فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۱۱۹ سوره نساء: تفاوت میان نسخه‌ها

Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۷۶: خط ۷۶:
[[محمدعلی قاسمی]] مقصود از «تغییر خلق الله» را تغییر یا هر فعلی می‌داند که تشویه نامناسب با فطرت را در جسم درپی داشته باشد؛ از این رو برای اثبات حرمت [[شبیه‌سازی انسان|شبیه‌سازی]] به [[آیه ۱۱۹ سوره نساء|آیه تغییر خلق الله]] استناد شده است، بدین بیان که شبیه‌سازی انسان موجب پیدایش نسخه‌‌هایی از جسم انسان می‌شود و این کار به موجب اصل اولی در شریعت اسلامی ممنوع و حرام است. همچنین گفته شده است که شبیه‌سازی از آن‌گونه تصرفاتی است که خداوند به آن رضایت ندارد، بلکه می‌توان گفت که شبیه‌سازی تغییر در خلقت و دست‌بردن در آفرینش الهی محسوب می‌شود که شیطان به آن امر کرده است که با آفرینش الهی تعارض کامل دارد.<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۷۲.</ref>
[[محمدعلی قاسمی]] مقصود از «تغییر خلق الله» را تغییر یا هر فعلی می‌داند که تشویه نامناسب با فطرت را در جسم درپی داشته باشد؛ از این رو برای اثبات حرمت [[شبیه‌سازی انسان|شبیه‌سازی]] به [[آیه ۱۱۹ سوره نساء|آیه تغییر خلق الله]] استناد شده است، بدین بیان که شبیه‌سازی انسان موجب پیدایش نسخه‌‌هایی از جسم انسان می‌شود و این کار به موجب اصل اولی در شریعت اسلامی ممنوع و حرام است. همچنین گفته شده است که شبیه‌سازی از آن‌گونه تصرفاتی است که خداوند به آن رضایت ندارد، بلکه می‌توان گفت که شبیه‌سازی تغییر در خلقت و دست‌بردن در آفرینش الهی محسوب می‌شود که شیطان به آن امر کرده است که با آفرینش الهی تعارض کامل دارد.<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۷۲.</ref>


محمدحسین فضل‌الله نیز دلالت این آیه را ناتمام دانسته و معتقد است، هیچ فقهی به اطلاق این آیه ملتزم نمی‌شود چرا که این آیه مربوط به تمام خلق الله است و اختصاص به انسان‌ها ندارد. علاوه بر اینکه به گفته او، استنساخ، تغییر خلق الله به شمار نمی‌آید بلکه آن نوعی استفاده خلق الله است.<ref name=":0" />
محمدحسین فضل‌الله نیز دلالت این آیه را ناتمام دانسته و معتقد است، هیچ فقهی به اطلاق این آیه ملتزم نمی‌شود چرا که این آیه مربوط به تمام خلق الله است و اختصاص به انسان‌ها ندارد. علاوه بر اینکه به گفته او، استنساخ، تغییر خلق الله به شمار نمی‌آید بلکه آن نوعی استفاده خلق الله است.<ref>فضل‌الله، فقه الحیاة، ص228-229.</ref>


=== همزادسازی انسان ===
=== همزادسازی انسان ===
خط ۹۰: خط ۹۰:


=== ریش‌تراشی ===
=== ریش‌تراشی ===
به گفته فیض کاشانی، این آیه را می‌توان شاهدی بر حرمت ریش‌تراشی قلمداد کرد.<ref>فیض کاشانی، الوافی، ج6، ص658.</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه بر حرمت حلق لحیه استدلال کرده است. او معتقد است بر اساس این آیه هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیل بر جواز آن اقامه شود.<ref name=":2" />  
به گفته فیض کاشانی، این آیه را می‌توان شاهدی بر حرمت ریش‌تراشی قلمداد کرد.<ref>فیض کاشانی، الوافی، ج6، ص658.</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه بر حرمت حلق لحیه استدلال کرده است. او معتقد است بر اساس این آیه هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیل بر جواز آن اقامه شود.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.</ref>  


یوسف قرضاوی زینت‌هایی افراطی را حرام و از مصادیق تغییر خلق الله دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86.</ref> او تراشیدن ریش را یکی از مصادیق چنین زینتی برشمرده است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص92.</ref>
یوسف قرضاوی زینت‌هایی افراطی را حرام و از مصادیق تغییر خلق الله دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86.</ref> او تراشیدن ریش را یکی از مصادیق چنین زینتی برشمرده است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص92.</ref>
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:


=== خالکوبی ===
=== خالکوبی ===
برخی فقیهان اهل‌تسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانسته‌اند؛ ازاین‌رو به حرمت آن فتوا‌ داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان به‌شمار آورده‌اند.<ref name=":1">برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.</ref> چنان‌که یوسف قرضاوی از عالمان اهل‌تسنن با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>
برخی فقیهان اهل‌تسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانسته‌اند؛ ازاین‌رو به حرمت آن فتوا‌ داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان به‌شمار آورده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.</ref> چنان‌که یوسف قرضاوی از عالمان اهل‌تسنن با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>


=== زینت‌های دائمی ===
=== زینت‌های دائمی ===




برخی فقیهان اهل‌تسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصل‌کردن مو‌ها، فاصله‌انداختن‌ بین دندان‌ها، و کندن مو) را حرام دانسته‌، از مصادیق تغییر در خلق الله به‌شمار آورده‌اند.<ref name=":1" /> فقیهان در تبیین زینت‌هایی که تغییر ما خلق الله و فعلی حرام دانسته‌اند، بیان‌های مختلفی دارند. به گفته نورالدین ابولحیه، این حکم در همه انواع زینت‌ها جریان دارد و تنها دو مورد از آن استثنا می‌شود: 1. زینت‌های غیردائمی که اثر آنها برای همیشه باقی نمی‌مانند، مانند سرمه‌کشیدن و حناگذاشتن. 2. ازبین‌بردن عیب‌های نادری که در بدن برخی افراد وجود دارد، مانند  قطع‌کردن انگشت زائد از بدن.<ref>ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref> اما به گفته یوسف قرضاوی زینت‌هایی حرام است، که برای زینت‌کردن افراط صورت گرفته باشد؛ مانند نازک‌کردن ابرو‌ها، رنگ‌کردن مو، تراشیدن ریش.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86-93.</ref>
برخی فقیهان اهل‌تسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصل‌کردن مو‌ها، فاصله‌انداختن‌ بین دندان‌ها، و کندن مو) را حرام دانسته‌، از مصادیق تغییر در خلق الله به‌شمار آورده‌اند.<ref name=":1">برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.</ref> فقیهان در تبیین زینت‌هایی که تغییر ما خلق الله و فعلی حرام دانسته‌اند، بیان‌های مختلفی دارند. به گفته نورالدین ابولحیه، این حکم در همه انواع زینت‌ها جریان دارد و تنها دو مورد از آن استثنا می‌شود: 1. زینت‌های غیردائمی که اثر آنها برای همیشه باقی نمی‌مانند، مانند سرمه‌کشیدن و حناگذاشتن. 2. ازبین‌بردن عیب‌های نادری که در بدن برخی افراد وجود دارد، مانند  قطع‌کردن انگشت زائد از بدن.<ref>ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref> اما به گفته یوسف قرضاوی زینت‌هایی حرام است، که برای زینت‌کردن افراط صورت گرفته باشد؛ مانند نازک‌کردن ابرو‌ها، رنگ‌کردن مو، تراشیدن ریش.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86-93.</ref>


مالکیه و حنابله با استدلال به این آیه وصل مو را مطلقا حرام دانسته‌اند. شافعی‌ها این عمل را برای زنانی که شوهر نمی‌دارند، حرام و آن را برای زنان شوهردار با اجازه آنان جایز می‌دانند. اما حنفیه معتقدند این عمل در صورتی که با موی آدمیان نباشد، بی‌اشکال است.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص587.</ref>
مالکیه و حنابله با استدلال به این آیه وصل مو را مطلقا حرام دانسته‌اند. شافعی‌ها این عمل را برای زنانی که شوهر نمی‌دارند، حرام و آن را برای زنان شوهردار با اجازه آنان جایز می‌دانند. اما حنفیه معتقدند این عمل در صورتی که با موی آدمیان نباشد، بی‌اشکال است.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص587.</ref>