فقه معاصر:پیشنویس دوم آیه ۱۱۹ سوره نساء: تفاوت میان نسخهها
Mkhaghanif (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
Mkhaghanif (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== جایگاه آیه در فقه اسلامی == | == جایگاه آیه در فقه اسلامی == | ||
در آیه ۱۱۹ سوره نساء شیطان اعلام میکند که درصدد گمراهساختن انسانها برخواهد آمد، آرزوهای دنیوی را در دل آنان میگذارد و آنان را به بریدن گوش حیوانات و تغییر خلق خدا فرمان میدهد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳.</ref> در پایان آیه نیز خداوند به پیروان شیطان هشدار میدهد که هر کس به جای خدا، شیطان را برگزیند و او را دوست خود قرار دهد، به سختی زیان خواهد کرد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۴.</ref> دو فراز از آیه ۱۱۹ سوره بقره در مباحث فقهی مورد توجه فقیهان بوده است. | در آیه ۱۱۹ سوره نساء شیطان اعلام میکند که درصدد گمراهساختن انسانها برخواهد آمد، آرزوهای دنیوی را در دل آنان میگذارد و آنان را به بریدن گوش حیوانات و تغییر خلق خدا فرمان میدهد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳.</ref> در پایان آیه نیز خداوند به پیروان شیطان هشدار میدهد که هر کس به جای خدا، شیطان را برگزیند و او را دوست خود قرار دهد، به سختی زیان خواهد کرد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۴.</ref> دو فراز از آیه ۱۱۹ سوره بقره در مباحث فقهی مورد توجه فقیهان بوده است. | ||
=== متن و ترجمه آیه === | === متن و ترجمه آیه === | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۰: | ||
و سخت گمراهشان کنم و به آرزو (های باطل و دور و دراز) درافکنم و دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند (که اینها نصیب بتهاست) و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، و (ای بندگان بدانید) هر کس شیطان را دوست گیرد نه خدا را، سخت زیان کرده زیانی آشکار. | و سخت گمراهشان کنم و به آرزو (های باطل و دور و دراز) درافکنم و دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند (که اینها نصیب بتهاست) و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، و (ای بندگان بدانید) هر کس شیطان را دوست گیرد نه خدا را، سخت زیان کرده زیانی آشکار. | ||
به گفته مفسران واژه «تبتیک» به معنای قطعکردن، به یکی از سنتهای بتپرستان اشاره دارد. مشرکان برای تقرب به بتها، برخی حیواناتشان را برای بت قرار داده، با بریدن یا پارهکردن گوش آنها، تمام منافعشان (مانند خوردن گوشت و سوارشدن) را بر خود حرام میکردند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: طبری، جامع البیان، ج۵، ص۱۸۰؛ طوسی، التبیان، ج۳، ص۳۳۴؛ طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۸۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۳۷؛ ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۲۵۸.</ref> | |||
=== تکنگاریها === | === تکنگاریها === | ||
علاوه بر کتابهای تفسیری، برخی فقیهان و پژوهشگران این آیه را در مباحث فقهی خود به صورت مستقل بحث کردهاند. محمدعلی قاسمی در کتاب آیات فقه پزشکی از صفحه ۱۵۷ تا ۱۷۳، محمدمهدی کریمینیا در کتاب تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق، ص۲۱۸-۲۳۲. و علیدوست و حسینی کمالآبادی در مقاله «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص۱۵-۳۴. | علاوه بر کتابهای تفسیری، برخی فقیهان و پژوهشگران این آیه را در مباحث فقهی خود به صورت مستقل بحث کردهاند. محمدعلی قاسمی در کتاب آیات فقه پزشکی از صفحه ۱۵۷ تا ۱۷۳، محمدمهدی کریمینیا در کتاب تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق، ص۲۱۸-۲۳۲. و علیدوست و حسینی کمالآبادی در مقاله «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص۱۵-۳۴. | ||
== منظور از تغییر خلقت الهی == | == منظور از تغییر خلقت الهی == | ||
در بررسی این آیه آنچه در مباحث فقهی اهمیت یافته، استدلال به فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» است. تغییر خلق الله از صدر اسلام مورد بحث قرار داشته است. در اظهار نظرهای اولیه، بیشتر مفسران و فقیهان بر بیان مصادیق آن تمرکز داشتند. اما در دوران معاصر فقیهان به امکان برداشت قاعدهای کلی از این آیه تمرکز پیدا کردند.<ref>علیدوست و حسینی کمالآبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص۱۴.</ref> | در بررسی این آیه آنچه در مباحث فقهی اهمیت یافته، استدلال به فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» است. تغییر خلق الله از صدر اسلام مورد بحث قرار داشته است. در اظهار نظرهای اولیه، بیشتر مفسران و فقیهان بر بیان مصادیق آن تمرکز داشتند. اما در دوران معاصر فقیهان به امکان برداشت قاعدهای کلی از این آیه تمرکز پیدا کردند.<ref>علیدوست و حسینی کمالآبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص۱۴.</ref> | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۲: | ||
=== حرمت تغییر جسمی در مخلوقات === | === حرمت تغییر جسمی در مخلوقات === | ||
بر اساس دیدگاه برخی مفسران و فقیهان، آیه بر حرمت هرگونه تغییر تکوینی یا جسمی در مخلوقات الهی دلالت دارد. این تفسیر با استقبال بیشتری از سوی اهلسنت مواجه شده و فقیهان و عالمان شیعه اندکی این تفسیر را پذیرفتهاند. با این حال، طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین قلمرو مصداقی آیه یکسان عمل نکردهاند. برخی آن را شامل همه مخلوقات میشمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص میدهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسانها میشمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۰؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج۲، ص۱۹۴؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج۵،، ص۲۷۷؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج۴، ص۷۲.</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیلی بر جواز آن اقامه شود.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص۱۴.</ref> به نظر سبحانی با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات و انسان است و شامل جمادات و گیاهان نمیشود.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۸.</ref> | بر اساس دیدگاه برخی مفسران و فقیهان، آیه بر حرمت هرگونه تغییر تکوینی یا جسمی در مخلوقات الهی دلالت دارد. این تفسیر با استقبال بیشتری از سوی اهلسنت مواجه شده و فقیهان و عالمان شیعه اندکی این تفسیر را پذیرفتهاند. با این حال، طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین قلمرو مصداقی آیه یکسان عمل نکردهاند. برخی آن را شامل همه مخلوقات میشمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص میدهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسانها میشمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۰؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج۲، ص۱۹۴؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج۵،، ص۲۷۷؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج۴، ص۷۲.</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیلی بر جواز آن اقامه شود.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص۱۴.</ref> به نظر سبحانی با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات و انسان است و شامل جمادات و گیاهان نمیشود.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۸.</ref> | ||
=== حرمت تغییرات همسو با اطاعت شیطان === | === حرمت تغییرات همسو با اطاعت شیطان === | ||
| خط ۳۸: | خط ۲۸: | ||
[[محمدطاهر بن عاشور]]، مفسر اهلسنت، نیز معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که نوعی طاعت شیطان بهشمار آید، مانند تغییراتی که نشانه برخی نحلههای شیطانی هستند.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref> | [[محمدطاهر بن عاشور]]، مفسر اهلسنت، نیز معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که نوعی طاعت شیطان بهشمار آید، مانند تغییراتی که نشانه برخی نحلههای شیطانی هستند.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref> | ||
=== حرمت تغییر دین خدا === | === حرمت تغییر دین خدا === | ||
بر اساس نظر بیشتر مفسران و فقیهان شیعه، و نیز برخی عالمان سنیمذهب، این آیه مربوط به تغییر معنوی و تغییر دین خدا است.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۵؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج۴، ص۲۸۵؛ طوسی، التبیان، ج۳،ص۳۳۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳؛ طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۸۵؛ فضلالله، فقه الحیاة، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref> [[محمد آصف محسنی]]، معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست؛ چرا که انسانها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمیتوان همه آن تغییرها را حرام دانست.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۲۱۳؛ و ج۲، ص۱۷.</ref> | بر اساس نظر بیشتر مفسران و فقیهان شیعه، و نیز برخی عالمان سنیمذهب، این آیه مربوط به تغییر معنوی و تغییر دین خدا است.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۵؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج۴، ص۲۸۵؛ طوسی، التبیان، ج۳،ص۳۳۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳؛ طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۸۵؛ فضلالله، فقه الحیاة، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref> فیض کاشانی علاوه بر حرمت تغییرات جسمی، آیه را ناظر به حرمت تغییرات معنوی در مخلوقات خدا میداند و معتقد است تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق «تغییر خلق الله» به شمار میآید.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۵۰۱.</ref> [[محمد آصف محسنی]]، معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست؛ چرا که انسانها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمیتوان همه آن تغییرها را حرام دانست.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۲۱۳؛ و ج۲، ص۱۷.</ref> | ||
== کارکردهای آیه در مباحث فقهی == | == کارکردهای آیه در مباحث فقهی == | ||
آیه ۱۱۹ سوره نساء در مسائل فقهی گوناگونی | آیه ۱۱۹ سوره نساء در مسائل فقهی گوناگونی مثل عقیمسازی حیوانات،<ref>زحیلی، التفسیر المنیر، ج۵،، ص۲۷۷؛ ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج۵، ص۶۰۹.</ref> عقیمسازی انسانها،<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۵۰۱.</ref> تراشیدن ریش برای مردان،<ref>ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج۵، ص۶۰۹.</ref> تطبیق گردیده است. حتی در برخی برداشتهای افراطی از این آیه، نقل شده که برخی عالمان اهلتسنن ازدواج سفیدپوستان و سیاهپوستان را نیز از مصادیق تغییر خلق الله دانسته و آن را ممنوع میدانستند.<ref>ابنعربی، احکام القرآن، ج۱، ص۵۰۲.</ref> | ||
=== شبیهسازی و همزادسازی انسان === | === شبیهسازی و همزادسازی انسان === | ||
شبیهسازی و همزادسازی انسان از مباحثی است که برخی فقیهان برای اثبات حرمت آن به آیه ۱۱۹ سوره نساء استناد کردهاند. | شبیهسازی و همزادسازی انسان از مباحثی است که برخی فقیهان برای اثبات حرمت آن به آیه ۱۱۹ سوره نساء استناد کردهاند. اکثریت علمای اهلسنت، برای حرمت شبیهسازی انسان به آیه ۱۱۹ سوره نساء استدلال کردهاند.<ref>اسلامی، شبیهسازی انسانی از دیدگاه آیین کاتولیک و اسلام، ص۲۱۱-۲۳۳.</ref> در بین فقیهان شیعه در حکم شبیهسازی انسان اتفاق نظر ندارند و دیدگاه آنان از جواز تا حرمت مطلق در نوسان است.<ref>محقق داماد، «شبیهسازی انسان از منظر فقه و اخلاق»، ص۱۵.</ref> جعفر سبحانی شبیهسازی انسان را با استناد به این آیه حرام دانسته است.<ref>سبحانی، استفتائات، ج۲، ص۲۵۶.</ref> همچنین به نظر [[محمدمهدی شمسالدین]]، [[شبیهسازی انسانی]] بهحکم اولی حرام است و شبیهسازی انسانی به تغییر نامناسب جسمانی میانجامد که در آیه مذکور «تغییر خلق» خوانده شده است.<ref>شمسالدین، الاستنساخ الجنین، ص۵۸، به نقل از: قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۵۵۷-۵۵۸.</ref> محمد مؤمن اگرچه در درستی این استدلال اشکال کرده، دلالت آیه را بر حرمت شبیهسازی نمیپذیرد، اما به باور او، در صورتی درستی این استدلال، میتوان آن را در مسئله همزادسازی انسان نیز جاری کرد و به تحریم آن فتوا دارد.<ref>مؤمن، «شبیهسازی»، ص۵۱-۵۲.</ref> | ||
=== تغییر جنسیت === | === تغییر جنسیت === | ||
آیه ۱۱۹ سوره نساء در بحث تغییر جنسیت برای غیرخنثی نیز مورد استناد قرار گرفته است. برخی فقیهان شیعه مانند جعفر سبحانی،<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۸.</ref> جواد تبریزی<ref>تبریزی، صراط النجاة، ج۱، ص۳۳۰.</ref> و یدالله دوزدوزانی<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref> با استناد به آیه ۱۱۹ نساء تغییر جنسیت را حرام دانستهاند. در مقابل گروه دیگری از فقیهان شیعه، مانند محمدحسین فضلالله و محسن ملکی، با تکیه بر تفسیر خود از آیه، معتقدند این آیه بر تغییر جنسیت انسانها دلالت ندارد.<ref>فضلالله، فقه الحیاة، ص۲۲۸-۲۲۹؛ ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.</ref> [[مجمع فقه اسلامی]] مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را حرام اعلام کردند.<ref>جیزانی، فقه النوازل، ج۴، ص۹۶-۹۷.</ref> | آیه ۱۱۹ سوره نساء در بحث تغییر جنسیت برای غیرخنثی نیز مورد استناد قرار گرفته است. برخی فقیهان شیعه مانند جعفر سبحانی،<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۸.</ref> جواد تبریزی<ref>تبریزی، صراط النجاة، ج۱، ص۳۳۰.</ref> و یدالله دوزدوزانی<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref> با استناد به آیه ۱۱۹ نساء تغییر جنسیت را حرام دانستهاند. در مقابل گروه دیگری از فقیهان شیعه، مانند محمدحسین فضلالله و محسن ملکی، با تکیه بر تفسیر خود از آیه، معتقدند این آیه بر تغییر جنسیت انسانها دلالت ندارد.<ref>فضلالله، فقه الحیاة، ص۲۲۸-۲۲۹؛ ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.</ref> [[مجمع فقه اسلامی]] مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را حرام اعلام کردند.<ref>جیزانی، فقه النوازل، ج۴، ص۹۶-۹۷.</ref> | ||
=== | === انواع چهرهآرایی و جراحی زیبایی === | ||
برخی فقیهان اهلتسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصلکردن موها، فاصلهانداختن بین دندانها، و کندن مو) را حرام دانسته، آن را از مصادیق تغییر در خلق الله بهشمار آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج۲، | برخی فقیهان اهلتسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصلکردن موها، فاصلهانداختن بین دندانها، و کندن مو) را حرام دانسته، آن را از مصادیق تغییر در خلق الله بهشمار آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج۲، ص۲۶۵۰؛ کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص۵۸۷.</ref> اما به گفته یوسف قرضاوی زینتهایی حرام است، که به صورت افراطی انجام شده باشد، مانند نازککردن ابروها، رنگکردن مو، تراشیدن ریش.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۶-۹۳.</ref> | ||
بسیاری از فقیهان اهلسنت با استناد به این آیه انواع جراحیهای زیبایی را حرام دانستهاند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص۲۳۸؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص۱۳۵.</ref> با این حال برخی از ایشان، مانند [[یوسف قرضاوی]]، ضمن پذیرش این ادعا معتقدند، اگر انجام این عملهای جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله [[لا حرج]]، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۷.</ref> | بسیاری از فقیهان اهلسنت با استناد به این آیه انواع جراحیهای زیبایی را حرام دانستهاند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص۲۳۸؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص۱۳۵.</ref> با این حال برخی از ایشان، مانند [[یوسف قرضاوی]]، ضمن پذیرش این ادعا معتقدند، اگر انجام این عملهای جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله [[لا حرج]]، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۷.</ref> | ||
یوسف قرضاوی از عالمان اهلسنت، زینتهایی افراطی را حرام و از مصادیق تغییر خلق الله دانسته<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۶.</ref> و تراشیدن ریش را یکی از مصادیق چنین زینتی برشمرده است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۹۲.</ref> با این حال عموم فقیهان شیعه در این فرع استناد به آیه را نپذیرفتهاند<ref>برای نمونه نگاه کنیدبه: منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج۳، ص۱۱۳؛ اعرافی، مکاسب محرمه، ج۴، ص۲۲۷.</ref> و برای رد آن به جواز حلق رأس و حلق عانه شاهد آوردهاند.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج۳، ص۱۱۳.</ref> در مقابل، محسن فیض کاشانی، این آیه را شاهدی بر حرمت ریشتراشی قلمداد کرده<ref>فیض کاشانی، الوافی، ج۶، ص۶۵۸.</ref> و [[محمدرضا نجفی طبسی]] با استناد به این آیه بر حرمت تراشیدن ریش استدلال نموده است.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص۱۴.</ref> | یوسف قرضاوی از عالمان اهلسنت، زینتهایی افراطی را حرام و از مصادیق تغییر خلق الله دانسته<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۶.</ref> و تراشیدن ریش را یکی از مصادیق چنین زینتی برشمرده است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۹۲.</ref> با این حال عموم فقیهان شیعه در این فرع استناد به آیه را نپذیرفتهاند<ref>برای نمونه نگاه کنیدبه: منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج۳، ص۱۱۳؛ اعرافی، مکاسب محرمه، ج۴، ص۲۲۷.</ref> و برای رد آن به جواز حلق رأس و حلق عانه شاهد آوردهاند.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج۳، ص۱۱۳.</ref> در مقابل، محسن فیض کاشانی، این آیه را شاهدی بر حرمت ریشتراشی قلمداد کرده<ref>فیض کاشانی، الوافی، ج۶، ص۶۵۸.</ref> و [[محمدرضا نجفی طبسی]] با استناد به این آیه بر حرمت تراشیدن ریش استدلال نموده است.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص۱۴.</ref> | ||
برخی فقیهان اهلتسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانستهاند؛ ازاینرو به حرمت آن فتوا داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان بهشمار آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج۲، ص۲۶۵۰.</ref> چنانکه یوسف قرضاوی از عالمان اهلتسنن نیز با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۷.</ref> | برخی فقیهان اهلتسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانستهاند؛ ازاینرو به حرمت آن فتوا داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان بهشمار آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج۲، ص۲۶۵۰.</ref> چنانکه یوسف قرضاوی از عالمان اهلتسنن نیز با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۷.</ref> | ||