پرش به محتوا

فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۱۸ سوره زخرف: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه فقه معاصر
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲۲: خط ۲۲:


=== تقلید از زنان ===
=== تقلید از زنان ===
سجادی در فصل سوم دلایلی را که می‌توان بر بی‌اعتباری فتوای زن مفتی اقامه کرد، بررسی کرده است. وی پس از بررسی این ادله، به همه آنها اشکال کرده است.
در [[زنان، افتاء و مرجعیت (کتاب)|کتاب زنان، افتاء و مرجعیت]]، یکی از دلایلی که بر بی‌اعتباری [[تقلید از زنان|فتوای زن مفتی]] ارائه شده است را آیه ۱۸ سوره زخرف می‌داند. البته نویسنده معتقد است که این آیه ناظر به حجیت فتوای زن و نفی آن نیست، و تنها در صدد بیان این مطلب است که زنان در مناظره نمی‌توانند استدلال‌های خود را به خوبی بیان کنند.<ref>سجادی امین، زنان، افتاء و مرجعیت، ص۵۷-۶۱.</ref>
 
=== آیات قرآن ===
نویسنده چهار آیه‌ای را که در حجیت‌نداشتن فتوای زنان به آنها استناد شده بررسی کرده، استناد به آنها را ناتمام می‌داند.
 
# آیه ۳۴ سوره نساء، «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ؛ نویسنده از مباحث مربوط به این آیه چنین نتیجه گرفته است که رجوع مقلد به مفتی زن، از باب رجوع به متخصص است، نه از باب ولایت بر مقلدان؛ ازاین‌رو افتای زن با قوامیت مرد منافات ندارد (ص۴۴-۵۳).
# آیه ۲۲۸ سوره بقره، «وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ»؛ نویسنده با استناد به سیاق آیه بر این باور است که این آیه مربوط به روابط زناشویی است (مانند حق طلاق) و نه روابط اجتماعی، و این آیه با مناصب اجتماعی زنان منافاتی ندارد (ص۵۳-۵۶).
# آیه ۱۸ سوره زخرف، «وَ هُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ»؛ نویسنده معتقد است، این آیه ناظر به حجیت فتوای زن و نفی آن نیست، و تنها در صدد بیان این مطلب است که زنان در مناظره نمی‌توانند استدلال‌های خود را به خوبی بیان کنند (ص۵۷-۶۱).


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۷ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۳

انتساب دختران به خدا از سوی مشرکان

آیه ۱۸ سوره زخرف که «آیه حلیه» نیز نامیده می‌شود، به یکی از عقائد خرافی مشرکان اشاره دارد که معتقدند دختران فرزندان خدایند. خدا در این آیه خطاب به مشرکان می‌گوید، شما پسران را که به اعتقادتان برتر از دخترانند، به خود نسبت می‌دهید و دختران را که در زر و زیور پرورش یافته و در استدلال و اثبات مقصود خود به هنگام مخاصمه قدرت کافی ندارند را به خدا نسبت می‌دهید؟[۱] به گفته مفسران این گونه خطاب خدا نشان از باطل و خرافی بودن عقائد مشرکان دارد.[۲] محمدتقی مدرسی واژه «الخصام» را به جنگ و جدال تفسیر کرده و معنای آیه را اینگونه می‌داند که زنان در هنگام جنگ و جدال همانند مردان قدرتمند نیستند.[۳]

متن و ترجمه

«أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ»

«آيا [پسر سهم آنان است و] دختر كه در زيور و آرايش رشد مى‌يابد و در مجادله بيان روشن ندارد [سهم خداست]؟»

کاربرد در مباحث فقهی

آیه ۱۸ سوره زخرف توسط برخی از فقها و پژوهشگران در چند مسئله فقهی مرتبط با فقه زنان مورد استناد قرار گرفته شده است.

مناصب سیاسی و قضایی زنان

برخی از فقها و پژوهشگران با استناد به آیه حلیه معتقدند طبق نص صریح آیه، چون زنان در مخاصمه و جدال به اندازه مردان توانایی ندارند و بیشتر از آنکه منطقی و عقلانی رفتار کنند، عاطفی و احساساتی هستند، بنابراین قاطعیت، صلابت و توانایی به دست گرفتن مناصب سیاسی و قضایی را ندارند و باید آن را به مردان واگذار کنند.[۴]

در مقابل در رد استدلال به این آیه برای عدم اهلیت زنان برای مناصب سیاسی و اجتماعی و قضایی، گفته شده که اولا این آیه در مقام بیان عقائد مشرکان و عرب جاهلی است.[۵] ثانیا اگر حتی اعتقاد اسلامی باشد، این صفت ویژگی ذاتی زنان نیست، بلکه حاصل فرهنگ جاهلی است که از تعلیم و تربیت محروم بودند در حالی که شخصیت زنان در فضای ایمانی و فرهنگ اسلامی رشد زیادی داشته است[۶] و ثالثا اگر بپذیریم که آیه ناظر به ضعف زنان در تبیین مخاصمات باشد، این لزوماً به معنای نفی توان قضاوت آنان نیست.[۷] همچنین گفته شده امروزه به دلیل تحولات آموزشی و محیطی بیشتر زنان دارای توانایی‌های فکری و قدرت تصمیم‌گیری هستند و اهلیت به دست گرفتن مناصب سیاسی و قضایی را دارند.[۸]

وکالت زنان

به گفته نویسنده کتاب بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، یکی از دلائل مخالفان وکالت زن در دعاوی و مجلس، آیه ۱۸ سوره زخرف است. به گفته او، مخالفان وکالت زنان، به‌دلیل توصیف زنان به دو ویژگیِ تعلق به زینت و ناتوانی از بیان دلیل در هنگام منازعه در این آیه، معتقدند زنان از قوه عاقله کمتری نسبت به مردان برخوردارند و بنابراین صلاحیت وکالت در دعاوی را ندارند.[۹] آنان همچنان بر این باورند که با توجه به غلبه جنبه احساساتی و عاطفی زن بر جنبه تعقل او، آنان مناسب کارهای حکومتی نیستند.[۱۰]

نویسنده در مقابل این برداشت‌ها، معتقد است از ترتیب آیه و قرائن تجربی چنین به دست می‌آید که ضعف زنان در این عرصه پیامد تربیت آنان در نازپروردگی و فضای عاری از تحمل مسئولیت است، اما اینکه ناتوانی زنان در دفاع از خود در میدان منازعه ناشی از نقص عقل و یا شدت عاطفه باشد، خارج از ظرفیت ظهور آیه است؛ بنابراین ضعف زن ناشی از هویت او نیست؛ بلکه از مقتضیات محیط است که بر او عارض شده است و قابل تعمیم به همه زمان‌ها نیست[۱۱]

تقلید از زنان

در کتاب زنان، افتاء و مرجعیت، یکی از دلایلی که بر بی‌اعتباری فتوای زن مفتی ارائه شده است را آیه ۱۸ سوره زخرف می‌داند. البته نویسنده معتقد است که این آیه ناظر به حجیت فتوای زن و نفی آن نیست، و تنها در صدد بیان این مطلب است که زنان در مناظره نمی‌توانند استدلال‌های خود را به خوبی بیان کنند.[۱۲]

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان، ج۱۸، ص۹۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۲۸.
  2. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ح۱۸، ص۳۳۷.
  3. مدرسی، من هدی القرآن، ج۱۲، ص۴۴۴.
  4. قربان‌نیا، تأمل در فقه، تحول در حقوق، ص۱۱۶-۱۱۷ و ۱۲۲-۱۲۸؛ سبحانی، اشتغال زن و حدود مانعیت زوج، ص۱۳۶-۱۳۸؛ نریمانی زمانی، کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان، ص۱۱۵-۱۲۳؛ هاشمی شاهرودی، شرط جنسیت در منصب‌های ولایی و غیرولایی، ص۹۰-۹۱.
  5. هاشمی شاهرودی، شرط جنسیت در منصب‌های ولایی و غیرولایی، ص۹۸-۹۹؛ ۲۲۹، ۲۷۶، ۳۳۷، ۴۱۰.
  6. مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، ص۹۵؛ القبانچی، المرأة، المفاهيم والحقوق، ص۱۹۲-۱۹۳.
  7. هاشمی شاهرودی، شرط جنسیت در منصب‌های ولایی و غیرولایی، ص۹۸-۹۹؛ ۲۲۹، ۲۷۶، ۳۳۷، ۴۱۰.
  8. قربان‌نیا، تأمل در فقه، تحول در حقوق، ص۱۲۲-۱۲۸.
  9. فیاض، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، ص۱۰۵-۱۰۹.
  10. فیاض، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، ص۲۵۵-۲۵۶.
  11. فیاض، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، ص۱۱۰-۱۱۴ و ۲۵۵-۲۵۶.
  12. سجادی امین، زنان، افتاء و مرجعیت، ص۵۷-۶۱.

منابع

  • سبحانی، اسرافیل، اشتغال زن و حدود مانعیت زوج، تهران، انتشارات خرسندی، ۱۳۹۹ش.
  • مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات علمی وفرهنگی، ۱۳۷۹ش.
  • هاشمی شاهرودی، حسین، شرط جنسیت در منصب‌های ولایی و غیرولایی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۰۰ش.
  • فیاض، محمدصادق، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، قم، مرکز نشر المصطفی، ۱۳۹۷ش.
  • نریمانی زمانی، سید مهدی، کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۹۴ش.
  • سجادی امین، مهدی، زنان، افتاء و مرجعیت، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۹۸ش.
  • القبانچی، احمد، المرأة، المفاهيم والحقوق: قراءة جديدة لقضايا المرأة في الخطاب الدينی، نجف، منشورات سیدی، ۲۰۰۴م.
  • قربان‌نیا، ناصر، تأمل در فقه؛ تحول در حقوق، تهران، نشر میزان، ۱۳۹۲ش.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • مدرسی، محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، ۱۴۱۹ق.