کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳: تفاوت میان نسخه‌ها

Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Hamzeahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۹: خط ۹:
تقیه در لغت از ماده «وَقی» و به معنای حفظ کردن، نگاه داشتن و پنهان نمودن از آزار و اذیت است.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «وقی».</ref>
تقیه در لغت از ماده «وَقی» و به معنای حفظ کردن، نگاه داشتن و پنهان نمودن از آزار و اذیت است.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «وقی».</ref>


==جایگاه==
==اهمیت تقیه==
تقیه از موضوعاتی است که در دانش فقه مورد بررسی قرار گرفته و در ابواب فقهی طهارت، صلاة، صوم، حج و [[امر به معروف و نهی از منکر]] از آن به‌مناسبت سخن رفته است.<ref>دایرة المعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۸۵.</ref> در کتاب‌های مربوط به قواعد فقهی، به عنوان یک قاعده از آن یاد شده و برخی فقها رساله‌های مستقلی در آن نگاشته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۴۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۶؛ صدر، ماوراء الفقه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۰۸.</ref>
 
با آنکه لفظ تقیه به این صورت در قرآن نیامده؛ اما برخی از آیات به محتوای آن اشاره دارند<ref>برای نمونه نگاه کنید به سوره نحل، آیه ۱۰۶؛ سوره غافر، آیه ۲۸.</ref> و عالمان مسلمان برای اثبات مشروعیت آن، به این آیات استناد می‌کنند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۱۵۳.</ref> در منابع روایی شیعه، روایات زیادی از امامان معصوم(ع) درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref> شیخ کلینی در کتاب الکافی بخشی را به روایات تقیه با عنوان «باب التقیة» اختصاص داده و ۲۳ روایت گردآوری کرده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰.</ref> حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه دوازده باب را به روایات مربوط به تقیه اختصاص داده و در مجموع ۱۴۶ روایت را در احکام مختلف تقیه گردآوری کرده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref>
 
همچنین در برخی از منابع روایی اهل سنت به صورت پراکنده روایاتی درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>
===تقیه در مذهب شیعه===
گفته می‌شود تقیه از معتقدات کلامی و فقهی شیعه و یکی از مهم‌ترین عواملی است که شیعیان به‌وسیله آن توانسته‌اند به حفظ مکتب و عقایدشان در طول تاریخ بپردازند.<ref>سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۲۹.</ref> به شهادت منابع تاریخی، مذهب تشیع در طول حیات خود از جنبه‌های گوناگون اجتماعی و فرهنگی و سیاسی سخت در تنگنا و مضیقه بوده است؛ به‌طوری که همواره در طول تاریخ، ابراز عقیده در میان مخالفان، ضررها و خسارات‌های جانی و مالی فراوانی برای آنان به‌دنبال داشته است و از همین رو امامان شیعه برای حفظ جان خود و شیعیان و جلوگیری از پراکندگی و اضمحلال جامعه شیعه، تقیه را لازم می‌دانستند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۱۱، ص۴۳-۴۷؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۲۴-۴۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>
گفته می‌شود تقیه از معتقدات کلامی و فقهی شیعه و یکی از مهم‌ترین عواملی است که شیعیان به‌وسیله آن توانسته‌اند به حفظ مکتب و عقایدشان در طول تاریخ بپردازند.<ref>سلطانی رنانی، «امام صادق(ع) و مسأله تقیه»، ص۲۹.</ref> به شهادت منابع تاریخی، مذهب تشیع در طول حیات خود از جنبه‌های گوناگون اجتماعی و فرهنگی و سیاسی سخت در تنگنا و مضیقه بوده است؛ به‌طوری که همواره در طول تاریخ، ابراز عقیده در میان مخالفان، ضررها و خسارات‌های جانی و مالی فراوانی برای آنان به‌دنبال داشته است و از همین رو امامان شیعه برای حفظ جان خود و شیعیان و جلوگیری از پراکندگی و اضمحلال جامعه شیعه، تقیه را لازم می‌دانستند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۱۱، ص۴۳-۴۷؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۲۴-۴۴؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>


خط ۲۵: خط ۱۹:


شهید اول، احادیث نقل‌شده از امامان معصوم(ع) را مملو از بیانات تقیه‌ای دانسته و تقیه را از مهم‌ترین عوامل [[اختلاف حدیث|اختلاف احادیث]] بر شمرده است.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> از همین رو گفته می‌شود فهم موارد تقیه در روایات، نقش بسزایی در استنباط دقیق‌تر احکام و مسائل شرعی دارد.<ref>طاهری اصفهانی، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۹.</ref>
شهید اول، احادیث نقل‌شده از امامان معصوم(ع) را مملو از بیانات تقیه‌ای دانسته و تقیه را از مهم‌ترین عوامل [[اختلاف حدیث|اختلاف احادیث]] بر شمرده است.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> از همین رو گفته می‌شود فهم موارد تقیه در روایات، نقش بسزایی در استنباط دقیق‌تر احکام و مسائل شرعی دارد.<ref>طاهری اصفهانی، المحاضرات (تقریرات اصول آیت‌الله سیدمحمد محقق داماد)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۹.</ref>
===جایگاه===
تقیه از موضوعاتی است که در دانش فقه مورد بررسی قرار گرفته و در ابواب فقهی طهارت، صلاة، صوم، حج و [[امر به معروف و نهی از منکر]] از آن به‌مناسبت سخن رفته است.<ref>دایرة المعارف فقه فارسی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۸۵.</ref> در کتاب‌های مربوط به قواعد فقهی، به عنوان یک قاعده از آن یاد شده و برخی فقها رساله‌های مستقلی در آن نگاشته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۴۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۸۶؛ صدر، ماوراء الفقه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۰۸.</ref>
با آنکه لفظ تقیه به این صورت در قرآن نیامده؛ اما برخی از آیات به محتوای آن اشاره دارند<ref>برای نمونه نگاه کنید به سوره نحل، آیه ۱۰۶؛ سوره غافر، آیه ۲۸.</ref> و عالمان مسلمان برای اثبات مشروعیت آن، به این آیات استناد می‌کنند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۱۵۳.</ref> در منابع روایی شیعه، روایات زیادی از امامان معصوم(ع) درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref> شیخ کلینی در کتاب الکافی بخشی را به روایات تقیه با عنوان «باب التقیة» اختصاص داده و ۲۳ روایت گردآوری کرده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ۵۴۸-۵۶۰.</ref> حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه دوازده باب را به روایات مربوط به تقیه اختصاص داده و در مجموع ۱۴۶ روایت را در احکام مختلف تقیه گردآوری کرده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۳-۲۵۴.</ref>
همچنین در برخی از منابع روایی اهل سنت به صورت پراکنده روایاتی درباره تقیه نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>


==اقسام تقیه==
==اقسام تقیه==
خط ۴۶: خط ۴۶:
در جایی که ترک تقیه موجب وارد آمدن ضرر فوری نمی‌شود؛ اما بیم آن وجود دارد که در آینده و به تدریج ضرری حاصل شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴.</ref> از نظر برخی فقهای شیعه، تقیه مداراتی از مصادیق تقیه مستحب است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref> شیخ انصاری، تقیه مستحبی را فقط در مواردی که در روایات به آن تصریح شده مانند معاشرت با اهل سنت، عیادت از بیمارانشان، نماز خواندن در مساجد و شرکت در تشییع جنازه آنان را شامل دانسته و سایر اموری که خارج از محدوده روایات است مانند مذمت بزرگان شیعه در جهت ایجاد دوستی با آن‌ها و کارهایی از این قبیل را جایز ندانسته است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
در جایی که ترک تقیه موجب وارد آمدن ضرر فوری نمی‌شود؛ اما بیم آن وجود دارد که در آینده و به تدریج ضرری حاصل شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷؛ شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۳-۷۴.</ref> از نظر برخی فقهای شیعه، تقیه مداراتی از مصادیق تقیه مستحب است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref> شیخ انصاری، تقیه مستحبی را فقط در مواردی که در روایات به آن تصریح شده مانند معاشرت با اهل سنت، عیادت از بیمارانشان، نماز خواندن در مساجد و شرکت در تشییع جنازه آنان را شامل دانسته و سایر اموری که خارج از محدوده روایات است مانند مذمت بزرگان شیعه در جهت ایجاد دوستی با آن‌ها و کارهایی از این قبیل را جایز ندانسته است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
===تقیه مکروه===
===تقیه مکروه===
تقیه‌ای است که ترک آن و تحمل ضرر، بهتر از انجام آن است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref> به گفته [[شهید اول]] تقیه [[مکروه]]، تقیه در یک کار مستحبی است که انجام آن نه دارای ضرر فوری است و نه در آینده، ضرری بر آن مترتب می‌شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref>
تقیه‌ای است که ترک آن و تحمل ضرر، بهتر از انجام آن است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref> به گفته شهید اول تقیه مکروه، تقیه در یک کار مستحبی است که انجام آن نه دارای ضرر فوری است و نه در آینده، ضرری بر آن مترتب می‌شود.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref>
===تقیه مباح===
===تقیه مباح===
تقیه‌ای که انجام و ترک آن با هم تفاوتی ندارند.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۳۷.</ref> به گفته شیخ انصاری تقیه‌ای است که با آن ضرری دفع می‌شود که بود و نبود آن ضرر، از نظر [[شارع]] مساوی است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
تقیه‌ای که انجام و ترک آن با هم تفاوتی ندارند.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۳۷.</ref> به گفته شیخ انصاری تقیه‌ای است که با آن ضرری دفع می‌شود که بود و نبود آن ضرر، از نظر شارع مساوی است.<ref>شیخ انصاری، رسائل الفقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۵.</ref>
===تقیه حرام===
===تقیه حرام===
در جایی است که ترک تقیه هیچ ضرری (نه ضرر فوری و نه ضرری در آینده) در پی نداشته باشد.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> همچنین فقیهان شیعه با توجه به روایات، مصادیقی برای تقیه حرام ذکر کرده‌اند:<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵.</ref>
در جایی است که ترک تقیه هیچ ضرری (نه ضرر فوری و نه ضرری در آینده) در پی نداشته باشد.<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، مکتبة المفید، ج۲، ص۱۵۷.</ref> همچنین فقیهان شیعه با توجه به روایات، مصادیقی برای تقیه حرام ذکر کرده‌اند:<ref>مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵.</ref>
#در جایی که تقیه موجب فساد در دین و وارد شدن [[بدعت]] در آن شود، تقیه حرام است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۷-۴۰۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۶.</ref>  
#در جایی که تقیه موجب فساد در دین و وارد شدن [[بدعت]] در آن شود، تقیه حرام است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۷-۴۰۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۵؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها، دلیلها، ۱۴۳۰ق، ص۶۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۶.</ref>  
#بنا به دیدگاه مشهور فقهای شیعه،<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۵.</ref> تقیه در جایی که موجب ریختن خون دیگران شود، حرام است. مانند جایی که شخصی را به اکراه وادار کنند که مؤمنی را بکشد، وگرنه خودش کشته می‌شود، در این صورت کشتن آن شخص به بهانه تقیه و حفظ جان خود، جایز نیست.<ref>خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۲۰-۲۱؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۹؛ کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۷.</ref>
#بنا به دیدگاه مشهور فقهای شیعه،<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۰۵.</ref> تقیه در جایی که موجب ریختن خون دیگران شود، حرام است. مانند جایی که شخصی را به اکراه وادار کنند که مؤمنی را بکشد، وگرنه خودش کشته می‌شود، در این صورت کشتن آن شخص به بهانه تقیه و حفظ جان خود، جایز نیست.<ref>خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۲۰-۲۱؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۱۹؛ کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۵۵۷.</ref>
#در روایاتی از تقیه در اموری مانند [[شراب‌خواری]]، [[مسح بر خفین|مسح بر خُفَّيْن]] و [[متعه حج]] نهی شده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۱۰۱.</ref> برخی فقیهان بر این باورند که اگر عمل به این موارد با حفظ جان تداخل داشته باشد، در این صورت تقیه حرام نیست؛ بلکه لازم است.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> [[سید محمدصادق روحانی]] ([[مرجع تقلید]] شیعه و صاحب مجموعه‌ای در فقه با عنوان [[فقه الصادق (کتاب)|فقه الصادق]]) بر این نظر است که تقیه در اموری همچون شراب‌خواری بر پیشوایان دین (حتی اگر جان‌شان در خطر باشد) حرام است؛ زیرا عمل به آن‌ها موجب فساد در دین و تضعیف اعتقادات مسلمانان می‌شود.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۱۰.</ref>
#در روایاتی از تقیه در اموری مانند [[شراب‌خواری]]، مسح بر خُفَّيْن و متعه حج نهی شده است.<ref>کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۱۰۱.</ref> برخی فقیهان بر این باورند که اگر عمل به این موارد با حفظ جان تداخل داشته باشد، در این صورت تقیه حرام نیست؛ بلکه لازم است.<ref>مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> [[سید محمدصادق روحانی]] بر این نظر است که تقیه در اموری همچون شراب‌خواری بر پیشوایان دین (حتی اگر جان‌شان در خطر باشد) حرام است؛ زیرا عمل به آن‌ها موجب فساد در دین و تضعیف اعتقادات مسلمانان می‌شود.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۱۰.</ref>
 
==حکم وضعی تقیه==
==حکم وضعی تقیه==
از جمله مسائلی که فقها درباره [[احکام وضعی|حکم وضعی]] تقیه به بررسی آن پرداخته‌اند این است که در [[عبادیات]] آیا با عمل تقیه‌ای، دستور و امر [[شارع]] انجام شده است یا این که عمل از روی تقیه کفایت نمی‌کند و پس از خارج شدن از موقعیت تقیه‌ای، آن عمل باید اعاده (انجام دوباره عمل) یا [[قضا]] شود؟<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۶.</ref> برای مثال عمل به [[تکتف]] (گذاشتن کف دست روی پشت دست دیگر در نماز) نزد [[اهل سنت و جماعت|اهل سنت]] مستحب و نزد [[شیعه]] جایز نیست.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۱، ص۱۵.</ref> اگر مکلف از روی تقیه در نمازش چنین عمل کند، آیا در غیر حالت تقیه باید آن نماز را اعاده یا قضا کند؟<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص</ref>
از جمله مسائلی که فقها درباره [[احکام وضعی|حکم وضعی]] تقیه به بررسی آن پرداخته‌اند این است که در عبادیات آیا با عمل تقیه‌ای، دستور و امر شارع انجام شده است یا این که عمل از روی تقیه کفایت نمی‌کند و پس از خارج شدن از موقعیت تقیه‌ای، آن عمل باید اعاده (انجام دوباره عمل) یا قضا شود؟<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۶.</ref> برای مثال عمل به [[تکتف]] (گذاشتن کف دست روی پشت دست دیگر در نماز) نزد اهل سنت مستحب است و نزد شیعه جایز نیست.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۱، ص۱۵.</ref> اگر مکلف از روی تقیه در نمازش چنین عمل کند، آیا در غیر حالت تقیه باید آن نماز را اعاده یا قضا کند؟<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص</ref>


بنا به دیدگاه فقهای شیعه با عمل تقیه‌ای، دستور شارع انجام شده است و دیگر نیازی به اعاده در وقت یا قضای آن، خارج از وقت نیست.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۷؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۴.</ref> البته [[محقق کرکی]] (فقیه شیعه در قرن دهم هجری و صاحب کتاب فقهی [[جامع المقاصد فی شرح القواعد (کتاب)| جامع المقاصد]]) معتقد است فقط آن دسته از اعمالی که در روایات تقیه صراحتاً به آن اشاره شده مانند نماز با تکتف یا شستن پاها در وضو، در صورت خروج از حالت تقیه، نیازی به اعاده یا قضای آن‌ها نیست و سایر اعمال که در روایات به‌طور صریح نیامده‌اند، باید اعاده و قضا شوند.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۲.</ref>
بنا به دیدگاه فقهای شیعه با عمل تقیه‌ای، دستور شارع انجام شده است و دیگر نیازی به اعاده در وقت یا قضای آن، خارج از وقت نیست.<ref>شیخ انصاری، رسائل فقهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۷؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۲۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۴۴.</ref> البته محقق کرکی (فقیه شیعه در قرن دهم هجری و صاحب کتاب فقهی جامع المقاصد) معتقد است فقط آن دسته از اعمالی که در روایات تقیه صراحتاً به آن اشاره شده مانند نماز با تکتف یا شستن پاها در وضو، در صورت خروج از حالت تقیه، نیازی به اعاده یا قضای آن‌ها نیست و سایر اعمال که در روایات به‌طور صریح نیامده‌اند، باید اعاده و قضا شوند.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۲.</ref>


==ادله و مستندات==
==ادله و مستندات==
فقهای شیعه برای اثبات جواز تقیه به ادله زیر استناد کرده‌اند:
فقهای شیعه برای اثبات جواز تقیه به ادله زیر استناد کرده‌اند:
===قرآن===
===قرآن===
مهم‌ترین آیه‌ای که فقها برای جواز تقیه بدان استناد کرده‌اند، [[آیه ۱۰۶ سوره نمل]] است:<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۲؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۶.</ref>
مهم‌ترین آیه‌ای که فقها برای جواز تقیه بدان استناد کرده‌اند، [[آیه ۱۰۶ سوره نمل]] است.<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۲؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۶.</ref>
{{گفت و گو
بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت درباره شأن نزول این آیه گفته‌اند که درباره عمار بن یاسر نازل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref>  
|تراز=وسط
 
|عنوان={{عربی|اندازه=۱۰۰%|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَٰكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (۱۰۶)}}
عمار بن یاسر زیر شکنجه مشرکان مجبور شد کلماتی در برائت از اسلام و پیامبر(ص) بر زبان جاری کند، عده‌ای گمان کردند که عمار [[کفر|کافر]] شده است. وقتی داستان عمار به پیامبر رسید، فرمود عمار از سر تا پا سرشار از ایمان است و توحید با گوشت و خون او درآمیخته است. پس از آن که عمار گریان به‌سوی پیامبر آمد پیامبر او را تسلی داد و به او سفارش کرد که اگر بار دیگر در تنگنا قرار گرفت، دوباره می‌تواند اظهار برائت کند.<ref>شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref>  
|آن‌هایی که پس از اسلام آوردن، به خدا کافر شوند و با میل و رغبت بی دینی را به آغوش بگیرند، به خشم خدا گرفتار شده و عذابی شدید نصیبشان می‌شود. اما خشم و عذاب الهی به آنانی نمی‌رسد که دلشان به ایمان قرص باشد، ولی زیر فشار شکنجه مجبورشان کنند که به زبان چیزی بگویند.
 
}}
فقها همچنین به آیه ۲۸ سوره غافر و آیه ۲۸ سوره آل‌عمران برای جواز تقیه استناد کرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۴؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۷.</ref>
بسیاری از [[تفسیر قرآن|مفسران]] شیعه و اهل سنت درباره [[اسباب نزول|شأن نزول]] این آیه گفته‌اند که درباره [[عمار بن یاسر]] نازل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref> عمار بن یاسر زیر شکنجه مشرکان مجبور شد کلماتی در برائت از [[اسلام]] و [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر(ص)]] بر زبان جاری کند، عده‌ای گمان کردند که عمار [[کفر|کافر]] شده است. وقتی داستان عمار به پیامبر رسید، فرمود عمار از سر تا پا سرشار از [[ایمان]] است و [[توحید]] با گوشت و خون او درآمیخته است. پس از آن که عمار گریان به‌سوی پیامبر آمد پیامبر او را تسلی داد و به او سفارش کرد که اگر بار دیگر در تنگنا قرار گرفت، دوباره می‌تواند اظهار برائت کند.<ref>شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۲۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۰۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۳۵۸؛ قرطبی، تفسیر القرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۱۰، ص۱۸۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۲۰؛ بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل و اسرار التأویل)، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۲۲.</ref> فقها همچنین به آیه ۲۸ [[سوره غافر]] و آیه ۲۸ [[سوره آل‌عمران|سوره آل عمران]] برای جواز تقیه استناد کرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، القوائد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۴؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۷.</ref>


===روایات===
===روایات===
به گفته [[سید محمدصادق روحانی]] و [[ناصر مکارم شیرازی]] روایاتی که بر جواز عمل به تقیه دلالت می‌کنند، [[تواتر|متواتر]] هستند.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref> این روایات به چند دسته‌ زیر تقسیم شده‌اند:
به گفته [[سید محمدصادق روحانی]] و [[ناصر مکارم شیرازی]] روایاتی که بر جواز عمل به تقیه دلالت می‌کنند، متواتر هستند.<ref>روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۳۹۹؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref> این روایات به چند دسته‌ زیر تقسیم شده‌اند:
*روایاتی که دلالت می‌کنند بر این که تقیه سپر مؤمن و محافظ اوست؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۲۷، ص۸۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref>
*روایاتی که دلالت می‌کنند بر این که تقیه سپر مؤمن و محافظ اوست؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۲۷، ص۸۸؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۶.</ref>
*روایاتی که با تعبیر «لا دین لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.» و تعابیری از این قبیل وارد شده است؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۸.</ref>
*روایاتی که با تعبیر «لا دین لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.» و تعابیری از این قبیل وارد شده است؛<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۹۸.</ref>
خط ۷۷: خط ۷۷:
*روایاتی که حاکی از آن است که برخی از انبیای الهی گذشته نیز به تقیه عمل می‌کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸-۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۱.</ref>
*روایاتی که حاکی از آن است که برخی از انبیای الهی گذشته نیز به تقیه عمل می‌کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۲۰۸-۲۱۰؛ مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۰۱.</ref>


علاوه بر این روایات، فقها از روایاتی مانند روایات [[قاعده لاضرر|لاضرر]]، روایات برائت و سب (روایاتی که در جواز اظهار برائت و سب نسبت به پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) برای تقیه و حفظ جان، وارد شده) و [[حدیث رفع]] برای اثبات مشروعیت و جواز عمل به تقیه استفاده کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به روحانی، فقه الصادق، ج۱۱، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۹-۴۰۵.</ref>
علاوه بر این روایات، فقها از روایاتی مانند روایات لاضرر، روایات برائت و سب (روایاتی که در جواز اظهار برائت و سب نسبت به پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) برای تقیه و حفظ جان، وارد شده) و [[حدیث رفع]] برای اثبات مشروعیت و جواز عمل به تقیه استفاده کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به روحانی، فقه الصادق، ج۱۱، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۹-۴۰۵.</ref>


===اجماع===
===اجماع===
[[محقق کرکی]] برای جواز عمل به تقیه، ادعای [[اجماع]] کرده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۱.</ref> [[سیدحسن موسوی بجنوردی]] (فقیه شیعه و صاحب کتاب القواعد الفقهیة) گفته است که این اجماع، مدرکی است و [[اجماع مدرکی]]، دلیل مستقلی غیر از روایات محسوب نمی‌شود.<ref>موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۵۵.</ref>
محقق کرکی برای جواز عمل به تقیه، ادعای اجماع کرده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۵۱.</ref> [[سیدحسن موسوی بجنوردی]] (فقیه شیعه و صاحب کتاب القواعد الفقهیة) گفته است که این اجماع، مدرکی است و [[اجماع مدرکی]]، دلیل مستقلی غیر از روایات محسوب نمی‌شود.<ref>موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیة، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۵۵.</ref>


===عقل===
===عقل===
خط ۸۶: خط ۸۶:


==رابطه تقیه با توریه==
==رابطه تقیه با توریه==
[[توریه]] بدین معناست که گوینده از گفتن یک لفظ، معنایی اراده می‌کند که اگرچه مطابق واقع است؛ اما هدف از گفتن لفظ این است که شنونده خلاف آن معنی را بفهمد.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۷.</ref> گاهی تقیه در قالب توریه انجام می‌شود و گفته می‌شود بهترین نوع تقیه است و تا جایی که امکان دارد، تقیه‌کننده بهتر است توریه کند.<ref>گلستانه اصفهانی، منهج الیقین، ۱۳۸۸ش، ص۸۳.</ref> برای نمونه در داستان برادران [[یوسف (پیامبر)|حضرت یوسف]] که برای گرفتن گندم نزد وی آمده بودند، مطابق آیات قرآن وقتی یوسف بارشان را بست، برای آن که برادرش بنیامین را نزد خودش نگه دارد، جام سلطنتی را مخفیانه در بار او گذاشت و به سخنگویش گفت فریاد بزند که شما کاروانیان دزد هستید.<ref>سوره یوسف، آیه ۷۰.</ref> به گفته برخی مفسران حضرت یوسف در اینجا برای رسیدن به مصلحتی تقیه کرد و دست به توریه زد، بدین معنا که مقصود او این نبود که پیمانه را دزدیده‌اید؛ بلکه شما برادران، یوسف را از پدرش دزدیده‌اید و به چاه انداختید.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۲۳؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۶۸.</ref>
[[توریه]] بدین معناست که گوینده از گفتن یک لفظ، معنایی اراده می‌کند که اگرچه مطابق واقع است؛ اما هدف از گفتن لفظ این است که شنونده خلاف آن معنی را بفهمد.<ref>شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۷.</ref> گاهی تقیه در قالب توریه انجام می‌شود و گفته می‌شود بهترین نوع تقیه است و تا جایی که امکان دارد، تقیه‌کننده بهتر است توریه کند.<ref>گلستانه اصفهانی، منهج الیقین، ۱۳۸۸ش، ص۸۳.</ref>  
 
برای نمونه در داستان برادران حضرت یوسف که برای گرفتن گندم نزد وی آمده بودند، مطابق آیات قرآن وقتی یوسف بارشان را بست، برای آن که برادرش بنیامین را نزد خودش نگه دارد، جام سلطنتی را مخفیانه در بار او گذاشت و به سخنگویش گفت فریاد بزند که شما کاروانیان دزد هستید.<ref>سوره یوسف، آیه ۷۰.</ref> به گفته برخی مفسران حضرت یوسف در اینجا برای رسیدن به مصلحتی تقیه کرد و دست به توریه زد، بدین معنا که مقصود او این نبود که پیمانه را دزدیده‌اید؛ بلکه شما برادران، یوسف را از پدرش دزدیده‌اید و به چاه انداختید.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۲۲۳؛ مکارم شیرازی، تقیه و حفظ نیروها، ترجمه سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، ۱۳۹۴ش، ص۶۸.</ref>


==دیدگاه اهل سنت==
==دیدگاه اهل سنت==
خط ۹۳: خط ۹۵:
آن‌ها برای اثبات جواز و مشروعیت تقیه علاوه بر آیاتی همچون آیه ۲۸ [[سوره آل‌عمران|سوره آل عمران]] و [[آیه ۱۰۶ سوره نحل]]<ref>جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.</ref> به روایات نیز استناد کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>
آن‌ها برای اثبات جواز و مشروعیت تقیه علاوه بر آیاتی همچون آیه ۲۸ [[سوره آل‌عمران|سوره آل عمران]] و [[آیه ۱۰۶ سوره نحل]]<ref>جمعی از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۱۸۶-۱۸۷.</ref> به روایات نیز استناد کرده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۱۹؛ هیثمی، کشف الاستار، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۲۰، ص۹۴؛ حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۷۲-۷۷.</ref>


==دیدگاه وهابیت و نقد آن==
وهابیت و زیدیه از فرقه‌هایی در جهان اسلام به شمار می‌روند که گفته می‌شود با تقیه مخالف هستند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۶۸ و ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۱۹؛ الهی ظهیر الباکستانی، الشیعة و التشیع، ۱۴۱۵ق، ص۸۸؛ مشکور، مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، آستان قدس رضوی، ص۲۱۸.</ref>
عالمان [[وهابیت|وهابی]] از مخالفان و منتقدان عمل به تقیه به شمار رفته و شیعیان را به سبب پذیرش تقیه و عمل به آن، مورد سرزنش قرار می‌دهند.<ref>نوری، «نقد دیدگاه ابن‌تیمیه در باب تقیه»، ص۱۴۹.</ref> برخی از این نقدها و اشکال‌ها به قرار زیر است:
*از اشکال‌های که [[ابن‌تیمیه حرانی|ابن‌تیمیه]] به تقیه وارد کرده و به پیروی از او وهابی‌ها به آن دامن زده‌اند این است که تقیه شعبه‌ای از دروغگویی و نفاق است؛ زیرا تقیه این است که شخص چیزی را بر زبان وارد می‌کند که در قلبش به آن اعتقاد ندارد.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۶۸ و ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۱۹؛ الهی ظهیر الباکستانی، الشیعة و التشیع، ۱۴۱۵ق، ص۸۸.</ref>
**در جواب این اشکال گفته‌اند که معنای تقیه کاملاً متضاد و مباین با معنای نفاق است؛ چرا که نفاق به معنای پنهان نمودن کفر و باطل در درون و اظهار ایمان با زبان است؛ در حالی که تقیه پنهان نمودن ایمان و اظهار کفر است.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۴.</ref> علاوه بر این، شیعیان در عمل به تقیه، فقط اعتقادشان به [[امامت]] و [[ولایت|ولایت اهل‌ بیت(ع)]] را آن هم در برابر مخالفان متعصبی که با اظهار آن، خوف ضرر وجود دارد، کتمان می‌کنند و مانند سایر گروه‌های مسلمان، به امور اعتقادی دیگر مانند [[شهادتین]] و [[معاد]] اعتقاد دارند و اعمال عبادی و سایر فروع را به جا می‌آورند و به آن‌ها قلباً اعتقاد دارند.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۴.</ref>
*اشکال دیگر این است که شیعیان با توجه به روایاتی مانند «لا ایمان لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد ایمان ندارد.» که در منابع روایی‌شان آمده، تقیه را از اصول اعتقادات مذهب‌شان قرار داده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۰۷.</ref> آن‌ها ترک‌ تقیه را به منزله ترک نماز دانسته‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ صدوق، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص۱۰۷.</ref>
**در جواب گفته‌اند تقیه از موضوعات فقهی است و نه از اصول اعتقادات و مانند سایر موضوعات، [[احکام عملی|احکام پنجگانه]] واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام بر آن حمل می‌شود و این که در روایات شیعه با این ادبیات وارد شده، از باب استعاره بوده و هدفش این است تا اهمیت این موضوع را بیان کند.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۶.</ref>
*نصوصی مانند آیه ۲۸ [[سوره آل‌عمران|سوره آل عمران]] که درباره جواز تقیه وارد شده، تنها بر جواز تقیه مسلمان در برابر کفار (نه مسلمانان) و آن هم در زمانی که اسلام قدرت کافی نداشته دلالت دارند و امروز که اسلام قدرت یافته، تقیه دیگر جایگاهی ندارد.<ref>القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۰۶.</ref>
**در جواب گفته‌اند، موردی که در این آیه آمده یعنی تقیه مسلمان در برابر کافر، عمومیت حکم تقیه را تخصیص نمی‌زند؛ چرا که هدف از تشریع حکم تقیه، حفظ جان و دفع ضرر بوده است و لذا در هر جایی و در هر زمانی که مکلف علم و یا گمان داشته باشد که با اظهار عقیده، ممکن است تهدید و ضرری متوجه‌اش شود، تقیه برای او جایز است.<ref>فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۸، ص۱۹۴؛ سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۸۰.</ref>
 
گفته می‌شود [[زیدیه|فرقه زیدیه]] از دیگر فرقه‌هایی مسلمانِ مخالف تقیه است.<ref>مشکور، مدیر شانه‌چی، فرهنگ فرق اسلامی، آستان قدس رضوی، ص۲۱۸.</ref>
 
==تک‌نگاری==
==تک‌نگاری==
رساله و کتاب‌هایی در موضوع تقیه به رشته نگارش درآمده که برخی از آن‌ها عبارتند از:
رساله و کتاب‌هایی در موضوع تقیه به رشته نگارش درآمده که برخی از آن‌ها عبارتند از:
*'''رسالة فی التقیة:''' اثری مختصر درباره حکم فقهی تقیه از [[محقق کرکی]] است که در کتابی با عنوان [[رسائل المحقق الکرکی (کتاب)|رسائل المحقق الکرکی]] تدوین شده است. رسائل المحقق الکرکی، سه مجلد است و رساله تقیه در جلد دوم این اثر چاپ شده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۴۹.</ref>
*'''رسالة فی التقیة:''' اثری مختصر درباره حکم فقهی تقیه از محقق کرکی است که در کتابی با عنوان «رسائل المحقق الکرکی» تدوین شده است. رسائل المحقق الکرکی، سه مجلد است و رساله تقیه در جلد دوم این اثر چاپ شده است.<ref>محقق کرکی، رسائل المحقق الکرکی، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ج۲، ص۴۹.</ref>
*'''رسالة فی التقیه:''' نوشته [[شیخ انصاری]] درباره حکم فقهی تقیه است. این رساله به همراه چند رساله دیگر از شیخ انصاری در کتابی با عنوان [[رسائل فقهیة (کتاب)|رسائل فقهیة]] به چاپ رسیده است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref>
*'''رسالة فی التقیه:''' نوشته شیخ انصاری درباره حکم فقهی تقیه است. این رساله به همراه چند رساله دیگر از شیخ انصاری در کتابی با عنوان «رسائل فقهیة» به چاپ رسیده است.<ref>شیخ انصاری، رسائل فهیة، ۱۴۱۴ق، ص۷۱.</ref>
*'''التقیة:''' رساله‌ای در بیان احکام فقهی تقیه به قلم [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]. نویسنده این رساله را پس از تدریس آن (پس از بحث تقیه در وضو و مسح بر خفین) در سال [[۱۳۷۳ق]] تحریر کرده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۱.</ref> این رساله به همراه چند رساله‌ دیگر در کتابی با عنوان [[الرسائل العشرة (کتاب)|الرسائل العشرة]] در یک جلد چاپ شده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷.</ref>
*'''التقیة:''' رساله‌ای در بیان احکام فقهی تقیه به قلم [[امام خمینی]]. نویسنده این رساله را پس از تدریس آن (پس از بحث تقیه در وضو و مسح بر خفین) در سال ۱۳۷۳ق، تحریر کرده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۱.</ref> این رساله به همراه چند رساله‌ دیگر در کتابی با عنوان [[الرسائل العشرة (کتاب)|الرسائل العشرة]] در یک جلد چاپ شده است.<ref>امام خمینی، الرسائل العشرة، ۱۴۲۰ق، ص۷.</ref>
*'''تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی:''' نوشته ثامرهاشم العمیدی، به زبان عربی است. نویسنده در این کتاب به بررسی دیدگاه فقیهان مشهور [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] درباره تقیه پرداخته است. او بر این باور است که این فقیهان نیز تقیه را جایز دانسته و برای جواز آن به ادله‌ای از قرآن و سنت استناد کرده‌اند. این کتاب توسط محمدصادق عارف به فارسی ترجمه شده است.<ref>حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۱۲-۱۳.</ref>
*'''تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی:''' نوشته ثامرهاشم العمیدی، به زبان عربی است. نویسنده در این کتاب به بررسی دیدگاه فقیهان مشهور [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] درباره تقیه پرداخته است. او بر این باور است که این فقیهان نیز تقیه را جایز دانسته و برای جواز آن به ادله‌ای از قرآن و سنت استناد کرده‌اند. این کتاب توسط محمدصادق عارف به فارسی ترجمه شده است.<ref>حبیب العمیدی، تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیر شیعی، ترجمه محمدصادق عارف، ۱۳۷۷ش، ص۱۲-۱۳.</ref>