قانونگذاری عرفی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==تبیین مسئله== | ==تبیین مسئله== | ||
نوشتن قانون توسط نهادهای قانونگذار درباره | نوشتن قانون توسط نهادهای قانونگذار درباره امور روزمره و عمومی جامعه که نص خاصی از طرف شارع درباره آنها صادر نشده واکنشهای مختلف فقها را برانگیخته است. آنان بر اساس مبانی نظری خود، درباره نوشتن قانون اساسی یا قانونگذاری در حوزه امور غیرمنصوص در حکومت اسلامی چند نظر دادهاند. عدهای با منحصر دانستن حق قانونگذاری برای شارع، تشکیل نهادهای قانونگذار، از جمله [[مجلس شورا]] و قانونگذاری آنها را مخالف آموزههای دینی قلمداد کردهاند.<ref>نامشخص، «رساله تذکره الغافل»، ج۱، ص۶۴-۶۵؛ نوری، رساله حرمت مشروطه، ج۱، ص۱۰۳- ۱۰۴.</ref> برخی دیگر با اذعان به اختصاص حق قانونگذاری برای شارع در امور شرعی، تشکیل نهادهای قانونگذار را برای تصمیمسازی درباره امور عمومی،<ref>نائینی، تنبیه الامة، ص۱۳۴؛ نجفی اصفهانی، «رساله مکالمات مقیم و مسافر»، ص۴۲۹؛ محلاتی، «رساله اللئالی مربوطه فی وجوب المشروطه»، ص۵۳۹.</ref> حوزه امور غیرمنصوص ([[منطقة الفراغ]]) و همچنین احکام شرعی اختلافی<ref>صدر، الاسلام یقود الحیاة، ص۱۰-۱۲.</ref> ضروری دانستهاند. عدهای دیگر، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با اعتقاد به اختصاص حق قانونگذاری برای شارع، استقلال در قانونگذاری را رد کرده، ولی بهدلیل نیاز حکومت به قانون، وجود نهادهای قانونگذار مانند مجلس را تحت عناوینی چون مجلس برنامهریزی<ref>خمینی (امام)، ولایت فقیه، ص۴۳-۴۴؛</ref> و مشاوره<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ج۲، ص۵۹-۶۰.</ref> پذیرفتهاند. فقهایی نیز قانونگذاری در این حوزه را در اختیار ولیّ امر دانستهاند که از طریق ارگانهای تحت نظر آن را اجرایی میکند.<ref>مؤمن، «اختیار ولی امر در قانونگذاری»، ص۸۱-۸۲؛ خاتم یزدی، «ابعاد فقهی امام خمینی»، ص۱۱۴.</ref> | ||
==عدم مشروعیت قانونگذاری در حکومت اسلامی و ادله آن== | ==عدم مشروعیت قانونگذاری در حکومت اسلامی و ادله آن== | ||
فقهای قائل به عدم مشروعیت قانونگذاری در حکومت اسلامی به دو دسته دلیل برای اثبات مدعای خود استناد | فقهای قائل به عدم مشروعیت قانونگذاری در حکومت اسلامی به دو دسته دلیل برای اثبات مدعای خود استناد کردهاند. ادله آنان از طرفی ناظر به اصل مسئله قانونگذاری است، مانند ایجاد بدعت در دین و مباینت با خاتمیت پیامبر اسلام و از طرف دیگر متوجه نهادهای قانونگذاری مانند مجلس شورا است، مثل عدم مشروعیت دخالت نمایندگان مجلس در امور عمومی و امکان [[تسلط غیرمسلمانان بر مسلمانان]] از طریق سازکار [[انتخابات]]. | ||
=== بدعت بودن نوشتن قانون و رأی اکثریت === | === بدعت بودن نوشتن قانون و رأی اکثریت === | ||
به گفته شیخ | به گفته [[شیخ فضلالله نوری]]، نخستین ایراد فرایند قانونگذاری، نوشتن قانون در حوزه امور مباحةٌ بالاصل است، در حالی که این امور در انجام و ترک مساوی هستند و نمیتوان کسی را مجبور به انجام یا ترک آنها کرد. بر این اساس، زمانی که قانونی در این حوزه تصویب شود و بر انجام آن الزام آید و شهروندان را به دلیل عدم انجام آن مجازات کند، مساوی با تشریع در دین و بدعت خواهد بود.<ref>نوری، «رساله حرمت مشروطه»، ج۱، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref> همچنین به باور نویسنده رساله تذکرة الغافل (نویسنده نامشخص)، [[رأی اکثریت]] بهعنوان ابزار نهادهای قانونگذار برای تصویب قوانین، راه ورود قوانین غیرشرعی را به حوزه قانونگذاری باز میکند؛ بنابراین اساس مجلس شورا بدعت خواهد بود.<ref>نامشخص، رساله تذکره الغافل، ج۱، ۶۴-۶۵.</ref> | ||
=== | ===بینیازی مسلمانان از قانونگذاری جدید=== | ||
به گفته محمدحسین تبریزی از فقهای عصر مشروطه، وجود قانون جامع الهی برای سامان دادن به زندگی انسانها کافی است و نیازی به قانون جدید | به گفته [[محمدحسین تبریزی]]، از فقهای عصر مشروطه، وجود قانون جامع الهی برای سامان دادن به زندگی انسانها کافی است و نیازی به قانون جدید نیست و در مسائل مستحدثه، بر اساس مفاد توقیع امام زمان(عج)، باید به عالمان دین مراجعه کرد.<ref>تبریزی، «رساله کشف المراد»، ص۱۳۱.</ref> به باور [[نجفی مرندی]]، از دیگر فقهای عصر مشروطه، با توجه به نسخ ادیان گذشته با اسلام و همچنین نزول [[آیه ۳ سوره مائده|آیه اکمال دین]]، دیگر نیازی به تدوین قانون جدید نخواهد بود و اگر کسی به غیر این معتقد شود تکذیب خدا و پیامبر کرده است.<ref>نجفی مرندی، رساله دلائل براهین الفرقان»، ص۱۹۷-۲۰۰.</ref> به گفته [[سید جواد ورعی]]، پس از انقلاب اسلامی ایران نیز برخی از فقها قانونگذاری را تزویر و ایستادگی در برابر قرآن توصیف میکردند و معتقد بودند قانون اساسی ما قرآن و سنت پیامبر است و نیازی به تأسیس قانون جدید نیست.<ref>ورعی، «نسبت فقه و قانون در نگاه عالمان دین»، ص۵۷-۵۹.</ref> | ||
===مباینت قانونگذاری با نبوت و خاتمیت پیامبر اسلام(ص)=== | ===مباینت قانونگذاری با نبوت و خاتمیت پیامبر اسلام(ص)=== | ||
به عقیده نویسنده رساله تذکرة الغافل، دلیل عقلی بر نبوت، نیاز به قانون و | به عقیده نویسنده رساله تذکرة الغافل، دلیل عقلی بر نبوت، نیاز انسان به قانون و جهلش در تعیین آن بوده است، حال اگر خود را قادر بر تدوین قانون بدانیم دیگر دلیل عقلی بر نبوت وجود نخواهد داشت و این مساوی با تکذیب پیامبر اسلام خواهد بود. همچنین به نظر او، کسی که معتقد باشد مقتضیات عصر برخی از مواد قانون الهی را تغییر میدهند خارج از دایره مسلمانی است؛ زیرا خاتمیت پیامبر اسلام(ص) را زیر سؤال برده است.<ref>نامشخص «رساله تذکرة الغافل»، ج۱، ص۵۷.</ref> | ||
===عدم مشروعیت تصرف نمایندگان در امور عمومی=== | ===عدم مشروعیت تصرف نمایندگان در امور عمومی=== | ||
به گفته مخالفان، تصمیمگیری در امور عمومی از باب | به گفته مخالفان، تصمیمگیری در امور عمومی از باب وکالت نیست، بلکه از باب ولایت است که اِعمال آن در زمان غیبت بر عهده فقها است؛ بنابراین تصمیمسازی وکلای مجلس به غصب مَسند پیامبر(ص) و ائمه(ع) و نُواب عام آنان میانجامد. مخالفان با تفکیک امور عمومی از امور شرعی، مداخله در امور شرعی را مختص فقها و تصمیمگیری در امور عمومی را مربوط به حاکم و کارگزاران او میدانند که با تنظیم دستورالعملهایی متصدی انجام آن خواهند شد؛ بنابراین نیازی به قانونگذاری و ایجاد نهادهای قانونگذار نخواهد بود.<ref>نوری، رساله حرمت مشروطه، ج۱، ص۱۰۳- ۱۰۴؛ حسینی تهرانی، ولایت فقیه در حکومت اسلامی، ج۳، ص۱۷۲-۱۷۳.</ref> این دلیل در صورت قرار دادن نهاد قانونگذار در اختیار افراد صاحب صلاحیت، مانند فقها، قابل نقض خواهد بود؛ بنابراین عدم مشروعیت تصرف نمایندگان و همچنین تأسیس نهادهای قانونگذار قابل رفع است. | ||
===تسلط غیرمسلمان بر مسلمان=== | ===تسلط غیرمسلمان بر مسلمان=== | ||
از دیگر اشکالات بر نهادهای قانونگذار، امکان ورود غیرمسلمانان | از دیگر اشکالات بر نهادهای قانونگذار، امکان ورود غیرمسلمانان از طریق سازکار [[انتخابات]] به [[مجلس شورا]] و افتادن امور مسلمانان به دست آنان است، در حالی که به گفته نجفی مرندی، بر اساس [[قاعده نفی سبیل]]، هیچ راهی برای تسلط کافران بر مسلمانان وجود ندارد.<ref>نجفی مرندی، رساله دلائل براهین الفرقان، ص۲۲۳.</ref> این دلیل نیز با ایجاد سازکاری برای عدم ورود غیرمسلمانان به مجلس قابل نقد است و قابلیت استناد برای عدم مشروعیت تشکیل نهاد قانونگذار را از دست میدهد. | ||
==مشروعیت قانونگذاری در حکومت اسلامی و ادله آن== | ==مشروعیت قانونگذاری در حکومت اسلامی و ادله آن== | ||