درآمدی بر اجتهاد تمدنساز (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
== فصل دوم == | == فصل دوم == | ||
به گفته نویسنده، نگاه تکساحتی به اجتهاد موجب متمرکزشدن فقیهان بر جنبه فردی اسلام و غفلت از آن در صحنه اجتماع میشود (ص۴۱). او آسیبهای این نگاه را چنین برشمرده است: برجستهنبودن مباحث اجتماعی و حکومتی (ص۴۴)، توجه ناکافی به بُعد تطبیقی فقه (ص۵۲)، غفلت از علوم انسانی و اجتماعی (ص۵۳)، دوربودن از موضوعشناسی علمی و تخصصی (ص۵۵)، انحصار اجتهاد در فقه و غفلت از آن در ساحتهایی مثل اخلاق، تربیت، و کلام (ص۵۸)، ارائه تفسیرهای توجیهی از نصوص برای انطباق با واقعیتهای عینی (ص۶۰)، و کمکاری در | به گفته نویسنده، نگاه تکساحتی به اجتهاد موجب متمرکزشدن فقیهان بر جنبه فردی اسلام و غفلت از آن در صحنه اجتماع میشود (ص۴۱). او آسیبهای این نگاه را چنین برشمرده است: برجستهنبودن مباحث اجتماعی و حکومتی (ص۴۴)، توجه ناکافی به بُعد تطبیقی فقه (ص۵۲)، غفلت از علوم انسانی و اجتماعی (ص۵۳)، دوربودن از موضوعشناسی علمی و تخصصی (ص۵۵)، انحصار اجتهاد در فقه و غفلت از آن در ساحتهایی مثل اخلاق، تربیت، و کلام (ص۵۸)، ارائه تفسیرهای توجیهی از نصوص برای انطباق با واقعیتهای عینی (ص۶۰)، و انحصار در عرصۀ گزارههای تکلیفی و کمکاری در عرصه گزارههای توصیفی (ص۶۱). در بیشتر موارد، برای تبیین این آسیبها دیدگاههای متعددی از [[امام خمینی]]، [[سید علی حسینی خامنهای|سید علی خامنهای]]، [[مرتضی مطهری]] و [[سید محمدباقر صدر]] که از طرفداران فقه حکومتیاند، نقل قول شده است. | ||
اعرافی نگرش فردگرایانه به فقاهت را در سه دوره ارزیابی کرده است: ۱. دوره انزوای فقه شیعه تا عصر صفویه، ۲. از عصر صفویه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ۳. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی. در دو مقطع نخست، فقیهان در برابر دولتها رویکرد انتقادی داشتند و با رویکرد فردی و سلبی به مبارزه با حاکمان مستبد میپرداختند (ص۴۶). اما با ورود به دوره سوم، رویکرد فردی به فقه که خود عهدهدار نظام اسلامی گشته، ناکافی است و باید به فتواهایی در ارتباط با کل نظام اسلامی پرداخت (ص۵۰). | اعرافی نگرش فردگرایانه به فقاهت را در سه دوره ارزیابی کرده است: ۱. دوره انزوای فقه شیعه تا عصر صفویه، ۲. از عصر صفویه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ۳. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی. در دو مقطع نخست، فقیهان در برابر دولتها رویکرد انتقادی داشتند و با رویکرد فردی و سلبی به مبارزه با حاکمان مستبد میپرداختند (ص۴۶). اما با ورود به دوره سوم، رویکرد فردی به فقه که خود عهدهدار نظام اسلامی گشته، ناکافی است و باید به فتواهایی در ارتباط با کل نظام اسلامی پرداخت (ص۵۰). | ||