تقلید از زنان: تفاوت میان نسخهها
Mkhaghanif (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «{{نویسنده |نویسنده = مهدی شجریان |نویسنده۲ = |نویسنده۳ = |گردآوری = |ویراستار۱ = |ویراستار۲ = |ویراستار۳ = }} *'''چکیده''' '''تقلید از زنان''' یا '''مرجعیت زنان''' در احکام شرعی، عمدتاً ذیل بحث از شرایط مرجعیت و بهویژه شرط ذکوریت، مورد توجه فقها و پژوهشگ...» ایجاد کرد |
Nazarzadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
}} | }} | ||
*'''چکیده''' | *'''چکیده''' | ||
'''تقلید از زنان''' یا '''مرجعیت زنان''' در احکام شرعی، عمدتاً ذیل بحث از شرایط مرجعیت و بهویژه شرط ذکوریت، مورد توجه فقها و پژوهشگران فقهی قرار | '''تقلید از زنان''' یا '''مرجعیت زنان''' در احکام شرعی، عمدتاً ذیل بحث از شرایط مرجعیت و بهویژه شرط ذکوریت، مورد توجه فقها و پژوهشگران فقهی قرار میگیرد. در منابع فقهی درباره مرجعیت زنان دو دیدگاه اصلی شکل گرفته است: دیدگاه مشهور فقها که ذکوریت را شرط میداند و دیدگاه غیرمشهور که چنین شرطی را ضروری ندانسته و مرجعیت زنان را جایز میداند. | ||
شهید ثانی، نخستین فقیهی است که بهطور صریح، ذکوریت را شرط افتاء دانسته و بر آن ادعای اجماع کرده است. پس از او، این نظر در آثاری مانند [[کتاب العروة الوثقی]] تثبیت شد؛ هرچند برخی فقها همچون صاحب جواهر، [[محمدحسین غروی اصفهانی|محقق اصفهانی]] و [[سید محسن حکیم]] در این شرط تردید کردهاند. | شهید ثانی، نخستین فقیهی است که بهطور صریح، ذکوریت را شرط افتاء دانسته و بر آن ادعای اجماع کرده است. پس از او، این نظر در آثاری مانند [[کتاب العروة الوثقی]] تثبیت شد؛ هرچند برخی فقها همچون صاحب جواهر، [[محمدحسین غروی اصفهانی|محقق اصفهانی]] و [[سید محسن حکیم]] در این شرط تردید کردهاند. | ||
فقهای قائل به عدم جواز | فقهای قائل به عدم جواز تقلید از زنان برای اثبات مدعای خود به مجموعهای از ادله استناد کردهاند؛ ازجمله آیاتی از قرآن مانند [[آیه ۳۴ سوره نساء|آیه قوامیت]] و [[آیه ۲۲۸ سوره بقره|آیه درجه]]، روایاتی که تصدی قضاوت را مختص مردان میداند یا از واگذاری امور به زنان نهی میکند، ادعای اجماع و نیز استناد به آنچه از آن به [[مذاق شارع]] تعبیر میشود. در مقابل، منتقدان این ادله، با تأکید بر سیاق خانوادگی داشتن آیات مورد استناد، ضعف سندی یا ناظر بودن روایات به شرایط اجتماعی و تاریخی خاص، مدرکی بودن اجماع ادعاشده و نیز ابهام و عدم ضابطهمندی مفهوم مذاق شریعت، این مجموعه ادله را برای اثبات شرط ذکوریت ناکافی ارزیابی کردهاند. | ||
در | در برابرِ دیدگاه مشهور، گروهی از فقهای معاصر با تکیه بر اطلاق آیاتی همچون [[آیه ۴۳ سوره نحل|آیه اهل ذکر]]، استناد به اطلاق روایات ناظر به شرایط فقها که در آنها قیدی از حیث جنسیت دیده نمیشود، توجه به سیره معصومان(ع) و بهویژه تمسک به [[بنای عقلاء]]، شرط ذکوریت را فاقد مستند شرعی دانستهاند. بر اساس این دیدگاه، ملاک اصلی در مرجعیت تقلید، علم، فقاهت و اعلمیت است و جنسیت در این میان نقشی تعیینکننده ندارد. برخی از این فقها، حتی اگر در اطلاق جواز تقلید از زنان تردید داشته باشند، دستکم برای زنان، تقلید از زن را پذیرفته و آن را با موازین فقهی و اصول استنباط سازگار دانستهاند. | ||
جمعبندی و ارزیابی استدلالهای دو دیدگاه نشان میدهد که هر یک مبتنی بر مبانی و روشهای استنباطی خاصی است. دیدگاه مشهور عمدتاً بر ادله خاص، فهم خاصی از نصوص و نوعی احتیاط در حوزه مناصب دینی تکیه دارد، در حالی که دیدگاه غیرمشهور بر عموم و اطلاق ادله دیگر، بازخوانی انتقادی نصوص و تفسیری گستردهتر از سیره عقلاء و سیره معصومان تأکید میورزد. نقدهای متقابل میان این دو رویکرد نیز عمدتاً حول محور دلالت و سیاق نصوص، اعتبار و صدور روایات و چگونگی فهم و کاربست سیره معصومان(ع) شکل گرفته است. | جمعبندی و ارزیابی استدلالهای دو دیدگاه نشان میدهد که هر یک مبتنی بر مبانی و روشهای استنباطی خاصی است. دیدگاه مشهور عمدتاً بر ادله خاص، فهم خاصی از نصوص و نوعی احتیاط در حوزه مناصب دینی تکیه دارد، در حالی که دیدگاه غیرمشهور بر عموم و اطلاق ادله دیگر، بازخوانی انتقادی نصوص و تفسیری گستردهتر از سیره عقلاء و سیره معصومان تأکید میورزد. نقدهای متقابل میان این دو رویکرد نیز عمدتاً حول محور دلالت و سیاق نصوص، اعتبار و صدور روایات و چگونگی فهم و کاربست سیره معصومان(ع) شکل گرفته است. | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
=== آیه ۳۴ سوره نساء === | === آیه ۳۴ سوره نساء === | ||
اولین آیه مورد استدلال این گروه، [[آیه ۳۴ سوره نساء]] است.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴،</ref> بر اساس تفسیر ارائه شده از واژه «قوامون» در این آیه، | اولین آیه مورد استدلال این گروه، [[آیه ۳۴ سوره نساء]] معروف به آیه قوامیت است.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴،</ref> بر اساس تفسیر ارائه شده از واژه «قوامون» در این آیه، «قیام، ولایت و سیاست» بر زنان مختص مردان است، که این برتری به دلائلی مانند کمال عقل، قوت بیشتر و پرداخت نفقه و [[مهریه]] به زن، از جانب خداوند برای مردان قرار داده شده است. بنابراین، از آنجا که مرجعیت را نوعی ولایت و قیادت فکری بر جامعه میدانند، این جایگاه به دلیل وجود علل مذکور، که در مردان یافت میشود و در زنان مفقود است، منحصر به مردان خواهد بود.<ref>حسینی تهرانی، ولاية الفقيه في حكومة الإسلام، ج۳، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref> | ||
در نقد این استدلال گفته شده که منظور از «قیام» در آیه، صرفاً تأدیب و سامان دادن به امور زندگی است، نه ریاست عامه مردان.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴.</ref> همچنین گفته شده که با توجه به سیاق آیه و ذکر «انفاق»، قوامیت مذکور ناظر به ریاست مرد در چارچوب خانواده و در | در نقد این استدلال گفته شده که منظور از «قیام» در آیه، صرفاً تأدیب و سامان دادن به امور زندگی است، نه ریاست عامه مردان.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴.</ref> همچنین گفته شده که با توجه به سیاق آیه و ذکر «انفاق»، قوامیت مذکور ناظر به ریاست مرد در چارچوب خانواده و در رابطهِ زوجیت است و نمیتوان آن را به سایر عرصههای اجتماعی، ازجمله مرجعیت تعمیم داد که یک ولایت فکری است. طبق این نظر مرجعیت، صرفاً بیان حکم الهی است و التزام مقلد به فتوا، ناشی از تعبد در برابر خداوند است، نه سیطره شخص مرجع.<ref>ساسانی و میراحمدی، «تحلیل و ارزیابی ادله فقهای امامیه درباره مرجعیت زنان با تأکید بر دیدگاههای آیتالله خامنهای»، ص۹۹-۱۰۰.</ref> | ||
=== آیه ۲۲۸ سوره بقره === | === آیه ۲۲۸ سوره بقره === | ||
آیه دیگری که به آن استناد میشود، بخشی از [[آیه ۲۲۸ سوره بقره]] (و لِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ) است. استدلالکنندگان معتقدند مردان به دلیل برخورداری از «قوت» و «استحکام روحی»، بر زنان درجه و فضیلتی دارند. این فضیلت، به معنای لزوم دوری زنان از دخالت در امور سیاسی و مدیریت عمومی و ازجمله مرجعیت دینی تلقی شده است.<ref>معرفت، تعليق و تحقيق عن أمهات مسائل القضاء؛ ص۳۰۹.</ref> | آیه دیگری که به آن استناد میشود، بخشی از [[آیه ۲۲۸ سوره بقره]] (و لِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ) معروف به آیه درجه است. استدلالکنندگان معتقدند مردان به دلیل برخورداری از «قوت» و «استحکام روحی»، بر زنان درجه و فضیلتی دارند. این فضیلت، به معنای لزوم دوری زنان از دخالت در امور سیاسی و مدیریت عمومی و ازجمله مرجعیت دینی تلقی شده است.<ref>معرفت، تعليق و تحقيق عن أمهات مسائل القضاء؛ ص۳۰۹.</ref> | ||
منتقدان در پاسخ بیان میکنند که این آیه نیز در سیاق احکام خانواده و طلاق آمده و بسیاری از مفسران و فقها، واژه «درجه» را به حقوق خاص مرد در خانواده مانند [[حق طلاق]] و رجوع تفسیر کردهاند، نه یک برتری ذاتی در همه امور اجتماعی.<ref>ایزدیفرد و کاویار، «واکاوی ادله ناظر بر مرجعیت زنان در فقه امامیه»، ص۲۱۴.</ref> [[محمداسحاق فیاض]] نیز گفته است «درجه» در این آیه به معنای «منزلت» در چارچوب خانواده است، نه برتری مطلق. این | منتقدان در پاسخ بیان میکنند که این آیه نیز در سیاق احکام خانواده و طلاق آمده و بسیاری از مفسران و فقها، واژه «درجه» را به حقوق خاص مرد در خانواده مانند [[حق طلاق]] و رجوع تفسیر کردهاند، نه یک برتری ذاتی در همه امور اجتماعی.<ref>ایزدیفرد و کاویار، «واکاوی ادله ناظر بر مرجعیت زنان در فقه امامیه»، ص۲۱۴.</ref> [[محمداسحاق فیاض]] نیز گفته است «درجه» در این آیه به معنای «منزلت» در چارچوب خانواده است، نه برتری مطلق. این منزلت، به مرد حق «قوامیت» بر زن را میدهد، که شامل حق استمتاع و اختیار طلاق است. در مقابل، زن نیز حقوقی مانند نفقه، مسکن، پوشاک و خوراک دارد؛ اما در خارج از خانواده، در شئون عمومی زندگی مانند سیاست، اقتصاد و آموزش، هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد.<ref>فیاض کابلی، المسائل المستحدثة، ص۲۴۵.</ref> | ||
=== آیه ۳۳ سوره احزاب === | === آیه ۳۳ سوره احزاب === | ||
استدلال به [[آیه ۳۳ سوره احزاب]] (وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى) برای اثبات شرط ذکوریت مرجع تقلید، بر این محور استوار است که وظیفه اصلی زن، «قرار گرفتن در خانه»، «حفظ حجاب» و «پرهیز از خودنمایی» است. این موارد، طبیعت و موقعیت زن را به گونهای ترسیم میکند که او را از عهدهداری مسئولیتهایی که نیازمند ارتباط گسترده با توده مردم و حضور در عرصههای اجتماعی است، باز میدارد. هرچند این محدودیتها بهمعنای محرومیت از علم و کسب دانش نیست، اما نقش اصلی زن را در تربیت خانواده و جامعهسازی از درون خانه تعریف میکند. بنابراین، ماهیت و وظایف تعیین شده برای زن، او را از تصدی مقام مرجعیت که لازمهاش بروز و حضور در جامعه است، نامتناسب میسازد.<ref>سند، سند العروة الوثقى، كتاب الإجتهاد و التقليد، ج۲، ص۶۶-۶۷.</ref> | استدلال به [[آیه ۳۳ سوره احزاب]] (وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى) برای اثبات شرط ذکوریت مرجع تقلید، بر این محور استوار است که وظیفه اصلی زن، «قرار گرفتن در خانه»، «حفظ حجاب» و «پرهیز از خودنمایی» است. این موارد، طبیعت و موقعیت زن را به گونهای ترسیم میکند که او را از عهدهداری مسئولیتهایی که نیازمند ارتباط گسترده با توده مردم و حضور در عرصههای اجتماعی است، باز میدارد. هرچند این محدودیتها بهمعنای محرومیت از علم و کسب دانش نیست، اما نقش اصلی زن را در تربیت خانواده و جامعهسازی از درون خانه تعریف میکند. بنابراین، ماهیت و وظایف تعیین شده برای زن، او را از تصدی مقام مرجعیت که لازمهاش بروز و حضور در جامعه است، نامتناسب میسازد.<ref>سند، سند العروة الوثقى، كتاب الإجتهاد و التقليد، ج۲، ص۶۶-۶۷.</ref> | ||
در نقد این استدلال آمده که مقصود آیه، خانهنشینی مطلق | در نقد این استدلال آمده که مقصود آیه، خانهنشینی مطلق نیست؛ بلکه پرهیز از خودنمایی به شیوه جاهلیت است. ضمناً در دنیای امروز، بخش بزرگی از ارتباطات مرجع و مقلد میتواند بدون نیاز به حضور فیزیکی و از طریق ابزارهای نوین ارتباطی صورت گیرد.<ref>ایزدیفرد و کاویار، «واکاوی ادله ناظر بر مرجعیت زنان در فقه امامیه»، ص۲۱۴-۲۱۵.</ref> | ||
=== صحیحه ابیخدیجه === | === صحیحه ابیخدیجه === | ||
[[صحیحه ابیخدیجه]] | [[صحیحه ابیخدیجه]] ازجمله نصوصی محسوب شده که ممکن است عدم صلاحیت زنان برای مرجعیت از آن برداشت شود. در این روایت، امام(ع) برای ارجاع امور قضایی، از تعبیر «رجل» استفاده کرده است: «انْظُرُوا إِلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ يَعْلَمُ شَيْئاً مِنْ قَضَائِنَا».<ref>کلینی، الكافي، ج۷، ص۴۱۲.</ref> و گفتهاند تعبیر «الی رجل منکم» بر اعتبار رجولیت دلالت میکند.<ref>سیفی مازندرانی، الإجتهاد و التقلید، ص۱۱۷-۱۱۸.</ref> | ||
[[سید ابوالقاسم خویی]] در نقد استدلال به | [[سید ابوالقاسم خویی]] در نقد استدلال به صحیحه ابیخدیجه، معتقد است که ذکر عنوان «رجل» در موضوع حکم رجوع (قاضی)، به دلیل تقابل با «اهل جور و حاکمانشان» و منع از مراجعه به آنان است. همچنین از آنجا که در عرف، غالب قضات مرد بودهاند و قضاوت زنان در آن زمان متعارف نبوده و حتی یک مورد هم نقل نشد است، عنوان «مرد» در روایت از باب غلبه و شایع بودن و نه از باب تعبد و انحصار قضاوت به مردان، ذکر شده است. بنابراین، این روایت دلالتی بر اعتبار مرد بودن در باب قضاوت ندارد، چه رسد به افتا. افزون بر این، دلیلی بر ملازمت میان قضاوت و افتا وجود ندارد که احکام یکی در دیگری نیز معتبر باشد.<ref>خویی، التنقيح في شرح العروة الوثقى؛ الاجتهاد و التقليد، ص۲۲۵.</ref> | ||
=== روایات ذم سپردن امور به زنان === | === روایات ذم سپردن امور به زنان === | ||
برای اثبات مرد بودن مرجع تقلید، به روایاتی استناد شده که مضمون آنها عدم موفقیت مردمی است که سرپرستی امورشان را به زنان میسپارند. به اعتقاد برخی فقیهان این روایات دلالت روشنی بر عدم صلاحیت زن برای تصدی امور عمومی و ازجمله مرجعیت تقلید را دارند.<ref>سند، سند العروة الوثقى، كتاب الإجتهاد و التقليد، ج۲، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref> مثلاً روایتی از پیامبر(ص) که میفرماید: «ملتی که کارشان را زنی اداره کند، رستگار نخواهند شد.»<ref>راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۷۹.</ref> | برای اثبات مرد بودن مرجع تقلید، به روایاتی استناد شده که مضمون آنها عدم موفقیت مردمی است که سرپرستی امورشان را به زنان میسپارند. به اعتقاد برخی فقیهان این روایات دلالت روشنی بر عدم صلاحیت زن برای تصدی امور عمومی و ازجمله مرجعیت تقلید را دارند.<ref>سند، سند العروة الوثقى، كتاب الإجتهاد و التقليد، ج۲، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref> مثلاً روایتی از پیامبر(ص) که میفرماید: «ملتی که کارشان را زنی اداره کند، رستگار نخواهند شد.»<ref>راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۷۹.</ref> | ||
در مقابل عده ای از فقیهان بر این باورند که این روایات «معتبر» و حتی «قابل تصدیق» نیستند. معنای این روایات این است که زن به دلیل زن بودن، قادر به اداره امور کشور نیست و ولایت او بر امور، منجر به سقوط جامعه در تمام ابعاد حیاتیاش میشود. اما تجربه امروز ما این مطلب را نفی میکند و حضور موفقیتآمیز زنان در عرصههای مختلف اجتماعی و | در مقابل عده ای از فقیهان بر این باورند که این روایات «معتبر» و حتی «قابل تصدیق» نیستند. معنای این روایات این است که زن به دلیل زن بودن، قادر به اداره امور کشور نیست و ولایت او بر امور، منجر به سقوط جامعه در تمام ابعاد حیاتیاش میشود. اما تجربه امروز ما این مطلب را نفی میکند و حضور موفقیتآمیز زنان در عرصههای مختلف اجتماعی و علمی، این ادعا را رد میکند.<ref>فیاض کابلی، المسائل المستحدثة، ص۲۴۶.</ref> علاوه بر این گفته شده است این روایات با داستان حکومت ملکه سبا در قرآن که با درایت و عقلانیت توصیف شده، در تعارض است.<ref>ایزدیفرد و کاویار، «واکاوی ادله ناظر بر مرجعیت زنان در فقه امامیه»، ص۲۱۶.</ref> | ||
=== اجماع === | === اجماع === | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
== ادله جواز تقلید از زنان == | == ادله جواز تقلید از زنان == | ||
در مقابل دیدگاه مشهور، گروهی از فقهای معاصر بر پایه انتقاد از ادله قول مشهور، معتقدند هیچ دلیل معتبری بر شرط ذکوریت برای مرجعیت وجود ندارد. ادله اثباتی این گروه عمدتاً بر اطلاق آیاتی از قرآن، برخی روایات، [[سیره معصومان]] و نیز [[بنای عقلا]] استوار است. البته مخالفان تقلید از زنان معتقدند تمامی ادله مورد ادعای | در مقابل دیدگاه مشهور، گروهی از فقهای معاصر بر پایه انتقاد از ادله قول مشهور، معتقدند هیچ دلیل معتبری بر شرط ذکوریت برای مرجعیت وجود ندارد. ادله اثباتی این گروه عمدتاً بر اطلاق آیاتی از قرآن، برخی روایات، [[سیره معصومان]] و نیز [[بنای عقلا]] استوار است. البته مخالفان تقلید از زنان معتقدند تمامی ادله مورد ادعای موافقان تقلید از زن با ادله دیدگاه مشهور، تقیید خورده است. | ||
=== اطلاق آیات === | === اطلاق آیات === | ||
* آیه | * آیه اهل الذکر: به اعتقاد برخی پژوهشگران [[آیه ۴۳ سوره نحل]] (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ)، به مثابه یک اصل عقلایی کلی یعنی رجوع جاهل به عالم، مبنای اصل تقلید است. به گفته آنان، عبارت «اهل الذکر» هیچ قیدی از نظر جنسیت ندارد و شامل هر عالمی، اعم از زن و مرد میشود.<ref>ایزدیفرد و کاویار، «واکاوی ادله ناظر بر مرجعیت زنان در فقه امامیه»، ص۲۱۹-۲۲۰.</ref> | ||
* آیه | * آیه نفر: خداوند در [[آیه ۱۲۲ سوره توبه]] به گروهی از مؤمنان دستور میدهد که برای کسب دانش عمیق در دین (تفقه) کوچ کنند. واژه «طائفة» (گروه) نیز اطلاق دارد و هم شامل مردان و هم زنان میشود و وظیفه تفقه و انذار را به جنسیت خاصی محدود نکرده است.<ref>ساسانی و میراحمدی، «تحلیل و ارزیابی ادله فقهای امامیه درباره مرجعیت زنان با تأکید بر دیدگاههای آیت الله خامنهای»، ص۱۰۹.</ref> | ||
* آیه ۱۸ سوره زمر: [[محمد صادقی تهرانی]] ماهیت تقلید را «تبعیت از بهترین قول» شمرده و با تکیه بر [[آیه ۱۸ سوره زمر]] که بر تبعیت از بهترین قول تأکید میکند، بر این باور است که تنها شرط مرجع تقلید، اعلم و اتقی بودن است، تا قول او به واقع نزدیکتر باشد. بر این اساس نه تنها مرد بودن شرط نیست بلکه زنده بودن، بالغ بودن و سایر شرایط ذکر شده برای مرجع تقلید نیز شرط نیست.<ref>صادقی تهرانی، توضیح المسائل نوین، ص۲۶.</ref> | * آیه ۱۸ سوره زمر: [[محمد صادقی تهرانی]] ماهیت تقلید را «تبعیت از بهترین قول» شمرده و با تکیه بر [[آیه ۱۸ سوره زمر]] که بر تبعیت از بهترین قول تأکید میکند، بر این باور است که تنها شرط مرجع تقلید، اعلم و اتقی بودن است، تا قول او به واقع نزدیکتر باشد. بر این اساس نه تنها مرد بودن شرط نیست بلکه زنده بودن، بالغ بودن و سایر شرایط ذکر شده برای مرجع تقلید نیز شرط نیست.<ref>صادقی تهرانی، توضیح المسائل نوین، ص۲۶.</ref> | ||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
=== سیره معصومین (ع) === | === سیره معصومین (ع) === | ||
[[یوسف صانعی]] | [[یوسف صانعی]]، قضاوت و مرجعیت زنان را جایز دانسته و در این باره به سیره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) استناد کرده است.<ref>صانعی، مجمع المسائل، ج۲، ص۲۲.</ref> [[محمدابراهیم جناتی شاهرودی|محمدابراهیم جناتی]] نیز برای اثبات جواز تقلید از زنان به سیره عملی معصومان استدلال کرده است.<ref>جناتی، ادوار فقه و کیفیت بیان آن، ص۳۶۹.</ref> وی در این باره دو شاهد آورده است: اولاً گزارش شده که امام صادق(ع) زنان را برای فراگیری احکام حج به همسرشان، حمیده مصفاه، ارجاع میدادند.<ref>طوسی، تهذیب الاحکام، ج۵، ص۴۱۰.</ref> ثانیاً برای اثبات این سیره عملی به سوال و پاسخی از امام نیز استدلال شده است. راوی در مورد امکان نیابت زن از مرد در حج تمتع سوال میکند و امام(ع) بعد از تجویز این نیابت به شرط اسلام و فقاهت زن (مُسْلِمَةً فَقِيهَة)، میفرماید: «فَرُبَّ امْرَأَةٍ أَفْقَهُ مِنْ رَجُل»<ref>کلینی، الكافي، ج۴، ص۳۰۶.</ref> و در نقل دیگری میفرماید: «رُبَّ امْرَأَةٍ خَيْرٌ مِنْ رَجُل».<ref>طوسی، تهذيب الأحكام، ج۵، ص۴۱۳.</ref> | ||
=== سیره عقلا === | === سیره عقلا === | ||
مهمترین و اساسیترین دلیل بر جواز تقلید از زنان، سیره مستمر و [[بنای عقلا]] در تمام جوامع دانسته شده است.<ref>حائری یزدی، شرح العروة الوثقى، ج۱، ص۴۴.</ref> بر این اساس گفته شده که | مهمترین و اساسیترین دلیل بر جواز تقلید از زنان، سیره مستمر و [[بنای عقلا]] در تمام جوامع دانسته شده است.<ref>حائری یزدی، شرح العروة الوثقى، ج۱، ص۴۴.</ref> بر این اساس گفته شده که عقلا، در همه امور تخصصی، رجوع فرد غیرمتخصص را به متخصص لازم میدانند و در این رجوع، جنسیت متخصص (مانند پزشک، مهندس و...) هیچ مدخلیتی ندارد. ملاک اصلی، صرفاً تخصص و اعلمیت است و از آنجا که شارع مقدس این بنای عقلایی را رد نکرده و با سکوت خود امضا نموده است، در امر دین نیز همین قاعده جاری است؛ بنابراین اگر زنی در فقه به درجه اعلمیت برسد، رجوع به او مطابق با همین سیره عقلایی خواهد بود.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۹، ص۴۲۲.</ref> | ||
== جواز تقلید زنان از زنان == | == جواز تقلید زنان از زنان == | ||
برخی فقهای معاصر با تفصیل مرجعیت برای مقلدین مرد و مقلدین زن، دومی را برای زنان مسلم شمردهاند. بر اساس این نظریه، حتی اگر ادله عدم جواز تقلید از زنان را بپذیریم و مرجعیت زن برای مردان را به دلیل مسائلی چون قوامیت یا مذاق شارع نپذیریم، هیچ دلیلی بر منع تقلید زنان از مجتهد زن وجود ندارد. ازجمله [[عبدالله جوادی آملی|آیتالله جوادی آملی]] جواز تقلید زنان از زن مجتهد اعلم را بعید ندانسته است.<ref>جوادی آملی، توضیح المسائل، ص۲۲.</ref> همچنین [[سید علی خامنهای|آیتالله خامنهای]] نیز در این خصوص میگوید: «امروز خوشبختانه زنهایی که مجتهدند کم نیستند. بنده حتی معتقدم بسیاری از مسائل زنانه که موضوعش زنان هستند و مردها درست موضوع را تشخیص نمیدهند، | برخی فقهای معاصر با تفصیل مرجعیت برای مقلدین مرد و مقلدین زن، دومی را برای زنان مسلم شمردهاند. بر اساس این نظریه، حتی اگر ادله عدم جواز تقلید از زنان را بپذیریم و مرجعیت زن برای مردان را به دلیل مسائلی چون قوامیت یا مذاق شارع نپذیریم، هیچ دلیلی بر منع تقلید زنان از مجتهد زن وجود ندارد. ازجمله [[عبدالله جوادی آملی|آیتالله جوادی آملی]] جواز تقلید زنان از زن مجتهد اعلم را بعید ندانسته است.<ref>جوادی آملی، توضیح المسائل، ص۲۲.</ref> همچنین [[سید علی خامنهای|آیتالله خامنهای]] نیز در این خصوص میگوید: «امروز خوشبختانه زنهایی که مجتهدند کم نیستند. بنده حتی معتقدم بسیاری از مسائل زنانه که موضوعش زنان هستند و مردها درست موضوع را تشخیص نمیدهند، خانمها باید از مجتهد زن تقلید کنند» <ref>خامنهای، [https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=58633 «بیانات در دیدار اقشار مختلف بانوان با رهبر انقلاب»]، مندرج در سایت خامنهای دات آی ار.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
* يزدى، سيد محمد كاظم، العروة الوثقى، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ۱۴۱۹. | * يزدى، سيد محمد كاظم، العروة الوثقى، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ۱۴۱۹. | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
[[en:Imitation of Women]] | |||