درآمدی بر اجتهاد تمدن‌ساز (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:


== ضرورت ساماندهی علوم انسانی ==
== ضرورت ساماندهی علوم انسانی ==
علیرضا اعرافی در ادامه مباحث فصل ششم، با اشاره به تأثیر متقابل علوم انسانی و دین بر یکدیگر (ص۲۳۷-۲۵۳) به ضرورت ساماندهی معارف بشری می‌پرازد. اعرافی به دو نظریه کلی درباره بازسازی معارف بشری اشاره می‌کند؛ صاحبان دیدگاه نخست منشأ علوم مختلف را نیازهای اجتماعی انسان برمی‌شمارد و معتقد است به‌دلیل اختلاف بنیادین جامعه اسلامی و جامعه غیراسلامی، نیاز این دو جامعه نیز متفاوت است؛ به همین دلیل باید همه علوم را بر اساس نیاز جامعه اسلامی بازسازی کرد (ص۲۲۸).  
علیرضا اعرافی در ادامه مباحث فصل ششم، با اشاره به تأثیر متقابل علوم انسانی و دین بر یکدیگر (ص۲۳۷-۲۵۳) به ضرورت ساماندهی معارف بشری می‌پرازد. اعرافی به دو نظریه کلی درباره بازسازی معارف بشری اشاره می‌کند؛ صاحبان دیدگاه نخست منشأ علوم مختلف را نیازهای اجتماعی انسان برشمرده، معتقدند، به‌دلیل اختلاف بنیادین جامعه اسلامی و جامعه غیراسلامی، نیازهای این دو جامعه نیز تفاوت دارد؛ به همین دلیل باید همه علوم را بر اساس نیاز جامعه اسلامی بازسازی کرد (ص۲۲۸).  


در مقابل گروه دیگری که علوم انسانی را زیربنای علوم تجربی می‌دانند (بر خلاف نظام معرفتی غرب که علوم تجربی را زیربنای علوم انسانی می‌پندارند) به لزوم بازسازی عرصه علوم انسانی (شامل جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت، و علوم تربیتی) بسنده کرده‌اند (ص۲۲۹-۲۳۲)؛ چراکه علوم انسانی نرم‌افزار لازم برای نظام‌سازی و تمدن‌سازی را تولید و فراهم می‌سازد (ص۲۳۴).  
در مقابل گروه دیگری که علوم انسانی را زیربنای علوم تجربی می‌دانند (بر خلاف نظام معرفتی غرب که علوم تجربی را زیربنای علوم انسانی می‌پندارند) به لزوم بازسازی عرصه علوم انسانی (شامل جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت، و علوم تربیتی) بسنده کرده‌اند (ص۲۲۹-۲۳۲)؛ چراکه علوم انسانی نرم‌افزار لازم برای نظام‌سازی و تمدن‌سازی را تولید و فراهم می‌سازد (ص۲۳۴).  


نویسنده در ادامه رویکردهای مختلف برای ساماندهی و تدوین علوم انسانی را توضیح می‌دهد، رویکردهایی مثل رویکرد پالایشی، رویکرد مبنا محور، رویکرد ترکیبی در ساحت روش وحیانی و تجربی، و رویکرد بومی‌سازی (ص۲۵۷-۲۶۱). او معتقد است، هریک از این رویکردها نقاظ ضعفی دارند، اما در شکل‌دهی علوم انسانی قابل جمع‌اند و می‌توان با اصلاح نقاط ضعف و ترکیب آنها با یکدیگر، از این رویکردها سود جست (ص۲۶۴).
نویسنده در ادامه رویکردهای مختلف برای ساماندهی و تدوین علوم انسانی را توضیح می‌دهد، رویکردهایی مثل رویکرد پالایشی، رویکرد مبنا محور، رویکرد ترکیبی در ساحت روش وحیانی و تجربی، و رویکرد بومی‌سازی (ص۲۵۷-۲۶۱). او معتقد است، هریک از این رویکردها نقاظ ضعفی دارند، اما در شکل‌دهی علوم انسانی قابل جمع‌اند و می‌توان با اصلاح نقاط ضعف و ترکیب آنها با یکدیگر، از این رویکردها سود جست (ص۲۶۴).
== الگوی ایرانی اسلامی ==
اعرافی برای رسیدن به سبک زندگی ایرانی و اسلامی، ارائه مدل و الگو را لازم می‌داند؛ یعنی نظام فکری منسجمی ارائه شده، و نقشه جامع کاربردی و عملیاتی برای آن تدوین شود (ص۲۷۱)؛ زیرا منشأ الگوهای جوامع غربی، مکاتب فلسفی غربی با محوریتِ دیدگاه‌های پوزیتیویسم و نسبیت‌گرایی است، این در حالیست که جامعه اسلامی در مسائل، نگرش‌ها، اهداف و نیازها با جوامع غیراسلامی اختلافی عمیق دارد (ص۲۷۳).