فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۱۱۹ سوره نساء: تفاوت میان نسخه‌ها

Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۲: خط ۴۲:
آیه ۱۱۹ سوره نساء در مسائل فقهی گوناگونی به‌کار رفته است و فقیهان تلاش کرده‌اند از مفاد آن برای تعیین حدود مشروعیت یا حرمت برخی رفتارها و اعمال استفاده کنند. گروهی از فقها به استناد این آیه، تغییرات نوپدید و تازه‌پدید در دوران معاصر را که می‌تواند مصداق دست‌بردن در خلقت خداوند باشد، حرام دانسته و آن را عملی شیطانی تلقی کرده‌اند. در مقابل، دیدگاه‌هایی نیز مطرح شده است که آیه را محدود به تغییر فطرت انسانی یا تغییر دین می‌دانند و معتقدند این حکم قابل تعمیم به هر گونه تغییر نوپدید یا مسائل جدید امروزی نیست و تنها ناظر به موارد خاصی است که با وسوسه‌های شیطانی و انحراف فطرت یا دین ارتباط دارد.
آیه ۱۱۹ سوره نساء در مسائل فقهی گوناگونی به‌کار رفته است و فقیهان تلاش کرده‌اند از مفاد آن برای تعیین حدود مشروعیت یا حرمت برخی رفتارها و اعمال استفاده کنند. گروهی از فقها به استناد این آیه، تغییرات نوپدید و تازه‌پدید در دوران معاصر را که می‌تواند مصداق دست‌بردن در خلقت خداوند باشد، حرام دانسته و آن را عملی شیطانی تلقی کرده‌اند. در مقابل، دیدگاه‌هایی نیز مطرح شده است که آیه را محدود به تغییر فطرت انسانی یا تغییر دین می‌دانند و معتقدند این حکم قابل تعمیم به هر گونه تغییر نوپدید یا مسائل جدید امروزی نیست و تنها ناظر به موارد خاصی است که با وسوسه‌های شیطانی و انحراف فطرت یا دین ارتباط دارد.


=== جراحی زیبایی ===
=== شبیه‌سازی و همزادسازی انسان ===
بسیاری از فقیهان اهل‌سنت با استناد به این آیه انواع جراحی‌های زیبایی را حرام دانسته‌اند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص238؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref> با این حال برخی از ایشان، مانند [[یوسف قرضاوی]]، ضمن پذیرش این ادعا معتقدند، اگر انجام این عمل‌های جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله [[لا حرج]]، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>  
به اتفاق آرای علمای اهل‌سنت، شبیه‌سازی انسان عملی نامشروع و بر خلاف اسلام است.<ref>اسلامی، شبیه‌سازی انسانی از دیدگاه آیین کاتولیک و اسلام، ص۲۰۰.</ref> در دهمین نشست مجمع فقه اسلامی، که در مکه برگزار شد، مسئله شبیه‌سازی انسان مطرح شد و در بیانیه نهایی این مجمع بر حرمت شبیه‌سازی انسان تأکید شد.<ref>موسوی، قرارات مجمع الفقه الاسلامی، ص۲۸۲.</ref> از جمله دلایل ایشان بر این حکم، استدلال به آیه ۱۱۹ سوره نساء است.<ref>اسلامی، شبیه‌سازی انسانی از دیدگاه آیین کاتولیک و اسلام، ص۲۱۱-۲۳۳.</ref> ولی فقیهان شیعه در حکم شبیه‌سازی انسان اتفاق نظر ندارند و دیدگاه آنان از جواز تا حرمت مطلق در نوسان است.<ref>محقق داماد، «شبیه‌سازی انسان از منظر فقه و اخلاق»، ص۱۵.</ref> جعفر سبحانی شبیه‌سازی انسان را با استناد به این آیه حرام دانسته است.<ref>سبحانی، استفتائات، ج۲، ص۲۵۶.</ref> همچنین به نظر [[محمدمهدی شمس‌الدین]]، [[شبیه‌سازی انسانی]] به‌حکم اولی حرام است و شبیه‌سازی انسانی به تغییر نامناسب جسمانی می‌انجامد که در آیه مذکور «تغییر خلق» خوانده شده است.<ref>شمس‌الدین، الاستنساخ الجنین، ص۵۸، به نقل از: قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۵۵۷-۵۵۸.</ref> محمد مؤمن اگرچه در درستی این استدلال اشکال کرده، دلالت آیه را بر حرمت شبیه‌سازی نمی‌پذیرد، اما به باور او، در صورتی درستی این استدلال، می‌توان آن را در مسئله همزادسازی انسان نیز جاری کرد و به تحریم آن فتوا دارد.<ref>مؤمن، «شبیه‌سازی»، ص۵۱-۵۲.</ref>
 
به نظر گروه دیگری از فقیهان شیعه که بخش عمده‌ای از ایشان را شامل می‌شود، شبیه‌سازی انسان را نمی‌توان به حکم اولی حرام دانست. سید حسن اسلامی، پژوهشگر مسائل فقهی، در نقد دیدگاه شمس‌الدین می‌گوید اگر شبیه‌سازی انسانی منجر به شبیه‌سازی موجودی سالم شود، شبیه‌سازی مصداق تغییر نامناسب نخواهد بود.<ref>اسلامی، «شبیه‌سازی انسان از دیدگاه شیعه...»، ص۲۷-۲۸.</ref> [[سید محمدسعید حکیم]] نه‌تنها شبیه‌سازی انسان را جایز دانسته، بلکه آن را به‌کارگیری سنت خدا و روشی برای شناخت قدرت الهی می‌داند.<ref>حکیم، فقه الاستنساخ البشری و فتاوی الطبیة، ص۲۲.</ref> محمدحسین فضل‌الله نیز دلالت آیه 119 سوره نساء را بر حرمت شبیه‌سازی ناتمام دانسته، آن را نه تغییر خلق الله، که نوعی استفاده از خلق الله می‌شمارد.<ref>فضل‌الله، فقه الحیاة، ص228-229.</ref> [[سید اصغر ناظم‌زاده قمی]] با بیان اینکه شبیه‌سازی نوعی خلق جدید است، نه تغییر در خلق، جریان این آیه را در مسئله نادرست می‌داند.<ref>ناظم‌زاده قمی، جراحی پلاستیک و شبیه‌سازی انسان از نگاه فقه، ص۲۶۰-۲۶۴</ref>


در مقابل، برخی فقیهان شیعه مانند [[ناصر مکارم شیرازی]]، با مربوط‌دانستن این آیه به توحید و شرک، «خلق الله» را به «فطرت» تفسیر کرده‌، دلالت این آیه بر حرمت جراحی زیبایی را ناتمام می‌دانند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref>
=== تغییر جنسیت ===
=== تغییر جنسیت ===
عموم شیعیان و عموم فقیهان اهل‌سنت، تعیین جنسیت برای خنثای مشکل (عمل جراحی خنثای مشکل، برای ملحق‌شدن به زنان یا مردان) را جایز دانسته‌اند.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص50-51.</ref> البته در برخی کتاب‌های اهل‌تسنن این جواز تنها درباره خنثای غیرمشکل بیان شده است.<ref>نگاه کنید به: جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص97.</ref> اما ایشان درباره تغییر جنسیت رویکرد دیگری دارند. [[مجمع فقه اسلامی]] مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی با استناد به آیه 119 سوره نساء تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را حرام اعلام کردند.<ref>جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص96-97.</ref> برخی فقیهان شیعه مانند جعفر سبحانی،<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> جواد تبریزی<ref>تبریزی، صراط النجاة، ج1، ص330.</ref> و یدالله دوزدوزانی<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref> نیز با استناد به این آیه تغییر جنسیت را حرام دانسته‌اند. در مقابل گروه دیگری از فقیهان شیعه، مانند محمدحسین فضل‌الله و محسن ملکی، با تکیه بر تفسیر خود از آیه، معتقدند این آیه بر تغییر جنسیت انسان‌ها دلالت ندارد.<ref>فضل‌الله، فقه الحیاة، ص228-229؛ ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.</ref>
عموم شیعیان و عموم فقیهان اهل‌سنت، تعیین جنسیت برای خنثای مشکل (عمل جراحی خنثای مشکل، برای ملحق‌شدن به زنان یا مردان) را جایز دانسته‌اند.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص50-51.</ref> البته در برخی کتاب‌های اهل‌تسنن این جواز تنها درباره خنثای غیرمشکل بیان شده است.<ref>نگاه کنید به: جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص97.</ref> اما ایشان درباره تغییر جنسیت رویکرد دیگری دارند. [[مجمع فقه اسلامی]] مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی با استناد به آیه 119 سوره نساء تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را حرام اعلام کردند.<ref>جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص96-97.</ref> برخی فقیهان شیعه مانند جعفر سبحانی،<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> جواد تبریزی<ref>تبریزی، صراط النجاة، ج1، ص330.</ref> و یدالله دوزدوزانی<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref> نیز با استناد به این آیه تغییر جنسیت را حرام دانسته‌اند. در مقابل گروه دیگری از فقیهان شیعه، مانند محمدحسین فضل‌الله و محسن ملکی، با تکیه بر تفسیر خود از آیه، معتقدند این آیه بر تغییر جنسیت انسان‌ها دلالت ندارد.<ref>فضل‌الله، فقه الحیاة، ص228-229؛ ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.</ref>


=== شبیه‌سازی و همزادسازی انسان ===
=== زینت‌های دائمی ===
به اتفاق آرای علمای اهل‌سنت، شبیه‌سازی انسان عملی نامشروع و بر خلاف اسلام است.<ref>اسلامی، شبیه‌سازی انسانی از دیدگاه آیین کاتولیک و اسلام، ص۲۰۰.</ref> در دهمین نشست مجمع فقه اسلامی، که در مکه برگزار شد، مسئله شبیه‌سازی انسان مطرح شد و در بیانیه نهایی این مجمع بر حرمت شبیه‌سازی انسان تأکید شد.<ref>موسوی، قرارات مجمع الفقه الاسلامی، ص۲۸۲.</ref> از جمله دلایل ایشان بر این حکم، استدلال به آیه ۱۱۹ سوره نساء است.<ref>اسلامی، شبیه‌سازی انسانی از دیدگاه آیین کاتولیک و اسلام، ص۲۱۱-۲۳۳.</ref> ولی فقیهان شیعه در حکم شبیه‌سازی انسان اتفاق نظر ندارند و دیدگاه آنان از جواز تا حرمت مطلق در نوسان است.<ref>محقق داماد، «شبیه‌سازی انسان از منظر فقه و اخلاق»، ص۱۵.</ref> جعفر سبحانی شبیه‌سازی انسان را با استناد به این آیه حرام دانسته است.<ref>سبحانی، استفتائات، ج۲، ص۲۵۶.</ref> همچنین به نظر [[محمدمهدی شمس‌الدین]]، [[شبیه‌سازی انسانی]] به‌حکم اولی حرام است و شبیه‌سازی انسانی به تغییر نامناسب جسمانی می‌انجامد که در آیه مذکور «تغییر خلق» خوانده شده است.<ref>شمس‌الدین، الاستنساخ الجنین، ص۵۸، به نقل از: قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۵۵۷-۵۵۸.</ref> محمد مؤمن اگرچه در درستی این استدلال اشکال کرده، دلالت آیه را بر حرمت شبیه‌سازی نمی‌پذیرد، اما به باور او، در صورتی درستی این استدلال، می‌توان آن را در مسئله همزادسازی انسان نیز جاری کرد و به تحریم آن فتوا دارد.<ref>مؤمن، «شبیه‌سازی»، ص۵۱-۵۲.</ref>
 
برخی فقیهان اهل‌تسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصل‌کردن مو‌ها، فاصله‌انداختن‌ بین دندان‌ها، و کندن مو) را حرام دانسته‌، آن از مصادیق تغییر در خلق‌الله به‌شمار آورده‌اند.<ref name=":1">برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.</ref> فقیهان در توضیح زینت‌هایی که تغییر ما خلق الله و فعلی حرام است، بیان‌های مختلفی دارند. به گفته نورالدین ابولحیه، این حکم در همه انواع زینت‌ها جریان دارد و تنها دو مورد از آن استثنا می‌شود: ۱. زینت‌های غیردائمی که اثر آنها برای همیشه باقی نمی‌مانند، مانند سرمه‌کشیدن و حناگذاشتن؛ ۲. ازبین‌بردن عیب‌های نادری که در بدن برخی افراد وجود دارد، مانند  قطع‌کردن انگشت زائد از بدن.<ref>ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref> اما به گفته یوسف قرضاوی زینت‌هایی حرام است، که به صورت افراطی انجام شده باشد، مانند نازک‌کردن ابرو‌ها، رنگ‌کردن مو، تراشیدن ریش.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86-93.</ref>
 
مالکیه و حنابله با استدلال به این آیه وصل مو را مطلقا حرام دانسته‌اند. شافعی‌ها این عمل را برای زنان بدون شوهر حرام، و آن را برای زنان شوهردار (منوط به اجازه شوهر) جایز می‌دانند. اما حنفیه معتقدند این عمل در صورتی که با موی آدمیان نباشد، بی‌اشکال است.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص587.</ref>


به نظر گروه دیگری از فقیهان شیعه که بخش عمده‌ای از ایشان را شامل می‌شود، شبیه‌سازی انسان را نمی‌توان به حکم اولی حرام دانست. سید حسن اسلامی، پژوهشگر مسائل فقهی، در نقد دیدگاه شمس‌الدین می‌گوید اگر شبیه‌سازی انسانی منجر به شبیه‌سازی موجودی سالم شود، شبیه‌سازی مصداق تغییر نامناسب نخواهد بود.<ref>اسلامی، «شبیه‌سازی انسان از دیدگاه شیعه...»، ص۲۷-۲۸.</ref> [[سید محمدسعید حکیم]] نه‌تنها شبیه‌سازی انسان را جایز دانسته، بلکه آن را به‌کارگیری سنت خدا و روشی برای شناخت قدرت الهی می‌داند.<ref>حکیم، فقه الاستنساخ البشری و فتاوی الطبیة، ص۲۲.</ref> محمدحسین فضل‌الله نیز دلالت آیه 119 سوره نساء را بر حرمت شبیه‌سازی ناتمام دانسته، آن را نه تغییر خلق الله، که نوعی استفاده از خلق الله می‌شمارد.<ref>فضل‌الله، فقه الحیاة، ص228-229.</ref> [[سید اصغر ناظم‌زاده قمی]] با بیان اینکه شبیه‌سازی نوعی خلق جدید است، نه تغییر در خلق، جریان این آیه را در مسئله نادرست می‌داند.<ref>ناظم‌زاده قمی، جراحی پلاستیک و شبیه‌سازی انسان از نگاه فقه، ص۲۶۰-۲۶۴</ref>
فقیهان شیعه در بررسی مسئله زینت، کمتر به این آیه پرداخته‌اند و در صورت اشاره به این آیه، استدلال به آن را ناصحیح شمرده‌اند؛ چنان‌که به گفته محمد آصف محسنی اگر وصل‌کردن موها بر اساس این آیه جایز شمرده نشود، در این صورت باید کوتاه‌کردن موها هم جایز شمرده نشود و حال اینکه چنین برداشتی قطعا نادرست است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213.</ref> او همچنین استناد به این آیه را درباره اصلاح دندان‌ها ناصحیح خوانده است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص369.</ref>


=== پیوند اعضا ===
=== جراحی زیبایی ===
[[محمد سند]]، در [[فقه الطب (کتاب)|کتاب فقه الطب]]، آیه ۱۱۹ سوره نساء را در شمار ادله حرمت جداسازی اعضای بدن انسان و پیوند آن به فرد دیگر بررسی کرده است؛ با این توضیح که ممکن است با استناد به این آیه هرگونه تصرف در بدن را از مصادیق تغییر در خلق‌الله به‌شمار آورد.<ref>سند، فقه الطب، ص65-66.</ref>
بسیاری از فقیهان اهل‌سنت با استناد به این آیه انواع جراحی‌های زیبایی را حرام دانسته‌اند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص238؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref> با این حال برخی از ایشان، مانند [[یوسف قرضاوی]]، ضمن پذیرش این ادعا معتقدند، اگر انجام این عمل‌های جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله [[لا حرج]]، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>  


=== شبیه‌شدن به جنس مخالف ===
در مقابل، برخی فقیهان شیعه مانند [[ناصر مکارم شیرازی]]، با مربوط‌دانستن این آیه به توحید و شرک، «خلق الله» را به «فطرت» تفسیر کرده‌، دلالت این آیه بر حرمت جراحی زیبایی را ناتمام می‌دانند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref>
[[محمد صادقی تهرانی]] برای حرام‌شمردن تشبه مردان به زنان و تشبه زنان به مردان به آیه ۱۱۹ سوره نساء استدلال کرده است.<ref>صادقی تهرانی، تبصرة الفقها بین الکتاب و السنة، ج1، ص309.</ref>


=== ریش‌تراشی ===
=== ریش‌تراشی ===
یوسف قرضاوی از عالمان اهل‌سنت، زینت‌هایی افراطی را حرام و از مصادیق تغییر خلق الله دانسته<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86.</ref> و تراشیدن ریش را یکی از مصادیق چنین زینتی برشمرده است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص92.</ref> با این حال عموم فقیهان شیعه در این فرع استناد به آیه را نپذیرفته‌اند<ref>برای نمونه نگاه کنیدبه:  منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج3، ص113؛ اعرافی، مکاسب محرمه، ج۴، ص۲۲7.</ref> و برای رد آن به جواز حلق رأس و حلق عانه شاهد آورده‌اند.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج3، ص113.</ref> در مقابل، محسن فیض کاشانی، این آیه را شاهدی بر حرمت ریش‌تراشی قلمداد کرده<ref>فیض کاشانی، الوافی، ج6، ص658.</ref> و [[محمدرضا نجفی طبسی]] با استناد به این آیه بر حرمت تراشیدن ریش استدلال نموده است.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.</ref>
یوسف قرضاوی از عالمان اهل‌سنت، زینت‌هایی افراطی را حرام و از مصادیق تغییر خلق الله دانسته<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86.</ref> و تراشیدن ریش را یکی از مصادیق چنین زینتی برشمرده است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص92.</ref> با این حال عموم فقیهان شیعه در این فرع استناد به آیه را نپذیرفته‌اند<ref>برای نمونه نگاه کنیدبه:  منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج3، ص113؛ اعرافی، مکاسب محرمه، ج۴، ص۲۲7.</ref> و برای رد آن به جواز حلق رأس و حلق عانه شاهد آورده‌اند.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج3، ص113.</ref> در مقابل، محسن فیض کاشانی، این آیه را شاهدی بر حرمت ریش‌تراشی قلمداد کرده<ref>فیض کاشانی، الوافی، ج6، ص658.</ref> و [[محمدرضا نجفی طبسی]] با استناد به این آیه بر حرمت تراشیدن ریش استدلال نموده است.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.</ref>
=== خالکوبی ===
برخی فقیهان اهل‌تسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانسته‌اند؛ ازاین‌رو به حرمت آن فتوا‌ داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان به‌شمار آورده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.</ref> چنان‌که یوسف قرضاوی از عالمان اهل‌تسنن نیز با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>
=== عقیم‌سازی (حیوان یا انسان) ===
=== عقیم‌سازی (حیوان یا انسان) ===
برخی نویسندگان سنی‌مذهب عقیم‌سازی انسان را تغییر در خلقت الهی شمرده، به همین دلیل آن را حرام می‌دانند.<ref>صدیق‌خان، السراج الوهاج، ج3، ص372.</ref> در برخی کتاب‌های تفسیری سنی‌مذهبان، خصاء حیوانات نیز مشمول این آیه و حرام شمرده شده است.<ref>نگاه کنید به: قاسمی، محاسن التأویل، ج3، ص345.</ref> اما برخی دیگر از آنان خصاء حیوانات را جایز،<ref>بغوی، معالم التنزیل، ج1، ص130.</ref> و برخی خصاء حیوانات حلال‌گوشت را به دلیل اغراض عقلایی جایز، اما خصاء حیوانات حرام‌گوشت را غیر جایز شمرده‌اند.‌<ref>آلوسی، روح المعانی، ج3، ص125.</ref> با این حال در برخی پژوهش‌های فقهی شیعه،  تغییر خلقت‌های حرام، تغییراتی دانسته شده که در جهت سنت‌های باطل شیطانی باشد و عقیم‌سازی (حتی عقیم‌سازی انسان) با انگیزه‌های عقلایی و مصلحت‌جویانه، از این قاعده خارج شده است.<ref>محضری، احکام تکلیفی و وضعی جلوگیری از بارداری و عقیم‌سازی در فقه امامیه، ص۵۸- ۶۰.</ref>
برخی نویسندگان سنی‌مذهب عقیم‌سازی انسان را تغییر در خلقت الهی شمرده، به همین دلیل آن را حرام می‌دانند.<ref>صدیق‌خان، السراج الوهاج، ج3، ص372.</ref> در برخی کتاب‌های تفسیری سنی‌مذهبان، خصاء حیوانات نیز مشمول این آیه و حرام شمرده شده است.<ref>نگاه کنید به: قاسمی، محاسن التأویل، ج3، ص345.</ref> اما برخی دیگر از آنان خصاء حیوانات را جایز،<ref>بغوی، معالم التنزیل، ج1، ص130.</ref> و برخی خصاء حیوانات حلال‌گوشت را به دلیل اغراض عقلایی جایز، اما خصاء حیوانات حرام‌گوشت را غیر جایز شمرده‌اند.‌<ref>آلوسی، روح المعانی، ج3، ص125.</ref> با این حال در برخی پژوهش‌های فقهی شیعه،  تغییر خلقت‌های حرام، تغییراتی دانسته شده که در جهت سنت‌های باطل شیطانی باشد و عقیم‌سازی (حتی عقیم‌سازی انسان) با انگیزه‌های عقلایی و مصلحت‌جویانه، از این قاعده خارج شده است.<ref>محضری، احکام تکلیفی و وضعی جلوگیری از بارداری و عقیم‌سازی در فقه امامیه، ص۵۸- ۶۰.</ref>
خط ۷۱: خط ۷۶:
در پژوهش مشترک ابوالقاسم علیدوست و سید مرتضی حسینی کمال‌آبادی، برای بررسی حکم فقهی مهندسی ژنتیک، آیه ۱۱۹ سوره نساء مورد توجه قرار گرفت است. به نظر ایشان، مهندسی ژنتیک تنها در صورتی مصداق آیه ۱۱۹ سوره نساء و حرام دانسته شده، که در جهت اهداف نامشروع مورد استفاده قرار گیرد.<ref>علیدوست و حسینی کمال‌آبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص44.</ref> اما به باور محمد آصف محسنی این آیه به درمان ژنتیک ارتباطی ندارد چرا که آن مربوط به دین خدا است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج2، ص44.</ref>
در پژوهش مشترک ابوالقاسم علیدوست و سید مرتضی حسینی کمال‌آبادی، برای بررسی حکم فقهی مهندسی ژنتیک، آیه ۱۱۹ سوره نساء مورد توجه قرار گرفت است. به نظر ایشان، مهندسی ژنتیک تنها در صورتی مصداق آیه ۱۱۹ سوره نساء و حرام دانسته شده، که در جهت اهداف نامشروع مورد استفاده قرار گیرد.<ref>علیدوست و حسینی کمال‌آبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص44.</ref> اما به باور محمد آصف محسنی این آیه به درمان ژنتیک ارتباطی ندارد چرا که آن مربوط به دین خدا است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج2، ص44.</ref>


=== خالکوبی ===
=== رفتارهای جنسی نادر در دایره خانواده ===
برخی فقیهان اهل‌تسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانسته‌اند؛ ازاین‌رو به حرمت آن فتوا‌ داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان به‌شمار آورده‌اند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.</ref> چنان‌که یوسف قرضاوی از عالمان اهل‌تسنن نیز با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.</ref>
نورالدین ابولحیه، از فقیهان اهل‌تسنن، با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی رفتارهای جنسی نادری را که مورد درخواست زوجین قرار می‌گیرد (مواردی مانند نزدیکی با همسر از دُبُر، ازبین‌بردن پرده بکارت به‌غیر آمیزش، و تخیل اجنبنی هنگام آمیزش با همسر) حرام دانسته، آنها را خروج از خلقت خداوندی و بازیچۀ شیطان‌شدن می‌شمارد.<ref>ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص297-309.</ref>


=== زینت‌های دائمی ===
=== پیوند اعضا ===
[[محمد سند]]، در [[فقه الطب (کتاب)|کتاب فقه الطب]]، آیه ۱۱۹ سوره نساء را در شمار ادله حرمت جداسازی اعضای بدن انسان و پیوند آن به فرد دیگر بررسی کرده است؛ با این توضیح که ممکن است با استناد به این آیه هرگونه تصرف در بدن را از مصادیق تغییر در خلق‌الله به‌شمار آورد.<ref>سند، فقه الطب، ص65-66.</ref>


برخی فقیهان اهل‌تسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصل‌کردن مو‌ها، فاصله‌انداختن‌ بین دندان‌ها، و کندن مو) را حرام دانسته‌، از مصادیق تغییر در خلق الله به‌شمار آورده‌اند.<ref name=":1">برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.</ref> فقیهان در تبیین زینت‌هایی که تغییر ما خلق الله و فعلی حرام دانسته‌اند، بیان‌های مختلفی دارند. به گفته نورالدین ابولحیه، این حکم در همه انواع زینت‌ها جریان دارد و تنها دو مورد از آن استثنا می‌شود: ۱. زینت‌های غیردائمی که اثر آنها برای همیشه باقی نمی‌مانند، مانند سرمه‌کشیدن و حناگذاشتن. ۲. ازبین‌بردن عیب‌های نادری که در بدن برخی افراد وجود دارد، مانند  قطع‌کردن انگشت زائد از بدن.<ref>ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.</ref> اما به گفته یوسف قرضاوی زینت‌هایی حرام است، که برای زینت‌کردن افراط صورت گرفته باشد؛ مانند نازک‌کردن ابرو‌ها، رنگ‌کردن مو، تراشیدن ریش.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86-93.</ref>
=== شبیه‌شدن به جنس مخالف ===
 
[[محمد صادقی تهرانی]] برای حرام‌شمردن تشبه مردان به زنان و تشبه زنان به مردان به آیه ۱۱۹ سوره نساء استدلال کرده است.<ref>صادقی تهرانی، تبصرة الفقها بین الکتاب و السنة، ج1، ص309.</ref>
مالکیه و حنابله با استدلال به این آیه وصل مو را مطلقا حرام دانسته‌اند. شافعی‌ها این عمل را برای زنانی که شوهر نمی‌دارند، حرام و آن را برای زنان شوهردار با اجازه آنان جایز می‌دانند. اما حنفیه معتقدند این عمل در صورتی که با موی آدمیان نباشد، بی‌اشکال است.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص587.</ref>
 
به گفته محمد آصف محسنی اگر بر اساس این آیه وصل‌کردن موها جایز شمرده نشود، در این صورت باید کوتاه‌کردن موها هم جایز شمرده نشود و حال اینکه چنین برداشتی قطعا نادرست است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213.</ref> او همچنین استناد به این آیه را درباره اصلاح دندان‌ها ناصحیح خوانده است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص369.</ref>
 
=== رفتارهای جنسی نادر در دایره خانواده ===
نورالدین ابولحیه، از فقیهان اهل‌تسنن، با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی رفتارهای جنسی نادری را که مورد درخواست زوجین قرار می‌گیرد، حرام دانسته، آنها را خروج از خلقت خداوندی و بازیچۀ شیطان‌شدن می‌شمارد، مواردی مانند نزدیکی با همسر از دُبُر، ازبین‌بردن پرده بکارت به‌غیر آمیزش، و تخیل اجنبنی هنگام آمیزش با همسر.<ref>ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص297-309.</ref>


=== تغییر مزاج و خوی و خصلت ===
=== تغییر مزاج و خوی و خصلت ===
قرضاوی تغییر مزاج و خوی خصلت در اثر تغییر فعل و انفعالات شیمیایی خون و غُدد را نیز منافی درک و آموزه‌های دینی می‌داند؛ زیرا با این روش طبیعت ممتاز انسانی که اختیار یکی از آن‌ها است، بهم می‌ریزد. درست به خاطر همین حفظ اعتدال طبیعت انسانی است که مسکرات و [[مواد مخدر]] در اسلام حرام شده است. [[آیه ۱۱۹ سوره نساء]] نیز تغییر خلقت را کار پیروان شیطان نامیده است.<ref>قرضاوی، دیدگاه‌های فقهی معاصر، ج۱، ص۷۱۳.</ref>
یوسف قرضاوی تغییر مزاج و خوی خصلت در اثر تغییر فعل و انفعالات شیمیایی خون و غُدد را بر خلاف درک و آموزه‌های دینی (مانند آیه ۱۱۹ سوره نساء) می‌داند؛ زیرا با این روش طبیعت ممتاز انسانی که اختیار یکی از آن‌ها است، بر هم می‌ریزد. او لزوم حفظ اعتدال طبیعت انسانی را در همین راستا ارزیابی کرده، که موجب حرمت مسکرات و [[مواد مخدر]] در اسلام شده است.<ref>قرضاوی، دیدگاه‌های فقهی معاصر، ج۱، ص۷۱۳.</ref>


== تک‌نگاری‌ها ==
== تک‌نگاری‌ها ==