فقه درمان (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۱: خط ۴۱:


اهمیت ورود به مسائل فقه پزشکی که با پیشرفت‌های سریع و فن‌آوری‌های جدید، روز به روز با مسائل و پرسش‌های جدیدی روبرو می‌شود، نیاز به تدوین کتاب‌های در این حوزه دارد. به گفته نویسنده، کتاب فقه درمان در پاسخ به این نیاز تدوین شده است و از منظر فقهی به موضوعات فقه درمان پرداخته تا تکلیف پزشکان و بیماران و همراهان آنان تعیین شود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۹.</ref> کتاب فقه درمان از نخستین نوشته‌ها در حوزه فقه پزشکی خوانده شده که به صورت طرحی جامع، احکام وضعی و تکلیفی فقه درمان را تبیین کرده است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۳۴.</ref>
اهمیت ورود به مسائل فقه پزشکی که با پیشرفت‌های سریع و فن‌آوری‌های جدید، روز به روز با مسائل و پرسش‌های جدیدی روبرو می‌شود، نیاز به تدوین کتاب‌های در این حوزه دارد. به گفته نویسنده، کتاب فقه درمان در پاسخ به این نیاز تدوین شده است و از منظر فقهی به موضوعات فقه درمان پرداخته تا تکلیف پزشکان و بیماران و همراهان آنان تعیین شود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۲۹.</ref> کتاب فقه درمان از نخستین نوشته‌ها در حوزه فقه پزشکی خوانده شده که به صورت طرحی جامع، احکام وضعی و تکلیفی فقه درمان را تبیین کرده است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۳۴.</ref>
کتاب فقه درمان مسائل مطرح در حوره فقه بزشکی مانند نگاه پزشک به بدن بیمار جنس مخالف و لمس آن، اجرت پزشکی و درمان با محرمات، که از قدیم در میان فقها مورد بحث بوده را جمع‌آوری و دلائل هرکدام از این مسائل را ارائه و در مواردی مصادیق جدیدی به آن اضافه کرده است. به‌عنوان مثال استفاده از قرص‌های روان‌گردان از مصادیق جدید در بحث درمان با محرمات محسوب می‌شود که این کتاب به آن می‌پردازد. در این کتاب به چند مورد از مسائل مستحدثه نیز پرداخته شده است مانند [[نقش معاینات پزشکی در اثبات جرم]] و [[انرژی درمانی]].


===نویسنده===
===نویسنده===
خط ۶۱: خط ۶۳:


==مدعیات==
==مدعیات==
===صلاحیت معاینه‌کننده===
===صلاحیت معاینه‌کننده و حکم معاینه و درمان دانشجویان پزشکی===
نویسنده با استناد به روایتی از پیامبر(ص) و قاعده ضمان، پزشک جاهل را مسئول عواقب پیش‌آمده در فرآیند معاینه درمان می‌داند. به گفته وی [[معاینه و درمان دانشجویان پزشکی]] به دلیل اصل عدم جواز تصرف در جان و مال دیگران بدون رضایت آنها، فقط در مواردی جایز است که حفظ جان انسان‌ها بر آموزش و یادگیری دانشجویان متوقف باشد و در غیر این صورت جایز نیست.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۶۲-۶۴.</ref>
نویسنده با استناد به روایتی از پیامبر(ص) و قاعده ضمان، پزشک جاهل را مسئول عواقب پیش‌آمده در فرآیند معاینه درمان می‌داند. به گفته وی [[معاینه و درمان دانشجویان پزشکی]] به دلیل اصل عدم جواز تصرف در جان و مال دیگران بدون رضایت آنها، فقط در مواردی جایز است که حفظ جان انسان‌ها بر آموزش و یادگیری دانشجویان متوقف باشد و در غیر این صورت جایز نیست.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۶۲-۶۴.</ref>


خط ۶۹: خط ۷۱:
او با استناد به روایات و فتاوای فقهای شیعه، بر این باور است در شرایط اضطرار و ضرورت و همچنین بیشتر بودن مهارت پزشک جنس مخالف، بسیاری از احکام غیرجایز در حالت عادی، جایز می‌شود. به گفته او، اضطرار با عدم دسترسی به پزشک هم‌جنس محقق می‌شود و پزشک در هنگام طبابت از جهت زمان نگاه و لمس برای معاینه و درمان جنس مخالف، باید به مقدار ضرورت اکتفا کند.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۰۰-۱۰۶.</ref>
او با استناد به روایات و فتاوای فقهای شیعه، بر این باور است در شرایط اضطرار و ضرورت و همچنین بیشتر بودن مهارت پزشک جنس مخالف، بسیاری از احکام غیرجایز در حالت عادی، جایز می‌شود. به گفته او، اضطرار با عدم دسترسی به پزشک هم‌جنس محقق می‌شود و پزشک در هنگام طبابت از جهت زمان نگاه و لمس برای معاینه و درمان جنس مخالف، باید به مقدار ضرورت اکتفا کند.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۰۰-۱۰۶.</ref>


=== لزوم دریافت اذن بیمار یا ولی او برای معاینه و درمان===
=== لزوم دریافت اذن بیمار یا ولیّ او برای معاینه و درمان===
نویسنده کتاب فقه درمان، درباره اذن بیمار یا ولی او برای درمان، معتقد است؛ چه انسان را مالک بدن خود بدانیم یا برای او فقط قائل به سلطه بر بدن باشیم، معاینه و درمان او فقط با اذن شخص بیمار یا ولی او امکان‌پذیر است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۲۳-۱۲۴.</ref> به گفته وی زمانی که شخصی فاقد قدرت تصمیم‌گیری باشد مانند محجور و صغیر، در این‌گونه موارد تصمیم به‌عهده ولی او خواهد بود. حال اگر امکان استیذان از بیمار یا ولی او نبود مثلا در زمان بیهوشی، در این صورت با ضروری بودن درمان نیاز به گرفتن اذن از بیمار نخواهد بود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۲۶-۱۲۷.</ref>
نویسنده کتاب فقه درمان، درباره اذن بیمار یا ولیّ او برای درمان، معتقد است؛ چه انسان را مالک بدن خود بدانیم یا برای او فقط قائل به سلطه بر بدن باشیم، معاینه و درمان او فقط با اذن شخص بیمار یا ولیّ او امکان‌پذیر است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۲۳-۱۲۴.</ref> به گفته وی زمانی که شخصی فاقد قدرت تصمیم‌گیری باشد مانند محجور و صغیر، در این‌گونه موارد تصمیم به‌عهده ولیّ او خواهد بود. حال اگر امکان استیذان از بیمار یا ولیّ او نبود مثلا در زمان بیهوشی، در این صورت با ضروری بودن درمان نیاز به گرفتن اذن نخواهد بود.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۲۶-۱۲۷.</ref>


===تاثیر معاینات پزشکی در افزایش علم قاضی===
===تاثیر معاینات پزشکی در افزایش علم قاضی===
به نظر قاسمی، از معاینات و آزمایشات پزشکی نمی‌توان به‌عنوان ادله در اثبات جرم استفاده کرد و تنها تاثیر این معاینات و آزمایشات در فرآیند جرم‌شناسی، افزایش علم قاضی خواهد بود و بدون ضمیمه شدن به دیگر قراین و امارات فایده‌ای دربر نخواهد داشت.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۷۵.</ref> به گفته او حجیت نظر پزشک قانون در امور حقوقی و جزایی به صورت استقلالی نخواهد بود و فقط به‌عنوان شاهد می‌تواند در روند اثبات حکم به قاضی کمک کند.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۸۰.</ref>
به نظر قاسمی، از معاینات و آزمایشات پزشکی نمی‌توان به‌عنوان دلیل در اثبات جرم استفاده کرد و تنها تاثیر این معاینات و آزمایشات در فرآیند جرم‌شناسی، افزایش علم قاضی خواهد بود و بدون ضمیمه شدن به دیگر قراین و امارات فایده‌ای دربر نخواهد داشت.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۷۵.</ref> به گفته او حجیت نظر پزشک قانون در امور حقوقی و جزایی به صورت استقلالی نخواهد بود و فقط به‌عنوان شاهد می‌تواند در روند اثبات حکم به قاضی کمک کند.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۸۰.</ref>


===ضامن بودن پزشک در صورت عدم اخذ برائت===
===ضامن بودن پزشک در صورت عدم اخذ برائت===
خط ۸۲: خط ۸۴:


===جواز دریافت اجرت برای طبابت و حرمت دریافت زیرمیزی===
===جواز دریافت اجرت برای طبابت و حرمت دریافت زیرمیزی===
قاسمی با تردید در ادله قائلان به حرمت دریافت وجه در مقابل انجام کارهای واجب ازجمله طبابت، معتقد است دریافت اجرت برای طبابت در همه موارد وجوب عینی، کفایی، مستحب و مباح بدون اشکال است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۳۷۹-۴۰۴.</ref> به گفته او حتی دریافت حق الزحمه طبابت قبل از درمان نیز جایز است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۴۰۵.</ref> وی با استناد به ادله حرمت اکل مال به باطل و همچنین نقض سوگند پزشکی قائل به حرمت دریافت زیرمیزی توسط پزشکان شده است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۴۰۸.</ref>
قاسمی با تردید در ادله قائلان به حرمت دریافت وجه در مقابل انجام کارهای واجب ازجمله طبابت، معتقد است دریافت اجرت برای طبابت در همه موارد وجوب عینی، کفایی، مستحب و مباح بدون اشکال است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۳۷۹-۴۰۴.</ref> به گفته او دریافت حق‌الزحمه طبابت، حتی قبل از شروع فرآیند درمان جایز است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۴۰۵.</ref> وی با استناد به ادله حرمت اکل مال به باطل و همچنین نقض سوگند پزشکی، قائل به حرمت دریافت زیرمیزی توسط پزشکان شده است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۴۰۸.</ref>


==نقدها==
==نقدها==
اضافه‌نویسی ازجمله نقدهای وارد بر کتاب فقه درمان است. در این کتاب که به زبان فارسی نوشته شده، هنگام استناد به آیات یا روایات، هم متن عربی و هم ترجمه فارسی آنها به صورت متوالی ذکر شده است؛ درحالی که در کتب فارسی نیاز به درج متن عربی و فارسی آیات و روایات به صورت پست سر هم وجود ندارد. این اشکال در جایی که متن آیات یا روایات طولانی است بروز بیشتری دارد.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۹۸.</ref> افراط در بحث‌های لغوی و ریشه‌یابی کلمات از دیگر مصادیق افزودن مطالب غیر مرتبط است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۰۷-۱۲۳.</ref> همچنین می‌توان به انعکاس فتاوای مشترک فقها به صورت متوالی اشاره کرد؛<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۳۷۰۱-۳۷۲.</ref> نویسنده در پیوست‌های کتاب و گاه در متن اصلی، متن چندین فتوای مشترک را ذکر کرده، در حالی که گزارش مضمون فتاوا به صورت مختصر کافی بود.  
اضافه‌نویسی ازجمله نقدهای وارد بر کتاب فقه درمان است. در این کتاب که به زبان فارسی نوشته شده، هنگام استناد به آیات یا روایات، هم متن عربی و هم ترجمه فارسی آنها به صورت متوالی ذکر شده است و باعث افزدون به حجم کتاب شده است. این اشکال در جایی که متن آیات یا روایات طولانی است، بروز بیشتری دارد.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۹۸.</ref> افراط در بحث‌های لغوی و ریشه‌یابی کلمات از دیگر مصادیق اضافه‌نویسی است. به‌عنوان مثال در مفهوم‌شناسی اذن بیمار، نویسنده چندین صفحه از کتاب را به بررسی مفهوم اذن و مالکیت انسان بر نفس خود اختصاص داده است.<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۱۰۷-۱۲۳.</ref> انعکاس فتاوای مشترک فقها به صورت متوالی از دیگر مصادیق اضافه‌نویسی در این کتاب است؛<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۳۷۰۱-۳۷۲.</ref> نویسنده در پیوست‌های کتاب و گاه در متن اصلی، متن چندین فتوای مشترک را ذکر کرده، در حالی که گزارش مضمون فتاوا به صورت مختصر کافی بود.  


از دیگر نقدهای وارد بر این کتاب، نقل برخی اقوال بدون ارجاع به منبع خاصی است. نویسنده در مواردی با نقل نظر بدون مستندسازی،<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۸۲.</ref> آن را مبنا قرار داده و به رد یا تقویت آن پرداخته است. نکته دیگری که در کتاب فقه درمان به چشم می‌خورد، عدم نوآوری در استنتاجات، مدعیات و ادله نویسنده است. در این کتاب علی‌رغم جدید بودن موضوع آن، به غیر از چند مورد محدود که به مسائل مستحدثه پرداخته مانند نقش معاینات پزشکی در اثبات جرم و انرژی درمانی، در بیشتر موارد جمع‌آوری نظرات فقها درباره مسائل پزشکی است.
از دیگر نقدهای وارد بر این کتاب، نقل برخی اقوال بدون ارجاع به منبعی خاص است؛ نویسنده در مواردی بدون مستندسازی یک نظر،<ref>قاسمی، فقه درمان، ص۸۲.</ref> آن را مبنا قرار داده و به رد یا تقویت آن پرداخته است.  


==پانویس==
==پانویس==