فقه معاصر:پیشنویس آیه ۱۹۵ سوره بقره: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
آیه ۱۹۵ سوره بقره (آیه تهلکه) به مسلمانان دستور میدهد در راه خدا انفاق کنند و با عدم | '''آیه ۱۹۵ سوره بقره''' (آیه تهلکه) به مسلمانان دستور میدهد در راه خدا [[انفاق]] کنند و با عدم انفاق، خود را با دست خویش به هلاکت نیندازند. به باور تعدادی از مفسران این آیه که در میانه آیات مرتبط با جهاد نازل شده دلیلی بر لزوم جهاد مالی است؛ زیرا ترک انفاق برای تجهیز نظامی را موجب تضعیف مسلمانان و مصداق هلاکت میداند. | ||
در کاربردهای فقهی، از این آیه برای اثبات وجوب [[احتیاط شرعی]]، حرمت فرار از جهاد (با تمایز میان هلاکت بیهدف و شهادت)، لزوم دستیابی به سلاحهای بازدارنده مانند [[سلاحهای کشتارجمعی|هستهای]]، و جواز [[عملیات استشهادی]] در دفاع ضروری استفاده شده است. همچنین آیه در مسائل پزشکی و زیستی کاربرد دارد: حرمت [[تغییر جنسیت]] (بهعنوان تضییع قوای بدن)، حرمت [[عقیمسازی]] دائمی، حرمت [[اتانازی]] و [[خودکشی]]، وجوب [[امداد و نجات]] (با رعایت عدم خطر برای امدادگر)، و حرمت [[استعمال دخانیات]] به دلیل آسیب جدی به سلامت | در کاربردهای فقهی، از این آیه برای اثبات وجوب [[احتیاط شرعی]]، حرمت [[فرار از جهاد]] (با تمایز میان هلاکت بیهدف و شهادت)، لزوم دستیابی به سلاحهای بازدارنده مانند [[سلاحهای کشتارجمعی|هستهای]]، و جواز [[عملیات استشهادی]] در دفاع ضروری استفاده شده است. همچنین آیه در مسائل پزشکی و زیستی کاربرد دارد: مانند حرمت [[تغییر جنسیت]] (بهعنوان تضییع قوای بدن)، حرمت [[عقیمسازی]] دائمی، حرمت [[اتانازی]] و [[خودکشی]]، وجوب [[امداد و نجات]] (با رعایت عدم خطر برای امدادگر)، و حرمت [[استعمال دخانیات]] به دلیل آسیب جدی به سلامت. برخی فقها همچنین با استناد به همین آیه، [[پیوند اعضا|پیوند اعضای حیاتی]] و [[سرمازیستی]] را در صورت قطعی بودن مرگ بیمار، حرام ندانستهاند.در مورد زیارت امام حسین(ع) نیز گفتهاند که در صورت خطر جانی، آیه بر روایات فضیلت زیارت مقدم میشود و ترک آن واجب است. | ||
== انفاق در راه خدا عامل نجات از هلاکت == | == انفاق در راه خدا عامل نجات از هلاکت == | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
=== وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ === | === وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ === | ||
این بخش از آیه را درباره لزوم انفاق در امر جهاد دانستهاند؛ زیرا به همان اندازه که در جهاد نیاز به مردان جنگجو و کارآزموده است نیاز به اموال و ثروت است و اگرچه عامل تعیینکننده در جهاد سربازان | این بخش از آیه را درباره لزوم انفاق در امر جهاد دانستهاند؛ زیرا به همان اندازه که در جهاد نیاز به مردان جنگجو و کارآزموده است نیاز به اموال و ثروت است و اگرچه عامل تعیینکننده در جهاد سربازان هستند، ولی بدون تجهیزات کافی کاری از او ساخته نیست. بر این اساس گفته شده عدم انفاق باعث شکست مسلمانان خواهد شد و بنابراین واجب است که برای مسئله جهاد انفاق صورت گیرد.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۶۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶؛ عمید زنجانی، اصول و مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه، ص۶۰-۸۰.</ref> البته برخی از مفسران نیز انفاق را در این آیه مطلق گرفته و منحصر به امر جهاد ندانستهاند.<ref>مغنیه، الکاشف، ج۱، ص۳۰۱.</ref> | ||
=== وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ === | === وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ === | ||
در تفسیر نمونه آمده است که فراز «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» هرچند درباره عدم ترک انفاق برای جهاد نازل شده؛ امّا مفهوم گستردهای دارد و موارد دیگری را نیز شامل میشود، ازجمله اینکه انسان حق ندارد بدون پیشبینیهای لازم از مسیرهای خطرناک بگذرد و یا بدون برنامهریزی وارد جنگ شود.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶.</ref> | در تفسیر نمونه آمده است که فراز «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» هرچند درباره عدم ترک انفاق برای جهاد نازل شده؛ امّا مفهوم گستردهای دارد و موارد دیگری را نیز شامل میشود، ازجمله اینکه انسان حق ندارد بدون پیشبینیهای لازم از مسیرهای خطرناک بگذرد و یا بدون برنامهریزی وارد جنگ شود.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶.</ref> | ||
پژوهشگران فقهی درباره واژه تهلکه در آیه به این نکته اشاره کردهاند مفهوم تهلکه در آیه به موارد خاصی مانند جهاد اختصاص ندارد و اگر عرف انجام عملی را افتادن در هلاکت بداند نباید آن را مرتکب شد و گمان شخص در این موارد معیار نیست. همچنین گفته شده اگر خوف عرفی از هلاکت در انجام کاری وجود داشته باشد دیگر | پژوهشگران فقهی درباره واژه تهلکه در آیه به این نکته اشاره کردهاند که مفهوم تهلکه در آیه به موارد خاصی مانند جهاد اختصاص ندارد و اگر عرف انجام عملی را افتادن در هلاکت بداند نباید آن را مرتکب شد و گمان شخص در این موارد معیار نیست. همچنین گفته شده اگر خوف عرفی از هلاکت در انجام کاری وجود داشته باشد دیگر عدم خوف شخصی باعث جواز انجام آن کار نخواهد شد.<ref>قاسمی و همکاران، «تحلیل تفسیری فقهی شرطیت خوف نوعی در حرمت القاء در آیه تهلکه»، ص۲۳۲-۲۳۳.</ref> | ||
=== وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ === | === وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ === | ||
در | در انتهای آیه، خداوند بندگانش را به احسان تشویق میکند. به اعتقاد [[علامه طباطبایی]] منظور از احسان، خودداری از جهاد و مهربانی با دشمنان نیست؛ بلکه منظور این است که هر عملی را به بهترین شکل انجام دهند. اگر در حال جنگ هستند به بهترین شکل با دشمنان بجنگند و اگر در حال [[صلح]] هستند به بهترین شکل صلح کنند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۶۴-۶۵.</ref> | ||
== کاربرد در مباحث فقهی == | == کاربرد در مباحث فقهی == | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
=== احتیاط شرعی === | === احتیاط شرعی === | ||
برخی فقها با استناد به | برخی فقها با استناد به فراز «ولَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» در این آیه، درصدد اثبات وجوب [[احتیاط شرعی]] هستند. به این معنا، عملی که احتمال حرمت آن وجود دارد، مصداق افتادن در هلاکت و نابودی است و باید ترک شود. شیخ انصاری و برخی دیگر از فقها، چنین برداشتی از آیه را رد میکند و آن را مصداق شبهه موضوعیه دانسته است (که معلوم نیست آیا ترک احتیاط در اینگونه موارد مصداق انداختن خویش در تهلکه است یا خیر؟) و اینکه به اتفاق همگان اجتناب در شبهه موضوعیه لازم نیست.<ref>انصاری، فرائد الأصول، ج۲، ص۶۳. شبیری، «ادله احتیاط»، مندرج در سایت مدرسه فقاهت.</ref> | ||
=== فرار از جهاد === | === فرار از جهاد === | ||
طبق آنچه در تفسیر نمونه آمده، برخی برای فرار از | طبق آنچه در تفسیر نمونه آمده، برخی برای [[فرار از جهاد]]، به عبارت «ولَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» استناد کرده و هرگونه [[جهاد ابتدایی]] را به هلاکت انداختن نفس دانستهاند و حتی قیام امام حسین(ع) را نیز مصداق آن شمردهاند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.</ref> عدهای از فقها نیز بر آن شدهاند که با استناد به این آیه میتوان به وجوب [[آتشبس]] قائل شد.<ref>محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۳، ص۴۶۷.</ref> | ||
در پاسخ به این مسئله گفته شده «تَهْلُکَه» با شهادت تفاوت دارد. تهلکه به معنای مرگ بیدلیل است، در حالی که شهادت بهمعنای کشته شدن در راه هدف است<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.</ref> و اینکه آیه محدود به گناهانی مانند [[خودکشی]] است که هلاکت بر آن صادق است.<ref>متقیان تبریزی، «نسبتسنجی آیه «لاتُلقوا بِأَیدیکم اِلَی التَّهلُکَه» با ادله وجوب جهاد»، مندرج در سایت اجتهاد.</ref> همچنین گفته شده القای نفس در هلاکت مربوط به جایی است که هدفی بالاتر از جان وجود نداشته باشد وگرنه باید جان را فدای | در پاسخ به این مسئله گفته شده «تَهْلُکَه» با شهادت تفاوت دارد. تهلکه به معنای مرگ بیدلیل است، در حالی که شهادت بهمعنای کشته شدن در راه هدف است<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.</ref> و اینکه آیه محدود به گناهانی مانند [[خودکشی]] است که هلاکت بر آن صادق است.<ref>متقیان تبریزی، «نسبتسنجی آیه «لاتُلقوا بِأَیدیکم اِلَی التَّهلُکَه» با ادله وجوب جهاد»، مندرج در سایت اجتهاد.</ref> همچنین گفته شده القای نفس در هلاکت مربوط به جایی است که هدفی بالاتر از جان وجود نداشته باشد وگرنه برای مواردی مانند حفظ دین و مذهب باید جان را فدای آن هدف کرد، همانگونه که امام حسین(ع) و یارانش چنین کردند.<ref>عزیزاللهی، «جستاری در قلمرو ایثار در نسبت با مقتضیات قاعده لاضرر»، ص۳۹-۴۰.</ref> | ||
صاحب جواهر نیز با ذیل این آیه مبارزه کردن مسلمان ضعیف با دشمنی که درخواست مبارزه در میدان نبرد کرده است را مصداق انداختن خویش در تهلکه نمیداند و آن را شهادت برشمرده است؛ البته علامه حلی در قواعد آن را حرام دانسته است.<ref>نجفی، جواهرالکلام، ج۲۱، ص۸۹.</ref> | |||
=== سلاحهای هستهای === | === سلاحهای هستهای === | ||
برخی از فقهای اهل سنت معتقدند در صورتی که دشمن دارای [[سلاحهای کشتارجمعی|سلاحهای هستهای]] باشد، عدم تجهیز مسلمانان به این نوع تجهیزات، باعث وهن و تضعیف اسلام و مسلمانان خواهد شد، بنابراین بر اساس تعدادی از آیات قرآن ازجمله [[آیه اعتداء]]، [[آیه ۶۰ سوره انفال|اعداد قوه]] و همچنین آیه تهلکه، باید به سمت دسترسی به این گونه از تسلیحات رفت.<ref>یسن عبدالطیف، السلاح النووی، ص۲۰۶.</ref> | برخی از فقهای اهل سنت معتقدند در صورتی که دشمن دارای [[سلاحهای کشتارجمعی|سلاحهای هستهای]] باشد، عدم تجهیز مسلمانان به این نوع تجهیزات، باعث وهن و تضعیف اسلام و هلاکت مسلمانان خواهد شد، بنابراین بر اساس تعدادی از آیات قرآن ازجمله [[آیه اعتداء]]، [[آیه ۶۰ سوره انفال|اعداد قوه]] و همچنین آیه تهلکه، باید به سمت دسترسی به این گونه از تسلیحات رفت.<ref>یسن عبدالطیف، السلاح النووی، ص۲۰۶.</ref> | ||
=== جواز عملیات استشهادی === | === جواز عملیات استشهادی === | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
=== دفاع مشروع === | === دفاع مشروع === | ||
جواز اعمال قدرت در برابر خطر نامشروع که از آن به [[دفاع مشروع]] نام برده میشود، به دلائل مختلفی مستند شده است. در [[دفاع مشروع در فقه اسلامی (کتاب)|کتاب دفاع مشروع در فقه اسلامی]]، | جواز اعمال قدرت در برابر خطر نامشروع که از آن به [[دفاع مشروع]] نام برده میشود، به دلائل مختلفی مستند شده است. در [[دفاع مشروع در فقه اسلامی (کتاب)|کتاب دفاع مشروع در فقه اسلامی]]، ازجمله دلائل این نوع دفاع، به آیه تهلکه استناد کرده است. به باور نویسنده در صورت عدم انفاق در راه دفاع از جان، مال و ناموس، انسان در خطر هلاکت خواهد افتاد.<ref>بهشتی، دفاع مشروع در فقه اسلامی، ص۲۷-۳۵.</ref> | ||
=== لزوم ترک زیارت امام حسین در صورت خطر جانی === | === لزوم ترک زیارت امام حسین در صورت خطر جانی === | ||
پژوهشگران دینی در مقام جمع بین روایات فراوان درباره زیارت امام حسین(ع) حتی در صورت وجود خطر و آیه تهلکه، به این نکته اشاره کردهاند که این زیارت اگر با | پژوهشگران دینی در مقام جمع بین روایات فراوان درباره زیارت امام حسین(ع) حتی در صورت وجود خطر و آیه تهلکه، به این نکته اشاره کردهاند که این زیارت اگر با خطرهای غیرجانی همراه باشد انجام آن مانعی ندارد و حتی در روایات آن را مستحب دانستهاند، ولی اگر خطر جانی برای زائر در پی داشته باشد، آیه تهلکه بر روایات مقدم میشود و باید از این نوع زیارت اجتناب شود.<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۹۸، ص۱۰؛ صفائیراد، « بررسی روایات ترغیب به زیارت سیدالشهداء در صورت خوف و خطر جانی»، ص۶۹-۷۱.</ref> | ||
=== پرهیز و پیشگیری از بیماریها === | === پرهیز و پیشگیری از بیماریها === | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
=== تغییر جنسیت === | === تغییر جنسیت === | ||
[[یدالله دوزدوزانی]] از مراجع تقلید شیعه با استناد به آیه تهلکه معتقد بر حرمت [[تغییر جنسیت]] است. از نظر او امکان کاربست این آیه در بحث تغییر جنسیت بر اساس معنای تأکیدی برای «باء» ممکن خواهد بود. به نظر او، کلمه «ید» بهمعنای قدرت و استطاعت است، و در نتیجه معنای آیه چنین خواهد بود: «قوای خودتان را هدر ندهید و فاسد و ضایع نسازید». مؤلف با اشاره به «قاعده مخصص نبودن مورد»، اختصاص آیه به بحث جهاد و نهی از به هلاکت انداختن قوای اجتماعی را کنار میگذرد و آن را شامل ضایع نمودن اعضای بدن نیز میداند. در نهایت از نظر او این آیه علاوه بر حرمت تغییر جنسیت، بر حرمت اعمالی نظیر عقیمسازی نیز دلالت میکند و کسی حق ندارد کاری کند که قوا یا اعضای اصلی بدنش از بین برود.<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه؟، ص۳۳-۴۰.</ref> | [[یدالله دوزدوزانی]] از مراجع تقلید شیعه با استناد به آیه تهلکه معتقد بر حرمت [[تغییر جنسیت]] است. از نظر او امکان کاربست این آیه در بحث تغییر جنسیت بر اساس معنای تأکیدی برای «باء» ممکن خواهد بود. به نظر او، کلمه «ید» بهمعنای قدرت و استطاعت است، و در نتیجه معنای آیه چنین خواهد بود: «قوای خودتان را هدر ندهید و فاسد و ضایع نسازید». مؤلف با اشاره به «قاعده مخصص نبودن مورد»، اختصاص آیه به بحث جهاد و نهی از به هلاکت انداختن قوای اجتماعی را کنار میگذرد و آن را شامل ضایع نمودن اعضای بدن نیز میداند. در نهایت از نظر او این آیه علاوه بر حرمت تغییر جنسیت، بر حرمت اعمالی نظیر [[عقیمسازی]] نیز دلالت میکند و کسی حق ندارد کاری کند که قوا یا اعضای اصلی بدنش از بین برود.<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه؟، ص۳۳-۴۰.</ref> | ||
در مقابل، [[سید اصغر ناظمزاده قمی]] از فقهای معاصر معتقد است که آیه هیچ دلالتی بر حرمت تغییر جنسیت یا لطمه زدن به بدن ندارد. وی دو معنا برای آیه مطرح میکند: نخست اینکه مراد نهی از القای در هلاکت به قرینه صدر و ذیل آیه، نهی از ترک انفاق در راه خدا است و معنای دوم، هشدار درباره اسراف در انفاق است که میتواند موجب فقر و مشکلات اقتصادی برای خانواده شود؛ بنابراین نمیتوان از این آیه بر حرمت تغییر جنسیت استفاده کرد.<ref>ناظمزاده قمی، تغییر جنسیت و دوجنسیها از نگاه فقه، ص۱۰۸-۱۱۴.</ref> | در مقابل، [[سید اصغر ناظمزاده قمی]] از فقهای معاصر معتقد است که آیه هیچ دلالتی بر حرمت تغییر جنسیت یا لطمه زدن به بدن ندارد. وی دو معنا برای آیه مطرح میکند: نخست اینکه مراد نهی از القای در هلاکت به قرینه صدر و ذیل آیه، نهی از ترک انفاق در راه خدا است و معنای دوم، هشدار درباره اسراف در انفاق است که میتواند موجب فقر و مشکلات اقتصادی برای خانواده شود؛ بنابراین نمیتوان از این آیه بر حرمت تغییر جنسیت استفاده کرد.<ref>ناظمزاده قمی، تغییر جنسیت و دوجنسیها از نگاه فقه، ص۱۰۸-۱۱۴.</ref> | ||
=== | === اهدا و پیوند عضو === | ||
نویسنده [[مبانی فقهی اهدای عضو (کتاب)|کتاب مبانی فقهی اهدای عضو]] به دو دیدگاه درباره سلطه مطلق و سلطه محدود انسان بر تصرفات در بدن خود اشاره | آیه تهلکه در دو مسئله [[اهدای عضو|اهدا]] و [[پیوند عضو]] مورد استناد قرار گرفته شده است. نویسنده [[مبانی فقهی اهدای عضو (کتاب)|کتاب مبانی فقهی اهدای عضو]] به دو دیدگاه درباره سلطه مطلق و سلطه محدود انسان بر تصرفات در بدن خود اشاره و برای اثبات محدودیت تسلط انسان بر تصرف در بدن خود به آیه ۱۹۵ سوره بقره استدلال میکند. او به روایاتی ذیل این آیه اشاره میکند که به انسان اجازه میدهند فقط در صورت ضرورت و نیاز، در بدن خود تصرف کند؛ ازجمله روایتی از امام رضا(ع) در مورد پذیرش ولایتعهدی به خاطر جلوگیری از هلاکت نفس،<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا، ص۲۹.</ref> و ادعا میکند که روایت به صراحت بیان میکند که انسان به طور کلی حق ندارد به نفس خود ضرر برساند، مگر در موارد اکراه و اضطرار که جان یا حیثیت او در معرض خطر جدی قرار میگیرد.<ref>رضایی، مبانی فقهی اهدای عضو، ص۴۰-۴۱.</ref> | ||
همچنین پیوند اعضای اصلی انسان زنده به دیگری چون باعث مرگ اهدا کننده میشود با استناد به آیه تهلکه، حرام دانسته شده است،<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۵۱-۱۵۴؛ هاشمی، پیوند اعضا از دیدگاه فقه، ص۲۷-۵۶؛ تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۱۴-۳۳۲.</ref> ولی پیوند اعضای غیر اصلی که قابلیت ترمیم و جبران دارد را جایز دانستهاند.<ref>تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۳۹-۳۶۰.</ref> | |||
پیوند اعضای اصلی انسان زنده به دیگری چون باعث مرگ اهدا کننده میشود با استناد به آیه تهلکه، حرام دانسته شده است،<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۵۱-۱۵۴؛ هاشمی، پیوند اعضا از دیدگاه فقه، ص۲۷-۵۶؛ تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۱۴-۳۳۲.</ref> ولی پیوند اعضای غیر اصلی که قابلیت ترمیم و جبران دارد را جایز دانستهاند.<ref>تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۳۹-۳۶۰.</ref> | |||
=== حرمت عقیمسازی === | === حرمت عقیمسازی === | ||
اصلیترین روش پیشگیری از بارداری را بستن لولههای زنان و مردان معرفی کردهاند. [[سید محسن مرتضوی]] در [[پیشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه (کتاب)|کتاب پیشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه]]، بیان میکند که اگر بستن لولهها بهعنوان روشی موقتی و بدون مقدمات حرامی همچون لمس و نگاه نامحرم انجام شود، اشکالی ندارد، اما متخصصان معتقدند این روش باعث عقیم شدن دائمی زن و شوهر میشود و بنابراین حرام است.<ref>مرتضوی، '''پ'''یشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه، ص۸۴-۱۰۱.</ref> مرتضوی و برخی دیگر از پژوهشگران فقهی برای اثبات حرمت بستن لولههای زنان و مردان به آیات و روایات مختلفی از جمله آیه تهلکه استناد کرده است. آنان معتقدند بستن لولههای باروری، مصداق [[عقیمسازی]] است و استفاده از آن را برای زنان و مردان حرام میدانند.<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۵۱-۱۵۴؛ مرتضوی، '''پ'''یشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه، ص۸۴-۱۰۱.</ref> | اصلیترین روش [[پیشگیری از بارداری]] را بستن لولههای زنان و مردان معرفی کردهاند. [[سید محسن مرتضوی]] در [[پیشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه (کتاب)|کتاب پیشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه]]، بیان میکند که اگر بستن لولهها بهعنوان روشی موقتی و بدون مقدمات حرامی همچون لمس و نگاه نامحرم انجام شود، اشکالی ندارد، اما متخصصان معتقدند این روش باعث عقیم شدن دائمی زن و شوهر میشود و بنابراین حرام است.<ref>مرتضوی، '''پ'''یشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه، ص۸۴-۱۰۱.</ref> مرتضوی و برخی دیگر از پژوهشگران فقهی برای اثبات حرمت بستن لولههای زنان و مردان به آیات و روایات مختلفی از جمله آیه تهلکه استناد کرده است. آنان معتقدند بستن لولههای باروری، مصداق [[عقیمسازی]] است و استفاده از آن را برای زنان و مردان حرام میدانند.<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۵۱-۱۵۴؛ مرتضوی، '''پ'''یشگیری از بارداری و سقطدرمانی در آیینه فقه، ص۸۴-۱۰۱.</ref> | ||
=== سرمازیستی === | === سرمازیستی === | ||
جواز یا عدم جواز [[سرمازیستی]] مورد اختلاف فقها واقع شده است. برخی از فقها با استناد به آیه تهلکه معتقدند که اقدام به کارهایی که جان انسان را به خطر | جواز یا عدم جواز [[سرمازیستی]] مورد اختلاف فقها واقع شده است. برخی از فقها با استناد به آیه تهلکه معتقدند که اقدام به کارهایی که جان انسان را به خطر بیندازد، حرام است و سرمازیستی نیز چون باعث به خطر افتادن جان انسان و هلاکت او میشود، حرام است و مشمول نهی موجود در آیه است. البته در مقابل، استدلال شده است که استناد قطعی به آیه ممکن نیست، زیرا به باور آنها بیماری که مرگ خود را قطعی میداند با انتخاب سرمازیستی درصدد نجات جان خود از هلاکت قطعی است نه اینکه خود را به هلاکت بیندازد.<ref>بصیرزاده و ادیبی، احوال شخصیه فرد منجمد شده از منظر فقهی حقوقی، ص۴۸-۵۱.</ref> | ||
=== اتانازی === | === اتانازی === | ||
فقهای شیعه و اهل | فقهای شیعه و اهل سنت، [[اتانازی]] و بهویژه اتانازی غیرمستقیم که بیمار خود برای رهایی از بیماری اقدام به خوردن داروهایی میکند که به مرگ او ختم میشود را خودکشی دانسته و بر اساس ادله مختلفی ازجمله آیه تهلکه آن را حرام میدانند.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۳، ص۳۰۶؛ العماری و بن حمی، القتل الرحیم: دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة و القانون الوضعی، ص۵۵.</ref> | ||
=== امداد و نجات === | === امداد و نجات === | ||
وجوب امدادرسانی و نجات جان انسانها از وضعیتهای پرخطر به ادله مختلفی مستند شده است. نویسنده [[فقه امداد و نجات: مبانی و چالشها (کتاب)|کتاب فقه امداد و نجات]]، | وجوب [[امداد و نجات|امدادرسانی و نجات جان انسانها]] از وضعیتهای پرخطر به ادله مختلفی ازجمله آیه تهلکه مستند شده است. نویسنده [[فقه امداد و نجات: مبانی و چالشها (کتاب)|کتاب فقه امداد و نجات]]، بر طبق این آیه استدلال میکند که اولا در معرض خطر قرار دادن جان و حضور در وضعیتهای خطرناک دارای اشکال است و ثانیا نجات دادن دیگر انسانها از چنین وضعیتهای خطرناکی نیز واجب است.<ref>علیزاده مقدم، فقه امداد و نجات، ص۴۶-۴۷.</ref> | ||
چالش تزاحم امداد و نجات با حفظ جان امدادگران در وضعیتهای خیلی خطرناک، ازجمله مسائل مبتلابه فعالیتهای امدادی است. درباره این چالش گفته شده در صورتی که نجاتگران تجهیزات کافی برای امداد داشته باشند و خطر جانی آنان را تهدید نکند، مکلف به امداد و نجات هستند، ولی در صورتی که تجهیزات کافی نباشد یا وضعیت چنان پرخطر باشد که جان امدادگر را به خطر میاندازد، بر اساس آیه | چالش تزاحم امداد و نجات با حفظ جان امدادگران در وضعیتهای خیلی خطرناک، ازجمله مسائل مبتلابه فعالیتهای امدادی است. درباره این چالش گفته شده در صورتی که نجاتگران تجهیزات کافی برای امداد داشته باشند و خطر جانی آنان را تهدید نکند، مکلف به امداد و نجات هستند، ولی در صورتی که تجهیزات کافی نباشد یا وضعیت چنان پرخطر باشد که جان امدادگر را به خطر میاندازد، بر اساس آیه تهلکه، امدادگران نباید به دست به اقدام بزنند.<ref>علیزاده و الهی خراسانی، «امداد و نجات در موقعیت پرمخاطره و بیماریهای واگیردار»، ص۱۸۹-۱۹۰؛ علیزاده مقدم، فقه امداد و نجات، ص۶۹-۸۳.</ref> | ||
=== استعمال دخانیات === | === استعمال دخانیات === | ||