حق الناس: اسلام و حقوق بشر (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{نویسنده| رضا شمس}} | {{نویسنده| رضا شمس}} | ||
{{جعبه اطلاعات کتاب | {{جعبه اطلاعات کتاب | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
===تبیین نظریه اسلام غایتمدار=== | ===تبیین نظریه اسلام غایتمدار=== | ||
به گفته [[محسن کدیور]]، احکام شرعی غیرعبادی در عصر نزول سه ویژگی داشتهاند که امروز هم باید همانها را داشته باشند: باید بر اساس عرف روز عقلایی محسوب شوند، عادلانه باشند و برتر از راهحل دیگر مکاتب و ادیان باشند. به باور وی، همانطور که قرآن و سنت میتوانند ناسخ احکام پیشین باشند، عقل نیز شأن ناسخیت دارد، با این حال احکامی که بر این اساس در غیر دوره نزول به دست میآیند به هیچوجه به دین نسبت داده نمیشوند؛ بنابراین تشریع همچنان به دست شارع باقی میماند. | |||
نویسنده بر آن است که مجموعه تعالیم اسلام چهار بخش است: ۱. امور ایمانی و اعتقادی، ۲. امور اخلاقی، ۳. امور عبادی و ۴. احکام شرعی غیر عبادی که به آن [[فقه معاملات]] میگویند. کدیور معتقد است بیش از ۹۸ درصد آیات قرآن به تبیین سه بخش اول اختصاص داده شدهاند، اما در اسلام سنتی همان دو درصد باقیمانده اهمیت بسیاری یافته، تا آنجا که بر دیگر اجزا اثر میگذارد(ص۱۳۸-۱۴۸). | |||
=== مبانی و | === مبانی و پیشفرضهای اسلام سنتی و اسلام غایتمدار === | ||
کدیور در بیان مبانی اسلام غایتمدار به مواردی اشاره کرده | کدیور در بیان مبانی اسلام غایتمدار به مواردی اشاره کرده است، از جمله: ۱. پذیرش ذاتی بودن حسن و قبح و فهم مفاهیم اخلاقی، چون عدل، بدون نیاز به دین(ص۱۵۳)، ۲. پذیرفتن عقل بهعنوان منبع دینی، ۳. تعبدی و توقیفی نبودن احکام غیرعبادی و ۴. مکلف بودن همه انسانها به احکام شریعت، حتی اگر مسلمان نباشند. | ||
نویسنده با معتبر خواندن اعلامیه جهانی حقوق | نویسنده با معتبر خواندن اعلامیه جهانی [[حقوق بشر]]، معتقد به اهمیت عقل جمعی آدمی است که در پس تجارب مستمر جوامع انسانی به کشف دست میزند و یافتههای خود را نهایی نمیداند. از دید وی، همچنین نیکو و ارزشمند است که، طبق اعلامیه حقوق بشر، حقوق انسان در حوزه عمومی بدون توجه به مذهب شخص و بدون توجه به الحاد یا توحید به رسمیت شناخته میشود(ص۱۲۲و۱۲۳). | ||
چنانکه کدیور در بیان مبانی اسلام سنتی گفته، در اسلام سنتی بحثی از حقوق واقعی انسانها در مبانی معرفتی، دینشناختی و انسانشناختی دیده نمیشود؛ | چنانکه کدیور در بیان مبانی اسلام سنتی گفته، در اسلام سنتی بحثی از حقوق واقعی انسانها در مبانی معرفتی، دینشناختی و انسانشناختی دیده نمیشود؛ چراکه این حقوق فراتر از درک انسانی دانسته میشود. به این ترتیب، در اسلام سنتی فقط احکام شرعی در دسترس قرار میگیرد که اگرچه عادلانه تلقی میشود، بر اساس دین، جنسیت، حریت و فقاهت بین انسانها تفاوت قائل میشود. به باور نویسنده، همچنین اسلام سنتی مبتنی بر ناتوانی درک عقل انسان از امور است و در نهایت، همه یا بیشتر احکام شرعی بهمثابه قانون ثابت قلمداد میشوند(ص۱۲۰و۱۲۱). | ||
==حل تعارض احکام اسلام سنتی با اسلام غایتمدار== | ==حل تعارض احکام اسلام سنتی با اسلام غایتمدار== | ||
به گفته کدیور، آن دسته از احکام شرعی که در اسلام سنتی استنباط شدهاند و با حقوق بشر تعارض دارند برآمده از فرایند اجتهاد و مستند به قرآن و احادیث معتبر هستند و نباید گمان کرد که علمای اسلام سنتی بهعمد بر خلاف ضوابط حقوق بشر رأی دادهاند، بلکه در زمان استنباط احکام اساساً به ضوابط حقوق بشر توجهی نمیشود(ص۱۱۵). با این حال، وی بر آن است که ناسازگاری احکام اسلام سنتی با حقوق بشر چند محور اصلی دارد: ۱. نابرابری حقوقی غیرمسلمانان با مسلمانان، ۲. نابرابری حقوقی زنان با مردان، ۳. نابرابری حقوق بردگان با انسانهای آزاد، ۴. نابرابری عوام با فقیهان در حوزه عمومی، ۵. نبود آزادی عقیده و مذهب و وجود مجازات ارتداد، ۶. مجازاتهای خودسرانه، مجازاتهای خشن و شکنجه(ص۹۶-۱۱۴). در ادامه برخی از این موارد به همراه راهحل کدیور برای رفع تعارض میان احکام شرعی و ضوابط حقوق بشر خواهد آمد: | |||
=== آزادی عقیده و مذهب === | === آزادی عقیده و مذهب === | ||
به گفته کدیور، [[آزادی عقیده و مذهب]] هم حُسن و مطلوبیت عقلی دارد(ص۱۸۲) و هم هفت دسته از آیات قرآن کریم بر آزادی عقیده و اختیار در انتخاب مذهب دلالت دارند. علاوه بر آن، هیچ مجازات دنیوی بر اختیار دین و عقیده باطل تعیین نشده است؛البته قرآن صریحاً دینی غیر از اسلام را نپذیرفته و منکران را به عذاب اخروی وعده داده است(ص۱۹۵و۲۰۶). این هفت دسته آیه عبارتاند از: | |||
# نفی اکراه و اجبار در دین:<ref>بقره، ۲۵۶.</ref> | # نفی اکراه و اجبار در دین:<ref>بقره، ۲۵۶.</ref> رد اجبار مساوی است با پذیرش آزادی در امر دین. لازمه آن نیز آزادی در دو امر است: آزادی در ورود به دین و آزادی در خروج از آن؛ | ||
# آزادی در انتخاب هدایت و ضلالت در دنیا و اختصاص مجازات به سرای | # آزادی در انتخاب هدایت و ضلالت در دنیا و اختصاص مجازات به سرای آخرت؛<ref>کهف، ۲۹؛ زمر، ۴۱.</ref> | ||
# وظیفه پیامبر ابلاغ حق است، نه اجبار حق و سلب | # وظیفه پیامبر ابلاغ حق است، نه اجبار حق و سلب آزادی؛<ref>غاشیه، ۲۱و۲۲؛ فرقان، ۵۶-۵۸.</ref> | ||
# مذمت مجازات بر تغییر | # مذمت مجازات بر تغییر دین؛<ref>اعراف، ۸۸؛ غافر، ۲۶.</ref> طبق این آیات، خداوند روش مستکبران را در قبال پدیده ارتداد و تغییر دین مذمت کرده است؛ | ||
# عدم تعلق اراده خداوند به خلق اندیشه | # عدم تعلق اراده خداوند به خلق اندیشه یکسان؛<ref>هود، ۱۸۸و۱۹۹؛ کافرون، ۶.</ref> | ||
# | # مجازات مرتد صرفاً در آخرت؛<ref>بقره، ۲۱۷؛ آلعمران، ۸۵-۹۰.</ref> | ||
# | # مسالمتآمیز بودن منطق قرآن در دعوت مردم به دین.<ref>نحل، ۱۲۵.</ref> | ||
==== ارتداد ==== | ==== ارتداد ==== | ||
به گفته کدیور، بنا بر آیات قرآن، تبدیل ایمان به کفر امری ناپسند است، اما اولاً ارتداد در قرآن به دو گونه مبتنی بر تحقیق (هرچند غلط) و مبتنی بر شهوت عملی و دنیاپرستی تقسیم شده و قرآن برای ارتداد علمی هیچ مجازاتی در دنیا و آخرت بیان نکرده و مجازات ارتداد عملی و سیاسی را نیز منحصر به عذاب اخروی کرده است. وی همچنین بر آن است که اجرای حد مرتد محدودیتها و تعارضهایی دارد: ۱. بنا بر قول مشهور، اجرای حد مختص زمان حضور معصوم(ع) است، ۲. عقلا در امور مهم، مانند حفظ جان، به خبر واحد، هرچند ثقه، اعتماد نمیکنند، ۳. تهدید مرتد به مرگ با نص قرآن تعارض دارد که مبتنی بر رد اجبار در دین است(ص۲۰۶-۲۰۸). | |||
=== حقوق مخالف سیاسی === | === حقوق مخالف سیاسی === | ||
به گفته نویسنده، مخالف سیاسی مصداق یکی از این عناوین است: ناهی از منکر، محارب یا باغی(ص۲۲۲) و در هر صورت این حقوق را دارد: ۱. حق آزادی بیان برای اصلاح برنامههای سیاسی حاکمان، اصلاح ساختار سیاسی یا تغییر نظام سیاسی، مستند به سخنان امام علی(ع) در نامه ۵۳ و خطبههای ۲۱۶ و ۳۴ نهجالبلاغه(ص۲۶۶و۲۶۷)؛ ۲. حق فعالیت تشکیلاتی و اقدام سیاسی، مستند به آیات [[آیه ۴۱ سوره حج|۴۱ سوره حج]]، [[آیه ۲۵ سوره حدید|۲۵ سوره حدید]] و آیات بیانگر [[امر به معروف]] و لزوم سرپیچی از حاکمان فاسد(ص۲۶۷و۲۶۸)؛ ۳. حق اطلاع از تصمیمهای حاکمیت اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی؛ ۴. حفظ حیثیت و [[کرامت انسانی]] مخالفان سیاسی(ص۲۶۹و۲۷۰) و ۵. حق مصونیت جان و مال و آبرو و مصونیت از تعرض قضایی(ص۲۷۰و۲۷۱). | |||
=== بغی و محاربه === | |||
کدیور بر آن است که فعالیتهای سیاسی مسالمتآمیز، سخنرانی یا انتقاد کتبی و حتی قصد | کدیور بر آن است که فعالیتهای سیاسی مسالمتآمیز، سخنرانی یا انتقاد کتبی و حتی قصد براندازی قابل انطباق بر [[بغی]] و [[محاربه]] نیستند، مگر اینکه عمل همراه با سلاح باشند(ص۲۵۴). بر این اساس، در صورت وقوع بغی، این اقدام نوعی جرم سیاسی است که صرفاً باید تشکیلات بغات از بین برده شود؛ در نتیجه اموالشان به غارت نمیرود، کودکان و زنانشان به اسارت و کنیزی نمیروند و برای باغیان حکم اعدام خارج از میدان نبرد، بهعنوان حد شرعی، صادر نمیشود(ص۲۲۹-۲۳۷). | ||
باغی | طبق گفتههای کدیور، باغی کسی است که: ۱. طبق یک تئوری خاص با حاکمیت مخالفت میکند، ۲. در محلی خارج از دسترس باشد که حاکمیت بهسادگی نمیتواند به آن دست یابد، ۳. با همراهی افراد متعدد و گروههای فراوان عمل کند و اقدام مسلحانه داشته باشد، ۴. علیه امام معصوم(ع) قیام کرده باشد. به همین دلیل حکم بغی در زمان غیبت معصوم(ع) در کتب فقهی نیامده و در فقه امامیه به رسمیت شناخته نشده است(ص۲۲۹-۲۳۶). از نگاه کدیور، محارب کسی است که بهقصد ترساندن مردم و با بهکارگیری سلاح، آرامش، آزادی و امنیت عمومی را سلب کند. با این حال وی سلاح را دارای موضوعیت نمیداند، بلکه معتقد است سلاح به ابزار و قدرتی اشاره دارد که موجب ترساندن مردم میشود(ص۲۴۶). از دید وی بغی و محاربه از عناوین قصدیه هستند و صدق احراز هر کدام متوقف بر احراز قصد است(ص۲۵۴). | ||
=== حقوق زنان === | === حقوق زنان === | ||
نویسنده بر این باور است که در ادبیات دینی دو سیما از زن وجود | نویسنده بر این باور است که در ادبیات دینی دو سیما از زن وجود دارد: ۱. انسانی متفاوت اما همپای مرد، بدون اینکه فرودست باشد، مانند آیات [[آیه ۷۱ سوره توبه|۷۱ سوره توبه]] و [[آیه ۳۵ سوره احزاب|۳۵ سوره احزاب]]؛ ۲. سیمایی مبتنی بر تفاوت و تبعیض حقوقی و نگاه درجه دوم به زن که همان سیمای شرعی و فقهی است(ص۲۹۸-۲۹۹). بهباور نویسنده، تبعیضهای موجود در سیمای شرعی و فقهی زن در زمان نزول قرآن و در عصر پیامبر(ص) سه ویژگی داشته است: عقلایی بودن، عادلانه بودن و برتری بر راهحلهای دیگر مکاتب، اما اکنون با قرینه عقل مییابیم که این احکام از احکام متغیر هستند(ص۳۰۵). | ||
=== حقوق بشر و بردهداری === | === حقوق بشر و بردهداری === | ||
به باور نویسنده، قرآن کریم دوگانه فرد آزاد و برده را پذیرفته(ص۳۶۸) و احکام آن درباره بردگان(ص۳۴۲-۳۵۲) به معنای مخالفت صریح با میثاق حقوق بشر است(ص۳۵۶)، با این حال قرآن هیچکدام از اسباب برده ساختن افراد را امضا یا تأیید نکرده و حتی در نفی یا اثبات این مسئله سخنی نگفته است(ص۳۶۴). از طرف دیگر، قرآن زوال بردهداری را در چهار محور به رسمیت شناخته است: ۱.تشویق به آزاد کردن،<ref>بلد، ۱۱و۱۲.</ref> ۲. تشویق به مکاتبه،<ref>نور، ۳۳،</ref> ۳. آزادی بردگان از طریق زکات،<ref>توبه، ۶۰.</ref> ۴. آزادی بهعنوان خصال کفارات<ref>مائده، ۸۹؛ نساء، ۹۲؛ مجادله، ۳.</ref>(ص۳۶۵). بهگفته وی، در نهایت با زوال سیره عقلا که مبنای اصلی حکم امضایی رقیت و مملوکیت در اسلام بوده، طبیعی است که این حکم نیز حکم شرعی موقت و موسمی دانسته شود؛ زیرا همه احکام عقلایی مشروط به تداوم عدالت و عقلایی بودن هستند و هیچ دلیلی بر امضای ثابت رقیت در دست نیست(ص۳۷۵). | |||
=== حقوق غیرمسلمین === | === حقوق غیرمسلمین === | ||
بهگفته کدیور، هیچ قالب از پیش تعیین شدهای برای همه زمانها و مکانها وجود | بهگفته کدیور، هیچ قالب از پیش تعیین شدهای برای همه زمانها و مکانها وجود ندارد؛ بنابراین با توجه به یکسان نبودن شرایط، مقرراتی از قبیل جزیه و همچنین جزئیات قراردادها جزو احکام ثابت نیستند. این [[احکام اجتماعی]] اسلامی فقط متناسب و مرتبط با شرایط سیاسی عصر نزول هستند(ص۳۸۲-۳۸۶). وی با اتکا به قرآن کریم، اصول و مبانی حقوق غیرمسلمانان را چنین میداند: | ||
* اصل کرامت ذاتی انسان که شامل غیرمسلمین نیز | * اصل [[کرامت ذاتی انسان]] که شامل غیرمسلمین نیز میشود؛<ref>اسراء، ۷۰.</ref> | ||
* اصل تکثر ادیان و اختلاف مردم در دین که به مشیت خداوند روی داده | * اصل [[تکثر ادیان]] و اختلاف مردم در دین که به مشیت خداوند روی داده است؛<ref>هود، ۱۱۸.</ref> | ||
* مکلف نبودن مسلمانان به محاسبه و بازخواست از دین | * مکلف نبودن مسلمانان به محاسبه و بازخواست از دین دیگران؛<ref>شوری، ۱۵.</ref> | ||
* همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل؛ | * [[همزیستی]] مسالمتآمیز و احترام متقابل؛ به این ترتیب مسلمانان موظفاند با دیگران در صلح و آرامش باشند، نیکی ورزند و به انصاف عمل کنند؛<ref>ممتحنه، ۸و۹.</ref> | ||
* وفای به عهدهایی که در قالب قراردادهای | * وفای به عهدهایی که در قالب قراردادهای [[معاهده]]، [[ذمه]] و [[استیمان]]، تمام روابط مسلمانان با غیرمسلمانان را تحتالشعاع قرار میدهند؛<ref>مائده، ۱.</ref> | ||
* اصل مقابله به مثل با رعایت عدالت که بر اساس آن، مسلمانان در مقابله به مثل در برابر غیرمسلمانان نباید از چارچوب عدالت خارج شوند.<ref>بقره، ۱۹۴.</ref> | * اصل مقابله به مثل با رعایت [[عدالت]] که بر اساس آن، مسلمانان در مقابله به مثل در برابر غیرمسلمانان نباید از چارچوب عدالت خارج شوند.<ref>بقره، ۱۹۴.</ref> | ||
== الزامات تفکیک حوزه عمومی و حوزه خصوصی== | == الزامات تفکیک حوزه عمومی و حوزه خصوصی== | ||
کدیور با اتکا به تفکیک حوزه عمومی و | کدیور با اتکا به تفکیک [[حوزه عمومی و خصوصی]]، به اصلِ عدم عمومی بودن امور یا «عدم ولایت» تأکید میکند و جواز [[تجسس و تفتیش]] را نیازمند دلیل معتبر شرعی میداند(ص۵۳). وی همچنین بر اساس [[آیه ۱۲ سوره حجرات]] بر آن است که نهتنها رعایت [[حریم زندگی خصوصی]] مسلمانان واجب است، بلکه این امر درباره غیرمسلمانان نیز صادق است(ص۵۶). بهگفته وی، تفتیش عقیده یکی از مصادیق حرمت تجسس است و اگر شخصی به هر دلیلی تمایلی به اظهار نظر خود ندارد، نمیتوان او را وادار کرد و حتی نمیتوان کسی را به دلیل داشتن عقیدهای خاص مجازات کرد(ص۵۷). وی بر فریضه [[امر به معروف و نهی از منکر]] تأکید میکند و میگوید ساکنان یک جامعه اسلامی مجاز نیستند در حوزه عمومی مرتکب گناه علنی شوند یا تظاهر به گناه کنند(ص۶۰)، با این حال، رعایت نکردن شرایط این واجب دینی میتواند بهسادگی آن را به حربهای برای دخالت ناروا در زندگی خصوصی مردم تبدیل کند(ص۶۱). | ||
به گفته کدیور، پرداختن به دینداری دیگران نیازمند تدوین قانونی است که حداقلهای غیرقابل تأویل و تغییر زندگی خصوصی را به رسمیت بشناسد و علاوه بر این، لزومی ندارد که دایره حسبه نهادی دولتی باشد؛ چراکه چنین نهادی میتواند در قالب نهادی مدنی فعالیت کند(ص۶۵-۶۶). | |||
== ارزیابی و نقد کتاب == | == ارزیابی و نقد کتاب == | ||
نقدهای متعددی بر کتاب | نقدهای متعددی بر کتاب حقالناس، به تفکیک مقالههای این کتاب، نگاشته شده است. در وبگاه محسن کدیور به [https://kadivar.com/13826/ فهرست و متن کامل نقدهای کتاب حقالناس] اشاره شده است. برخی از نقدها چنیناند: | ||
* بهزاد حمیدیه، استادیار دانشکده الهیات دانشگاه تهران، نوشتار کدیور را دارای چالش مفهومی و مصداقی میداند: ۱. چالش مفهومی: وجود عقل عرفی واحد عقلا در عالم | * بهزاد حمیدیه، استادیار دانشکده الهیات دانشگاه تهران، نوشتار کدیور را دارای چالش مفهومی و مصداقی میداند: ۱. چالش مفهومی: وجود عقل عرفی واحد عقلا در عالم مدرن در چارچوب پلورالیزم معرفتی بیمعنا است؛ ۲. چالشهای مصداقی: بیطرف نبودن و استدلال با پیشفرضهای برآمده از اعلامیه [[حقوق بشر]]. به باور حمیدیه، کدیور برای استنباط حکم خدا از منابع و نصوص روایی شرعی بهره نگرفته است.<ref>حمیدیه، [https://kadivar.com/wp-content/uploads/2015/05/سه-گانه-بدیع-اصول-فقه-کدیوری.pdf «سهگانه بدیع اصول فقه کدیور»]، روزنامه رسالت، ۲۶ و ۲۷ مهر ۱۳۸۲ش.</ref> | ||
* احمد شجاعی گفتاری را تحتعنوان «آزادی توأم با مسئولیت»، در نقد مقاله «آزادی عقیده و مذهب در دین اسلام» مطرح میکند که در ضمن بخشهایی از آن، کدیور را غافل از تفکیک آزادی تکوینی و تشریعی | * احمد شجاعی گفتاری را تحتعنوان «آزادی توأم با مسئولیت»، در نقد مقاله «آزادی عقیده و مذهب در دین اسلام» مطرح میکند که در ضمن بخشهایی از آن، کدیور را غافل از تفکیک آزادی تکوینی و تشریعی میداند. به گفته شجاعی، آنچه معارض [[آزادی تکوینی]] است، التزام و اجبار تکوینی است، نه [[آزادی تشریعی|تشریعی]]؛ در نتیجه، انسان در پذیرش دین تکویناً آزاد است، اما تشریعاً نهتنها آزاد نیست، بلکه موظف است با بهرهگیری از آزادی تکوینی، عقاید حق را از ناشایست بازشناسد و به آن ملتزم باشد.<ref>شجاعی، [http://dl.islamicdoc.com/site/catalogue/474861# «آزادی توأم با مسئولیت»]، ماهنامه آفتاب، شماره ۲۹، مهرماه ۱۳۸۲ش، ص ۱۲۸-۱۳۳. </ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||