کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳: تفاوت میان نسخهها
Hamzeahmadi (بحث | مشارکتها) |
Hamzeahmadi (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
[[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظامسازی»، استناد به مذاق شارع در استنباطهای شرعی را مانعی بر سر راه نظامسازی میداند.<ref>نبوی، «فقه زمان و نظامسازی»، ص۱۶.</ref> او بر این باور است که برای نظامسازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمیتوان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظامسازی اختلاف ایجاد میکند.<ref>نبوی، «فقه زمان و نظامسازی»، ص۱۶.</ref> | [[سیدعباس نبوی]]، در مقاله «فقه زمان و نظامسازی»، استناد به مذاق شارع در استنباطهای شرعی را مانعی بر سر راه نظامسازی میداند.<ref>نبوی، «فقه زمان و نظامسازی»، ص۱۶.</ref> او بر این باور است که برای نظامسازی به دلیل قطعی شرعی نیاز است و نمیتوان نظام دینی یا نظام فقهی را برپایه مذاق شارع استوار نمود؛ چرا که تعدد و تنوع آراء در استنباط مذاق شارع و رها کردن اصول کلی دین، در نظامسازی اختلاف ایجاد میکند.<ref>نبوی، «فقه زمان و نظامسازی»، ص۱۶.</ref> | ||
[[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط میداند و بر این باور است که باید از استنباطهای فقهی برچیده شوند.<ref>علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.</ref> | [[ابوالقاسم علیدوست]] مفاهیمی همچون مذاق شارع را مخل اجتهاد و استنباط منضبط میداند و بر این باور است که باید از استنباطهای فقهی برچیده شوند.<ref>علیدوست، فقه و عرف، ص۲۴۳-۲۴۴.</ref> همچنین گفتهاند تمسک به مذاق شارع، استدلالی شخصی و غیر قابل انتقال است که اگرچه برای شخص استدلالکننده ممکن است اطمینانآور باشد، ولی به دلیل شخصی بودن و در نتیجه بیانناپذیر بودن، امکان مفاهمه براساس آن کم است و نمیتوان آن را به عنوان استدلال به دیگران عرضه نمود.<ref>علیدوست، عشایری منفرد، «استناد فقهی به مذاق شریعت در بوته نقد»، ص۳۲.</ref> | ||
برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمیکنند.<ref>علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.</ref> | برخی نیز بر این نظرند که درک مذاق شارع یا روح شریعت تنها برای کسانی میسور است که در دانش و تقوا به مقامی عظیم و درجه متعالی رسیده باشند و اهالی این مقامات هرگز به چنین مقاماتی اقرار نمیکنند.<ref>علوی، القول الرشید فی الاجتهاد و التقلید، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۷.</ref> | ||