|
|
| خط ۲۵: |
خط ۲۵: |
|
| |
|
| === عملیات استشهادی === | | === عملیات استشهادی === |
| نویسنده در بخش دوم کتاب به بررسی مبانی فقهی عملیات استشهادی میپردازد. او دلایل جواز را ذیل دو فصلِ ادله فقهی مستقل و مباحث فقهی مورد استناد برای جواز این نوع عملیات ارائه میدهد.
| | امیر ملامحمدعلی در [[مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت (کتاب)|کتاب مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت]]، برای اثبات جواز [[عملیات استشهادی]] به بررسی دو دسته ادله نقلی و عقلی میپردازد. از مهمترین دلایل نقلی که ملامحمدعلی به آن استناد کرده، آیه ۶۰ سوره انفال است که مسلمانان را به آمادهسازی نیرو و ادوات جنگی برای ترساندن دشمن تشویق میکند. به باور او، عملیات استشهادی به بهترین وجه میتواند در دل دشمن هراس افکند پس مصداق این آیه خواهد بود.<ref>ملامحمدعلی، مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، ص۱۰۳-۱۰۸.</ref>وی معتقد است در این نوع عملیات، رضایت الهی، ایجاد رعب در دشمن و حمایت از دین الهی به وضوح دیده میشود و آن را برجستهترین شکل جهاد با جان معرفی میکند.<ref>ملامحمدعلی، مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، ص۱۰۸-۱۱۶.</ref> |
| | |
| ==== دلایل مستقل جواز عملیات استشهادی ====
| |
| مولف در ابتدای بخش دوم کتاب به بررسی دو نوع ادله نقلی و عقلی برای اثبات جواز عملیات استشهادی میپردازد. اولین دلیل قرآنی مورد استناد نویسنده [[آیه ۶۰ سوره انفال]] است که مسلمانان را به آمادهسازی نیرو و ادوات جنگی برای ترساندن دشمن تشویق میکند. به باور نگارنده عملیات استشهادی به بهترین وجه میتواند در دل دشمن هراس افکند پس مصداق این آیه خواهد بود (ص۱۰۳-۱۰۸). او همچنین بر اساس آیات دیگری از قرآن ازجمله [[آیه ۲۰۷ سوره بقره]] و [[آیه ۴۱ سوره توبه|آیات ۴۱]]، [[آیه ۱۱۱ سوره توبه|۱۱۱]] و [[آیه ۱۲۰ سوره توبه|۱۲۰ سوره توبه]]، عملیات استشهادی را از برترین نمونههای جهاد میداند. وی معتقد است در این نوع عملیات، رضایت الهی، ایجاد رعب در دشمن و حمایت از دین الهی به وضوح دیده میشود و آن را برجستهترین شکل جهاد با جان معرفی میکند (ص۱۰۸-۱۱۶).
| |
| | |
| در ادامه بیان دلائل نقلی، نویسنده، ۱۳ روایت از منابع شیعه و اهل سنت را بررسی کرده (ص۱۱۷-۱۲۵) و با تحلیل سندی و محتوایی آنها نتیجه میگیرد که اهداف ذکر شده برای جهاد در این روایات، در عملیات استشهادی نیز وجود دارد. بنابراین، حکم به جواز این نوع عملیات میدهد (ص۱۲۵-۱۲۶). مولف همچنین به سیره عملی انبیا و اولیای الهی اشاره میکند و معتقد است که شخصیتهایی مانند حضرت زکریا(ع)، حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع)، با جانفشانی از دین و پیروان خود دفاع کردند. او این دفاع را مشابه عملیات استشهادی میداند که در آن، افراد برای حفظ دین و مسلمانان جان خود را فدا میکنند (ص۱۲۶-۱۲۸). وی داستانهایی نظیر ماجرای آرایشگر دختر فرعون و اصحاب اخدود را نیز بهعنوان شواهدی برای جواز عملیات استشهادی ذکر میکند. به باور او، این افراد برای بقای دین الهی، جان خود را فدا کردند و این امر را میتوان شاهدی بر مشروعیت چنین عملیاتی دانست (ص۱۲۸-۱۳۳).
| |
| | |
| مولف پس از بیان دلائل نقلی، دلیل عقلی را به عنوان چهارمین دلیل مستقل مطرح میکند. او میگوید که در مواقع تزاحم بین حفظ جان و حفظ دین، عقل بقای دین را اولویت میدهد. به همین دلیل، در عملیات استشهادی نیز افرادی که دین را بر جان خود مقدم میدانند، عملشان از نظر عقلی موجه است. (ص۱۳۳) برخی فقهای شیعه نیز با استناد به همین دلیل عقلی، جواز عملیات استشهادی را تأیید کردهاند (امیر ملا محمدعلی، مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۴).
| |
|
| |
|
| === تولید و نگهداری سلاحهای کشتار جمعی === | | === تولید و نگهداری سلاحهای کشتار جمعی === |
| خط ۱۲۸: |
خط ۱۲۱: |
| * رمضانی، سید هادی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، تهران، نشر جاودانه، ۱۳۹۹ش. | | * رمضانی، سید هادی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، تهران، نشر جاودانه، ۱۳۹۹ش. |
| * آقاباقری، محمدجواد، دفاع پیشدستانه، تهران، دانشگاه امام صادق، ۱۳۹۳ش. | | * آقاباقری، محمدجواد، دفاع پیشدستانه، تهران، دانشگاه امام صادق، ۱۳۹۳ش. |
| | * ملامحمدعلی، امیر، مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۵ش. |
| * ابنادریس حلی، محمد بن منصور، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق. | | * ابنادریس حلی، محمد بن منصور، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق. |
| * ابنبرّاج، عبدالعزیز طرابلسی، المهذب، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۶ق. | | * ابنبرّاج، عبدالعزیز طرابلسی، المهذب، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۶ق. |