موقف الإسلام من الإرهاب (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
عمیری در تعریف حرابه به پژوهش پیشین خود، «مسقطات حد الحرابة في الشريعة الإسلامية وتطبيقاتها في المملكة العربية السعودية»، ارجاع میدهد. (ص ۱۲) از نمونههای استفادهٔ پژوهشی از کتاب حاضر نیز، ارجاع نجیب نسیب به آن برای تفکیک تروریسم بینالمللی از مقاومت مردمی مسلحانه است.<ref name="O-use">[https://revue.umc.edu.dz/h/article/view/3054 حول استبعاد جرائم الإرهاب الدولي من الاختصاص الموضوعي للمحكمة الجنائية الدولية]، نجیب نسیب، مجلهٔ علوم انسانی دانشگاه قسنطینه، دورهٔ ۳۰، شمارهٔ ۳، ۲۰۱۹م، پانوشت ۱۸.</ref> | عمیری در تعریف حرابه به پژوهش پیشین خود، «مسقطات حد الحرابة في الشريعة الإسلامية وتطبيقاتها في المملكة العربية السعودية»، ارجاع میدهد. (ص ۱۲) از نمونههای استفادهٔ پژوهشی از کتاب حاضر نیز، ارجاع نجیب نسیب به آن برای تفکیک تروریسم بینالمللی از مقاومت مردمی مسلحانه است.<ref name="O-use">[https://revue.umc.edu.dz/h/article/view/3054 حول استبعاد جرائم الإرهاب الدولي من الاختصاص الموضوعي للمحكمة الجنائية الدولية]، نجیب نسیب، مجلهٔ علوم انسانی دانشگاه قسنطینه، دورهٔ ۳۰، شمارهٔ ۳، ۲۰۱۹م، پانوشت ۱۸.</ref> | ||
== مفهوم و گونههای تروریسم == | |||
عمیری پس از مقایسهٔ تعریفهای حقوقی، تعریفِ کنوانسیون عربی مبارزه با تروریسم را برمیگزیند: خشونت یا تهدیدی که در چارچوب اقدامی مجرمانه، برای ترساندن مردم یا بهخطرانداختن جان، آزادی و امنیت آنان انجام شود. به نظر او، اختلاف منافع دولتها و تفاوت برداشتها از مبارزهٔ مشروع، از موانع رسیدن به تعریفی مشترکاند. (ص ۳۰ تا ۳۴) | |||
در دستهبندی کتاب، مرتکب تروریسم میتواند دولت، گروه یا فرد باشد و دامنهٔ آن نیز ممکن است داخلی یا بینالمللی باشد. نویسنده، صورتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، دینی، رسانهای و مرتبط با سامانههای اطلاعاتی را بررسی میکند؛ بنابراین، مفهوم تروریسم در اثر او به حملات مسلحانهٔ گروههای غیردولتی محدود نیست. (ص ۳۵ تا ۴۷) | |||
فصل دوم، سیر تاریخی تروریسم را در دوران باستان، قرون وسطی و عصر جدید، همراه با نمونههایی از خشونتِ حکومتها و گروهها گزارش میکند. (ص ۸۷ تا ۱۷۵) | |||
== تروریسم و پدیدههای مشابه == | |||
عمیری در فصل سوم، تروریسم را با جرم سازمانیافته، خشونت سیاسی و جرم سیاسی مقایسه میکند. در مقایسه با جرم سازمانیافته، تفاوت اصلی را در هدف میبیند: کسب سود نامشروع، هدف غالبِ جرم سازمانیافته است؛ درحالیکه پول برای گروه تروریستی بیشتر وسیلهای برای رسیدن به هدف سیاسی است. بااینحال، همکاری و تأمین مالیِ متقابل میتواند این دو را به یکدیگر پیوند دهد. (ص ۱۸۵ تا ۱۹۰) | |||
در بحث خشونت سیاسی، تروریسم یکی از صورتهای آن معرفی میشود، نه معادل همهٔ آن. ویژگی برجستهٔ تروریسم، استفاده از خشونت یا تهدید برای ایجاد ترس و اثرگذاری بر جامعه و تصمیمهای سیاسی است. (ص ۱۹۴ تا ۱۹۶) تمایز آن با جرم سیاسی نیز پیامد حقوقی دارد: اگر اقدام تروریستی صرفاً جرم سیاسی شناخته شود، ممکن است مرتکب از ممنوعیت استرداد مجرمان سیاسی بهرهمند شود. کتاب، به همین دلیل، استثناشدن جرایم تروریستی از این حمایت را در اسناد حقوقی بررسی میکند. (ص ۱۹۹ تا ۲۰۲) | |||
بخش دیگری از فصل، به نظریهٔ برخورد تمدنها و جهانیشدن اختصاص دارد. عمیری، پیوندزدن اسلام با تروریسم را در چارچوب رقابت قدرتها و منافع سیاسی تحلیل میکند و دربارهٔ آثار فرهنگی و اقتصادی جهانیشدن بر جوامع اسلامی موضعی انتقادی دارد. این تحلیل، دیدگاه خود نویسنده دربارهٔ زمینههای سیاسی و فرهنگی مسئله است. (ص ۲۰۹ تا ۲۱۵) | |||
در بررسی جریانهای دینی، او ادعای انحصار حقیقت، تکفیر مخالفان و نپذیرفتن نقد را از زمینههای افراط میشمارد. (ص ۲۳۷ تا ۲۳۸) سپس میان برداشت دو گروه تفاوت میگذارد: در گزارش او از گروه جهاد مصر، تکفیر بیشتر متوجه حکومت است؛ اما گروه تکفیر و هجرت، جامعه را نیز جاهلی میداند و کنارهگیری از آن را لازم میشمارد. رد اجتهاد و قیاس و منحصرکردن منابع احکام به برداشت خاص گروه از قرآن و سنت نیز در شرح اندیشهٔ گروه دوم آمده است. عمیری این برداشتها را نقد میکند و استفادهٔ این گروهها از عنوان جهاد را نشانهٔ مشروعیت اقداماتشان نمیداند. (ص ۲۴۱ تا ۲۴۶) | |||
فصل سوم با بررسی مبارزه برای رهایی از اشغال پایان مییابد. نویسنده، تفاوت مقاومت و تروریسم را در هدف، مبنای مشروعیت و جهت حمله میبیند: رهایی از اشغال را حقی مشروع میشمارد، اما تهدید جان بیگناهان را، صرفنظر از هویت و انگیزهٔ مرتکب، از آن جدا میکند. (ص ۲۶۳ تا ۲۶۶) | |||
== تفاوت تروریسم با بازدارندگی == | == تفاوت تروریسم با بازدارندگی == | ||
عمیری میان معنای لغویِ ترساندن و تروریسمِ مجرمانه فرق میگذارد. او فرمان «وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة» و تعبیر «ترهبون به عدو الله وعدوكم» را ناظر به آمادگی و بازداشتن دشمن از تعرض میداند. (ص ۲۷۴ تا ۲۷۷) | عمیری میان معنای لغویِ ترساندن و تروریسمِ مجرمانه فرق میگذارد. او فرمان «وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة» و تعبیر «ترهبون به عدو الله وعدوكم» را ناظر به آمادگی و بازداشتن دشمن از تعرض میداند. (ص ۲۷۴ تا ۲۷۷) | ||