درآمدی بر اجتهاد تمدنساز (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹۲: | خط ۹۲: | ||
به باور نویسنده، همانطور که در فقه سنتی احکام مرتبط در بابهای جداگانه قرار میگرفت، با توجه به شرایط جدید نیز باید برای تمدنسازی باببندی و منظومهسازی تازهای انجام داد تا هم به پرسشهای مختلف جامعه جواب داده شود و هم فهم سطحی از دین به شناخت عمیق تبدیل گردد (ص۱۲۵-۱۲۷). او منظومهسازی را در سه سطحِ خُرد، میانی و کلان دنبال میکند؛ در سطح خُرد، گزارههای فقهیِ مربوط به یک موضوع در یک باب جمع میشوند؛ در سطح میانی، گزارهها نظاممند و تعارض احتمالی آنها برطرف میشود تا راه موجبات تولید علم فراهم آید؛ و در سطح کلان، با تحلیل مجموعهها، اصول و قواعد حاکم بر مجموعه گزارههای دین کشف شده، ابزار لازم برای نظریهپردازی در زمینههای مختلف فراهم میآید (ص۱۲۷-۱۳۲). | به باور نویسنده، همانطور که در فقه سنتی احکام مرتبط در بابهای جداگانه قرار میگرفت، با توجه به شرایط جدید نیز باید برای تمدنسازی باببندی و منظومهسازی تازهای انجام داد تا هم به پرسشهای مختلف جامعه جواب داده شود و هم فهم سطحی از دین به شناخت عمیق تبدیل گردد (ص۱۲۵-۱۲۷). او منظومهسازی را در سه سطحِ خُرد، میانی و کلان دنبال میکند؛ در سطح خُرد، گزارههای فقهیِ مربوط به یک موضوع در یک باب جمع میشوند؛ در سطح میانی، گزارهها نظاممند و تعارض احتمالی آنها برطرف میشود تا راه موجبات تولید علم فراهم آید؛ و در سطح کلان، با تحلیل مجموعهها، اصول و قواعد حاکم بر مجموعه گزارههای دین کشف شده، ابزار لازم برای نظریهپردازی در زمینههای مختلف فراهم میآید (ص۱۲۷-۱۳۲). | ||
== | == لزوم بهرهگیری از نظامسازی اسلامی و ویژگیهای آن == | ||
از نگاه اعرافی، پس از منظومهسازی، مرحله بعدی برای تمدنسازی نظامسازی است که در آن با تحلیل منظومه گزارههای فقهی، کلامی و اخلاقی در یک موضوع، اصول حاکم بر دیگر گزارهها کشف شده، نظریه اصلی در یک موضوع فقهی، اخلاقی و کلامی طراحی میشود (ص۱۴۱). او نظامسازی را یکی از مصادیق بارزِ عبور از رویکرد فردی به فقه میشمارد (ص۱۴۳). نویسنده تفاوت منظومهسازی و نظامسازی را در اجمال و تفصیل میداند و معتقد است منظومهسازی به حوزه مفهومپردازی مرتبط است، بهگونهای که با زنجیرهسازی مفاهیمِ همگن، راه رسیدن به مفاهیم پایه هموار گردد، برخلاف نظامسازی که پژوهشگر وارد حوزه نظریهپردازی میشود (ص۱۴۵-۱۴۶). | از نگاه اعرافی، پس از منظومهسازی، مرحله بعدی برای تمدنسازی نظامسازی است که در آن با تحلیل منظومه گزارههای فقهی، کلامی و اخلاقی در یک موضوع، اصول حاکم بر دیگر گزارهها کشف شده، نظریه اصلی در یک موضوع فقهی، اخلاقی و کلامی طراحی میشود (ص۱۴۱). او نظامسازی را یکی از مصادیق بارزِ عبور از رویکرد فردی به فقه میشمارد (ص۱۴۳). نویسنده تفاوت منظومهسازی و نظامسازی را در اجمال و تفصیل میداند و معتقد است منظومهسازی به حوزه مفهومپردازی مرتبط است، بهگونهای که با زنجیرهسازی مفاهیمِ همگن، راه رسیدن به مفاهیم پایه هموار گردد، برخلاف نظامسازی که پژوهشگر وارد حوزه نظریهپردازی میشود (ص۱۴۵-۱۴۶). | ||
نویسنده نظامسازی را اصلیترین پیشنیاز تمدنسازی معرفی کرده، در بررسی تطبیقی نظام اسلامی با سایر مکاتب رقیب، جایگاه ویژهای برای نظامسازی قرار داده است که میتواند با ترسیم چهرهای کامل از دین و با رسیدن به گزارههای پایه و کلان، کارآمدی حکومت اسلامی را تضمین کند (ص۱۴۶-۱۵۲). او چند ویژگی اصلی برای نظامسازی برشمرده است: وجود ساختار و تناسب کلی، روابط منسجم و سازگار میان اجزاء، پویایی و تکامل تدریجی، و نیز داشتن هدف (ص۱۵۵-۱۵۶). به گفته او، نظامسازی حوزههای خرد و کلان را در بر میگیرد که از مهمترین حوزهها میتوان به نظام خانواده، نظام فرهنگی، نظام اخلاقی، نظام اجتماعی، نظام اقتصادی و نظام سیاسی (ص۱۵۶-۱۶۰). | نویسنده نظامسازی را اصلیترین پیشنیاز تمدنسازی معرفی کرده، در بررسی تطبیقی نظام اسلامی با سایر مکاتب رقیب، جایگاه ویژهای برای نظامسازی قرار داده است که میتواند با ترسیم چهرهای کامل از دین و با رسیدن به گزارههای پایه و کلان، کارآمدی حکومت اسلامی را تضمین کند (ص۱۴۶-۱۵۲). او چند ویژگی اصلی برای نظامسازی برشمرده است: وجود ساختار و تناسب کلی، روابط منسجم و سازگار میان اجزاء، پویایی و تکامل تدریجی، و نیز داشتن هدف (ص۱۵۵-۱۵۶). به گفته او، نظامسازی حوزههای خرد و کلان را در بر میگیرد که از مهمترین حوزهها میتوان به نظام خانواده، نظام فرهنگی، نظام اخلاقی، نظام اجتماعی، نظام اقتصادی و نظام سیاسی (ص۱۵۶-۱۶۰). اهداف نظامسازی عبارتاند از: رشد مادی و معنوی انسانها، استقلال در همه حوزهها، رسیدن به عدالت اسلامی، تحقق کارآمدی و تعالی نظام اسلامی (ص۱۶۱-۱۶۵). | ||
=== علوم و معارف مؤثر در فرآیند نظامسازی === | |||
نگارنده علوم و معارفی را در فرآیند نظامسازی مؤثر دانسته است. برخی از این علوم بهگونهای خاص و برخی بهصورت عام در فرآیند اجتهاد نقش دارند. این علوم عبارتاند از: علوم ادبی، علوم عقلی (شامل منطق، فلسفه و کلام)، عرفان نظری و عملی، اخلاق، علوم زبانشناختی جدید، علوم انسانی و اجتماعی، نجوم و ریاضیات، اصول فقه، رجال، درایه و تفسیر (ص۱۶۶-۱۷۵) او معتقد است، در فرآیند نظامسازی، مجموعهای از مسائل روانی، فرهنگی، اخلاقی، علمی، اجرایی و غیره اثرگذار است، برای نمونه تعیین حدود قلمرو دخالت عقل، تأثیر مهمی در نظامسازی دارد؛ چنانکه مطالعات تطبیقی و تفکر انتقادی و خلاق مانع از پیشداوری میشود (ص۱۷۵-۱۷۹). | |||
=== روشها و آسیبها === | |||
علیرضا اعرافی، نظامسازی اسلامی را مبتنی بر «کشف» و «استخراج» میداند که با روش اجتهاد استماعی و استنطاقی انجام میشود، برخلاف نظامسازی تمدی غربی که بر «ساختن» بنا شده است (ص۱۸۰-۱۸۳). در استکشاف نظریههای اسلامی از دو روشِ اِنّی و لمّی استفاده میشود (ص۱۸۴-۱۸۶). او نظامسازی را امری پیچیده معرفی میکند که با موانعی مانند خودمحوری، علمزدگی، شتابزدگی و تفسیر بهرأی مواجه است (ص۱۸۹-۱۹۱). به گفته او نظامسازی هیچ تعارضی با نصوص و احکام صریح ندارد، بلکه با اکتشاف از دین همه منطقة الفراغ را پوشش میدهد (ص۱۹۲-۱۹۵). | |||