درآمدی بر اجتهاد تمدن‌ساز (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶۷: خط ۶۷:
* انحصار در عرصۀ گزاره‌های تکلیفی و کم‌کاری در عرصه‌ گزاره‌های توصیفی (ص۶۱).  
* انحصار در عرصۀ گزاره‌های تکلیفی و کم‌کاری در عرصه‌ گزاره‌های توصیفی (ص۶۱).  
{{پایان}}
{{پایان}}
=== راهکار برون‌رفت از آسیب‌های اجتهاد مصطلح ===
راهکارها عبارت‌اند از:
راهکارها عبارت‌اند از:
{{ستون-شروع|3}}
{{ستون-شروع|3}}
خط ۱۰۲: خط ۱۰۴:
=== روش‌ها و آسیب‌ها ===
=== روش‌ها و آسیب‌ها ===
علیرضا اعرافی، نظام‌سازی اسلامی را مبتنی بر «کشف» و «استخراج» می‌داند که با روش اجتهاد استماعی و استنطاقی انجام می‌شود، برخلاف نظام‌سازی تمدی غربی که بر «ساختن» بنا شده است (ص۱۸۰-۱۸۳). در استکشاف نظریه‌های اسلامی از دو روشِ اِنّی و لمّی استفاده می‌شود (ص۱۸۴-۱۸۶). او نظام‌سازی را امری پیچیده معرفی می‌کند که با موانعی مانند خودمحوری، علم‌زدگی، شتاب‌زدگی و تفسیر به‌رأی مواجه است (ص۱۸۹-۱۹۱). به گفته او نظام‌سازی هیچ تعارضی با نصوص و احکام صریح ندارد، بلکه با اکتشاف از دین همه منطقة الفراغ را پوشش می‌دهد (ص۱۹۲-۱۹۵).
علیرضا اعرافی، نظام‌سازی اسلامی را مبتنی بر «کشف» و «استخراج» می‌داند که با روش اجتهاد استماعی و استنطاقی انجام می‌شود، برخلاف نظام‌سازی تمدی غربی که بر «ساختن» بنا شده است (ص۱۸۰-۱۸۳). در استکشاف نظریه‌های اسلامی از دو روشِ اِنّی و لمّی استفاده می‌شود (ص۱۸۴-۱۸۶). او نظام‌سازی را امری پیچیده معرفی می‌کند که با موانعی مانند خودمحوری، علم‌زدگی، شتاب‌زدگی و تفسیر به‌رأی مواجه است (ص۱۸۹-۱۹۱). به گفته او نظام‌سازی هیچ تعارضی با نصوص و احکام صریح ندارد، بلکه با اکتشاف از دین همه منطقة الفراغ را پوشش می‌دهد (ص۱۹۲-۱۹۵).
== تکامل متقابل علم و دین در یک نظام کلی ==
نویسنده در فصل ششم رابطه علم و دین را بررسی کرده، حوزه معرفتی هریک را توضیح می‌دهد. او پس از بررسی معنای علم و دین (ص۲۰۰-۲۰۲)، حوزه معرفتی عقلی، شهودی و تجربی را شرح داده است. او عقل را از مهم‌ترین ابزارهای شناخت انسان و پشتوانه معرفت‌های دیگر، معرفت شهودی را، معرفتی بدون واسطه و خطاناپذیر، و معرفت تجربی و حسی را نازلترین لایه معرفت معرفی می‌کند (ص۲۰۳-۲۰۶). اعرافی با اشاره به پیشینه درگیری کلیسا با علوم روز (ص۲۰۷-۲۱۲)، به دیدگاه‌های مختلف درباره ارتباط علم و دین می‌پردازد:
* '''تباین و تعارض'''؛ بین علم و دین قلمروهای گوناگونی دارد که باهم سازگاری ندارند، ازاین‌رو حوزه علمیه نباید به علوم انسانی بپردازد. نویسنده معتقد است، در دین اسلامی بین آموزه‌های وحیانی و حجیت عقل سازگاری وجود دارد و یافته‌های قطعی علم، هیچگاه با دین تعارض ندارد، و در فرض تعارض با عقل قطعی، دلیل عقلی مقدم می‌شود (ص۲۱۷-۲۲۰)
* '''تمایز و استقلال'''؛ علم و دین از یکدیگر متمایز بوده، قلمرو مستقلی دارند که تعارضی در بین آنها شکل نمی‌گیرد. مؤلف این دیدگاه را ناشی از ساده‌انگاری روابط و ماهیت علم و دین می‌داند و معتقد است این نظریه نمی‌تواند درگیری‌های پنهانی علم و دین را حل کند (ص۲۲۰-۲۲۱).
* '''تداخل علم در دین'''؛ بر اساس این نظریه، که [https://fa.wikishia.net/view/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%A2%D9%85%D9%84%DB%8C عبدالله جوادی آملی] از طرفداران این نظریه است، اگرچه علم نمی‌تواند همه معارف دین را پوشش دهد، ولی همه گزاره‌های علمی با عناوین اولیه یا ثانویه، صبغه دینی دارند. مؤلف در نقد این نظریه معتقد است، به لحاظ ثبوتی اگرچه همه حقایق در قرآن وجود دارد و امامان از ان آگاهند، اما به لحاظ اثباتی برای انسان‌های عادی، این‌چنین نیست (ص۲۲۱-۲۲۳).
* '''تداخل دین در علم'''؛ طبق این دیدگاه علم می‌تواند همه گستره معرفت دینی را پوشش دهد؛ اعرافی سستی این دیدگاه را با مراجعه به گزاره‌های دینی اسلام، آشکار می‌بیند (ص۲۲۲-۲۲۳)
* '''تأیید و تعامل'''؛ بر اساس این نظریه، دین همه فعالیت‌های علمی را تأیید و ترویج کرده، رویکرد حمایت از دانش را برعهده دارد. نگارنده مشروعیت‌بخشی به همه علوم مدرن و تبعیت بیش‌ازحد دین از معیارهای علمی را از نقدهای اساسی این رویکرد می‌شمارد (ص۲۲۳-۲۲۴).
* '''وحدت'''؛ در این دیدگاه، میان آموزه‌های الهیاتی و نظریه‌های خاص علمی رابطه مستقیم برقرار است و الهیات و علم، با روش‌ها و اهداف مختلف، درباره اشیاء واحدند. از نظر نویسنده، مهم‌ترین نقطه ضعف این نظریه این است که الهیات و دین در برابر روش علمی تابع در نظر گرفته شده است (ص۲۲۴-۲۲۶).
* '''دیدگاه مکمّل‌نگر'''؛ صاحبان این دیدگاه بر این باورند که گزاره‌های علمی و دینی یکدیگر را تکمیل می‌کنند و با قرارگرفتن در یک نظام کلی، به نتایج جدیدی می‌رسند. اعرافی که این دیدگاه را صحیح ارزیابی کرده، معقتد است در این دیدگاه علم صحیحی که از شناخت طبیعت به‌دست آمده، هیچگاه با دینی که از علم الهی برگرفته شده، تعارض پیدا نمی‌کند (ص۲۲۶-۲۲۸).