کاربر:Hamzeahmadi/صفحه تمرین۳: تفاوت میان نسخهها
Hamzeahmadi (بحث | مشارکتها) |
Hamzeahmadi (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۹۶: | خط ۹۶: | ||
==دیدگاه وهابیت و نقد آن== | ==دیدگاه وهابیت و نقد آن== | ||
عالمان | عالمان وهابی از مخالفان و منتقدان عمل به تقیه به شمار رفته و شیعیان را به سبب پذیرش تقیه و عمل به آن، مورد سرزنش قرار میدهند.<ref>نوری، «نقد دیدگاه ابنتیمیه در باب تقیه»، ص۱۴۹.</ref> برخی از این نقدها و اشکالها به قرار زیر است: | ||
*از اشکالهای که | *از اشکالهای که ابنتیمیه به تقیه وارد کرده و به پیروی از او وهابیها به آن دامن زدهاند این است که تقیه شعبهای از دروغگویی و نفاق است؛ زیرا تقیه این است که شخص چیزی را بر زبان وارد میکند که در قلبش به آن اعتقاد ندارد.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابنتیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۶۸ و ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۱۹؛ الهی ظهیر الباکستانی، الشیعة و التشیع، ۱۴۱۵ق، ص۸۸.</ref> | ||
**در جواب این اشکال گفتهاند که معنای تقیه کاملاً متضاد و مباین با معنای نفاق است؛ چرا که نفاق به معنای پنهان نمودن کفر و باطل در درون و اظهار ایمان با زبان است؛ در حالی که تقیه پنهان نمودن ایمان و اظهار کفر است.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۴.</ref> علاوه بر این، شیعیان در عمل به تقیه، فقط اعتقادشان به [[امامت]] و [[ولایت|ولایت اهل بیت(ع)]] را آن هم در برابر مخالفان متعصبی که با اظهار آن، خوف ضرر وجود دارد، کتمان میکنند و مانند سایر گروههای مسلمان، به امور اعتقادی دیگر مانند [[شهادتین]] و [[معاد]] اعتقاد دارند و اعمال عبادی و سایر فروع را به جا میآورند و به آنها قلباً اعتقاد دارند.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۴.</ref> | **در جواب این اشکال گفتهاند که معنای تقیه کاملاً متضاد و مباین با معنای نفاق است؛ چرا که نفاق به معنای پنهان نمودن کفر و باطل در درون و اظهار ایمان با زبان است؛ در حالی که تقیه پنهان نمودن ایمان و اظهار کفر است.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۴.</ref> علاوه بر این، شیعیان در عمل به تقیه، فقط اعتقادشان به [[امامت]] و [[ولایت|ولایت اهل بیت(ع)]] را آن هم در برابر مخالفان متعصبی که با اظهار آن، خوف ضرر وجود دارد، کتمان میکنند و مانند سایر گروههای مسلمان، به امور اعتقادی دیگر مانند [[شهادتین]] و [[معاد]] اعتقاد دارند و اعمال عبادی و سایر فروع را به جا میآورند و به آنها قلباً اعتقاد دارند.<ref>سبحانی، التقیة؛ مفهومها، حدها و دلیلها، ص۷۴.</ref> | ||
*اشکال دیگر این است که شیعیان با توجه به روایاتی مانند «لا ایمان لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد ایمان ندارد.» که در منابع رواییشان آمده، تقیه را از اصول اعتقادات مذهبشان قرار دادهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابنتیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۰۷.</ref> آنها ترک تقیه را به منزله ترک نماز دانستهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ صدوق، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص۱۰۷.</ref> | *اشکال دیگر این است که شیعیان با توجه به روایاتی مانند «لا ایمان لمن لا تقیة له؛ کسی که تقیه ندارد ایمان ندارد.» که در منابع رواییشان آمده، تقیه را از اصول اعتقادات مذهبشان قرار دادهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به ابنتیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۶؛ القفاری، اصول المذهب الشیعه الاثنی العشریة (عرض و نقد)، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۰۷.</ref> آنها ترک تقیه را به منزله ترک نماز دانستهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ صدوق، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص۱۰۷.</ref> | ||