درآمدی بر اجتهاد تمدنساز (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
او در ادامه به امکان تمدنسازیِ اجتهاد میپردازد و آن را به دلایل عقلی، نقلی و نقضی مستظهر میدارد. دلایل عقلیِ او بر امکان تمدن اسلامی، وجود تمدنهای اسلامی در گذشته (برهان انّی)، و نیز جامعیت و خاتمیت دین اسلام (برهان لمّی) است که آیات و روایات متعددی بر آن دلالت دارند (ص۱۰۸-۱۱۴). نویسنده در ادامه به برخی شبهات درباره امکان تمدنسازی دین پرداخته، به آنها پاسخ میدهد (ص۱۱۶-۱۲۱). | او در ادامه به امکان تمدنسازیِ اجتهاد میپردازد و آن را به دلایل عقلی، نقلی و نقضی مستظهر میدارد. دلایل عقلیِ او بر امکان تمدن اسلامی، وجود تمدنهای اسلامی در گذشته (برهان انّی)، و نیز جامعیت و خاتمیت دین اسلام (برهان لمّی) است که آیات و روایات متعددی بر آن دلالت دارند (ص۱۰۸-۱۱۴). نویسنده در ادامه به برخی شبهات درباره امکان تمدنسازی دین پرداخته، به آنها پاسخ میدهد (ص۱۱۶-۱۲۱). | ||
== | == لزوم منظومهسازی فقه برای نظریهپردازی == | ||
به | به باور نویسنده، همانطور که در فقه سنتی احکام مرتبط در بابهای جداگانه قرار میگرفت، با توجه به شرایط جدید نیز باید برای تمدنسازی باببندی و منظومهسازی تازهای انجام داد تا هم به پرسشهای مختلف جامعه جواب داده شود و هم فهم سطحی از دین به شناخت عمیق تبدیل گردد (ص۱۲۵-۱۲۷). او منظومهسازی را در سه سطحِ خُرد، میانی و کلان دنبال میکند؛ در سطح خُرد، گزارههای فقهیِ مربوط به یک موضوع در یک باب جمع میشوند؛ در سطح میانی، گزارهها نظاممند و تعارض احتمالی آنها برطرف میشود تا راه موجبات تولید علم فراهم آید؛ و در سطح کلان، با تحلیل مجموعهها، اصول و قواعد حاکم بر مجموعه گزارههای دین کشف شده، ابزار لازم برای نظریهپردازی در زمینههای مختلف فراهم میآید (ص۱۲۷-۱۳۲). | ||
فصل پنجم | |||