درآمدی بر اجتهاد تمدنساز (کتاب): تفاوت میان نسخهها
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
در فصل دوم تحلیلی از وضعیت اجتهاد موجود در حوزه و آسیبشناسی آن ارائه شده، در فصل سوم چرایی و چگونگی اجتهاد تمدنساز توضیح داده میشود و در چهار فصل بعدی مراحل رسیدن به تمدن اسلامی مبتنی بر اجتهاد بررسی میگردد؛ ازاینرو نویسنده در فصل چهارم به منظومهسازی و در فصل پنجم به نظامسازی فقه میپردازد. او بازسازی و ساماندهی حوزه معرفت بشری را در فصل ششم توضیح داده و در فصل هفتم و هشتم به مدلسازی و تمدنسازی فقه پرداخته است. | در فصل دوم تحلیلی از وضعیت اجتهاد موجود در حوزه و آسیبشناسی آن ارائه شده، در فصل سوم چرایی و چگونگی اجتهاد تمدنساز توضیح داده میشود و در چهار فصل بعدی مراحل رسیدن به تمدن اسلامی مبتنی بر اجتهاد بررسی میگردد؛ ازاینرو نویسنده در فصل چهارم به منظومهسازی و در فصل پنجم به نظامسازی فقه میپردازد. او بازسازی و ساماندهی حوزه معرفت بشری را در فصل ششم توضیح داده و در فصل هفتم و هشتم به مدلسازی و تمدنسازی فقه پرداخته است. | ||
== | == نارسایی اجتهاد فردگرایانه در تحقق تمدن اسلامی == | ||
به گفته نویسنده، نگاه تکساحتی به اجتهاد موجب متمرکزشدن فقیهان بر جنبه فردی اسلام و غفلت از آن در صحنه اجتماع میشود (ص۴۱). وی در ادامه نگرش فردگرایانه به فقاهت را در سه دوره ارزیابی کرده است: ۱. دوره انزوای فقه شیعه تا عصر صفویه، ۲. از عصر صفویه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ۳. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی. در دو مقطع نخست، فقیهان در برابر دولتها رویکرد انتقادی داشتند و با رویکرد فردی و سلبی به مبارزه با حاکمان مستبد میپرداختند (ص۴۶). اما با ورود به دوره سوم، رویکرد فردی به فقه که خود عهدهدار نظام اسلامی شده، اگرچه لازم، اما ناکافی است و باید به فتواهایی در ارتباط با کل نظام اسلامی پرداخت (ص۵۰). اعرافی آسیبهای اجتهاد مصطلح و راهکارهای اجمالی برای برونرفت از آنها را توضیح داده است و در بیشتر موارد، برای تبیین این آسیبها و راهکارها به نقل دیدگاههای متعددی از [[امام خمینی]]، [[سید علی حسینی خامنهای|سید علی خامنهای]]، [[مرتضی مطهری]] و [[سید محمدباقر صدر]] که از طرفداران فقه حکومتیاند، تکیه کرده است. | به گفته نویسنده، نگاه تکساحتی به اجتهاد موجب متمرکزشدن فقیهان بر جنبه فردی اسلام و غفلت از آن در صحنه اجتماع میشود (ص۴۱). وی در ادامه نگرش فردگرایانه به فقاهت را در سه دوره ارزیابی کرده است: ۱. دوره انزوای فقه شیعه تا عصر صفویه، ۲. از عصر صفویه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ۳. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی. در دو مقطع نخست، فقیهان در برابر دولتها رویکرد انتقادی داشتند و با رویکرد فردی و سلبی به مبارزه با حاکمان مستبد میپرداختند (ص۴۶). اما با ورود به دوره سوم، رویکرد فردی به فقه که خود عهدهدار نظام اسلامی شده، اگرچه لازم، اما ناکافی است و باید به فتواهایی در ارتباط با کل نظام اسلامی پرداخت (ص۵۰). اعرافی آسیبهای اجتهاد مصطلح و راهکارهای اجمالی برای برونرفت از آنها را توضیح داده است و در بیشتر موارد، برای تبیین این آسیبها و راهکارها به نقل دیدگاههای متعددی از [[امام خمینی]]، [[سید علی حسینی خامنهای|سید علی خامنهای]]، [[مرتضی مطهری]] و [[سید محمدباقر صدر]] که از طرفداران فقه حکومتیاند، تکیه کرده است. | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
* امتداد اجتهاد در علوم انسانی (ص۸۱) | * امتداد اجتهاد در علوم انسانی (ص۸۱) | ||
{{پایان}}نگارنده مزیتهای نسبی اجتهاد مصطلح را در تعمیق مباحث، طرح فروعات بسیار و پایبندی به حجت میداند و معتقد است، تربیت طلاب و اساتید، توسعه مرزهای دانش، و توسعه فقه و علوم وابسته از محصولات اجتهاد مصطلح است (ص۸۲-۸۵). به نظر نویسنده، با بهکارگیری اجتهاد مصطلح در دانشهای اخلاق و کلام میتوان کارآیی اجتهاد مصطلح را در دانشهای اسلامی سنجید (ص۸۶-۸۸). | {{پایان}}نگارنده مزیتهای نسبی اجتهاد مصطلح را در تعمیق مباحث، طرح فروعات بسیار و پایبندی به حجت میداند و معتقد است، تربیت طلاب و اساتید، توسعه مرزهای دانش، و توسعه فقه و علوم وابسته از محصولات اجتهاد مصطلح است (ص۸۲-۸۵). به نظر نویسنده، با بهکارگیری اجتهاد مصطلح در دانشهای اخلاق و کلام میتوان کارآیی اجتهاد مصطلح را در دانشهای اسلامی سنجید (ص۸۶-۸۸). | ||
== فصل سوم == | |||
نویسنده در فصل سوم اجتهاد، تمدن و اجتهادِ تمدنساز را تعریف میکند. او پس از بررسی اقوال مختلف درباره اجتهاد و تمدن (ص۹۲-۹۹)، تمدن را شبکهای پایدار و درعینحال انعطافپذیر از باورها، فرهنگ و نظامهای اجتماعی معرفی میکند که در سطح کلان و برای پاسخگویی به همه نیازهای فردی و جمعی انسان شکل گرفته، تا او را در تمام ابعاد زندگی به سوی یک هدف بزرگ هدایت کند (ص۱۰۰). همچنین او اجتهادِ تمدنساز را شاملِ گزارههای هنجاری و توصیفی، و نیز شامل موضوعات فلسفی، کلامی و اخلاقی میداند و معتقد است برای کشف حکم شرعی، تفقه در همه این آموزهها لازم است (ص۱۰۲). | |||