فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۶۰ سوره انفال: تفاوت میان نسخه‌ها

Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۵: خط ۵۵:
وی در ادامه تذکر می‌دهد که هدف غایی تشکیلات اطلاعاتی را باید در هدف‌های جهاد و دعوت جهانی اسلام پیدا کرد. در آخر فصل برای نشان‌دادن سابقه تاریخی شبکه اطلاعاتی در اندیشه اسلامی، مشاغل «عریف (عرافت)» و «نقیب (نقابت)» را با عنوان «شبکه اطلاعاتی عریف و نقیب» شرح می‌دهد و از روایات و کلمات فقها بهره می‌گیرد؛ ازجمله اینکه به دلیل سوء استفاده خلفا و سلاطین از این افراد، در تعدادی از روایات این مشاغل نکوهش شده است (عباسعلی عمید زنجانی، اصول و مقررات حاكم بر مخاصمات مسلحانه (جهاد)، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۵ش، ص۱۰۳-۱۱۸).
وی در ادامه تذکر می‌دهد که هدف غایی تشکیلات اطلاعاتی را باید در هدف‌های جهاد و دعوت جهانی اسلام پیدا کرد. در آخر فصل برای نشان‌دادن سابقه تاریخی شبکه اطلاعاتی در اندیشه اسلامی، مشاغل «عریف (عرافت)» و «نقیب (نقابت)» را با عنوان «شبکه اطلاعاتی عریف و نقیب» شرح می‌دهد و از روایات و کلمات فقها بهره می‌گیرد؛ ازجمله اینکه به دلیل سوء استفاده خلفا و سلاطین از این افراد، در تعدادی از روایات این مشاغل نکوهش شده است (عباسعلی عمید زنجانی، اصول و مقررات حاكم بر مخاصمات مسلحانه (جهاد)، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۵ش، ص۱۰۳-۱۱۸).


== بایدها و شایدهای فعالیت رسانه‌ای از منظر اسلام ==
=== بایدها و شایدهای فعالیت رسانه‌ای از منظر اسلام ===
در فصل سوم کتاب فقه رسانه در اسلام، مباحث متنوعی درباره بایدها و شایدهای (به‌معنای اموری که از نظر فقهی منعی برای آنها وضع نشده) فعالیت رسانه‌ای از منظر فقه اسلامی مطرح شده که در سه بخش مشروعیت رسانه، ویژگی‌های رسانه اسلامی و کارکردهای آن قابل دسته‌بندی است.
در فصل سوم کتاب فقه رسانه در اسلام، مباحث متنوعی درباره بایدها و شایدهای (به‌معنای اموری که از نظر فقهی منعی برای آنها وضع نشده) فعالیت رسانه‌ای از منظر فقه اسلامی مطرح شده که در سه بخش مشروعیت رسانه، ویژگی‌های رسانه اسلامی و کارکردهای آن قابل دسته‌بندی است.


=== مشروعیت رسانه از منظر اسلام ===
==== مشروعیت رسانه از منظر اسلام ====
نویسنده در ابتدای این فصل بحثی درباره مشروعیت رسانه از منظر اسلام ارائه کرده و ضمن آن ماهیتی ابزاری برای رسانه در نظر گرفته است؛ ابزاری که می‌تواند با نقش‌آفرینی در آموزش و پرورش، نشر فضیلت، گسترش فلسفه دین و گسترش فرهنگ عدالت‌خواهی و ستم‌ستیزی، به‌عنوان یک ابزار کارآمد مشروعیت شرعی پیدا کند. این حکم درباره رسانه، از نظر نویسنده، با خطوط قرمز و زردی همراه است که محرمات و مکروهات شرعی هستند (ص۵۷-۵۸).
نویسنده در ابتدای این فصل بحثی درباره مشروعیت رسانه از منظر اسلام ارائه کرده و ضمن آن ماهیتی ابزاری برای رسانه در نظر گرفته است؛ ابزاری که می‌تواند با نقش‌آفرینی در آموزش و پرورش، نشر فضیلت، گسترش فلسفه دین و گسترش فرهنگ عدالت‌خواهی و ستم‌ستیزی، به‌عنوان یک ابزار کارآمد مشروعیت شرعی پیدا کند. این حکم درباره رسانه، از نظر نویسنده، با خطوط قرمز و زردی همراه است که محرمات و مکروهات شرعی هستند (ص۵۷-۵۸).


نویسنده روشن‌کردن افکار عمومی مردم، پیشبرد اهداف اسلام و سبک زندگی اسلامی، تلاش برای نفی مرزبندی‌های کاذب و تفرقه‌انگیز، مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی را به عنوان کارکردهای مثبت و ارزشی رسانه برمی‌شمرد (ص۶۴-۶۵) و فعالیت در زمینه کارکردهای مثبت و ارزشی رسانه را از نظر فقهی از واجبات کفایی معرفی می‌کند. نویسنده تلاش کرده است با اتکا به آیاتی از قرآن، چون آیه استعداد (انفال/۶۰) و آیه نَفْر (توبه/۱۲۲)، برخی مباحث فقهی، چون حرمت تحریف و کتمان و برخی روایات این امر اثبات گردد (ص۶۵-۷۶). پس از بحثی درباره علل موفقیت رسانه در غرب، به ارائه راهکارهایی برای اسلامی‌شدن رسانه می‌پردازد و قدم‌هایی شش‌گانه را پیشنهاد می‌دهد که «حمایت مالی و سیاسی مسئولین از رسانه» یکی از آنهاست (خلیل منصوری، فقه رسانه در اسلام قم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۳۹۶ش، ص۹۰-۹۲).
نویسنده روشن‌کردن افکار عمومی مردم، پیشبرد اهداف اسلام و سبک زندگی اسلامی، تلاش برای نفی مرزبندی‌های کاذب و تفرقه‌انگیز، مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی را به عنوان کارکردهای مثبت و ارزشی رسانه برمی‌شمرد (ص۶۴-۶۵) و فعالیت در زمینه کارکردهای مثبت و ارزشی رسانه را از نظر فقهی از واجبات کفایی معرفی می‌کند. نویسنده تلاش کرده است با اتکا به آیاتی از قرآن، چون آیه استعداد (انفال/۶۰) و آیه نَفْر (توبه/۱۲۲)، برخی مباحث فقهی، چون حرمت تحریف و کتمان و برخی روایات این امر اثبات گردد (ص۶۵-۷۶). پس از بحثی درباره علل موفقیت رسانه در غرب، به ارائه راهکارهایی برای اسلامی‌شدن رسانه می‌پردازد و قدم‌هایی شش‌گانه را پیشنهاد می‌دهد که «حمایت مالی و سیاسی مسئولین از رسانه» یکی از آنهاست (خلیل منصوری، فقه رسانه در اسلام قم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۳۹۶ش، ص۹۰-۹۲).
=== دفاع فرامرزی در برابر جنگ‌های نوین ===
در بخش پایانی کتاب به ساختارهای نوین جنگی اشاره شده و جنگ‌های مدرن را به جنگ سخت، نیمه‌سخت و جنگ نرم تقسیم کرده است (ص۱۷۵-۱۷۷). نویسنده کتاب، تحریم اقتصادی، جنگ سایبری و حتی فشارهای دیپلماتیک را زیرمجموعه جنگ نیمه سخت دانسته و نسبت به دفاع مشروع در برابر آن‌ها نیز استدلال آورده که تقویت بنیان اقتصادی داخلی، توسعه و رشد دانش و فناوری، اعتماد به توان داخل و برخی از توصیه‌های اقتصادی و دیپلماسی از جمله دستوراتی است که در دفاع در برابر جنگ اقتصادی مؤثر خواهد بود (ص۱۷۸-۱۸۹).
جنگ نرم نیز ازجمله نبردهای مدرن در عصر حاضر به شمار می‌رود که در چارچوب عرف، حقوق و قانون اقدامات و فعالیت‌های خود را با هدف براندازی و فروپاشی نظام سیاسی انجام می‌دهد (ص۲۰۰). نویسنده با استناد به [[آیه ۲۱۷ سوره بقره|آیات ۲۱۷ بقره]] و [[آیه ۶۰ سوره انفال|۶۰ انفال]]، دفاع در برابر این نوع از تجاوز را نیز لازم و ضروری دانسته و استفاده از ظرفیت رسانه، شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های رایانه‌ای، ترویج ورزش‌های سنتی، طراحی مد ولباس اسلامی و توجه ویژه به مراکز دانشگاهی، علمی و فرهنگی را برای مقابله با جنگ نرم لازم دانسته است (سید هادی رمضانی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، تهران، نشر جاودانه، ۱۳۹۹ش، ص۲۰۲-۲۱۲).
=== اجتهاد مستمر؛ محرک تطبیق دین با تحولات زمان ===
مطهری اجتهاد را صرفاً یک تکنیک علمی نمی‌داند، بلکه آن را «قوّه محرّکه اسلام» معرفی می‌کند؛ نیرویی حیاتی که دین را در مواجهه با تحولات تاریخی و اجتماعی زنده و پویا نگاه می‌دارد (ج۱، ص۱۴۰). از نگاه او، در جهانی که مقتضیات آن دائماً دگرگون می‌شود، اجتهاد نیز باید همواره فعال و زمان‌شناس باقی بماند. وی با اشاره به آرای ابن‌سینا، اقبال لاهوری و تأمل در آیات قرآن، بر ضرورت استمرار اجتهاد در همه دوره‌ها تأکید می‌ورزد (ج۱، ص۱۴۱).
برای روشن‌سازی این دیدگاه، مطهری به نمونه‌هایی از فقه ناظر به زمان اشاره می‌کند؛ ازجمله آیه شریفه «[[آیه ۶۰ سوره انفال|وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوّة]]» (انفال، ۶۰) که بر آمادگی رزمی تأکید دارد، اما تجهیزات و امکانات نظامی به اقتضای هر زمان متفاوت‌اند و نمی‌توان آن را محدود به تیراندازی یا اسب‌سواری دانست (ج۱، ص۱۴۳). همچنین، وی به پاسخ امام علی (ع) درباره رنگ کردن موی سفید اشاره می‌کند که آن را امری تابع شرایط روانی و اجتماعی زمانه می‌داند، نه یک اصل ثابت شرعی (ج۱، ص۱۴۴).
در بیان سیره فقهی اهل‌بیت(ع) در مواجهه با مقتضیات تاریخی و نمونه‌های عملی تطبیق فقه با زمان، مطهری به تغییر پوشش امام صادق(ع) و صلح امام حسن(ع) اشاره می‌کند؛ تصمیماتی که گرچه در ظاهر سنت‌شکنانه بودند، اما در حقیقت مبتنی بر درک عمیق از شرایط زمان اتخاذ شده‌اند (ج۱، ص۱۳۳–۱۳۶). همچنین وی، شخصیت امام علی(ع) را تجسمی از عقل، فقه و زمان‌شناسی می‌داند که الگویی فراتاریخی برای تمامی عصرها به شمار می‌آید (ج۱، ص۱۵۳–۱۶۲).
در ادامه همین مسیر، مطهری برخورد فقهی فیض کاشانی با جمود جریان اخباری‌گری را نیز بیان می‌کند؛ ازجمله مخالفت او با وجوب سنت تحت‌الحنک، زیرا این حکم نه اصیل، بلکه تدبیری در برابر نشانه‌های مشرکان بود. کاشانی حتی استفاده از پوشش‌های جدیدی همچون کت و شلوار یا کلاه شاپو را جایز می‌دانست، مشروط بر آن‌که نشان وابستگی به مذهب مخالفی نداشته باشد (مرتضی مطهری، اسلام و نیازهای زمان، تهران، صدرا، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۱۴۵–۱۴۶).
=== جواز تجسس به جهت حفظ نظام اسلامی ===
مظفری در بخش دوم کتاب، فصل نخست را به بررسی تزاحم حرمت تجسس و [[وجوب حفظ نظام]] (به معنای جامعه و مجتمع اسلامی) اختصاص داده است (ص۹۴-۹۷). وی در این تزاحم، ملاک وجوب حفظ نظام اسلامی را بر ملاک حرمت تجسس مقدم می‌دارد. وی در توضیح این مسئله، دیدگاه فقیهانی را که حفظ نظام را واجب دانسته‌اند (مانند شیخ طوسی، علامه حلی، شهید اول و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]) بیان کرده است (ص۱۰۰-۱۰۲). او برای جایزدانستن تجسسی که به منظور حفظ نظام انجام می‌شود، دلایل فقهی زیر را بررسی کرده است:
==== ادله وجوب حفظ نظام ====
اولین دلیلی که نویسنده بر اساس آن تجسس را جایز دانسته، ادله‌ای است که بر اساس آن حفظ نظام واجب است. این دلایل عبارت‌اند از:
# [[آیه ۶۰ سوره انفال]]؛ این آیه به صراحت بر لزوم آمادگی برای حفظ جامعه اسلامی از هجوم دشمنان دلالت دارد (ص۱۰۳).
# روایات؛ مظفری با بررسی چهار روایت، حفظ نظام اسلامی را یکی از مهم‌ترین واجبات دانسته، فراهم‌کردن مقدمات آن را نیز واجب می‌شمارد. به گفته او، بررسی وضعیت دشمن از نظر نیروی انسانی، تجهیزات جنگی و برنامه‌های آنان از مقدمات مهم حفظ نظام محسوب می‌شود (رضا مظفری،  بررسی مسئله فقهی تجسس، قم، میراث ماندگار، ۱۳۹۴ش، ص۱۰۷).
=== اصول و فنون مذاکره ===
مولف کتاب در بخش چهارم سعی می‌کند برخی از مهم‌ترین اصول و فنون مذاکره را در سه مرحله: پیش از آغاز مذاکره، حین مذاکره و پس از مذاکره تبیین کند (ص۱۰۷).
==== اصول و فنون پیش از آغاز مذاکره ====
«استقبال از پیشنهاد صلح از سوی طرف مقابل» از اصول و فنون پیش از مذاکره است، دولت اسلامی باید در موضع اقتدار باشد ([[آیه ۶۰ سوره انفال|انفال، ۶۰]]) و چنانچه طرف مقابل درخواست صلح و آشتی داشت، این درخواست باید مورد توجه قرار گیرد ([[آیه ۶۱ سوره انفال|انفال، ۶۱]])؛ بدیهی است که باید همواره مراقب فریب و نیرنگ دشمن بود و پیشنهاد دشمن نباید موجب به خطر افتادن منافع دولت اسلامی شود، از سوی دیگر ردّ پیشنهاد صلح از همان ابتدا و بدون سنجش و بررسی موجب می‌شود، دولت اسلامی در افکار عمومی دنیا جنگ طلب نمایش داده شود (ص۱۰۸-۱۰۹).
«شناخت دقیق طرف دیگر مذاکره» و آگاهی از اهداف، مقاصد و نیات ایشان و شناخت انگیزه و میزان خصومت و دشمنی طرف مقابل از دیگر ضروریات پیش از مذاکره است، همچنین «ورود به مذاکرات از موضع قدرت و عزت» و نشان‌دادن اقتدار و نمایش قدرت نظامی پیش از آغاز مذاکرات موجب می‌شود، دشمن به دنبال امتیازگیری نیافتد، چنانچه در آیه ۶۰ سوره انفال به آن اشاره شده است؛ این اقتدار و استحکام در جریان مذاکره پیامبراکرم(ص) در جنگ احزاب و صلح با بنی‌ضمره به‌طور عیان به چشم می‌خورد (ص۱۱۰-۱۱۵).
«کوچک نشمردن دشمن» اصل دیگری است که باید پیش از آغاز مذاکره مورد توجه باشد، چراکه کوچک‌شمردن دشمن، مذاکره‌کنندگان دولت اسلامی را از کید و فریب دشمن غافل خواهد ساخت؛ از همین رو حضرت علی(ع) تصریح فرمودند: «لاتستصغرن عدوا و ان ضعف» (ص۱۱۷).
«عدم اعتماد و خوش‌بینی به دشمن» اصل دیگری است که باید در مذاکرات با دول کفر و شرک به‌ویژه اگر رویکرد خصمانه داشته باشند، مورد توجه قرار گیرد، همچنان که در [[آیه ۱۱۳ سوره هود]] به آن اشاره شده است؛ هرگونه اعتماد و پشت‌گرمی به طرف مقابل می‌تواند زمینه ساز شکست مسلمین در میدان مذاکره باشد (قاسم شبان‌نیا، مذاکره دولت اسلامی با سایر دول از منظر فقه اسلامی، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۳۹۶ش، ص۱۱۸).
=== دیدگاه‌های فقهی درباره دفاع پیش‌دستانه ===
برخی فقیهان مانند شهید اول در تأیید دفاع پیش‌دستانه معتقدند، اگر احتمال حمله از سوی دشمن وجود داشته باشد، دفاع جایز است و نیازی به وقوع حمله نیست. اما ظاهر سخن فقهایی مانند شیخ طوسی، مجاز بودن دفاع بعد از وقوع حمله است. برخی دیگر مانند فخرالمحققین، علم به قصد حمله را شرط دفاع می‌دانند، در حالی که شهید اول ظن را کافی می‌داند (ص۵۴-۵۷).
نویسنده با استناد به آیه ۵۸ سوره انفال، در صورت خوف از خیانت دشمن، دفاع پیش‌دستانه را مشروع می‌داند. همچنین، با اشاره به [[آیه ۶۰ سوره انفال]]، نوعی از دفاع پیشگیرانه در قالب آماده‌سازی نیروها و ترساندن دشمن را جایز می‌داند. او با اشاره به رفتار امام علی(ع) در قبال ابن‌ملجم، دفاع پیشگیرانه در قالب حمله را غیرمشروع می‌داند، زیرا امام علی(ع) پیش از وقوع جرم ابن‌ملجم، به مجازات او اقدام نکرد (محمدجواد آقاباقری، دفاع پیش‌دستانه، تهران، دانشگاه امام صادق، ۱۳۹۳ش، ص۵۸-۶۱).
=== واژگان مورد استناد برای تروریسم ===
نگارنده در فصل سوم به بررسی مفاهیم و واژگانی در متون دینی پرداخته که برخی افراد برای معرفی اسلام به‌عنوان دینی تروریستی و توجیه اقدامات خشونت‌آمیز خود به آن‌ها استناد کرده‌اند. او با ارائه دلایل متعدد این برداشت‌ها را رد می‌کند (ص۵۹). یکی از این واژگان، کلمه «ارهاب» و مشتقات آن است که در آیات مختلفی از جمله [[آیه ۶۰ سوره انفال]] به‌کار رفته است (ص۵۹-۶۳). به باور مؤلف، این واژه در قرآن به معنای لغوی خود یعنی خوف و ترس به‌کار رفته و با معنای اصطلاحی آن که امروزه رایج شده تفاوت دارد. به‌گفته او آنچه از واژه ارهاب در قرآن برداشت می‌شود، هیچ بار معنایی منفی ندارد (ص۶۳). همچنین، در آیاتی مانند [[آیه ۱۵۱ سوره اعراف]] و [[آیه ۳۲ سوره مائده]] به صراحت با کشتار بدون دلیل شرعی مخالفت شده است؛ بنابراین، اسلام به هیچ وجه اعمال تروریستی را تأیید نمی‌کند (ص۶۵).
شاهرودی به وجود واژگانی در روایات اشاره می‌کند که ممکن است برای توجیه اعمال تروریستی مورد استناد قرار گیرد. از جمله این واژگان، «فَتْک» به‌معنای غافلگیر کردن و کشتن شخص (ص۶۶-۷۰) و «غیله» به‌معنای فریب دادن فرد است (ص۷۰-۷۳). مؤلف با استناد به چندین روایات معتقد است که اسلام به‌شدت با قتل از طریق غافلگیری، فریبکاری و بدون دلیل شرعی مخالف است (مرتضی ابریان شاهرودی، ترور و تروریسم از دیدگاه فقه امامیه، شاهرود، آوای چلچله، ۱۴۰۲ش، ص۷۴).
=== ممنوعیت تولید، نگهداری و فروش سلاح‌های کشتار جمعی ===
نویسندگان کتاب، تولید، نگهداری، فروش و به کارگیریِ سلاح کشتار جمعی و ازجمله سلاح هسته‌ای را ممنوع می‌دانند. آنان همچنین با استناد به روایتی از پیامبر(ص) مبنی بر حرمت استفاده از سم در سرزمین‌های مشرکین، معتقد به حرمت استفاده از سلاح‌های شیمیایی به صورت گسترده هستند.
به‌ باور نگارندگان کتاب، استفاده از سلاح‌های هسته‌ای به دلیل بُرد بسیار گسترده در کشتار و تخریب به هیچ وجه جایز نیست؛ البته آن‌ها معتقدند که ارهاب و ترساندن دشمن که هدف اِعداد امر شده در [[آیه ۶۰ سوره انفال]] است با داشتن دانشِ هسته‌ای محقق می‌شود و نیازی به ساختِ سلاح هسته‌ای نیست. نویسندگان امر الهی مبنی بر آمادگی برای مقابله با دشمن را دلیل موجهی برای ساخت سلاح هسته‌ای نمی‌دانند، زیرا معتقدند آمادگی باید با فرآیندی مشروع و مجاز صورت گیرد و سلاح هسته‌ای که جمعی از بی‌گناهان را نابود می‌سازد، مشروع و مجاز نیست. آنان درباره سلاح‌های شیمایی می‌گویند، اگرچه برخی از فقها استفاده از آن را علیه نظامیان دشمن مشرک جایز دانسته‌اند، ولی استفاده از آن در مناطق مسکونی به دلیل کشته‌شدن غیرنظامیان حرام است. طبق ادعای نگارندگان، درباره استفاده‌ از سلاح شیمیایی در مناطق مسکونی مشرکین، اگرچه اکثر فقهای امامیه قائل به حرمت هستند؛ ولی برخی همچون شهید اول و علامه حلی قائل به کراهت‌اند (ص۴۷-۶۴).


== پانویس ==
== پانویس ==