درآمدی بر اجتهاد تمدنساز (کتاب): تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «{{نویسنده | نویسنده = مصطفی علیخانی | نویسنده۲ = | نویسنده۳ = | گردآوری = | ویراستار۱ = | ویراستار۲ = | ویراستار۳ = }}{{جعبه اطلاعات کتاب | عنوان = درآمدی بر اجتهاد تمدنساز (کتاب) | تصویر = درآمدی بر اجتهاد تمدنساز.jpg | اندازه تصویر = | توضیح_تصویر = | ن...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
| طراح جلد = | | طراح جلد = | ||
| تعداد جلد = | | تعداد جلد = | ||
| تعداد صفحات = | | تعداد صفحات = ۴۰۸ | ||
| قطع = | | قطع = | ||
| مجموعه = | | مجموعه = | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
| ناشر = مؤسسه اشراق و عرفان | | ناشر = مؤسسه اشراق و عرفان | ||
| محل نشر = قم | | محل نشر = قم | ||
| تاریخ نشر = | | تاریخ نشر = ۱۳۹۵ش | ||
| نوبت چاپ = اول | | نوبت چاپ = اول | ||
| شمارگان = | | شمارگان = | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
* '''چکیده''' | * '''چکیده''' | ||
'''درآمدی بر اجتهاد تمدنساز'''، | |||
== معرفی و ساختار کتاب == | |||
کتاب «درآمدی بر اجتهاد تمدنساز» در زمره آثار [[فلسفه فقه]] قرار دارد و با دغدغه بررسی قابلیت تمدنسازی بر اساس اجتهاد شیعی به رشته تحریر درآمده است. در شناسنامه کتاب، [[علیرضا اعرافی]] (زاده: ۱۳۳۸ش، از اعضای مجلس خبرگان رهبری و از فقیهان [[شورای نگهبان]]) بهعنوان نویسنده کتاب درج شده و تحقیق و نگارش آن به نام علی بخشی ثبت شده است. با این حال، در مقدمهای که علی بخشی بر کتاب نوشته، او از نکات علیرضا اعرافی برای نگارش کتاب قدردانی نموده و کتاب را برآمده از طرح «اجتهاد تمدنساز» تحت اشراف و نظارت علیرضا اعرافی معرفی کرده است. | |||
این کتاب در سال ۱۳۹۵ش به کوشش مؤسسه اشراق و عرفان در ۴۰۸ صفحه منتشر شد. کتاب با فهرست مطالب و مقدمه آغاز، و با پیوستها، نمایهها و فهرست منابع پایان مییابد. مباحث اصلی کتاب در هشت فصل سامان یافته است. فصل نخست به کلیات اختصاص دارد. نگارنده در این فصل، پیشفرضهای کتاب را (مانند خاتمیت و جامعیت اسلام، قرارگرفتن غرب در برابر اسلام، و ضرورت تولید دانش اسلامی در حوزههای علوم انسانی و اجتماعی) برشمرده و فرضیه رقیب را جریانهای فکری درون جامعه اسلامی (جریان اخباریگری و روشنفکران دینی و سکولار) قرار داده است (ص۲۵-۲۸). ارائه پیشینه بحث و روش کتاب حاضر از مباحث دیگر این فصل است (ص۲۹-۴۰). | |||
در فصل دوم تحلیلی از وضعیت اجتهاد موجود در حوزه و آسیبشناسی آن ارائه شده، در فصل سوم چرایی و چگونگی اجتهاد تمدنساز توضیح داده میشود و در چهار فصل بعدی مراحل رسیدن به تمدن اسلامی مبتنی بر اجتهاد بررسی میگردد؛ ازاینرو نویسنده در فصل چهارم به منظومهسازی و در فصل پنجم به نظامسازی فقه میپردازد. او بازسازی و ساماندهی حوزه معرفت بشری را در فصل ششم توضیح داده و در فصل هفتم و هشتم به مدلسازی و تمدنسازی فقه پرداخته است. | |||
== فصل دوم == | |||
به گفته نویسنده، نگاه تکساحتی به اجتهاد موجب متمرکزشدن فقیهان بر جنبه فردی اسلام و غفلت از آن در صحنه اجتماع میشود (ص۴۱). او آسیبهای این نگاه را چنین برشمرده است: برجستهنبودن مباحث اجتماعی و حکومتی (ص۴۴)، توجه ناکافی به بُعد تطبیقی فقه (ص۵۲)، غفلت از علوم انسانی و اجتماعی (ص۵۳)، دوربودن از موضوعشناسی علمی و تخصصی (ص۵۵)، انحصار اجتهاد در فقه و غفلت از آن در ساحتهایی مثل اخلاق، تربیت، و کلام (ص۵۸)، ارائه تفسیرهای توجیهی از نصوص برای انطباق با واقعیتهای عینی (ص۶۰)، و کمکاری در عرصههای گزارههای توصیفی (ص۶۱). | |||
اعرافی نگرش فردگرایانه به فقاهت را در سه دوره ارزیابی کرده است: ۱. دوره انزوای فقه شیعه تا عصر صفویه، ۲. از عصر صفویه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ۳. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی. در دو مقطع نخست، فقیهان در برابر دولتها رویکرد انتقادی داشتند و با رویکرد فردی و سلبی به مبارزه با حاکمان مستبد میپرداختند (ص۴۶). اما با ورود به دوره سوم، رویکرد فردی به فقه که خود عهدهدار نظام اسلامی گشته، ناکافی است و باید به فتواهایی در ارتباط با کل نظام اسلامی پرداخت (ص۵۰). | |||
نسخهٔ ۲۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۰۰
| درآمدی بر اجتهاد تمدنساز (کتاب) | |
|---|---|
| اطلاعات کتاب | |
| نویسنده | علیرضا اعرافی |
| موضوع | فلسفه فقه |
| سبک | تحلیلی |
| زبان | فارسی |
| گرداوری | علی بخشی |
| تعداد صفحات | ۴۰۸ |
| اطلاعات نشر | |
| ناشر | مؤسسه اشراق و عرفان |
| محل نشر | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۵ش |
| نوبت چاپ | اول |
- چکیده
درآمدی بر اجتهاد تمدنساز،
معرفی و ساختار کتاب
کتاب «درآمدی بر اجتهاد تمدنساز» در زمره آثار فلسفه فقه قرار دارد و با دغدغه بررسی قابلیت تمدنسازی بر اساس اجتهاد شیعی به رشته تحریر درآمده است. در شناسنامه کتاب، علیرضا اعرافی (زاده: ۱۳۳۸ش، از اعضای مجلس خبرگان رهبری و از فقیهان شورای نگهبان) بهعنوان نویسنده کتاب درج شده و تحقیق و نگارش آن به نام علی بخشی ثبت شده است. با این حال، در مقدمهای که علی بخشی بر کتاب نوشته، او از نکات علیرضا اعرافی برای نگارش کتاب قدردانی نموده و کتاب را برآمده از طرح «اجتهاد تمدنساز» تحت اشراف و نظارت علیرضا اعرافی معرفی کرده است.
این کتاب در سال ۱۳۹۵ش به کوشش مؤسسه اشراق و عرفان در ۴۰۸ صفحه منتشر شد. کتاب با فهرست مطالب و مقدمه آغاز، و با پیوستها، نمایهها و فهرست منابع پایان مییابد. مباحث اصلی کتاب در هشت فصل سامان یافته است. فصل نخست به کلیات اختصاص دارد. نگارنده در این فصل، پیشفرضهای کتاب را (مانند خاتمیت و جامعیت اسلام، قرارگرفتن غرب در برابر اسلام، و ضرورت تولید دانش اسلامی در حوزههای علوم انسانی و اجتماعی) برشمرده و فرضیه رقیب را جریانهای فکری درون جامعه اسلامی (جریان اخباریگری و روشنفکران دینی و سکولار) قرار داده است (ص۲۵-۲۸). ارائه پیشینه بحث و روش کتاب حاضر از مباحث دیگر این فصل است (ص۲۹-۴۰).
در فصل دوم تحلیلی از وضعیت اجتهاد موجود در حوزه و آسیبشناسی آن ارائه شده، در فصل سوم چرایی و چگونگی اجتهاد تمدنساز توضیح داده میشود و در چهار فصل بعدی مراحل رسیدن به تمدن اسلامی مبتنی بر اجتهاد بررسی میگردد؛ ازاینرو نویسنده در فصل چهارم به منظومهسازی و در فصل پنجم به نظامسازی فقه میپردازد. او بازسازی و ساماندهی حوزه معرفت بشری را در فصل ششم توضیح داده و در فصل هفتم و هشتم به مدلسازی و تمدنسازی فقه پرداخته است.
فصل دوم
به گفته نویسنده، نگاه تکساحتی به اجتهاد موجب متمرکزشدن فقیهان بر جنبه فردی اسلام و غفلت از آن در صحنه اجتماع میشود (ص۴۱). او آسیبهای این نگاه را چنین برشمرده است: برجستهنبودن مباحث اجتماعی و حکومتی (ص۴۴)، توجه ناکافی به بُعد تطبیقی فقه (ص۵۲)، غفلت از علوم انسانی و اجتماعی (ص۵۳)، دوربودن از موضوعشناسی علمی و تخصصی (ص۵۵)، انحصار اجتهاد در فقه و غفلت از آن در ساحتهایی مثل اخلاق، تربیت، و کلام (ص۵۸)، ارائه تفسیرهای توجیهی از نصوص برای انطباق با واقعیتهای عینی (ص۶۰)، و کمکاری در عرصههای گزارههای توصیفی (ص۶۱).
اعرافی نگرش فردگرایانه به فقاهت را در سه دوره ارزیابی کرده است: ۱. دوره انزوای فقه شیعه تا عصر صفویه، ۲. از عصر صفویه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ۳. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی. در دو مقطع نخست، فقیهان در برابر دولتها رویکرد انتقادی داشتند و با رویکرد فردی و سلبی به مبارزه با حاکمان مستبد میپرداختند (ص۴۶). اما با ورود به دوره سوم، رویکرد فردی به فقه که خود عهدهدار نظام اسلامی گشته، ناکافی است و باید به فتواهایی در ارتباط با کل نظام اسلامی پرداخت (ص۵۰).