اعتبار رأی اکثریت در حکومت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
مدیریت جامعه بر اساس رأی مردم و لحاظ کردن نظر اکثریت در اداره امور عمومی و حکومتی از موضوعات و مسائل نوپدید در جهان اسلام است که سابقه آن، بهویژه در ایران، به پیروزی نهضت مشروطه بازمیگردد.<ref>خانمحمدی، جایگاه رأی اکثریت در قرآن با تأکید بر آرای آیت الله موسوی اردبیلی»، ص۵۹-۶۰.</ref> امروزه برخی از فقها مشروعیت و اعتبار رأی اکثریت در مسائل حکومتی را به شکل یک نظریه در فقه معاصر پذیرفتهاند. | مدیریت جامعه بر اساس رأی مردم و لحاظ کردن نظر اکثریت در اداره امور عمومی و حکومتی از موضوعات و مسائل نوپدید در جهان اسلام است که سابقه آن، بهویژه در ایران، به پیروزی نهضت مشروطه بازمیگردد.<ref>خانمحمدی، جایگاه رأی اکثریت در قرآن با تأکید بر آرای آیت الله موسوی اردبیلی»، ص۵۹-۶۰.</ref> امروزه برخی از فقها مشروعیت و اعتبار رأی اکثریت در مسائل حکومتی را به شکل یک نظریه در فقه معاصر پذیرفتهاند. | ||
فقهای معتقد به اعتبار رأی اکثریت، مقبولیت و مشروعیت حکومت، حاکم و قوانین حکومتی و حتی فعلیت یافتن حاکمیت حاکم را منوط به رضایت و رأی اکثریت میدانند.<ref>منتظری، حکومت دینی و حقوق انسان، ۱۴۲۹ق، ص۳۷-۳۸.</ref> [[امام خمینی]] از فقهای | فقهای معتقد به اعتبار رأی اکثریت، مقبولیت و مشروعیت حکومت، حاکم و قوانین حکومتی و حتی فعلیت یافتن حاکمیت حاکم را منوط به رضایت و [[رأی اکثریت]] میدانند.<ref>منتظری، حکومت دینی و حقوق انسان، ۱۴۲۹ق، ص۳۷-۳۸.</ref> [[امام خمینی]]، از فقهای معاصر، در جواب استفتائی درباره چگونگی [[ولایت فقیه|تولی فقیه]] جامعالشرایط در جامعه اسلامی، فعلیت یافتن تولی فقیه در امور مسلمانان و تشکیل حکومت را وابسته به آرای اکثریت مسلمانان میداند که در قانون اساسی از آن یاد شده و در صدر اسلام از آن به [[بیعت]] با ولی مسلمین تعبیر شده است.<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۵ش، ج۲۰، ص۴۵۹.</ref> | ||
در تعیین گستره اعتبار رأی اکثریت در مسائل سیاسی، فقها | در تعیین گستره اعتبار رأی اکثریت در مسائل سیاسی، فقها اتفاق نظر دارند که امور قطعی شریعت از اعتقادات، عبادات و معاملات که حکمشان را شارع از رهگذر وحی تعیین کرده است، در قلمرو [[قانونگذاری]] یا تعیین با رأی اکثریت وارد نمیشود<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۵۶-۵۷؛ قرضاوی، فقه سیاسی، ص۱۸۳</ref> و تأکید اسلام بر نظرخواهی از مردم بیشتر در حوزه امور اجتماعی و اجرایی و موضوعاتی است که شارع بر عهده مردم گذاشته است؛<ref>رسمتی، نگاهی تطبیقی به کارکرد اکثریت در دموکراسی و کتاب و سنت»، ص۱۱۵-۱۱۶؛ امامی، اعتبار رأی اکثریت در پرتو کتاب و سنت»، ص۵۴.</ref> به همین دلیل [[محمدحسین غروی نائینی|میرزای نائینی]] با تقسیم امور مربوط به تکالیف مکلفان به دو حوزه «احکام منصوص» و «[[احکام غیرمنصوص]]»، معتقد است شارع در حوزه امور غیرمنصوص به مردم اجازه داده با تعیین قوانین و آییننامههای اجرایی، بسته به مقتضیات زمان و مکان، به تکلیف خود عمل کنند.<ref>نائینی، تنبیه الامة، ص۱۳۴-۱۳۵.</ref> [[محمدباقر صدر]] این حوزه را «[[منطقة الفراغ]]» نامیده است.<ref>صدر، اقتصادنا، ص۳۸۰.</ref> | ||
به گفته مسعود امامی از پژوهشگران مسائل دینی، قائلان به اعتبار رأی اکثریت در حوزههای تصمیمگیری | به گفته [[مسعود امامی]]، از پژوهشگران مسائل دینی، قائلان به اعتبار رأی اکثریت در حوزههای تصمیمگیری جمعی فقط بر اساس مبنای حق تعیین سرنوشت آن را معتبر میدانند، ولی رأی اکثریت بر پایه دیگر مبانی مانند [[کشف حقیقت]]، [[مصلحت]]، مشروعیت دینی و [[مقبولیت]] یا فاقد اعتبار است یا اعتبارش در حوزهای محدود قابلیت اثبات دارد.<ref>امامی، «اعتبار رأی اکثریت بر مبنای کشف حقیقت و سایر مبانی»، ص۷۳.</ref> طبق این دیدگاه، اعتبار رأی اکثریت بر مبنای حق تعیین سرنوشت، همسان با [[آزادی تکوینی]] انسان (شامل همه افعال اختیاری به شکل فردی یا جمعی) دانسته شده است،<ref>امامی، «اعتبار رأی اکثریت بر مبنای حق تعیین سرنوشت».</ref> به این معنا که آزادی تکوینی انسانها در زندگی جمعی منوط به عمل آنها به تکالیف الزامی عقل و شرع است؛ بنابراین تأسیس و حفظ هر حکومتی، حتی حکومت معصومان، بدون خواست و رضایت مردم فاقد مشروعیت عقلانی و دینی خواهد بود و رضایت مردم یکی از علتهای مشروعیت حکومت محسوب میشود.<ref>امامی، اعتبار رأی اکثریت در پرتو کتاب و سنت»، ص۵۴.</ref> بر اساس این نظر، اگر حق انتخاب آزاد افراد در زندگی جمعی منجر به تعارض خواستها و برهم خوردن نظم اجتماعی شود، نیاز به راهکاری است که دو آرمان مطلوب انسان، یعنی آزادی انتخاب و نظم زندگی اجتماعی، با هم حفظ شوند و در زمان تعارض این دو آرمان به دلیل ضرورتهای زندگی اجتماعی، به اندازه همان ضرورت از اصل اولی آزادی تکوینی برای همه انسانها دست برداریم. با ترجیح رأی اکثریت بر اقلیت فقط این اقلیت هستند که مجبور به رعایت قوانین یا حکومتی میشوند که به آن اعتقاد ندارد و آسیب کمتری به آزادی انتخاب وارد میشود.<ref>امامی، «اعتبار رأی اکثریت بر مبنای حق تعیین سرنوشت».</ref> | ||
==نظریههای بدیل== | ==نظریههای بدیل== | ||