فقه معاصر:پیشنویس آیه ۱۱۹ سوره نساء: تفاوت میان نسخهها
اصلاح ارقام |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==تبیین آیه== | ==تبیین آیه== | ||
در آیات 117 تا 121 سوره نساء به برنامه شیطان برای گمراهی انسانها و در پایان به مجازت جهنم برای شیطان و پیروانش اشاره شده است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص134-135.</ref> در آیه 119 سوره نساء شیطان اعلام میکند که درصدد گمراهساختن انسانها برخواهد آمد، آرزوهای دنیوی را در دل آنان میگذارد و آنان را به بریدن گوش حیوانات و تغییر خلق خدا فرمان میدهد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص173.</ref> در پایان آیه نیز خداوند به پیروان شیطان هشدار میدهد که هر کس به جای خدا، شیطان را برگزیند و او را دوست خود قرار دهد، به سختی زیان خواهد کرد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص174.</ref> | |||
به گفته مفسران «تبتیک» به معنای قطعکردن، به یکی از سنتهای بتپرستان اشاره دارد که آنان برای تقرب به بتها، برخی حیواناتشان را برای بت قرار داده، با بریدن یا پارهکردن گوش آنها، تمام منافعشان (مانند خوردن گوشت و سوارشدن) را بر خود حرام میکردند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: طبری، جامع البیان، ج5، ص180؛ طوسی، التبیان، ج3، ص334؛ طباطبایی، المیزان، ج5، ص84؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص137؛ ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258.</ref> | |||
== آیات مرتبط == | == آیات مرتبط == | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۸: | ||
==کاربرد در مباحث فقهی== | ==کاربرد در مباحث فقهی== | ||
در | آنچه در مباحث فقهی اهمیت یافته، استدلال به فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» است. برخی مفسران و فقیهان با توجه به برداشتهایی که از این فقره داشتهاند، استفادههای فقهی مختلفی از آیه کردهاند؛ چنانکه برخی دیگر با در این برداشتها، استفادههای فقهی از آیه را مردود دانستهاند.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60.</ref> عمده برداشتهایی که از این آیه صورت گرفته و در مباحث فقهی اثرگذار است، عبارتاند از: | ||
* حرمت تغییر جسمی در مخلوقات خدا؛ طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین مصداق آیه یکسان عمل نکردهاند. برخی آن را شامل همه مخلوقات میشمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص میدهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسانها میشمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج2، ص194؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج4، ص72. | |||
</ref> جعفر سبحانی معتقد است، این آیه از برخی موارد، مانند کوتاهکردن ناخن یا مو، منصرف است و آیه شامل آنها نمیشود، زیرا عمل باید بهگونهای باشد که شیطانی بهشمار آید.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> به نظر جعفر سبحانی با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات است و تغییر در جمادات و گیاهان را شامل نمیشود.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیل بر جواز آن اقامه شود.<ref name=":2">نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.</ref> فیض کاشانی معتقد است، این آیه علاوه بر حرمت تغییر جسمی، بر حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا نیز دلالت دارد. بر اساس این نظریه علاوه بر تغییر ظاهری مخلوقات خدا، تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق این آیه بهشمار میآید.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref> | |||
مطابق این تفسیر، آیه بر عقیمسازی حیوانات،<ref>زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> عقیمسازی انسانها،<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.</ref> تراشیدن ریش برای مردان،<ref>ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج5، ص609.</ref> تطبیق گردیده است. در برخی برداشتهای افراطی از این آیه، گفته شده برخی عالمان اهلتسنن ازدواج سفیدپوستان و سیاهپوستان را نیز ممنوع میدانستند.<ref>ابنعربی، احکام القرآن، ج1، ص502.</ref> | |||
* حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص65؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج4، ص285.</ref> محمد آصف محسنی، نیز به تبعیت از برخی مفسران این آیه را بر تغییر دین خدا حمل کرده و معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست که در این صورت استدلال به آن صحیح نیست؛ زیرا انسانها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمیتوان همه آنها را حرام دانست.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213؛ و ج2، ص17.</ref> به گفته محمد آصف محسنی، حکم ذکرشده در این آیه قابل تخصیص نیست و حتی نمیتوان یک فعل را از آن تخصیص زد، زیرا تخصیصزدن این آیه به این معناست که تبعیت از شیطان در برخی موارد جایز است.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213.</ref> | |||
* اما ابنعاشور از مفسران اهلسنت تغییر خلق الله در این آیه را شامل همه تغییرات نمیداند، بلکه معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که به نوعی طاعت شیطان بهشمار آید، مانند تغییراتی که علامت برخی نحلههای شیطانی هستند.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258-259.</ref> | |||
* این آیه نه دلالت میکند که هر تغییری حرام است و نه اینکه منظور از آیه حرمت تغییر دین است. علیرضا اعرافی معتقد است، این آیه دلالت فقهی ندارد، بلکه مفاد آیه این است که اگر حرامبودن عملی به صورت جداگانه از عقل یا شرع فهمیده شود، این آیه آن را از مصادیق تبعیت از شیطان دانسته است.<ref>اعرافی، مکاسب محرمه، ج4، ص225-226.</ref> | |||
اما به نظر جعفر سبحانی، این آیه تنها در صورتی از تغییر خلق الله نهی میکند، که آن تغییر عملی شیطانی بهشمار آید. اما اگر انجام آن عمل، شیطانی بهشمار نیاید، مشمول این آیه نمیشود. وی حلالبودن حیواناتی که با جاریشدن نام خدا ذبح میشوند و حرامبودن حیواناتی که با جاریشدن نام بتها ذبح شدهاند را با توجه به این نکته توضیح داده است.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص409.</ref> | |||
=== جراحی زیبایی === | === جراحی زیبایی === | ||
جراحی زیبایی نوعی تغییر در خلقت خداوند است و مطابق آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقت خدا از وسوسهها و فرمانهای شیطان بوده و از آن منع شده است، پس جراحی زیبایی ممنوع بوده و حرام است. در مقابل، [[ناصر مکارم شیرازی]]، بر آن است که اولاً در این صورت خیلی از کارها از قبیل جراحی برای جداسازی انگشت اضافه، جراحی برای جدا کردن دوقلوهای به هم چسبیده را باید حرام دانست، در حالی که هیچکدام حرام نیستند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> ثانیاً آیه مربوط به توحید و شرک است و مراد از «خلق الله» در این آیه فطرت است؛ یعنی انسانها را وسوسه میکنم تا فطرتالله را تبدیل به کفر کنند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> | جراحی زیبایی نوعی تغییر در خلقت خداوند است و مطابق آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقت خدا از وسوسهها و فرمانهای شیطان بوده و از آن منع شده است، پس جراحی زیبایی ممنوع بوده و حرام است. در مقابل، [[ناصر مکارم شیرازی]]، بر آن است که اولاً در این صورت خیلی از کارها از قبیل جراحی برای جداسازی انگشت اضافه، جراحی برای جدا کردن دوقلوهای به هم چسبیده را باید حرام دانست، در حالی که هیچکدام حرام نیستند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> ثانیاً آیه مربوط به توحید و شرک است و مراد از «خلق الله» در این آیه فطرت است؛ یعنی انسانها را وسوسه میکنم تا فطرتالله را تبدیل به کفر کنند.<ref>مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۲۸
متن و ترجمه آیه
وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا
و سخت گمراهشان کنم و به آرزو (های باطل و دور و دراز) درافکنم و دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند (که اینها نصیب بتهاست) و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، و (ای بندگان بدانید) هر کس شیطان را دوست گیرد نه خدا را، سخت زیان کرده زیانی آشکار.
تبیین آیه
در آیات 117 تا 121 سوره نساء به برنامه شیطان برای گمراهی انسانها و در پایان به مجازت جهنم برای شیطان و پیروانش اشاره شده است.[۱] در آیه 119 سوره نساء شیطان اعلام میکند که درصدد گمراهساختن انسانها برخواهد آمد، آرزوهای دنیوی را در دل آنان میگذارد و آنان را به بریدن گوش حیوانات و تغییر خلق خدا فرمان میدهد.[۲] در پایان آیه نیز خداوند به پیروان شیطان هشدار میدهد که هر کس به جای خدا، شیطان را برگزیند و او را دوست خود قرار دهد، به سختی زیان خواهد کرد.[۳]
به گفته مفسران «تبتیک» به معنای قطعکردن، به یکی از سنتهای بتپرستان اشاره دارد که آنان برای تقرب به بتها، برخی حیواناتشان را برای بت قرار داده، با بریدن یا پارهکردن گوش آنها، تمام منافعشان (مانند خوردن گوشت و سوارشدن) را بر خود حرام میکردند.[۴]
آیات مرتبط
آیه ۳۰ سوره روم (لا تبدیل لخلق الله)
علیرضا اعرافی از آیه لا تبدیل لخلق الله دو برداشت ارائه کرده است که طبق یک برداشت، محتوای آیه 30 سوره روم در مقابل محتوای آیه 119 سوره نساء قرار میگیرد به این صورت که در آیه 30 سوره روم تغییر در خلق الله امری ناممکن قلمداد شده است، ولی در آیه 119 سوره نساء، تغییر در خلق الله امری ممکن انگاشته شده، و از انجام آن نهی شده است. اما طبق برداشت دوم، آیه 30 سوره روم نیز مفاد یکسانی با آیه 119 سوره نساء دارد و هر دو از تغییر در خلق الله نهی کردهاند.[۵]
آیات سخر لکم(در مقاله آقای علیدوست)
کاربرد در مباحث فقهی
آنچه در مباحث فقهی اهمیت یافته، استدلال به فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» است. برخی مفسران و فقیهان با توجه به برداشتهایی که از این فقره داشتهاند، استفادههای فقهی مختلفی از آیه کردهاند؛ چنانکه برخی دیگر با در این برداشتها، استفادههای فقهی از آیه را مردود دانستهاند.[۶] عمده برداشتهایی که از این آیه صورت گرفته و در مباحث فقهی اثرگذار است، عبارتاند از:
- حرمت تغییر جسمی در مخلوقات خدا؛ طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین مصداق آیه یکسان عمل نکردهاند. برخی آن را شامل همه مخلوقات میشمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص میدهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسانها میشمارد.[۷] جعفر سبحانی معتقد است، این آیه از برخی موارد، مانند کوتاهکردن ناخن یا مو، منصرف است و آیه شامل آنها نمیشود، زیرا عمل باید بهگونهای باشد که شیطانی بهشمار آید.[۸] به نظر جعفر سبحانی با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات است و تغییر در جمادات و گیاهان را شامل نمیشود.[۹] محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیل بر جواز آن اقامه شود.[۱۰] فیض کاشانی معتقد است، این آیه علاوه بر حرمت تغییر جسمی، بر حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا نیز دلالت دارد. بر اساس این نظریه علاوه بر تغییر ظاهری مخلوقات خدا، تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق این آیه بهشمار میآید.[۱۱]
مطابق این تفسیر، آیه بر عقیمسازی حیوانات،[۱۲] عقیمسازی انسانها،[۱۳] تراشیدن ریش برای مردان،[۱۴] تطبیق گردیده است. در برخی برداشتهای افراطی از این آیه، گفته شده برخی عالمان اهلتسنن ازدواج سفیدپوستان و سیاهپوستان را نیز ممنوع میدانستند.[۱۵]
- حرمت تغییر معنوی در مخلوقات خدا.[۱۶] محمد آصف محسنی، نیز به تبعیت از برخی مفسران این آیه را بر تغییر دین خدا حمل کرده و معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست که در این صورت استدلال به آن صحیح نیست؛ زیرا انسانها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمیتوان همه آنها را حرام دانست.[۱۷] به گفته محمد آصف محسنی، حکم ذکرشده در این آیه قابل تخصیص نیست و حتی نمیتوان یک فعل را از آن تخصیص زد، زیرا تخصیصزدن این آیه به این معناست که تبعیت از شیطان در برخی موارد جایز است.[۱۸]
- اما ابنعاشور از مفسران اهلسنت تغییر خلق الله در این آیه را شامل همه تغییرات نمیداند، بلکه معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که به نوعی طاعت شیطان بهشمار آید، مانند تغییراتی که علامت برخی نحلههای شیطانی هستند.[۱۹]
- این آیه نه دلالت میکند که هر تغییری حرام است و نه اینکه منظور از آیه حرمت تغییر دین است. علیرضا اعرافی معتقد است، این آیه دلالت فقهی ندارد، بلکه مفاد آیه این است که اگر حرامبودن عملی به صورت جداگانه از عقل یا شرع فهمیده شود، این آیه آن را از مصادیق تبعیت از شیطان دانسته است.[۲۰]
اما به نظر جعفر سبحانی، این آیه تنها در صورتی از تغییر خلق الله نهی میکند، که آن تغییر عملی شیطانی بهشمار آید. اما اگر انجام آن عمل، شیطانی بهشمار نیاید، مشمول این آیه نمیشود. وی حلالبودن حیواناتی که با جاریشدن نام خدا ذبح میشوند و حرامبودن حیواناتی که با جاریشدن نام بتها ذبح شدهاند را با توجه به این نکته توضیح داده است.[۲۱]
جراحی زیبایی
جراحی زیبایی نوعی تغییر در خلقت خداوند است و مطابق آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقت خدا از وسوسهها و فرمانهای شیطان بوده و از آن منع شده است، پس جراحی زیبایی ممنوع بوده و حرام است. در مقابل، ناصر مکارم شیرازی، بر آن است که اولاً در این صورت خیلی از کارها از قبیل جراحی برای جداسازی انگشت اضافه، جراحی برای جدا کردن دوقلوهای به هم چسبیده را باید حرام دانست، در حالی که هیچکدام حرام نیستند.[۲۲] ثانیاً آیه مربوط به توحید و شرک است و مراد از «خلق الله» در این آیه فطرت است؛ یعنی انسانها را وسوسه میکنم تا فطرتالله را تبدیل به کفر کنند.[۲۳]
درباره جراحی تنها بهقصد زیبایی دو دیدگاه در فقه اهلسنت وجود دارد؛[۲۴] گروهی از این فقها چنین جراحیای را مطلقاً حرام میدانند و برای این نظر به چند دلیل استناد کردهاند: آيه منع از تغییر خلقت الهی.[۲۵]
اهلسنت با استناد به این آیه انواع جراحیهای زیبایی را حرام دانستهاند.[۲۶] چنانکه یوسف قرضاوی از عالمان اهلتسنن با استناد به این آیه انواع جراحیهای زیبایی را حرام دانسته است. البته او معتقد است اگر انجام این عملهای جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله لا حرج، اشکالی ندارد.[۲۷]
تغییر جنسیت
یدالله دوزدوزانی آیه ۱۱۹ سوره نساء را به عنوان دلیل دوم بر حرمت تغییر جنسیت مطرح کرده است. در معنای «خَلْق اللّه» دو معنا مختلف مطرح شده است؛ یکی آنکه به معنای «آفرینش خدا» باشد که ظاهر آیه است و دیگر آنکه به معنای «دین خدا» باشد که اشخاصی نظیر طبرسی، علامه طباطبایی، آیت الله خویی آن را پذیرفته و یا بدان متمایل شدهاند. دوزدوزانی با رد نظری که خلق الله را به معنای دین خدا دانسته بود، اعلام میدارد که علی رغم وجوه مختلف مطرح شده در تفسیر (خلق الله) این آیه نیز بر حرمت تغییر جنسیت مرد به زن و برعکس دلالت دارد.[۲۸]
محسن ملکی پس از بیان اصل اولی جواز در حکم تغییر جنسیت، به نقد و بررسی دلایلی میپردازد که برای اثبات حرمت تغییر جنسیت مورد استناد قرار گرفتهاند. یکی از مهمترین دلایل مورد توجه مخالفان، آیه ۱۱۹ سوره نساء درباره حرمت تغییر در خلق الله است که در آن برخی از اعمال، از جمله تغییر در خلقت الهی، به شیطان نسبت داده شدهاند. برخی مفسران، تغییر جنسیت را مصداق این تغییر دانستهاند. محسن ملکی اما پس از تحلیل دقیق مفاد آیه، نتیجه میگیرد که قدر متیقن این آیه، تغییر در دین خداست، نه هر نوع تغییری در ظاهر انسان.[۲۹]
محمدحسین فضلالله نیز دلالت این آیه را ناتمام دانسته و معتقد است، هیچ فقهی به اطلاق این آیه ملتزم نمیشود چرا که این آیه مربوط به تمام خلق الله است و التزام به اطلاق آن به این معناست که انسان در ساختار طبیعت اعم از درختان، گیاهان، کوهها و رودها هیچ تصرفی انجام ندهد. او معتقد است این آیه بر حرمت تغییر فطرت دلالت دارد.[۳۰]
جعفر سبحانی با استناد به این آیه تغییر جنسیت را حرام دانسته است.[۳۱]
جواد تبریزی در پاسخ به این سؤال که آیا تغییر جنسیت برای غرض شهوانی یا به نیت بچهدار شدن (در فرضی که شخص در همان جنسیت نتواند بچهدار شود) جایز است یا نه، با استناد به این آیه آن را غیرجایز میشمارد.[۳۲]
مجمع فقه اسلامی مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را با استناد به این آیه حرام اعلام کردند.[۳۳]
تعیین جنسیت خنثی
عموم شیعیان و عموم فقیهان اهلسنت، تعیین جنسیت برای خنثای مشکل (عمل جراحی خنثای مشکل، برای ملحقشدن به زنان یا مردان) را جایز دانستهاند.[۳۴] البته در برخی کتابهای اهلتسنن این جواز تنها درباره خنثای غیرمشکل بیان شده است.[۳۵]
شبیهسازی انسان
به نظر محمدمهدی شمسالدین، شبیهسازی انسانی بهحکم اولی حرام است. وی در این باره به آیه ۱۱۹ سوره نساء استناد کرده که در آن تغییر خلق خداوند در راستای خواست شیطان معرفی شده است. به باور شمسالدین شبیهسازی انسانی به تغییر نامناسب جسمانی میانجامد که در آیه مذکور «تغییر خلق» خوانده شده است.[۳۶]
سید حسن اسلامی، پژوهشگر، نقدهایی را بر نظر شمسالدین وارد میداند از جمله آنکه شمسالدین شبیهسازی انسانی را مصداق تغییرات نامناسب جسمانی قلمداد میکند و از همین رو آن را مصداق آیه ۱۱۹ سوره نساء میداند در حالی که اگر شبیهسازی انسانی منجر به شبیهسازی موجودی سالم شود استدلال وی کامل نخواهد بود؛ چرا که در این صورت شبیهسازی مصداق تغییر نامناسب نیست.[۳۷]
جعفر سبحانی شبیهسازی انسان را تصرف در خلقت خدا، و به همین دلیل آن را حرام دانسته است.[۳۸] گفته شده این استدلال، در همزادسازی نیز جاری است. در توضیح این استدلال میگویند: از آنجا که در آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقُ الله، عملی شیطانی معرفی شده و از سوی دیگر شبیهسازی و همزادسازی از مصادیق تغییر در خلق خدا است، پس این عمل حرام است.
محمد مؤمن این استدلال را بسیار ضعیف دانسته، معتقد است با استناد به روایتهای تفسیری[۳۹]، این آیه ناظر به تغییر دین خدا و ایجاد بدعت در دین است، اما آنچه در مراحل همزادسازی انسان رخ میدهد، همانند کاشتن بذر گیاهان و درختان، همگی به اراده خدا انجام میشود.[۴۰]
سید اصغر ناظمزاده قمی با بیان این نکته که مفاد آیه مربوط به تغییر فطرت انسانی است نه جسم او، این دلیل را رد کرده و اقوال مختلفی از مفسران را در تأیید دیدگاه خود نقل میکند. او همچنین با بیان اینکه شبیهسازی نوعی خلق جدید است، نه تغییر در خلق، استدلال شمسالدین را باطل دانسته است.[۴۱]
محمدعلی قاسمی مقصود از «تغییر خلق الله» را تغییر یا هر فعلی میداند که تشویه نامناسب با فطرت را در جسم درپی داشته باشد؛ از این رو برای اثبات حرمت شبیهسازی به آیه تغییر خلق الله استناد شده است، بدین بیان که شبیهسازی انسان موجب پیدایش نسخههایی از جسم انسان میشود و این کار به موجب اصل اولی در شریعت اسلامی ممنوع و حرام است. همچنین گفته شده است که شبیهسازی از آنگونه تصرفاتی است که خداوند به آن رضایت ندارد، بلکه میتوان گفت که شبیهسازی تغییر در خلقت و دستبردن در آفرینش الهی محسوب میشود که شیطان به آن امر کرده است که با آفرینش الهی تعارض کامل دارد.[۴۲]
محمدحسین فضلالله نیز دلالت این آیه را ناتمام دانسته و معتقد است، هیچ فقهی به اطلاق این آیه ملتزم نمیشود چرا که این آیه مربوط به تمام خلق الله است و اختصاص به انسانها ندارد. علاوه بر اینکه به گفته او، استنساخ، تغییر خلق الله به شمار نمیآید بلکه آن نوعی استفاده خلق الله است.[۴۳]
همزادسازی انسان
جعفر سبحانی شبیهسازی انسان را تصرف در خلقت خدا، و به همین دلیل آن را حرام دانسته است.[۴۴] گفته شده این استدلال، در همزادسازی نیز جاری است. در توضیح این استدلال میگویند: از آنجا که در آیه ۱۱۹ سوره نساء، تغییر در خلقُ الله، عملی شیطانی معرفی شده و از سوی دیگر شبیهسازی و همزادسازی از مصادیق تغییر در خلق خدا است، پس این عمل حرام است.[۴۵]
محمد مؤمن این استدلال را بسیار ضعیف دانسته، معتقد است با استناد به روایتهای تفسیری[۴۶]، این آیه ناظر به تغییر دین خدا و ایجاد بدعت در دین است، اما آنچه در مراحل همزادسازی انسان رخ میدهد، همانند کاشتن بذر گیاهان و درختان، همگی به اراده خدا انجام میشود.[۴۷]
پیوند اعضا
از جمله ادلهای که میتواند برای حرمت جداسازی اعضای بدن از فردی و پیوند آن به فرد دیگری مورد بحث قرار گیرد، آیه ۱۱۹ سوره نساء است که بر اساس آن میتوان هرگونه تصرف در بدن را از مصادیق تغییر در خلقالله بهشمار آورد.[۴۸]
شبیهشدن به جنس مخالف
محمد صادقی تهرانی با استناد به این آیه تشبه مردان به زنان و تشبه زنان به مردان را حرام دانسته است.[۴۹]
ریشتراشی
به گفته فیض کاشانی، این آیه را میتوان شاهدی بر حرمت ریشتراشی قلمداد کرد.[۵۰] محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه بر حرمت حلق لحیه استدلال کرده است. او معتقد است بر اساس این آیه هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیل بر جواز آن اقامه شود.[۵۱]
یوسف قرضاوی زینتهایی افراطی را حرام و از مصادیق تغییر خلق الله دانسته است.[۵۲] او تراشیدن ریش را یکی از مصادیق چنین زینتی برشمرده است.[۵۳]
اما عموم عالمان شیعه استناد به این آیه را رد کردهاند و برای جواز آن و عدم جریان آیه به جواز حلق رأس و عانه شاهد آوردهاند.[۵۴]
تغییر مزاج و خوی و خصلت
قرضاوی تغییر مزاج و خوی خصلت در اثر تغییر فعل و انفعالات شیمیایی خون و غُدد را نیز منافی درک و آموزههای دینی میداند؛ زیرا با این روش طبیعت ممتاز انسانی که اختیار یکی از آنها است، بهم میریزد. درست به خاطر همین حفظ اعتدال طبیعت انسانی است که مسکرات و مواد مخدر در اسلام حرام شده است. آیه ۱۱۹ سوره نساء نیز تغییر خلقت را کار پیروان شیطان نامیده است[۵۵].
عقیمسازی (حیوان یا انسان)
نویسنده میگوید برخی با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء و آیه ۳۰ سوره روم، حکم به حرمت عقیمسازی دادهاند، چرا که عقیمسازی را از مصادیق روشن تغییر خلقت الهی و اضلال و گمراه نمودن شیطان میدانند.
نویسنده در پاسخ بیان میکند که عقیمسازی غیر از مورد بحث در آیه و در کلام فقهاست. همچنین، تغییر خلقتهایی که در جهت سنتهای باطل شیطان باشد، حرام است، اما عقیمسازی با انگیزههای عقلایی و مصلحتجویانه، از این قاعده خارج است.[۵۶]
برخی نویسندگان سنیمذهب نیز عقیمسازی انسان را تغییر در خلقت الهی شمرده، به همین دلیل آن را حرام میدانند.[۵۷]
در برخی کتابهای تفسیری سنی مذهبان، خصاء حیوانات نیز مشمول این آیه دانسته شده و حرام شمرده شده است.[۵۸] اما برخی دیگر خصاء حیوانات را جایز،[۵۹] و برخی خصاء حیوانات حلالگوشت را به دلیل اغراض عقلایی جایز، اما خصاء حیوانات حرامگوشت را غیر جایز شمردهاند.[۶۰]
ترمیم بکارت
برخی نویسندگان در توضیح ادله حرمت ترمیم بکارت، یکی از ادله احتمالی آن را آیه ۱۱۹ سوره نساء معرفی کردهاند، به این توضیح که خداوند دختران را بهگونهای آفریده که در اولین آمیزش جنسی پرده بکارت خود را از دست بدهند. بنابراین ترمیم آن با استفاده از شیوههای جراحی، مداخله در نظم طبیعی آفرینش و مصداق تغییر در خلقت خدا بهشمار میآید.[۶۱] اما نویسنده پس از بررسی مفاد آیه، دلالت آن بر حرمت ترمیم بکارت را ناتمام میداند.[۶۲]
مهندسی ژنتیک
در پژوهش مشترک ابوالقاسم علیدوست و حسینی کمالآبادی مهندسی ژنتیک مانند هر ابزار دیگری معرفی شده که میتواند در جهت اهداف مشروع و غیرمشروع قرار گیرد، که اگر در جهت اهداف نامشروع از آن استفاده شود، در این صورت مصداق آیه ۱۱۹ سوره نساء و حرام خواهد بود.[۶۳]
به باور محمد آصف محسنی این آیه به درمان ژنتیک ارتباطی ندارد چرا که آن مربوط به دین خدا است.[۶۴]
خالکوبی
برخی فقیهان اهلتسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانستهاند؛ ازاینرو به حرمت آن فتوا داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان بهشمار آوردهاند.[۶۵] چنانکه یوسف قرضاوی از عالمان اهلتسنن با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.[۶۶]
زینتهای دائمی
برخی فقیهان اهلتسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصلکردن موها، فاصلهانداختن بین دندانها، و کندن مو) را حرام دانسته، از مصادیق تغییر در خلق الله بهشمار آوردهاند.[۶۷] فقیهان در تبیین زینتهایی که تغییر ما خلق الله و فعلی حرام دانستهاند، بیانهای مختلفی دارند. به گفته نورالدین ابولحیه، این حکم در همه انواع زینتها جریان دارد و تنها دو مورد از آن استثنا میشود: ۱. زینتهای غیردائمی که اثر آنها برای همیشه باقی نمیمانند، مانند سرمهکشیدن و حناگذاشتن. ۲. ازبینبردن عیبهای نادری که در بدن برخی افراد وجود دارد، مانند قطعکردن انگشت زائد از بدن.[۶۸] اما به گفته یوسف قرضاوی زینتهایی حرام است، که برای زینتکردن افراط صورت گرفته باشد؛ مانند نازککردن ابروها، رنگکردن مو، تراشیدن ریش.[۶۹]
مالکیه و حنابله با استدلال به این آیه وصل مو را مطلقا حرام دانستهاند. شافعیها این عمل را برای زنانی که شوهر نمیدارند، حرام و آن را برای زنان شوهردار با اجازه آنان جایز میدانند. اما حنفیه معتقدند این عمل در صورتی که با موی آدمیان نباشد، بیاشکال است.[۷۰]
به گفته محمد آصف محسنی اگر بر اساس این آیه وصلکردن موها جایز شمرده نشود، در این صورت باید کوتاهکردن موها هم جایز شمرده نشود و حال اینکه چنین برداشتی قطعا نادرست است.[۷۱] او همچنین استناد به این آیه را درباره اصلاح دندانها ناصحیح خوانده است.[۷۲]
رفتارهای جنسی نادر در دایره خانواده
نورالدین ابولحیه، از فقیهان اهلتسنن، با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی رفتارهای جنسی نادری را که مورد درخواست زوجین قرار میگیرد، حرام دانسته، آنها را خروج از خلقت خداوندی و بازیچۀ شیطانشدن میشمارد، مواردی مانند نزدیکی با همسر از دُبُر، ازبینبردن پرده بکارت بهغیر آمیزش، و تخیل اجنبنی هنگام آمیزش با همسر.[۷۳]
تکنگاریها
علاوه بر کتابهای تفسیری برخی فقیهان و پژوهشگران این آیه را در مباحث فقهی خود به صورت مستقل بحث کردهاند. برای نمونه: کریمینیا، تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق، ص۲۱۸-۲۳۲.
علیدوست و حسینی کمالآبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص۱۵-۳۴.
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص134-135.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص173.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص174.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: طبری، جامع البیان، ج5، ص180؛ طوسی، التبیان، ج3، ص334؛ طباطبایی، المیزان، ج5، ص84؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص137؛ ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258.
- ↑ اعرافی، مکاسب محرمه، ج4، ص223.
- ↑ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60.
- ↑ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص60؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج2، ص194؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج4، ص72.
- ↑ سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.
- ↑ سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.
- ↑ نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.
- ↑ زحیلی، التفسیر المنیر، ج5،، ص277؛ ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج5، ص609.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج1، ص501.
- ↑ ملا حویش آلغازی، بیان المعانی، ج5، ص609.
- ↑ ابنعربی، احکام القرآن، ج1، ص502.
- ↑ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص65؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج4، ص285.
- ↑ محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213؛ و ج2، ص17.
- ↑ محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213.
- ↑ ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج4، ص258-259.
- ↑ اعرافی، مکاسب محرمه، ج4، ص225-226.
- ↑ سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص409.
- ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.
- ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ج۲، ص۱۳۳.
- ↑ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱.
- ↑ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.
- ↑ کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص238.
- ↑ قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.
- ↑ دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.
- ↑ ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.
- ↑ فضلالله، فقه الحیاة، ص228-229.
- ↑ سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص408.
- ↑ تبریزی، صراط النجاة، ج1، ص330.
- ↑ جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص96-97.
- ↑ قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج2، ص50-51.
- ↑ نگاه کنید به: جیزانی، فقه النوازل، ج4، ص97.
- ↑ شمسالدین، الاستنساخ الجنین، ص۵۸، به نقل از: قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۵۵۷-۵۵۸.
- ↑ اسلامی، «شبیهسازی انسان از دیدگاه شیعه...»، ص۲۷-۲۸.
- ↑ سبحانی، استفتائات، ج۲، ص۲۵۶.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: بحرانی، البرهان، ج۲، ص۱۷۵.
- ↑ مؤمن، «شبیهسازی»، ص۵۲.
- ↑ ناظمزاده قمی، جراحی پلاستیک و شبیهسازی انسان از نگاه فقه، ص۲۶۰-۲۶۴
- ↑ قاسمی، آیات فقه پزشکی، ص۱۷۲.
- ↑ فضلالله، فقه الحیاة، ص228-229.
- ↑ سبحانی، استفتائات، ج۲، ص۲۵۶.
- ↑ مؤمن، «شبیهسازی»، ص۵۱-۵۲.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: بحرانی، البرهان، ج۲، ص۱۷۵.
- ↑ مؤمن، «شبیهسازی»، ص۵۲.
- ↑ سند، فقه الطب، ص65-66.
- ↑ صادقی تهرانی، تبصرة الفقها بین الکتاب و السنة، ج1، ص309.
- ↑ فیض کاشانی، الوافی، ج6، ص658.
- ↑ نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص14.
- ↑ قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86.
- ↑ قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص92.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج3، ص113.
- ↑ قرضاوی، دیدگاههای فقهی معاصر، ج۱، ص۷۱۳.
- ↑ محضری، احکام تکلیفی و وضعی جلوگیری از بارداری و عقیمسازی در فقه امامیه، ص۵۸- ۶۰.
- ↑ صدیقخان، السراج الوهاج، ج3، ص372.
- ↑ نگاه کنید به: قاسمی، محاسن التأویل، ج3، ص345.
- ↑ بغوی، معالم التنزیل، ج1، ص130.
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ج3، ص125.
- ↑ میرزاده اهری، ترمیم بکارت از منظر فقه و حقوق، ص201.
- ↑ میرزاده اهری، ترمیم بکارت از منظر فقه و حقوق، ص207.
- ↑ علیدوست و حسینی کمالآبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص44.
- ↑ محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج2، ص44.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.
- ↑ قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص87.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج2، ص2650.
- ↑ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص135.
- ↑ قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص86-93.
- ↑ کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص587.
- ↑ محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص213.
- ↑ محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج1، ص369.
- ↑ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص297-309.
منابع
- قاسمی، محمدعلی، دانشنامه فقه پزشکی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۳۹۵ش.
- قرضاوی، یوسف، الحلال و الحرام فی الاسلام، بیروت، المکتب الاسلامی، ۱۴۰۰ق.
- طبری، محمد بن جریر، تفسیر الطبری المسمی جامع البیان فی تأویل القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق.
- جیزانی، محمد بن حسین، فقه النوازل دراسة تأصیلیة تطبیقیة، دمام، دار ابنالجوزی، ۱۴۲۶ق.
- قاسمی، محمدعلی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، آیات فقه پزشکی، ۱۳۹۹ش.
- اسلامی، سید حسن، «شبیهسازی انسان از دیدگاه شیعه؛ بررسی چهار دیدگاه»، مجله فقه، ش۴۴، تابستان ۱۳۸۴ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
- هاشمی، معصومه سادات، پیوند اعضاء از دیدگاه فقه، مشهد، نسیم رضوان، ۱۳۹۴ش.
- عودة، مراد بن رایق بن رشید، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، جامعة الجوف، المملکة العربیة السعودیة.
- دوزدوزانی، یدالله، تغییر جنسیت آری یا نه، گردآوری: محسن دلیر، قم، آثار امین، ۱۳۹۳ش.
- قرضاوی، یوسف، دیدگاههای فقهی معاصر، ترجمه احمد نعمتی، تهران، نشر احسان، ۱۳۸۰-۱۳۸۹ش.
- ملکی، محسن، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، مشهد، حوزه علمیه خراسان، ۱۴۰۱ش.
- محضری، فاطمه، احکام تکلیفی و وضعی جلوگیری از بارداری و عقیمسازی در فقه امامیه، تهران، برزآفرین، بیتا.
- سبحانی، جعفر، استفتائات، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۹ش.
- مؤمن، محمد، «شبیهسازی»، در مجله فقه، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۴ش.
- بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، موسسه بعثت، ۱۳۷۴ش.
- ناظمزاده قمی، اصغر، جراحی پلاستیک و شبیهسازی انسان از نگاه فقه، قم، بوستان کتاب، ۱۴۰۲ش.