فقه معاصر:پیشنویس آیه ۱۹۵ سوره بقره: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
=== فرار از جهاد === | === فرار از جهاد === | ||
طبق آنچه در تفسیر نمونه آمده، برخی برای فرار از | طبق آنچه در تفسیر نمونه آمده، برخی برای [[فرار از جهاد]]، به عبارت «ولَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» استناد کرده و هرگونه [[جهاد ابتدایی]] را به هلاکت انداختن نفس دانستهاند و حتی قیام امام حسین(ع) را نیز مصداق آن شمردهاند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.</ref> عدهای از فقها نیز بر آن شدهاند که با استناد به این آیه میتوان به وجوب آتشبس قائل شد.<ref>محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۳، ص۴۶۷.</ref> | ||
در پاسخ به این مسئله گفته شده «تَهْلُکَه» با شهادت تفاوت دارد. تهلکه به معنای مرگ بیدلیل است، در حالی که شهادت بهمعنای کشته شدن در راه هدف است<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.</ref> و اینکه آیه محدود به گناهانی مانند [[خودکشی]] است که هلاکت بر آن صادق است.<ref>متقیان تبریزی، «نسبتسنجی آیه «لاتُلقوا بِأَیدیکم اِلَی التَّهلُکَه» با ادله وجوب جهاد»، مندرج در سایت اجتهاد.</ref> همچنین گفته شده القای نفس در هلاکت مربوط به جایی است که هدفی بالاتر از جان وجود نداشته باشد وگرنه باید جان را فدای حفظ آن هدف کرد مانند حفظ دین و مذهب، همانگونه که امام حسین(ع) و یارانش چنین کردند.<ref>عزیزاللهی، «جستاری در قلمرو ایثار در نسبت با مقتضیات قاعده لاضرر»، ص۳۹-۴۰.</ref> | در پاسخ به این مسئله گفته شده «تَهْلُکَه» با شهادت تفاوت دارد. تهلکه به معنای مرگ بیدلیل است، در حالی که شهادت بهمعنای کشته شدن در راه هدف است<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.</ref> و اینکه آیه محدود به گناهانی مانند [[خودکشی]] است که هلاکت بر آن صادق است.<ref>متقیان تبریزی، «نسبتسنجی آیه «لاتُلقوا بِأَیدیکم اِلَی التَّهلُکَه» با ادله وجوب جهاد»، مندرج در سایت اجتهاد.</ref> همچنین گفته شده القای نفس در هلاکت مربوط به جایی است که هدفی بالاتر از جان وجود نداشته باشد وگرنه باید جان را فدای حفظ آن هدف کرد مانند حفظ دین و مذهب، همانگونه که امام حسین(ع) و یارانش چنین کردند.<ref>عزیزاللهی، «جستاری در قلمرو ایثار در نسبت با مقتضیات قاعده لاضرر»، ص۳۹-۴۰.</ref> | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
در مقابل، [[سید اصغر ناظمزاده قمی]] از فقهای معاصر معتقد است که آیه هیچ دلالتی بر حرمت تغییر جنسیت یا لطمه زدن به بدن ندارد. وی دو معنا برای آیه مطرح میکند: نخست اینکه مراد نهی از القای در هلاکت به قرینه صدر و ذیل آیه، نهی از ترک انفاق در راه خدا است و معنای دوم، هشدار درباره اسراف در انفاق است که میتواند موجب فقر و مشکلات اقتصادی برای خانواده شود؛ بنابراین نمیتوان از این آیه بر حرمت تغییر جنسیت استفاده کرد.<ref>ناظمزاده قمی، تغییر جنسیت و دوجنسیها از نگاه فقه، ص۱۰۸-۱۱۴.</ref> | در مقابل، [[سید اصغر ناظمزاده قمی]] از فقهای معاصر معتقد است که آیه هیچ دلالتی بر حرمت تغییر جنسیت یا لطمه زدن به بدن ندارد. وی دو معنا برای آیه مطرح میکند: نخست اینکه مراد نهی از القای در هلاکت به قرینه صدر و ذیل آیه، نهی از ترک انفاق در راه خدا است و معنای دوم، هشدار درباره اسراف در انفاق است که میتواند موجب فقر و مشکلات اقتصادی برای خانواده شود؛ بنابراین نمیتوان از این آیه بر حرمت تغییر جنسیت استفاده کرد.<ref>ناظمزاده قمی، تغییر جنسیت و دوجنسیها از نگاه فقه، ص۱۰۸-۱۱۴.</ref> | ||
=== | === اهدا و پیوند عضو === | ||
نویسنده [[مبانی فقهی اهدای عضو (کتاب)|کتاب مبانی فقهی اهدای عضو]] به دو دیدگاه درباره سلطه مطلق و سلطه محدود انسان بر تصرفات در بدن خود اشاره | آیه تهلکه در دو مسئله اهدا و پیوند عضو مورد استناد قرار گرفته شده است. نویسنده [[مبانی فقهی اهدای عضو (کتاب)|کتاب مبانی فقهی اهدای عضو]] به دو دیدگاه درباره سلطه مطلق و سلطه محدود انسان بر تصرفات در بدن خود اشاره و برای اثبات محدودیت تسلط انسان بر تصرف در بدن خود به آیه ۱۹۵ سوره بقره استدلال میکند. او به روایاتی ذیل این آیه اشاره میکند که به انسان اجازه میدهند فقط در صورت ضرورت و نیاز، در بدن خود تصرف کند؛ ازجمله روایتی از امام رضا(ع) در مورد پذیرش ولایتعهدی به خاطر جلوگیری از هلاکت نفس،<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا، ص۲۹.</ref> و ادعا میکند که روایت به صراحت بیان میکند که انسان به طور کلی حق ندارد به نفس خود ضرر برساند، مگر در موارد اکراه و اضطرار که جان یا حیثیت او در معرض خطر جدی قرار میگیرد.<ref>رضایی، مبانی فقهی اهدای عضو، ص۴۰-۴۱.</ref> | ||
همچنین پیوند اعضای اصلی انسان زنده به دیگری چون باعث مرگ اهدا کننده میشود با استناد به آیه تهلکه، حرام دانسته شده است،<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۵۱-۱۵۴؛ هاشمی، پیوند اعضا از دیدگاه فقه، ص۲۷-۵۶؛ تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۱۴-۳۳۲.</ref> ولی پیوند اعضای غیر اصلی که قابلیت ترمیم و جبران دارد را جایز دانستهاند.<ref>تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۳۹-۳۶۰.</ref> | |||
پیوند اعضای اصلی انسان زنده به دیگری چون باعث مرگ اهدا کننده میشود با استناد به آیه تهلکه، حرام دانسته شده است،<ref>قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۵۱-۱۵۴؛ هاشمی، پیوند اعضا از دیدگاه فقه، ص۲۷-۵۶؛ تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۱۴-۳۳۲.</ref> ولی پیوند اعضای غیر اصلی که قابلیت ترمیم و جبران دارد را جایز دانستهاند.<ref>تبریزیان، «پیوند اعضا»، ج۱، ص۳۳۹-۳۶۰.</ref> | |||
=== حرمت عقیمسازی === | === حرمت عقیمسازی === | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۳: | ||
=== امداد و نجات === | === امداد و نجات === | ||
وجوب امدادرسانی و نجات جان انسانها از وضعیتهای پرخطر به ادله مختلفی مستند شده است. نویسنده [[فقه امداد و نجات: مبانی و چالشها (کتاب)|کتاب فقه امداد و نجات]]، | وجوب امدادرسانی و نجات جان انسانها از وضعیتهای پرخطر به ادله مختلفی ازجمله آیه تهلکه مستند شده است. نویسنده [[فقه امداد و نجات: مبانی و چالشها (کتاب)|کتاب فقه امداد و نجات]]، بر طبق این آیه استدلال میکند که اولا در معرض خطر قرار دادن جان و حضور در وضعیتهای خطرناک دارای اشکال است و ثانیا نجات دادن دیگر انسانها از چنین وضعیتهای خطرناکی نیز واجب است.<ref>علیزاده مقدم، فقه امداد و نجات، ص۴۶-۴۷.</ref> | ||
چالش تزاحم امداد و نجات با حفظ جان امدادگران در وضعیتهای خیلی خطرناک، ازجمله مسائل مبتلابه فعالیتهای امدادی است. درباره این چالش گفته شده در صورتی که نجاتگران تجهیزات کافی برای امداد داشته باشند و خطر جانی آنان را تهدید نکند، مکلف به امداد و نجات هستند، ولی در صورتی که تجهیزات کافی نباشد یا وضعیت چنان پرخطر باشد که جان امدادگر را به خطر میاندازد، بر اساس آیه تهلکه امدادگران نباید به دست به اقدام بزنند.<ref>علیزاده و الهی خراسانی، «امداد و نجات در موقعیت پرمخاطره و بیماریهای واگیردار»، ص۱۸۹-۱۹۰؛ علیزاده مقدم، فقه امداد و نجات، ص۶۹-۸۳.</ref> | چالش تزاحم امداد و نجات با حفظ جان امدادگران در وضعیتهای خیلی خطرناک، ازجمله مسائل مبتلابه فعالیتهای امدادی است. درباره این چالش گفته شده در صورتی که نجاتگران تجهیزات کافی برای امداد داشته باشند و خطر جانی آنان را تهدید نکند، مکلف به امداد و نجات هستند، ولی در صورتی که تجهیزات کافی نباشد یا وضعیت چنان پرخطر باشد که جان امدادگر را به خطر میاندازد، بر اساس آیه تهلکه امدادگران نباید به دست به اقدام بزنند.<ref>علیزاده و الهی خراسانی، «امداد و نجات در موقعیت پرمخاطره و بیماریهای واگیردار»، ص۱۸۹-۱۹۰؛ علیزاده مقدم، فقه امداد و نجات، ص۶۹-۸۳.</ref> | ||