موت الدماغ (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

Khoshnudi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khoshnudi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۵: خط ۱۵:
== چکیده ==
== چکیده ==


'''موت الدماغ: دراسة طبية قانونية فقهية معاصرة'''، نوشتهٔ محمد محمد احمد سویلم، به این پرسش می‌پردازد که مرگ مغزی چه زمانی مرگ شرعی و قانونی به شمار می‌آید و چه اثری بر قطع دستگاه احیا، پیوند اعضا و مسئولیت پزشک دارد. سویلم، پس از نقل دیدگاه‌های مخالف و موافق، توقف قطعی و بازگشت‌ناپذیر همهٔ کارکردهای مغز را با شرایط پزشکیِ مورد قبول متخصصان، برای احراز مرگ کافی می‌داند. در مقابل، کما، بیماریِ درمان‌ناپذیر و ازبین‌رفتن هوشیاری را به‌تنهایی مجوز اعلام مرگ یا پایان‌دادن به زندگی بیمار نمی‌شمارد.
'''موت الدماغ: دراسة طبية قانونية فقهية معاصرة'''، نوشتهٔ محمد محمد احمد سویلم، دربارهٔ معیار تشخیص مرگ و احکام آن در پزشکی امروز است. پرسش اصلی کتاب این است که اگر همهٔ کارکردهای مغز برای همیشه از بین بروند، اما قلب با کمک دستگاه همچنان بتپد، آیا شخص از نظر شرعی و قانونی مرده است؟ پاسخ به این پرسش، در جواز قطع دستگاه احیا، برداشت اعضا برای پیوند، تقسیم ارث و مسئولیت پزشک اثر دارد.


در استدلال‌های کتاب، رجوع به اهل تخصص، تفاوت حرکت غیرارادی با نشانه‌های حیات و قیاس با مسائل پیشین فقهی جایگاه مهمی دارند. مخالفان نیز به حفظ جان، استصحاب حیات و قاعدهٔ «یقین با شک از میان نمی‌رود» استناد می‌کنند. اثر، اختلاف مجامع فقهی دربارهٔ نسبتِ جواز قطع دستگاه با اجرای احکام وفات را گزارش می‌کند و رضایت به اهدای عضو، استقلال پزشکان تشخیص‌دهندهٔ مرگ و منع خریدوفروش اعضا را مورد توجه قرار می‌دهد. ممنوعیت کشتن بیمار برای رهایی از رنج و تفاوت آن با نپذیرفتن درمانِ بی‌فایده، از دیگر مباحث اصلی کتاب است.
سویلم با بررسی دیدگاه‌های پزشکی، حقوقی و فقهی، مرگ مغزی را با شرایطی برای اثبات مرگ کافی می‌داند: پزشکان متخصص و مورد اعتماد باید توقف کامل و بازگشت‌ناپذیر همهٔ کارکردهای مغز و آغاز تجزیهٔ آن را احراز کنند. از نظر او، ادامهٔ ضربان قلب به کمک دستگاه، مانع حکم به مرگ نیست؛ اما کما، نداشتن هوشیاری یا ناامیدی از درمان، به‌تنهایی مرگ محسوب نمی‌شوند. او برای دفاع از نظر خود، به اعتبار تشخیص متخصصان و مباحث فقهیِ تفاوت حرکت غیرارادی بدن با نشانه‌های حیات استناد می‌کند. در برابر، مخالفان بر حفظ جان و ادامهٔ حکم زنده‌بودن شخص تا اثبات مرگ تأکید دارند؛ استناد آنان به قاعدهٔ «اليقين لا يزول بالشك» نیز بر همین احتیاط استوار است.
 
کتاب، اختلاف مجامع فقهی را نیز روشن می‌کند: برخی، مرگ مغزی را موجب اجرای احکام وفات می‌دانند؛ برخی دیگر، قطع دستگاه را مجاز می‌شمارند، اما آن را برای اجرای همهٔ احکام مرگ کافی نمی‌دانند. شرایط اهدای عضو و جدا‌بودن گروهِ تشخیص مرگ از گروهِ پیوند، از دیگر موضوعات مهم اثرند. سویلم همچنین کشتن بیمار برای پایان‌دادن به رنج را ممنوع می‌داند، ولی آن را از قطع دستگاه پس از احراز مرگ و حق بیمار در نپذیرفتن درمانی که متخصصان بی‌فایده‌بودنش را قطعی دانسته‌اند، جدا می‌کند.


== معرفی، هدف و ساختار ==
== معرفی، هدف و ساختار ==


چاپ نخست این اثر را منشأة المعارف در اسکندریهٔ مصر، در سال ۱۴۳۱ق/۲۰۱۰م منتشر کرده است. نام سویلم در صفحهٔ عنوان، همراه با مدرک دکتری حقوق خصوصی از دانشکدهٔ شریعت و حقوق دانشگاه الازهر، شعبهٔ دمنهور، آمده است. مشخصات نشر و شمار ۲۷۷ صفحه نیز در فهرست کتابخانهٔ دانشکدهٔ علوم شرعی عمان ثبت شده است.<ref name="S-book">[https://library.css.edu.om/v_show_biblioitem?id=15586 موت الدماغ: دراسة طبية قانونية فقهية معاصرة]، فهرست کتابخانهٔ دانشکدهٔ علوم شرعی عمان.</ref> در مقاله‌ای از او دربارهٔ اثبات با نظر کارشناس، منتشرشده در مجلهٔ «العدل» در سال ۱۴۳۹ق، وی با عنوان دانشیار حقوق خصوصیِ دانشگاه امام محمد بن سعود، در دانشکدهٔ شریعت و مطالعات اسلامی احساء معرفی شده است.<ref name="S-author">[https://adlm.moj.gov.sa/attach/11474.pdf الإثبات بالخبرة في الفقه الإسلامي والنظام السعودي]، محمد محمد احمد سویلم، مجلهٔ العدل، شمارهٔ ۸۳، شوال ۱۴۳۹ق، ص ۹۳.</ref>
چاپ نخست این اثر را منشأة المعارف در اسکندریهٔ مصر، در سال ۱۴۳۱ق/۲۰۱۰م منتشر کرده است. نام سویلم در صفحهٔ عنوان، همراه با مدرک دکتری حقوق خصوصی از دانشکدهٔ شریعت و حقوق دانشگاه الازهر، شعبهٔ دمنهور، آمده است. مشخصات نشر و شمار ۲۷۷ صفحه نیز در فهرست کتابخانهٔ دانشکدهٔ علوم شرعی عمان ثبت شده است.<ref name="S-book">[https://library.css.edu.om/v_show_biblioitem?id=15586 موت الدماغ: دراسة طبية قانونية فقهية معاصرة]، فهرست کتابخانهٔ دانشکدهٔ علوم شرعی عمان.</ref>


مسئلهٔ اصلی کتاب، تعیین مرز زندگی و مرگ در وضعیتی است که دستگاه‌های پزشکی می‌توانند بعضی فعالیت‌های بدن را ادامه دهند. این تشخیص، فقط مسئله‌ای پزشکی نیست؛ پایان شخصیت حقوقی، ارث، مسئولیتِ آسیب‌زدن به شخص و امکان برداشت عضو نیز به آن وابسته‌اند. نگارنده، بررسی دوبارهٔ فتواهای مرگ مغزی را ممکن می‌داند و می‌خواهد نسبتِ یافته‌های پزشکی با حمایت شرعی از جان انسان روشن شود. ‏(ص ۷ تا ۱۰)‏
مسئلهٔ اصلی کتاب، تعیین مرز زندگی و مرگ در وضعیتی است که دستگاه‌های پزشکی می‌توانند بعضی فعالیت‌های بدن را ادامه دهند. این تشخیص، فقط مسئله‌ای پزشکی نیست؛ پایان شخصیت حقوقی، ارث، مسئولیتِ آسیب‌زدن به شخص و امکان برداشت عضو نیز به آن وابسته‌اند. نگارنده، بررسی دوبارهٔ فتواهای مرگ مغزی را ممکن می‌داند و می‌خواهد نسبتِ یافته‌های پزشکی با حمایت شرعی از جان انسان روشن شود. ‏(ص ۷ تا ۱۰)‏