فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۱۸ سوره زخرف: تفاوت میان نسخه‌ها

Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''آیه ۱۸ سوره زخرف''' به عقیده خرافی مشرکان عرب جاهلی اشاره دارد که دختران را به خدا نسبت می‌دادند. خداوند در این آیه در مقام توبیخ، تناقضِ آنان را به چالش می‌کشد که پسران (که نزد خود برتر می‌دانستند) را برای خود برمی‌گزیدند، اما دخترانی را که معمولاً در زیورآلات پرورش یافته و در هنگام مجادله، توانایی اقامه برهان روشن ندارند، سهم خدا می‌دانستند. در تفسیر این آیه، دو دیدگاه وجود دارد: برخی صفات گفته شده برای زنان را واقعیتی تکوینی درباره ذات زنان می‌داند و در مقابل، آن را صرفاً گزارشگر فرهنگ جاهلی و در مقام ردِّ مشرکان می‌شمارد. این اختلاف، تأثیر مستقیمی در مسائل فقهی داشته است.
آیه حلیه در برخی مباحث مرتبط با [[فقه زنان]] کاربرد دارد ازجمله برخی فقها با استناد به عبارت «وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ»، نتیجه گرفته‌اند که زنان به دلیل ضعف در استدلال و غلبه احساسات، فاقد قاطعیت و صلابت لازم برای تصدی قضا و وکالت، حکومت و مناصب اجرایی هستند. در مقابل، مفسران معاصر معتقدند: اولاً آیه در مقام تشریع حکم نیست، بلکه در صدد توبیخ مشرکان است. ثانیاً ضعف ذکر شده، ناشی از تربیت جاهلی بوده است نه ذات زن. ثالثاً حتی با پذیرش ضعف در استدلال، این امر ملازم با نفی اهلیت قضاوت یا تصمیم‌گیری نیست. و نکته دیگر اینکه امروزه با تحولات آموزشی، بسیاری از زنان توانایی‌های فکری و قدرت استدلال دارند. همچنین به این آیه بر عدم جواز تقلید از زنان و افتای زنان استناد شده است؛ اگرچه برخی معتقدند که آیه ناظر به حجیت فتوا نیست و حداکثر به ضعف در مناظره اشاره دارد؛ بنابراین ربطی به افتا و مرجعیت ندارد.


== انتساب دختران به خدا از سوی مشرکان ==
== انتساب دختران به خدا از سوی مشرکان ==