فلسفه فقه: تفاوت میان نسخه‌ها

Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۷۹: خط ۷۹:
===تاریخمندی و ثابت و متغیر در فقه===
===تاریخمندی و ثابت و متغیر در فقه===
{{اصلی|تاریخمندی احکام}}
{{اصلی|تاریخمندی احکام}}
لازمه بررسی ثبات و تغییر در احکام دینی (که از مبانی دین‌شناسانه فقه است)، پاسخ به این پرسش‌ها است: آیا تمامی احکام اسلامْ ثابت‌اند؟ معیار تفکیک احکام متغیر از ثابت چیست؟ آیا [[نقش زمان و مکان در اجتهاد|دو عنصر زمان و مکان]] تأثیری در استنباط احکام شرعی دارد؟ از سوی دیگر، آیا مخاطبِ نصوص فقهی تنها جامعه آن روزگار بوده است؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۴۸.</ref> آیا شرایط جامعه و احوال حاکم در تفسیر نصوص دینی تأثیرگذار است؟
لازمه بررسی ثبات و تغییر احکام دینی، که از مبانی دین‌شناسانه فقه است، پاسخ به این پرسش‌ها است: آیا تمام احکام اسلام ثابت‌اند؟ معیار تفکیک احکام متغیر از ثابت چیست؟ آیا [[نقش زمان و مکان در اجتهاد|دو عنصر زمان و مکان]] تأثیری در استنباط احکام شرعی دارند؟ از سوی دیگر، آیا مخاطبِ نصوص فقهی فقط جامعه آن روزگار بوده است؟<ref>عابدی شاهرودی و دیگران، اقتراح: فلسفه فقه...، ص۴۸.</ref> آیا شرایط جامعه و احوال حاکم در تفسیر نصوص دینی تأثیرگذار است؟


گروهی معتقد به تاریخمندی احکام هستند، اما دیدگاه‌های سنتی که منکر مبانی مدرن تاریخمندی است، دلالت صریح برخی آیات و روایات، برآمدن احکام فقهی از قضایای حقیقیه و اطلاق مقامی احکام را دلیل جاودانگی آنها می‌داند.<ref>قدردان قراملکی، جاودانگی شریعت و ملاک‌های آن، ص۱۰۷.</ref> با این حال هم‌ایشان ذیل بحث از [[احکام ثابت و متغیر]] تلاش کرده‌اند پاره‌ای از تغییرات ضروری در احکام فقهی را تبیین کنند و در واقع پذیرفته‌اند که همه آنچه در آثار فقهی آمده فراتاریخی نیست، بلکه برخی احکام ناظر به زمان و مکان معینی است.<ref>ایازی، ملاکات احکام و شیوه‌های استکشاف آن، ص۳۱۱.</ref> در همین ارتباط، فقیهان [[مکتب فقهی قم]] می‌کوشند عوامل تاریخی کشف مراد حقیقی شارع را ذیل مباحثی که از قبل در فقه مرسوم بوده، همچون قرائن حالیه و مقالیه تنقیح کنند.<ref>مکارم شیرازی، دایرةالمعارف فقه مقارن، ج۱، ص۲۷۲.</ref>
گروهی معتقد به [[تاریخمندی احکام]] هستند، اما دیدگاه‌های سنتی که مبانی مدرن تاریخمندی را انکار می‌کنند، دلالت صریح برخی آیات و روایات، برآمدن احکام فقهی از قضایای حقیقیه و اطلاق مقامی احکام را دلیل جاودانگی آن‌ها می‌دانند.<ref>قدردان قراملکی، جاودانگی شریعت و ملاک‌های آن، ص۱۰۷.</ref> با این حال هم‌ایشان ذیل بحث از [[احکام ثابت و متغیر]] کوشیده‌اند پاره‌ای از تغییرات ضروری در احکام فقهی را تبیین کنند و در واقع پذیرفته‌اند که همه آنچه در آثار فقهی آمده فراتاریخی نیست، بلکه برخی احکام ناظر به زمان و مکان معیّنی هستند.<ref>ایازی، ملاکات احکام و شیوه‌های استکشاف آن، ص۳۱۱.</ref> در همین باره، فقیهان [[مکتب فقهی قم]] می‌کوشند عوامل تاریخی کشف مراد حقیقی شارع را ذیل مباحثی که از قبل در فقه مرسوم بوده، همچون قرائن حالیه و مقالیه تنقیح کنند.<ref>مکارم شیرازی، دایرةالمعارف فقه مقارن، ج۱، ص۲۷۲.</ref>


مباحثی مثل تقسیم آموزه‌های دینی به [[ذاتی و عرضی در دین|ذاتی و عرضی]]، یا گوهر و صدف دین نیز در راستای تاریخمندی احکام است و پذیرش هر یک از این تبیین‌ها منجر به تقسیم احکام فقهی به ثابت و متغیر خواهد بود.
مباحثی مثل تقسیم آموزه‌های دینی به [[ذاتی و عرضی در دین|ذاتی و عرضی]]، یا گوهر و صدف دین نیز همسو با تاریخمندی احکام است و پذیرش هر یک از این تبیین‌ها منجر به تقسیم احکام فقهی به ثابت و متغیر خواهد شد.


===نظام‌مندی و غایتمندی فقه===
===نظام‌مندی و غایتمندی فقه===
همچون بحث‌هایی که درباره «اصول فقه» درگرفته است؛<ref>ن.ک: شفیعی، اصول فقه رویکردها و روش‌ها، ص ۱۱۵.</ref> فلسفه فقه می‌پرسد که آیا فقه علم است یا فن. نگرش غیرنظام‌مند (فنی) به فقه، آن را مجموعه‌ای از قضایای شرعی می‌داند و اجتهاد را به مجموعه فعالیت‌های اجتهادی فقیهان (مجموعه بحث‌ها، گفت‌و گوها، استدلال‌ها و رد و اثبات‌ها) فرو می‌کاهد.<ref> علیدوست، فلسفه فقه احکام.</ref> اما نگاه نظام‌مند به فقه، آن را نه فقط مجموعه‌ای از قضایا، بلکه دانشی ذیل یک صورت علمی می‌بیند. پیش‌فرض گرفتن این صورت علمی برای فقه مبنای تصمیم‌گیری درباره این خواهد بود که فقه دانشی منسجم و نظام‌مند برای تعیین احکام اجتماعی و بنابراین جزو علوم اجتماعی است<ref>خسروپناه و رجبی، گستره و روش شناسی فقه الاجتماع، ص۶۶.</ref>یا با توجه به شباهت‌های فراوان و ذاتی آن با علومی همچون «نظریه حقوقی»، می‌توان آن را به مثابه علمی انسانی بازشناخت. اما آنچه عموماً «نظام‌مندی فقه» خوانده می‌شود جامعیت و پوشش دادن تمام شئون زندگی مکلف (فقه فردی، اجتماعی، سیاسی و...) است. این برداشت، به طور پنهان مبتنی بر پاسخ مثبت به این پرسش است که آیا احکام فقهی با هم ارتباط نظام‌مند دارند؟ آیا می‌توان به ملاکی برای تعیین حوزۀ نفوذ احکام فقهی و همچنین اولویت‌بندی آنها رسید یا خیر؟
همچون بحث‌هایی که درباره «اصول فقه» درگرفته است،<ref>ن.ک: شفیعی، اصول فقه رویکردها و روش‌ها، ص ۱۱۵.</ref> فلسفه فقه می‌پرسد که آیا فقه علم است یا فن. نگرش غیرنظام‌مند (فنی) به فقه آن را مجموعه‌ای از قضایای شرعی می‌داند و اجتهاد را به مجموعه فعالیت‌های اجتهادی فقیهان (مجموعه بحث‌ها، گفت‌وگوها، استدلال‌ها و رد و اثبات‌ها) فرو می‌کاهد.<ref> علیدوست، فلسفه فقه احکام.</ref> اما نگاه نظام‌مند به فقه آن را نه‌فقط مجموعه‌ای از قضایا، بلکه دانشی ذیل یک صورت علمی می‌بیند. پیش‌فرض گرفتن این صورت علمی برای فقه مبنای تصمیم‌گیری درباره این خواهد بود که فقه دانشی منسجم و نظام‌مند برای تعیین احکام اجتماعی و بنابراین جزو علوم اجتماعی است<ref>خسروپناه و رجبی، گستره و روش شناسی فقه الاجتماع، ص۶۶.</ref> یا با توجه به شباهت‌های فراوان و ذاتی آن با علومی چون «نظریه حقوقی»، می‌توان آن را به‌مثابه علمی انسانی بازشناخت. آنچه عموماً «[[نظام‌مندی فقه]]» خوانده می‌شود جامعیت و پوشش دادن تمام شئون زندگی مکلف (فقه فردی، اجتماعی، سیاسی و...) است. این برداشت، به طور پنهان، مبتنی بر این است که قائل باشیم احکام فقهی با هم ارتباط نظام‌مند دارند و می‌توان به ملاکی برای تعیین حوزه نفوذ احکام فقهی و همچنین اولویت‌بندی آن‌ها رسید.


نظام‌مندی و غایتمندی به‌گونه‌ای‌ با هم ملازم‌اند. از این رو ذیل پرسش از نظام‌مندی فقه این سوال مطرح است که آیا اساساً فقه هدف و غایتی دارد و اگر چنین است آن غایت چیست. مبنای دین‌شناسانه عموم فقیهان آن است که غایت اسلام به‌مثابه نظامی فکری، تعیین سعادت انسان است.<ref>شهابی، ادوار فقه، ص۱۹.</ref> بر اساس این نگرش، اجتهاد فقهی تلاش روشمند برای فهم دین و احکام شرعی زندگی انسان است. بر این اساس فقه به‌عنوان یکی از شاخه‌های اجتهاد دینی، در پیوند جدی با اجتهاد کلامی و اخلاقی اسلام است.<ref>مخلصی، نگاهی به تلاشهای احیاگرانه شهید صدر.</ref>
نظام‌مندی و غایتمندی به‌گونه‌ای‌ با هم ملازم‌اند؛ ازاین‌رو ذیل پرسش از نظام‌مندی فقه، این سؤال مطرح است که آیا اساساً فقه هدف و غایتی دارد و اگر چنین است آن غایت چیست. مبنای دین‌شناسانه عموم فقیهان آن است که غایت اسلام، به‌مثابه نظامی فکری، تعیین سعادت انسان است.<ref>شهابی، ادوار فقه، ص۱۹.</ref> بر اساس این نگرش، اجتهاد فقهی تلاشی روشمند برای فهم دین و احکام شرعی زندگی انسان است و فقه، به‌عنوان یکی از شاخه‌های اجتهاد دینی، پیوندی جدی با اجتهاد کلامی و اخلاقی اسلام دارد.<ref>مخلصی، نگاهی به تلاشهای احیاگرانه شهید صدر.</ref>


==مبانی روش‌شناختی==
==مبانی روش‌شناختی==