فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۱۱۹ سوره نساء: تفاوت میان نسخه‌ها

Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۸: خط ۱۸:


==تفسیرهای اثرگذار در مباحث فقهی ==
==تفسیرهای اثرگذار در مباحث فقهی ==
آنچه در مباحث فقهی اهمیت یافته، استدلال به فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» است. برخی مفسران و فقیهان با توجه به برداشت‌هایی که از این فقره داشته‌اند، استفاده‌های فقهی مختلفی از آیه کرده‌اند؛ چنان‌که برخی دیگر با در این برداشت‌ها، استفاده‌های فقهی از آیه را مردود دانسته‌اند.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60.</ref> عمده برداشت‌هایی که از این آیه صورت گرفته و در مباحث فقهی اثرگذار است، عبارت‌اند از:  
در بررسی این آیه آنچه در مباحث فقهی اهمیت یافته، استدلال به فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» است. برخی مفسران و فقیهان با توجه به برداشت‌هایی که از این فقره داشته‌اند، استفاده‌های فقهی مختلفی از آیه کرده‌اند. در مقابل، برخی دیگر این برداشت‌ها را نپذیرفته و استدلال فقهی به آیه را مردود دانسته‌اند.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60.</ref> مهم‌ترین برداشت‌هایی که از این آیه صورت گرفته و در مباحث فقهی اثرگذار است، به شرح زیر است:  


=== حرمت تغییر تکوینی در مخلوقات ===
=== حرمت تغییر جسمی در مخلوقات ===
حرمت تغییر جسمی در مخلوقات خدا؛ طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین مصداق آیه یکسان عمل نکرده‌اند. برخی آن را شامل همه مخلوقات می‌شمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص می‌دهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسان‌ها می‌شمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج2، ص194؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج4، ص72.
بر اساس دیدگاه برخی مفسران و فقیهان، آیه بر حرمت هرگونه تغییر تکوینی یا جسمی در مخلوقات الهی دلالت دارد. این تفسیر با استقبال بیشتری از سوی اهل‌سنت مواجه شده و فقیهان و عالمان شیعه اندکی این تفسیر را پذیرفته‌اند. با این حال، طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین قلمرو مصداقی آیه یکسان عمل نکرده‌اند. برخی آن را شامل همه مخلوقات می‌شمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص می‌دهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسان‌ها می‌شمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج2، ص194؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج4، ص72.
</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیل بر جواز آن اقامه شود.<ref name=":2">نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.</ref> فیض کاشانی معتقد است، این آیه علاوه بر حرمت تغییر جسمی، بر حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا نیز دلالت دارد. بر اساس این نظریه علاوه بر تغییر ظاهری مخلوقات خدا، تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق این آیه به‌شمار می‌آید.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref>
</ref>  


مطابق این تفسیر، آیه بر عقیم‌سازی حیوانات،<ref>زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ملا حویش آل‌غازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> عقیم‌سازی انسان‌ها،<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref> تراشیدن ریش برای مردان،<ref>ملا حویش آل‌غازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> تطبیق گردیده است. در برخی برداشت‌های افراطی از این آیه، گفته شده برخی عالمان اهل‌تسنن ازدواج سفید‌پوستان و سیاه‌پوستان را نیز ممنوع می‌دانستند.<ref>ابن‌عربی، احکام القرآن، ج1، ص502.</ref>
محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیلی بر جواز آن اقامه شود.<ref name=":2">نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.</ref> فیض کاشانی نیز علاوه بر حرمت تغییرات جسمی، آیه را ناظر به حرمت تغییرات معنوی در مخلوقات خدا می‌داند و معتقد است تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق «تغییر خلق‌ الله» به شمار می‌آید.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref>
 
بر پایه این تفسیر، آیه بر عقیم‌سازی حیوانات،<ref>زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ملا حویش آل‌غازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> عقیم‌سازی انسان‌ها،<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref> تراشیدن ریش برای مردان،<ref>ملا حویش آل‌غازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> تطبیق گردیده است. حتی در برخی برداشت‌های افراطی از این آیه، گفته شده برخی عالمان اهل‌تسنن ازدواج سفید‌پوستان و سیاه‌پوستان را نیز از مصادیق تغییر خلق‌الله دانسته و آن را ممنوع می‌دانستند.<ref>ابن‌عربی، احکام القرآن، ج1، ص502.</ref>


=== حرمت تغییرات همسو با اطاعت شیطان ===
=== حرمت تغییرات همسو با اطاعت شیطان ===
اما ابن‌عاشور از مفسران اهل‌سنت تغییر خلق الله در این آیه را شامل همه تغییرات نمی‌داند، بلکه معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که به نوعی طاعت شیطان به‌شمار آید، مانند تغییراتی که علامت برخی نحله‌های شیطانی هستند.<ref>ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258-259.</ref>
[[ابوالقاسم علیدوست]] تغییرات در هستی را به دو بخش تقسیم می‌کند، نخست، تغییراتی که با هدف خلقت ناسازگارند، و دیگری، تغییراتی که با هدف خلقت ناسازگار نبوده، در راستای بهره‌وری و تسخیر انجام می‌گیرد.  به باور او، آیه مورد نظر تنها تغییرات دسته اول را تحریم کرده و آن‌ها را تبعیت از شیطان می‌داند، اما تغییرات دسته دوم مشمول این تحریم نیستند و بر اساس آیاتی مانند [[آیه ۱۳ سوره جاثیه]] که همه موجودات آسمان و زمین را مسخر انسان دانسته است، چنین تغییراتی حلال و گاه ضروری‌اند.<ref>علیدوست و حسینی کمال‌آبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص25-27.</ref>
 
جعفر سبحانی معتقد است، این آیه از برخی موارد، مانند کوتاه‌کردن ناخن یا مو، منصرف است و آیه شامل آنها نمی‌شود، زیرا عمل باید به‌گونه‌ای باشد که شیطانی به‌شمار آید.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> به نظر جعفر سبحانی با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات است و تغییر در جمادات و گیاهان را شامل نمی‌شود.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref>  
 
اما به نظر جعفر سبحانی، این آیه تنها در صورتی از تغییر خلق الله نهی می‌کند، که آن تغییر عملی شیطانی به‌شمار آید. اما اگر انجام آن عمل، شیطانی به‌شمار نیاید، مشمول این آیه نمی‌شود. وی حلال‌بودن حیواناتی که با جاری‌شدن نام خدا ذبح می‌شوند و حرام‌بودن حیواناتی که با جاری‌شدن نام بت‌ها ذبح شده‌اند را با توجه به این نکته توضیح داده است.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص409.</ref>


ابوالقاسم علیدوست نیز تغییرات در هستی را به دو بخش تقسیم می‌کند، 1. تغییراتی که با هدف خلقت ناسازگارند، 2. تغییراتی که با هدف خلقت ناسازگار نبوده، در راستای بهره‌وری و تسخیر انجام می‌گیرد. او معتقد است، این آیه تغییرات مربوط به بخش نخست را حرام کرده، آن را تبعیت از شیطان می‌داند؛ اما این آیه به تغییرات بخش دوم ارتباطی ندارد، بلکه بر اساس آیاتی مانند آیه 13 سوره جاثیه که تمام موجودات آسمان و زمین را مسخر انسان قرار داده شده، چنین تغییراتی حلال و در مواردی ضروری است.<ref>علیدوست و حسینی کمال‌آبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص25-27.</ref>
[[محمدطاهر بن عاشور]]، مفسر اهل‌سنت، نیز در این آیه تغییر خلق الله را شامل همه تغییرات نمی‌داند، بلکه معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که نوعی طاعت شیطان به‌شمار آید، مانند تغییراتی که نشانه برخی نحله‌های شیطانی هستند.<ref>ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258-259.</ref>


[[جعفر سبحانی]] نیز معتقد است، این آیه از اموری مانند کوتاه‌کردن ناخن یا مو، منصرف است و آیه شامل آنها نمی‌شود، زیرا تغییر حرام، تغییری است که به صورت شیطانی انجام گیرد.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> وی حلال‌بودن حیواناتی که با جاری‌شدن نام خدا ذبح می‌شوند و حرام‌بودن حیواناتی که با جاری‌شدن نام بت‌ها ذبح شده‌اند را با توجه به این نکته توضیح داده است.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص409.</ref> به نظر سبحانی با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات و انسان است و شامل جمادات و گیاهان نمی‌شود.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref>
=== حرمت تغییر دین خدا ===
=== حرمت تغییر دین خدا ===
حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص65؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج4، ص285.</ref> محمد آصف محسنی، نیز به تبعیت از برخی مفسران این آیه را بر تغییر دین خدا حمل کرده و معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست که در این صورت استدلال به آن صحیح نیست؛ زیرا انسان‌ها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمی‌توان همه آنها را حرام دانست.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213؛ و ج2، ص17.</ref> به گفته محمد آصف محسنی، حکم ذکرشده در این آیه قابل تخصیص نیست و حتی نمی‌توان یک فعل را از آن تخصیص زد، زیرا تخصیص‌زدن این آیه به این معناست که تبعیت از شیطان در برخی موارد جایز است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213.</ref>
بر اساس نظر بیشتر مفسران و فقیهان شیعه، و نیز برخی عالمان سنی‌مذهب، این آیه مربوط به تغییر معنوی و تغییر دین خدا است.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص65؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج4، ص285؛ طوسی، التبیان، ج3،‌ص334؛ طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص173؛ طباطبایی، المیزان، ج5، ص85.</ref> [[محمد آصف محسنی]]، نیز با پذیرش این تفسیر معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست؛ چرا که انسان‌ها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمی‌توان همه آن تغییرها را حرام دانست. این در حالیست که حکم ذکرشده در این آیه قابل تخصیص نیست و حتی نمی‌توان یک فعل را از آن تخصیص زد، زیرا تخصیص‌زدن این آیه به این معناست که تبعیت از شیطان در برخی موارد جایز است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213؛ و ج2، ص17.</ref>  


=== حرمت تبعیت از شیطان ===
=== حرمت تبعیت از شیطان ===
این آیه نه دلالت می‌کند که هر تغییری حرام است و نه اینکه منظور از آیه حرمت تغییر دین است. علیرضا اعرافی معتقد است، این آیه دلالت فقهی ندارد، بلکه مفاد آیه این است که اگر حرام‌بودن عملی به صورت جداگانه از عقل یا شرع فهمیده شود، این آیه آن را از مصادیق تبعیت از شیطان دانسته است.<ref>اعرافی، مکاسب محرمه، ج4، ص225-226.</ref>
[[علیرضا اعرافی]] معتقد است که این آیه نه هر تغییری را حرام می‌داند و نه صرفاً به تغییر دین اشاره دارد. به نظر او، مفاد آیه این است که هر عملی که به صورت جداگانه از عقل یا شرع حرام شناخته شود، مصداق تبعیت از شیطان خواهد بود.<ref>اعرافی، مکاسب محرمه، ج4، ص225-226.</ref>


== کارکردها در مباحث فقهی ==
== کارکردها در مباحث فقهی ==
آیه ۱۱۹ سوره نساء در مسائل فقهی گوناگونی به‌کار رفته است و فقیهان تلاش کرده‌اند از مفاد آن برای تعیین حدود مشروعیت یا حرمت برخی رفتارها و اعمال استفاده کنند. گروهی از فقها به استناد این آیه، تغییرات نوپدید و تازه‌پدید در دوران معاصر را که می‌تواند مصداق دست‌بردن در خلقت خداوند باشد، حرام دانسته و آن را عملی شیطانی تلقی کرده‌اند. در مقابل، دیدگاه‌هایی نیز مطرح شده است که آیه را محدود به تغییر فطرت انسانی یا تغییر دین می‌دانند و معتقدند این حکم قابل تعمیم به هر گونه تغییر نوپدید یا مسائل جدید امروزی نیست و تنها ناظر به موارد خاصی است که با وسوسه‌های شیطانی و انحراف فطرت یا دین ارتباط دارد.


=== جراحی زیبایی ===
=== جراحی زیبایی ===
جراحی زیبایی نوعی تغییر در خلقت خداوند است و مطابق آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقت خدا از وسوسه‌ها و فرمان‌های شیطان بوده و از آن منع شده است، پس جراحی زیبایی ممنوع بوده و حرام است. در مقابل، [[ناصر مکارم شیرازی]]، بر آن است که اولاً در این صورت خیلی از کارها از قبیل جراحی برای جداسازی انگشت اضافه، جراحی برای جدا کردن دوقلوهای به هم چسبیده را باید حرام دانست، در حالی که هیچکدام حرام نیستند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> ثانیاً آیه مربوط به توحید و شرک است و مراد از «خلق الله» در این آیه فطرت است؛ یعنی انسان‌ها‌ را وسوسه می‌کنم تا فطرت‌الله را تبدیل به کفر کنند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref>
بسیاری از فقیهان اهل‌سنت با استناد به این آیه انواع جراحی‌های زیبایی را حرام دانسته‌اند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص238؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref> با این حال برخی از ایشان، مانند [[یوسف قرضاوی]]، ضمن پذیرش این ادعا معتقدند، اگر انجام این عمل‌های جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله [[لا حرج]]، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>  


درباره جراحی تنها به‌قصد زیبایی دو دیدگاه در فقه اهل‌سنت وجود دارد؛<ref>عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱.</ref> گروهی از این فقها چنین جراحی‌ای را مطلقاً حرام می‌دانند و برای این نظر به چند دلیل استناد کرده‌اند: آيه منع از تغییر خلقت الهی.<ref>عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref>
در مقابل، برخی فقیهان شیعه مانند [[ناصر مکارم شیرازی]]، با مربوط‌دانستن این آیه به توحید و شرک، «خلق الله» را به «فطرت» تفسیر کرده‌، دلالت این آیه بر حرمت جراحی زیبایی را ناتمام می‌دانند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref>
=== تغییر جنسیت ===
[[مجمع فقه اسلامی]] مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را با استناد به این آیه حرام اعلام کرده‌اند.<ref>جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص96-97.</ref> اما حرمت تغییر جنسیت مورد اتفاق فقیهان شیعه نیست. برخی فقیهان شیعه مانند جعفر سبحانی،<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> جواد تبریزی<ref>تبریزی، صراط النجاة، ج1، ص330.</ref> و یدالله دوزدوزانی<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref> با استناد به آیه 119 سوره نساء تغییر جنسیت را حرام دانسته است.


اهل‌سنت با استناد به این آیه انواع جراحی‌های زیبایی را حرام دانسته‌اند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص238.</ref> چنان‌که یوسف قرضاوی از عالمان اهل‌تسنن با استناد به این آیه انواع جراحی‌های زیبایی را حرام دانسته است. البته او معتقد است اگر انجام این عمل‌های جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله لا حرج، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>


=== تغییر جنسیت ===
آیه ۱۱۹ سوره نساء را به عنوان دلیل دوم بر حرمت تغییر جنسیت مطرح کرده است. در معنای «خَلْق اللّه» دو معنا مختلف مطرح شده است؛ یکی آنکه به معنای «آفرینش خدا» باشد که ظاهر آیه است و دیگر آنکه به معنای «دین خدا» باشد که اشخاصی نظیر طبرسی، علامه طباطبایی، [[سید ابوالقاسم موسوی خوئی|آیت الله خویی]] آن را پذیرفته  و یا بدان متمایل شده‌اند. دوزدوزانی با رد نظری که خلق الله را به معنای دین خدا دانسته بود، اعلام می‌دارد که علی رغم وجوه مختلف مطرح شده در تفسیر (خلق الله) این آیه نیز بر حرمت تغییر جنسیت مرد به زن و برعکس دلالت دارد.<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref>
یدالله دوزدوزانی آیه ۱۱۹ سوره نساء را به عنوان دلیل دوم بر حرمت تغییر جنسیت مطرح کرده است. در معنای «خَلْق اللّه» دو معنا مختلف مطرح شده است؛ یکی آنکه به معنای «آفرینش خدا» باشد که ظاهر آیه است و دیگر آنکه به معنای «دین خدا» باشد که اشخاصی نظیر طبرسی، علامه طباطبایی، [[سید ابوالقاسم موسوی خوئی|آیت الله خویی]] آن را پذیرفته  و یا بدان متمایل شده‌اند. دوزدوزانی با رد نظری که خلق الله را به معنای دین خدا دانسته بود، اعلام می‌دارد که علی رغم وجوه مختلف مطرح شده در تفسیر (خلق الله) این آیه نیز بر حرمت تغییر جنسیت مرد به زن و برعکس دلالت دارد.<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref>


[[محسن ملکی]] پس از بیان اصل اولی جواز در حکم تغییر جنسیت، به نقد و بررسی دلایلی می‌پردازد که برای اثبات حرمت تغییر جنسیت مورد استناد قرار گرفته‌اند. یکی از مهم‌ترین دلایل مورد توجه مخالفان، [[آیه ۱۱۹ سوره نساء]] درباره حرمت تغییر در خلق الله است که در آن برخی از اعمال، از جمله تغییر در خلقت الهی، به شیطان نسبت داده شده‌اند. برخی مفسران، تغییر جنسیت را مصداق این تغییر دانسته‌اند. [[محسن ملکی]] اما پس از تحلیل دقیق مفاد آیه، نتیجه می‌گیرد که قدر متیقن این آیه، تغییر در دین خداست، نه هر نوع تغییری در ظاهر انسان.<ref>ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.</ref>
[[محسن ملکی]] پس از بیان اصل اولی جواز در حکم تغییر جنسیت، به نقد و بررسی دلایلی می‌پردازد که برای اثبات حرمت تغییر جنسیت مورد استناد قرار گرفته‌اند. یکی از مهم‌ترین دلایل مورد توجه مخالفان، [[آیه ۱۱۹ سوره نساء]] درباره حرمت تغییر در خلق الله است که در آن برخی از اعمال، از جمله تغییر در خلقت الهی، به شیطان نسبت داده شده‌اند. برخی مفسران، تغییر جنسیت را مصداق این تغییر دانسته‌اند. [[محسن ملکی]] اما پس از تحلیل دقیق مفاد آیه، نتیجه می‌گیرد که قدر متیقن این آیه، تغییر در دین خداست، نه هر نوع تغییری در ظاهر انسان.<ref>ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.</ref>
خط ۵۷: خط ۵۷:
محمدحسین فضل‌الله نیز دلالت این آیه را ناتمام دانسته و معتقد است، هیچ فقهی به اطلاق این آیه ملتزم نمی‌شود چرا که این آیه مربوط به تمام خلق الله است و التزام به اطلاق آن به این معناست که انسان‌ در ساختار طبیعت اعم از درختان، گیاهان، کوه‌ها و رودها هیچ تصرفی انجام ندهد. او معتقد است این آیه بر حرمت تغییر فطرت دلالت دارد.<ref name=":0">فضل‌الله، فقه الحیاة، ص228-229.</ref>
محمدحسین فضل‌الله نیز دلالت این آیه را ناتمام دانسته و معتقد است، هیچ فقهی به اطلاق این آیه ملتزم نمی‌شود چرا که این آیه مربوط به تمام خلق الله است و التزام به اطلاق آن به این معناست که انسان‌ در ساختار طبیعت اعم از درختان، گیاهان، کوه‌ها و رودها هیچ تصرفی انجام ندهد. او معتقد است این آیه بر حرمت تغییر فطرت دلالت دارد.<ref name=":0">فضل‌الله، فقه الحیاة، ص228-229.</ref>


جعفر سبحانی با استناد به این آیه تغییر جنسیت را حرام دانسته است.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref>
جواد تبریزی در پاسخ به این سؤال که آیا تغییر جنسیت برای غرض شهوانی یا به نیت بچه‌دار شدن (در فرضی که شخص در همان جنسیت نتواند بچه‌دار شود) جایز است یا نه، با استناد به این آیه آن را غیرجایز می‌شمارد.<ref>تبریزی، صراط النجاة، ج1، ص330.</ref>
مجمع فقه اسلامی مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را با استناد به این آیه حرام اعلام کردند.<ref>جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص96-97.</ref>


=== تعیین جنسیت خنثی ===
=== تعیین جنسیت خنثی ===