تنبیه بدنی زنان (منابع مطالعاتی): تفاوت میان نسخه‌ها

Mkhaghanif (بحث | مشارکت‌ها)
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{نگارش}}
{{منابع مطالعاتی}}
{{منابع مطالعاتی}}
مسئله تنبیه بدنی زنان جز مسائلی است که از دیرباز در احکام و فقه سنتی ما موجود بوده و فقها پیرامون آن با توجه به آیه ۳۴ سوره نساء (...وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا) که به طور صریح راجع به نشوز زنان و ضرب آنهاست، بحث‌هایی داشته‌اند. امروزه با توجه به ادعاها و فضاسازی دنیای غرب راجع به حقوق زنان و برابری جنسیتی و خشونت علیه زنان و... که در اصطلاح فمنیسم (Feminism) گویند و صرفاً در غرب موجب بردگی جنسی زن و نابودی خانواده و از بین رفتن کرامت زنان و... شده، علیه اسلام در این زمینه حملاتی کردند فلذا این مسأله جایگاه ویژه‌ای در زمینه فقه خانواده دارد. خشونت و تنبیه زنان در غرب و آمریکا آمار بسیار بالایی دارد و یک فاجعه است و از طرفی این مسئله از دیرباز تا کنون در بین همه مردم بوده است و ربطی به اسلام و آموزه‌های آن ندارد و در واقع این اسلام است که در احکام و روایات خود به مقابله با تنبیه بدنی زنان پرداخته و مردان این چنینی را مورد مذمت قرار داده.
[[تنبیه بدنی زنان]] از مسائل مرتبط با [[فقه خانواده]] و همچنین [[فقه زنان]] است که در اسلام ممنوع شده و درباره جواز آن در مورد [[زن ناشزه|زنان ناشزه]] در اصل حکم و جزئیات آن اختلاف وجود دارد. فقها، مفسران و پژوهشگران اسلامی، مسئله تنبیه بدنی زنان را بیشتر ذیل [[آیه ۳۴ سوره نساء]] مورد بررسی قرار داده‌اند.  


در یک نگاه راجع به بحث تنبیه بدنی زن در فقه ۴ مسئله می‌توان مطرح نمود:
درباره مسئله تنبیه بدنی زن یا زوجه چند پرسش پیش روی فقه معاصر طرح شده است ازجمله اینکه گستره تنبیه زنان تا کجاست؟ آیا این حکم در دوره معاصر نیز قابلیت اجرا دارد؟ مراد از واژه «واضربوهن» در آیه ۳۴ سوره نساء چیست؟ مجری حکم تنبیه چه کسی است؟ آیا این مسئله باعث رواج خشونت علیه زنان نمی‌شود؟ در آموزه‌های دینی چه محدودیت‌هایی برای این مسئله قرار داده شده است؟


اولاً تعریف نشوز (تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ) و مصادیق زن ناشزه که صرفاً تمکین خاص یا اعم از آن را شامل می‌شود؟
در دوره معاصر به دلیل تحولات صورت گرفته درباره مسائل مرتبط با حقوق زنان، برخی از فقها و پژوهشگران معاصر با برداشتی متفاوت از آیه، دیدگاه‌های سنتی درباره جواز تنبیه بدنی زنان ناشزه را به چالش کشیده‌اند. آنان یا واژه «واضربوهن» را به معانی دیگری غیر از معنای «ضرب» تفسیر کرده‌اند و در صورت تفسیر واژه به‌معنای «ضرب»، یا اجرای این حکم را یا منوط به عصر نزول و شرایط فرهنگی آن دوره می‌دانند که نسخ شده و یا در صورت اعتقاد به عدم نسخ، اجرای آن را منوط به حکم حاکم شرع و در قالب [[تعزیر]] تعریف می‌کنند.
ثانیاً پیرامون بحث موضوع شناسی ضرب ( وَاضْرِبُوهُنَّ ) که منظور از ضرب چیست؟ آیا مراد تنبیه بدنی است یا غیر تنبیه بدنی اعم از تلطیف و مهربانی و یا ترک خانه و یا تنبیه به غذا ندادن و یا اعراض و افتراق(موسوی لاری) و یا نسخ تمهیدی (آیت الله معرفت) است که در واقع عرب را از خشونت شدید که در قبال زنان اعمال می‌نموده به سمتی بکشاند که کانه اصلاً در نزد آنها ضرب نیست. 
 
ثالثاً اگر مراد از ضرب تنبیه بدنی باشد در چه حدودی و با چه وسیله‌ای و با چه نیتی است؟ اگر روایات ضرب را که عده‌ای ضعیف می‌دانند قبول کنیم باید گفت این تنبیه باید بدون سرخی و شکستگی بدن زن، در اعضای مهمه مثل صورت و.. نباشد و با نیت اصلاح و بدون تشفی و با چوب مسواک باشد که البته مثل شهید ثانی آن را نوعی شوخی و مزاح بین زوجین می‌داند (زدن با چوب مسواک). این حکم نیز لزومی نیست و حتی عد‌ای اباحه کراهیه می‌دانند و باید بعد از مرتبه نصیحت کردن (فَعِظُوهُنَّ) و پشت کردن در بستر خواب (وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ) باشد. نکته مهم دیگر این است که این جواز تنبیه بدنی نیز اگر آن را قبول کنیم فقط و فقط در راستای نشوز زن آن هم در مورد تمکین خاص است و با رعایت حدود آن نه اینکه در هر حالتی تنبیه بدنی را جایز بدانیم، حتی اگر در حالت نشوز هم دست از نشوز بردارد مرد هیچ حقی برای زدن زن ندارد (فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا).
 
رابعاً این امر به عنوان یک راه درمان مشکل نشوز است که در واقع موجب اصلاح خانواده بشود و الا اگر موجب شکاف بیشتر بین زوجین شود این راه نهی شده و البته در سیره اهل‌بیت (ع) هیچ‌گاه انجام نشده و بهتر است راه‌های پیشگیری از این اختلاف بین زن و مرد یعنی خوش اخلاقی، مدارا، تعامل و در یک کلمه محبت و احترام که مفصل در روایات ما آمده را راهبرد اولیه و اصل قرار دهیم که البته اینها یادگرفتنی است.


==کتاب‌ها ==
==کتاب‌ها ==