فقه معاصر:پیشنویس آیه ۹۰ سوره نحل: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== جامعترین آیه در زمینه مسائل اجتماعی == | == جامعترین آیه در زمینه مسائل اجتماعی == | ||
آیه ۹۰ سوره نحل که با نام آیه احسان نیز شهرت یافته،<ref>خراسانی، «آیات نامدار»، ص۳۶۶.</ref> از جامعترین آیات قرآن در زمینه مسائل اجتماعی و اخلاقی دانسته شده است.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۳۶۶.</ref> خداوند در این آیه به رعایت عدالت، احسان و نیکی به مردم و ادای حق خویشان امر کرده و در مقابل از فحشا، گناه و ظلم به دیگران نهی کرده است.<ref>رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج۱۱، ص۳۱۰-۳۱۱.</ref> | آیه ۹۰ سوره نحل که با نام آیه احسان نیز شهرت یافته،<ref>خراسانی، «آیات نامدار»، ص۳۶۶.</ref> از جامعترین آیات قرآن در زمینه مسائل اجتماعی و اخلاقی دانسته شده است.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۳۶۶.</ref> خداوند در این آیه به رعایت عدالت، احسان و نیکی به مردم و ادای حق خویشان امر کرده و در مقابل از فحشا، گناه و ظلم به دیگران نهی کرده است.<ref>رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج۱۱، ص۳۱۰-۳۱۱.</ref> [[علامه طباطبایی]] سه حکم اول را مهمترین احکامی دانسته که اساس اجتماع بشری با آن استوار میشود و به ترتیب اهمیت چیده شدهاند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۳۳۰.</ref> | ||
=== متن و ترجمه === | === متن و ترجمه === | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
=== يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَٱلۡإِحۡسَٰنِ وَإِيتَآيِٕ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ === | === يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَٱلۡإِحۡسَٰنِ وَإِيتَآيِٕ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ === | ||
واژه عدل در این آیه را به انصاف،<ref>طبری، جامع البیان، ج۱۴، ص۱۰۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶.</ref> دوری از افراط و تفریط،<ref>فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۶۱.</ref> قرار دادن هر چیزی در مکان شایسته خود،<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۳۳۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۳۶۶-۳۶۷.</ref> شهادت به وحدانیت خدا<ref>فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۵۸، ۲۵۹.</ref> و اقرار به رسالت پیامبر(ص)<ref>قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۳۸۸؛ بحرانی، البرهان، ج۳، ص۴۴۷-۴۴۹.</ref> تفسیر کردهاند. علامه طباطبایی عدل را عدل فردی و اجتماعی تقسیم کرده و عدل در این آیه را به معنای اجتماعی | واژه عدل در این آیه را به انصاف،<ref>طبری، جامع البیان، ج۱۴، ص۱۰۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶.</ref> دوری از افراط و تفریط،<ref>فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۶۱.</ref> قرار دادن هر چیزی در مکان شایسته خود،<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۳۳۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۳۶۶-۳۶۷.</ref> شهادت به وحدانیت خدا<ref>فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۵۸، ۲۵۹.</ref> و اقرار به رسالت پیامبر(ص)<ref>قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۳۸۸؛ بحرانی، البرهان، ج۳، ص۴۴۷-۴۴۹.</ref> تفسیر کردهاند. علامه طباطبایی عدل را عدل فردی و اجتماعی تقسیم کرده و عدل در این آیه را به معنای [[عدالت اجتماعی]] دانسته است.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۳۳۱-۳۳۲.</ref> | ||
درباره کلمه احسان نیز به انجام واجبات،<ref>فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۵۸، ۲۵۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶.</ref> کمک به مردم،<ref>طوسی، التبیان، ج۶، ص۴۱۸.</ref> و یا انجام هر عمل خوبی<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶.</ref> اشاره کردهاند. در نهایت ایتاء ذیالقربی را به معانیای چون صله رحم،<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ج۱۲، ص۸۲؛ فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۵۸-۲۶۱.</ref> کمک مالی به خویشان یا به جا آوردن حق نزدیکان اعم از اقوام نسبی و سببی و حتی دوستان و همسایگان دانستهاند.<ref>طبری، جامع البیان، ج۱۴، ص۱۰۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۳۶۹-۳۷۰.</ref> در منابع روایی شیعه این واژه به پرداخت خمس به ائمه(ع)<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۲، ص۸۴؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۳۳۲-۳۳۳.</ref> و ادای حق امامت<ref>حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۷۹-۸۰؛ بحرانی، البرهان، ج۳، ص۴۴۸-۴۴۹.</ref> تفسیر شده است. | درباره کلمه احسان نیز به انجام واجبات،<ref>فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۵۸، ۲۵۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶.</ref> کمک به مردم،<ref>طوسی، التبیان، ج۶، ص۴۱۸.</ref> و یا انجام هر عمل خوبی<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶.</ref> اشاره کردهاند. در نهایت ایتاء ذیالقربی را به معانیای چون صله رحم،<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ج۱۲، ص۸۲؛ فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۲۰، ص۲۵۸-۲۶۱.</ref> کمک مالی به خویشان یا به جا آوردن حق نزدیکان اعم از اقوام نسبی و سببی و حتی دوستان و همسایگان دانستهاند.<ref>طبری، جامع البیان، ج۱۴، ص۱۰۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۳۶۹-۳۷۰.</ref> در منابع روایی شیعه این واژه به پرداخت خمس به ائمه(ع)<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۲، ص۸۴؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۳۳۲-۳۳۳.</ref> و ادای حق امامت<ref>حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۷۹-۸۰؛ بحرانی، البرهان، ج۳، ص۴۴۸-۴۴۹.</ref> تفسیر شده است. | ||