فلسفه فقه: تفاوت میان نسخه‌ها

Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
|ویراستار۳ =  
|ویراستار۳ =  
}}
}}
'''فلسفه فقه''' دانشی است که نگاهی درجه‌دوم به مبانی و پیش‌انگاره‌های تأثیرگذار در فهم فقهی از متون دینی دارد تا از این طریق مختصات و مرزهای فقه را تعریف کند. گفته شده که این دانش موجب توانایی بیشتر در کاربردی ساختن فقه و تصحیح روند فهم کتاب و سنت می‌شود.
'''فلسفه فقه''' دانشی است که نگاهی درجه دو به مبانی و پیش‌انگاره‌های تأثیرگذار در فهم فقهی از متون دینی دارد تا از این طریق مختصات و مرزهای فقه را تعریف کند. گفته شده که این دانش موجب توانایی بیشتر در کاربردی ساختن فقه و تصحیح روند فهم کتاب و سنت می‌شود.


یکی از مبانی اثرگذار بر فقه‌ورزی فقیهان که در فلسفه فقه مورد بررسی قرار می‌گیرد، مبانی دین‌شناختی آنان است؛ آیا قلمرو [[دین حداقلی و حداکثری|دین حداقلی]] است یا حداکثری؟ آیا احکام اسلامی ثابت‌اند یا به‌تناسب زمان و مکان تغییر می‌کنند؟ آیا فقه هدف و غایتی دارد؟ مبانی روش‌شناختی و منبع‌شناختی فقه که در فلسفه فقه بحث می‌شود، عبارتند از اینکه جایگاه عقل در فقه چیست و آیا عقل می‌تواند نقش مستقل در استنباط داشته باشد یا نه. تحریف یا عدم تحریف قرآن، حجیت یا عدم حجیت منابع حدیثی کهن از جمله کتب اربعه، و نیز نظر فقیهان درباره جایگاه اجماع، از دیگر موارد اثرگذار بر استنباط است که در فلسفه فقه بحث می‌شود، و نیز اینکه تنها می‌بایست با اتکا به متون دینی به افتاء پرداخت یا بهره‌گیری از [[مقاصد الشریعة|مقاصد شریعت]] نیز می‌تواند مبنا قرار گیرد.
یکی از مبانی اثرگذار بر فقه‌ورزی فقیهان که در فلسفه فقه بررسی می‌شود، مبانی دین‌شناختی آنان است؛ آیا قلمرو [[دین حداقلی و حداکثری|دین حداقلی]] است یا حداکثری؟ آیا احکام اسلامی ثابت‌اند یا به‌تناسب زمان و مکان تغییر می‌کنند؟ آیا فقه هدف و غایتی دارد؟ مبانی روش‌شناختی و منبع‌شناختی فقه که در فلسفه فقه بحث می‌شود عبارت‌اند از اینکه جایگاه عقل در فقه چیست و آیا عقل می‌تواند نقش مستقل در استنباط داشته باشد یا نه. تحریف یا عدم تحریف قرآن، حجیت یا عدم حجیت منابع حدیثی کهن از جمله کتب اربعه، و نیز نظر فقیهان درباره جایگاه اجماع از دیگر موارد اثرگذار بر استنباط است که در فلسفه فقه درباره آن بحث می‌شود و نیز اینکه تنها باید با اتکا به متون دینی فتوا داد یا بهره‌گیری از [[مقاصد الشریعة|مقاصد شریعت]] نیز می‌تواند مبنا قرار گیرد.


فلسفه فقه به مبانی معرفت‌شناختی فقیهان نیز می‌پردازد و نقش آن در استنباط احکام را تبیین می‌کند؛ آیا یقین پیدا کردن به احکام شرعی ممکن است؟ اگر نه، آیا با ظن و گمان می‌توان حکم شرعی استنباط کرد؟ همچنین اینکه آیا عقل می‌تواند ملاکات احکام را دریابد؟ بخش دیگری از مباحث فلسفه فقه، مبانی متن‌شناختی فقیهان است؛ از جمله اینکه متن دینی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا بتوان از آن احکام فقهی را استخراج نمود، یا آنکه ادبیات متون دینی، عرفی است یا دقیق. پرسش دیگر آنکه فهم متن دینی باید تنها بر مدلول الفاظ متکی باشد، یا در تداوم دیدگاه هرمنوتیکی،‌ فهم اراده متکلم را دنبال کند.
فلسفه فقه به مبانی معرفت‌شناختی فقیهان نیز توجه دارد و نقش آن در استنباط احکام را تبیین می‌کند؛ آیا یقین پیدا کردن به احکام شرعی ممکن است؟ اگر نه، آیا با ظن و گمان می‌توان حکم شرعی استنباط کرد؟ آیا عقل می‌تواند ملاکات احکام را دریابد؟ بخش دیگری از مباحث فلسفه فقه، مبانی متن‌شناختی فقیهان است، از جمله اینکه متن دینی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا بتوان احکام فقهی را از آن استخراج کرد یا آنکه ادبیات متون دینی عرفی است یا دقیق. پرسش دیگر آنکه فهم متن دینی باید فقط بر مدلول الفاظ متکی باشد یا در تداوم دیدگاه هرمنوتیکی،‌ فهم اراده متکلم را دنبال کند.


بحث و گفتگو و تألیف درباره فلسفه فقه در زبان فارسی از اوایل دهه ۱۳۷۰ شمسی آغاز شده، پژوهشگرانی از جمله [[مهدی مهریزی]]، مصطفی ملکیان، [[علی عابدی شاهرودی]]، [[سید مصطفی محقق داماد]]، [[صادق لاریجانی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] در این باره سخن گفته‌اند و کتاب فلسفه فقه، حاوی مجموعه‌ای از مقالات در این باره، به‌انتخاب حسینعلی بای به چاپ رسیده است.  
بحث و گفت‌وگو و تألیف درباره فلسفه فقه در زبان فارسی از اوایل دهه ۱۳۷۰ شمسی آغاز شده است. پژوهشگرانی از جمله [[مهدی مهریزی]]، مصطفی ملکیان، [[علی عابدی شاهرودی]]، [[سید مصطفی محقق داماد]]، [[صادق لاریجانی]] و [[ابوالقاسم علیدوست]] در این باره سخن گفته‌اند. کتاب فلسفه فقه مجموعه‌ای از مقالات در این باره است که حسینعلی بای آن‌ها را برگزیده و به چاپ رسانده است.  


==جایگاه، اهمیت و تعریف==
==جایگاه، اهمیت و تعریف==
===فقه و مبانی فقه===
===فقه و مبانی فقه===
اجتهاد فقهی برآمده از اندیشه‌هایی است که مبانی تصوری و تصدیقی فقه را تشکیل می‌دهند. این مبانی گاه در علوم پیش‌نیاز اجتهاد مثل ادبیات و رجال و اصول فقه بحث می‌شود و گاه بی‌آنکه به بحث گذاشته شود، به‌صورت اصول‌ موضوعه در ذهن فقیه جای گرفته‌ است.<ref>بای، فلسفه فقه، ص۲۴-۲۵</ref> بدین ترتیب زاویه نگرش فقیه تأثیرات بسزایی در نحوه استنباط او دارد.<ref>بای، فلسفه فقه، ص۲۵</ref> این مباحث گاه در علوم مختلف و گاه در رئوس ثمانیه فقه بحث شده، ولی همچنان دانشی منسجم و مدون طراحی نشده و جایگاه ویژه خود را نیافته است.<ref>بای، فلسفه فقه، ص۲۴</ref>  
اجتهاد فقهی برآمده از اندیشه‌هایی است که مبانی تصوری و تصدیقی فقه را تشکیل می‌دهند. این مبانی گاه در علوم پیش‌نیاز اجتهاد، مثل ادبیات و رجال و اصول فقه، بررسی می‌شوند و گاه بی‌آنکه به بحث گذاشته شوند، به‌صورت اصول‌ موضوعه در ذهن فقیه جای می‌گیرند.<ref>بای، فلسفه فقه، ص۲۴-۲۵</ref> به این ترتیب زاویه نگرش فقیه تأثیرات بسزایی در نحوه استنباط او دارد.<ref>بای، فلسفه فقه، ص۲۵</ref> درباره این مباحث گاه در علوم مختلف و گاه در رئوس ثمانیه فقه بحث شده است، ولی همچنان دانشی منسجم و مدون طراحی نشده و جایگاه ویژه خود را نیافته است.<ref>بای، فلسفه فقه، ص۲۴</ref>  


پیشفرض‌های مذکور، به‌طور عمده در مبانی استنباط فقهی از قرآن، سنت، عقل و اجماع قابل ردیابی است:
پیشفرض‌های مذکور، به‌طور عمده، در مبانی استنباط فقهی از قرآن، سنت، عقل و اجماع قابل ردیابی هستند:
# قرآن: مبانی فقیهان در برداشت از قرآن که خود به مبانی صدور (برای نمونه: قرآن از سوی خدا نازل شده و مصون از تحریف است) و مبانی دلالی (برای نمونه: خداوند از واژگان قرآن معنای خاصی اراده کرده) تقسیم می‌شود.<ref>هادوی تهرانی، مبانی کلامی اجتهاد...، به نقل از: غلامی، نگاهی به کتاب ...، ص۲.</ref>
# قرآن: مبانی فقیهان در برداشت از قرآن که خود به مبانی صدور (برای نمونه: قرآن از سوی خدا نازل شده و مصون از تحریف است) و مبانی دلالی (برای نمونه: خداوند از واژگان قرآن معنای خاصی اراده کرده) تقسیم می‌شود؛<ref>هادوی تهرانی، مبانی کلامی اجتهاد...، به نقل از: غلامی، نگاهی به کتاب ...، ص۲.</ref>
# سنت: در استنباط حکم از سنت، مبانی کلامی حجیت خبر واحد و متواتر دخیل است و حجیت احکام عقل در فقه شیعه مبتنی بر «قاعده ملازمه» است.<ref>جناتی، منابع اجتهاد در مذاهب اسلامی، ص۲۲۱-۲۴۳.</ref>  
# سنت: در استنباط حکم از سنت، مبانی کلامی حجیت خبر واحد و متواتر دخیل است و حجیت احکام عقل در فقه شیعه مبتنی بر «[[قاعده ملازمه]]» است؛<ref>جناتی، منابع اجتهاد در مذاهب اسلامی، ص۲۲۱-۲۴۳.</ref>  
# عقل و اجماع: اینکه فقه شیعه -بر خلاف فقه سنی- حجیت اجماع را به‌عنوان «عقل جمعی»، یا «رأی» و «قیاس» را به‌عنوان «عقل فردی» به رسمیت نشناخته، خود بر مبنایی معرفت‌شناختی استوار است که عقل را فقط در صورت کشف یقینی حکم معتبر می‌داند.<ref>باقرزاده مشکی‌باف، رابطه فقه و کلام، ص۸۸-۱۰۱.</ref>
# عقل و اجماع: اینکه فقه شیعه _بر خلاف فقه سنی_ حجیت اجماع را به‌عنوان «[[عقل جمعی]]»، یا «رأی» و «قیاس» را به‌عنوان «عقل فردی» به رسمیت نشناخته، بر این مبنای معرفت‌شناختی استوار است که عقل را فقط در صورت کشف یقینی حکم معتبر می‌داند.<ref>باقرزاده مشکی‌باف، رابطه فقه و کلام، ص۸۸-۱۰۱.</ref>


===چیستی فلسفه فقه===
===چیستی فلسفه فقه===
فلسفه فقه، دانشی است برآمده از نگاه درجه‌دوم به فقه. هدف این دانش ارائه مباحث بنیادینی است که در مقام علمِ ناظر به فقه عمل می‌کند و به تحقیق در مبانی نظری و تحلیلی فقه، موضوع، محمول، مسائل، مبادی، مقدمات، غایات و روش‌شناسی فقه و ارتباط آن با علوم و پدیده‌های دیگر می‌پردازد.<ref>آهنگران و نجفی، فرایند دلالت لفظی در اصول فقهی، ص۵۵۴.</ref> برخی فلسفه فقه را دانشی دانسته‌اند که علاوه بر پیش‌فرض‌ها، اهداف، قلمرو فقه و... به مسائل مرتبط با اجتهاد فقهی، رابطه فقه و فقیه، و چگونگی عمل اجتهاد نیز توجه دارد؛ مانند عوامل مؤثر در اجتهاد و معرفت‌شناسی اجتهاد.<ref>مهریزی، فلسفه فقه، ۷۴۷-۷۴۸.</ref>
فلسفه فقه دانشی است برآمده از نگاه درجه‌ دو به فقه. هدف این دانش ارائه مباحث بنیادینی است که در مقام علمِ ناظر به فقه است و درباره مبانی نظری و تحلیلی فقه، موضوع، محمول، مسائل، مبادی، مقدمات، غایات و روش‌شناسی فقه و ارتباط آن با علوم و پدیده‌های دیگر تحقیق می‌کند.<ref>آهنگران و نجفی، فرایند دلالت لفظی در اصول فقهی، ص۵۵۴.</ref> برخی فلسفه فقه را دانشی دانسته‌اند که علاوه بر پیش‌فرض‌ها، اهداف، قلمرو فقه و... به مسائل مرتبط با [[اجتهاد فقهی]]، رابطه فقه و فقیه، و چگونگی عمل اجتهاد نیز توجه دارد، مانند عوامل مؤثر در اجتهاد و معرفت‌شناسی اجتهاد.<ref>مهریزی، فلسفه فقه، ۷۴۷-۷۴۸.</ref>


فلسفه فقه را نباید با اصطلاح «فلسفه احکام» اشتباه گرفت؛ فلسفه احکام ناظر به چرایی (علت یا غایت) احکام شرعی است و خود می‌تواند جزئی از فلسفۀ فقه قرار گیرد.<ref>ن.ک: شهابی، بحثی درباره فلسفه احکام، ص۲۹.</ref>
فلسفه فقه را نباید با اصطلاح «فلسفه احکام» اشتباه گرفت؛ فلسفه احکام ناظر به چرایی (علت یا غایت) احکام شرعی است و خود می‌تواند جزئی از فلسفه فقه باشد.<ref>ن.ک: شهابی، بحثی درباره فلسفه احکام، ص۲۹.</ref>


===جایگاه و اهمیت===
===جایگاه و اهمیت===
از نظر برخی پژوهشگران، گرچه مسائل فلسفه فقه مباحثی عقلی بوده و جزو علم فقه نیست،<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۱۳.</ref> اما بایستی پیش از ورود به فقه آنها را برهانی ساخت.<ref>توحیدی اقدم و سلیمانی بهبهانی، چیستی فلسفه فقه، ص۱۰.</ref> در همین راستا آگاهی از مسائل فلسفه فقه، به‌منزله شرطى از شروط اجتهاد دانسته‌ شده است.<ref>مبلغی، پیش‌درآمدى بر فلسفه فقه، ص۱۵.</ref> دلایل ذکر شده برای ضرورت فلسفه فقه عبارتند از: توانایى بیشتر برای عملى کردن فقه، شناسایى ظرفیت‌هاى واقعى منابع استنباط، و تصحیح روند فهم کتاب و سنت.<ref>مبلغی، پیش‌درآمدى بر فلسفه فقه، ص۱۲.</ref>
از نظر برخی پژوهشگران، گرچه مسائل فلسفه فقه مباحثی عقلی هستند و جزو علم فقه نیستند،<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۱۳.</ref> باید پیش از ورود به فقه آن‌ها را برهانی ساخت.<ref>توحیدی اقدم و سلیمانی بهبهانی، چیستی فلسفه فقه، ص۱۰.</ref> به همین منظور آگاهی از مسائل فلسفه فقه به‌منزله شرطى از شروط اجتهاد دانسته‌ شده است.<ref>مبلغی، پیش‌درآمدى بر فلسفه فقه، ص۱۵.</ref> دلایل ذکرشده برای ضرورت فلسفه فقه عبارت‌اند از توانایى بیشتر برای عملى کردن فقه، شناسایى ظرفیت‌هاى واقعى منابع استنباط، تصحیح روند فهم کتاب و سنت.<ref>مبلغی، پیش‌درآمدى بر فلسفه فقه، ص۱۲.</ref>


=== موضوع‌ مسائل فلسفه فقه===
=== موضوع‌ مسائل فلسفه فقه===
خط ۵۷: خط ۵۷:


===نسبت فلسفه فقه با دیگر دانش‌های همگن===
===نسبت فلسفه فقه با دیگر دانش‌های همگن===
فلسفه فقه با بسیاری از علوم اسلامی اشتراک موضوعی دارد؛ برای مثال مسئله وثاقت متون و قداست متن دینی، از مسائل مشترک با علم کلام، و مسئله ماهیت حکم شرعی، تغییرپذیری یا ثبات آن، از مسائل مشترک با اصول فقه است. بر این اساس برخی گفته‌اند تمامی مسائل ادعایی فلسفه فقه در اصول فقه بررسی شده‌ است.<ref>توحیدی اقدم و سلیمانی بهبهانی، چیستی فلسفه فقه، ص۱۶؛ نادری، فلسفه فقه، ص۲۶۰.</ref> در مقابل، دیگران معتقدند پاره‌ای از پرسش‌ها درباره فقه و مسائل آن، در هیچ‌یک از دیگر علوم اسلامی بررسی نمی‌شود؛ برای مثال، اینکه آیا احکام وضعی مستقل از احکام تکلیفی ممکن‌اند یا خیر، مسئله اصول فقه نیست.<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵.</ref>
فلسفه فقه با بسیاری از علوم اسلامی اشتراک موضوعی دارد؛ برای مثال مسئله وثاقت متون و قداست متن دینی از مسائل مشترک با علم کلام است و مسئله ماهیت حکم شرعی و تغییرپذیری یا ثبات آن از مسائل مشترک با اصول فقه. بر این اساس، برخی گفته‌اند تمام مسائل ادعایی فلسفه فقه در اصول فقه بررسی شده‌ است.<ref>توحیدی اقدم و سلیمانی بهبهانی، چیستی فلسفه فقه، ص۱۶؛ نادری، فلسفه فقه، ص۲۶۰.</ref> در مقابل، دیگرانی معتقدند بخشی از پرسش‌ها درباره فقه و مسائل آن در هیچ‌یک از دیگر علوم اسلامی بررسی نمی‌شود؛ برای مثال اینکه احکام وضعی مستقل از احکام تکلیفی ممکن‌اند یا خیر، مسئله اصول فقه نیست.<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵.</ref>


از آنجا که بسیاری از پیشفرض‌های علم فقه توصیفی‌ است و بخشی از این پیشفرض‌ها از علم کلام اخذ شده‌ است، مسائل فلسفه فقه با علم کلام نیز نسبت پیدا می‌کند، اما به دلیل آنکه فقه پیشفرض‌های تجویزی نیز دارد و فلسفه فقه به آنها نیز می‌پردازد، گستره‌ای وسیع‌تر از صرفاً پیش‌فرض‌های کلامی فقه دارد.<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۴.</ref>
از آنجا که بسیاری از پیشفرض‌های علم فقه توصیفی‌ است و بخشی از آن‌ها از علم کلام اخذ شده‌ است، مسائل فلسفه فقه با علم کلام نیز نسبت پیدا می‌کند، اما به دلیل آنکه فقه پیشفرض‌های تجویزی نیز دارد و فلسفه فقه آن‌ها را نیز بررسی می‌کند، گستره‌اش وسیع‌تر از صرفاً پیش‌فرض‌های کلامی فقه است.<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۵۴.</ref>


==مبانی دین‌شناختی==
==مبانی دین‌شناختی==
تلقی فقیه از تعریف و ویژگی‌های دین، بر نگاه او درباره فقه اثر می‌گذارد. مبانی دین‌شناسانه‌ای همچون جامع و کامل بودن دین، تاریخمندی یا عدم تاریخمندی دین، نسبت سعادت دنیوی و اخروی بشر با نهاد دین، نسبت دین با حقوق ذاتی بشر، پذیرش یا عدم پذیرش خداوند به مثابه رئیس‌العقلا و امکان ارتباط کلامی خداوند با بشر، بنیاد موضع‌گیرهای اساسی فقیه را تشکیل می‌دهند. این مبانی مشخص می‌کنند که پاسخ فقیه به هر یک از این پرسشها چیست:  
تلقی فقیه از تعریف و ویژگی‌های دین بر نگاه او به فقه اثر می‌گذارد. مبانی دین‌شناسانه‌ای همچون [[جامع و کامل بودن دین]]، [[تاریخمندی یا عدم تاریخمندی دین]]، [[نسبت سعادت دنیوی و اخروی بشر با نهاد دین]]، [[نسبت دین با حقوق ذاتی بشر]]، پذیرش یا عدم پذیرش خداوند به‌مثابه رئیس‌العقلا و امکان ارتباط کلامی خداوند با بشر بنیاد موضع‌گیرهای اساسی فقیه را تشکیل می‌دهند. این مبانی مشخص می‌کنند که پاسخ فقیه به هر یک از این پرسش‌ها چیست:  


متون دینی، نصوص فقهی هستند یا متونی عرفی و اخلاقی؟ احکام فقهی ازلی و ابدی هستند یا خیر؟ مقصود فقه خیر اخروی است یا مجموع سعادت دنیوی و اخروی؟ اخلاق، جوهر احکام فقهی است؟ ماهیت حق چیست؟ مخاطب احکام اسلام، انسان مکلف است‏ یا انسان صاحب حق؟ مخاطب فقه، فردِ مسلمان است یا جامعه مسلمانان؟
متون دینی نصوص فقهی هستند یا متونی عرفی و اخلاقی؟ احکام فقهی ازلی و ابدی هستند یا خیر؟ مقصود فقه خیر اخروی است یا مجموع سعادت دنیوی و اخروی؟ آیا اخلاق جوهر احکام فقهی است؟ ماهیت حق چیست؟ مخاطب احکام اسلام، انسان مکلف است‏ یا انسان صاحب حق؟ مخاطب فقه فردِ مسلمان است یا جامعه مسلمانان؟


پاسخ‌های متفاوت فقیهان به این پرسش‌های دین‌شناسانه فقه، مبنای اساسی آرای فقهی ایشان و تفاوت فتواهای آنها با دیگران است.
پاسخ‌های متفاوت فقیهان به این پرسش‌های دین‌شناسانه فقه مبنای اساسی آرای فقهی ایشان و تفاوت فتواهای آنان است.
===قلمرو فقه===
===قلمرو فقه===
{{اصلی|منطقة الفراغ|مصالح مرسله}}
{{اصلی|منطقة الفراغ|مصالح مرسله}}
دریافت فقیه از مسائلی مانند قلمرو دین و گستره شریعت، [[دین حداقلی و حداکثری]] و [[منطقة الفراغ]]، فتوای نهایی فقیه را دگرگون خواهد کرد؛ آیا فقه و به‌طور کلی شریعت، بیانگر حداقل‌های لازم برای زندگی است یا حداکثر امور زندگی فردی و اجتماعی بشر را در بر دارد؟ آیا بخشی از مسائل زندگی می‌تواند خالی از نص و حکم شرعی باشد؟<ref>صابریان، گزاره کلامی تأثیرگذار در اجتهاد جامعیت شریعت اسلام، ص۳۸-۴۰.</ref> آیا شریعت درباره اعمال باطنی و اعتقادات نیز حکمی دارد؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۴۳</ref> آیا روش اجرای احکام نیز داخل در قلمرو فقه است؟ آیا رسالت فقه همچنین دربردارنده موضوع‌شناسی احکام است؟
دریافت فقیه از مسائلی مانند [[قلمرو دین و گستره شریعت]]، [[دین حداقلی و حداکثری]] و [[منطقة الفراغ]]، فتوای نهایی فقیه را دگرگون خواهد کرد؛ آیا فقه و به‌طور کلی شریعت، بیانگر حداقل‌های لازم برای زندگی است یا حداکثر امور زندگی فردی و اجتماعی بشر را در بر دارد؟ آیا بخشی از مسائل زندگی می‌تواند خالی از نص و حکم شرعی باشد؟<ref>صابریان، گزاره کلامی تأثیرگذار در اجتهاد جامعیت شریعت اسلام، ص۳۸-۴۰.</ref> آیا شریعت درباره اعمال باطنی و اعتقادات نیز حکمی دارد؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۴۳</ref> آیا روش اجرای احکام نیز داخل در قلمرو فقه است؟ آیا رسالت فقه موضوع‌شناسی احکام را نیز در بر دارد؟


بنابر فقه حداقلی، شارع مطالب شرعی را حداقلی بیان داشته و حداکثری ساختن شمول آن را به عقل بشر واگذاشته است.<ref>ربانی گلپایگانی، نقد نظریه حداقلی در قلمرو فقه اسلامی، ص۶.</ref> در همین راستا، [[سید محمدباقر صدر]] در نظریه منطقة الفراغ، با اتکا به آیه اولوالامر، حوزه وجوب اطاعتِ امر را به محدوده‌ای خارج از حیطه اوامر دینی گسترانده است.<ref>صدر، اقتصادنا، ج۱، ص۶۸۹؛ دائرةالمعارف فقه مقارن، ج۱، ص۲۲۲؛ سند، بحوث في القواعد الفقهية، ج۲، ص۵۲۶.</ref>
بنا بر فقه حداقلی، شارع مطالب شرعی را حداقلی بیان کرده و حداکثری ساختن شمول آن را به عقل بشر واگذاشته است.<ref>ربانی گلپایگانی، نقد نظریه حداقلی در قلمرو فقه اسلامی، ص۶.</ref> [[سید محمدباقر صدر]] در نظریه منطقة الفراغ، با اتکا به [[آیه اولوالامر]]، حوزه وجوب اطاعتِ امر را به خارج از حیطه اوامر دینی گسترانده است.<ref>صدر، اقتصادنا، ج۱، ص۶۸۹؛ دائرةالمعارف فقه مقارن، ج۱، ص۲۲۲؛ سند، بحوث في القواعد الفقهية، ج۲، ص۵۲۶.</ref>


بنابر مشهور در فقه شیعه، توسعه قلمرو فقه به تشخیص احکام غیرخارجی (درونی)، موجب حکم داشتن اعمال غیراختیاری، و در نتیجه موجب «دور اعتقادی» است.<ref>یوسفی مقدم و صادقی فدکی، پژوهشی در توسعه حریم فقه...، ص۷۶۷-۷۶۹.</ref> در مقابل، گروهی معتقدند که خروج احکام درونی از فقه، در فرایندی تاریخی روی داده و مبنای فقهی عقلی ندارد،<ref>اعرافی و موسوی، گسترش موضوع فقه نسبت به رفتارهاى جوانحى، ص۱۳۲.</ref> و علاوه بر این، اعتقادات گرچه غیراختیاری هستند اما بر مبنای مقدمات و افعالی شکل می‌گیرند که آن مقدمات می‌تواند موضوع حکم فقهی باشد.<ref>یوسفی مقدم و صادقی فدکی، پژوهشی در توسعه حریم فقه...، ص۷۶۹-۷۸۴.</ref>
بنا بر مشهور در فقه شیعه، توسعه قلمرو فقه به تشخیص احکام غیرخارجی (درونی)، موجب حکم داشتن اعمال غیراختیاری و در نتیجه موجب «دور اعتقادی» است.<ref>یوسفی مقدم و صادقی فدکی، پژوهشی در توسعه حریم فقه...، ص۷۶۷-۷۶۹.</ref> در مقابل، گروهی معتقدند که خروج احکام درونی از فقه در فرایندی تاریخی روی داده و مبنای فقهی عقلی ندارد.<ref>اعرافی و موسوی، گسترش موضوع فقه نسبت به رفتارهاى جوانحى، ص۱۳۲.</ref> علاوه بر این، اعتقادات اگرچه غیراختیاری هستند، بر مبنای مقدمات و افعالی شکل می‌گیرند که آن مقدمات می‌توانند موضوع حکم فقهی باشند.<ref>یوسفی مقدم و صادقی فدکی، پژوهشی در توسعه حریم فقه...، ص۷۶۹-۷۸۴.</ref>


فضای عمومی فقه به‌طور سنتی ارائه روش را جزو قلمرو آن نمی‌داند؛ با این حال به‌دلیل احتمال تعطیلی احکام بدون ارائه روش اجرا، و وجود مسائلی همچون [[امر به معروف]] و [[امور حسبیه]] که همراه با روش اجرا بیان شده‌اند، این مسئله نیز وارد محدوده فقه شده است.<ref>رضائی‌راد، نقش فقه در تبیین شیوه‌های اجرای احکام، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>
فضای عمومی فقه به‌طور سنتی ارائه روش را جزو قلمرو آن نمی‌داند، با این حال به‌دلیل احتمال تعطیلی احکام بدون ارائه روش اجرا و وجود مسائلی همچون [[امر به معروف]] و [[امور حسبیه]] که همراه با روش اجرا بیان شده‌اند، این مسئله نیز وارد محدوده فقه شده است.<ref>رضائی‌راد، نقش فقه در تبیین شیوه‌های اجرای احکام، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>


===تاریخمندی و ثابت و متغیر در فقه===
===تاریخمندی و ثابت و متغیر در فقه===