قانونگذاری عرفی: تفاوت میان نسخهها
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
با اعمال نظرات این فقها در تدوین [[قانون اساسی]]، طبق اصل ۷۲ این قانون، [[مجلس شورای اسلامی]] باید مقرراتی را وضع کند که منطبق با موازین اسلامی باشد؛ به همین دلیل در اصل ۹۱، در کنار مجلس نهادی پیشبینی شد تا مغایرت نداشتن مصوبات مجلس با موازین شرع و قانون اساسی را تأیید کند و به گفته امام خمینی، مجلس با تشخیص موضوع، تعیین حکم را بر عهده [[شورای نگهبان]] میگذارد.<ref>اهوازی، امام خمینی (س) به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانی، ۱۳۸۵ق، ص۱۵۵.</ref> البته با بروز اختلاف میان مجلس و شورای نگهبان<ref>هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج۲، ۷۳۴.</ref> درباره قوانینی چون قانون اراضی شهری و قانون کار، امام خمینی با استناد به عناوینی چون ضرورت و [[مصلحت نظام سیاسی|مصلحت]]، دست مجلس را در قانونگذاری باز گذاشت و همچنین با تشکیل [[مجمع تشخیص مصلحت نظام]]، اعتبار تشخیص شورای نگهبان را محدود کرد.<ref>مهرپور، دیدگاههای جدید در مسائل حقوقی، ص۴۸.</ref> | با اعمال نظرات این فقها در تدوین [[قانون اساسی]]، طبق اصل ۷۲ این قانون، [[مجلس شورای اسلامی]] باید مقرراتی را وضع کند که منطبق با موازین اسلامی باشد؛ به همین دلیل در اصل ۹۱، در کنار مجلس نهادی پیشبینی شد تا مغایرت نداشتن مصوبات مجلس با موازین شرع و قانون اساسی را تأیید کند و به گفته امام خمینی، مجلس با تشخیص موضوع، تعیین حکم را بر عهده [[شورای نگهبان]] میگذارد.<ref>اهوازی، امام خمینی (س) به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانی، ۱۳۸۵ق، ص۱۵۵.</ref> البته با بروز اختلاف میان مجلس و شورای نگهبان<ref>هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج۲، ۷۳۴.</ref> درباره قوانینی چون قانون اراضی شهری و قانون کار، امام خمینی با استناد به عناوینی چون ضرورت و [[مصلحت نظام سیاسی|مصلحت]]، دست مجلس را در قانونگذاری باز گذاشت و همچنین با تشکیل [[مجمع تشخیص مصلحت نظام]]، اعتبار تشخیص شورای نگهبان را محدود کرد.<ref>مهرپور، دیدگاههای جدید در مسائل حقوقی، ص۴۸.</ref> | ||
==مشروعیت قانونگذاری زیر نظر ولیّ امر== | ==مشروعیت قانونگذاری زیر نظر ولیّ امر== | ||
دادن اختیار قانونگذاری به | دادن اختیار قانونگذاری به ولیّ امر نظر دیگری است که برخی از فقهای معاصر قائل به آن هستند. طبق این نظر، قانونگذاری نوعی اعمال ولایت است و مصوبههای نهادهای قانونگذار فقط با موافقت ولیّ امر حکم قانون پیدا میکنند.<ref>خاتم یزدی، «ابعاد فقهی امام خمینی»، ص۱۱۴.</ref> [[محمد مؤمن]]، از فقهای معاصر، اداره جامعه اسلامی را مستلزم وضع قوانین در مواردی میداند که حکم شرعی ندارند.<ref>مؤمن، «اختیار ولی امر در قانونگذاری»، ص۸۰.</ref> به گفته او، در اداره جامعه اسلامی مصالح و مفاسدی به نظر ولیّ امر میرسد که بر اساس آنها قوانین و احکام الزامی را وضع میکند که اثری از آنها در احکام دین مشاهده نمیشود و بر تمام افراد جامعه اسلامی لازم است از آن قوانین اطاعت کنند.<ref>مؤمن، «اختیار ولی امر در قانونگذاری»، ص۸۱.</ref> به باور مؤمن، چون خداوند متعال ولیّ امر را رهبر امت اسلامی قرار داده است، به اقتضای ولایت الهی، وضع قوانین در امور مربوط به اداره امت در اختیار او است<ref>مؤمن، «اختیار ولی امر در قانونگذاری»، ص۸۱-۸۲.</ref> و ولیّ امر میتواند با تأسیس مؤسسات و نهادهایی مانند مجلس شورا قانون وضع کند.<ref>مؤمن، «اختیار ولی امر در قانونگذاری»، ص۸۵.</ref> [[عباس خاتم یزدی]] نیز قانونگذاری در ارگانها و نهادهای کشوری را در طول ولایت ولیّ امر میداند، نه در عرض آن و معتقد است ولیّ امر میتواند قانون را در هر محدودهای که بخواهد رفع یا الغا کند.<ref>خاتم یزدی، «ابعاد فقهی امام خمینی»، ص۱۱۵.</ref> | ||
به گفته | به گفته مؤمن، احکام کلی شریعت قوانینی ثابت و دائمی هستند که تغییر در آنها راه ندارد (مگر با عروض عناوین ثانویه که مستلزم [[حکم ثانوی]] موقت است). وظیفه حکومت اسلامی فقط اجرای این قوانین ثابت است و حق قانونگذاری در آن حوزه را هم ندارد، ولی در مقام اجرای احکام شریعت و نظارت بر حسن اجرای آن در تمام زمینهها نیاز به وضع مقرراتی است که قوانین متغیر نام گرفتهاند و با تغییر شرایط تغییر میکنند. به عقیده او، ولیّ امر مسلمین بر اساس آنچه مصلحت میداند مقرراتی وضع میکند تا هم مردم راه خود را بهتر بیابند و هم مسئولان بدانند که مرجع چه کاری هستند.<ref>مؤمن، «قوانین ثابت و متغیر»، ص۶۰ و ۷۳-۷۴.</ref> | ||
در تبیین دیگری از این نظریه، [[محمدتقی مصباح یزدی]] | در تبیین دیگری از این نظریه، [[محمدتقی مصباح یزدی]] اعتبار قانونگذاری در حکومت اسلامی را زیر نظر ولیّ فقیه میداند که به صورت سلسله مراتب به خداوند برمیگردد. به گفته او، هر کسی که خدا به او اعتبار دهد، مثل پیغمبر، کلامش معتبر است و نیز کلام هر کس که پیغمبر او را نصب کند، مثل امیرالمؤمنین، برای ما معتبر است؛ همچنین است هر کس که از طرف معصوم به نصب خاص یا به نصب عام منصوب شود. بنابراین مقررات و قوانینی که از سوی سلسله مراتب فوق صادر میشوند خدایی و اسلامی هستند. به باور مصباح یزدی، در حکومت اسلامی ممکن است این تأیید با چند واسطه صورت میگیرد؛ برای مثال اعتبار امضای ولیّ فقیه به امضا و تأیید امام معصوم است و اعتبار تصمیمات و امضای امام معصوم به امضا و تأیید پیامبر و در نهایت اعتبار امضای پیغمبر بر اساس نصّ قرآن{{یادداشت|یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا أَطِیعُوااللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُوْلِی الأمْرِ مِنْکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیای پیامبر] را. (سوره نساء، آیه ۵۹.) }} ثابت شده است.<ref>مصباح یزدی، نظریه سیاسی اسلام، ج۱، ص۱۱۲.</ref> | ||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||