقیه:''' نوشته شیخ انصاری درباره حکم فقهی تقیه است. این رساله به همراه چند رساله دیگر از شیخ انصاری در کتابی با عنوان «رسائل فقهیة» به چاپ رسیده است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref>
*'''التقیة:''' رساله‌ای در بیان احکام فقهی تقیه به قلم [[امام خمینی]]. نویسنده این رساله را پس از تدریس آن (پس از بحث تقیه در وضو و مسح بر خفین) در سال ۱۳۷۳ق، تحریر کرده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۱.</ref> این رساله به همراه چند رساله‌ دیگر در کتابی با عنوان [[الرسائل العشرة (کتاب)|الرسائل العشرة]] در یک جلد چاپ شده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷.</ref>
*'''تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی:''' نوشته ثامرهاشم العمیدی، به زبان عربی است. نویسنده در این کتاب به بررسی دیدگاه فقیهان مشهور [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] درباره تقیه پرداخته است. او بر این باور است که این فقیهان نیز تقیه را جایز دانسته و برای جواز آن به ادله‌ای از قرآن و سنت استناد کرده‌اند. این کتاب توسط محمدصادق عارف به فارسی ترجمه شده است.<ref>حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۱۲-۱۳.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
==منابع==
==منابع==
{{منابع|۲}}
{{منابع|۲}}
*ابن عبد البر، ابوعمر، الکافی فی فقه اهل المدینه، ریاض، مکتبة الریاض الحدیثة، چاپ دوم، ۱۴۰۰ق.
*روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق، قم، انتشارات دار الفکر، ۱۴۱۳ق.
*ابو زهره، محمد، الجریمة و العقوبة فی الفقه، قاهره، دار الفکر العربی، ۱۹۹۷م.
*محقق کرکی، نور الدین علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، بی‌تا.
*افضلی، محمدعلی و رحمت‌اله مرزبندی، «اتانازی در تاریخ پزشکی در غرب و جهان اسلام»، دین و سلامت، شماره ۱، شهریور ۱۳۹۳ش.
*ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، بی‌تا.
*انصاری، محمدرضا، «قتل از روی ترحم»، مجله فقه اهل بیت(ع)، شماره ۴۳، پاییز ۱۳۸۴ش.
*دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی، قم، دایرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
*[https://www.leader.ir/fa/book/64/احکام-پزشکی «احکام اتانازی (قتل از روی ترحم)»]، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، تاریخ بازدید: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ش.
*شیخ مفید، محمد بن نعمان، تصحیح الاعتقادات الامامیة، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
*بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، دمشق، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
*ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
*بهوتی، منصور بن یونس، کشف القناع عن متن الاقناع، بیروت، دار الكتب العلمية، بی‌تا.
*مکارم شیرازی، ناصر، القواعد الفقهیة، قم، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ سوم، ۱۳۷۰ش.
*پارساپور، علیرضا و دیگران، «اتانازی، تبیین و تحلیل اخلاقی»، مجله اخلاق و تاریخ پزشکی، شماره ۴، سال ۱۳۸۷ش.
*موسوی بجنوردی، سیدحسن، القواعد الفقهیة، قم، نشر الهادی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
*[https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=21&catid=46873 «پایان دادن به زندگی بیمارانی که سال‌ها بیهوش هستند»]، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ش.
*طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
*تبریزی، میرزاجواد، تنقیح مبانی الاحکام (قصاص شرایع الاسلام )، قم، دار الصدیقة الشهیدة، چاپ سوم، ۱۴۲۹ق.
*طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۶۳ش.
*جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، قم، دایرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
*علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
*الحجاوی، موسی بن احمد، الاقناع فی فقه الامام احمد بن حنبل، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
*حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۳ق.
*حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۶ق.
*سلطانی رنانی، مهدی، [https://ebookshia.com/books/view/925/امام+صادق+(ع)+و+مساله+تقیه «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»]، فرهنگ کوثر، شماره ۵۸، سال ۱۳۸۳ش.
*خسروی، کاظم، بازاندیشی قتل ترحم آمیز (اتانازی) در فقه اسلامی و حقوق موضوعه، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۹۷ش.
*امام خمینی، سید روح‌الله، المکاسب المحرمه، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۱۵ق.
*خویی، سید ابوالقاسم و میرزاجواد تبریزی، احکام جامع مسایل پزشکی، قم، دار الصدیقة الشهیدة، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.
*مکارم شیرازی، ناصر، داستان یاران (مجموعه بحث‌های تفسیری حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی)، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۹۰ش.
*خویی، سید ابوالقاسم، فقه الاعذار الشرعیة و المسائل الطبیة، قم، دار الصدیقة الشهیدة، ۱۴۲۲ق.
*کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
*خویی، سید ابوالقاسم، مبانی تکملة المنهاج، قم، مؤسسة إحیاء آثار الإمام الخوئی، بی‌تا.
*شیخ انصاری، مرتضی، رسائل فقهیة، قم، انتشارات باقری، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
*خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیله، تهران، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ق.
*شیخ مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
*روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق، قم، انتشارات الاجتهاد، بی‌تا.
*شهید اول، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد، قم، مکتبة المفید، بی‌تا.
*زبار، فاطمه الزهراء و جواد عبد الاوی، القتل الرحیم بین التحریم و الاباحة، الجزایر، جامعة عبدالحسین ابن بادیس، ۲۰۱۳م.
*طاهری اصفهانی، سید جلال‌الدین، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، اصفهان، انتشارات مبارک، ۱۳۸۲ش.
*سبحانی، جعفر، احكام القصاص في الشريعة الاسلامية الغراء، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بی‌تا.
*سبحانی، جعفر، سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
*سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.
*مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۹۴ش.
*سلطانی، عباس‌علی و فاطمه کراچیان ثانی، «اثبات فقهی و حقوقی قاعده لزوم حفظ نفس»، پژوهش‌های فقهی، شماره ۳، پاییز ۱۳۹۲ش.
*شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۳ق.
*صادقی، محمدهادی، «بررسی فقهی و حقوقی اتانازی»، بررسی فقهی و حقوقی اتانازی، شماره ۲، سال ۱۳۹۴ش.
*صافی گلپایگانی، لطف‌الله، استفتائات پزشکی، قم، دفتر تنظیم و نشر آثار آیت‌الله صافی گلپایگانی، ۱۳۹۵ش.
*طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
*عبدالحمید اسماعیل، «القتل الرحیم و موقف شریعة الاسلامیة منه: دراسة فقهیة مقارنة»، ص۵۴۰.
*علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۴ق.
*علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیة، ۱۴۱۲ق.
*علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲ق.
*علوی گرگانی، سید محمدعلی، استفتائات پزشکی، قم، فقیه اهل بیت(ع)، ۱۳۹۶ش.
*العماری، کلثوم و سعیده بن حمی، القتل الرحیم: دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة و القانون الوضعی، الجزایر، وزارة التعلیم العالی و البحث العلمی، ۲۰۱۲م.
*فاضل لنکرانی، محمدجواد، [https://www.irna.ir/news/83715766/فاضل-لنکرانی-حفظ-جان-از-اهم-واجبات-است «حفظ جان از اهم واجبات است»]، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ش، تاریخ بازدید: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ش.
*فاضل لنکرانی، محمد، احکام ببیماران و پزشکان، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(عچاپ اول، ۱۴۲۷ق.
*قاسمی، محمدعلی، دانشنامه فقه پزشکی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، ۱۳۹۵ش.
*محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
*محقق اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، چاپ اول، بی‌تا.
*مرتضوی، سیدمحسن، قتل از روی ترحم (اتانازی) در آینه فقه، قم، مؤسسه امام خمینی، ۱۳۹۵ش.
*مسلم، بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
*مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
*مکارم شیرازی، ناصر، احکام پزشکی، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۹ق.
*مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، قم، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۰ش.
*منتظری، حسینعلی، احکام پزشکی، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۱ش.
*نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
*نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.
{{چپ‌چین}}
*شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
*Biggs, Hazel, Euthanasia: Death with dignity and the Law, University of Kent cantrbury, Hart publishing, 2001.
*قرطبی، شمس الدین، تفسیر القرطبی، قاهره، دار الکتب المصریة، ۱۳۸۴ق.
*Vecchio, Ignazio and other, «Brief history of Euthanasia and the contribution of medical and surgical ethics to the cultural debat», Acta medica medterranea, N: 28, 2012.
*بیضاوی، عبد الله بن عمر، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، بیروت، احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
{{پایان چپ‌چین}}
*صدر، سیدمحمد، ماوراء الفقه، بی‌جا، المحبین للطباعة و النشر، ۱۴۰۶ق.
*ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
*صدر، سید محمدباقر، دروس فی علم الاصول، قم، انتشارات دار الصدر، ۱۴۲۹ق.
*فاضل مقداد، مقداد ابن عبدالله، اللوامع اللهیة، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.
*فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
*بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دمشق، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
*هیثمی، نور الدین علی بن ابی‌بکر، کشف الاستار، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول،  ۱۳۹۹ق.
*طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
*حبیب العمیدی، ثامرهاشم، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۷ش.
*نوری، سیدحسین، [https://www.sid.ir/paper/525377/fa#downloadbottom «نقد دیدگاه ابن‌تیمیه در باب تقیه»]، پژوهشنامه کلام، شماره ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۹۸ش.
*ابن‌تیمیه، تقی‌الدین ابوالعباس، منهاج السنة النبویة فی نقض كلام الشیعة القدریة، عربستان سعودی، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
*القفاری، ناصر بن عبدالله، اصول المذهب الشیعة الاثنی العشریة (عرض و نقد)، عربستان سعودی، دار النشر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
*مشکور، محمدجواد و کاظم مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، بی‌تا.
*الهی ظهیر الباکستانی، احسان، الشیعة و التشیع، لاهور، ادارة ترجمان السنة، ۱۴۱۵ق.
*شیخ صدوق، محمد بن علی، الاعتقادات، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.