|
|
| (۷۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| '''ماهیَت''' ذات و چیستی شیء در دانش فلسفه.
| |
| ==مفهومشناسی==
| |
| ماهیت مصدر جعلی به معنای حقیقت چیزی است.<ref>دهخدا، فرهنگلغت دهخدا، ذیل واژه «ماهیت».</ref> این واژه در اصل به صورت ماهویّت بوده و در زبان فارسی از آن به چیستی تعبیر میشود.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۱۰، ص۵۱۷-۵۱۸.</ref> وجه انتساب ماهیت به «ما هو» آن است که در پاسخ به پرسش «ما هو» و حقیقت شیء واقع میشود.<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۸۵؛ لاهیجی، شوارق الالهام، ج۲، ص۲۶؛ آملی، درر الفوائد، ج۱، ۲۹۱-۲۹۳.</ref>
| |
|
| |
|
| مراد از «ما»ی استفهامی، مای حقیقیه است که برای پرسش از حقیقت و ذات اشیا به کار میرود و ضمیر «هو» برای اشاره به شیء خارجی و واقعیتی است که با «ما هو» از حقیقت آن پرسش میشود. ماهیت در آثار فیلسوفان به دو معنای اصطلاحی به کار میرود که یکی از آنها اعم از دیگری است. ماهیت به معنای اخص، عبارت است از چیستی موجودات و آنچه که در پاسخ پرسش از حقیقت و چیستی شیء میآید و به این معنا، بر وجود گذاشته نمیشود.<ref>ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ص۱۱۰؛ تهانوی، ج۲، ص۱۴۲۴؛ درر الفوائد، آملی، ج۱، ص۲۹۱-۲۹۳؛ علیزاده، ص۷۵.</ref> و در معنای اعم آن چیزی است که شیئیت و حقیقت شیء به آن است، که افزون بر چیستی بر هستی نیز گفته میشود و در این صورت شامل ماهیت به معنای اخص و وجود و صفات آن میشود.<ref>ملاصدرا، الشواهد الربوبیه،ص۱۱۰؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۲، ص۳-۴.</ref> امامخمینی نیز برای ماهیت همین دو اصطلاح را قائل است.<ref>امام خمینی، تقریرات، ج۱، ص۱۴۴-۱۴۵.</ref> {{ببینید|[[مقاله وجود]]}}
| | '''استعمالِ دُخانیات'''، تنفس دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو است. نخستین بار توتون یا تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شد و با رواج استعمال آن در میان مسلمانان، فقیهان نیز به بررسی حکم شرعی آن پرداختند. گروهی از فقیهان به حرمت، گروهی دیگر به جواز آن فتوا داده و گروهی نیز توقف کردهاند. |
|
| |
|
| ازجمله واژگان مربوط به ماهیت؛ حقیقت، هویت، ذات و مفهوم است. شیء از این حیث که در پاسخ از چیستی واقع میشود، ماهیت نام دارد و از این حیث که در خارج دارای مصداق است، حقیقت و از این حیث که متمایز از چیزهای دیگر است، هویت و از این حیث که لوازمی بر آن حمل میشود، ذات خوانده میشود.<ref>جرجانی، ص۸۴؛ تهانوی، ج۱، ص۶۸۵ و ج۲، ص۱۷۴۵-۱۷۴۶.</ref>
| | [[قاعده لاضرر]] مهمترین دلیلی است که قائلان به حرمت استعمال دخانیات به آن استناد کردهاند. آنان بر این نظرند که استعمال دخانیات برای سلامتی ضرر معتنابه در پی دارد و براساس قاعده لاضرر هر چه برای سلامتی ضرر داشته باشد، حرام است. این دلیل مورد نقد قائلان به جواز استعمال دخانیات قرار گرفته و گفتهاند مفهوم ضرر، مفهوم ثابتی نیست و به مزاجهای مختلف افراد، شرایط زمانی و مکانی و مقدار آن، بستگی دارد. از نظر این فقیهان، استعمال دخانیات، تنها برای برخی افراد ضرر دارد و فقط نسبت به آنان حرام است، لذا نمیتوان حکم کلی صادر کرد و آن را برای همه حرام دانست. |
| ===نسبت ماهیت و مفهوم===
| |
| نسبت میان ماهیت و مفهوم، عموم و خصوص من وجه است؛ زیرا هر دو برای امر موجود در ذهن به کار میروند؛ ولی برای امر منتزع از وجود خارجی، ماهیت به کار میرود نه مفهوم. در مقابل، در برخی از امور موجود در ذهن، مانند وجود و عدم که از سنخ ماهیت نیستند، مفهوم به کار میرود و ماهیت کاربرد ندارد. <ref>آملی، درر الفوائد، ج۱، ص۲۹۴.</ref> امامخمینی نیز در بیان فرق میان ماهیت، حقیقت و ذات قائل است که اگر ماهیت در ذهن بدون توجه به خارج لحاظ شود، به آن ماهیت گویند؛ اما اگر افزون بر امر ذهنی وجود خارجی نیز لحاظ شود، در این صورت به آن ذات و حقیقت گفته میشود، هرچند ممکن است این فرق ملاحظه نشود و هر یک به جای دیگری به کار گرفته شود.<ref>امام خمینی، تقریرات، ج۱، ص۱۶۵.</ref>
| |
| ==پیشینه==
| |
| یکی از مباحث مهم و بنیادین در فلسفه بحث از ماهیت است، به گونهای که بخش عظیمی از مباحث فلسفی را به خود اختصاص داده است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۱۰، ص۵۳۸.</ref> این بحث از دیرباز مورد توجه فیلسوفان یونان باستان همچون افلاطون و ارسطو بوده<ref>کاپلستون، یونان و روم، ج۱، ص۳۳۶-۳۳۷.</ref> و با ورود فلسفه یونان به حوزه تمدن اسلامی، بحث از ماهیت مانند دیگر مباحث فلسفی بهتدریج گسترش یافت و فارابی تحلیلی تازه و نو از آن به دست داد . <ref>فارابی، ص۵۱.</ref> بعدها ابنسینا این بحث را گسترش داد و طرحها و تحلیلهای جدیدی در این باب پیشرو گذاشت، به گونهای که برای فیلسوفان پس از خود راه را هموار ساخت.<ref>ابن سینا، الهیات شفا، ص۲۰۲ و ۲۴۵؛ ابن سینا المنطق، البرهان، ص۵۲ و ۷۰.</ref> شیخ اشراق با ارائه نظام جدید فلسفی، جایگاه خاصی برای ماهیت قائل شد و گفت هر آنچه در متن عالم ماده قرار دارد، ماهیت است و وجود را امری انتزاعی برشمرد<ref>فارابی، ج۲، ص۶۴ و ۱۸۶.</ref> ملاصدرا نیز که نظام فلسفیاش بر اصالت وجود بنا شده است، در باب ماهیت و ملحقات آن بحث مفصلی طرح کرده و با بررسی، نقد و ردّ سخنان شیخ اشراق درباره انتزاعیبودن وجود، مجعولبودن ماهیت و تشکیک در ماهیت کوشیده است تحلیلی نو از ماهیت به دست دهد.<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۱، ص۳۸۹ و ج۲، ص۲-۱۱؛ ملاصدرا، شواهد الربوبیه، ص۱۳۵.</ref> (مقاله [[وجود]]) و (مقاله [[اصالت وجود]])
| |
|
| |
|
| امامخمینی نیز در آثار اصولی، فلسفی و عرفانی خود حقیقت ماهیت، جایگاه و اعتبارات سهگانه آن را تحلیل و بررسی کرده است.<ref>امام خمینی، تقریرات، ج۱، ص۴۱-۴۲ و ص۱۴۵-۱۴۶ و ج۲، ص ۴۲ و ۲۱۱ و ج۳، ص۵۵۳-۵۵۵؛ امام خمینی، تعلیقات فصوص، ص۲۰۴؛ امام خمینی، تنقیح الاصول، ج۲، ص۲۹۴؛ امام خمینی، معتمد الاصول، ۱۴۷-۱۴۸ و ص۱۹۱؛ امام خمینی، الطلب و الاراده، ص۵۹.</ref>
| | فقهای مسلمان معتقدند که هیچ نصی در خصوص حکم شرعی استعمال دخانیات وارد نشده است، با این وجود گروهی از آنان احتیاط کرده و گروهی دیگر با تمسک به اصل برائت و قاعده حلیت، به جواز آن فتوا دادهاند. |
| ==حقیقت ماهیت==
| | |
| ماهیت از سنخ وجود و واقعیت نیست و تنها صادق بر واقعیت و موجود خارجی است، نه اینکه عین آن باشد (ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 5/2)؛ از اینرو ماهیت تنها به اعتبار اینکه دارای وجود بالعرض است و بر واقعیتی خارجی، صادق است، موجود میباشد، نه اینکه حیثیتش عین حیثیت واقعیت باشد (همان، 1/75 و 6/163؛ همو، المشاعر، 44 و 54 ـ 55) (← مقالههای وجود؛ اصالت وجود)؛ پس ماهیتِ هر موجودی حد و خصوصیت وجودی اوست و هر مرتبهای از مراتب وجود، ماهیت خاصی را در پی دارد که گاهی از آن به تعین و حد و گاهی به وجود خاص تعبیر میشود (همو، الحکمة المتعالیه، 1/198).
| | ==تبیین مسئله و جایگاه آن== |
| امامخمینی ماهیت را جهت فقدان و حد وجود معرفی میکند که اثری ندارد. اگرچه در خارج بنابر اصالت وجود، تنها وجود متحقق است، اما عقل وقتی وجود شیء را تصور میکند، آن را به دو حیث وجودی و فقدانی تحلیل میکند که حیث فقدان آن منشأ انتزاع ماهیت میشود؛ از اینرو آنچه تحقق دارد، یکی وجود است که اصل در تحقق است و دیگری ماهیت است که در پرتو وجود و بالعرض موجود است که حد وجود میباشد. پس موجودِ در خارج دو حیثیت دارد: یکی حیثیت وجود و واقعیت و دیگری خصوصیت و محدودیت وجودی آن که عبارت است از فقدان و نداشتن (تقریرات، 1/257 و 3/553 ـ 555)؛ از اینرو ماهیت حدود وجود است، نه موجود محدود؛ چنانکه انسانیت حد است، نه موجود محدود (همان، 2/43).
| | استعمال دخانیات یا شُرب توتون، استنشاق دود ناشی از سوزاندن توتون یا تنباکو، به کمک وسایلی همچون سیگار، قلیان، چپق، پیپ یا امثال آن است.<ref>طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹.</ref> |
| به اعتقاد امامخمینی ماهیت در مرتبه خارجی هنگامی انتزاع میشود که انسان یک وجود خارجی را به ذهن آورد و آن را از وجود جدا کند و این معنا از شیء در تمام مراتب وجود، محفوظ است و با شدت و ضعف وجود فرد، قابل تغییر و تبدیل نیست (همان، 3/370)؛ یعنی ماهیت از وجود، هویت و حاق وجود شیء در نخستین مرتبه از تعقل انتزاع میشود؛ البته تعقل ماهیت، همیشه از حاق وجودِ معلولی انتزاع میشود؛ به این معنا که انسان موجوداتی را کنار هم مشاهده میکند که معلول و متمایز از یکدیگرند که از هر یک ماهیتی انتزاع میکند؛ اما محال است از وجود غیر معلول ماهیت انتزاع شود؛ زیرا وجودی که خالص و صرف است، چون تقابل ندارد، تعقل نمیشود و بنابراین ماهیت ندارد (همان، 3/371 ـ 372). بر این اساس ماهیت حد تنزلی وجود است؛ یعنی از تنزل وجود منتزع میشود (همان، 3/374 ـ 375)؛ بنابراین ماهیتداشتن، لازمه تنزل وجودی است؛ پس هرچه در موطن و مقام معلولیت است، ماهیت دارد و چون در مرتبه صرفالوجود، امکان و معلولیت راه ندارد، در مرتبه واجب، ماهیت نیست (همان، 3/372) (← ادامه مقاله). | | |
| ماهیت در اصطلاح فلسفی با اعیان ثابته در عرفان، متفاوت است. در فلسفه، ماهیت از وجود خارجی انتزاع میشود و وجود حیثیت تقییدی آن است (ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، 13؛ همو، المشاعر، 55؛ سبزواری، شرح المنظومه، 3/504)؛ در حالیکه اعیان ثابته مرتبه ثبوت اشیا پیش از وجود عینی و خارجی آنها در صقع ربوبی است (کاشانی، لطائف الاعلام، 2/429؛ همو، اصطلاحات الصوفیه، 106)؛ بنابراین ماهیات ظل اعیان ثابته و اعیان ثابته اصل و حقیقت ماهیاتاند (قمشهای، 78) (← مقاله اعیان ثابته).
| | از این اصطلاحات در ابواب فقهی نماز و روزه، بحث شده است.<ref>جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۸۶.</ref> فقهای مسلمان درباره حکم شرعی خرید و فروش آن بهطور مستقل بحث کردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عقیق، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۱۹؛ جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref> |
| امامخمینی به پیروی از برخی حکما، ماهیت را از نگاه عرفانی، همان وجوداتی میداند که در مرتبه و صقع ربوبیاند و هیچ استقلالی ندارند (← تقریرات، 1/86). ایشان قائل است ماهیت از وجود خارجی انتزاع میشود و وجود حیثیت تقییدی آن است (الطلب و الاراده، 70) و ماهیت بنابر مسلک حکما غیر مجعول و مناط استغناست؛ اما بنابر ذوق عرفانی عکس آن است؛ یعنی ماهیت مجعول و مناط افتقار است (تعلیقات فصوص، 204 ـ 205) (← مقاله وجود)؛ بر این اساس ماهیات در نگاه فلسفی، تحققی از خود ندارند و گفتن وجود بر آنها بالعرض است و در نگاه عرفانی، ماهیات لوازم اسما و صفاتاند و هر ماهیتی به اندازه خود در پناه اسمی یا صفتی از حق، ثابت است؛ بدون اینکه ثبوت آنها به وجود استناد داده شود و نور و وجود به آنها سرایت کند و در مقام «لا اسم و لا رسم» تقرری ندارند، بلکه در مرتبه تعین ثانی ثبوت دارند (تقریرات، 2/155).
| | |
| اعتبارات سهگانه ماهیت: یکی از مسائل مهمی که در باب ماهیت از آن بحث میشود، اعتبارات ماهیت است. نخستین بار ابنسینا در آثار خود در ضمن مباحث ماهیت، از احکام آن سخن گفت (ابنسینا، الشفاء، الالهیات، 197 ـ 204؛ علیزاده، 94). بعدها فیلسوفان به پیروی از او، این روش را در کتابهای خویش به کار گرفتند (بهمنیار، 507 ـ 509؛ فخر رازی، 1/48 ـ 51؛ قطبالدین شیرازی، 488 ـ 496؛ کاتبی، حکمة العین، 71 ـ 72)؛ چنانکه شارحان تجرید الاعتقاد با الهامگرفتن از خواجهنصیرالدین طوسی فصل مستقلی را با این عنوان مطرح کردهاند (حلی، 85 ـ 86؛ لاهیجی، 2/26). اعتبارات سهگانه نه تنها در فلسفه و منطق و اصول فقه بحث میشود (علیزاده، 94 ـ 95)، بلکه عارفان نیز به وجهی به آن توجه کردهاند و آن را به وجود سرایت دادهاند (قیصری، 13 ـ 15). این امر بعدها سبب شد در حکمت متعالیه نیز به این اعتبارات توجه شود و در مراتب هستی وجود لابشرط، وجود بشرط لا و وجود بشرط شیء مطرح شود (← سبزواری، شرح المنظومه، 2/339 ـ 344؛ آملی، 1/302).
| | همچنین درباره استعمال دخانیات از جهت ضرری بودن یا ضرری نبودن استعمال آن؛ هم در گذشته و هم در فقه معاصر به صورت مسئلهای مستقل، از آن بحث میشود.<ref>برای نمونه نگاه کنید به خوئی، احکام جامع مسایل پزشکی، ۱۴۳۲ق، ۳۶۰-۳۶۱.</ref> |
| حکما برای ماهیت به طور کلی دو تقسیم قائلاند: 1. ماهیت «من حیث هی هی» و با قطع نظر از خصوصیات خارجی و ذهنی. این نوع ماهیت، تعین و تشخص در آن لحاظ نشده و از آن به ماهیت مهمله تعبیر میشود (قطبالدین رازی، المحاکمات، 1/120؛ ملاصدرا، الحاشیة علی الهیات، 183؛ آملی، 1/306)؛ 2. ماهیت «من حیث هی هی» با مقایسه امور خارجی و به لحاظ مصادیق خودش ملاحظه میشود که مراد از آن ماهیت لابشرط مقسمی است (ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، 121 ـ 122؛ سبزواری، شرح المنظومه، 2/342 ـ 344). به این معنا که ماهیت از آن حیث که برای اقسام خودش مقسم قرار گرفته و در اقسام سریان دارد، مورد نظر است. این نوع خود به سه قِسم بشرط شیء، لابشرط و بشرط لا تقسیم میشود (ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 2/16 ـ 17؛ سبزواری، شرح المنظومه، 2/340 ـ 341). برخی ماهیت مهمله و ماهیت لابشرط مقسمی را مترادف میدانند (سبزواری، شرح المنظومه، 2/340؛ صفدری نیاک، 151 و 153) و برخی ازجمله امامخمینی (← ادامه مقاله) ماهیت مهمله را فوق مقسم میدانند (آملی، 1/306 ـ 307).
| | ===تاریخچه و زمینه شکلگیری بحث=== |
| امامخمینی به اقسام ماهیت و اعتبارات سهگانه آن توجه کرده و قائل است اعتبارات سهگانه ماهیت، صرف اوهام و خیال و ملاحظه بدون دلیل نیستند، بلکه این تقسیمبندی برای آن است که فیلسوف درباره حقایق خارج از ذهن و حیثیات معانی، بهناچار با این ملاحظات مواجه میشود، به این معنا که برخی احکام مترتب بر ماهیات، برای ماهیت به شرط وجود است و تا هنگامی که ماهیت موجود نشده باشد، نمیتوان از آن حکم و محمول سخن گفت. از این جهت این تقسیمات حاکی از حقایق و احکام واقعی موجوداتاند (مناهج الوصول، 1/219؛ تعلیقات فصوص، 13 ـ 14 و 118 ـ 119؛ تقریرات، 1/180 ـ 181 و 196).
| | بهنقل از حر عاملی و برخی دیگر، توتون و تنباکو از کشورهای غربی به کشورهای اسلامی وارد شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴؛ عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.</ref> آغاز ورود دخانیات از غرب به کشورهای اسلامی را از سالهای آخر قرن دهم هجری گزارش کردهاند.<ref>عبد السلام الطویلة، فقه الاشربة و حدها، ۱۴۰۶ق، ص۴۳۶.</ref> |
| به اعتقاد امامخمینی ماهیت بر دو گونه ملاحظه میشود: 1. ماهیت «من حیث هی هی» و با قطع نظر از هر خصوصیتی، در مرتبه ذات تنها خودش است که همان ماهیت «ماهیت مهمله» است (جواهر الاصول، 3/413؛ الطلب و الاراده، 59؛ ← تنقیح الاصول، 2/294؛ تقریرات، 1/167 ـ 169 و 184). این نوع از ماهیت به اعتبار ذاتش از هر گونه قیود مثل واحد و کثیر، کلی و جزئی و وجود و عدم خالی است و هیچیک از این قیود در حوزه ذاتیات ماهیت قرار ندارد (تقریرات، 1/167 ـ 169 و 2/56) و این سبب ارتفاع نقیضین نیست؛ زیرا ارتفاع نقیضین در یکی از مراتب نفسالامر، یعنی وجود خارجی محال است؛ ولی در مرتبه ذات محال نیست (همان، 1/167 ـ 169 و 2/56 ـ 57). این نوع ماهیت نسبت به وجود و عدم بیاقتضاست؛ یعنی نه اقتضای وجود دارد و نه عدم (همان، 1/176؛ جواهر الاصول، 3/413؛ معتمد الاصول، 1/191).
| | |
| 2. ماهیت «من حیث هی هی» و با ملاحظه مصادیق و امور خارجی خود که از این ماهیت به ماهیت لابشرط مقسمی تعبیر میشود (تقریرات، 1/195). به اعتقاد امامخمینی این دیدگاه که ماهیت مهمله و ماهیت لابشرط مقسمی مترادفاند (← سبزواری، شرح المنظومه، 2/340)، صحیح نیست و ماهیت مهمله از ماهیت لابشرط مقسمی متفاوت است، یعنی ماهیت مهمله نه مقسم است و نه قسم (البیع، 4/550). ایشان با بیان اقسام ماهیت لابشرط مقسمی (تقریرات، 1/181 و 184) قائل است لابشرط قسمی، قسمی از لابشرط مقسمی است، که در خارج و ذهن، وجود ندارد (همان، 1/92)؛ همچنانکه ماهیت لابشرط، نفس ماهیت است و ماهیت بشرط لا، ماهیت مقیده به قید است (البیع، 4/52). ماهیتی که لابشرط است میتواند با هزار شرط جمع شود؛ اما ماهیت بشرط لا با هیچ شرطی جمع نمیشود (تقریرات، 1/27). ایشان همسو با عرفا و حکمای متأله، این اعتبارات سهگانه را به وجود سرایت داده و در مراتب هستی صادق دانسته است (همان، 1/277 ـ 278؛ دعاء السحر، 116؛ تعلیقات فصوص، 13 ـ 14).
| | همچنین نقل شده است که نخستین بار توتون و تنباکو به امپراتوری عثمانی (ترکیه امروزی) در سال ۱۶۰۵م، از طریق قسطنطنیه، به دمشق در سال ۱۶۰۶م، به حجاز، مکه و کشور مصر در اواخر سال ۱۶۰۱م، وارد گردید.<ref>عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۲۴-۲۵.</ref> بنا به برخی گزارشها، ورود دخانیات به کشور ایران از اوایل قرن ۱۱ هجری بوده است.<ref>فتحاللهپور، «دخانیات»، ص۳۸۹.</ref> پس از گسترش دخانیات در کشورهای اسلامی و شیوع استعمال آن در بین مسلمانان، فقها به بررسی حکم شرعی آن پرداختند.<ref>رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.</ref> گروهی آن را جایز و گروه دیگری آن را حرام اعلام کردند.<ref>رحیمی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، ص۷۰.</ref> |
| کلی طبیعی: یکی از مباحث دشوار در بحث ماهیت، کلی طبیعی (لابشرط مقسمی) است که متکلمان و فیلسوفان بر سر آن اختلاف دارند (← ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 6/47؛ دینانی، 1/21 ـ 23). فیلسوفان به وجود کلی طبیعی قائلاند و ابنسینا در آثار خود این بحث را به طور گسترده مطرح کرده است (الشفاء، الالهیات، 186 ـ 212؛ النجاة، 536 ـ 537). از دیدگاه حکما کلی بر سه قسم است: منطقی، عقلی، طبیعی (همو، الشفاء، الالهیات، 195 ـ 203؛ حلی، 86 ـ 87) که دو قسم اول در خارج موجود نیستند (حلی، 87)؛ اما درباره وجود کلی طبیعی در خارج، اختلاف است. گروهی از متکلمان منکر وجود کلی طبیعی در خارجاند (قطبالدین رازی، شرح المطالع، 59؛ ← ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 4/213؛ همو، الشواهد الربوبیه، 133) و مشهور حکما کلی طبیعی را در خارج در ضمن افراد، موجود میدانند (ابنسینا، الشفاء، الالهیات، 202 و 207 ـ 213؛ حلی، 87؛ کاتبی، الرسالة الشمسیه، 9؛ آملی، 1/312 ـ 313). ملاصدرا تبیین متفاوتی از کلی طبیعی دارد و بنابر اصالت وجود، ماهیت موجود در خارج را ظهور وجود میداند و کلی طبیعی را انتزاع ذهن از ماهیتی میداند که ظهور وجود است و به تبع وجود دارای خارجیت است (الحکمة المتعالیه، 1/272؛ 2/26، 29؛ 3/32 ـ 33؛ 4/213 و 7/285)؛ اما در اینکه کلی طبیعی لابشرط قسمی است یا لابشرط مقسمی، اختلاف نظر وجود دارد (آملی، 1/305؛ مطهری، 10/577). برخی آن را لابشرط قسمی (حلی، 87؛ ← آملی، 1/305 ـ 310) و بیشتر حکما آن را لابشرط مقسمی (سبزواری، شرح المنظومه، 2/344؛ ← آملی، 1/305 ـ 309) میدانند.
| | |
| امامخمینی نیز کلی طبیعی را در خارج موجود میداند؛ البته نه به وجود منحاز و مستقل، بلکه معتقد است در ضمن افراد موجود است (تقریرات، 1/111 و 2/27؛ البیع، 4/601). ایشان کلی طبیعی را همان لابشرط مقسمی میداند نه لابشرط قسمی (تقریرات، 1/92 و 196 ـ 198؛ البیع، 4/602)؛ به گونهای که آنچه از مجموعه سخنان ایشان برداشت میشود، آن است که از آنجاکه حقیقت و اصالت از آنِ وجود است و ماهیت هیچ سهمی از اصالت ندارد، وجود حقیقی را به هیچوجه نمیتوان به کلی طبیعی نسبت داد؛ زیرا کلی طبیعی همان ماهیت است و ماهیت حد وجود است و حد هم نیستی و فقدان است که از اصالت و تحقق برخوردار نیست (تقریرات، 1/264 و 2/225)؛ بنابراین کلی طبیعی وجود مستقل و جدایی از افراد خود ندارد و وجود بالعرض دارد (همان، 2/27). ایشان درباره این موضوع که کلی طبیعی در خارج واحد است یا کثیر و اینکه به وصف وحدت موجود است یا وصف کثرت، بر این باور است که نسبت کلی طبیعی با افراد خود مانند اَب واحد به اَبناء نیست تا اینکه کلی طبیعی واحد بالعدد باشد و افراد عوارض آن باشند، بلکه نسبت کلی به افراد، نسبت آبا به اولاد است (همان، 1/209؛ مناهج الوصول، 1/61) که طبیعت با اختلاف افراد خود اختلاف پیدا میکند و انسانیت هر شخصی غیر از انسانیت شخص دیگر است؛ پس اگر فردی فعلی را انجام دهد، میتوان آن را به طبیعت نسبت داد؛ اما اسناد آن به همه افراد جایز نیست (تعلیقات فصوص، 100 ـ 101).
| | ===مناقشه اصولی و اخباری در حکم شرعی استعمال دخانیات=== |
| امامخمینی این گفته «رجل همدانی» را که کلی طبیعی (طبیعت مهمله) با وجود یک فرد یافت میشود و با از میانرفتن همه افراد معدوم میشود، مردود میشمرد (تقریرات، 1/91؛ الاستصحاب، 86) و قائل است اگر مراد «رجل همدانی» این باشد که در خارج برای کلی طبیعی، وجودی غیر از وجود آن به وجود افراد است، لازمهاش این است که تمام افراد با وصف کثیر بودنشان، یکی باشند؛ در حالیکه چنین امری مخالف بداهت است و اگر مقصود او این است که برای کلی طبیعی در خارج غیر از وجود افرادش، وجود خاصی است که میان افراد خارجی مشترک است، این هم نادرست است؛ مگر آنکه کسی معتقد به وحدت وجود خارجی شود که مستلزم وحدت تمام افراد انسان است و این سخن نیز مخالف بداهت است. تنها راه برای اینکه گفته رجل همدانی معنا یابد، آن است که کسی به اصالت ماهیت و اصالت وجود با هم معتقد باشد که آن هم صحیح نیست (تنقیح الاصول، 4/102). ایشان ادله و وجوه چندی بر مدعای رجل همدانی اقامه میکند و با ردّ آنها سخن او را باطل میداند (تقریرات، 1/91 ـ 98) و معتقد است کلی طبیعی وجود جداگانه و مستقلی ندارد (همان، 1/395).
| | گفته میشود اصولیان و اخباریان در اثر اختلاف مبانیشان در شبهات حکمیه تحریمیه، در حکم شرعی استعمال دخانیات نیز اختلاف نظر دارند، بهطوری که در برههای، حرمت استفاده از توتون و استعمال دخانیات نماد اخباریگری و جواز استعمال آن، نماد اندیشه اصولی به شمار میرفت.<ref>عدالتنژاد، «دخانیات: مباحث فقهی»، ص۳۹۱.</ref> |
| اجزا و احکام ماهیت: ماهیت دارای اجزایی عقلی است که از آنها به جنس و فصل یاد میشود که قوام ماهیت به آنهاست. بنابر نظر مشهور اجزای عقلی (جنس و فصل) از اجزای خارجی (ماده و صورت) گرفته میشوند (ابنسینا، الشفاء، الالهیات، 213 ـ 215؛ ملاصدرا، الحاشیة علی الهیات، 192 ـ 194؛ لاهیجی، 2/120 ـ 123). حکما درباره ارتباط ماده با جنس و ارتباط فصل با صورت، قائلاند که اعتبار عقلی بشرط لا و لابشرط، هم درباره جزء مشترک (جنس و ماده) و هم درباره جزء مختص (فصل و صورت) جاری است؛ به این معنا که هرگاه جزء مختص به اعتبار بشرط لا تصور شود، صورت است و هرگاه لابشرط تعقل گردد، فصل است که جنس را متحصل میسازد و مفهوم نوع را کامل میکند (ابنسینا، الشفاء، الالهیات، 213 ـ 219؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 2/16 ـ 18؛ سبزواری، شرح المنظومه، 2/345 ـ 350؛ ← آملی، 1/314 ـ 315).
| | |
| امامخمینی نیز در ارتباط جنس با ماده بر این باور است که جنس و ماده در حقیقت یک چیزند؛ اما در اعتبار با هم فرق دارند (تقریرات، 2/489) و مبدأ جدایی این دو، فصل و صورت است (همان، 3/104)؛ به عبارت دیگر فرق آنها به ابهام و تعین و لاتحصّل و تحصّل است؛ به این معنا که فصل و صورت، تحصل ماده و جنساند (همان). ایشان تفاوت میان جنس و فصل با ماده و صورت را از نتایج توجه به اعتبارات سهگانه ماهیت، در ارتباط با حقایق و واقعیات میداند (همان، 1/187 ـ 196).
| | بنا به دیدگاه اصولیان، در شبهات حکمیه تحریمیه، یعنی در جایی که؛ اولاً مجتهد به اصل تکلیف در یک مسئلهای شک داشته باشد؛ ثانیاً منشأ شک، فقدان نص در آن مسئله، اجمال نص یا تعارض نصوص باشد و ثالثاً دوران امر بین حکم کلی حرمت و غیر وجوب باشد، اصل برائت جاری میشود.<ref>وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.</ref> اخباریان در این شرایط به توقف یا احتیاط قائل شدهاند.<ref>وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیة، ۱۴۱۶ق، ص۳۴۹؛ شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۲۰.</ref> |
| حکما درباره هر یک از اجزای ماهیت به صورت مفصل بحث کردهاند (ابنسینا، الشفاء، الالهیات، 239 ـ 242؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 2/29 ـ 30؛ همو، الحاشیة علی الهیات، 207؛ طباطبایی، 78 ـ 81). امامخمینی نیز با اشاره به اجزای ماهیت بر این باور است که ماهیتی که لابشرط در نظر گرفته شده، همان جنس است که به واسطه فصل تحصل پیدا میکند (تقریرات، 1/194). ایشان جنس را مشترک میان انواع (کمال مشترک ذاتی) و قابل حمل بر اشیای مختلف (همان) و امری مبهم میداند (همان، 1/178 ـ 179) و از آن جهت که ابهام دارد در خارج تحقق، تعین و تحصلی ندارد، بلکه در غایت ابهام است (همان، 3/279 و 284) و ابهام آن به گونهای است که در تصور ذهنی نیز در غایت ابهام میباشد و در تعین خود نیازمند به فصل است (همان، 3/258 و 283). جنس و فصل در خارج اتحاد دارند و تعدد و تغایر آنها در ذهن است و حمل این دو بر یکدیگر، دلیل بر اتحاد آنها در وجود است (همان، 3/105). ایشان ملاک جنسبودن یک مفهوم را به ابهام و لابشرطبودن آن میداند، به گونهای که هیولا در مرحله نخستین در دار هستی غیر متحصل و غیر متعین و در غایت ضعف است و ضعف آن به گونهای است که ممکن نیست خودش از حیث تعین، ظهور کند؛ بنابراین در غایت معنای جنسیت است و پس از آنکه حرکت کرد، نخستین ترقیِ او آن است که به صورت جسمیه متصور شود (همان، 3/286)؛ ولی این فعلیت چنان نیست که بتواند متعین شود؛ پس نمیتواند تنها با صورت جسمیه و بدون متصورشدن به صورت دیگری جلوه کند. وقتی به صورت عنصری متصور شد و توقف نکرد، از عنصر به طرف معدن و نبات و حیوان متصور میشود و اگر در صورت حیوانی متوقف شد و به فصل متحصل و متعین شد، نوع تام خواهد بود و در این صورت از معنای جنسی بیرون میرود؛ ولی اگر به صورت حیوانی رسید و متحرک به صورت بعدی شد، در این حالت ماهیت جنسی است و نامتعین و لامتحصل است و میتواند متصور به فصل و صورت انسانی شود (همان، 3/287 ـ 288) و این آخرین درجه وجود است که در عالم طبیعت ممکن است (همان، 3/288)؛ زیرا بالاتر از صورت انسانی، چیزی نیست که صورت انسانی نسبت به آن جنس باشد (همان، 3/290).
| | |
| امامخمینی همسو با حکما (ملاصدرا، الحاشیة علی الهیات، 195؛ همو، الشواهد الربوبیه، 136؛ طباطبایی، 82 ـ 85) به دو واژه فصل حقیقی و منطقی اشاره کرده (تقریرات، 1/215 ـ 216) و بر این باور است که فصل اخیر انسان همان صورت نوعیه انسانی است (همان، 3/102) و چون تعیّن و تحصّل با فصل اخیرِ ماهیت حاصل میشود، نه دیگر فصول آن، دیگر فصول، صرف نظر از فصل اخیر، مبهم و نامتحصلاند و مرتبه خاصی از کمال را ایجاب نمیکنند، بلکه تعین و تحصل هر مرتبهای خاص از کمال، به فصل اخیر آن بستگی دارد و از همین جهت است که با تحققیافتن فصل اخیر، وجود خاص ماهیت تحقق مییابد (همان، 3/564 ـ 565). این حدود و مفاهیم غیر متحصل هستند که به حرکت جوهری رو به تکامل دارند که بر انسان قابل حملاند و با او متحد میشوند و در حقیقت همه مراتب پیش از جوهر، امتداد، صورت عنصری، معدنی، نباتی و حیوانی قوه یکدیگرند و هر فعلیتی نسبت به فعلیت بعدی قوه است و هر فعلیت بعدی به حرکت جوهری عین قوه مرتبه لاحق است و به همین صورت تا اینکه به فعلیت نهایی که همان فصل اخیر است، میرسد (همان، 3/565)؛ بنابراین دیگر فصول حدودیاند که هیچیک از آن حدود، فعلاً در نفس انسان که صورت و فصل اخیر است، موجود نیستند (همان، 3/566 ـ 567)، بلکه همه این حدود قبلی، ناقصِ همین لاحقِ کاملاند و این نقصها امری عدمیاند، نه اینکه ناقص، هویت و حظّ وجودی و کمالی خود را از دست داده باشد و موجود کامل از نو حادث شده باشد؛ زیرا در این صورت دیگر آن قبلی، ناقص این کامل نیست، بلکه آن قبلی یک موجود و این لاحق و کامل، موجودی دیگر است که هیچ ارتباطی با هم ندارند؛ پس وقتی مرتبه سابق که ناقص مرتبه لاحق است، به جایی رسید که توقف کرد، این مرتبه فصل اخیر است که در عین بسیطبودن، جامعِ تمام کمالات قبلی است (همان، 1/227 و 3/563)؛ اما درک این وجود بسیط و احضار فصل اخیر در ذهن ممکن نیست، بنابراین با مفاهیمی که حاکی از آن فصل اخیر و منشأ انتزاع آنهاست، ممکن است که آن را درک کرد. پس این حدود و مفاهیم، عناوینیاند که از خود ذات انتزاع میشوند، تا آن عناوین در آن مرتبه، حاکی و معرّف ذات باشند و این عناوین و مفاهیمی که در تعریف میآیند، از باب ناچاری و زیادت حد بر محدود است، وگرنه این فقدان و نقصها در حقیقت فعلیه داخل نیستند (همان، 1/223 و 230). پس انسان با اینکه یک موجود بسیط به وجود جمعی است، در مقام حد و تعریف، موجودی تفصیلی است (همان، 3/566).
| | براین اساس، از آنجا که گفته میشود هیچ نص یا روایتی درباره استعمال دخانیات وارد نشده است،<ref>شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸.</ref> در این که حکم کلی آن، حرمت است یا اباحه و یا کراهت، شک و تردید وجود دارد که برخی اصولیان طبق مبنای خودشان به برائت قائل شده و آن را جایز دانستهاند<ref>برای نمونه نگاه کنید به جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴؛شیخ انصاری، فرائد الاصول، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۹.</ref> و اخباریان به توقف و احتیاط در این مسئله روی آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶.</ref> |
| تغایر وجود با ماهیت: مسئله مغایرت وجود با ماهیت که از آن به زیادت وجود بر ماهیت نام برده میشود، از مسائل مهمی است که در فلسفه اسلامی مطرح شده است. فارابی ازجمله کسانی است که این مسئله را نخستین بار در فلسفه خود مطرح کرد (فارابی، 47 ـ 48). بعدها ابنسینا آن را تکمیل کرد و در همه جا تأکید بر این داشت که تمایز مزبور صرفاً در مقام تصور و مفهوم است (ابنسینا، الشفاء، الالهیات، 31 ـ 32؛ همو، الهیات دانشنامه علائی، 38 ـ 39؛ خواجهنصیر، 3/13)؛ اما شیخ اشراق گمان کرده است که وجود در خارج مغایر با ماهیت و زائد بر آن است؛ بنابراین در صدد اثبات زیادهنبودن وجود بر ماهیت در خارج برآمده و گمان کرده است لازمه قول به اصالت وجود قول به زیادت وجود بر ماهیت در خارج است؛ بنابراین از زیادهنبودن وجود بر ماهیت در خارج، اعتباریت وجود را نتیجه گرفته است (← 1/301 ـ 302 و 2/64 ـ 68). ملاصدرا وجود را اصیل و دارای تحقق عینی و ماهیت را اعتباری میداند؛ البته اعتباریبودن ماهیت، تفاسیر گوناگونی دارد. در مواردی ماهیت عین وجود و در مواردی حد و تعین وجود و در بعضی تعابیر همچون بالعرض و المجاز قلمداد شده است (الحکمة المتعالیه، 1/39، 48، 65 ـ 68 و 2/235 ـ 238؛ الشواهد الربوبیه، 6 ـ 8، 36 و 61).
| | |
| از نتایج مهمِ مسئله زیادت وجود بر ماهیت، ماهیتنداشتنِ وجود واجبتعالی و وحدت و بساطت اوست، به گونهای که برخی فیلسوفان از اصل تمایز بین وجود و ماهیت برای اثبات ماهیتنداشتنِ واجبتعالی استفاده کردهاند (خواجهنصیر، 3/18 ـ 25 و 57 ـ 58). همه حکما درباره ماهیتنداشتنِ حقتعالی همنظرند (ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 6/48 ـ 57)؛ حتی شیخ اشراق که قائل به اصالت ماهیت است، براهینی برای اثبات این مطلب اقامه کرده است (1/392 ـ 395؛ ← ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 1/103 ـ 105 و 51 ـ 57). امامخمینی نیز زیادت وجود بر ماهیت را تنها در تصور ذهن دانسته و در خارج، بر عینیت آن تأکید کرده است (تقریرات، 2/453). ایشان برای اعتباریبودن ماهیت، تعبیرهای مختلفی به کار گرفته است؛ اما مراد ایشان از اعتباریبودن ماهیت آن است که وجود حیث تقییدی ماهیت است؛ البته حیث تقییدی در آثار امامخمینی، تفسیرهای گوناگونی دارد که با توجه به آثار اصولی و فلسفی ایشان و به دلیل پذیرش کلی طبیعی در خارج به وجود افراد، بیانگر این مطلب است که ایشان قائل به حیث اندماجی و حدّی شده است (جواهر الاصول، 4/341؛ انوار الهدایه، 2/141)؛ اما در مباحث عرفانی که کلی طبیعی را معدوم میداند (مصباح الهدایه، 66)، معتقد به حیث سرابی و نفادی ماهیت است (دعاء السحر، 21؛ انوار الهدایه، 1/76؛ تقریرات، 1/235)؛ همچنین ایشان در مواردی ماهیت را بهکلی از خارج نفی میکند (مصباح الهدایه، 58 و 66؛ تقریرات، 2/220) و ماسویالله را وجودات رابط و عین فقر و نیازمند میداند؛ زیرا وجود رابط، ماهیت ندارد (تعلیقات فصوص، 287).
| | شیخ حر عاملی در فائده ۵۱ از کتاب الفوائد الطوسیة، به بحث درباره حکم استعمال دخانیات پرداخته است.<ref>حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.</ref> او در این بخش به ۱۲ دلیلی که فقهای شیعه برای اثبات حرمت استعمال دخانیات ذکر کردهاند، اشاره کرده است.<ref>حر عاملی، فوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴-۲۲۶.</ref> |
| به اعتقاد امامخمینی واجبتعالی ماهیت ندارد و مقصود از ماهیت، همان ماهیت به معنای اخص است؛ به این معنا که خداوند ماهیت، به معنای حد وجودی ندارد؛ زیرا واجبتعالی در تمام اوصاف کمال نامتناهی است و حد ندارد؛ زیرا حد از اوصاف ممکنات است (آداب الصلاة، 312 ـ 313؛ تفسیر حمد، 97 ـ 98؛ تقریرات، 1/264). ایشان در تفسیر سوره توحید بر این باور است که «هو» همان مقام صمدیت است و اشاره به نفی ماهیت دارد (آداب الصلاة، 312؛ چهل حدیث، 653 ـ 656) و از اینرو گفته شده است که ماهیت حقتعالی عین وجود و انیت اوست؛ اما ماهیت در وجودات دیگر غیر از وجود است و حد وجود میباشد (تقریرات، 1/264)؛ بر این اساس ماهیات تنها صادق بر حدود و جهت نزولی و معلولیاند (همان، 2/210) و انتزاع ماهیت همیشه از حاق وجودِ معلول است (همان، 3/371)؛ اما در حقتعالی ماهیت متصور نیست؛ زیرا اگر این ماهیات و مفاهیم منتزع از آنها بر چیزی صادق باشند، لازم میآید نقص در آن مورد صدق کند؛ در حالیکه واجبتعالی از همه جهات تام و کامل است (همان، 2/210)؛ پس در مرتبه واجبتعالی، ماهیت وجود ندارد (همان، 3/371 ـ 372).
| | |
| جعل ماهیت: یکی دیگر از مباحث مهم فلسفی بحث از جعل است. گروهی اتصاف ماهیت به وجود را متعلق جعل میدانند (← ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 1/403 ـ 404؛ ← سبزواری، شرح المنظومه، 2/228) و گروهی متعلق جعل را وجود (ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 1/263 و 2/288 ـ 289، همو، المشاعر، 52) و گروهی دیگر ماهیت را مجعول (شیخ اشراق، 2/186؛ میرداماد، 67 و 71 ـ 72) میدانند. حکمای اشراقی ماهیت را اثر جاعل و وجود و اتصاف ماهیت به وجود را امری عقلی میدانند (← ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 1/399؛ تهانوی، 1/567). ملاصدرا مجعولبودن ماهیت را نپذیرفته و براهینی بر رد آن اقامه کرده است (الحکمة المتعالیه، 1/407؛ سبزواری، شرح المنظومه، 2/222).
| | ==نظریه حرمت استعمال دخانیات== |
| امامخمینی جعل را عبارت از ایجاد شیء میداند (تقریرات، 1/34)؛ اما در اینکه جعل به وجود تعلق دارد یا ماهیت در آثار فلسفی و عرفانی خود با دو نگاه سخن گفته است. ایشان طبق مبنای فلسفی، وجود را مجعول میداند و کمالات را به وجود نسبت میدهد و ماهیات را غیر مجعول و حدود عدمی میشمرد (همان، 2/213، 220 و 299؛ چهل حدیث، 643؛ انوار الهدایه، 74؛ الطلب و الاراده، 32)؛ اما بنابر مبنای عرفانی خود از آنجایی که وجود را واحد شخصی میداند، جعل به وجود را نفی و ماهیات را مجعول میشمرد (تعلیقات فصوص، 27، 204 ـ 205 و 288 ـ 289)؛ هرچند ایشان در مواردی سعی کرده است میان قول به اصالت وجود و مجعولیت ماهیت جمع کند (همان، 287 ـ 288) (← مقالههای وجود؛ اصالت وجود).
| | گروهی از فقهای مسلمان استعمال دخانیات را حرام اعلام کردهاند و برای اثبات حرمت آن به ادله زیر استناد کردهاند: |
| احکام و ویژگیهای ماهیت: امامخمینی مانند دیگر حکما و فلاسفه (ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، 1/65 و 415؛ همو، الحاشیة علی الهیات، 49؛ سبزواری، تعلیقات، 2/74) برای ماهیت احکام و ویژگیهایی بر میشمارد، ازجمله:
| | ===مضر بودن دخانیات برای بدن=== |
| 1. امکان ماهیت: امکان از لوازم ماهیت است و ماهیت در هر ظرفی حتی در مرحله موجودبودن، هنگامی که از وجود تجرید بشود، امکان لازمِ جداناشدنیِ آن است که از ذات او جدا نمیشود؛ زیرا ماهیت در مرتبه ذات که لااقتضا نسبت به وجود و عدم است، اگر امکان را از آن سلب کنیم، لازمهاش این است که یا ممتنع باشد یا واجب بالذات و در این صورت انقلاب در ذات لازم میآید که این امر محال است (تقریرات، 1/37).
| | بسیاری از فقهای مسلمان، استعمال دخانیات را با استناد به [[قاعده لاضرر]]، تنها در صورتی که ضرر مهم و قابل توجهی برای بدن داشته باشد، حرام دانستهاند.<ref>اصولی، بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۲، ص۹۲۲.</ref> این فقیهان البته صرف عنوان دخانیات را حرام نمیدانند؛ بلکه از آن جهت که میتواند برای بدن ضرر معتنابه در برداشته باشد و پس از احراز ضرری بودن آن، به حرمت استعمال آن فتوا میدهند. برای نمونه بنا به فتوای [[سید علی حسینی سیستانی]]، استعمال مواد مخدر، سیگار و قلیان، در صورتی که دارای ضرر و زیان فوقالعاده و مهمی باشد، حرام است.<ref>سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی.</ref> |
| 2. موطن ماهیت: ماهیت اگر بخواهد بدون ضمیمه قیدی موجود باشد، تنها در مرتبه وجود عقلی (ذات و ذهن) موجود میشود؛ ولی در دیگر مراتب وجود (عالم طبیعت و برزخ) موجود نیست (همان، 3/389).
| | |
| 3. تعلقنگرفتن علم به ماهیات: تعلق علم به ماهیات از باب وجود ذهنی است وگرنه ماهیت من حیث هی هی وجودی ندارد و متعلق علم واقع نمیشود؛ زیرا ماهیات معدوماند و علم حقیقی به معدوم تعلق نمیگیرد (همان، 2/222).
| | البته برخی نیز بهطور مطلق، فتوای به حرمت دادهاند.<ref>حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ص۲۲۴؛ علیاننژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۶.</ref> برای نمونه حر عاملی که از محدثان و اخباریان قرن دوازدهم هجری بهشمار میرود، استدلال برخی از این فقهان را چنین بیان کرده است: همه کسانی که به استعمال دخانیات عادت دارند و همچنین پزشکان، از ضررهای ناشی از آن خبر دادهاند و برپایه روایتی از امام صادق(ع)<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۴۲.</ref> مضر بودن چیزی، علت حرمت آن چیز شمرده شده است، پس استعمال دخانیات حرام است.<ref>حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.</ref> |
| 4. منشأ اثر نبودن ماهیت: ماهیات امکانی دارای اثر و اقتضای بالذات نیستند؛ زیرا اقتضا و تأثیر و تأثر از حیثیات وجودی است؛ در حالیکه ماهیات خالی از هر کمال و سعادتیاند (الطلب و الاراده، 72).
| | |
| 5. بالعرضبودن وجود ماهیت: ماهیات به حسب ذات معدوماند و مادامی که بالعرض در دار هستی داخل نشدهاند، حظی از شیئیت اشیا ندارند (تقریرات، 1/54)؛ از اینرو ماهیات معدوم مطلق نیستند (همان، 1/379) و بالعرض موجودند؛ زیرا ماهیات از حدود وجود انتزاع میشوند (الطلب و الاراده، 32). مراد از بالعرضبودن آن است که ماهیات واسطه در عروض دارند و وجود اولاً و بالذات به وجود تعلق میگیرد و به واسطه وجود به ماهیت عارض میشود و در حقیقت مفهوم وجود، بالذات شامل ماهیت نیست، بلکه به واسطه وجودِ خاص است که حقیقتِ مفهومِ موجود بر وجود صادق میشود و بر ماهیت بالعرض و مجاز صادق است (تقریرات 2/9 و 3/67)؛ پس ماهیات ممکنه در وجود خود نیازمند به حیثیت تعلیلی و تقییدیاند؛ زیرا آنها موجود بالعرضاند (الطلب و الاراده، 70) (← مقالههای وجود؛ اصالت وجود).
| | در میان فقیهان معاصر شیعه (قرن پانزدهم هجری) نیز [[مکارم شیرازی]] با استناد به قاعده لاضرر، بهطور مطلق، فتوای به حرمت استعمال دخانیات داده است.<ref>علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.</ref> او میگوید: پزشکان و اهل خبره اتفاق نظر دارند که استعمال دخانیات و سیگار ضررهای مهم و حیاتی برای بدن دارد<ref>علیاننژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۲۰.</ref> و لذا مطابق قاعده لاضرر مشمول حکم حرمت میشود.<ref>علیان نژادی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، مدرسة الامام علی ابن ابی الطالب، ص۱۳.</ref> |
| 6. متصفنشدن ماهیت به خیر و شر: ماهیت من حیث هی، به خیر و شر متصف نمیشود؛ زیرا ماهیت از حیث خود، چیزی جز خود نیست و هیچ اقتضایی ندارد (دعاء السحر، 134)؛ البته ماهیات ظلمانی منشأ شرور و نقصاند (تقریرات، 1/117)؛ به این معنا که تمام رذیلتها و تعین و اعدام به لوازم ماهیت بر میگردد؛ زیرا متعلق جعل و فیض حق نیستند (چهل حدیث، 600) (← مقاله خیر و شر).
| | |
| | گفتنی است که گروهی از فقهای حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنابله، عبدالعزیز بنباز (درگذشت: ۱۴۲۰ق)، مفتی وهابی اهل عربستان، نیز با استناد به قاعده لاضرر، به حرمت استعمال دخانیات فتوا دادهاند.<ref>جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۲؛ الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.</ref> از نظر این فقیهان، برپایه این قاعده، استعمال دخانیات، بنا به گزارش متخصصان، ضرر مهم و قابل توجه برای بدن دارد و هر آنچه برای بدن ضرر دارد، حرام است.<ref>الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة.</ref> |
| | |
| | ===دخانیات از خبائث و استعمال آن افتادن در هلاکت است=== |
| | برخی عالمان با استناد به آیه «[[آیه ۱۵۷ سوره اعراف|وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ]]؛ و خداوند ناپاکیها را حرام کرده است.»،<ref>سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> دخانیات را یکی از مصادیق این امور ناپاک در نظر گرفته و به حرمت آن نظر دادهاند.<ref>حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۴.</ref> همچنین گفتهاند که استعمال دخانیات به سبب آن که موجب عارض شدن بیماریهای زیادی میشود، نوعی افکندن خود در هلاکت است که خداوند بنا به [[آیه تهلکه]] از آن نهی کرده است.<ref>طیار و دیگران، الفقه المیسر، ۱۴۳۳ق، ج۱۳، ص۴۴؛ عتیق، الاحکام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، دار المیمان، ص۵۴.</ref> |
| | ===استعمال دخانیات مخالف احتیاط است=== |
| | اخباریهای شیعه و برخی فقیهان اهل سنت و جماعت|اهل سنت مانند محمد بن احمد علیش (درگذشت: ۱۲۹۹ق)، فقیه مالکی، به قاعده احتیاط برای حرمت استعمال دخانیات استناد کردهاند.<ref>حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.</ref> مطابق این قاعده برخی امور بهطور واضح، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، برخی دیگر بهطور واضح، واجب است که باید انجام داد و در برخی دیگر وجوب یا حرمت آن واضح نیست و نسبت به آن شبهه وجود دارد که برای نجات از افتادن در محرمات الهی، باید در آنها توقف کرد.<ref>حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.</ref> استعمال دخانیات از اموری است که نسبت به آن شبهه وجود دارد و توقف نکردن در آن موجب افتادن در محرمات الهی و هلاکت میگردد.<ref>حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۶؛ علیش، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، دار المعرفة، ج۱، ص۱۲۲.</ref> |
| | |
| | ===صرف هزینه برای دخانیات اسراف و تضییع مال است=== |
| | صرف هزینه برای استعمال دخانیات، اسراف و ضایع کردن مال است؛ چرا که نهتنها نفعی برای بدن ندارد، بلکه مضر نیز هست و بنا به آیه ۴۳ سوره غافر و برخی روایات،<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۰.</ref> اسراف و ضایع کردن مال، حرام است.<ref>حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۲۳ق، ص۲۲۵.</ref> |
| | |
| | ==جایز بودن استعمال دخانیات== |
| | برخی فقیهان به جواز استعمال دخانیات فتوا دادهاند و به ادله زیر استناد کردهاند: |
| | ===مناقشه در مضر بودن دخانیات برای همه بدنها=== |
| | بهگفته سید ابوالقاسم خوئی، مفهوم «ضرر» مفهوم مطلق و ثابتی نیست که حکم حرمت، ذاتی و غیر منفک از آن باشد؛ بلکه مفهومی غیر ثابت و نسبی است که به نسبت افراد و مزاجهای مختلفشان، مقدار آن چیز که میگویند ضرر دارد و همچنین در زمانها و مکانهای مختلف، تغییر مییابد.<ref>توحیدی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیتالله خویی)، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۷-۷۸.</ref> دخانیات یکی از همین امور است که برخی فقها گفتهاند ضرر آن غیر ثابت بوده و ممکن است تنها برای بعضی از بدنها ضرر داشته و برای بعضی دیگر ضرر نداشته باشد و لذا نمیتوان آن را تحت قاعده کلی درآورد و در همه موارد آن را حرام اعلام کرد.<ref>جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.</ref> |
| | ===توتون و تنباکو پاکیزه و حلال است=== |
| | هر آنچه در زمین است و از زمین میروید بنا به شهادت آیاتی همچون آیه «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا؛ او خدایی است که همه چیز در زمین را برای شما خلق کرد.»<ref>سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> و آیه «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا؛ از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است تناول کنید.»،<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref> حلال است؛ مگر آن که دلیل خاصی بر حرمت آن اقامه شود.<ref>جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.</ref> توتون و تنباکو نیز یکی از چیزهایی است که مانند سایر گیاهان از زمین میروید و هیچ نص شرعی یا دلیل خاصی بر حرام بودن استفاده از آن وارد نشده، پس حلال و پاکیزه است.<ref>جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۴.</ref> |
| | |
| | ===قاعده حلیت=== |
| | برای حرمت استعمال دخانیات هیچ نصی وارد نشده است و همه فقهای متقدم و متأخر شیعه، بهنقل از سید نعمتالله جزایری، بر حلالبودن هر آنچه نصی بر حرمت آن وارد نشده، اجماع دارند.<ref>جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.</ref> بنابراین استعمال دخانیات حرام نیست و مباح است.<ref>جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۴.</ref> |
| | |
| | بهگزارش کتاب الموسوعة الفقهیة الکویتیة، موسوعهای در فقه اهل سنت، برخی فقیهان اهل سنت با وارد کردن خدشه در ادله حرمت، به کراهت آن قائل شدهاند.<ref>جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.</ref> برپایه دیدگاه این فقیهان، اگر مضرات استعمال دخانیات ثابت شود، حرام است و اگر ثابت نشود، اصل بر حلیت آن است.<ref>جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.</ref> برخی نیز گفتهاند از آنجا که بیشتر مسلمانان به آن مبتلا هستند، برای دفع حرج از مسلمانان، بهتر است به حلیت آن فتوا داده شود و فتوای به حلیت به یسر و قاعده نفی حرج نزدیکتر است تا فتوای به حرمت.<ref>جمعی از نویسندگان، موسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۰۷.</ref> |
| | |
| | ==حکم استعمال دخانیات برای روزهدار== |
| | بنا به نظر بیشتر فقها و مراجع تقلید، احتیاط واجب آن است که روزهدار از دودهای انواع دخانیات و نیز مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب میشود، خودداری کند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به خویی، توضیح المسائل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۶؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱۴۱۵ق، ص۳۳۵؛ اصولی و بنیهاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج۱، ص۹۷۴.</ref> |
| | |
| | فقیهان همچنین درباره حکم استعمال دخانیات در اماکن عمومی نیز سخن گفتهاند. بنا به فتوای برخی از آنان کشیدن سیگار یا قلیان در اماکن عمومی و اجتماعات و یا وسایل نقلیه عمومی در صورتی که ضرر قابل توجه برای دیگران داشته باشد یا موجب آزار و اذیت دیگران شود، جایز نیست و در ملک شخص دیگری نیز، بدون رضایت وی جایز نمیباشد.<ref>سیستانی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی؛ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.</ref> |
| | |
| | مکارم شیرازی گفته است کشیدن سیگار در ادارات دولتی یا خصوصی که آن را ممنوع اعلام کردهاند، حتی اگر موجب آزار و اذیت دیگران نشود، جایز نیست و حرام است.<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۸۶.</ref> او همچنین تبلیغ سیگار را از آن جهت که جزو کالاهای مضر محسوب میشود را حرام دانسته است.<ref>مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۰۱.</ref> |
|
| |
|
| ==پانویس== | | ==پانویس== |
| خط ۴۷: |
خط ۶۸: |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |
| *آملی، محمدتقی، درر الفوائد، قم، اسماعیلیان، بیتا.
| | {{منابع|۲}} |
| *ابنسینا، حسینبنعبدالله، الهیات دانشنامه علائی، تصحیح محمد معین، همدان، دانشگاه بوعلی سینا، چاپ دوم، 1383ش.
| | *اصولی، احسان و محمدحسن بنی هاشمی خمینی، رساله توضیح المسائل (مراجع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بیتا. |
| *ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفاء، الالهیات، تصحیح سعید زاید، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1404ق.
| | *الموسوعة الفقهیة، [https://dorar.net/feqhia/3401/المطلب-الأول-حكم-شرب-التبغ-(الدخان) «حكمُ شرب التبغِ (الدخان)»]، سایت الدرر السنیة، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۳ق. |
| *ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفاء، الطبیعیات، تصحیح سعید زاید، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1404ق.
| | *توحیدی، محمدعلی، مصباح الفقاهة (تقریرات درس مکاسب آیتالله خویی)، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۷ق. |
| *ابن سینا، حسین بن عبدالله، النجاة من الغرق فی بحر الضلالات، تصحیح محمدتقی دانشپژوه، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1379ش. | | *جزایری، سید نعمتالله، الانوار النعمانیة، بیروت، دار القارئ، ۱۴۲۹ق. |
| *امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ شانزدهم، 1388ش.
| | *جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، وزارة الأوقاف و الشؤون الاسلامیة، ۱۴۱۴ق. |
| *امام خمینی، سید روحالله، الاستصحاب، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ سوم، 1385ش.
| | *جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش. |
| *امام خمینی، سید روحالله، انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایه، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ سوم، 1385ش. | | *حر عاملی، محمد بن حسن، الفوائد الطوسیة، قم، انتشارات محلاتی، ۱۴۲۳ق. |
| *امام خمینی، سید روحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، قم، پاسدار اسلام، چاپ دوم، 1410ق. | | *رحیمی، مرتضی، «بررسی آیات فقهی در حلیت یا حرمت استعمال دخانیات در نگاه فریقین»، پژوهشنامه حلال، شماره ۱، اسفند ۱۳۹۷ش. |
| *امام خمینی، سید روحالله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ یازدهم، 1388ش. | | *خوئی، سید ابوالقاسم و میرزاجواد تبریزی، احکام جامع مسائل پزشکی، قم، دار الصدیقة الشهیدة(س)، چاپ اول، ۱۴۳۲ق. |
| *امام خمینی، سید روحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تقریر سیدعبدالغنی اردبیلی، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ دوم، 1385ش. | | *سیستانی، سیدعلی، [https://www.sistani.org/persian/book/26576/5984/ «توضیح المسائل جامع»]، سایت دفتر رسمی مرجع عالیقدر آقای سیدعلی حسینی سیستانی، تاریخ بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۳ش. |
| *امام خمینی، سید روحالله، تنقیح الاصول، تقریر حسین تقوی اشتهاردی، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ سوم، 1385ش. | | *شوکانی، محمد، ارشاد السائل الی دلائل المسائل، بیجا، بینا، ۱۳۴۸ق. |
| *امام حمینی، سید روحالله، جواهر الاصول، تقریر محمدحسن مرتضوی لنگرودی، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ اول، 1423ق. | | *شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم، مجمع الفكر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق. |
| *امام خمینی، سید روحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ چهارم، 1388ش. | | *طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق. |
| *امام خمینی، سید روحالله، شرح دعاء السحر، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ چهارم، 1386ش.
| | *طیار، عبدالله بن محمد و دیگران، الفقه المیسر، ریاض، بینا، ۱۴۳۳ق. |
| *امام خمینی، سید روحالله، الطلب و الاراده، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ چهارم، 1387ش. | | *عبد السلام الطویلة، عبدالوهاب، فقه الاشربة و حدها، قاهره، دار السلام، ۱۴۰۶ق. |
| *امام خمینی، سید روحالله، کتاب البیع، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ اول، 1379ش. | | *عدالتنژاد، سعید، «دخانیات: مباحث فقهی»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش. |
| *امام خمینی، سید روحالله، مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایه، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ ششم، 1386ش. | | *عقیق، احمد بن محمد، الاحكام الفقهیة المتعلقة بالتدخین، ریاض، دار المیمان، بیتا. |
| *امام خمینی، سید روحالله، معتمد الاصول، تقریر محمد فاضل لنکرانی، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ دوم، 1386ش. | | *علیاننژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، بیتا. |
| *امام خمینی، سید روحالله، مناهج الوصول الی علم الاصول، تهران، مؤسسه تنظیم ...، چاپ سوم، 1387ش. | | *علیش، محمد بن احمد، فتح العلی المالک فی الفتوى على مذهب الإمام مالک، بیروت، دار المعرفة، بیتا. |
| *بهمنیاربنمرزبان، التحصیل، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1375ش. | | *فتحاللهپور، پرویز، «دخانیات؛ گیاهشناسی، تاریخ و کاربرد»، در دانشنامه جهان اسلام، جلد ۱۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۱ش. |
| *تهانوی، محمد علی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، تحقیق علی دحروج، لبنان، ناشرون، چاپ اول، 1996م.
| | *کرمی حنبلی، مرعی بن یوسف، تحقيق البرهان في شان الدخان الذي يشربه الناس الآن، بیروت، دار ابنحزم، ۱۴۲۱ق. |
| *جرجانی، سیدشریف، کتاب التعریفات، تهران، ناصرخسرو، چاپ چهارم، 1370ش.
| | *کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح محمد آخوندی و علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق. |
| *حلی، علامه، حسنبنیوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق و تعلیق حسن حسنزاده آملی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، 1413ق. | | *وحید بهبهانی، محمدباقر، الرسائل الاصولیة، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق. |
| *خواجهنصیر طوسی، محمدبنمحمد، شرح الاشارات و التنبیهات، قم، بلاغت، چاپ اول، 1375ش.
| | {{پایان}} |
| *دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، 1373ش. | |
| *دینانی ابراهیمی، غلامحسین، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام، تهران، طرح نو، چاپ اول، 1379ش.
| |
| *سبزواری، ملاهادی، تعلیقات چاپشده در الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، تألیف ملاصدرا، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1981م. | |
| *سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومه، تصحیح و تعلیق حسن حسنزاده آملی، تهران، ناب، چاپ اول، 1369 ـ 1379ش.
| |
| *شیخ اشراق، سهروردی، شهابالدین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح هانری کربن و دیگران، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ دوم، 1375ش.
| |
| *صفدری، نیاک، مرتضی، موضوع حکمت متعالیه و وجود لابشرط مقسمی، مجله معرفت فلسفی، شماره 17، 1386ش. | |
| *طباطبایی، سیدمحمدحسین، نهایة الحکمه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوازدهم، 1416ق.
| |
| *علیزاده، بیوک، چیستی ماهیت و احکام آن، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امامصادق(ع)، شماره 17، 1382ش.
| |
| *فارابی، ابونصر، فصوص الحکم، تحقیق محمدحسن آلیاسین، قم، بیدار، چاپ دوم، 1405ق. | |
| *فخر رازی، محمدبنعمر، المباحث المشرقیة فی علم الالهیات و الطبیعیات، قم، بیدار، چاپ دوم، 1411ق.
| |
| *قطبالدین رازی، محمدبنمحمد، شرح المطالع، قم، کتبی، چاپ سنگی، بیتا.
| |
| **قطبالدین رازی، محمدبنمحمد، المحاکمات بین شرحی الاشارات، چاپشده در هامش شرح الاشارات و التنبیهات، تألیف خواجهنصیرالدین طوسی قم، بلاغت، چاپ اول، 1375ش. | |
| *قطبالدین شیرازی، محمودبنمسعود، درة التاج، به اهتمام سیدمحمد مشکوة، تهران، حکمت، چاپ سوم، 1369ش.
| |
| *قمشهای، محمدرضا، مجموعه آثار آقامحمدرضا قمشهای، حکیم صهبا، تحقیق حامد ناجی اصفهانی و خلیل بهرامی، اصفهان، کانون پژوهش، چاپ اول، 1378ش. *قیصری، داوودبنمحمود، شرح فصوص الحکم، تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1375ش.
| |
| *کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، یونان و روم، ترجمه سیدجلالالدین مجتبوی، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، 1380ش.
| |
| *کاتبی، نجمالدین، حکمة العین و شرحه، تصحیح جعفر زاهدی، مشهد، دانشگاه فردوسی، چاپ اول، 1353ش. | |
| *کاتبی، نجمالدین، الرسالة الشمسیه، تصحیح محسن بیدارفر، قم، بیدار، چاپ دوم، 1384ش. | |
| *کاشانی، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیه، تصحیح مجید هادیزاده، تهران، حکمت، چاپ اول، 1381ش.
| |
| *کاشانی، عبدالرزاق، لطائف الاعلام فی اشارات اهل الالهام، تصحیح مجید هادیزاده، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول، 1379ش. | |
| *لاهیجی، عبدالرزاق، شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام، تحقیق اکبر اسدعلیزاده قم، مؤسسه امامصادق(ع)، چاپ اول، 1425ق.
| |
| *مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، چاپ ششم، 1383ش.
| |
| *ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحاشیة علی الهیات الشفاء، قم، بیدار، بیتا؛ همو، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1981م.
| |
| *ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیه، تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، مشهد، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم، 1360ش.
| |
| *ملاصدرا، محمدبنابراهیم، المشاعر، به اهتمام هانری کربن، تهران، طهوری، چاپ دوم، 1363ش.
| |
| *میرداماد، محمدباقر، القبسات، به اهتمام مهدی محقق و دیگران، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1367ش.
| |