فقه معاصر:پیشنویس آیه ۱۱۹ سوره نساء: تفاوت میان نسخهها
اصلاح ارقام |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==تبیین آیه== | ==تبیین آیه== | ||
در آیات 117 تا 121 سوره نساء به برنامه شیطان برای گمراهی انسانها و در پایان به مجازت جهنم برای شیطان و پیروانش اشاره شده است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص134-135.</ref> در آیه 119 سوره نساء شیطان اعلام میکند که درصدد گمراهساختن انسانها برخواهد آمد، آرزوهای دنیوی را در دل آنان میگذارد و آنان را به بریدن گوش حیوانات و تغییر خلق خدا فرمان میدهد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص173.</ref> در پایان آیه نیز خداوند به پیروان شیطان هشدار میدهد که هر کس به جای خدا، شیطان را برگزیند و او را دوست خود قرار دهد، به سختی زیان خواهد کرد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص174.</ref> | |||
به گفته مفسران «تبتیک» به معنای قطعکردن، به یکی از سنتهای بتپرستان اشاره دارد که آنان برای تقرب به بتها، برخی حیواناتشان را برای بت قرار داده، با بریدن یا پارهکردن گوش آنها، تمام منافعشان (مانند خوردن گوشت و سوارشدن) را بر خود حرام میکردند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: طبری، جامع البیان، ج5، ص180؛ طوسی، التبیان، ج3، ص334؛ طباطبایی، المیزان، ج5، ص84؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص137؛ ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258.</ref> | |||
== آیات مرتبط == | == آیات مرتبط == | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۸: | ||
==کاربرد در مباحث فقهی== | ==کاربرد در مباحث فقهی== | ||
در | آنچه در مباحث فقهی اهمیت یافته، استدلال به فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» است. برخی مفسران و فقیهان با توجه به برداشتهایی که از این فقره داشتهاند، استفادههای فقهی مختلفی از آیه کردهاند؛ چنانکه برخی دیگر با در این برداشتها، استفادههای فقهی از آیه را مردود دانستهاند.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60.</ref> عمده برداشتهایی که از این آیه صورت گرفته و در مباحث فقهی اثرگذار است، عبارتاند از: | ||
* حرمت تغییر جسمی در مخلوقات خدا؛ طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین مصداق آیه یکسان عمل نکردهاند. برخی آن را شامل همه مخلوقات میشمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص میدهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسانها میشمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج2، ص194؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج4، ص72. | |||
</ref> جعفر سبحانی معتقد است، این آیه از برخی موارد، مانند کوتاهکردن ناخن یا مو، منصرف است و آیه شامل آنها نمیشود، زیرا عمل باید بهگونهای باشد که شیطانی بهشمار آید.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> به نظر جعفر سبحانی با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات است و تغییر در جمادات و گیاهان را شامل نمیشود.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیل بر جواز آن اقامه شود.<ref name=":2">نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.</ref> فیض کاشانی معتقد است، این آیه علاوه بر حرمت تغییر جسمی، بر حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا نیز دلالت دارد. بر اساس این نظریه علاوه بر تغییر ظاهری مخلوقات خدا، تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق این آیه بهشمار میآید.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref> | |||
مطابق این تفسیر، آیه بر عقیمسازی حیوانات،<ref>زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> عقیمسازی انسانها،<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref> تراشیدن ریش برای مردان،<ref>ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> تطبیق گردیده است. در برخی برداشتهای افراطی از این آیه، گفته شده برخی عالمان اهلتسنن ازدواج سفیدپوستان و سیاهپوستان را نیز ممنوع میدانستند.<ref>ابنعربی، احکام القرآن، ج1، ص502.</ref> | |||
* حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص65؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج4، ص285.</ref> محمد آصف محسنی، نیز به تبعیت از برخی مفسران این آیه را بر تغییر دین خدا حمل کرده و معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست که در این صورت استدلال به آن صحیح نیست؛ زیرا انسانها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمیتوان همه آنها را حرام دانست.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213؛ و ج2، ص17.</ref> به گفته محمد آصف محسنی، حکم ذکرشده در این آیه قابل تخصیص نیست و حتی نمیتوان یک فعل را از آن تخصیص زد، زیرا تخصیصزدن این آیه به این معناست که تبعیت از شیطان در برخی موارد جایز است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213.</ref> | |||
* اما ابنعاشور از مفسران اهلسنت تغییر خلق الله در این آیه را شامل همه تغییرات نمیداند، بلکه معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که به نوعی طاعت شیطان بهشمار آید، مانند تغییراتی که علامت برخی نحلههای شیطانی هستند.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258-259.</ref> | |||
* این آیه نه دلالت میکند که هر تغییری حرام است و نه اینکه منظور از آیه حرمت تغییر دین است. علیرضا اعرافی معتقد است، این آیه دلالت فقهی ندارد، بلکه مفاد آیه این است که اگر حرامبودن عملی به صورت جداگانه از عقل یا شرع فهمیده شود، این آیه آن را از مصادیق تبعیت از شیطان دانسته است.<ref>اعرافی، مکاسب محرمه، ج4، ص225-226.</ref> | |||
اما به نظر جعفر سبحانی، این آیه تنها در صورتی از تغییر خلق الله نهی میکند، که آن تغییر عملی شیطانی بهشمار آید. اما اگر انجام آن عمل، شیطانی بهشمار نیاید، مشمول این آیه نمیشود. وی حلالبودن حیواناتی که با جاریشدن نام خدا ذبح میشوند و حرامبودن حیواناتی که با جاریشدن نام بتها ذبح شدهاند را با توجه به این نکته توضیح داده است.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص409.</ref> | |||
=== جراحی زیبایی === | === جراحی زیبایی === | ||
جراحی زیبایی نوعی تغییر در خلقت خداوند است و مطابق آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقت خدا از وسوسهها و فرمانهای شیطان بوده و از آن منع شده است، پس جراحی زیبایی ممنوع بوده و حرام است. در مقابل، [[ناصر مکارم شیرازی]]، بر آن است که اولاً در این صورت خیلی از کارها از قبیل جراحی برای جداسازی انگشت اضافه، جراحی برای جدا کردن دوقلوهای به هم چسبیده را باید حرام دانست، در حالی که هیچکدام حرام نیستند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> ثانیاً آیه مربوط به توحید و شرک است و مراد از «خلق الله» در این آیه فطرت است؛ یعنی انسانها را وسوسه میکنم تا فطرتالله را تبدیل به کفر کنند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> | جراحی زیبایی نوعی تغییر در خلقت خداوند است و مطابق آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقت خدا از وسوسهها و فرمانهای شیطان بوده و از آن منع شده است، پس جراحی زیبایی ممنوع بوده و حرام است. در مقابل، [[ناصر مکارم شیرازی]]، بر آن است که اولاً در این صورت خیلی از کارها از قبیل جراحی برای جداسازی انگشت اضافه، جراحی برای جدا کردن دوقلوهای به هم چسبیده را باید حرام دانست، در حالی که هیچکدام حرام نیستند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> ثانیاً آیه مربوط به توحید و شرک است و مراد از «خلق الله» در این آیه فطرت است؛ یعنی انسانها را وسوسه میکنم تا فطرتالله را تبدیل به کفر کنند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> | ||